چهارشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۴ - ۲۶ صفر ۱۴۲۶
Wed, Apr 6, 2005
فرهنگ و هنر
۳۰۹۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
خانواده (جامعه)
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
برادوى در سال۲۰۰۵
در حسرت نمايش هاى تازه
206214.jpg
منبع: نيويوركر مترجم: وصال روحانى

بهار امسال دوستداران تئاتر در آمريكا و بويژه نيويورك به تعدادى از كارهاى كلاسيك و دراماتيك ميهمان شده و ستاره هاى مشهورى را در اين نمايش ها مشغول بازى ديده اند . آنها از آثار تنسى ويليامز گرفته تا ويليام شكسپير، همه و همه در اين شهر سايه گسترانده اند، اما آنچه در برادوى مركز تئاتر جهان جايش خالى بوده، كارهاى تازه و نمايشهاى جديد و اورژينال است. مسأله اين است كه به صحنه بردن نمايشهاى ناشناخته، حتى اگر نويسنده هاى آن نمايش ها افراد مشهورى باشند و در سالنهايى كه معمولاً هر شب ۵۰۰ يا ۶۰۰نفر را بيشتر در خود جاى نمى دهند، كارى بيش از حد ريسك آميز توصيف مى شودو كمتر كسى به سمت آن مى رود. به اين خاطر در هفته هاى اخير عمدتاً شاهد به روى صحنه رفتن مجدد تئاترهايى بوده ايم كه جملگى در سالهاى گذشته نيز به اجرا درآمده بودند و هفته هاى پيش رو نيز چنين خواهد بود. نمايش هايى چون The glass menagrie با بازى جسيكا لانگ و كريستين اسليتر، «اتوبوسى به نام هوس» با شركت ناتاشا ريچاردسون و همچنين «چه كسى از ويرجينيا وولف مى ترسد؟» كار مشهور ادوارد البى و اين بار با هنرنمايى كاتلين ترنر از جمله اين نمايش ها هستند. دنزل واشينگتن هم در اجراى تازه اى از «جوليوس سزار» ظاهر خواهد شد و جيمز ارل جونز در نمايش «بر بركه طلايى» كار ارنست تامپسون نقش آفرينى خواهد كرد و لابد مى دانيد از روى تمام اين نمايش ها در ۴دهه گذشته فيلم هايى سينمايى نيز ساخته شده است. نمايشهايى تك نفره را نيز در اين فصل نمايشى در برادوى داشته ايم و در يكى از آنها ووپى گولدبرگ مشهور ايفاى نقش مى كند، اما تعداد نمايشهاى جديد غيرموزيكال حتى از تعداد انگشتان يك دست نيز فراتر نمى رود و اگر دقيق تر بخواهيد ۵ تا است حال آنكه سال پيش به عدد ۱۳ مى رسيد كه البته آن عدد نيز هرگز يك رقم ايده آل نبود.
از ۵ نمايش تازه هم، دو تا كه نامهاى آنان «دموكراسى» و «پيلومن» است پيشتر در صحنه تئاتر انگليس و وست اند به اجرا درآمده اند و يكى ديگر كه عنوانش «شك» است، در تئاترهاى خارج از حوزه برادوى (موسوم به «اف.برادوى») اجرا شده است.
«گلن گارى گلن راس» نمايش معروف ديويد ممت كه پيشتر جايزه پوليتزر را برده است، از ۲۵ فروردين امسال دوباره در برادوى به روى صحنه رفته و يكى از بازيگران آن الن الدا، بازيگر قديمى سينماى آمريكا است. در همين حال نمايش جديد ممت كه «رمانس» نام دارد، نه در برادوى بلكه در «اف.برادوى» و توسط كمپانى كوچك اتلانتيك به روى صحنه برده شده است.
نيل پپى مدير هنرى كمپانى آتلانتيك مى گويد: «برادوى، جاى غيرقابل محاسبه و معامله اى شده است و مديران آن بيش از هر زمانى به پول و مسائل اقتصادى مى انديشند و هرچيزى را ابتدا با اين سنگ محك مى سنجند كه پول پس مى دهد يا خير و ضرر مى كند يا نه. اما نزد ما و در اكثر سالن هاى اف.برادوى چنين نيست و ما راحت تر و بيشتر ريسك مى كنيم. بنا و بنياد كمپانى ما براساس پولسازى و مبتنى بر چنين نيازى نيست و ما غيرانتفاعى هستيم و در نتيجه در خصوص هر نمايشى كه شك داريم و احتمال ضرر دادن آن را مى دهيم، با استفاده از پول هاى اهدايى بلاعوض نهادها و شركتهاى علاقه مند اين قضيه و ضررهاى حاصله را پوشش مى دهيم. اين را هم در نظر بگيريد كه با خرج متوسط دو ميليون دلار براى اجراى هر نمايش، مجريان آن بايد به حدود ۲۵ تا ۳۰هفته اجراى آن مطمئن باشند تا ير به ير و دخل و خرج كنند و پس از آن به مرحله سوددهى برسند. به اين خاطر است كه مى بينيد مكرراً به سراغ نمايشهاى امتحان پس داده و معروف و اجراهاى تازه اى از آن مى روند، زيرا مطمئن اند كه شهرت آن نمايش ها به خودى خود تا حدى جوابگو است و لااقل بابت اكثر اين نمايشها ضرر نمى دهند. حتى برخى از اين اجراهاى مجدد نيز پولى پس نمى دهند و به اين خاطر است كه مى بينيم اكثر كمپانى هاى نمايشى كم كار و به شدت محتاط شده اند.»
يكى از اجراهاى موفق در فصل گذشته، «يخ زده» به تهيه كنندگى «روى گاباى» بود، اما وقتى وى امسال به نوعى بازسازى و اجراى مجدد نمايش «مادر شبانه» برنده جايزه پوليتزر ۱۹۸۳ روى آورد، به رغم بهره ورى از بازيگرانى چون ادى فالكو از سريال تلويزيونى گنگسترى و مافيايى «سوپرانوز» و برندا بلى تين ايرلندى توفيقى به دست نياورد و نمايش اش نفروخت و اين عامل باعث شد كه زود بسته و تعطيل و از صحنه پايين آورده شود. «روى گاباى» مى گويد: «اينجا دستور كار اين است كه تا مى توانيد ريسك ها و ميزان ضرردهى را پايين بياوريد و هدفى جز اين وجود ندارد و برنامه هاى نمايشى نيز بر همين اساس تعيين و اجرا مى شود.»
گاباى در حال حاضر مشغول كار كردن روى بازسازى و اجراى تازه اى از روى نمايش «استيل ماگنولياس» است كه ابتدا در سال۱۹۸۷ در «اف برادوى» سروصدايى به پا كرد و سپس فيلمى سينمايى و با بازى جوليا رابرتز از روى آن ساخته شد. شايد يك نمونه و نشانه روشن در خصوص مشكلات مرتبط با نمايش هاى تازه و معضلات به روى صحنه بردن آنها ، نمايش Gem of the ocean و سرنوشت آن باشد.
اين نهمين قسمت و حلقه از زنجيره ۱۰ نمايش اگوست ويلسون درباره نوع و وضعيت زندگى سياهان در آمريكا است و هر يك از آنها شرح حال يكى از دهه هاى قرن بيستم است و در آنها با مشكلات و رنج هايى مواجه مى شويم كه سياهپوستان آفريقايى تبار در آمريكا با آن رودررو بوده اند .
ابتدا قرار بود اين نمايش در آبان ماه سال پيش به روى صحنه برود اما در آخرين روزها لغو و دليل آن كمبود بودجه عنوان شد و ماه ها بعد سر و كله آدمى به نام كارول شورنس تاين هيز يك حامى و اسپانسر مالى تئاتر كه از شهر سن فرانسيسكو مى آيد ، هويدا شد و او تقبل كرد كه آن خرج را بدهد . او از آنها است كه مى گويد هر هزينه اى را براى به صحنه بردن نمايش هاى تازه بايد متحمل شد ، زيرا فقط از اين طريق مى توان هنر متعالى و عميق تئاتر را در سطح جهان زنده نگه داشت . او مى افزايد: «برخلاف باور رايج معتقد نيستم كه هر اجراى تازه اى و رويكرد به هر نمايش جديدى يك ريسك غيرقابل تضمين باشد و حتماً ضرر بدهد و برعكس ريسك ، آن است كه هيچ كارى نكنيد و از به اجرا درآوردن نمايش هاى تازه ابا داشته باشيد. من سالها است كه با تهيه كنندگان در برادوى در همين زمينه چانه مى زنم و آنها تن نمى دهند و نسبت به اكثر كارهاى تازه بدبين اند . حال آن كه تئاتر را براى اين گذاشته اند كه نمايش هاى تازه را به روى صحنه ببرند و اگر قرار باشد فقط كارهاى قديمى دوباره اجرا شود ، چه حاصل ؟
اينها حرف هاى او بود و در عمل نمايشى كه وى پولش را داده بود تا به روى صحنه برود و حيات تئاتر استمرار بخشيده شود ، آن چنان كم و بد فروخت كه اواسط اسفند ۸۳ به كلى برچيده و جمع شد وامروز كسى راجع به Gem of the ocean حرفى نمى زند. با اين وجود و حتى در اواسط بهار ۲۰۰۵ خانم شورنس تاين هيز حاضر به قبول نكته فوق نيست و با لحنى فلسفى مى گويد: تئاتر صنعت و هنرى غيرقابل محاسبه و ارزيابى به لحاظ اقتصادى است و شايد برخى كارها در يك مقطع زمانى جواب ندهند اما ممكن است چند سال بعد و در يك حالت اجتماعى تازه خوب بفروشند و بتوانند با مردم و طبايع آن زمان ارتباط برقرار كنند .
ديگر نمايش تازه فصل، نمايشى است به نام بچه بروكلين كه كار يك برنده ديگر پوليتزر به نام دانلد مارگوليس است و يك نويسنده موفق را فراروى بينندگان قرار مى دهد كه به خانه خود باز مى گردد تا پدر در شرف مرگ خود را دوباره ببيند . در ۳ ماهى كه از به صحنه رفتن آن مى گذرد ، چيزى بين ۶۲ تا ۹۰ درصد سالن محل نمايش پر از تماشاگر بوده و اين چيزى است كه براى نمايش هاى تازه در برادوى يك درصد موفقيت فوق العاده به حساب مى آيد . لين مدو كارگردان هنرى نمايش با همين باور و طرز نگرش مى گويد: درست است كه اجراى هر نمايش تازه اى به خودى خود كارى خطرناك به لحاظ مالى و توأم با ريسك اقتصادى است اما اگر پيشينيان و اسلاف ما هم چنين مى انديشيدند و اين ريسك ها را نمى كردند ما الان همين نمايش هاى موفق و معروف را نيز نمى داشتيم كه دوباره به روى صحنه ببريم ، اميد ما اين است كه بچه بروكلين امروز، اتوبوسى به نام هوس ۵۰ سال بعد باشد و چنان به موفقيت برسد كه در دهه هاى ۲۰۴۰ و ۲۰۵۰ از نو و مكرراً به اجرا درآيد . اين وظيفه ما است كه بازار كارى تئاتر را تازگى و شادابى ببخشيم و نمايش هايى را اجرا كنيم كه در سالها و دهه هاى بعدى باز به صحنه برده شوند .
با اين حال براى كمپانى هاى بزرگ و سالن داران عمده در برادوى جملات فوق فقط شعارهايى مى نمايد كه نمى توان آنها را اجرا كرد . آنها بايد به توريست هايى نيز بيانديشند كه وقتى به برادوى مى آيند چشم شان ابتدا به دنبال نمايش هاى معروف و افسانه اى مى دود و آن همه راه را آمده اند تا چنان تئاترهايى را ببينند و حتى براى جذب افرادى كه تازه شيفته تئاتر شده اند نيز اين نمايش ها بيشتر به كار مى آيد تا اجراى تئاترهاى جديد . به همين خاطر نمايش هاى قديمى كه برخى طى سالهاى اخير براى پنجاهمين بار سيكل اجراى خود را از سرگرفته اند ، موزيكالهاى معروف و نمايش كميك «۷۰۰ يكشنبه» كه كار بيلى كريستال است ، نمايش هاى مطمئن ترى نشان مى دهند و معمولاً پول پس مى دهند و منظور ها را برآورده مى كنند .
به حرف هاى گاباى باز مى گرديم كه ۱۲ سال است به توليد كارهاى تئاترى اشتغال دارد و اينك مى گويد: برادوى در درجه اول مكانى براى موزيكال است . نمايش هاى جديد و حتى برخى بازسازى ها و اجراهاى مجرد را فراموش كنيد . آنچه اكثريت مى خواهند موزيكال ها است . نمايش هايى كه با آواز و سرورشان قصه گويى كنند . تئاتر يعنى اين .
حرف او را به اين شكل تصحيح و كامل مى كنيم : تئاتر موفق و پولساز يعنى اين.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |