|
بازداشت داماد به اتهام قتل پدرزن
|
|
|
گروه حوادث - كرج - خبرنگار «ايران»: درگيرى لفظى ميان دامادى جوان با پدر همسرش منجر به قتل پيرمرد شد و داماد به اتهام قتل عمد بازداشت شد. ساعت ۱۸عصر روز ۱۵بهمن ماه سال گذشته مرد ۵۰ساله اى در حالى كه دچار خونريزى مغزى شده بود و بر اثر آن دچار منگى، سرگيجه و كاهش سطح هوشيارى بود به بيمارستان قائم كرج انتقال داده شد. با وجود تلاش پزشكان پس از سه روز مرد روى تخت بيمارستان جان سپرد و پسر وى با مراجعه به كلانترى ۱۱مركزى از داماد ۲۸ساله شان به خاطر ضرب و شتم پدرش شكايت كرد و گفت: ۵سال پيش بود كه خواهرم با جوانى ازدواج كرد ولى پس از مدت كوتاهى از ازدواج شان به خاطر بيكارى دامادمان پدرم ناچار بود كه هزينه هاى زندگى آنها را تأمين كند. با اين حال هر چندوقت يك بار دامادمان به علت اعتيادى كه داشت به خانه مان مى آمد و با تهديد از پدرم پول مى گرفت. وى افزود: عصر روز گذشته او براى گرفتن پول به خانه پدرم آمده بود ولى در خانه پولى نبوده كه به او بدهند به همين خاطر او با پدرم درگيرى لفظى پيدا كرده و سر پدرم را به ديوار كوبيده و با مشت به دهان و صورت مادرم كوبيده است كه به خاطر آن چند استخوان صورت مادرم و دندان او شكسته است. به دستور محسن على اشرف - بازپرس شعبه ۲۰دادسراى امور جنايى كرج - داماد ۲۸ساله تحت تعقيب قرار گرفت. همسر مقتول در مورد چگونگى درگيرى به بازپرس جنايى گفت: دخترم و دامادم با هم اختلاف شديدى پيدا كرده بودند. دامادم به خانه ما آمد و موتور پسرم را خواست. آنها از خانه ما رفتند تا به تهران و خانه خودشان برگردند اما يك ساعت بعد در كمال تعجب برگشتند و دامادم گفت كه مى خواهد زنش را طلاق بدهد. شوهرم گفت تا كى مى خواهى زنت را عذاب بدهى او باردار است تا الآن هم من خرج زندگى تان را داده ام. شوهرم از پسرم خواست به پليس تلفن كند كه دامادم با شوهرم درگير شد او شوهرم را هل داد و با مشت و لگد به جان او افتاد كه شوهرم بيهوش شد و او فرار كرد. ساعت ۱۳روز ۲۳اسفند ماه متهم در منزل پدرش در تهران دستگير شد و در برابر بازپرس على اشرف قرار گرفت و گفت: من تابلوساز هستم با شراكت پدرم از مدتى قبل خودرويى را خريده بودم و روى آن كار مى كردم ولى به خاطر مشكلاتى كه پيش آمده بود خودرو توقيف شده بود. به خاطر مشكلات مالى نمى توانستم ماشين را از پاركينگ بيرون بياورم. هيچ كس هم به من كمك مالى نمى كرد. پدرم سكته كرد و خانواده ام مرا مقصر مى دانستند آن روز به خانه پدر زنم رفته بودم خواستم كه موتور برادر زنم را قرض كنم تا به خانه مان برويم چون كرايه ماشين نداشتيم اما به خاطر همين در آنجا جرو بحث مان شد در طول راه به زنم گفتم كه به اين صورت ديگر دوام زندگى مان امكان ندارد هزينه جراحى پدرم و زايمان همسرم و بيرون آوردن خودرو از پاركينگ به من فشار زيادى مى آورد ديگر چيزى براى فروش نداشتيم دوباره به خانه پدرزنم برگشتيم و اين بار جر و بحث مان بالا گرفت. وى با ناراحتى ادامه داد: ذهنم كار نمى كرد و چشمانم جايى را نمى ديد نمى دانم چطور شد كه با پدر زنم درگير شدم. از كارى كه كرده ام پشيمانم. حالا هم نمى توانم مرگ او را باور كنم. به گزارش خبرنگار ما داماد جوان با قرار بازداشت موقت جهت تكميل تحقيقات در اختيار دايره ويژه قتل اداره آگاهى كرج قرار گرفت.
|