پنجشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۴ - ۲۷ صفر ۱۴۲۶
Thu, Apr 7, 2005
ديپلماتيك
۳۰۹۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
اسب ترواى آمريكا در آسياى مركزى
چشم انداز
اسب ترواى آمريكا در آسياى مركزى
اسلام گرايى افراطى
منبع: روزنامه اومانيته (چاپ پاريس
پس از قرقيزستان، شورش ها در تاجيكستان، ازبكستان، تركمنستان و قزاقستان آغاز خواهد شد؟ تلاش اسلام گرايان تندرو براى دراختيار گرفتن دولت، تبديل به بهانه اى براى موافقت دولت هاى محلى جهت دادن پايگاه هاى نظامى به آمريكا براى مبارزه با تروريسم و اين نوع اسلام گرايى است. در قرقيزستان، كمتر از ۱۰ روز پس از سرنگونى رئيس جمهور سابق «عسگرآقايف»، وزير داخله «فليكس كولف» نيز استعفا داد. مقامات جديد كه به هيچ عنوان آمادگى به دست گيرى موقت قدرت را پس از فرار آقايف به روسيه نداشتند در مورد آينده دچار اختلاف نظر هستند. آنچه از آن به عنوان «انقلاب لاله ها» نام برده مى شود و با آنچه قبلاً در اوكراين يا گرجستان گذشت، مقايسه مى شود، چيزى نبود جز بروز خشم و نارضايتى مردم كه به سرعت توسط آپاراتچيك هاى سابق، به منظور رسيدن به قدرت مورد سوءاستفاده قرار گرفت.
مقامات جديد اعم از «كورمن بيك باقى اف» رئيس جمهور موقت، »فليكس كولف» مستعفى يا «رزا اوتونبايوا» همه سرانجام مشروعيت پارلمان را پذيرفتند، پارلمانى كه قبلاً نحوه انتخابات آن را غيرمشروع مى دانستند. درمقابل، پارلمان نيز سريعاً مقامات جديد را تأييد كرد. حتى با رئيس جمهور قبلى مذاكره كرد كه به كشور بازگردد، به شرط آنكه استعفا دهد و تضمين هاى لازم ارائه شود كه انتخابات رياست جمهورى ۲۶ ژوئن در شرايط عادى انجام گيرد و در اين فاصله، انتقال دشوار قدرت را سازمان دهد. پس از خشونت  ها و غارتگرى هايى كه در «بيشكك» - پايتخت- و ديگر شهرهاى قرقيزستان اتفاق افتاد، اكنون احتمال بروز شورشهايى وسيع تر منتفى نيست. قرقيزستان، كشورى است كه در آن، كلانهاى سياسى در پيوند با عوامل مذهبى حاكم هستند، از اين رو، رئيس جمهور سابق پايگاه هاى نيرومندى در زادگاهش و در داخل پارلمان كه دخترش نماينده آن است، در اختيار دارد. همچنين عوامل قومى مذهبى را نيز بايد به حساب آورد. ازبك ها ۱۳ درصد جمعيت را تشكيل مى دهند و در جنوب غربى كشور زندگى مى كنند و اسلام گرايى افراطى در آنجا نفوذ زيادى دارد. در حال حاضر، حكومت جديد مى كوشد وضع را تثبيت كند. همين واقعيت كه از انحلال پارلمان صرف نظر كرد، نشان از مشكلات آن در تحكيم موقعيتش دارد. از همين رو، تلاش مى كند تا حداكثر تفاهم را ميان كلانهاى مختلف محلى كه بر كشور حاكم اند، بدست آورد تا بتوان انتخابات رياست جمهورى را در شرايطى عادى برگزار كرد. اكنون مسأله آنست كه آن بخش از مردمى كه از بيرون كردن رئيس جمهور سابق پشتيبانى كرده اند و از اوضاع جديد نيز راضى نيستند، چه واكنشى نشان خواهند داد. فراتر از اينها، هرچند فقر، بيكارى، سطح پايين زندگى در درجات مختلف عامل بروز شورشى بود كه موجب فرار عسگرآقايف شد. واشنگتن مى كوشد قرقيزستان و كل آسياى مركزى را از روسيه جدا كند. اين كشور داراى پايگاه نظامى در اين منطقه استراتژيك است. آسياى مركزى، هرچند پس از سقوط اتحاد شوروى در مدار روسيه قرار داشته، اما اكنون به دليل وجود حكومت هاى خودكامه، فساد فراگير و بحران اقتصادى - اجتماعى به منطقه اى شبيه شده كه بر روى بشكه باروت قرار گرفته است. بقيه جمهورى هاى اين منطقه يعنى قزاقستان، ازبكستان، تاجيكستان و تركمنستان به درجات مختلف وضعيتى شبيه به قرقيزستان دارند. احتمال شورش هاى مشابه در هيچ يك از آنها منتفى نيست. اين جمهورى ها داراى منابع پراهميت نفت و گاز نيز هستند و روسيه و آمريكا بر سر كنترل آن با هم شديداً رقابت مى كنند.
پس از حذف اتحاد شوروى، واشنگتن كوشيد خلأ آن را در منطقه جبران كند. ايالات متحده ابتدا بر روى گسترش ناسيوناليسم و حتى اسلام گرايى افراطى سرمايه گذارى كرد اما در مورد اخير، حوادث يازدهم سپتامبر موجب تغيير آن سياست شد. قبلاً اتحاد شورى حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد توليد ناخالص ملى اين جمهورى ها را تأمين مى كرد. اكنون به جز قزاقستان كه علاوه بر نفت و گاز داراى پايه صنعتى نيرومندى نيز هست، بقيه جمهورى هاى آسياى مركزى عمدتاً كشاورزى محسوب مى شوند؛ هرچند بعضى مانند تركمنستان و ازبكستان داراى نفت و گاز نيز هستند. اين جمهورى ها با سقوط اتحاد شوروى به سرعت با وضعيت اجتماعى اسفناكى روبرو شدند. علاوه براين، درپس بحران اقتصادى، اين كشورهاى مسلمان چندمليتى، داراى دولتهايى هستند كه عميقاً براساس مناسبات قومى شكل گرفته اند: ازبك ها در ازبكستان، تركمن ها در تركمنستان، تاجيك ها در تاجيكستان و غيره. در اين منطقه، حكومت هاى خودكامه، مافيايى، فسادآلوده، هر گونه بيان سياسى مستقل و هر گونه امكان برقرارى انتخابات واقعاً آزاد را سد كرده اند. به اين وضعيت اختلاف هاى سرزمينى، حتى برسر تقسيم آب نيز اضافه  شده است.
خطر اسلام گرايى افراطى نيز اندك نيست. از ۱۱ سپتامبر بدين سو، به بهانه مبارزه با خطر اسلام گرايان غالب حكومت هاى منطقه استقرار پايگاه هاى نظامى آمريكايى را دربرابر كمكهاى مالى پذيرفته اند. در همه آنها، مانند قرقيزستان، واشنگتن يك سلسله سازمانهاى اجتماعى و اقتصادى بوجود آورده كه كارشان آماده كردن شرايط براى برقرارى حكومتى متشكل از كارگزاران مستقيم آمريكا است. وظيفه اصلى آنها خارج ساختن روسيه از اين منطقه انباشته از نفت و گاز است. نفوذ مسكو بر منطقه اى كه آن را عمق استراتژيك خود مى دانست، به شدت مورد تهديد قرار گرفته است. شايد مسكو به نوعى بهاى پشتيبانى خود از حكومتهاى خودكامه را نيز مى پردازد.)
چشم انداز
جايگزين پاپ از چه كشورى مى آيد؟
پاريس - مسعود دهقانى - در گذشت «يوحنا پولس دو» يا «ژان پل دوم» ، رهبر فقيد كاتوليك هاى جهان كه به مدت ۲۶ سال رهبرى كاتوليك ها و رياست واتيكان را برعهده داشت بار ديگر مسأله جايگزينى وى را مطرح كرده است. بسيارى به خاطر دارند كه مسأله جايگزينى پاپ تنها به زمان مرگ وى باز نمى گردد و حتى در زمان حيات وى و در سال هاى اخير و در شرايطى كه در بيمارى به سر مى برد اين بحث مطرح بود. در زمان بيمارى پاپ و كناره گيرى او از حكومت كليسا بحث جايگزينى پاپ و واگذارى امور به شورا يا فردى ديگر عملاً رد شد، اما حال كه پاپ بيمار درگذشته است اين مسأله كه چه كسى از چه مليتى و با چه انديشه هايى شنل پاپى را بر دوش خواهد كشيد همچنان پابرجا مانده است. نگاهى به گذشته كليسا نشان مى دهد كه از۲۶۳ پاپى كه به اين سمت انتخاب شده اند ۲۰۳ نفريعنى بيش از ۷۷ درصد ايتاليايى بوده اند. از اين رو، بسيارى معتقدند كه پاپ بعدى نيز به احتمال بسيار ايتاليايى خواهد بود و براى آن دلايل متعددى ذكر مى كنند. نخست آن كه از نگاه اين عده پاپ نه رئيس يك حكومت كليسايى بلكه در اصل اسقف رم و جايگزين «پى ير» يعنى نخستين اسقف رم در تاريخ مسيحيت است . اين عده بر اين باورند كه با اين توصيف اسقف رم الزاماً بايد ايتاليايى باشد. اين گروه نفوذ بسيارى نيز در كليساى رم دارند و سال ها پايه هاى اقتدار رمى ها بر واتيكان را تقويت بخشيده بودند. به گونه اى كه ژان پل دوم لهستانى تبار، دراصل نخستين غير ايتاليايى بود كه بعد از ۴۵۰ سال براى اولين بار به اين سمت انتخاب شد.
به نظر طرفداران اين مسأله انتخاب پاپى كه ايتاليايى نباشد و زبان ايتاليايى را به خوبى نداند كار درستى نيست زيرا همانگونه كه نمى توان اسقفى ايتاليايى را براى كليساى پاريس منصوب كرد به همان دليل، نبايد اسقفى غير ايتاليايى را براى رم برگزيد. در همين حال، بسيارى از جمله اسقف هاى كشورهاى موسوم به كشورهاى جنوب معتقدند كه اروپايى ها نبايد تا ابد زعامت كليسا را بر عهده داشته باشند زيرا واقعيت اين است كه ميلياردها كاتوليك موجود در جهان در خارج از مرزهاى اروپا به سر مى برند. هم اكنون در جمع كاردينال هاى زير ۸۰ سالى كه به طور بالقوه قابليت جايگزينى پاپ فقيد را دارند حضور ايتاليايى ها بيش از ديگران محسوس است. ايتاليا با ۲۰ ، آمريكا با ۱۱ ، فرانسه با ۵ و برزيل با ۴ كاردينال ، داراى بيشترين كاردينال ها هستند. با اين حال ايتاليايى ها تنها يك ششم شوراى اسقفى را كه به انتخاب پاپ خواهد پرداخت، در اختيار دارند. از نظر سن، پاپ آتى نيز هر چند بسيارى معتقدند كه پاپ آينده بايد جوان باشد اما واقعيت آن است از جمع ۱۱۷ اسقف از ۵۴ كشور مختلفى كه به طور بالقوه امكان انتخاب شدن دارند تنها ۵ اسقف زير ۶۰ سال به چشم مى خوردند.
با اين حال برخى منابع آشنا به روابط درونى درواتيكان از پدر«ديونيجى تتامانزى» ۷۱ ساله اسقف ميلان و پدر «آنجلو سولا» ۶۳ ساله ، اسقف ونيز به عنوان بخت هاى پر اميد ايتاليايى ها در جمع ساير اسقف ها ياد مى كنند. روزنامه «لوموند» چاپ پاريس نيز در همين زمينه به اسقف ايتاليايى ديگرى كه از اقبال لازم براى انتخاب شدن برخوردار است اشاره دارد. به اعتقاد اين روزنامه، از » جووانى باتيستا» ۷۱ ساله كه زير و بم كليسا و ارگان واتيكان را به خوبى مى داند و مدت ها در پست وزارت كشور واتيكان يعنى نفر سوم ساختار كليسايى خدمت كرده است، به عنوانى يكى از پر اقبال ترين كسانى كه مى تواند جايگزين پاپ شوند نام برده مى شود. اما انتخاب پاپ كار آسانى نخواهد بود و ۱۱۷ اسقفى كه از سراسر جهان براى برگزيدن رهبر آتى كليساى كاتوليك به رم فراخوانده شده اند بايد تا روز پنجشنبه خود را به واتيكان رسانند تا بعد از تشييع پاپ فقيد در اتاقى ويژه كه از هر گونه تماسى با جهان خارج قطع است، به شور با يكديگر پردازند و حتى اگر اين انتخاب روزها به طول انجامد درآن مكان بمانند تا پاپى را برگزينند.
پاپ آينده از هر مليتى باشد با مشكلات زيادى رو به رو خواهد بود كه مهمترين آن پر كردن جاى خالى كسى است كه از انديشه هاى نوينى براى راهبرى كليسا و تقويت نقش واتيكان در جهان چه در عرصه دينى و معنوى و چه در سطوح مختلف ابعاد زندگى مادى به ويژه عالم سياست برخوردار بود. پس از آن در شرايطى كه در نظام غرب مسائلى نظير همجنس بازى، سقط جنين، سستى بنيان هاى خانوادگى و ... به تدريج رنگ و بوى عادى مى گيرد و حتى قبح اجتماعى آن در حال از بين رفتن مى باشد و جوامع موجود غربى به قانونى كردن آن ها روى آورده اند، بايد ديد رهبر آتى واتيكان براى مقابله با اين چالش ها آيا مانند سلف خود به مخالفت خواهد پرداخت يا كه شيوه هاى حكومت پسندانه ترى در پيش خواهد گرفت.
پاپ اصلاح طلب
206490.jpg
سرگه بارسقيان
واتيكان در انتظار دويست و شصت و ششمين حاكم خود است . قرار است از ميان ۱۱۷ كاردينال گرد آمده در «سن پيترو» فردى كه بتواند دو سوم آراى موجود را كسب كند ، جانشين پاپ «ژان پل دوم» شود . اين انتخاب، آغازى است دوباره در قلب تپنده كليساى جهانى و دوره اى نوين در حوزه خليفه گرى اعظم رم . واتيكان ۲۷ سال پيش در ۱۹۷۸ نيز همچون آوريل ۲۰۰۵ در موضع انتخاب قرار گرفته بود. چه اينكه در آن هنگام ، انتخاب «كارول يوزف وويتيلا» سراسقف لهستانى به رياست كليساى كاتوليك حامل پيام هاى چند گانه اى به جهان خارج بود و اين بار نيز به علت شرايط پيچيده بين المللى و نقش مرجعيت گونه واتيكان در تحولات نظام بين الملل ، انتخاب هر يك از كاردينال هاى نامزد خط سير و ربط فكرى آينده واتيكان را هويدا خواهد كرد.
اين در حاليست كه پاپ ژان پل دوم به دو دليل ، نخست ، تطويل زمان حضور در رأس كليساى كاتوليك و دوم ، به علت ورود به برخى حوزه هاى حساس و مغفول توانست استثنائاتى را در كرسى رسومى مقر مقدس به قاعده ماندگار و سنت قابل تعقيب تبديل كند . پاپ ژان پل دوم را عليرغم اصلاحاتش در درون ساختار كليسايى واتيكان ، مى توان بزرگترين معمار نوسازى روابط خارجى كليساى كاتوليك دانست . پاپ آغازگر بازخوانى رابطه نهاد كليسا با دو فرآيند بيرونى بود ؛ ساخت نظام بين الملل و سازه هاى اديان ديگر . همزمان با ورود پاپ ژان پل دوم به سن پيترو در ،۱۹۷۸ جنگ سرد ميان دو بلوك شرق و غرب به اوج خود رسيده و غرب داعيه دار دين و معنويت در مقابل بلوك شرق دين گريز صف آرايى كرده بود. در چنين شرايطى ، سكوت واتيكان مى توانست غرب را از منبع توجيه گر اخلاقى و دينى خود محروم كند و در عين حال اهرم هاى اثربخشى واتيكان را در تحولات جهانى كم توان تر كند . از سويى اسقف لهستانى به رخدادهاى زادگاهش عنايتى ويژه داشت و با حمايت معنوى از مبارزات اتحاديه كارگرى مستقل لهستان عليه حكومت كمونيستى اين كشور موج انقلاب هاى ضد ماركسيستى در اروپاى شرقى را سامان داد . افزون بر آن ، دو الگوى مشاركت كليساى كاتوليك در پهنه بين الملل ، عصر نوين ملزومات نوينى را مى طلبيد . زمانى قدرت گيرى پاپ ها،  دادگاه هاى تفتيش عقايد و اعدام افراد به اتهام بى دينى و جنگ هاى صليبى را در قرون وسطى شكل مى داد و در دوره اى نيز به تبعيد رفتند، در پشت ديوارهاى بلند واتيكان محبوس ماندند و يا حتى واتيكان را به صورت نهادى ، تابع حكومت هاى وقت درآوردند .
اما ويژگى هاى منحصر به فرد قرن بيستم نيازمند تجربه اى نوين بود كه بر اصل استقلال اعتقادى - اختيارى واتيكان تأكيد داشته باشد و در عين حال بتواند آن را در فرآيندهاى نظام بين الملل صاحب رأى و قدرت تعامل كند . چنين تلاشى در دو برهه مبارزه با كمونيسم، جنگ و تبعيض و نيز قدرت جايگاهى واتيكان نمود يافت. پاپ در عرصه مبارزه با كمونيسم به همكارى با رونالد ريگان رئيس جمهورى محافظه كار آمريكا برخاست ، نقش بى بديلى در فروپاشى ديوار برلين داشت ، در صحنه بحران هاى بين الملل از برقرارى صلح ميان ملت ها حمايت كرد ، مخالف حمله آمريكا به عراق بود ، به ساخت ديوار حائل در مناطق فلسطينى توسط ارتش اسرائيل اعتراض كرد و گفت: دنياى ما پل مى خواهد ، نه ديوار. در بحران بوسنى ، جانب مسلمانان تحت ستم صرب ها را گرفت و به تعبيرى ، كوشيد مرجعيت اخلاقى كليساى كاتوليك را تقويت و تثبيت كند . در داخل قاره اروپا نيز تلاش هاى پاپ ژاپن پل دوم براى لحاظ جايگاه واتيكان و نقش آن در ميراث قاره سبز ، فصل نوينى را در تاريخ تعاملات اين كشور ۴۴ هكتارى با قاره اروپا گشود .
وى در سال ۱۹۸۸ خطاب به نمايندگان اروپا و با هشدار به تلاش هايى جهت ايزوله كردن كليساى كاتوليك گفت: رسالت مسيحيت اعلام حضور در تمامى عرصه هاى وجود است . بنابراين وظيفه خود مى دانم بر اين نكته تأكيد كنم كه چنانچه روزى بنيادهاى مذهبى و مسيحى اين قاره مورد ترديد قرار بگيرند و به يك باره ، هرگونه استنادى به اخلاقيات كنار گذاشته شود ، در آن صورت دامنه نتايج حاصل به مراتب فراتر از به دور ريختن ميراث اروپا خواهد بود .
در زمينه بازخوانى رابطه نهاد كليسا با ساخت نظام بين الملل مى توان بر اين فرايند تأكيد داشت كه گرچه واتيكان فاقد بازوهاى اجرايى است اما در سال هاى اخير توانست مرجعيت اخلاقى و قدرت صدور جواز انسانى عاطفى رخدادهاى جارى را فزونى بخشد .
تلاش هاى پاپ ژان پل دوم در عرصه رابطه كليسا با اديان ديگر برگرفته از تلاش هايى بود كه سال ها پيش از جلوس وى بر مسند رياست سن پيترو آغاز شده بود . شوراى دوم واتيكان در ۶۵ - ۱۹۶۲ با انتشار بيانيه «رابطه مسيحيت با ديگر اديان» مانيفست نوينى ارائه كرد كه از آن به عنوان آغاز روند پلوراليسم دينى در كليساى كاتوليك ياد مى كنند .
در اين بيانيه آمده است: مسيحيت هر آنچه را كه در ديگر اديان حقيقت و مقدس شمرده مى شود ، محترم مى داند و خواهان گفت و گو و همكارى با ديگر مذاهب است . اين اظهارنظر خصوصا ً متوجه آئين يهود است كه در سراسر تاريخ با بدفهمى ها ، پيش داورى ها و مناقشات و حتى شكنجه ها همراه بوده است . پس از تراژدى نسل كشى يهوديان ، اين بيانيه تمامى اشكال و نمادهاى يهودى ستيزى را محكوم و بر ميراث يهودى مسيحيت تأكيد كرد.
بر اين اساس ، پاپ ژان پل دوم فقيد توانست جايگاه مشاركت و ميزان همگرايى كليساى كاتوليك با اديان ديگر را تقويت كند واصل تقويت گفت و گو با ساير اديان به منظور گسترش تفاهم دو جانبه را سر لوحه برنامه هاى خود قرار دهد . از اين رو ، ديالوگ دينى، فصل جديد رويكردهاى واتيكان شد و تساهل و روادارى به اصل نوين عملكردى كليساى كاتوليك تبديل شد . وى براى نخستين بار در تاريخ واتيكان در سال ۱۹۹۶ در كنيسه يهوديان رم حضور يافت و در سال ۲۰۰۱ در سفر به سوريه از مسجد دمشق ديدن كرد . چنين روندى با سفر به حدود ۱۲۵ كشور مسيحى ، مسلمان ، هندو ، آفريقايى و ... جهان عينيت يافت.
تلاش هاى آغاز شده از جانب پاپ ژان پل دوم در برهه كنونى قابليت استمرار و ظرفيت استقرار مى يابد چرا كه جانشينش با نظر داشت به چنين دستاوردهايى است كه بايد سلسله اخلاف پطروس قديس از حواريون ارشد مسيح را ادامه دهد .
اين در حاليست كه همچنان برخى حوزه هاى اخلاقى و اجتماعى همچون نحوه برخورد با سقط جنين ، همجنس بازان ، طلاق ، انتصاب زنان به مقام كشيشى كليساى كاتوليك و نيز قرائت هاى متفاوت از روايات دين مسيحيت محل چالش پاپ جديد خواهد بود . اگر پاپ فقيد در عرصه جدال سرمايه دارى و كمونيسم عهده دار اين سمت شد و با دميدن روح ايمان گرايانه از تزلزل بنيان هاى اعتقادى جلوگيرى كرد ، پاپ جديد در صحنه نبرد صلح و ترور به سن پيترو مى رود . اين در حاليست كه اقتضائات قرن بيست و يكم ، التزامات ديگرى را مى طلبد ؛ التزامات روابط كليسا در دنياى مدرن.
آيا «باكو» مقصد بعدى قطار انقلاب رنگين است؟
206493.jpg
محمود آقاكثيرى
موج تغيير ساختار سياسى در جمهورى هاى سابق اتحاد شوروى تحت نام «انقلاب هاى رنگين» شدت گرفته است.
در اين ميان، كشورهايى كه در سال ۲۰۰۵ با انتخابات نيز روبرو هستند، در اولويت قرار دارند.
در اين چارچوب، جمهورى آذربايجان، ارمنستان و تاجيكستان از جمله كشورهايى هستند كه شرايط سياسى آنها در سال جارى ملتهب تر از سال قبل خواهد بود.
احزاب مخالف دولت در اين كشورها سعى دارند با تشكيل ائتلاف، برگزارى راهپيمايى و همچنين كسب حمايت خارجى، شانس خود را براى تغيير ساختار سياسى حاكم بيازمايند. در اين چارچوب، ائتلاف جديدالتأسيس سه حزب مخالف دولت جمهورى آذربايجان متشكل از حزب مساوات، دموكرات و جناح موسوم به اصلاح طلبان حزب جبهه خلق جمهورى آذربايجان قصد دارند روز يكشنبه هفته آينده ۲۱ فروردين در باكو راهپيمايى كنند.
بر اين اساس، كميته برگزارى اين تظاهرات با اعلام تصميم خود در نامه رسمى به فرماندارى باكو، خواستار مجوز براى برگزارى اين راهپيمايى شده، اما هنوز پاسخى دريافت نكرده است. مخالفان كه از حمايت آمريكا نيز برخوردارند، اعلام كرده اند: با وجود مخالفت دولت بر برگزارى اين تجمع پافشارى خواهند كرد.
در شعارهايى كه قرار است در اين تجمع اعلام شود، خواسته شده است كه به ترورهاى سياسى پايان داده شود و قاتلان «المار حسين اف» سردبير نشريه «مونيتور» كه ماه گذشته از طرف چند فرد مسلح ناشناس ترور شد، شناسايى شوند. در شعارهاى اعلامى اين تظاهرات، همچنين بر برگزارى انتخابات آزاد و حاكميت جمهورى آذربايجان بر قره باغ تأكيد شده است.
تلاش مخالفان دولت براى برگزارى تظاهرات در حالى است كه چندى پيش «على حسن اف» مدير شعبه سياسى - اجتماعى دفتر رياست جمهورى آذربايجان، اعلام كرده بود صدور اجازه برگزارى تجمعات انتخاباتى پيش از انتخابات مجلس ملى جمهورى آذربايجان از سر گرفته خواهد شد.
در عين حال، مقامات دولتى تأكيد مى كنند احزاب مخالف بايد اين تجمعات را در چارچوب قوانين برگزار كنند تا از بروز هر گونه درگيرى نيروهاى انتظامى و تظاهركنندگان پيشگيرى شود.
«الهام على اف» رئيس جمهورى آذربايجان روز هشتم فروردين در كنگره حزب حاكم اين كشور با متهم كردن احزاب و گروه هاى سياسى مخالف دولت به تلاش براى بر هم زدن ثبات سياسى در اين كشور، آنها را به برخورد جدى تهديد كرد.
وى گفت: دولت در اغتشاشات پس از برگزارى انتخابات رياست جمهورى اين كشور در اكتبر سال ۲۰۰۳ (۲۳ مهر ۱۳۸۲)، يك بار، پاسخ گروه  هاى مخالف را كه قصد ايجاد آشوب پس از برگزارى انتخابات داشتند، قاطعانه داده است و اگر اين افراد اندك بخواهند در آينده، بار ديگر آرامش كشور را بر هم بزنند، به طور جدى با آنان برخورد خواهد شد. اين در حالى است كه حزب غربگراى مساوات از الهام على اف خواسته است از مقامش كناره گيرى كند.
اين حزب در نشست شوراى سياسى خود كه در آن «عارف حاجيلو»، «رئوف عارف اوغلو» معاونان حزب مساوات و همچنين «پناه حسين اف» رئيس حزب مردم و «اقبال آقازاده» رئيس حزب اميد كه به اتهام تحريك و راه اندازى شورش هاى خيابانى اكتبر سال ۲۰۰۳ دستگير شده بودند و به تازگى با فرمان عفو رئيس جمهورى آذربايجان از زندان آزاد شدند نيز حضور داشتند، بر لزوم استعفاى الهام على اف تأكيد كرد.
همچنين «على كريملى» رهبر شاخه اصلاح طلبان جبهه خلق با ابراز تأسف از اظهارات تهديدآميز الهام على اف گفت: ما به مبارزات جمعى و تظاهرات مسالمت آميز خود تا پايان عمر رژيم ادامه خواهيم داد، زيرا تجربه بين المللى نيز ثابت كرده است در مقابل موج مخالفت مردمى كسى را ياراى مقاومت نيست.
در اين ميان، «عيسى قنبر» رهبر حزب مساوات نيز با صراحت اعلام كرد: رئيس جمهورى آذربايجان بايد از سرنوشت «عسگر آقايف» همتاى قرقيز خود درس عبرت بگيرد. رهبران احزاب مخالف دولت جمهورى آذربايجان معتقدند اوضاع جهان در مقايسه با سال ۲۰۰۳ كه الهام على اف به قدرت رسيد، تغيير كرده و وقوع انقلاب در گرجستان، اوكراين و قرقيزستان در اين مدت نشانگر اين تحولات است. آنها كه به حمايت آمريكا نيز اميدوار هستند، اطمينان دارند جمهورى آذربايجان نيز دستخوش اين تحولات خواهد شد.
با نزديك شدن به موعد برگزارى انتخابات مجلس جمهورى آذربايجان در ماه نوامبر سال ۲۰۰۵ (آبان ماه آينده)، جناح مخالف دولت جمهورى آذربايجان تلاشهاى خود را براى حضور مؤثر در عرصه سياسى اين كشور افزايش مى دهد. از ديد ناظران سياسى، تلاش براى برگزارى تظاهرات و تشكيل ائتلاف سياسى متشكل از احزاب دموكرات، مساوات و جبهه خلق موسوم به بلوك سياسى «اغور» در ادامه اين تلاش مشترك احزاب ارزيابى مى شود. آمريكا نيز در اين ميان بيكار نيست و «رئو هارنيش» سفير آمريكا در باكو چندى پيش به بهانه حمايت از برگزارى انتخابات آزاد و دموكراتيك در جمهورى آذربايجان از اختصاص هفت ميليون دلار بودجه براى تأمين مالى احزاب و مطبوعات مختلف و آموزش ناظران انتخاباتى خبر داد.
كاملاً واضح است كه هدف واقعى آمريكا از كمك به برخى احزاب و مطبوعات در جمهورى آذربايجان حمايت از گسترش دموكراسى در اين كشور نيست. در واقع، حمايت از آزادى و دموكراسى، شعارى است كه آمريكا براى پيشبرد اهداف خود در بسيارى از كشورها مطرح مى كند.
در حال حاضر، تنور تحولات در جمهورى هاى سابق اتحاد شوروى و جامعه كشورهاى مشترك المنافع از اوكراين گرفته در شرق اروپا تا قرقيزستان در آسياى مركزى داغ است. شكل بسته نظام اداره كشور و چرخه بسته انتقال قدرت در اين كشورها كه با نارضايتى عمومى نيز روبرو است، شرايط را براى تغييرات مورد نظر آمريكا فراهم كرده است، به طورى كه دور از ذهن نيست قطار انقلاب رنگين، بار ديگر به قفقاز نيز سفر كند.
در حال حاضر، جمهورى آذربايجان و ارمنستان، دو كشور ديگر قفقاز جنوبى هستند كه پس از گرجستان در كانون توجه آمريكا قرار گرفته اند.
آمريكا كه با هر دو كشور - بويژه جمهورى آذربايجان - روابط نزديكى نيز دارد، سعى مى كند با حمايت از مخالفان دولت، فشار خود را براى گرفتن امتياز از آنها افزايش دهد.
علاوه بر امتيازات اقتصادى و سياسى، تضعيف حضور روسيه در اين كشورها و راه اندازى پايگاه نظامى نيز در دستور كار مقامات كاخ سفيد قرار دارد. در عين حال، در صورت مخالفت دولتهاى اين كشورها با خواسته هاى آمريكا و دست نيافتن واشنگتن به اهداف خود، احتمال تغيير ساختار سياسى نيز با توجه به سرعت تحولات سياسى و رواج يافتن انواع به اصطلاح انقلابهاى رنگين نظير گرجستان و اوكراين در كشورهاى قفقاز جنوبى نيز دور از انتظار نيست. در اين ميان، ميزان اتكاى حكومت به آراى مردم، استقلال و ظرفيت سياسى دولت و احزاب مخالف چگونگى تحولات و ساختار حكومت را در اين كشور تعيين خواهد كرد.
اين تحولات با هر سمت و سويى كه جريان يابد، از يك اصل كلى پيروى خواهد كرد و آن اينكه عامل مداخله گر خارجى و بيگانه هيچ گاه در پى منافع مردم كشورى كه در آن دست به مداخله مى زند، نيست.
بنابراين، آمريكا نيز همانطور كه تجربه نشان داده است، از تحولات در كشورهاى مشترك المنافع تنها اهداف خود را مى جويد و شعارهاى فريبنده حمايت از دموكراسى نيز تا زمانى كه به منافع آمريكا ضربه نزند، طرح خواهد شد. مردم جهان شاهد هستند كه مقامات آمريكا بيش از هر حكومتى در جهان از رژيمهاى ديكتاتور نظير «پينوشه» حمايت كرده اند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |