دوشنبه ۱۵ فروردين ۱۳۸۴ - ۲۴ صفر ۱۴۲۶
Mon, Apr 4, 2005
گزارش
۳۰۹۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
خانواده (جامعه)
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
پديده جلب توجه در ميان جوانان
معرفى كتاب
درنده باسكرويل
درنده باسكرويل، يكى از بهترين رمان هاى جنايى، بهترين داستان بلند شرلوك هلمز است. اين داستان در زمان چاپ آن در مجله استرند، با استقبال فراوانى مواجه شد. داستان ابتدا به گونه اى پيش مى رود كه خواننده گمان مى برد، شرلوك هلمز كه در كتاب قبلى بازگو شده بود در اعماق آبشار رايشن باخ كشته شد، ديگر بار بازگشته است. اما بعد مشخص مى شود ...
كتاب درنده باسكرويل همچون ديگر كتب مجموعه شرلوك هلمز نوشته آرتور كانن دويل است. اين كتاب را مژده دقيقى ترجمه كرده و انتشارات كارآگاه نيز به چاپ آن همت گمارد است. «درنده باسكرويل» با بهاى ۱۲۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان است.
كله كدو و مترسك در شهر زمرد
اگر داستان «جادوگر شهر زمرد» را خوانده باشيد، مى دانيد كه دو تن از شخصيت هاى محبوب اين كتاب، مترسك و هيزم شكن حلبى بودند. محبوبيت اين دو باعث شد فرانك باوم نويسنده كتاب جادوگر شهر زمرد به فكر خلق كتاب ديگرى كه مترسك و هيزم شكن حلبى در آن نقش داشته باشند، بيفتد. حاصل اين ايده، كتاب «كله كدو و مترسك در شهر زمرد» شد كه اكنون با ترجمه ابراهيم اقليدى در بازار كتاب منتشر شده است. كتاب حاضر را انتشارات كيميا با بهاى ۱۲۰۰ تومان به چاپ رسانده است.
قصه و افسانه هاى مردم ايسلند
ايسلند، همچون همه سرزمين هاى قديمى، سرشار از افسانه ها و قصه هاى قديمى است. كتاب حاضر اين افسانه ها را به روايت «مى» و «هالبرگ هالماندسان» بيان مى كند. از قصه ها و داستان هايى كه در اين مجموعه به چاپ رسيده مى توان به داستان هاى پدر هجده ساله سرزمين اجنه، درانگى جزيره تطهير شده، غول شب، گونا استخوان سرم را پس بده، قصه هاى سيموندور حكيم و ... اشاره كرد.
اين كتاب در انتشارات كتابهاى كيميا با همكارى مركز بين المللى گفت و گوى تمدن ها و با ترجمه محمود حبيبى به چاپ رسيده و با بهاى ۲۰۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان است.
مسيح هرگز با اينجا نرسيد
كتاب حاضر داستانى بلند از كارلولوى نويسنده ايتاليايى است كه محمدحسين رمضان كيانى به ترجمه آن همت گمارده است. داستان كتاب به شيوه بيان خاطرات روايت شده و ترجمه آن نيز روان و ساده است.
خواننده در خلال مطالعه داستان مى تواند با آداب و رسوم و زندگى اجتماعى ايتاليا نيز آشنا شود. اين كتاب در انتشارات هرمس به چاپ رسيده و با بهاى ۱۵۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان است.
افسانه هاى بوميان استراليا
كتاب حاضر شامل افسانه هاى بوميان استراليا به روايت كى لانگ لو پاركر است كه پژمان طهرانيان و زوبين صالحى به ترجمه آن همت گمارده اند. از جمله داستان هايى كه در اين مجموعه به چاپ رسيده است: گال و اولاى بزمجه، كوكو بوراها و گولاگول، موليانگا ستاره بامدادى، اويان مرغ باران، و ايامبه لاك پشت دريايى، بيلبر و مايرا، و الوبال مارمولك پوست درختى، جايى كه سرما از آن مى آيد.
اين كتاب در انتشارات هرمس با همكارى مركز بين المللى گفت و گوى تمدنها به چاپ رسيده و با بهاى ۲۵۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان است.
پديده جلب توجه در ميان جوانان
سبقت از همسالان
206001.jpg
محمد ضرغامى
وارد فروشگاه كه مى شود توجه همه را به خود جلب مى كند، انگار آرايش چهره ، حركت دستها و سبك راه رفتنش او را از ديگران متمايز كرده است.
فروشنده با لبخندى مصنوعى خود را به او نزديك مى كند و از او درباره گوشى موبايل مورد علاقه اش مى پرسد، فروشنده هنگام حرف زدن آنقدر كش و قوس به كلمات مى دهد كه هر آن احساس مى كنى كلمه اى به كلمه ديگر نمى رسد و جمله ناتمام مى ماند. بالاخره يك گوشى آن چنانى به او نشان مى دهد و مى گويد: «اين گوشى رو اونهايى برمى دارن كه مى خوان خودشونو نشون بدن...» اين گفته فروشنده با لبخند رضايتى از جانب مشترى جوان پاسخ داده مى شود. به ظاهر او گمشده اش را يافته است.
اين روزها جلب توجه به بازى جديد جوانان تبديل شده ، آنها داشته ها و نداشته هايشان را سبك و سنگين مى كنند و به رخ يكديگر مى كشند. آنها تمام راه ها را امتحان مى كنند تا با سماجت به ذهن بخشى از جامعه وارد شوند و آنجا با اطمينان خاطر جاخوش كنند. اما هميشه جلب توجه كردن جوانان با سوءتفاهم همراه است؛ سوءتفاهمى كه اصل مسأله را مخدوش مى كند. آنها نمى خواهند هيچ چيز عصرشان را از دست بدهند. عبور از هر خط قرمزى برايشان جذاب است، دوست دارند تجربه كنند و در اين تجربه ها خودى نشان بدهند. گاهى اوقات ممنوعيت ورود به دنياى بزرگترها را ناديده مى گيرند، اما براى ورود بزرگترها به دنيايشان ممنوعيت قائل مى شوند. پس جلب توجه مى كنند تا امتيازات بيشترى به دست بياورند.
نريمان ۲۱ساله كه تا چندى پيش در يك بوتيك كار مى كرد و با جوانان بسيارى سروكار داشت معتقد است جلب توجه كردن جوانان يك پديده غريزى است.
اما وقتى به تك تك جوانان نگاه مى كنيم مى بينيم آنها با يك روش، پيامهاى مختلفى ارائه مى دهند، احسان خودش را شبيه بيتل ها آرايش كرده است، وقتى از او مى پرسم چرا اين تيپ را انتخاب كرده اى مى گويد: «چون همه جلب توجه ها مثل هم شده و من مى خواستم يه تيپ سنگين و بااصالتى داشته باشم.» جوانان اگرچه جلب توجه مى كنند تا خود را به اثبات برسانند، اما با واژه هاى «جلب توجه كردن» ميانه خوبى ندارند و گاهى فكر مى كنند اين واژه ها را بزرگترها خلق كرده اند تا آنها را تحقير كنند.
به اعتقاد يك فروشنده لباسهاى زنانه، دختران جوان از طريق انتخاب لباسهايى با رنگهاى تند سعى مى كنند احساس تحسين ديگران را برانگيزند. جوانان بسيارى معتقدندكه جلب توجه كردن به آنها كمك مى كند از انزوا خارج شوند و بر شرايطى كه در آن به سر مى برند تسلط پيدا كنند. اشكان كه به همراه دوستش در يك نيمه شب زمستانى در خيابان تخت طاووس پياده روى مى كنند و شيطنت هاى كودكانه اى انجام مى دهند؛ گويى اين حركات را براى جلب توجه ديگران انجام نمى دهد، بلكه بيشتر مى خواهد انرژى اش را تخليه كند. «اگه آدم تموم زندگيش رو بذاره براى جلب توجه ضايع است.» به عقيده اشكان كسانى كه مى خواهند رفقا و هواخواهان زيادى داشته باشند از جلب توجه استفاده مى كنند اما گاهى اوقات جلب توجه به يك مشكل روانى تبديل مى شود.
فرويد مى گويد اگر غرايز ارضا نشود همه چيز براى شخص غيرقابل تحمل مى شود؛ او معتقد است: فقط با كمك دنياى بيرون مى توان غرايز را ارضا كرد. اما آنچه جوانان ايرانى را كلافه مى كند، ممنوعيت هايى است كه از دنياى بيرون بر تمايلات آنها سايه انداخته است. گاهى اين جوانان گمان مى كنند اگر ممنوعيت ها را ناديده بگيرند خود را به اثبات رسانده اند.
دستهاى روشده
جوانان فرستنده پيامى ويژه هستند، فرستندگانى كه مى خواهند مخاطبان بى شمارى داشته باشند. بنابراين براى پيشى گرفتن از ساير همسالان خود از يك اتفاق بصرى ويژه استفاده مى كنند، اتفاقى كه جلب توجه از آنجا آغاز مى شود. آنها با حساسيت بخشيدن به اين اتفاق بصرى، پيام خود را در سطح مخاطبان گسترش مى دهند. نريمان مى گويد: «هركى براى اينكه مخاطب خاص خودش رو پيدا كنه، مجبوره جلب توجه كنه.» امروز ارتباطات گسترده نسل جديد، آنها را به همگون سازى در جذب مخاطب مجبور كرده است و جوانان ايرانى مثل سيزيف زندگى در اجبار را تجربه مى كنند، اما آيا آنها به همان ميزانى كه سيزيف خوشبخت بود، مزه خوشبختى را چشيده اند؟ اشكان مى گويد: «اين زندگى هم تكرارى شده جوونا هرچى پول هم درميارن خرج لباس خريدن مى كنن.» اما آزاده سميعى، اجبار در جذب مخاطب را نوعى خودنمايى مى داند و معتقد است: ميان جلب توجه كردن و خودنمايى كردن از زمين تا آسمان فاصله است. محمودى تبار روانشناس سن نوجوانى را آغاز پديده جلب توجه كردن مى داند: «جلب توجه در همه سنين وجود دارد اما نوجوانى نقطه ورود به زندگى جديدى است، اين مقطع كودكى را به بزرگسالى وصل مى كند و به همين خاطر شخص احساس برزخ مى كند و مى خواهد خودش را بيشتر نشان دهد.»
اما در پاره اى موارد جلب توجه كردن تنها يك برترى جويى مطلق است، آزاده مى گويد: دخترها با استفاده از آرايش مخصوص، خنديدن و راه رفتن خاص و كاربرد اصطلاحات دخترانه فقط برترى خود را به رخ همديگر مى كشند.» جوانان تمام ترفندهاى جلب توجه كردن براى مخاطبان سنى خودبه كار مى برند. جامعه شناسان گروه مخاطبان را يكى از فاكتورهاى اصلى جلب توجه مى دانند، آنها معتقدند جلب توجه با شناخت افراد از مخاطبانشان همراه است. على بروجردى جامعه شناس درباره طيف بندى مخاطبان مى گويد: «اگر فردى كه مى خواهد جلب توجه كند، فرد آرامى باشد و تنها گروه خودش را مهم به شمار آورد، فقط براى هم سبكهاى خودش جلب توجه مى كند، اما اگر آدم لجبازى باشد، سعى مى كند تغيير رفتار دهد و با مخاطبانش به شيوه اى لجوجانه و تهاجم آميز برخورد كند.» اما تانيا كه براى خريد به بازار قائم آمده است مى گويد: «جوانان ايرانى دست مخاطب را خوانده اندو با سليقه مخاطبشان خود را آرايش مى كنند.»
سپيد مايل به خاكسترى
امروزه وسايل جلب توجه از تيپ و قيافه ظاهرى فراتر رفته و به شناسنامه افراد تبديل شده است. بسيارى ازايرانيانى كه پس از سالها به ايران برمى گردند، اين پديده آنها را آزار مى دهد. امين جوان كانادايى ايرانى تبار كه پس از ۲۱ سال به ايران بازگشته است ، از سه هفته اقامتش در ايران وبرخورد با جوانان ايرانى مى گويد: «اون جا همه سعى مى كنن، كلاسيك باشن، ولى اينجا همه مى خوان مثل بچه پانكى هاى اون جا باشن. وقتى من اومدم ايران فكر مى كردم همه خيلى پولدارن. ولى ديدم همه تظاهر مى كنن.» در جلب توجه كردن سليقه عمومى تأثيرگذار است، كارشناسان معتقدند زمانى كه تأييدپذيرى اجتماعى به سطح قابل قبولى ارتقا پيدا مى كند به آن جلب توجه مى توان نام داد. اما به اعتقاد على بروجردى جامعه شناس وقتى فردى مى خواهد تمام رفتارهايش موردتأييد واقع شود و به اين وسيله جلب توجه كند، اين فرد دچار سوءرفتار شده است. شهرام خرم طراح و كاريكاتوريست چهره افراد بسيارى را طراحى كرده است به عقيده او دخترها نسبت به چهره خود حساس تر هستند و البته پرجرأت تر. اماوقتى پاى انتقاد به ميان مى آيد، پسرها انتقادپذيرند.
از شهرام مى پرسم جامعه ما با جلب توجه چگونه برخورد كرده است؟ او بدون درنگ مى گويد: «اصلاً با جلب توجه برخوردى نشده ، پيش از آنكه با جلب توجه كردن برخورد شود با اعتقادات افراد در باره نحوه پوشش و آرايششان برخورد شده است.»
شهرام يك كلاه مدل پيكاسو بر سر دارد و سرتا پا مشكى پوشيده است ، موهاى فرفرى او از زير كلاه بيرون ريخته و هيبتى افسانه اى به او داده است، به او مى گويم تو هم مى خواستى اينگونه جلب توجه كنى؟ حرفم او را ناراحت مى كند، اما مى گويد: «اين لباس جزو اعتقادات من است ، من اگر اين كلاه رو بردارم موهام آشفته مى شه، البته بعضى از هنرمندها اين جور كلاهها رو به سر مى ذارن».
شهرام مى گويد كه ازوسايل خاصى استفاده مى كند،وسايلى كه نشانه اى ايرانى دارد،مثلاً انگشترى را به من نشان مى دهد كه مارك هخامنشى بر آن حك شده؛ محمودى تبار، روانشناس مى گويد در ايران جلب توجه كردن از تقليد شروع مى شود، اما جوان در تقليد قدرت انتخاب دارد، با اين حال چون اين تقليد پذيرى تعيين شده نيست ، جوانان را با تضاد شخصيتى مواجه مى كند و عده اى در برابر عده اى ديگر صف آرايى مى كنند. جلب توجه در ميان كسانى كه خود را وابسته به گروههاى ايمانى مى دانند نيز به چشم مى خورد.
على بروجردى تصويرى كلى از پديده جلب توجه در ميان جوانان ايرانى ارائه مى دهد: «در جامعه ما راه بروز رفتارهاى به هنجار ايجاد نشده و ما جامعه اى را مبتنى بر جامعه انقلابى - اسلامى طراحى كرده ايم ، راههاى ايجادشده در اين جامعه آنقدر متفاوت نيست كه همه افراد را در رسيدن به اهدافشان كمك كند، بنابراين افراد راههاى ديگر را از فرهنگهاى ديگر به كار مى گيرند تا به اهدافشان برسند.»
به اعتقاد اين جامعه شناس تكنولوژى روز موجب شده افراد با استفاده از ابزار مدرن به شيوه هاى جديدترى براى جلب توجه كردن روى بياورند، اما چون ما جامعه تثبيت شده اى نداريم ، بيشتر جلب توجه ها در حوزه رفتارى جوانان قابل بررسى است.
چيزى سنگين تر از حكايت
محمودى تبار از دختر جوانى ياد مى كند كه چندى پيش پدر و مادرش را تهديد به خودكشى كرده بود، او همه چيز را دقيق محاسبه كرده بود، حتى طبقه اى را انتخاب كرد كه در صورت سقوط جان سالم به در ببرد؛ اين دختر جوان تنها مى خواست به اين وسيله جلب توجه كند، اما سفير مرگ در اين رقابت پيروز شد. به اعتقاد محمودى تبار ما وقتى استقلال را ازجوانان مى گيريم و بايد و نبايدهاى كاذب را جايگزين آن مى كنيم ، خواه ناخواه جوانان را به استقبال حوادث مى فرستيم. اين روانشناس معتقد است اگر جلب توجه به يك رفتار دائمى و آزاردهنده تبديل شود مى توان آن را به عنوان علايم يك بيمارى به حساب آورد. او مى گويد علايم اين بيمارى را درميان نوجوانان خانواده هاى ديكتاتور و خانواده هايى كه فرزندانشان از آزاديهاى بدون برنامه برخوردارند مشاهده كرده است.
هنوز هم جلب توجه يك سوءتفاهم تاريخى را در ذهن زنده مى كند، سوءتفاهمى كه همه چيز را به سخره مى گيرد بد تعريف مى شود و مثل خيلى چيزهاى ديگر يك روز به ورطه تكرار مى افتد و فراموش مى شود، اما نسلى ديگر با تعابيرى تازه تر از راه مى رسند، آنها حتماً سوءتفاهم جديدى را به عرصه ادبيات جلب توجه كردن وارد مى كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |