چهارشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۴ - ۲۶ صفر ۱۴۲۶
Wed, Apr 6, 2005
جوان
۳۰۹۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
خانواده (جامعه)
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
گزارشى از فعاليت هاى خانه شهروندان جوان
انتقام يا بخشش؟
تستى براى خنديدن
يخچال فرنگى
يك لطيفه زيتونانه
ميناخانوم كه به جاى آنكه به زندگى اش برسه همه اش درگير زرق و برق زندگى بود جمعه پيش مهمانى داشت. رفت به مغازه سر چهارراه و گفت:
_ زيتون دارين؟
_ بله خانوم! سبز بدم يا سياه؟
ميناخانوم فكرى كرد و گفت:
_ سياه بدين بهتره، مهمون ما هنوز شب چله پدرش نشده!
يك لطيفه ماهانه
اميرحسين كه در آستانه ازدواج بود از عموى بزرگش پرسيد:
-   عموجان! به نظر شما بهترين ماه براى ازدواج چه ماهى  يه؟
عموجان كمى فكر كرد و جواب داد:
-  اسفنبهشتير داد!
-  يعنى چه؟ همچين ماهى كه وجود نداره.
- بنده هم براى همين عرض كردم!
يك لطيفه دوستانه
همين امير حسين سرانجام ازدواج كرد و همسرش سارا خانوم يك شب جمعه رفته بود به آشپزخانه و شامى فراهم كرده بود. امير حسين شب از راه رسيد و شروع كرد به بوكشيدن و بالاخره رفت توى آشپزخانه و در ديگ را برداشت، اما هر چه نگاه كرد نفهميد چى در آن مى جوشد. بالاخره پرسيد:
-  عزيزم ممكنه بگى اين توچى ريخته اى؟
سارا عشوه كنان گفت:
- چيزهاى خوب خوب... چى كار دارى؟ واسه چى مى پرسى؟
امير حسين متفكرانه جواب داد:
- واسه اينكه حتماً ساعت ديگه دكتر از خودم مى پرسه.
گزارشى از فعاليت هاى خانه شهروندان جوان
جايى كه هيجان موج مى زند
206235.jpg
ساناز اقتصادنيا
اگر مى خواهى يك نفر نباشى،اگر مى خواهى دو باشى يا حتى ده، صد و هزار، به منطقه هفت شهردارى تهران برو و سراغ خانه شهروندان جوان را بگير. آنجا هم كسانى هستند مثل خودت كه خواسته اند بيشتر از يك باشند.
اگر دلت براى شهرى مى سوزد كه ديگر توان نفس كشيدن ندارد، اگر دلت براى همشهرى ات مى سوزد كه هر روز با ماسك از خانه بيرون مى آيد، به خانه شهروندان جوان برو. آنجا دختران و پسرانى هستند كه روى پله هاى زرد و آبى مارپيچ نشسته اند و دلشان براى شهرشان و تو كه همشهرى آنها هستى، مى سوزد. شنيده اى كه يك دست صدا ندارد؟ پس دوباش يا پنج يا بيست.
اينجا خانه كوچكى است براى شهروندان جوان تا دور هم جمع شوند و براى نفس كشيدن شهرشان برنامه ريزى كنند.
پس از اجراى طرح شهردار مدرسه كه با حمايت شهردارى تهران انجام شد برنامه ريزان به اين نتيجه رسيدند كه فعاليتهاى جوانان اين حوزه را سر و سامانى دهند. براى همين طرح شكل گيرى شهرداران جوان در سال۱۳۷۷ ارائه و نتيجه آن گروهى شد كه با حمايت شهردارى منطقه هفت تهران، كارشان را شروع كردند. خانه شهروندان جوان، فعاليت خود را در دومحور اصلى آغاز كرد. يكى آموزش مسائل محيط زيست شهرى و ديگرى گسترش فعاليتها و مشاركتهاى مردمى. در واقع پلى شد براى ارتباط بين شهروندان جوان و ارگان مرتبط با محيط زيست شهرى.
پژمان پازوكى، مدير خانه شهروندان جوان، بيست وهفت ساله است و كارشناس مديريت. او درباره عضويت در اين خانه مى گويد: «عضويت كاملاً داوطلبانه است. چون معتقديم اينجا خانه سوم جوانان است. ما حدود ۲۵۰۰نفر عضو داريم كه از اين تعداد حدود پنجاه نفر عضو فعال هستند و دويست نفر عضو نيمه فعال كه در اجراى برنامه ها به ما كمك مى كنند.» خانه شهروندان جوان دوره هاى آموزشى بسيارى تا به حال برگزار كرده است كه از ميان آنها مى توان به دوره هاى آموزشى درباره ترافيك، تخريب گرايى (ونداليزم)، مفاهيم پايه محيط زيست شهرى، فضاى سبز، بحران زلزله، زباله و... اشاره كرد. پازوكى درباره هر كدام از اين دوره ها مى گويد: مثلاً در زمينه ترافيك سعى كرديم به كودكان و نوجوانان قواعد اوليه عبور و مرور به صورت عابر پياده يا سوار بر دوچرخه و اسكيت را آموزش دهيم. يا در مورد زلزله، با كمك نيروهاى داوطلب در مجتمع هاى مسكونى محله (منطقه هفت شهردارى) حاضر شديم و براى شهروندان، كارگاهى درباره نحوه ايمنى و برخورد با زلزله برگزار كرديم.»
خانه شهروندان جوان با روشهاى مختلفى از جمله برگزارى كارگاههاى آموزشى، پخش بروشور (كه توسط جوانان عضو در خانه تهيه مى شود)، جلسات پرسش و پاسخ با حضور كارشناسان و... فعاليت مى كند.
يكى از برنامه هاى پرطرفدار خانه درباره كنكورى هاست. عضوهاى قبلى خانه كه خودشان سالهاى گذشته، كنكورى بوده اند و در حال حاضر دانشجوى يكى از دانشگاههاى معتبر كشور هستند، هر ماه جلساتى را براى عضوهاى كنكورى امسال برگزار مى كنند و در اين جلسات درباره تكنيك ها و راهكارهاى شكستن سد كنكور صحبت مى كنند.
محمد پازوكى، يكى از عضوهاى فعال است كه مسؤوليت روابط عمومى خانه را هم به عهده دارد. يكى از وظايف او هماهنگى با سازمانهاى مختلف از جمله شهردارى و آموزش و پرورش است. محمد كه دانشجوى رشته نمايش است و علاقه زيادى به فعاليتهاى فرهنگى و اجتماعى دارد، مى گويد: «ما اينجا حرفى مى زنيم كه شعار نيست و به آن اعتقاد داريم. ما نبايد بپرسيم كه شهرمان براى ما چه كارى مى كند بلكه بايد بپرسيم ما براى شهرمان چه كار كرده ايم؟ مهمترين چيزى كه ما را اينجا دور هم جمع مى كند اين است كه به آدمها، همشهرى ها، هم محلى ها و به خودمان فكر مى كنيم. خانه شهروندان جوان، بسترى است براى اينكه جوانان به صورت فرد بيايند و بعد به صورت تيم و گروه فعاليتهاى مورد علاقه شان را انجام دهند.»
نمونه اين فعاليتهاى جمعى را مى توان در شكل گيرى گروههايى مثل انجمن زيست  محيطى جوانه، انجمن آگاه سازان زيست، باران سبز، نط (نداى طبيعت)، ديده بان سبز، رؤياى سيب و... كه بيشترشان فعاليت فرهنگى، اجتماعى و زيست محيطى دارند، مشاهده كرد.
مسؤول گروه آموزش خانه شهروندان جوان، دختر بيست و دوساله اى است به نام گلى احمدى فرد كه از طريق NGO فراسبز با خانه آشنا شده و ابتدا به صورت عضو فعال در پروژه هاى آنها شركت كرده و از تابستان گذشته به عنوان نيروى موظف فعاليت خود را آغاز كرده است. احمدى فرد كه رشته دانشگاهى اش محيط زيست بوده، مى گويد: «اينجا همان رؤيايى است كه هميشه در ذهن داشتم. همان فرهنگ سازى براى محيط زيست.»
از پله هاى مارپيچ زرد و آبى هم كه بالا بروى، اتاقى است با ميز و صندلى هاى رنگ رنگى. انتهاى ميز بلند، كتابهايى پخش شده و دختر و پسر جوانى سخت مشغول تست زدن هستند. دخترى كه مى خواهد جهانگرد شود و پسرى كه مى خواهد در دانشگاه پليمر بخواند. پسر اهل همين محله است. براى گروه باران سبز مقاله و يادداشت مى نوشته و حالا كه كنكور دارد، زياد سر و كله اش اينجا پيدا نمى شود. دختر اما اهل اين محله نيست. توسط يكى از دوستانش با اينجا آشنا شده و اين روزها هم به خاطر كنكور، فعاليتش كم شده است.
اگر خواستيد سرى به خانه شهروندان جوان بزنيد، از حياط كوچكش غافل نشويد. حياط اگرچه كوچك است اما شكوفه هاى يكى در ميان درختانش، رنگ و بوى ديگرى به آن بخشيده. رنگ و بوى جوانى واز يك به چند رسيدن.
انتقام يا بخشش؟
ببخش
فقط همين!
206247.jpg
بهادر داشت توى خيابان مى رفت كه از دور نگاهش به نگاه پسرى هم سن وسال خودش گره خورد. او اين نگاه را مى شناخت. جايى آن را ديده بود. كامپيوتر ذهنش در لحظه اى كوتاه تمام هارد خود را جست وجو كرد تا خاطره اين نگاه را در سال هاى دوره راهنمايى اش پيداكرد. يعنى نزديك به ده سال پيش.
نگاه، نگاه عليرضا بود. يك دعواى بچه گانه در آن سال ها رابطه آنها را براى هميشه با كينه و تلخى همراه كرده بود. تا سال ها بعد هرگاه همديگر را ديده بودند، از هم روى برگردانده بودند، هرچند كه ته دل، هردوشان يكديگر را دوست داشتند.
آن روزها هم بهادر بى اختيار از آن نگاه روى برگرداند اما چندقدمى كه رفت با خودش فكركرد چقدر دوست داشته با عليرضا سلام و عليك كند، او را درآغوش بگيرد و خاطرات تلخ و شيرين سال هاى دور را مرور كند... اما عليرضا رفته بود!
كسى چه مى داند؟ شايد عليرضا هم در پس ذهنش چنين آرزويى داشت.
بياييد به درونمان رجوع كنيم. همه ما كينه هاى قديمى داريم كه همچنان برآن پامى فشاريم. آيا شما هيچ دوستى نداريد كه براثر يك سوءتفاهم جزئى با او به هم زده باشيد؟ يا حتى دوستانى كه به شما بدى كرده باشند؟
چقدر توانايى بخشيدن داريد؟ بخشيدن ارتباط نزديكى با فراموش كردن دارد و بايد دانست كه فراموش كردن هميشه عادت بدى نيست. بسيارى از اختلافاتى كه با هم داريم و منجر به قطع رابطه مان باديگران مى شود، بيشتر حاصل يك عملكرد مقطعى اشتباه است.
اين عملكردمقطعى اصلاً به اين معنا نيست كه انجام دهنده آن آدم بدى بوده و يا هميشه چنين خطايى از او سربزند.
شايد اگر تصميم گيرى ما در قطع ارتباط با ديگران براساس برآيند رفتار و كردار آن آدم باشد، هيچگاه با كسى قهر نكنيم. روانشناسى نوين مبتنى بر مسأله اى با عنوان «فضاى پذيرش» است. اگر شخصى بتواند فضاى پذيرش خود را گسترش دهد، دچار بسيارى از مشكلات ارتباطى با ديگران نمى شود.
افزايش فضاى پذيرش به اين معناست كه بايد آدم ها را آن طور كه هستند بپذيريم. درست است كه شما به عنوان يك آدم بسيار باانضباط ممكن است از دست برادر، همسر يا دوست شلخته تان عذاب بكشيد اما اگر بپذيريد اين بخشى از شخصيت اوست كه غيرقابل تغيير هم هست، مى توانيد ارتباط بهترى با او داشته باشيد، مطمئناً او هم ازدست انضباط وسواس گونه شما دل خوشى ندارد!! اين نوشته اگرچه درباره مسائل مختلفى صحبت كرد اما بحث اصلى آن درباره «بخشش» بود. چرا نمى خواهيم توانايى بخشيدن را درخود افزايش دهيم؟ اگر شما بين شانزده تا سى سال داشته باشيد حتماً در دوران تحصيل تان دفترهاى چهل برگ و شصت برگى داشته ايد كه پشت آن، اين گفته معروف حضرت امير(ع) به چاپ رسيده بود: «در عفو لذتى است كه درانتقام نيست.»
انتقام بيشتر شبيه يك مسكن است كه براى دقايق يا روزهايى آدم را راضى مى كند اما اثرش خيلى زودتر از آنچه فكرش را بكنيد ازدست مى رود.
درمان عميق تر با بخشيدن به دست مى آيد. حالا شما قضاوت كنيد!
دوست داريد دندان دردتان را با يك كپسول مفناميك اسيد براى يكى دوساعتى فراموش كنيد يا دوست داريد آن را براى هميشه ترميم كنيد؟
شايد اگر اين معادله ساده را در روابطمان درنظربگيريم زندگى خيلى زيباتر به نظر برسد.
تستى براى خنديدن
شادى يا احساس شادى؟
206253.jpg
نگار حسن مرادى
حتماً فكر مى كنيد كه اين تست ديگر به چه دردى مى خورد. همه مى دانند كه چقدر از زندگى شان راضى هستند، اما رضايت و شادى هم از آن دسته مسائلى است كه ما كمتر درباره شان فكر مى كنيم و معمولاًهم نظر دقيقى نسبت به آنها نداريم. بنابراين به شما اطمينان مى دهيم كه نتايج اين تست شما را شگفت زده خواهد كرد:
۱ ) معمولاً چندبار در روز متوجه مى شويد كه بدون اراده در حال خنديدن يا لبخندزدن هستيد؟
- يك يا دو بار (۰)
- هر زمان كه موضوع جالبى پيش بيايد (۵)
- اغلب اوقات (۱۰)
۲) زمان احوالپرسى با دوستان معمولاً چه جوابى به سؤال «چطورى » مى دهيد؟
- اى بابا، چه حال و روزى !(۰)
- بد نيستم ، مى گذره (۵)
- خوبم ، متشكرم (۱۰)
۳) آيا به خاطر داريد آخرين بارى كه با دوستانتان دور هم جمع شديد، دقيقاً چه زمانى بود؟
- بله (۱۰)
- خير (۰)
۴) اگر به فرد افسرده اى بربخوريد، چه مى گوييد؟
- سعى مى كنم دراين شرايط سكوت كنم (۰)
- حالت خوبه ؟ (۵)
- اى بابا ، بخند، خوشحال باش ! (۱۰)
۵ ) وقتى كسى شما را به شادبودن تشويق مى كند، چه مى كنيد؟
- فرض مى كنم چيزى نشنيده ام (۰)
- به زور لبخند مى زنم (۵)
- مطمئناً كسى پيدا نمى شود كه به من چنين حرفى بزند (۱۰)
۶) آيا گهگاه چيزهايى مى خريد كه خود شما را راضى كند ، اما از نظر ديگران هدردادن پول محسوب شود؟
- بله (۱۰)
- خير (۰)
۷) روابط شما با دوستانتان چگونه است؟
- كسل كننده (۰)
- پيچيده (۵)
- مطبوع و لذت بخش (۱۰)
۸) آيا به نظر شما عاقلانه است كه براى رسيدن به يك آينده نامطمئن، حال را از دست بدهيم ؟
- بله (۰)
- خير (۱۰)
۹) اگر تمام خواسته هاى شما كاملاً مورد موافقت اطرافيانتان قرار مى گرفت ، بازهم همين كارهايى را مى كرديد كه الآن انجام مى دهيد؟
- بله (۱۰)
- خير (۰)
۱۰) آيا تا به حال به خاطر كارهايى كه براساس باور شخصى تان انجام داده ايد، از طرف ديگران به ديوانگى متهم شده ايد؟
- بله (۱۰)
- خير (۰)
خوب ، حالا كه به آخر تست رسيده ايد، امتيازات تان را محاسبه كنيدتا ببينيد در چه وضعيتى قرار داريد.
صفر تا ۳۵ امتياز : لازم است حتماً درنگرش خود نسبت به زندگى تجديدنظر كنيد. شما به هيچ عنوان از موقعيت خود احساس شادى و رضايت نمى كنيد، شايد به اين دليل كه فراموش كرده ايد خواسته هاى خودتان هم اهميت دارند، اما مى توانيد بعضى شرايط را تغيير دهيدو يا حداقل نظرتان را عوض كنيد. مثلاً ثروتمندبودن با احساس ثروتمندبودن متفاوت است. اگر شما احساس ثروتمندبودن داشته باشيد، مسلماً زندگى تان رضايت بخش تر خواهد بود.
۴۰ تا ۷۰ امتياز : به جز بعضى موارد خاص ، به نظر مى رسد از آنچه در زندگى تان مى گذرد، راضى هستيد. اما همانطور كه گفتيم ، بعضى مسائل شخصى وجود دارد كه بايد با آنها كنار بياييد. فراموش كردن گذشته كمك چندانى به شمانخواهد كرد. تنوع زندگى به بالا و پايين هاى آن است. تنها چيزى كه شما لازم داريد ، اين است كه بتوانيدبه درستى با پستى و بلنديهاى زندگى برخورد كنيد. دراين صورت مى توان گفت كه آدم شادى هستيد.
۷۵ تا ۱۰۰ امتياز : شما يا مشكلات را خيلى آسان مى بينيد و از كنار آنها مى گذريد و يا واقعاً شاد و راضى هستيد. اگر خطاهاى زيادى مرتكب مى شويد و يا در موارد جزئى عصبانى مى شويد، بدون شك جزو افراد بى خيال دسته اول هستيد. افراد گروه دوم به آنچه دارند، قانعند اطرافيانشان را دوست دارندو هميشه وجه مثبت قضايا را مى بينند. شما مى دانيدكه زندگى هيچ وقت ايده آل نخواهد بود. اما سعى مى كنيد هميشه در جايى كه هستيد، فضاى شادى ايجاد كنيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |