|
نگاه برنده نوبل به جهان پيرامونش
«جيان» نويسنده محبوب و زيرزمينى چين
|
|
|
اميلى امرايى گائو شينگ جيان، نويسنده چينى و برنده نوبل ادبى ۲۰۰۰ طبق آمار غير رسمى در حال حاضر يكى از محبوب ترين نويسندگان چينى محسوب مى شود كه آثارش را غالب كتابخوانان در كشور چين به صورت غير قانونى مطالعه كرده اند. به گزارش بى. بى. سى، با وجود سختگيرى هاى دولت چين بيشتر قشر تحصيلكرده كه با زبانهاى خارجى آشنا هستند، اين روزها حتماً يكى دو نسخه از كتابهاى «جيان» را خوانده اند. وقتى كه گائو شينگ جيان جايزه نوبل ادبيات را دريافت كرد، بسيارى انگشت به دهان ماندند. اين جايزه حرف و حديثهاى زيادى را برانگيخت تا جايى كه بسيارى اين جايزه را به دلايل سياسى تعميم دادند. او كه نويسنده گمنامى بود، چيز زيادى درباره اش گفته نشده بود، البته بخشى از اين ماجرا به مهجور ماندن كل ادبيات چين باز مى گشت نه گائو جيان. آكادمى علوم، دلايل اعطاى جايزه نوبل به او را چنين برشمرد: «براى آثارى كه با اعتبار جهانى، شناختى دردآلود و زبانى تازه كه راهگشاى هنر رمان و نمايش چين بوده اند.» جيان در حال حاضر يكى از نويسندگان محبوب اروپا مخصوصاً فرانسه محسوب مى شود. آثار او همچون بسيارى از نويسندگان مهاجر مقيم فرانسه با استقبال روبرو مى شود و او از جايگاه والايى برخوردار است و جايزه نوبل هم به اين اعتبار افزوده است. جيان تجربه تلخ يك انقلاب فرهنگى سياه را چشيده است و سرفراز از تجربه بيرون آمده است. همسرش او را لو داده بود و او مجبور شده بود همه دستنوشته هايش را بسوزاند. شش سال تمام به طور مخفيانه در روستايى كارگرى كرد. خطوط آن روزهاى سخت هنوز هم روى چهره او پيداست. جيان متولد ۱۹۴۰ است، اما ظاهراً خيلى بيشتر از اينها ديده مى شود. سالهاست كه در چين از او به عنوان يك نويسنده ضد انقلابى ياد مى شود. در آثار جيان سبك و لحن خاصى وجود دارد، روايتى كه در ادبيات معاصر چين بى سابقه است و شايد دليل آن هم بهره گيرى او از ادبيات فرانسه است. جيان در بيست و دو سالگى از رشته ادبيات فرانسه فارغ التحصيل و بعدها مقيم پاريس شد. «كوهسار جان» رمانى بود كه او را به اوج شهرت رساند، اما جيان هنوز هم آرزو دارد كه اين رمان تنها در چين منتشر شود. بيشتر از هر اثر ديگرى، «كوهسار جان» بود كه باعث شد نظر اعضاى آكادمى نوبل به سوى جيان جلب شود. او در اين رمان به تمام مسائلى مى پردازد كه در دهه ۸۰ بر چين حاكم بود. از ويژگيهاى تكنيكى اين رمان دارا بودن دو زاويه ديد است كه با نگاه اول شخص جيان مسائل بيرونى را روايت مى كند و داستان در برهه زمانى حدود يك سال مى گذرد. دوم شخص هم زاويه ديدى است كه او براى بيان درونياتش از آن بهره مى گيرد. راوى داستان نويسنده اى است مخالف دولت. از نگاه دولت مظنون در «كوهسار جان» سرزمينى هست كه هرچه بيشتر مى گردند، كمتر مى يابند. جيان چند سال قبل از اين كه جايزه نوبل را دريافت كند، سخنرانى را با عنوان «خود و جهان» در جمع نويسندگان مهاجر چين و تبعيدى انجام داد كه نگرش او را نسبت به ادبيات و جهان پيرامونش مشخص مى كرد. «چرا آدمى مى نويسد؟ يا دقيق تر: چرا من مى نويسم؟» اين سؤال براى من از هر چيزى مهمتر است. تا جايى كه مى دانم، آثارم اعم از رمان و نمايشنامه در تمام جهان ترجمه شده اند و خوانندگان آثارم روز به روز بيشتر مى شوند. من موقع نوشتن اين كتابها حتى فكرش را هم نمى كردم كه يك روز آنها را منتشر كنم و حتى تا مدتها نمى دانستم كه مخاطبانم در كجاى اين دنيا هستند. من هرچه را كه مى نوشتم، توقيف مى شد و با آن برخورد مى كردند. ديگر هموطنانم نمى توانستند داستانهايم را بخوانند و خواننده غربى هم نداشتم. باور كنيد هيچ فكر نمى كردم كه روزى اين همه خواننده داشته باشم، به همين خاطر براى غربى ها هم نمى نوشتم. اين كه نوشتن را به طور مدام دنبال كردم يا نه، راحت بگويم عمده دليلش از سر عادت بود. اين راهى بود براى ادامه دادن زندگى. سالهاى اول انقلاب در چين خيلى سخت مى گذشت. هميشه هراس اين را داشتم مبادا مأموران گارد ويژه سرخ به خانه مان حمله كنند و به همين خاطر يك صندوق از دستنوشته هايم را سوزاندم. وقتى كه براى كار اجبارى مرا به روستا فرستادند، دوباره سر و كله عادت قديمى ام پيدا شد، مجبور بودم دستنوشته هايم را درون بطرى و زير خاك پنهان كنم. اين دوران آنقدر سخت بود كه فكر مى كردم هرگز پايانى ندارد. من مى نوشتم تا بر تنهايى فايق آيم. بعد از آن فرصتى دست داد تا دستنوشته هايم را منتشر كنم و به قولى نويسنده شوم. با اين حال باز هم دشوارى و سانسور بود. هرقدر كه مى توانستم جلوى زبانم را مى گرفتم و از جدل سياسى فاصله مى گرفتم. به همين خاطر در طول سده ۱۹۰۰ ادبيات چين هرگز نتوانست از زير سايه خفقان سياسى برهد. بالاخره در دهه ۱۹۸۰ انقلاب فرهنگى فرا رسيد، اما هميشه جنبش هاى كوچكترى وجود داشت. بسيارى از نويسندگان به سوى ادبيات محض و ناب رفتند، به اين دليل كه بتوانند از زير خفقان سياسى برهند. اگر معناى ادبيات به معنى شيفتگى به زبان رفرم و به معنى بازيهاى زبانى باشد، من در مورد ارزش آن ترديد دارم. فكر نمى كنم كه «ادبيات ناب» بتواند ادبيات را از هيچ ورطه اى بيرون بكشد. آيا داشتن آزادى ادبى تحت يك رژيم استبدادى ممكن است؟ آيا اين تنها يك خيال باطل در ذهن نويسنده نيست؟ اين سؤال به همه ما ربط دارد و حتى اگر بخواهيم كه از حرف زدن درباره آن صرف نظر كنيم، باز نمى توان آن را ناديده گرفت. هر بار ادبيات خواسته اوج بگيرد، باز در دام بازى هاى سياسى افتاده و به دليل ضعف آن، به همراه نويسندگانش به كام شكست فرو رفته است. درست است، «ادبيات ناب» شورشى در برابر ادبيات رسمى كه خاص مقامات است، محسوب مى شود. اين طبيعى است كه ادبيات بسيار فراتر از سياست است، زيرا كه ادبيات يعنى بيان آزادانه آنچه به انسان و وضعيت هستى او ربط مى شود، به صورت مكتوب. به همين خاطر ادبيات ملزم به ملاحظه جنبه هاى سودجويان واقعيت نيست. ادبيات تنها در صورت تمايل نويسنده مى تواند به سمت سياست سوق پيدا كند كه به اين مسأله نمى توان خرده گرفت. همين قدر هم خيلى ناراحت كننده است كه اگر سياست خود را به نويسنده اى تحميل كند و او به خدمت اهداف سياسى درآيد. متأسفانه پس از ۱۹۴۹ غالب نويسندگان چينى دچار چنين وضعيتى شدند. من فرار و زندگى در غرب را برگزيدم. هرگز سعى نكردم پنهان كنم كه من نويسنده اى تبعيدى هستم، بلكه همواره به صراحت گفته ام تا آن موقع كه در سرزمينم ديكتاتورى حكمفرماست، به وطنم باز نمى گردم. پس از كشتار جمعى كه در ميدان «صلح آسمانى» شد، به شكل علنى مخالفتم را با آن عمل وحشيانه اعلام كردم و از حزب استعفا دادم. پس از نوشتن نمايشنامه «فرار» آپارتمانم را در پكن تفتيش و مهر و موم كردند، اما من معتقدم كه اين نمايشنامه علاوه بر اشاره اى كه بر خفقان سياسى دارد، به خفقان هايى كه انسانها براى هم ايجاد مى كنند هم اشاره كرده است. كسى كه ما هيچ راه فرارى نسبت به آن نداريم، خويشتن ماست كه اگر نتوانيم آن را كنترل بكنيم، زندگى مان به جهنم تبديل مى شود. آپارتمان بعدها در سوئد، آلمان و فرانسه منتشر شد، اما هيچ كدام واقعيتى را كه در چين مى گذشت، نشان نمى دادند. من اصرار دارم كه به زبان مادرى ام بنويسم، معتقدم كه نويسندگان مهاجر چينى هنوز مى توانند به زبان چينى بنويسند، حتى اين زبان را رشد بدهند. در حال حاضر در سرتاسر جهان نويسندگانى به زبان چينى مى نويسند، اما متأسفانه ادبيات چين تنها در اين كشور است كه حضور دارد. البته گاهى هم به فرانسه مى نويسم، احساسات انسانى بسيار فراتر از محدوديت زبانى است. مى توان فارغ از وابستگى هاى زبانى، احساسات يك داستان را به همه مليت ها منتقل كرد. ادبيات تنها وقتى كه بتواند خود را از هر نوع سودجويى رها كند، مى تواند رها و آزاد، جسور و طبيعى باشد. من سعى خواهم كرد اين اتكا را از دست ندهم و در آرامش به نوشتن ادامه دهم. من فقط وقتى مى نويسم كه در آن لحظه به وسيله نوشتن دچار احساس سعادت شوم. در حال حاضر در كشور چين محبوب ترين آثار جيان، رمانهايى همچون «كوهسار جان»، نمايشنامه «ايستگاه اتوبوس»، «فرارى» و «ساحلى ديگر» است. تازه ترين مجموعه داستان جيان پايان ماه مارس منتشر مى شود.
|