|
فرزندان ما را به خانه برگردانيد!
به قلم: كوين آلفرداستروم بزرگترين خطراتى كه آزادى و امنيت مردم آمريكا را تهديد مى كنند، عبارتنداز: درگيرى ها و جنگ طلبى هاى رو به رشد دولت آمريكا در خاورميانه و تمايل دولتمردان به اشغالگرى و كشورگشايى، كه بايد هر چه سريع تر اذهان مردم آمريكا را نسبت به اين خطرات آگاه كرد تا راه حلى جهت مقابله با آنها انديشيده شود. گاهى از اينكه پيشگويى هايم درست از آب درمى آيد، از خودم متنفر مى شوم. از اينكه پيش بينى ام درباره يك جنگ فرسايشى در عراق درست از آب درآمد، خشمگينم، از اينكه آمريكايى ها و هزاران بى گناه ديگر در عراق فداى مطامع و اهداف اسرائيل مى شوند، متأسفم. خصوصاً از اين بابت نگرانم كه جنگ طلبى نو محافظه كاران و تمايل آنان به گسترش اشغالگرى در خاورميانه درست از آب درآيد. آيا اهداف بعدى سوريه و ايران هستند؟ اگر چنين شود، اين جنگ ها كه «جنگ براى اسرائيل» خوانده شده است، ابعادى بسيار فراتر از آن خواهد يافت كه در اذهان ما مى گنجد و شايد همزمان چند كشور در آن درگير شوند و حتى توان بالقوه تبديل شدن چنين درگيرى منطقه اى به يك درگيرى بين المللى نيز وجود دارد. در چنين نبردى، غرب و مردم بى گناه خاورميانه، فرزندان زيادى را قربانى جاه طلبى صهيونيسم خواهند كرد تا اندكى از نفرت صهيونيست ها را جبران كنند. اخيراً، تونى بلر نخست وزير انگليس كه در اين كشور همان نقش «جورج بوش» را در آمريكا ايفا مى كند، در مصاحبه اى تأكيد كرد كه در حال حاضر، هيچكس نقشه اى براى حمله به تأسيسات اتمى ايران ندارد. وى كه منافعش را همچون بوش در دفاع از آمال و آرزوها و مطامع صهيونيست ها مى بيند، اضافه مى كند كه بايد در ابتدا، مسير ديپلماسى را پيمود و هيچكس در حال حاضر، قصد درگيرى با ايران را ندارد. وى در سه جمله، سه بار از واژه «در حال حاضر» استفاده كرد. وى همچنين تأكيد كرده است كه «بر سر برنامه هسته اى»، قصد درگيرى نظامى با ايران وجود ندارد و اين سخنان اين احتمال را مطرح مى كند كه شايد درگيرى با بهانه هاى ديگرى در دستور كار باشد. (شايد اين بهانه ساقط كردن يك هواپيماى جاسوسى آمريكا باشد كه اين روزها در آسمان ايران مشغول جاسوسى اند اگر چه ماهواره هاى نظامى از مدتها پيش در امر جاسوسى برفراز ايران مشغول بوده اند) بلر همچنين افزوده است كه ايران، عراق نيست و اين نكته اى است كه رأى دهندگان به بوش بايد مد نظر مى داشتند. همچنانكه قبلاً نيز گفته ام هنگامى كه بازيگران نومحافظه كارى نظير تونى بلر از بابت عدم رخداد موضوعى اطمينان مى دهند، اتفاقاً بايد به چنين قولهايى به ديده ترديد نگريست. بر اساس معيارها و استانداردهاى نو محافظه كاران كه هر چيز كه براى اسرائيل خوب باشد، خوب است و هر چيز كه براى اسرائيل بد باشد، بد است، حتى اشغال و خونريزى بى دليل مردم عراق يك موفقيت محسوب مى شود. مقاومتهاى مردم عراق به قوت گذشته ادامه دارد. مشروعيت جنگ نو محافظه كاران آمريكايى در عراق كه تقريباً تمامى آنها يهودى اند در ميان قشر تحصيل كرده و آگاه آمريكا نزديك صفر است. انتخابات عراق موجب پيروزى نمايندگان اكثريت مردم اين كشور يعنى شيعيانى شد كه دولت ايران و طبيعتاً دشمن اسرائيل هستند. ايران و متحدانش در عراق همچنين با اهداف صهيونيستى در به دست گرفتن ابتكار تبليغاتى در منطقه و انحراف فرهنگ و افكار جوانان در اين نقطه از جهان به مقابله برخاسته اند. اگر چه صهيونيست ها با فرهنگ و افكار عمومى مردم آمريكا و اروپا آنچه خواسته اند، به اجرا درآورده اند، اما هنوز افكار و انتخاب هاى جوانان خاورميانه تحت سيطره و كنترل آنان در نيامده است. رأى دهندگان فريب خورده آمريكايى بار ديگر به جورج بوش و دارودسته اش رأى دادند و آنها را مجاز براى ورود به كاخ سفيد دانستند حال آنكه اين عده جوانان ما را به كشتن دادند در حالى كه پيگير اهداف و منافع اسرائيل بودند. هيچيك از آنان نتوانستند سلاح كشتار جمعى درعراق بيابند يا ارتباط معنادارى بين واقعه ۱۱ سپتامبر و رژيم عراق ارائه دهند، اما همچنان براى خوشامد اسرائيل، حمام خون عراق را كه در آن زنان و كودكان بيشترين آسيب را ديده اند، ترك نمى كنند. مردم آمريكا نه تنها جنايتكاران را محاكمه و مجازات نكرده اند، بلكه مقام آنها را ارتقا داده و دولت كنونى واشنگتن را بيشتر از پيش تحت نفوذ آنان درآورده اند. براى مثال، «پل وولفوويتس» از سوى كارفرمايش اخيراً به عنوان نامزد اصلى آمريكا جهت احراز پست رياست بانك جهانى معرفى شد تا بتواند صدها ميليون دلار از اموال ماليات پردازان آمريكايى را در ميان رژيم هاى حامى منافع يهوديان زياده خواه توزيع كند. همچنين راه كمك به پروژه هاى توسعه اقتصادى رژيم هايى را كه با صهيونيست ها ميانه خوبى ندارند، مسدود كند. اگر چه لشگر كشى به عراق منافع و خواسته هاى صهيونيست ها را آنچنان كه مى خواستند، تأمين نكرد، اما صهيونيست ها همچنان تسلط خود را بر سياست خارجى آمريكا عليرغم نارضايى عده زيادى در وزارت خارجه و اف.بى.آى حفظ كرده اند. راه حل آنان براى پوشش گذاشتن بر ناكامى ها در عراق، توسعه جنگ است. آنها از هم اينك تلاشهاى توسعه طلبانه شان را در لبنان و سوريه آغاز كرده اند. حتى روزنامه تحت نفوذى همچون «گاردين» در انگلستان تأييد كرده است كه انفجار بمب بر سر راه كاروان حامل رفيق حريرى در لبنان نمى توانسته آن طور كه روزنامه هاى قلم به مزد گزارش داده اند، كار سورى ها باشد، بلكه دست «سيا» در پس از ماجراى هدفمند به روشنى قابل مشاهده است. گاردين مى نويسد كه انجام اين واقعه به وسيله سوريه يك خودكشى سياسى محسوب مى شود كه مى تواند به بى ثباتى دولت هاى لبنان و سوريه و حتى سرنگونى آنها منجر شود و مسلح كردن دشمنان سوريه به سلاح هايى است كه بهره بردارى از آنها عليه دمشق مى تواند تبعات خطرناكى داشته باشد. گاردين مى پرسد كه چه كسى از اين واقعه سود مى برد؟ و در پاسخ مى گويد: به طور قطع، رقباى سوريه پاسخ اين پرسش هستند. اسرائيل از ديرباز در پى تضعيف سوريه و قطع پيوندهاى استراتژيك آن با ايران و ويرانى حزب الله بوده است. اسرائيل داراى منافع گسترده اى در پيگيرى سياست ترور هدفمند است و در طول ساليان گذشته، تيم هاى ترورى را براى از ميان برداشتن دشمنانش به بيروت، تونس، مالت، امان و دمشق اعزام كرده است. سوريه، حزب الله و ايران عليه تسلط اسرائيل و آمريكا بر منطقه قد برافراشته اند و سوريه همچنان خواهان عقب نشينى اسرائيل از بلندى هاى «جولان» است كه در سال ۱۹۶۷ به تصرف درآمده اند. دمشق به لبنان اجازه انعقاد پيمان صلح با اسرائيل را نمى دهد مگر آنكه منافع سوريه نيز لحاظ شود. حزب الله نيز تنها گروه مسلح عربى است كه شكست را بر اسرائيل تحميل كرده و چريك هاى عضو اين گروه، سربازان اسرائيلى را پس از نبردهاى مسلحانه ۲۲ ساله از لبنان اخراج كردند. «ديويد ورمر» و «داگلاس فيث» رؤساى نو محافظه كاران كه داراى پيوندهاى مستقيم و نزديك با صهيونيست ها هستند، آشكارا در دهه ۹۰ عليه منافع سوريه فعال بوده اند، اكنون چرا بايد اين فرصت طلايى را از دست بدهند و عقب نشينى كنند؟ دروغ پردازى در باب گسترش سلاحهاى كشتار جمعى اين بار پا را فراتر گذاشته و به «جاه طلبى هاى هسته اى ايران» كشيده شده و اين در حالى است كه دروغ پردازان كنونى همان كسانى هستند كه در باب مسائل عراق ما را فريفتند. در يك فضاى سالم مطبوعاتى، اين افراد طرد مى شوند اما در جامعه فاسد تبليغاتى آمريكا، از اين دروغ گويان به عنوان كارشناس و پژوهشگر تقدير مى شود. همين كارشناسان بودند كه تحقيقات آنان منجر به كشتار بى گناهان در جنگ عراق مى شود. «سى.ان.ان» اخيراً در اشاره به تأسيسات غيرقانونى هسته اى كره شمالى و ايران به «يك» عكس واحد استناد كرد و هنگامى كه با اعتراض مواجه شد، تأكيد كرد كه اين عكس متعلق به تأسيسات اتمى ايران است زيرا ايران دشمن اسرائيل محسوب مى شود و نه اسرائيل. بعداً گفته شد كه سايت راديو اروپاى آزاد از همين عكس قبلاً در استناد به تأسيسات هسته اى كره شمالى استفاده كرده بود!! هم اكنون بيشتر از يك درصد از نيروهاى نظامى آمريكا در عراق جان باخته اند و ما نبايد اجازه دهيم كه اين خونريزى ادامه يابد. ما بايد از ادامه برده دارى صهيونيست ها و ماشين جنگى آنان جلوگيرى كنيم. منبع: سايت «الجزيره» مترجم: محمدرضا خداقلى پور
|