چهارشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۴ - ۲۶ صفر ۱۴۲۶
Wed, Apr 6, 2005
زنان
۳۰۹۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
خانواده (جامعه)
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
حميده محققى فعال زن مسلمان در آلمان
بانوى خندان خاورميانه
206250.jpg
از جمله زنان اول خاورميانه ،  بانوى خندان، خوش پوش و متين سورى ها «اسماء اسد»، همسر رئيس جمهور اين كشور است . بانوى اول سوريه بر خلاف ساير همسران رهبران عرب كه همواره درگير زد و بندهاى سياسى براى به قدرت رساندن اعضاى خانواده خود هستند ، هرگز در مسائل سياسى سوريه دخالت نمى كند و بيشتر وقت وى صرف مسائل اجتماعى ، فرهنگى ، امور مربوط به زنان و به ويژه مسائل كودكان مى شود .
اسماء زمانى فعاليت خود را به عنوان بانوى اول سوريه آغاز كرد كه همسرش بشار اسد از سوى پدرش حافظ اسد به دمشق فراخوانده شد . حافظ اسد كه براى جانشينى خود روى پسر بزرگش باسل حساب باز كرده بود ، با مرگ او در يك سانحه رانندگى ، از بشار خواست كه به سوريه بازگردد . با درگذشت حافظ اسد ، رئيس جمهور فقيد سوريه ، بشار جانشين پدر شد و پا به زندگى سياسى خود گذاشت . به تبع آن زندگى خانوادگى بشار اسد نيز دچار تغييراتى شد .
بشار اسد پيش از بازگشت به دمشق مشغول تحصيلات تكميلى در رشته چشم پزشكى بود و همسرش اسماء نيز در زمينه بانكى فعاليت مى كرد .
«اسماء الأخرس»
نام واقعى بانوى اول سوريه «اسماء الاخرس» است. وى در سال ۱۹۷۵ در شهر لندن به دنيا آمد . پدر اول «فؤاد الاخرس» جراح قلب مقيم لندن است . وى تحصيلات آكادميك خود را در رشته فناورى اطلاعات و كامپيوتر در انگلستان گذراند و سپس در بخش بانكى مشغول به كار شده است .
اسماء و بشار اسد در ۵ دسامبر ۲۰۰۰ با خواندن صيغه عقد توسط حافظ اسد به عقد يكديگر در آمدند .
آشنايى اسماء و بشار به زمانى بر مى گردد كه بشار اسد براى ادامه تحصيل به انگليس رفت . علاقه شديد بشار به كامپيوتر و IT زمينه آشنايى اين دو را فراهم ساخت . علاقه مشترك اين دو بعد از دوران رياست جمهورى بشار اسد موجب نفوذ و گسترش اينترنت در سوريه شد.
وى پيش از رياست جمهورى بشار اسد ، رياست انجمن علمى اطلاعات و تكنولوژى كشورش را برعهده داشت .
اسماء اسد مادر سه فرزند است . اولين فرزند آنها در دسامبر ۲۰۰۱ به نام «حافط» ، يك سال بعد دومين فرزند كه دختر است به نام «زين» و اواخر سال ۲۰۰۳ فرزند سوم به نام «كريم» به دنيا آمدند.
اسماء توجه ويژه اى به تربيت فرزندان خود دارد و به خانواده بسيار پايبند است . او اصرار دارد فرزندانش همچون ساير بچه ها زندگى كنند و شرايط فرزند رئيس جمهور بودن محور اول زندگى آنان نباشد. به همين دليل تمام تلاش خود را مى كند تا بچه هايش را دور از دسترس خبرنگاران و رسانه ها قرار دهد .
با اين كه اسماء به عنوان بانوى اول سوريه علاوه بر زيبايى و خندان بودن به خوش پوشى نيز شهره است ، عادات بسيار خاص وى ، او را از ساير همسران سران عرب متمايز مى سازد .
به طور مثال وى در اكثر سفرهاى خارجى بشار اسد ، همسرش را همراهى مى كند و مقيد به انجام تمامى برنامه هاى رسمى تدارك ديده در طول سفر است . از ديگر ويژگى هاى شخصيتى اسماء رعايت اعتدال و صرفه جويى و چشم پوشى از خريدهاى بيجا در خريدهاى شخصى است؛ مسأله اى كه هرگز در رفتارهاى ديگر همسران حكام عرب ديده نمى شود و ويژگى اصلى آنها در سفرهاى خارجى همين هزينه كردن هاى گزاف است .
از ديگر نكات مثبت شخصيتى اسماء توجه ويژه وى به كودكان است . همسر رئيس جمهور سوريه براى تبيين راهبردى مناسب براى بهبود وضعيت كودكان سوريه (سه ميليون كودك) همواره در تلاش بوده است .
به همين دليل نيز به تازگى با حمايت وى همايش ملى كودكان در شهر حلب سوريه برگزار شد.
رؤياهاى او براى كودكان قابل ستايش است ، وى معتقد است نحوه رفتار با كودكان تأثير مستقيم بر پيشرفت تمدن هاى بشرى دارد.
وى همچنين معتقد است ، اگر روشهاى حمايتى از كودكان و چگونگى برخورد با مشكلات كودكان در كشورهاى مختلف مورد مطالعه قرار گيرد ، به اهميت اين موضوع در ميزان پيشرفت كشورهاى مختلف پى خواهيم برد.
اسماء اسد مى گويد: جامعه نا بهنجار به مراتب آثار سوء بيشترى به روى كودكان كه آينده ساز جامعه هستند ، به جاى مى گذارد .
اسماء اسد بر اين عقيده است كه حكومتها بايد براى كاهش مشكلات خود در آينده با وضع قوانين بلندمدت و بازنگرى در قوانين جارى ، خود را با معاهدات بين المللى تطبيق بدهند .
بانوى اول سوريه همچنين با حضور و تشويق مؤسسات غيردولتى زنان در بازيابى حقوق زنان سوريه نقشى مهم داشته است .
حميده محققى فعال زن مسلمان در آلمان
اگر نجنبيم زيان مى بينيم
206250.jpg
اشاره
فعالان سياسى زن به ويژه پس از انقلاب هرگز از هيچ فرصتى براى به دست آوردن جايگاه مدنى خود دريغ نكرده اند اين مهم در آستانه انتخابات رياست جمهورى شدت زيادى به خود گرفته است.
زنان نيمى از جمعيت را تشكيل مى دهند اگر چه در برخى از مشاغل شانه به شانه مردها حركت مى كنند و در برخى موارد به ويژه قبولى در كنكور از مردها هم جلو زده اند اما اين كافى نيست هنوز نگرش ها در جامعه به زنان نگاهى سنتى است.
اين جمله را حميده محققى فعال سياسى و فرهنگى زن در كشور آلمان مى گويد: او نظرات جالبى در مورد زنان دارد.
محققى مى گويد من ۲۷ سال است در كشور آلمان زندگى مى كنم اما هرگز، حتى يك بار روسرى را از سرم برنداشته ام.
اين زن ايرانى الاصل در ايران رشته حقوق خوانده و در آلمان در رشته الهيات از دانشگاه فارغ التحصيل شده است. وى هم  اكنون عضو هيأت مديره «شبكه زنان مسلمان» در آلمان است و براى آزادى هاى زنان مسلمان كوشش مى كند.
آنچه در پى مى آيد، گفت وگوى روزنامه ايران با اين فعال سياسى و فرهنگى زن است.
سميرا سامانى
*  در مصاحبه با يك زن، بايد از جامعه زنان پرسيد، به ويژه كه شما از جمله زنانى هستيد كه براى آزادى زن ها فعاليت مى كنيد. از زنان حرف بزنيد و بگوييد تفاوت زنان غربى و مسلمان را در چه مى بينيد؟
-  زنان غربى به جاهايى رسيده اند كه ما به عنوان يك زن مسلمان بايد كار كنيم تا به پيشرفت لازم در آن برسيم از همه مهم تر اينكه در قدم اول بايد افكار جامعه را عوض كنيم. ذهنيت هاى بدى در برابر زنان وجود دارد. امروز نقش يك زن را همانطور مى بينند كه صد سال پيش از يك زن انتظار داشتند. اين بايد در جامعه مسلمانان عوض شود. زنان نيمى از جمعيت جهان را تشكيل مى دهند. چنين تعداد عظيمى مى تواند گروه فعالى باشند و براى آينده جامعه بشرى نيز مهم است كه اين برابرى حقوقى زن صد در صد رعايت شود.
*  يعنى فرهنگ ها مختص جامعه هاى خاص خود هستند ما نمى توانيم فرهنگ حاكم بر جوامع غربى را در كشورهاى مسلمان پياده كنيم. چون با مقاومت هاى محلى و ملى مواجه مى شود. شما چه نظرى داريد؟
-  با حرف شما موافق هستم اما ارزش هايى داريم كه همه جايى و جهانى هستند. براى من حقوق بشر universal است اين ارزش در جوامع، اديان و فرهنگ هاى مختلف فرقى نمى كند.
اين كليات را بايد قبول كنيم ولى در موقع پياده كردن بايد ديد فرهنگ ما تا چه اندازه مى تواند اين ارزش ها را در خودش هضم كند من هم قبول دارم ما نمى توانيم تمام پيشرفت هايى را كه در غرب به ويژه در مورد زن ها شد و آزادى هاى غيرمشروع آنها را كپى بردارى كنيم چون اين قبيل مسائل با فرهنگ و جامعه كشورهاى اسلامى به ويژه جامعه ايران مغايرت دارد. به هيچ عنوان نمى شود آنها را كپى كرد. براى همين هم بايد بگويم كپى كردن نه اما يادگيرى روش ها و پيشرفت هاى مثبت جهان غرب آرى.
من معتقدم مى توانيم از پيشرفت هاى مثبت جهان غرب استفاده كنيم.
*  اروپايى ها براى رسيدن به جايگاه فعلى دوره هاى تاريخى، سختى هايى چون رنسانس را پشت سر گذاشتند و اينگونه نبود كه شب بخوابند و صبح به پيشرفت و آزادى برسند در واقع آنها ظرفيت اين پيشرفت و آزادى را دارند اما آيا شما تصور نمى كنيد دادن آزادى ناگهانى به كشورهاى توسعه نيافته و يا در حال توسعه جامعه اين كشورها را با چالش هاى عميق فرهنگى روبرو كند؟
- ما الان با آثار و تبعات چنين بحرانى مواجه هستيم. من ۲۷ سال است در آلمان اقامت دارم و هر بار كه به ايران مى آيم، متوجه مى شوم خانواده ها با چه چالش هاى شديدى مواجه شده اند و اين صد در صد است ولى ما وارد چنين تغييراتى شده ايم و ديگر هم نمى توانيم برگرديم. يعنى دنياى امروز ما را مجاب به تغيير و دگرگونى كرده است و اگر نجنبيم، متضرر مى شويم. ممكن است اين تغيير ۱۰ و يا ۲۰ سال طول بكشد ولى اميدوارم اين تغييرات ۵۰۰ سال طول نكشد. همچنين اميدوارم جنايت هايى كه در اين دوره در اروپا رخ داد در اينجاها اتفاق نيفتد. به هر حال راهى انتخاب كرده ايم كه در آن امكان بازگشت وجود ندارد.
* يك ضرب المثل ايرانى مى گويد جلوى ضرر را از هر جا بگيرى منفعت است! آيا تصور نمى كنيد براى جلوگيرى از ولنگارى اجتماعى و چالش هاى فرهنگى بايد برخى از فعاليت ها را كنترل كرد؟
-  اسلام ميانه رو است. ما بايد راهى ميانه پيدا كنيم تا گرفتار بى  بند و بارى هايى كه غرب با آنها درگير است، نشويم. ولى در عين حال بايد يكسرى از ارزش هاى انسانى و حقوقى بشر را داشته باشيم و آن را در جامعه پيدا كنيم. به اعتقاد من اين كار شدنى است بايد كار كنيم حال اگر از من بپرسيد چه راهى را بايد بپيماييم، نمى توانم مثل يك پزشك نسخه بپيچم و بگويم اين راه  ها را بايد پيمود. من در ايران پيشرفت هاى بسيار خوبى را مى بينم. مردم ايران، فعالان سياسى و فرهنگى و متوليان و برنامه نويسان بايد دور هم جمع شوند. راهكارهاى عقلايى و منطقى پيشرفت ها را در قالب برنامه مدون تدوين كنند و در اين برنامه ها موقعيت ايران در نظر گرفته شود.
بايد اين حقيقت را قبول كرد كه نمى توانيم جلوى تغييرات را بگيريم اگر روى خواسته هاى نسل جوان كار نكنيم و براى ذهن هاى كنجكاو و رو به رشد اين نسل برنامه خاصى نداشته باشيم، جامعه به سوى بى بند و بارى و انحطاط مى رود.
بايد جامعه را واضح و شفاف نقد كنيم. تعارف را كنار بگذاريم و درباره مشكلات زنان به ويژه نسل نوانديش راه حل پيدا كنيم. نبايد از واقعيت ترسيد بايد شهامت اعتراف داشته باشيم كه فساد به صورت سرپوشيده در ايران زياد شده است. اگر دست روى دست بگذاريم و مدام با پنهان كارى خودمان را گول بزنيم، فساد در جامعه ايران گسترده و همه گير مى شود.
* آزادى يك زن را چگونه تعريف مى كنيد؟
- آزادى كه من براى آن تلاش مى كنم و آزادى هايى كه براى يك زن مى خواهم، با آزادى رايج در غرب فرق مى كند. زن به عنوان يك انسان مستقل بايد حق تصميم گيرى در مورد زندگى خود را داشته باشد. بخواهد كه به خواسته هايش توجه شود، به عقيده اش احترام گذاشته شود، نه اينكه به عنوان فردى در سطح درجه دو قرار گيرد. الآن در ايران عملاً زنان نمى توانند رئيس جمهور شوند. تحمل اينها براى من خيلى سخت است. من اينها را نوعى تبعيض مى دانم. خداوند مرد و زن را با هم آفريده و هيچ يك از آنها را بر ديگرى رجحان نداده است. اين همان چيزى است كه من به آن اعتقاد دارم و براى آن تلاش مى كنم.
* اما بايد قبول كنيم توانايى جسمى مردها نسبت به زنها بسيار بالاتر است و اين اولين دليل برترى مردها بر زنها است.
- توانايى بدنى با توانايى عقلى تفاوت دارد. خيلى از زنها حتى از نظر بدنى قوى تر از مردها هستند. اما پا را فراتر مى گذارند و نسبتهايى مثل زيادى حساس بودن و عقلانى رفتار نكردن و غيره را هم به زنان نسبت مى دهند كه ديگر قابل تحمل نيست.
* شما چقدر به استفاده از روسرى براى بانوان مسلمان اعتقاد داريد؟
- چون خود روسرى سرم مى كنم، آن را يك وظيفه دينى مى دانم.
* آيا در كشور آلمان هم روسرى سرتان مى گذاريد؟
- بله در كشور آلمان هم از روسرى استفاده مى كنم، ولى معتقدم اين عقيده شخصى من است و دليل نمى شود همه زنان همين رفتار را داشته باشند. اين يك وظيفه دينى و مذهبى براى زنان مسلمان است. البته يك خانم بايد خودش به اين نتيجه برسد كه اين يك وظيفه دينى و مذهبى است. من هرگز معتقد به بى بند و بارى نيستم. البته اين را هم مى دانم كه روسرى سر كردن يا نكردن با بى بند و بارى فرق مى كند. اين نمى تواند يك اصل كلى باشد.
* آيا تاكنون در آلمان به خاطر پوشش اسلامى خود، مشكلى نداشته ايد؟
- تا به حال براى من كه ۲۷ سال است در آلمان زندگى مى كنم، مشكلى پيش نيامده است. شايد به اين دليل كه كارمند دستگاههاى دولتى نبوده و نيستم. كارمندان دولتى بعضى مشكلات را تحمل مى كنند. بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر نگاهها عوض شده و من اين را حس مى كنم، ولى همچنان كه اشاره كردم، تا به حال برخورد منفى و بدى از آلمان ها نديده ام. ضمناً به خاطر اينكه به زبان آلمانى مسلط هستم، اگر كسى چيزى بگويد، جوابش را مى دهم. همچنين برخورد خود من هم طبيعى است. من اين پوشش را حق خودم مى دانم و تمايل دارم اين گونه لباس بپوشم. آلمان كشورى دموكراتيك است و هيچ كس هم اعتراضى به اين نوع پوشش در خيابان يا بيرون با من نكرده است. وقتى آدم با حفظ پوشش خود به ديگران احترام بگذارد، اين عمل روى رفتار ديگران هم اثر مى گذارد. حداقل تجربه به من اين را ثابت كرده است.
* در فرانسه و آلمان قوانينى عليه حجاب وضع شده و زنان مسلمان مقيم اين كشورها را با مشكل مواجه كرد. O.G.N شما براى مبارزه با اين تبعيض ها چه تلاشى انجام داده است؟
- بارها به عنوان زن مسلمانى كه حجاب را رعايت مى كند، در اين مورد بحث و سخنرانى كرده ام. سيستم كشور فرانسه كاملاً بر اساس اصول لائيك استوار است و دين صددرصد از سياست جداست. اين را هم بايد اضافه كنم كه اين جبهه گيرى عليه اسلام و مسلمانان نيست و قوانين فرانسه با تمام اديان و مذاهب چنين رفتارى دارد. در بعضى از ايالتهاى آلمان، زنان حق ندارند با پوشش اسلامى سر كار خود حاضر شوند. در آلمان و فرانسه كه كشورهاى مسيحى هستند، كارمندان مسيحى حق ندارند، صليب به گردن خود آويزان كنند. به يك كارمند يهودى حق استفاده از كلاه نمى دهند. اين قوانين براى تمام اديان و مذاهب است و نوعى جبهه گيرى عليه اسلام نيست. اما بايد اذعان داشت، سختگيرى عليه زنان مسلمان پس از حادثه «سپتامبر» اندكى زياد شده است و كسانى را كه از چنين پوششى برخوردارند، تروريست يا بنيادگرا مى دانند و اين خيلى بد است.
مادرانى با دو نقش
206256.jpg
زنان سرپرست خانوار    ، مادرانى با دو نقش متفاوت لحظه اى قد راست مى كند و آهى مى كشد و دوباره پارچه اى را كه در دست دارد محكم تر از قبل روى زمين مى كشد. خيلى دلش مى خواهد لحظه اى از كار فارغ شود، گوشه اى خلوت پيدا كند و كمى پاهايش را به ديوار تكيه دهد تا شايد خون هاى جمع شده در رگهايش جريان پيدا كنند. اما تا شب خيلى مانده، اگر مى خواهد پولش را كامل بگيرد مجبور است كه درست كار كند. او نان آور سه بچه قد و نيم قد است. وقتى سر سفره بخت نشست نمى دانست كه دست روزگار قرار است او را به بازى يك نفره سرنوشت دعوت كند. از وقتى آن تصادف لعنتى، شوهرش را از او گرفت، يكه و تنها بار زندگى را به دوش كشيد، بچه هايش هنوز آن قدر بزرگ نشده اند كه بتوانند به او كمك كنند. او حالا، هم نقش مادر را بايد براى بچه هايش بازى كند هم پدر. روزها پدرخانه است و بيرون از منزل كار مى كند تا بتواند لقمه نانى براى بچه هايش تهيه كند و شب ها مادر خانه مى شود، دست نوازش روى سر بچه هايش مى كشد، لقمه هاى نان را در دهانشان مى گذارد و لباسهايشان را وصله مى كند و... اما امثال او در جامعه ما كم نيستند؛ مادرانى كه دو نقش ايفا مى كنند، شيرزنانى كه به تنهايى با مشكلات مى جنگند، اما در عين حال توان و ظرفيت همه آنها يكسان نيست. يكى چون كوه در برابر توفان حوادث مى ايستد و ديگرى چون ريگ هاى صحرا از جا كنده مى شود، اما هر چه هست زنان تنهاى سرزمين من نياز به حمايت دارند. زيرا هم سرپرست خانواده اند و نان آور. زنان «خود سرپرست» در تعاريف جامعه شناسى به بسيارى از زنانى كه به دلايل متعددى مانند زندانى شدن يا از كار افتادگى همسر و طلاق ، سرپرستى خانواده خود را برعهده گرفته اند ، زنان سرپرست خانوار گفته مى شوند . براساس آمارهاى منتشر شده ، زنان، سرپرستى ۹‎/۴ درصد از خانواده هاى ايرانى را برعهده دارند كه البته به نظر نمى رسد اين آمار به واقعيت موجود جامعه ما نزديك باشد ، همچنين ۲۲‎/۵ درصد از زنان سرپرست خانواردرشهر در بخش خدمات و در روستاها نيز در بخش كشاورزى مشغول به كار هستند. بر اساس آمار موجود ‎/۴ ۳۱ درصد از زنان سرپرست خانواردر جامعه شهرى و ۴۴‎/۲ درصد آنان نيز در جامعه روستايى داراى درآمد و همچنين تنها ۳۳‎/۳ درصد اين زنان بيمه بازنشستگى و يا مستمرى بگير هستند ومابقى در آمد ثابتى ندارند. همچنين اطلاعات موجود حكايت از آن دارد كه بيشتر زنان سرپرست خانوار، كم سواد بوده و از مهارت كافى برخوردار نيستند و به دليل افزايش سن و برعهده گرفتن مسؤوليت زندگى قادر به اشتغال رسمى و ايجاد منبع درآمدى براى خود نيستند. طبق آمار، نسبت با سوادى بين زنان سرپرست خانوار ۳۳‎/۸ درصد بوده و نزديك به دو سوم اين زنان بى سوادند و در اين ميان فقط ۳‎/۲ درصد آنان از تحصيلات عالى برخورداراند كه يك درصد از اين ميزان را خانوارهاى يك نفره تشكيل مى دهند ( عمدتاً كسانى كه به دليل تحصيل هنوز ازدواج نكرده اند ). عملكرد مسؤولان علاوه بر سازمان تأمين اجتماعى، سازمان بهزيستى كشور نيز كه حمايت از نيازمندان و زنان سرپرست خانوار را بر عهده دارند نتوانسته در اين زمينه بخوبى عمل كند ، همچنين كميته امداد با طرح شهيد رجايى نيز نمى تواند با بودجه اندك خود نيازهاى اين زنان را تأمين كند. بر اساس سرشمارى هاى صورت گرفته از بين ۱۲ ميليون خانوار در كشور ۸‎/۴ درصد از آنان داراى سرپرست زن مى باشند. سرپرستان زن خانوار در مناطق شهرى ۸‎/۳ و در نقاط روستايى ۸‎/۶ درصد بوده اند و از ميان بيش از يك ميليون نفر زنان سرپرست خانوار در ايران ۳۴‎/۵ درصد به تنهايى سرپرستى خانوار را بر عهده دارند. ۲۱‎/۶ درصد از زنان سرپرست خانوار داراى همسر ، ۷۰‎/۵ درصد بى همسربر اساس فوت ، ۴درصد بى همسر بر اساس طلاق و ۳‎/۵ درصد آنها هرگز ازدواج نكرده اند، بنابراين بخش عمده اى از زنان سرپرست خانوار را زنان بى همسر تشكيل مى دهد و زنان داراى همسر بيش از يك پنجم زنان سرپرست خانوار را تشكيل مى دهند . مرگ زود هنگام مردان، وقوع مصيبت هاى اجتماعى مانند جنگ و ... باعث شده سرپرستى خانوار بر دوش زنان تحميل شود . اين درحالى است كه بيشتر اين زنان از كمبود يك چتر حمايتى و تأمين مالى زندگى رنج مى برند. نبود تأمين اجتماعى كارآمد از يك سو و ضعف وعدم حمايت كافى از سوى نهادهايى همچون كميته امداد، طرح شهيد رجايى و بهزيستى در پوشش فراگير و لازم خانوار بدون سرپرست مرد زمينه ايجاد بسترهاى سوء استفاده از اين گروه زنان را بيش از پيش فراهم مى كند . اين در حالى است كه طرح توانمند سازى زنان از مجلس ششم همچنان در دست بررسى است و هنوز هيچ كس نتوانسته ايرادهاى اين طرح را برطرف كرده، آن را تصويب كند. طولانى شدن اين پروژه نشان دهنده اين است كه هنوز مسؤولان با نگاهى جدى به مشكلات اين قشر آسيب پذير توجه ندارند. تصويب چنين طرح هايى مى تواند، گامى هر چند كوچك در رفع مشكلات زنانى باشد كه مجبورند به تنهايى چرخ زندگى شان را بگردانند.
زنان سرپرست خانوار استرس بيشترى دارند
بهزيستى استان تهران تحقيقى با همكارى معاونت پژوهشى دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى انجام داده كه نشان مى دهد زنان سرپرست خانوار نسبت به ساير زنان ميزان استرس بيشترى را تجربه كرده، در مقابل از كيفيت زندگى پايين ترى برخوردارند، همچنين تعدد نقش هايى كه زنان سرپرست خانوار به عهده مى گيرند تأثير مستقيمى بر ايجاد استرس ، تشديد اختلالات روانى و بروز بيماريهاى جسمى دارد . اين تحقيق با عنوان «بررسى سلامت روانى زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزيستى استان تهران » روى ۱۴۰ نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش از مناطق شرق، غرب ، شميرانات و شهررى و۴۰ نفر از زنان سرپرست خانوار پشت نوبت تحت پوشش صورت گرفته، بيانگر اين واقعيت تلخ است كه اين زنان در تمام ابعاد سلامت روانى در وضعيت به مراتب بدترى نسبت به زنان تحت پوشش به سرمى برند و افسردگى در اين زنان بسيار بيشتر از سايرين به چشم مى خورد . زنان سرپرست خانوار ، از نظر سلامت روانى در وضعيت به مراتب بدترى نسبت به ديگر زنان قرار دارند و عمدتاً يكى از علايم بيماريهاى روانى مانند افسردگى ، اضطراب ، وسواس و پرخاشگرى در آنها به وضوح ديده مى شود. در اين تحقيق آمده است كه زنان تحت پوشش به ترتيب شدت ، دچار علايم افسردگى ، شكايات جسمانى ، حساسيت درروابط متقابل، افكار پارانوئيد ، اضطراب ، وسواس ، پرخاشگرى ، اضطراب فوبيك و روان پريشى هستند كه در اين ميان فشارهاى اقتصادى ،اجتماعى و روانى نسبت به عامل ژنتيكى نقش بيشترى را در ظهور اين بيماريها ايفا كرده است . اين زنان دايماً با نگرش هاى فرهنگى منفى نسبت به خود و فرزندانشان مواجه شده ، نگرش هايى كه بسيار عذاب دهنده و موجب احساس حقارت ، درماندگى، ترس و خجالت در آنها مى شود كه با توجه به اين امر بالا بودن شدت علايم افسردگى، شكايات جسمانى و حساسيت در روابط متقابل كاملاً توجيه پذير است .
نيازى به قانون جديدى براى حمايت از اين زنان نيست
معاون امورحمايت خانواده كميته امداد مى گويد:«براى حمايت از زنان سرپرست خانوار نيازى به نوشتن قانون جديدى نيست بلكه بايد قوانين قبلى را اجرا كرد ، قانونى به اين منظور درسال ۷۴ به تصويب مجلس رسيد ولى تا به حال به دليل كمبود بودجه اعتبارى اجرا نشده است.» حسين بحيرايى مى افزايد:«از مجموع يك ميليون و۵۰۰ هزارخانوار تحت حمايت كميته امداد ۵۱، درصد زنان سرپرست خانوار هستند. اين در حالى است كه حدود ۴۱ هزار زن سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزيستى فاقد مسكن مناسب هستند كه اين رقم با تعداد ۱۳۰ هزار خانواده زن سرپرست شناسايى نشده كه تحت پوشش هيچ نهاد و ارگان حمايتى نيستند ، به بيش از ۱۷۰ هزار نفر مى رسد.
بيش از ۱۰۰ هزار زن سرپرست خانوار تحت پوشش كميته امداد استان تهران قرار دارند
معاون امور حمايتى كميته امداد استان تهران مى گويد: «در استان تهران ۱۸۰ هزار نفر تحت پوشش و حمايت كميته امداد قرار دارند كه ۶۰ درصد آنها يعنى در حدود ۱۰۸ هزار زن سرپرست خانوار هستند.» سعيد ستارى مى افزايد: «تأمين مسكن زنان سرپرست خانوارى كه همسران خود را بر اثر فوت از دست داده اند ، ازاولويت برنامه ها ى كميته امداد است وهمچنين اين نهاد مبلغى را نيزبه عنوان مستمرى ماهيانه ، كمك هزينه اجاره مسكن وكمك هايى نيز به صورت موردى ومقطعى دراختيار آنها قرار مى دهد .» وى خاطر نشان مى كند:«در طول سال كمك هاى ديگرى نيز به صورت نقدى وغير نقدى براى توانمند سازى وخود كفايى زنان سرپرست خانوار هزينه مى شود.»
طرح توانمند سازى زنان سرپرست خانوار
عضو فراكسيون زنان مجلس نيز مى گويد: «طرح حمايت و توانمندسازى زنان سرپرست خانوار در دست بررسى وكار كارشناسى است و بزودى در دستور كار مجلس قرار مى گيرد.»
عفت شريعتى مى افزايد:«اين طرح به منظور حمايت ، كمك وتوانمندسازى زنان خودسرپرست وسرپرست خانوار براى خود كفا كردن آنها براى تأمين معيشت زندگى در فراكسيون زنان مجلس مطرح و تدوين شده و پس از طى مراحل نهايى و كار كارشناسى در مجلس مطرح و مورد تصويب قرار مى گيرد.»
وى تصريح مى كند : «اجراى طرح حمايت از زنان سرپرست خانوار پس از تصويب نهايى به عهده مركزامور مشاركت زنان گذاشته خواهد شد تا اين مركزبرنامه ريزى و اقدامات لازم را براى توانمند سازى و حمايت از زنان انجام دهد.
مشكلات همچنان باقى است
در حال حاضر ۱ ميليون و ۳۰۰هزار خانواده زن سرپرست در كشور زندگى مى كنند كه درصد كمى از آنها تحت پوشش نهادهاى حمايتى از جمله بهزيستى و كميته امداد قرار دارند ، براى نمونه بهزيستى به عنوان يكى از اين نهادها تنها ۱۱۰ هزار خانواده زن سرپرست را مورد حمايت خود قرار داده و اين در حالى است كه ۱۷۰ هزار خانواده در نوبت مسكن ، ۲۸ هزار در نوبت مستمرى و خدمات موردى و ۳۵ هزار زن سرپرست خانوار نيز در نوبت وام اشتغال هستند و اين در حالى است كه بهزيستى با اعتبارات محدود خود سالانه بيش از ۳ هزار مددجوى جديد را نمى تواند به خانواده هاى تحت پوشش خود اضافه كند.
زنان همچنان درگير مشكلات معيشتى اند
آنها براى امرارمعاش خود مجبورند سخت كار كنند. هر روز وعده و وعيد هاى زيادى در زمينه حل مشكلات معيشتى زنان سرپرست خانوار داده مى شود. طرح هاى زيادى مطرح مى شود، اما تا تصويب طرح ها و به اجرا درآمدن شعارها فاصله زيادى باقى مانده است. زنان سرپرست خانوار هنوز هم منتظر دست يارى از سوى كسانى اند كه خود را متولى آنها مى دانند. برگزارى آموزش هاى فنى ، حرفه اى و خدماتى مناسب و ويژه اين خانوارها به منظور خودكفايى و بهبود سلامت روانى آنها ، ارائه راهكار مناسب اقتصادى معيشتى در زمينه استفاده از امكانات موجود براى خانواده آنها و ايجاد تسهيلات ويژه خود اشتغالى مانند راه اندازى بازارچه هاى تحت نظارت و حمايت سازمان بهزيستى و كميته امداد براى خانواده هاى زن سرپرست از جمله اقدامات مؤثر در زمينه حمايت هر چند اندك از اين زنان است.
منبع: خبرگزارى مهر


|   شناسنامه   |   آرشيو   |