چهارشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۴ - ۲۶ صفر ۱۴۲۶
Wed, Apr 6, 2005
داخلى
۳۰۹۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
خانواده (جامعه)
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
ولايتى:
• آنها (شوراى هماهنگى) راه خودشان را مى روند و من هم راه خودم را
• دامنه اصولگرايى محدود نيست و اين ارزش در انحصار يك عده
و مجموعه سياسى خاص نمى باشد
• نمى شود عده اى بدون نظر مردم تصميمى را بگيرند و بخواهند
تصميم را تعميم دهند و آن را بر ديگران تحميل كنند
ديدگاه
مديركل يونسكو:
• مديركل يونسكو: ما به سيدمحمد خاتمى به عنوان كسى كه مبتكر جنبش سياسى و فكرى است كه واژه «گفت وگو» را به عنوان يك واژه محورى تعريف كرده مديون هستيم
• «بوتفليقه»، رئيس جمهورى الجزاير و «كوشيرو ماتسورا» مديركل يونسكو از نقش خاتمى در طرح نظريه گفت وگوى تمدن ها تمجيد كردند

خاتمى در جمع شخصيت هاى سياسى - فرهنگى جهان:
• تصميم دارم پس از پايان دوران رياست جمهورى ام وقت و توان خود را صرف موضوع مهم گفت وگوى ميان تمدن ها كنم
• از هم اكنون طرح تأسيس يك سازمان غيردولتى كه گستره آن شخصيت ها، متفكران، مصلحان و نهادهاى ذيربط بين المللى را به همكارى دعوت كند در ذهن دارم
• چون جنگ ها در انديشه آغاز مى شوند، سنگرهاى دفاع از صلح را در انديشه بايد ساخت
• جهل ما به شيوه هاى زندگى يكديگر علت مشترك ظن و بى اعتمادى ميان مردم بوده است
• صلحى كه صرفاً به ترتيبات سياسى و اقتصادى ميان دولت ها نباشد، باشد، حمايت يكپارچه مردم جهان را با خود نخواهد داشت
• زندگى بدون لبخند بودايى و محبت عيسوى و مظلوم دوستى موسوى، بى آب و آتش زرتشتى و در غياب زيبايى لفظ و معانى قرآنى چه زندگى اى است؟
• به نام يك مسلمان معتقدم كه زيبايى دين از زيبايى عدالت مايه
مى گيرد و نه بالعكس
• هر فهمى از دين كه به بى عدالتى بينجامد ضد دين است
سياست اگر رنگ اخلاق نداشته باشد و بويى از فرهنگ نبرده باشد
و تنها به رنگ و بوى نفت راه بپويد، از حقوق بشر دفاع نمى كند
• رابطه ما با آمريكا در دوران كلينتون روند مثبتى پيدا كرده بود كه اگر ادامه مى يافت دو طرف اكنون وضعيت بهترى داشتند
ولايتى:
تصميم شوراى هماهنگى
درعزم من تأثيرى ندارد
• آنها (شوراى هماهنگى) راه خودشان را مى روند و من هم راه خودم را
• دامنه اصولگرايى محدود نيست و اين ارزش در انحصار يك عده
و مجموعه سياسى خاص نمى باشد
• نمى شود عده اى بدون نظر مردم تصميمى را بگيرند و بخواهند
تصميم را تعميم دهند و آن را بر ديگران تحميل كنند
206340.jpg
گروه سياسى:«على اكبر ولايتى» نامزد احتمالى نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى تأكيد كرد : كانديداى مستقل هستم و تصميم كميته منتخب شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى در عزم من براى شركت در انتخابات نهم رياست جمهورى تأثيرى ندارد.
وى ديروز در گفت وگو با ايرنا در كتابخانه بيمارستان مسيح دانشورى در دارآباد تهران،افزود : اگر چه پايبندى به ارزش هاى اسلامى و انقلاب از مشتركات من و دوستان شوراى هماهنگى است اما آنان راه خودشان را مى روند و من هم راه خودم را. ولايتى اظهار داشت :تا به حال از مسؤولان شوراى هماهنگى اظهارات متفاوتى نقل شده است، گاهى گفته اند همين نظرسنجى كه تاكنون انجام شده كافى است، گاهى گفته اند در آينده هم نظرسنجى مى كنيم و گاهى گفته اند كه ما تصميم خود را گرفته ايم.
وى با بيان اينكه «يك اصولگراى مستقل»است،اظهار داشت : دامنه اصولگرايى محدودنيست و اين ارزش در انحصار يك عده و مجموعه سياسى خاص نمى باشد و بطور كلى كسانى كه به اصول و ارزش هاى اسلام،انقلاب و موازين حكومت اسلامى و قانون اساسى پايبند باشند، اصولگرا هستند. نامزد احتمالى رياست جمهورى بارديگر حضور مستقل خود در انتخابات نهم را كه دى ماه سال گذشته اعلام كرده بود مورد تأكيد قرار داد و اضافه كرد : من همچنان بر اين تصميم پابر جا هستم و با توكل بر خدا و اعتماد به مردم فعاليت خود را ادامه مى دهم.
ولايتى با اشاره به تلاش هاى « غلامعلى حداد عادل » رئيس مجلس شوراى اسلامى براى ايجاد هماهنگى بين نامزدهاى اصولگرا گفت:آقاى حداد عادل با يك ابتكار عمل سعى مى كند تا اشكالاتى را كه موجب به بن بست رسيدن شوراى هماهنگى شده است، برطرف كند. نامزد احتمالى رياست جمهورى در مورد برگزارى نشستى ميان نامزدهاى اصولگرا با حداد عادل و برخى شخصيت هاى سياسى، تأكيد كرد كه ديدارهاى دو به دو و دسته جمعى ميان ما انجام شده است و برخى از اين ديدارها با حضور آقاى حداد عادل و در چارچوب ديد و بازديد نوروزى بوده است و بعضاً با مسائل انتخابات ارتباطى نداشته است.
برخى محافل خبرى و رسانه اى از نشست مشترك نامزدهاى جريان اصولگرا براى تحليل شرايط كشور و چگونگى حضور در انتخابات آينده خبر داده بودند. ولايتى در پاسخ به اين پرسش كه آيا حدادعادل ميثاق نامه اى را براى امضا به شما ارائه كرده است ؟، گفت: حدادعادل ميثاق نامه اى به من ارائه نكرده است ولى با من به صورت فردى و جمعى صحبت كرده و به اشكال مختلف با وى ديدار داشته ام.
كانديداى رياست جمهورى همچنين در پاسخ به اين پرسش كه «به نظر شما چرا شوراى هماهنگى به بن بست رسيده است؟»، تصريح كرد: كسانى كه در كميته ۵ نفرى تصميم گيرى شوراى هماهنگى بودندافراد خوب و شاخصى در نظام ما هستند، اما ضمن حفظ احترام به همه آنها عرض مى كنم كه مشكل اساسى، «اتخاذ ساز و كار نادرست در اين شورا » بوده است.
ولايتى در پاسخ به اين پرسش كه آيا همه تشكلهاى عضو شوراى هماهنگى با تصميمات كميته تصميم گيرى موافقند، گفت: بخشى از تشكلها كه پايه هاى شوراى هماهنگى را تشكيل مى دهند، لزوماً با تصميمات گرفته شده آن موافق نيستند.
ولايتى در خصوص امضاى ميثاق نامه بين چهار تن از كانديداهاى اصولگرايان گفت : اين ميثاق نامه بين چهار نفر از دوستان، آقايان احمد توكلى، محسن رضايى، محمدباقر قاليباف و محمود احمدى نژاد امضا و بنا شده است كه هر يك از آنان به فعاليتهاى مستقل انتخاباتى خود ادامه دهند و نظر نهايى به نتيجه نظر سنجى موكول شده است.
وى در عين حال امضاى اين ميثاق نامه و يا هر سند ديگرى را رد كرد و افزود كه با اين چهار تن به تفاهم رسيده و در حقيقت تفاهم ۴+۱ كه شما به آن اشاره كرديد اصطلاح خوبى است كه گوياى روابط صميمانه من و اين چهار برادر مى باشد اما ساماندهى امور و كارها هنوز بررسى نشده است. وى گفت : نمى شود عده اى بنشينند و بدون نظر مردم تصميمى را بگيرند و اين تصميم را بخواهند تعميم دهند و آن را بر ديگران تحميل كنند.
ولايتى با بيان اينكه تلاش مى كند در كنار چهار كانديدايى كه ميثاق نامه را امضا كرده اند، كارها با همدلى پيش برود، گفت : با آقاى كروبى هم همدلى دارم و با توجه به سوابق طولانى همكارى كه با وى داشته ام، يكسرى مشتركات نيز با هم داريم، دوستى ما بيش از ۴۰ سال سابقه دارد. نامزد رياست جمهورى در پاسخ به اين پرسش كه چرا در برنامه تا انتخابات شبكه دوم صدا و سيما شركت نكرده است، گفت : من براى شركت در اين برنامه دعوت شدم ولى به جهت برخى ابهامات در آن شركت نكردم.
وى با بيان اينكه ابهامات در اين زمينه بايد برطرف شود، افزود:اصل حضور كانديداها در صدا و سيما و بيان ديدگاههايشان حق آنهاست، به همين دليل موافقت مبنايى خود را براى شركت در برنامه هاى صدا و سيما اعلام داشته ام، ولى در مورد قانونى بودن اين كار قبل از اعلام نظر شوراى نگهبان، ابهام وجود دارد.
ولايتى در پاسخ به اين پرسش كه چرا در زمان ايام تعطيلات نوروزى فعاليت انتخاباتى چندانى نكرده است،گفت: بايد به ايام فراغت مردم احترام بگذاريم و اينگونه نباشد كه آنها را كه بعد از يك سال فشار كارى در استراحت به سر مى برند در گوشه و كنار كشور پيدا كنيم و به آنها يادآورى كنيم كه به ما رأى بدهند.
ديدگاه
پارتيزان هاى خودى!
احمد لطفى
چهره متغير امنيت ملى با آن كه تكثر را در بنيان مى پذيرد؛ اما در اصولى سخت و محكم هميشه پا برجاست. هرگونه خدشه به حريم امنيت ملى از سوى هيچ دولت يا رژيم مستقرى برتافته نمى شود. ايالات متحده سربازان تا گردن خفته در رفاه و آرامش اش را به ميدان پر خطر رژيم صدام مى فرستند، ارتش پاكستان فقر زده آماده باشى هميشگى را تكرار مى كند، تركيه سكولار هر گونه تحقير «ميراث آتاتورك» را خشمگينانه پاسخ مى دهد، خواب بر چشمان دولتهاى آسياى ميانه حرام مى شود و «امت عرب» شقه شقه در جزاير خود سنگر مى گيرند؛ تا اين حريم امن براى هر كشورى پا برجا بماند. و ايران نيز مستثنى نيست. فارغ از برخى تندروى ها؛ حساسيت و تيزبينى مسؤولان جمهورى اسلامى براى حفاظت از امنيت ملى كشور نه تنها عجيب نيست كه تنها وظيفه آنان است. عجيب در اين ميان سكوت بهت آورى است كه گهگاه پيرامون حملات پارتيزانى «خودى» و نه «غير خودى» ها به اين حريم به گوش مى رسد. سكوتى كه گاه مى تواند يكسره تمام تلاش ها و دورانديشى هاى شاكله نظام را بر باد دهد و نيز مى تواند آثار مخرب اين حملات پارتيزانى را دو چندان سازد. پرونده هسته اى ايران يكى از همين عرصه هاى تعجب برانگيز است.
فرآيند مديريت بحران هسته اى مدلى از يك تجربه موفق است كه براى اولين بار در جمهورى اسلامى به اجرا مى رسد. بازخوانى وضعيت كشور در ابتداى بروز بحران و نيز مرور پيشگويى هاى مفسران غربى، اپوزيسيون و حتى فعالان داخلى نشان مى دهد كه كمتر كسى كارآمدى نظام در تدبير بحران و توان كشور در دست و پنجه نرم كردن با ايالات متحده را پيش بينى مى كرد. اين دقيقاً همان نقطه قوتى است كه از سوى ولاديمير پوتين «اعجاز ايرانيان» خوانده شده است. اكنون پس از دو سال با قاطعيت مى توان گفت اين چالش هر نتيجه اى در پى داشته باشد، نيمه ديگرى نيز دارد كه مهم ترين آن كم اثر سازى تبليغات غرب در خارج و ايجاد نوعى «وفاق حداكثرى» در داخل است. در پناه همين تدبير است كه جمهورى اسلامى مى تواند براى اولين بار كليت اتحاديه را به مذاكره اجبار كند، كاخ سفيد را ناكام بگذارد و حتى سرنوشت «خاورميانه بزرگ» را به تصميم خود منوط سازد. نيز در پناه همين روند است كه اينك افكار عمومى دنيا پذيرفته است، ايران سرجنگ و ناسازگارى ندارد، «ياغى» و «اهريمن» نيست، به دنبال «بمب» نمى گردد و از «دوگانگى» قدرت فلج نشده است.
بدين اعتبار اينك پرونده هسته اى ايران دو روى دارد. يك روى سكه ضرورت حل و فصل مسالمت آميز بحران و تلاش براى تأمين حداكثرى منافع ملى در مذاكره با طرف خارجى است و روى ديگر؛ ضرورت بهره بردارى از دستاوردها و موفقيتهاى نظام در عرصه داخلى، افزايش ميزان اعتماد عمومى، ارتقاى شاخص هايى چون اميد به آينده و در يك كلام اطمينان بخشى از توان نظام در پاسخگويى به مطالبات معيشتى شهروندان. بنابراين بايستى پذيرفت كه پرونده هسته اى، پرونده اى به تمام قد «ملى» و به غايت مرتبط با «امنيت ملى» كشور است كه هم در بعد داخلى و هم در بعد خارجى به بسيارى از «هست »ها و «نيست»ها گره مى خورد. از همين نگاه حل و فصل بحران و نيز بهره بردارى بهينه از آن - تبديل تهديد به فرصت - مستلزم مشاركت تمام دستگاه ها و حمايت آنان از يكايك دستاوردهاست. اين مهم بويژه آنجا اهميت بيشترى مى يابد كه به خاطر داشته باشيم كانون رهبرى بحران در عالى ترين نهاد تصميم گيرى اجرايى كشور متمركز شده و با نظارت مستقيم رهبرى عالى نظام، ميز مذاكره اى به وسعت جهان را در كاخ شوراى امنيت ملى گسترده است. در اين ميان به نظر مى رسد كه چنين پرونده اى با تمام اهميتها و حساسيت هايش همچنان به عنوان جزيى از بيمارى سياست ورزى در ايران؛ به گونه اى مضاعف دستمايه منازعات فردى و جناحى قرار گرفته است. تلاش براى تخريب همه دستاوردها و نيز برنامه چينى براى مشوه سازى صحن مذاكرات و نااميدى شهروندان؛ اينك به وضوح حريم نقد و انتقاد را درنورديده و پا در ميان جنگ روانى گذاشته است. سخن از انتقادات منصفانه يا حتى گزنده نخبگان نيست؛ سخن از موج سازى هايى است كه با يك كمان تمام ملك و ملك را هدف مى گيرد.
اول ـ نزديك به يك دهه است كه «كارآمدى» به عنوان ترجيع بند تمام توصيه هاى راهبردى و نيز دغدغه اصلى در تفسير وضعيت كنونى نظام دهان به دهان تكرار مى شود. ايالات متحده براى فروپاشى نظام به «ناكارآمدى» دل مى بندد، اپوزيسيون بزرگنمايى كاستى ها را در صدر استراتژى تبليغاتى خود قرار مى دهد و عقلاى اصلاح طلب و محافظه كار در روش كارآمدسازى دولت مناظره مى كنند. سندرم ناكارآمدى ديگر به مرحله اى رسيده كه نتايج دو انتخابات اخير را بر خلاف تمام پيش بينى هاى رايج به سويى ديگر مى برد و تبليغات زودرس انتخابات را بر مدار خود شكل مى دهد. بخواهيم يا نخواهيم «كارآمدى» دغدغه امروز و ضرورت فرداى اين كشور است. در اين ميانه و غوغا پرونده هسته اى ايران يعنى پرونده اى كه حداقل در منظر بخشى از طبقه ميانى جامعه به «هست» و «نيست» كشور گره خورده، خود سمبلى از ميزان كارآيى نظام است. مداخله مستقيم عالى ترين سطوح حاكميت در فرآيند حل بحران نيز عامل ديگرى است كه برداشت افكار عمومى از نحوه اداره چالش را مستقيماً به كارآمدى نظام گره مى زند. در اين گردنه، هرگونه رويكرد شخصى يا جناحى به مديريت بحران و هرگونه دروغ، شبهه افكنى يا ناتوان نمايى نظام در تأمين منابع ملى ديگر اقدامى نابخشودنى در پيشگاه تاريخ و ملت است.
دوم ـ سال ۱۳۸۴ توسط رهبرى عالى انقلاب سال همبستگى ملى و مشاركت عمومى ناميده شده است. اين اقدام از يك سو بيانگر نيازها و ضرورتهاى كشور و از سوى ديگر نشانگر حساسيت وضعيت كنونى و اهميت مشاركت حداكثرى مردم در انتخابات رياست جمهورى است. اين امر ميسر نخواهد شد، مگر با تقويت مؤلفه هاى اعتماد شهروندان به حاكميت و پرهيز از هرگونه اختلاف سازى و اعتمادسوزى. در اين فضا عملكرد بخشهاى محدودى از برخى منابع خبرى درون قدرت صراحتاً و به عيان اعتماد شهروندان به تيم عالى نظام در مديريت بحران هسته اى را نشانه گرفته است. بهره بردارى از متدهاى عمليات روانى، دروغ سازى، تخريب و سوارى گرفتن از احساس تاريخى ايرانيان در تقابل با مسؤولان، با هر انگيزه اى كه صورت گيرد، نتيجه اى جز تعميق شكاف دولت - ملت و دلسردى مردم نخواهد داشت. اين دلسردى زمانى مضاعف خواهد شد كه «خودى» ها نيز - ولو به طمع منافع خود - نمايندگان نظام در چنين پرونده حساسى را به دروغگويى، بى اعتمادى به شهروندان و حتى وابستگى به دولتهاى اجنبى متهم كنند. خواه اين انگ زنى ها در لفاف كلام پيچيده باشد و خواه به صراحت گفتار شود.
سوم ـ اعتمادسوزى علاوه بر آن كه مستقيماً بر ميزان مشاركت عمومى و «همبستگى ملى» اثرگذار است، تبعاتى به مراتب خطرناك  نيز در پى دارد. لابيرنتى كه اين سبك از منازعات سياسى ايجاد مى كند، خود دوراهى شومى است كه از هر طرف مخاطبان را به نتيجه اى مخل امنيت ملى مى رساند. از يك سو كسانى كه اين نوع دروغ پردازى ها را نوعى بهره بردارى سياسى براى منافع شخصى مى دانند و به عملكرد تيم عالى بحران اعتماد دارند، ناخواسته سرخوردگى از اين روشها را به پاى نظام مى نويسند، چه اين كه آنان به درست يا غلط پذيرفته اند اين گونه از منابع و مجارى اطلاع رسانى به سطوحى از قدرت متصل است. از ديگرسو نيز آنان كه تحت تأثير اين موج سازى ها قرار مى گيرند، مستقيماً بى اعتمادى خود به تيم مذاكره را به عالى ترين سطوح حاكميت تعميم مى دهند، چه اين كه آنان نيز شنيده اند تيم عالى مذاكره از «اعتماد» رهبرى عالى انقلاب برخوردار است. اين همان دوراهى خطرناكى است كه مخاطبان چنين رويكردى را از هر طرف به نتيجه اى عليه كليت نظام مى رساند.
چهارم ـ تضعيف تيم مذاكره علاوه بر نتايج مخربى كه در داخل مى گذارد، مستقيماً فرآيند مذاكرات و توان كشور در رويارويى با طرف غربى را نيز هدف قرار مى دهد. در بزنگاهى كه مسؤولين عالى نظام به ويژه رهبرى انقلاب با ابراز صريح اعتماد و حمايت خود از مذاكره كنندگان مى كوشند كفه ترازو را به نفع ايران سنگين سازند؛ خارج خوانى  ها هيچ نتيجه اى جز دلسردى تيم مذاكره و افزايش حملات رسانه هاى غربى در پى نخواهد داشت. اينكه در هر مرحله اى از مذاكرات و در آستانه هر پيروزى، توافق به دست آمده «ننگين» خوانده مى شود، دقيقاً منطبق با مانيفستى كه «منشه امير» مدير بخش فارسى راديو اسرائيل در بحبوحه بحران اعلام كرد. اين را بگذاريم و بگذريم.
پنجم ـ عملكرد مسؤولين عالى نظام و نيز دستگاه ديپلماسى كشور در سال هاى اخير نشان مى دهد كه فاصله زيادى ميان آنچه كه پيشتر «راديكاليزم انقلابى» خوانده مى شد و امروزه «ناپختگى سياسى» ناميده مى شود، طى شده است. مديريت ارشد كشور اينك توانسته است تا ضمن وفادارى به شعارها و آرمان هاى اصلى انقلاب و نيز با تأكيد بر استقلال؛ مبتكر راهكارهايى در راستاى تأمين حداكثرى منافع ملى باشد. فرآيندى كه با شناخت دقيق از تحولات جهانى و درك جايگاه ايران تعريف جامعى از «امنيت ملى» به دست مى دهد. در اين روند «منافع ملى» به غايت بر «هيجان ملى» مقدم است و اين همان پاشنه آشيل كسانى است كه سال  ها «تبليغات» را بر «تحقيقات» برتر مى دانستند. موج سازى هايى از جنس آنچه كه اينك در بعضى رسانه ها منتشر مى شود در خوش بينانه ترين حالت دقيقاً نقطه تضاد همين دو ديدگاه و عشوه هاى كنار گود نشستگانى است كه ترانه «لنگش كن» سر مى دهند. با اين تفسير مؤكد كه اين بازى، ديگر نه يك ترانه خوانى دلچسب كه يك مرثيه خوانى پيش از مرگ براى هوشمندى و درايت نظام است. بيت الغزل اين مرثيه در پرونده هسته اى ايران؛ ترك تمام معاهدات بين المللى، نواختن بر طبل جنگ و بهانه سازى براى دشمنان خارجى اين مرز و بوم است تا به يكباره تمام دستاوردهاى بيست ساله كشور در معرض خطر قرار گيرد.
و آخر ـ به تمام دلايلى كه شمرده شده و نيز به تمام دلايلى كه گفته نشد؛ حمايت از روند مذاكرات و دفاع از ساحت تدبير و تعقل وظيفه تمام دستگاه هاى متولى است. مصونيت آهنين در پرونده اى كه به تمام قد «امنيت ملى» كشور را در آغوش گرفته، نتيجه اى جز زيان يا حتى «فاجعه ملى» نخواهد داشت. اين همان سكوت بهت آورى است كه در بزنگاه تاريخى كشور آب در لانه موران مى ريزد و جامه اى از واقعيت را بر اندام دروغ بافى هاى فردى مى پوشاند. تغافل از چنين روند خطرناكى نه در صلاحيت مسؤولان مذاكرات است و نه در حيطه اختيار متوليان قضا و امنيت كشور. پرونده هسته اى ايران چالشى ملى است و هر گونه سنگ اندازى مبتنى بر منافع فردى دقيقاً در تضاد با ملت. چه رسد به سلب اعتماد مردم از روند مذاكرات و ناكارآمد نشان دادن نظام در تأمين منافع كشور؛ كه اقدامى زيانبار و در تضاد با منافع ملى است.
مديركل يونسكو:
مديون خاتمى هستيم
• مديركل يونسكو: ما به سيدمحمد خاتمى به عنوان كسى كه مبتكر جنبش سياسى و فكرى است كه واژه «گفت وگو» را به عنوان يك واژه محورى تعريف كرده مديون هستيم
• «بوتفليقه»، رئيس جمهورى الجزاير و «كوشيرو ماتسورا» مديركل يونسكو از نقش خاتمى در طرح نظريه گفت وگوى تمدن ها تمجيد كردند

خاتمى در جمع شخصيت هاى سياسى - فرهنگى جهان:
• تصميم دارم پس از پايان دوران رياست جمهورى ام وقت و توان خود را صرف موضوع مهم گفت وگوى ميان تمدن ها كنم
• از هم اكنون طرح تأسيس يك سازمان غيردولتى كه گستره آن شخصيت ها، متفكران، مصلحان و نهادهاى ذيربط بين المللى را به همكارى دعوت كند در ذهن دارم
• چون جنگ ها در انديشه آغاز مى شوند، سنگرهاى دفاع از صلح را در انديشه بايد ساخت
• جهل ما به شيوه هاى زندگى يكديگر علت مشترك ظن و بى اعتمادى ميان مردم بوده است
• صلحى كه صرفاً به ترتيبات سياسى و اقتصادى ميان دولت ها نباشد، باشد، حمايت يكپارچه مردم جهان را با خود نخواهد داشت
• زندگى بدون لبخند بودايى و محبت عيسوى و مظلوم دوستى موسوى، بى آب و آتش زرتشتى و در غياب زيبايى لفظ و معانى قرآنى چه زندگى اى است؟
• به نام يك مسلمان معتقدم كه زيبايى دين از زيبايى عدالت مايه
مى گيرد و نه بالعكس
• هر فهمى از دين كه به بى عدالتى بينجامد ضد دين است
سياست اگر رنگ اخلاق نداشته باشد و بويى از فرهنگ نبرده باشد
و تنها به رنگ و بوى نفت راه بپويد، از حقوق بشر دفاع نمى كند
• رابطه ما با آمريكا در دوران كلينتون روند مثبتى پيدا كرده بود كه اگر ادامه مى يافت دو طرف اكنون وضعيت بهترى داشتند
206337.jpg
گروه سياسى: «كوشيرو ماتسورا» مديركل يونسكو طى سخنانى در اين همايش گفت: امروز بيش از گذشته به گفت وگو بين فرهنگها و تمدنها نياز احساس مى شود.
مديركل يونسكو گفت: پنج سال پيش در كنار «كوفى عنان» دبيركل سازمان ملل، «سيد محمد خاتمى» رئيس جمهورى ايران و «عبدالعزيز بوتفليقه» رئيس جمهورى الجزاير در نيويورك، شاهد اعلام سال ۲۰۰۰ ميلادى به عنوان سال «گفت و گوى بين فرهنگها و تمدنها» بوديم. وى افزود:امروز حضور سيد محمد خاتمى و عبدالعزيز بوتفليقه، رئيسان جمهورى ايران و الجزاير، در جمع ما اين فرصت را به ما مى دهدكه دست آوردهاى اين طرح را مورد بررسى قرار دهيم.
«كوشيرو ماتسورا» افزود:ما به سيد محمد خاتمى به عنوان كسى كه مبتكر جنبش سياسى و فكرى كه واژه «گفت وگو» را به عنوان يك واژه محورى تعريف كرد، مديون هستيم. وى گفت: با پافشارى رئيس جمهورى ايران بود كه «گفت وگو بين فرهنگها و تمدنها» در تقويم سازمان ملل قرار گرفت. به همين دليل است كه اين پيشنهاد سيد محمد خاتمى در جامعه بين المللى ميراثى به جاگذاشته كه با نام وى پيوند خورده است.

خاتمى: محتواى گفت وگوى تمدنها، نفى خشونت طلبى
تروريسم و جنگ است

گروه سياسى: سيد محمد خاتمى رئيس جمهورى اسلامى ايران گفت: محتواى گفت وگوى تمدنها و فرهنگ ها نفى و طرد خشونت طلبى، تروريسم و جنگ است.
رئيس جمهورى روز سه شنبه در جمع صدها نفراز شخصيت هاى سياسى و فرهنگى جهان در مقر يونسكو در پاريس گفت: خشونت طلب مى كوشد تا هر مخالفى را با زور از صحنه خارج كند و حاصل كار چيزى جز بروز پديده نفرت انگيز و هراس آور ترور از يكسو و جنگ و ويرانى و اشغال و تحميل از سوى ديگر نخواهد بود. وى گفت: بايد مسائل مبتلا به انسان از جمله، فقر وحشتناك حاكم بر جهان و تلفات تكان دهنده كودكان و بزرگسالان براثر گرسنگى وبيمارى، تخريب گسترده محيط زيست، بى بند و بارى هاى اخلاقى، عدم امكانات آموزشى براى كودكان و نوجوانان مناطق محروم در اولويت قرار گيرد.
رئيس جمهورى به ايده گفت وگوى ميان فرهنگ ها و تمدنها كه خود منادى آن بوده است، اشاره كرد و گفت: «تصميم دارم،پس ازپايان دوران رياست جمهورى ام، وقت و توان خود را صرف موضوع مهم گفت وگوى ميان تمدنها كنم.» خاتمى خاطر نشان كرد: با تكيه بر اهداف قانون اساسى يونسكو، از هم اكنون طرح تأسيس يك سازمان غيردولتى كه گستره آن شخصيت ها، متفكران، مصلحان و نهادهاى ذيربط بين المللى را به همكارى دعوت كند، در ذهن دارم. رئيس جمهورى همچنين از اينكه آخرين سفر خارجى اش در كسوت رياست جمهورى اسلامى ايران را ميهمان خانه آموزش، علوم و فرهنگ ملل متحد است، ابراز خرسندى كرد.
متن كامل سخنان خاتمى دراجلاس يونسكو كه علاوه بر رؤساى جمهورى ايران و الجزاير، بيش از ۳۰۰ تن از شخصيت هاى سياسى و فرهنگى جهان در آن شركت دارند، به شرح ذيل است: بسيار خوشحالم كه در آخرين سفرم در دوران ۸ ساله رياست جمهورى اسلامى ايران ميهمان خانه آموزش،علوم و فرهنگ و برج مراقبت فكرى و نظرى ملل متحد هستم. خانه كه قانون اساسى آن اين طور آغاز مى شود:
چون جنگ ها در انديشه آغاز مى شوند، سنگرهاى دفاع از صلح را در انديشه ها بايد ساخت... در طول تاريخ، جهل ما به شيوه هاى زندگى يكديگر علت مشترك ظن و بى اعتمادى ميان مردمانى بوده است كه تفاوت هاى آنان اغلب به جنگ انجاميده است... صلحى كه صرفاً بر ترتيبات سياسى و اقتصادى ميان دولت ها بنا شده باشد، صلحى نخواهد بود كه حمايت يكپارچه مردم جهان را با خودداشته باشد و بنابراين، بناى صلح، اگر نخواهد فرو بريزد، مى بايد بر همبستگى اخلاقى و فكرى بشر استوار باشد. هدف پيشنهاد من به جامعه بين المللى براى پيشبرد و ارتقاى گفت و گوى ميان تمدنها نيز چيزى جز همين اهداف نيست، و فلسفه انتخاب اين سازمان براى آخرين حضور خارجى ام نيز از همين تجانس در هدف مايه مى گيرد. پيش از ورود به بحث مى خواهم، از آقاى مديركل يونسكو كه اين فرصت را براى من فراهم آورده اند، تشكر كنم.
يونسكو كه در مجموعه خانواده ملل متحد نهاد پيشتاز براى پيشبرد گفت و گوى تمدنها است، در چند سال اخير كنفرانس هاى مهم و متعددى را با حمايت كشورهاى عضو خود در نقاط مختلف جهان برگزار يا حمايت كرده است. دو موضوع مهم ديگر كه در دستور كار سالهاى اخير يونسكو قرار داشته است نيز ارتباط مفهومى عميقى با گفت و گوى تمدنها دارد. يكى تدوين و تصويب كنوانسيون ميراث معنوى در سال ۲۰۰۳ و ديگر تصويب بيانيه جهانى تنوع فرهنگى در سال ۲۰۰۱ و خوشحالم كه هم اكنون تدوين پيش نويس كنوانسيونى براساس آن بيانيه مراحل آخر خود را در يونسكو مى گذراند.
توجه خاص كشورهاى زيادى از اعضاى يونسكو و رهبران آنها، بخصوص شخص رئيس جمهور شيراك به اين موضوع بسيار دلگرم كننده است. نطق عميق ايشان در روز افتتاح سى و يكمين كنفرانس عمومى يونسكو در اكتبر ۲۰۰۱ از اسناد فراموش نشدنى در اين سازمان است. الجزاير تحت رهبرى رئيس جمهور بوتفليقه اولين امضا كننده كنوانسيون ميراث معنوى است. اين دومين حضور ايشان به همراه من در اجلاسى است كه يونسكو در باب گفت و گوى تمدنها برگزار مى كند كه اولين آن در سپتامبر ۲۰۰۰ با حضور ۱۱ رئيس كشور ديگر در مقر سازمان ملل در نيويورك ترتيب يافت. همچنين توجه جدى تر به موضوع اخلاق در علوم و اخلاق زيستى در يونسكو، نشاندهنده اين است كه جامعه جهانى در آغاز قرن بيست و يكم خلأ اهتمام به موضوعات مهمى را كه سالها به اندازه كافى مورد توجه نبوده دريافته است.
آقاى مديركل
اقدام شما به شمول گفت وگوى تمدنها در همه شاخه هاى يونسكو و برنامه ريزيهاى استراتژيك اين سازمان نشان دهنده توجه به اين واقعيت است كه گفت و گوى تمدنها از ملزومات همه اين موضوعات مهم مطرح در سازمان شماست.
خانم ها و آقايان
تقارن زمانى سال ،۲۰۰۱ سال جهانى گفت و گوى تمدنها، با فاجعه يازدهم سپتامبر و پيامدهاى سياسى و ديگر تبعات ناشى از آن در جهان ما از يك طرف و توجه مراكز مهم تحقيقاتى و دانشگاهى و همچنين مراكز متعدد بين المللى و سياسى به مسأله گفت و گوى تمدنها از طرف ديگر به ما هشدار مى دهد كه مسأله گفت و گوى تمدنها علاوه بر جنبه هاى نظرى و علمى و فلسفى به مثابه يكى از مسائل مبتلا به در سياست و اقتصاد نيز مى بايد مورد توجه قرار گيرد.
بگذاريد همين جا و با تكيه به اهداف قانون اساسى يونسكو اعلام كنم كه تصميم دارم وقت و توان خود را پس از پايان دوره رياست جمهورى ام به اين موضوع مهم مصروف دارم. از هم اكنون طرح تاسيس يك سازمان غيردولتى كه گستره آن شخصيت ها، متفكران، مصلحان و نهادهاى ذيربط بين المللى را به همكارى دعوت كند در ذهن دارم. براى اين منظور نيازمند آنم كه از نظريات و پيشنهادات شما حاضران در اين جلسه مهم و جلسات ديگرى كه تا آنجا كه وقت اجازه دهد در اين سفر خواهم داشت، استفاده كنم. در اين ميان توجه به آسيب شناسى «فرهنگ گفت وگو » يكى از اولين ضرورت هاست.
وقتى ما پيشنهاد مى كنيم، تمدنها و فرهنگها با يكديگر گفت وگو كنند، دقيقاً چه مى خواهيم بگوييم؟ مگر تاكنون تمدنها و فرهنگ ها بايكديگر «گفت وگو » نمى كرده اند، چه چيز تازه اى در اين پيشنهاد وجود دارد؟ احتمالاً بيشتر حضار اين سخن توين بى را خوانده اند كه گفته است: «تمدن ها مثل بيماريهاى مسرى هستند، سرايت تمدن ازيك منطقه جغرافيايى به منطقه ديگر چنان بديهى است كه نيازى به استدلال ندارد، اين سرايت قديمى است و قدمت آن به اندازه عمر همه صورت هاى گوناگون تمدن بشرى است، طبعاً نمى توان در آغاز هزاره سوم و سده بيست و يكم چيزى را پيشنهاد كرد كه عمرش هزاران سال بيشتر از مبدأ تاريخ ماست، پس گفت وگوى تمدنها كه ما مطرح مى كنيم، «سرايت» و «تأثير» و «تأثر» تمدنها نيست. تأثير و تأثر امرى است كه انحصاراً در حوزه آگاهى و خودآگاهى انسانى، تحقق پيدا نمى كند، البته مى توان آگاهانه مؤثر بود ويا با اختيار متأثر شد اما الزاماً عنصر آگاهى و خودآگاهى براى پيدايش تأثير و تأثر ضرورى نيست، درحالى كه «ديالوگ» بدون آگاهى و بدون خودآگاهى، قابل تصورنيست.
اگر يكى از وجوه بارز وجود انسان را «اراده» او بدانيم، از آنجا كه اراده مسبوق به آگاهى است پس يكى از بحثهاى سرنوشت ساز درباره وجود انسان به بحث درباره معرفت اوبه خود و جهان اختصاص خواهد يافت، همان بحثى كه در ضمن يكى از سه سؤال اساسى كانت مطرح شده است. معرفت انسان وقتى نسبت به چيزى حاصل شد از طريق زبان بيان مى شود و زبان كه فراهم آمده از كلمات است با لذات امرى اجتماعى است، زبان فردى، زبان نيست.
كلمات با خود تاريخى را حمل مى كنند كه در آن رشد كرده، متطور شده و نهايتاً به معناى امروزى خود نائل آمده اند،اين است كه هر سخنى اگر به عينه تكرار تمام و كمال سخن هاى قبل از خود نباشد و به نحوى با آن ها مغايرت داشته باشد، در عين تغاير از دامن آنها بر مى آيدوآنها را مورد خطاب قرار مى دهد. هر سخن جديدى به سخن آوردن سخن هاى قديمى به طرزى جديد است و اين سخن جديد به زودى خود به سرچشمه قديم ملحق مى شود،سرچشمه اى كه درآينده باز خواهد جوشيد.
206331.jpg
و چون زبان امرى اجتماعى است، هر سخن تنها با پيوستن به مجموعه اى از سخن هاست كه «معنى» پيدا مى كند و قابل شنيدن مى شود، گرچه از نظر تشريح فيزيولوژيك، تفاوتى ميان شنيدن صداى سخن انسان با شنيدن صداى باد و باران و قطار و كبوتر نيست، اما به لحاظ علوم انسانى اين مقايسه مع الفارق است. صداى قطرات باران گرچه باهم جمع شده و با هم به گوش مى رسد، اما آن صداها، «هم آواز » نيستند، زيرا منبعث از اراده آگاهانه اجتماعى نيستندو لذا آن صداها زبان نيستند، در زبان است كه مبحث وجودشناسى (آنتولوژى) و معرفت شناسى (اپيستمولوژى) و تاريخ با يكديگر كل واحدى را تشكيل مى دهد، وجود انسان و معرفت او به خود و ديگرى و به امروز وديروز در زبان، بيان مى شود، ذات زبان در «هم زبانى» است، يعنى درگفت وگو و با گفت وگو است كه معرفت خود به ديگرى و تاريخ وجهان ممكن مى شود.
علاوه براين، گفت وگو عملى است اخلاقى، من با تأكيد بر اخلاق، مخصوصاً مى خواهم بر وجه غير منفعت طلبانه عمل اخلاق تأكيد كنم زيرا اگر براين وجه تأكيد نكنيم، به سهولت مى توان هر فعل منفعت طلبى را ضمناً اخلاقى نيز تلقى كرد.
ورود به ساحت اخلاق درحقيقت ورود به ساحت انسانيت است، منفعت تا جايى «خوب» است كه با زيبايى و حقيقت و اخلاق تعارض نداشته باشد، مى بينيد كه يكى از زيباترين صداها و همچنان صداى افلاطون است، او بود كه در صدر تاريخ فلسفه وحدت ميان زيبايى و حقيقت و اخلاق را با فيلسوفانه ترين زبان و همزمان با شاعرانه ترين كلمات بيان كرد، گفت وگو همزمان زيبا و اخلاقى و متضمن حقيقت است.
«گفت وگوى فرهنگها وتمدنها» همچنين مستلزم توجه به وضع سيرنزولى و تقليلى آشنايى نسل هاى جديد با سرچشمه هاى فكر و فرهنگ و شعر و زيبايى درجهان است، راستى زندگى بدون لبخند بودايى و محبت عيسوى و مظلوم دوستى موسوى، بى آب و آتش زرتشتى ودرغياب زيبايى لفظ و معناى قرآنى چه زندگى اى است؟ زندگى بى موسيقى آسمانى و كيهانى فيثاغورت و بدون مثال خير اعلاء افلاطون و بدون منطق وسياست و علم و متافيزيك ارسطو و بى نگاه وحدت بخش فلوطين و حكمت الهى فارابى و ابن سينا و ابن رشد و بى اشراق نورانيت سهروردى و بى جنون مقدس يونانيان و بى عقل نكته سنج ايشان و بى درياى طوفانى شعرعارفانه فارسى و بى لطافت شاداب شعر عاشقانه عربى و بى سپيدى شكوفه گيلاس و هايكو ژاپنى و بى چشم و دل زيبا و زيبانگر ابن عربى و مايستر اكهارت و بى شب پردلهره رمانتيك ها و بى عصر روشنگرى قرن هجدهم و زندگى بدون دكارت و اسپينوزا و كانت و هگل و شوپنهاور و پاسكال و كى يركگارد و برگسون و بى موسيقى جاودانه باخ و بتهون و موتزارت و خلاصه زندگى بدون نقاشى و مجسمه سازى و تئاتر و شعرو بدون آنچه كه در طى قرن ها بشر از زيبايى و حس وفرهنگ و فكر بر جاى نهاده است، چگونه زندگى اى است ؟
به نام يك مسلمان معتقدم كه زيبايى دين از زيبايى عدالت مايه مى گيرد و نه بالعكس،عدالت جوهر همه اديان آسمانى است و هر فهمى از دين كه به بى عدالتى بينجامد ضد دين است، رسيدن به عدالت معيار فهم درست دينى است و نه بالعكس.
خانم ها و آقايان
دشمن واقعى همه ما كه تا چند قدمى ما پيش آمده است، جهالت و كم دانشى نسبت به تاريخ و فرهنگ و تمدنهاى گوناگون است. گفت وگوى تمدنها همچنين مستلزم كوشش براى ازدياد ميزان حضور و تأثير مسائل فرهنگى و اخلاقى در سياست است. به ياد بياوريم سخن كسانى كه گفته اند از قرن هجدهم به اين سو، روز به روز سياست، بى روح تر وخشك تر شده است. سياستى كه تنها تابع اقتصاد باشد، به هيچ فضيلت اخلاقى و كرامت انسانى وفادار نخواهد بود و نگران ميراث فرهنگى و هنرى نيست. سياست بدون اخلاق (اتيك) و زيبايى شناسى (استتيك)، حتى اگر ظاهراً سنگ حقوق بشر را به سينه بزند كارى براى حقوق بشر نمى كند، زيبايى و اخلاق و حقيقت از ميان حقوق بشر است با زشتى و دروغ و تكبر و استبداد از كدام حقوق بشر مى شود دفاع كرد. بگذاريم شاعران و هنرمندان و متفكران درنخستين قدم از حقوق بشر سخن بگويند و سپس سياستمداران از ايشان متابعت كنند.
وجه سياسى گفت وگوى تمدنها به معنى تقدم فرهنگ واخلاق و هنر برسياست است، به عبارتى ديگر فهم و تفسير و اجراى سياست بايد در ذيل فرهنگ و اخلاق و هنر صورت بگيرد، سياست اگر رنگ اخلاق نداشته باشد و بويى از فرهنگ نبرده باشد و تنها به رنگ و بوى نفت راه بپويد،از حقوق بشر دفاع نمى كند و بهتر است بگوييم از حقوق بشر دفاع مى كند كه گرگ بشر است.
گفت وگوى تمدنهاو فرهنگها درعرصه سياست مستلزم طرح بحث هاى اساسى در حوزه مفاهيم بنيادين سياست نظير دموكراسى، عدالت و صلح است. درضمن اين بحث ها بايد بتوانيم به تعاريف مشتركى در باب اين مفاهيم دست يابيم و از تفاسير خودخواهانه اين مفاهيم كه بر محور زور و استيلا به وجود آمده است پرهيز كنيم.
206334.jpg
بگذاريد همين جا بگويم كه نگاه گادامر فيلسوف معاصر آلمانى را درست مى دانم كه هم در روش شناسى و هم شناخت شناسى ميان گفت وگو و مذاكره تفاوت ماهوى وجود دارد، در گفت وگو سؤال بر جواب اولويت دارد، احتجاج واسكات خصم از راه بزرگ كردن نقطه ضعف هاى او و گرفتن امتياز درميان نيست، درحالى كه در مذاكره معمولاً چنين است، در گفت وگو روند ما را هدايت مى كند و در مذاكره ما روند را. در گفت وگو آمادگى براى تحول پذيرى اصل است و در مذاكره عطش براى امتيازگيرى.
حضار محترم
قطعنامه سى و يكمين كنفرانس عمومى يونسكو در باب تروريزم سند مهمى است كه درعين تأكيدبراصل توجيه ناپذيرى اين پديده شوم، مطالعه درعوامل زمينه ساز رشد آن را توصيه كرده است.پذيرفتن صورت گفت وگو فى نفسه به معنى اعراض از خشونت است و خشونت چون گنگ است، منطقى جز زور نمى شناسد و جايى براى تفاهم باقى نمى گذارد، خشونت طلب تنها تسليم ديگرى را در برابر سليقه يا منافع خود كه در تضاد با منافع ديگران تعريف مى شود، طلب مى كند و مى كوشد تا هر مخالفى را با زور از صحنه خارج كند و حاصل كار چيزى جز بروز پديده نفرت انگيز و هراس آور ترور از يكسو و جنگ و ويرانى وتحميل و اشغال از سوى ديگر نخواهدبود و محتواى گفت وگوى تمدنها و فرهنگها نفى و طرد خشونت طلبى و تروريسم و جنگ است. اين محتوا طبعاً متضمن فهرستى طولانى از مسائل مبتلا به انسان است، فقر وحشتناك حاكم بر جهان و تلفات تكان دهنده كودكان و بزرگسالان بر اثر گرسنگى وبيمارى، تخريب گسترده محيط زيست، تهديد شديد مناسبات خانوادگى، بى بندوبارى هاى اخلاقى،عدم امكانات آموزشى براى كودكان و نوجوانان مناطق محروم، از جمله مسائلى است كه بايد در اولويت قرار گيرد. بسيارى از اين مسائل از جمله دغدغه هاى فكرى سياست مداران صلحدوستى است كه پايه گذار سازمان يونسكو بوده اند.
به عنوان مثال در ديدارى كه اخيراً از آفريقاداشتم به ضرورت و فوريت آنچه دراين سازمان «اولويت آفريقا» ناميده شده است بيشتر پى بردم. به خصوص كه تحولات بسيار مثبت درجوامع مدنى اين قاره مظلوم به سوى رشد و دموكراسى و دورى از خشونت براى اصلاح بسيار دلگرم كننده است. اين تحولات در فاصله ۱۵ سال ديدار قبلى من ازاين قاره كاملاً محسوس است و نشانه هاى همين روند و عطش و خواست اجتماعى دربسيارى ديگر از كشورهاى عضو اين سازمان نيز نمايان است.
دوستان عزيز
بگذاريد در پايان سخنم ضمن قدردانى از همه مسؤولان يونسكو، آرزو كنم كه مابه عنوان دولت هاى عضو نهايت كوشش هاى خود را به كار بنديم تا آرمانهايى كه فلسفه وجودى اين سازمان است، تحقق يابد.
متشكرم
سلام ايران
پست الكترونيكى روابط عمومى روزنامه ايران:
كم لطفى به مطبوعات
بعد از توقيف هاى متعدد مطبوعات، فضاى نسبتاً آرام ترى بر مطبوعات حاكم شده بود كه اكنون با آغاز سال جديد آن فضا دوباره دگرگون شده است. ممنوعيت ورود خبرنگارى به مجلس هفتم بسيار مايه تعجب و شگفتى است. در هيچ جاى دنيا نسبت به خبرنگاران و مطبوعات اين همه كم لطفى نمى شود. چرا مقامات مسؤولى جهت حمايت ازمطبوعات وجود ندارد تا اين همه مسائل جانبى براى خبرنگاران پيش نيايد.
حسنى
بهترين انتخابات براى كشورمان
به انتخابات رياست جمهورى فرصت بسيار كمى باقى است. هنوز از مناظره  هاى تلويزيونى بين نامزدهاى جناح هاى مختلف خبرى نيست. هنوز شعارهاى انتخاباتى شفاف و واضح نيست و هيچ يك ازاطلاعاتى كه ارائه مى شود انتخاب را براى مردم راحت تر نكرده است. براى بهبود اين روند در اين فرصت كم بايد اقدامى صورت گيرد تا شاهد بهترين انتخاب براى كشورمان باشيم.
سعيدى
اشكالات بزرگراه هاى ما
وضعيت خط كشى بزرگراه ها و خيابان هاى ما حتى در تهران كه پايتخت است طورى است كه به جاى هدايت و راهنمايى، رانندگان را گمراه مى كند. خط هايى كه نيمه رها شده و يا كج مى شوند. خطوط كمرنگ سابق كه اغلب در كنار خطوط پررنگ تر جديد ديده مى شوند. وضعيت تابلوها هم كه بدتر ازخطوط است. تابلوهايى كه آنقدر ريزند يا نور كافى ندارند و رانندگان بايد از فاصله نزديك و با كم كردن سرعت كه در بزرگراه ها بسيار خطرناك است جهت خود را بيابند. اين موارد براى رانندگانى كه با خيابان هاى شهرمان آشنا هستند ايجاد مشكل مى كند چه رسد به رانندگانى كه با خيابان هاى شهر آشنا نيستند. بهتر است در اين موارد دستكم از الگوهاى خارجى تقليد كنيم. البته به شرط آنكه در الگوبردارى به موارد ريز هم توجه داشته باشيم. براى مثال دوربرگردان ها اغلب الگوبردارى از خيابان هاى انگليس است به همين دليل نياز به اصلاحاتى دارد. در حالى كه انگليسى ها چپ دستند و جهت سبقت آنان متفاوت از خيابان هاى ماست دوربرگردان  هاى ما دقيقاً در خط سبقت در نظر گرفته شده اند. توجه به اين مسائل جزيى خطرات و تصادفات را كاهش مى دهد.
يك شهروند
كاهش زمان سربازى
يك اقدام جالب توجه براى خدمت سربازى. گذراندن دوران خدمت وظيفه در شهردارى است. اين گونه اقدامات مى تواند توسعه و گسترش بيابد و در بيشتر سازمان ها و ادارات شاهد انجام وظيفه عمومى سربازان باشيم. اما يكى از مسائلى كه واقعاً نياز به بازنگرى دارد مدت سربازى است. از آنجا كه شرايط اقتصادى كشور ما بسيار دشوار است، براى كمك به جوانان بهتر است مدت سربازى كاهش يابد تا آنان زودتر وارد بازار كار شوند و به لحاظ اقتصادى سريع تر براى زندگى مشترك آماده شوند.
سونى
سرقت در ترمينالها
اخيراً در ترمينالها افرادى كمين كرده و به بهانه كمك كردن به افراد پير و ناتوان وسايل آنان را به سرقت مى برند، نيروى انتظامى هم مى گويد از اين اتفاقات زياد پيش مى آيد و مسافران خود بايد مراقب باشند. اى كاش حداقل مسافران را نسبت به اين مسائل آگاه كنند و يا اينگونه سارقان را كه قطعاً زود شناخته مى شوند دستگيركنند.
صوفى
تماشاچيان مسابقات فوتبال
عدم كنترل مناسب در مسابقات فوتبال باعث شده است كه شاهد حوادثى چون كشته شدن ۷تماشاچى و مجروح شدن عده بسيارى باشيم. اين مسائل كم اهميت نيستند و نبايد از كنار آنها به سادگى گذشت.
توكلى شهميرزادى
ديگه چه خبر؟
كلافگى شيوخ امارات از موضع ايران
خبر اول اينكه روزنامه «الخليج» به نقل از «شيخ حمدان بن زايدآل نهيان» نايب رئيس هيأت وزيران و وزير مشاور در امور خارجى امارات متحده عربى گزارش داد: ما هيچ نرمشى در موضع ايران در خصوص جزاير سه گانه نيافته ايم.
به نوشته اين منبع، حمدان بن زايد در پاسخ به سؤالى در خصوص روابط كنونى كشورش با ايران و اينكه موضوع جزاير سه گانه به كجا رسيده و آيا ازنظر وى در صورت باقى ماندن مسائل به همين نحو، متوسل شدن به دادگاه بين المللى لاهه در نهايت امرى حتمى است، مدعى شده: روابط ما با ايران به دليل اشغال جزاير سه گانه ما يعنى ابوموسى، تنب بزرگ و تنب كوچك توسط ايران و عدم پاسخ ايران به پافشارى شديد كشور امارات و جامعه بين المللى با هدف انجام مذاكره مستقيم بين دو كشور براى حل اين معضل حل نشده يا توسل به دادگاه بين المللى لاهه، عادى است.
تحركات تازه كانادايى ها عليه ايران
خبر ديگر اينكه تحركات سياسى دولت كانادا عليه ايران همچنان ادامه دارد. وزير امور خارجه كانادا گزارش داده كه دولت كانادا به شهرام اعظم، فردى كه ادعاى اطلاعات ويژه از پرونده زهرا كاظمى دارد، كمك خواهد كرد تا پناهنده اين كشور شود.
وى كه در مجلس عوام صحبت مى كرد، مدعى شد موضع ايران در اين باره پذيرفتنى نيست. وى در ادامه ادعايش افزود: ايران اشتباه مى كند، اين مورد يك قتل بوده است و به همين علت است كه ما دكتر شهرام اعظم را به اينجا آورديم تا واقعيات را به وضوح نشان دهيم. وزير امور خارجه كانادا افزود: ما دو سال است آنچه را كه دكتر اعظم به تازگى گفته، مى گفتيم و اگر به وى كمك كرديم تا به كانادا بيايد، براى اين بود كه به جهان نشان دهيم كانادا استحقاق آن را دارد كه در اقدام ايران مورد حمايت قرار بگيرد.
پيشگويى برخورد نظامى با ايران
شنيديم كه «اسكات ريتر» رئيس سابق هيأت بازرسان سلاح هاى كشتار جمعى عراق ادعا كرده: آمريكا در ماه ژوئيه سال جارى ميلادى به برخى مراكز هسته اى ايران ضربه نظامى وارد خواهد كرد.
روزنامه «الايام» به نقل از ريتر نوشته: آمريكا همه مستلزمات جنگى را براى وارد كردن ضربه اى نظامى به برخى مراكز هسته اى ايران در ماه ژوئيه سال جارى ميلادى فراهم كرده است.
ريتر با بيان اينكه «اين اطلاعات در خصوص طرح حمله از طريق بحث و بررسى و تحقيق به دست آمده» افزود: «جورج بوش» رئيس جمهورى آمريكا جزئيات اين طرح را امضا كرده است و اين طرح به تكيه بر نيروى هوايى بر وارد كردن ضربات هوايى با استفاده از بمب هاى هوشمند به گونه اى كه برنامه هسته اى ايران را مختل و به دگرگونى نظام سياسى از طريق تحرك گروههاى سياسى در داخل كمك كند، تكيه دارد.
ريتر ابراز عقيده كرد: اين زمان مناسب خواهد بود، زيرا ايران در آن زمان شاهد انتخابات رياست جمهورى در ۱۷ ژوئيه است. به نوشته الايام، اين درحالى است كه رسانه هاى گروهى ايران معتقدند كه طرح اين گونه اطلاعات در چارچوب جنگ روانى واشنگتن عليه ايران صورت مى گيرد و تهران پيشتر بارها اعلام كرده كه آمادگى نظامى براى مقابله با هرگونه حمله آمريكا را دارد.
توصيه هاى جديد كيسينجر درباره ايران
دست آخر اينكه «هنرى كيسينجر» وزير خارجه اسبق آمريكا در گفت و گو با روزنامه «ولت ام زونتاك» چاپ آلمان گفته: واشنگتن بايد از تلاش كشورهاى اروپايى در قبال برخورد با پرونده هسته اى ايران حمايت كند.
وى مدعى شده: از شواهد امر اينگونه بر مى آيد كه در برخى موارد شيوه هاى ديپلماسى با بن بست مواجه شده است، در چنين شرايطى من معتقدم كه بايد به راههاى ديگر متوسل شد و تصميم هاى قانونى جديدى اتخاذ كرد.
كيسينجر در پاسخ به اين سؤال كه «آيا كشورهاى اروپايى در اين خصوص آماده هستند؟» گفته: در حال حاضر خير. البته بيان اين نكته ضرورت دارد كه اگر چنين اقدامى صورت نگيرد، ما نه تنها به ايران، بلكه به كشورهاى مصر و تركيه نيز اجازه داده ايم تا به عنوان قدرت هسته اى مطرح باشند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |