دوشنبه ۱۵ فروردين ۱۳۸۴ - ۲۴ صفر ۱۴۲۶
Mon, Apr 4, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۰۹۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
خانواده (جامعه)
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
گفت وگو با دكتر محمد على موحد
سوداى استقلال از مسير نفت و ملت
گفت و گو : يوسف ناصرى
اشاره:
206064.jpg
نام دكتر محمد مصدق (۱۳۴۵ - ۱۲۶۱) خواه ناخواه در فهرست سياستمداران شاخص تاريخ معاصر كشور ما جاى دارد . او كه از خاندانى اشرافى برخاسته بود ، تحصيلات عاليه خود را تا سطح دكتراى حقوق در دانشگاه نوشاتل سوئيس به پايان رساند .
چندين بار به مقام وزارت رسيد و در سالهاى ۳۲ - ۱۳۳۰ نخست وزير ايران شد . او كه در آخرين روزهاى اسفندماه ۱۳۲۹ به شدت پيگير مسأله عينيت بخشيدن به ملى شدن صنعت نفت ايران بود . بعد از ترور رزم آرا نخست وزير وقت ايران در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ ماده واحده پيشنهادى كميسيون نفت در روز ۲۴ اسفند در مجلس شوراى ملى و در ۲۹ اسفند همان سال در مجلس سنا به تصويب رسيد . اما تصويب اين ماده واحده و اعلام ملى كردن صنعت نفت ايران با مشكلات پيچيده اى مواجه شد و روند دموكراسى بعد از شهريور ۱۳۲۰ با عزل و بركنارى كابينه مصدق ، حالتى غيرعادى به خود گرفت .
در گفت وگو با دكتر محمد على موحد نويسنده كتاب «خواب آشفته نفت» به نحوه طرح ملى كردن صنعت نفت ، مشكلات ، موانع و پيامدهاى مرتبط با آن و نوع نگرش دكتر مصدق به اين موضوع توجه شده است . اين گفت و گو در پى مى آيد .
گروه انديشه

روزنامه آژير در سال ۱۳۲۳ خطاب به دكتر محمد مصدق نماينده اول مردم تهران در مجلس چهاردهم شوراى ملى (۲۴ - ۱۳۲۲) اظهار داشته اگر شما ملت پرست هستيد ، قرارداد نفتى دارسى را لغو كنيد . رحيميان نماينده وقت قوچان نيز در همان سال ، از دكتر مصدق خواسته بود ماده واحده لغو قرارداد نفت جنوب را امضا كند . اما دكتر مصدق گفته: نمى توانيم قرارداد را يك طرفه فسخ نماييم.» چرا دكتر مصدق به عنوان شخصيتى شناخته شده و ملى ، چنين اقدامى را نمى پسنديد؟
دكتر مصدق هرگز زير بار الغاى يك طرفه قرارداد نرفت . به دليل اينكه هر قراردادى به لحاظ حقوقى ، دو طرف دارد و ابطال يك طرفه قرارداد از جانب ايران ، باعث مى شد كه محاكم بين المللى عليه ما حكم كنند . چون قرارداد مذكور داراى ماده داورى بود و اختلافات بايستى به داورى گذاشته مى شد . اما ملى كردن صنعت نفت ، در حقيقت دور زدن قرارداد بود و اصلاً قرارداد را ناديده مى گيرد . البته ما دو نوع ملى كردن صنايع داريم. يكى ملى كردن مشروع است و ديگرى ملى كردن نامشروع. ملى كردن نامشروع پرداخت غرامت سنگين ترى است .
لازم است به اين موضوع اشاره كنم كه در سالهاى پس از جنگ جهانى دوم (۱۳۲۴ ش ‎/ ۱۹۴۵) دولت بريتانيا بسيارى از صنايع انگليس و از جمله در حوزه زغال سنگ را ملى اعلام كرد . هر دولتى با توجه به مصالح عمومى كشور تصميم مى گيرد يك رشته از كسب و كار را از حوزه بخش خصوصى در بياورد و در اختيار بگيرد . برداشت كلى اين است كه دولت ، منافع كل مملكت را در نظر مى گيرد ولى بخش خصوصى به دنبال منافع خودش است .
شما بين ملى كردن صنايع داخل كشور با ملى كردن شركتى خارجى كه برپايه يك قرارداد بين المللى در كشور ما فعاليت داشته، تفاوتى قائل هستيد؟
در اين زمينه تفاوتى وجود ندارد. به اصطلاح حقوقى نبايد در قضيه ملى كردن يك صنعت، تبعيضى ميان شركتهاى داخلى و خارجى قائل شد.
عباس اسكندرى در مردادماه سال ۱۳۲۷ در جلسه مجلس هفدهم شوراى ملى (۲۸ - ۱۳۲۶) خواستار ملى شدن صنعت نفت شده بود. از ديد اين نماينده ، ملى شدن اين صنعت چه مفهومى داشت؟
عباس اسكندرى در همان زمان اعلام نمود: «دولت بايد صنعت نفت را ملى كند و خودش استخراج نفت را به دست بگيرد» و بعداً حائرى زاده ديگر نماينده مجلس آن را در كميسيون نفت مطرح نمود ولى اسكندرى بين ملى كردن و الغاى قرارداد خلط مبحث كرده و به تجديدنظر در قرارداد در همان زمان رضايت داده بود.
اختلاط بين اين دو مفهوم در پيشنهاد رحيميان هم انعكاس دارد. اين نماينده در خردادماه سال۱۳۲۸ اظهار داشت: :چرا لغو قرارداد را رسماً به دنيا اعلام نمى كنيد. چرا لايحه ملى كردن نفت را به مجلس پيشنهاد نمى كنيد.؟»
دكتر مصدق مدتها بعد از عزل از مقام نخست وزيرى گفته بود: «اگر ملى شدن صنعت نفت در ايران خدمت بزرگى است، بايد از اولين كسى كه اين پيشنهاد را نمود، سپاسگزارى كرد و آن شهيد راه وطن، دكتر سيدحسين فاطمى است.» جبهه ملى در شهريور ۱۳۲۸ تشكيل شد و در آبان همان سال اعلام رسميت نمود. بعد از تشكيل جبهه است كه دكتر فاطمى، پيشنهاد ملى كردن صنعت نفت را ارائه مى دهد ولى چگونه است دكتر مصدق اظهار داشته، دكتر فاطمى اولين كسى بوده كه پيشنهاد ملى كردن صنعت نفت را ارائه نموده است؟
دكتر مصدق آدمى بوده كه در اين زمينه تا جايى كه به ياد داشته چنين اظهارنظرى كرده است من هم در اين سن و سال در حدى حافظه ام يارا مى دهد صحبت مى كنم. آنچه مسلم است پيشنهاد ملى شدن به طور رسمى در جلسه جبهه ملى از سوى دكتر فاطمى مطرح شده و روى اين پيشنهاد اظهار نظر گرديده. صحبتهاى قبل از اين تاريخ هرچه بوده جدى گرفته نشده و منشأ اثر نبوده است.
سرلشكر حاج على رزم آرا نخست وزير وقت ايران به هنگام حضور در جلسه ختم يكى از علماى وقت در مسجد سلطانى بازار تهران به دست يكى از اعضاى فداييان اسلام (به اتهام خيانت) ترور شد. در همان روز (۱۶اسفند ۱۳۲۹) دكتر مصدق رئيس كميسيون نفت تأكيد بسيار بر بررسى نحوه ملى كردن صنعت نفت مى كند و به شدت پيگير اين قضيه بوده است.
دكتر مصدق از قضيه قتل رزم آرا نهايت استفاده را برد و به اصطلاح تا تنور داغ بود، نان را چسباند. يك روز بعد از قتل نخست وزير، كميسيون نفت در پيشنهادى از مجلس تقاضاى دو ماه مهلت نمود تا نحوه اجرا كردن اصل ملى شدن اين صنعت را مورد بررسى قرار دهد.
دكتر مصدق در زمان شروع كميسيون نفت در روز شانزدهم اسفند، دستور مى دهد كه در اتاق را قفل كنند و منشى هاى كميسيون را به داخل جلسه راه ندهند. ترور رزم آرا در ساعت ۱۰ و چهل دقيقه اتفاق مى افتد و اعضاى كميسيون تا ساعت ۱۲ يعنى وقتى كه نصرت الله كاسمى يكى از اعضاى كميسيون مى خواست به دستشويى برود، از ترور نخست وزير بى اطلاع بودند. بعد از پخش خبر، دكتر مصدق مى گويد: «خبر مهمى نبود، ما مشغول كار خودمان باشيم.» چرا دكتر مصدق تا به اين حد به دنبال ملى كردن صنعت نفت بود و آيا قضيه ترور نخست وزير وقت ايران، خبر مهمى نبود؟
من اين مطلب را كه شما گفتيد به خاطر ندارم و اصلاً نمى دانم روز ۱۶اسفند كه رزم آرا ترور شد در آن حالت كميسيون نفت جلسه داشته يا خير ولى در هر حال، دكتر مصدق مى خواسته كسى از جلسه كميسيون نفت بيرون نرود تا بحث و بررسى لازم انجام شود و به شكلى قانونى مانع فعاليت شركت نفت انگليس و ايران شوند. البته خبر ترور رزم آرا، خبر مهمى بوده ولى دكتر مصدق، سياستمدارى بود كه در ۱۷اسفند از جو ملتهبى كه پيش آمده بود، حداكثر استفاده را براى ملى كردن صنعت نفت به عمل آورد.
در همان دوران، غلامحسين فروهر وزير دارايى وقت گفته بود: «دولت به اسم اينكه دارايى حق حاكميت است نمى تواند تعهدات و قراردادهاى امضا شده را لغو كند» و باز گفته بود: «لفظ ملى كردن شايد زياد دلچسب باشد. اما معلوم نيست نتايج آن چه خواهد بود.»
كسانى بودند كه در همان زمان نسبت به پيامدهاى ملى كردن صنعت نفت هشدار مى دادند. رزم آرا نيز كميسيونى را مسؤول ارزيابى و تحقيق اين موضوع نمود كه آيا ايران توانايى اداره صنعت نفت را دارد يا خير؟ كميسيون پس از مدتى بحث و بررسى نسبت به اين موضوع قضاوت كرد و اعلام نمود كه ايران نمى تواند اين صنعت عظيم را اداره كند و رزم آرا هم با عنايت به بررسى آن كميسيون گفت ما حتى لولهنگ هم نمى توانيم بسازيم.
البته او در اين زمينه اغراق كرد و بدون توجه به جو سياسى جامعه ما چنين اظهارنظرى كردو رسانه ها نيز به بزرگ نمايى رزم آرا پرداختند. رزم آرا به عدم توانايى ايران براى اداره صنعت نفت در آن دوره واقف بود ولى يك سياستمدار بايستى در اظهارنظر كردن تا حدود زيادى دقت به خرج دهد.
آيا او به اينكه ايران نمى تواند لوله بسازد، اعتقاد داشت يا اينكه با حالتى احساسى اظهارنظر كرده بود؟
او مى خواست بگويد ايران توانايى اين كه صنعت عظيمى مثل نفت را اداره بكند ندارد ولى اين جمله از دهنش پريده بود و مطبوعات اعلام كردند كه اين جمله رزم آرا، توهينى به ملت ايران است. دكتر مصدق مى گفت درست است كه ما كارشناس نفتى نداريم ولى مى توانيم از كارشناسان بيطرف كشورهايى ديگر به غير از انگليس دعوت به عمل بياوريم.
وزير دارايى پيش طى اظهارنظرى گفته بود: «با وضع كنونى جهان، ملى كردن صنعت نفت در ايران جز ايجاد بدبختى و بيكار نمودن جمعى مردم مستمند و فقر و فاقه خانواده ها و كسان آنها نتيجه اى نخواهد داشت.»
البته مردم در ابتدا به شدت موافق ملى شدن صنعت نفت بودند ولى با طولانى شدن روند آن طبعاً به تدريج احساس دلسردى در مردم ظاهر شد.
چند روز پس از ملى شدن صنعت نفت يعنى در فروردين ۱۳۳۰ كارگران شركت نفت آبادان دست به اعتصاب زدند و حكومت نظامى در آنجا اعلام شد. بعد از بازگشت دكتر مصدق و همراهان او از سفر يك ماهه به ايالات متحده و حضور در سازمان ملل، چهل و پنج تن از روحانيون مخالف دولت مصدق در مسجد سپهسالار تحصن كردند. جمال امامى كه در ابتدا پيشنهاد نخست وزيرى را به دكتر مصدق داده بود و بعدها مخالف سرسخت او شد در جلسه مجلس در آذر ۱۳۳۰ خطاب به دكتر مصدق گفت: شما بعد از گذشت هشت ماه براى ملى شدن صنعت نفت چه كار مهمى انجام داده ايد. از ديد امامى و ديگر مخالفان، روند ملى شدن اين صنعت بايد در مدت چند ماه طى مى شد؟
من دقيقاً نمى دانم جمال امامى چگونه فكر كرده است. به هر حالت آنها بعد از مدتى مخالف سرسخت كابينه دكتر مصدق شدند و به هر طريقى با دولت مخالفت مى كردند.
دكتر بقايى هم كه بعدها به صف مخالفان دولت مصدق پيوست به هيچ وجه شناخت دقيقى از صنعت نفت نداشت. بقايى مى گفت خريداران نفت كشور ما مثل صف نانوايى در صف بايستند و نفت تحويل بگيرند.
مى خواهم بگويم كه بقايى از وضعيت ساختار نفت و قراردادهاى پشت پرده بين شركتهاى عضو كارتل هاى نفتى خبر نداشت.
جمال امامى در سال ۱۳۲۶ در مجلس گفته بود: «هم بنده و هم شما مى دانيم كه ملى كردن نفت به آسانى نمى شود. ما انتظارمان از دولتها اين است كه هركدام آمدند يك قدمى جلو بروند». اين چنين نظرى نشان از دشوارى ملى شدن صنعت نفت داشت؟
بالاخره قرارداد دارسى (۱۲۸۰ ش ۱۹۰۱‎/) و قرارداد تجديد نظرشده آن در سال ۱۳۱۲ (۱۹۳۳) اصلاً براى ايرانيان خوشايند نبود. در مجلس شانزدهم نيز تقى زاده كه به عنوان وزير وقت ماليه قرارداد ۱۳۱۲ را امضا كرده بود به طور علنى و صريح گفت آن قرارداد در شرايط غيرعادى برايران تحميل شد و امضا كننده و تصويب كنندگان آن در ايران آلت فعلى بيش نبودند.
در سالهاى قبل از ملى شدن صنعت نفت، تقى زاده خواستار حركت تدريجى براى تغيير و اصلاح قرارداد نفت بود ولى پس از تصويب در جواب سفير انگليس اعلام كرد كه تصميم دولت ايران در اين باره قاطع است و بهتراست كه شما هم در چارچوب سياست دولت ايران براى حل موضوع همكارى كنيد.
دكتر مصدق گفته بود: «خدا را در اين عقيده به شهادت مى طلبم كه تا صنعت نفت ملى نشود، ملت ايران هيچ وقت روى خوشى و آسايش نخواهد ديد». در جايى ديگر نيز گفته بود: «مسبب تمام بدبختى هاى اين ملت [ايران] زجرديده شركت نفت انگليس و ايران است». نوع نگاه دكتر مصدق به شركت يادشده برچه مبنا شكل گرفته بود و آيا ملى شدن صنعت نفت، باعث شد ما به رفاه و آسايش برسيم؟
هرچيزى را كه انسان آرزو دارد، لزوماً تحقق پيدا نمى كند. ملى كردن نفت را از دو زاويه مى توان مورد تحليل قرار داد. يكى از زاويه اقتصادى است. دكتر مصدق مى گويد ما كه مالك نفت هستيم ،در فقر وفاقه زندگى مى كنيم و درآمد چندانى نصيب ما نمى شود.
از زاويه سياسى هم مى توان به اين قضيه نگاه كرد. واقعيت اين است كه شركت مذكور با استناد به قرارداد در شوون داخلى كشور ما مداخله مى كرد و در سياست ايران چنگ انداخته بود. در همان زمان رضاشاه،كنسول ايران در بصره گزارش مى دهد كه شركت نفت، براى درخواست كنندگان ورود به ايران، ويزا و پاسپورت صادر مى كند . اين گزارش در مجموعه اسناد نفت كه در همين چندسال اخير از سوى جمهورى اسلامى ايران انتشار يافته موجود است.
به عبارتى اين شركت ، يك دولت موازى در كنار دولت ملى ايران تشكيل داده بود. دكتر مصدق اعتقاد داشت كه اين قرارداد بايستى به صورتى فلج شود و كشور از آن وضعيت نامطلوب خلاصى يابد.
دكتر مصدق در زمان اقامتش در آمريكا و در مذاكرات ۸۰ ساعته با مك گى معاون وزير خارجه آن كشور، پالايشگاه آبادان را از قضيه ملى شدن صنعت نفت مستثنى دانسته بود. مك گى با شنيدن اين نظر، گفته من دچار هيجان شديدى شدم و از مصدق خواستم به صورت مكتوب اين موضوع را اعلام كنيم...
205938.jpg
در متن اصل تصويب شده ملى كردن صنعت نفت، به موضوعات اكتشاف، استخراج و بهره بردارى اشاره شده ولى از تصفيه يا پالايش ذكرى به ميان نيامده و به لحاظ حقوقى پالايشگاه مى توانست ملى نشود. برخى معتقدند كه دكتر مصدق، آمريكايى ها را با اين اظهار نظر فريب داده و زرنگى به خرج داده ولى من معتقدم كه مصدق با كمال صداقت تا پاى آبروى سياسى خود پيش رفته است تا ثابت كند كه طرف مقابل اهل مذاكره و مصالحه نيست.
اگر تأسيسات پالايشگاه آبادان جزو اصل ملى شدن قرار نمى گرفت ، چرا دولت گروهى را براى خلع يد تعيين كرد و آنها را به آبادان اعزام نمودند و سرپرستى پالايشگاه را به عهده گرفتند؟
به لحاظ حقوقى ، تأسيسات پالايشگاه مى توانست ملى نشود ولى خلع يد عملاً از آبادان شروع شدو پالايشگاه به طور دو فاكتو (موقتى ) ملى گرديد.
اما چرا هيچ وقت دكتر مصدق در ايران و يا به هيأت همراهش نگفت كه پالايشگاه نبايستى ملى بشود و ما در نهايت در خاطرات مك گى به اين موضوع پى مى بريم؟
طرح چنان مطلبى و قبولانيدن آن به مردم در شرايط آن زمان كار آسانى نبود. وقتى طرف مقابل، حاضر نمى شد كوتاه بيايد، دكتر مصدق هم لزومى نمى ديده كه اين نظر را مطرح كند. در واقع او به لحاظ سياسى ملاحظاتى را رعايت كرده است. در حالتى كه پيشنهادهاى او رد شده ، نيازى نمى ديد كه به اين موضوع موردنظر شما اشاره كند و احياناً در داخل كشور ناسزا بشنود.
به نظر شما، مذاكره ۸۰ ساعته نخست وزير يك مملكت با معاون وزير خارجه يك كشور ديگر صحيح و منطقى است؟
به چه علت درست نيست. مشكل به وجود آمده ، بزرگترين گرفتارى مملكت ما ، در آن زمان بود.
البته در همان ايام اقامت دكتر مصدق در آمريكا، او در روزنامه هاى آن كشور، تأسيسات پالايشگاه را نيز بخشى از ملى شدن قلمداد كرده بود. وقتى كه قرار است مذاكره به نتيجه برسد، تداوم آن چه فايده اى دارد؟
قرار بوده به نتيجه برسد ولى طرف مقابل حاضر نبود تغيير موضع بدهد. وقتى هم كه حزب حاكم كارگر در انتخابات شكست خورد و حزب محافظه كار به رهبرى چرچيل پيروز شد، اوضاع صورت بغرنج ترى پيدا كرد.
بيش از يك ماه اقامت نخست وزير ايران در آمريكا و بحث و مذاكره طولانى مدت در ماههاى پس از تصويب ملى شدن صنعت نفت، باعث شد حزب محافظه كار در انتخابات پيروز شود و احتمال به توافق رسيدن ايران با شركت نفت و به طور كلى تر دولت انگليس به صفر برسد. شايد اگر حزب كارگر شكست نمى خورد، وضعيت به مراتب متفاوت مى شد؟
معلوم نيست كه اگر حزب كارگر در انتخابات پيروز مى شد ، توافق به دست مى آمد. چون اين مسأله پرستيژ و اعتبار انگليسى ها را به چالش گرفته بود. وزير خارجه و وزير سوخت و دريادارى انگليس در كابينه كارگرى هم به شدت عليه دكتر مصدق خصومت نشان مى داد. اما در مجموع اميد به مصالحه با حزب كارگر بيشتر بود در حالى كه با آمدن چرچيل هيچ اميدى براى حل مسالمت آميز اين قضيه قابل تصور نبود.
ناگفته نگذارم كه ايالات متحده نيز هيچگاه حاضر نبود خدشه در اصل پنجاه - پنجاه (تنصيف منافع) وارد آيد و در واقع ، اجراى كامل قانون ملى كردن نفت ايران، كل معادلات حاكم بر نفت را در سطح بين المللى به هم مى ريخت.
معاون وزيرخارجه وقت ايالات متحده به موضوع عدم اعتماد دكتر مصدق به همراهانش اشاراتى دارد. او گفته به مصدق پيشنهاد كردم تا با حضور همراهان نخست وزير ايران در موردمسائل مربوط به نفت وتقاضاى بازار جهانى صحبت كند و نمودارهاى لازم را ارائه دهد. دكتر مصدق گفته درحضور من اين جلسه انجام شود. بعد از پايان توضيحات لازم، مك گى به هيأت همراه ايرانى گفته اگر سؤالى هست جواب مى دهم و دكتر مصدق به سرعت و قبل از اظهار نظر هيأت همراهش گفته: «ملاحظه مى فرماييد ، شما نمى توانيد آنها را متقاعد كنيد» و با اين جمله ، جلسه به پايان مى رسد. چرا دكتر مصدق تا به اين اندازه حتى به ديپلمات برجسته اى همچون نصرالله انتظام بى اعتماد است و او را هم از حضور در جلسه مذاكره اخراج مى كند؟
دكتر مصدق آدم بدگمانى بود و به شدت نسبت به ديگران سوءظن داشت.
مك گى از مهندس كاظم حسيبى معاون وزير دارايى ايران خواسته بود تا مدتى در ايالات متحده بماند و مذاكرات را ادامه بدهد ولى اللهيار صالح عضو جبهه ملى و نماينده كاشان درمجلس شانزدهم (۳۰-۱۳۲۸) به حسيبى توصيه مى كند اين پيشنهاد را ردكند.
اگر چنين پيشنهادى ردنمى شد و مذاكرات تداوم مى يافت، حل مسالمت آميز مسأله تقويت مى گرديد؟
مهندس حسيبى به لحاظ فنى اطلاعاتى داشت ولى اصلاً روحش از مسائل سياسى بى خبر بود.
حسيبى آدمى نبود كه بتواند اين مذاكرات را به سرانجام روشنى نزديك كند.
حتى برخى برآنند كه وجود حسيبى مانع از موفقيت مذاكرات در دوره مصدق بوده است. يعنى او را مسؤول شكست مذاكرات مى دانند و مدعى هستند كه او نگذاشته مسأله نفت حل شود ولى من شخصاً چنين اعتقادى ندارم.
درهرحال، تأكيدمى كنم كه حسيبى آدم با ايمان و باشرفى بوده و بهتر از ديگران در نشيب و فراز ماجرا، امتحان خود را پس داده است.
حسين مكى يكى از بنيانگذاران اصلى جبهه ملى و عضو هيأت خلع يد كه بعدها به صف مخالفان آن پيوست، نقش مكى دراين قضيه تاچه حد قابل توجه بود؟
مكى اسمش با ملى كردن همراه شده بود و در هيأت خلع يد كه به آبادان اعزام شده بود، حضور داشت.
من درآن زمان در آبادان بودم و مردم او را «سرباز فداكار وطن» خطاب مى كردند. امر ملى كردن صنعت نفت با چنين وضعيتى بر او هم مشتبه شده بود و اعتقادداشت او بوده كه نفت را ملى كرده است.
دكتر مصدق در سخنرانى خود در جلسه سازمان ملل متحد مى خواست به ديگران تفهيم كند كه قرارداد ۱۹۳۳ در زمان ديكتاتورى تصويب و امضاشده و به شكلى ابطال آن را ثابت كند. آيا دكتر مصدق به عنوان حقوقدان نمى دانست كه قرارداد در هرحكومتى كه منعقدشود، درحكومت هاى بعدى هم معتبر است؟
به طور مسلم دكتر مصدق نسبت به اين موضوع آگاهى داشته است. در برخى موارد ممكن است يك اظهارنظر سياسى مطرح شود ولى صددرصداز ديد حقوقى قابل اثبات نباشد.
درواقع، او مى خواسته اعتبار اخلاقى قرارداد را زيرسؤال ببرد. چون قبل ازاين اظهارنظر، تقى زاده با آلت دست خواندن خودش اولين ضربه را به اعتبار اخلاقى قرارداد مذكور واردكرده بود و درهمان موقع دكتر شايگان گفته بود پس اين قرارداد تحت شرايط اكراه امضاشده و به اصطلاح حقوقى «غيرنافذ» است. به هرحالت، اعتبار حقوقى يك قرارداد الزاماً برابر با اعتبار اخلاقى آن نيست.
كابينه دكتر مصدق از مكى خواسته بود به همراه دكتر مصدق به سازمان ملل برود. او سريعاً از آبادان به تهران برمى گردد ولى متوجه مى شود اسم او در ليست نهايى هيأت همراه نخست وزير نيست.
مكى با عصبانيت درحضور جمع به دكترمصدق توهين مى كند ولى دكترمصدق مى كوشد اين موضوع به بيرون سرايت نكند.
اگر اين وضعيت نسبت به مكى پيش نمى آمد، دكتر مصدق به هيأت همراهش اعتماد نشان مى داد و انسجام گروه حامى كابينه حفظ مى شد، فكرنمى كنيد وضعيت انتخابات هفدهم مجلس (۳۲-۱۳۳۱) بهتر رقم مى خورد و كار به تعطيلى مجلس برمبناى رفراندوم پيشنهادى كابينه نمى كشيد و ضمناً قضيه ملى شدن صنعت نفت به سرانجام خوشايندى ختم مى شد؟
من نمى توانم دراين زمينه اظهارنظر دقيقى ارائه كنم و به هررو، واقعيات تاريخى اتفاق افتاده را نمى توان تغييرداد. اما وظيفه مورخ اين است كه واقعيات را با كمال صداقت و به دور از هرگونه تحريف و تقلب درمعرض ديد خوانندگان خود قراردهد.
تفكر درباره مسائلى كه به ذهن شما خطور مى كند كارى است كه خوانندگان بايد انجام دهند و اگر فايده اى داشته باشد همين است كه مردم بتوانند گذشته را زير ذره بين بگذارند و از ماجراها عبرت بگيرند و در راهى كه درپيش دارند باروشن بينى و بصيرت بيشترى قدم بردارند.
سپاسگزارم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |