پنجشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۴ - ۲۷ صفر ۱۴۲۶
Thu, Apr 7, 2005
تاريخ
۳۰۹۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
رويدادهاى مهم تاريخى
مصر و خطر
هجوم فاشيسم
ازسقوط امپراتورى عثمانى تا به امروز
206454.jpg
«ماكسيم مورن» Maxime Mourin در كتاب «تاريخ دول معظم» در مورد تجاوز ايتاليا به حبشه مى نويسد:
«مدتها بود كه بين پادگانهاى ايتاليايى متمركز در مرز حبشه و سومالى ايتاليا و جنگجويان غير نظامى حبشى، تصادماتى روى مى داد.
روز ۱۵ نوامبر ،۱۹۳۴ عده اى از مردم حبشه به كنسولگرى ايتاليا در شهر«گندار » حمله بردند و دولت حبشه حاضر به پرداخت غرامت شد و رسماً معذرت خواست. روز ۵ دسامبر ۱۹۳۴ در مرز مشترك حبشه با سومالى - ايتاليا و سومالى - انگليس، در محلى به نام«اوال»باز هم زد و خورد خونينى بين مرزداران حبشه و ايتاليا درگرفت و تلاش طرفين براى تشخيص مسببين آن واقعه بى نتيجه ماند. دولت ايتاليا از حبشه ادعاى غرامت و عذرخواهى رسمى نمود، ولى امپراتور حبشه اين بار امتناع ورزيد و به جامعه ملل شكايت كرد. حبشه اين بار در ۲۸ سپتامبر ۱۹۲۳ با كمك ايتاليا على رغم انگليس و مخالفت نماينده آن دولت در جامعه ملل، به عضويت جامعه پذيرفته شده بود و بنا به توصيه جامعه ملل در ۱۹ ژانويه ،۱۹۲۵ بين ايتاليا و حبشه درباره مرز حبشه و سومالى - ايتاليا موافقتى به عمل آمد كه طبق آن ناحيه «اوال » منطقه بيطرف شناخته شد.
چون ايتاليا مصمم بود كه از وضع مساعد سياست جهانى به نفع خود استفاده كند و با بسط نفوذ و سلطه خويش بر حبشه، حق اولويت را به دست آورد، از ۵ تا ۱۱ ژانويه ،۱۹۳۵ دو سپاه مجهز، به حبشه روانه ساخت و افراد ذخيره را هم احضار نمود. دولت حبشه عليه اعزام نيروى مزبور، نخست به ايتاليا اعتراض كرد و سپس از جامعه ملل تقاضاى رسيدگى نمود، اما جامعه ملل با مسكوت گذاشتن موضوع و دفع الوقت كردن توصيه كرد كه موضوع از طريق حكميت حل شود. در همان حال در« اريتره» ۱۰۰۰۰۰ و در سومالى - ايتاليا ۵۰۰۰۰ سرباز ايتاليايى مجهز به وسايل جديد جنگى متمركز شده بودند. موسولينى مكرراً اعلام كرده بود كه نسبت به جامعه ملل وفادار خواهد ماند و مصالح و منافع مشروع انگلستان را در آفريقاى شرقى محترم خواهد شمرد، ولى انگلستان بيم از آن داشت كه با تسلط ايتاليا بر حبشه، اختيار سرچشمه نيل (يكى از سرچشمه هاى نيل درياچه هاى واقع در خاك حبشه است) به دست آن دولت بيفتد و نيز راه دريايى هندوستان در مخاطره قرار گيرد. در اين موقع، با وجود مبارزه شديد مطبوعاتى دو كشور، راه ترعه سوئز همچنان بر روى ناوگان تجارى ايتاليا باز بود، ولى به تدريج مناسبات انگليس و ايتاليا به صورت بحرانى درآمد و روز ۱۵ اوت ۱۹۳۵ «لاوال »و« ايدن » و«آلوازى »براى يافتن راه حل و خاتمه دادن به بحران در پاريس اجتماع كردند، ولى چند روز بعد با عدم موفقيت پاريس را ترك كردند.
انگلستان، در عين حال كه ناوگان جنگى خود را در مديترانه تقويت مى كرد، براى احتراز از هرگونه عكس العمل در ممالك مجاور مديترانه و با احترام به افكار عمومى، حداكثر تلاش خود را براى وا داشتن جامعه ملل به مخالفت با مقاصد ايتاليا به كار برد، اما مطبوعات ايتاليا آتش جنگ را دامن مى زدند. پسران موسولينى و داماد او«كنت چيانو »وارد نيروى هوايى و عازم آفريقا شدند و دبيركل حزب فاشيست فرماندهى يك واحد از سپاه اعزامى را بر عهده گرفت و علاوه بر افراد ذخيره كه به خدمت سربازى احضار شدند، عده زيادى از مردم غير نظامى نيز داوطلب خدمات جنگى گرديدند.
در اواخر ماه اوت، شاه ايتاليا و موسولينى در مانور بزرگ ارتش ايتاليا كه در نواحى كوهستانى شمال انجام گرفت، حاضر شدند و ضمناً هيأت وزيران براى مقابله با هر نوع تصميمات احتمالى جامعه ملل از قبيل محاصره اقتصادى ايتاليا و امثال آن، تدابير لازم را اتخاذ نمود.
روز ۶ سپتامبر ،۱۹۳۵ يك كميته پنج نفرى كه نمايندگان فرانسه و انگليس در آن عضويت داشتند، از طرف جامعه ملل مأمور شد كه طرحى براى حل مسأله حبشه تهيه كند. ايتاليا آن طرح را در ۲۲ سپتامبر رد كرد. آنگاه كميته ۵ نفرى به كميته ۱۳ نفرى از نمايندگان ۱۳ دولت عضو جامعه مبدل گرديد و اين كميته مأمور شد كه طرح مجازات هاى لازم براى ايتاليا را تهيه كند. اما ساعت ۱۳ روز دوم اكتبر افراد ملت ايتاليا به وسيله زنگ كليساها و شيپور و امثال آن براى تجهيز عمومى و آمادگى براى خدمات نظامى و غير نظامى دعوت شدند و پس از نطق بليغى كه موسولينى در ساعت ۱۸‎/۵ روز ۱۳ اكتبر ايراد نمود، ساعت ۵ صبح روز سوم اكتبر ۱۹۳۵ نيروهاى ايتاليا به خاك حبشه حمله بردند. بدين ترتيب ايتاليا بر جامعه ملل ياغى شد. روز ۵ اكتبر يك كميته ۶ نفرى منتخب از طرف جامعه ملل طرح اجراى مجازاتهاى اقتصادى درباره ايتاليا را تهيه نمود و آن طرح پس از تصويب در مجمع عمومى (۵۰ نماينده از ۵۴ عضو جامعه رأى موافق دادند) زير نظر يك كميته ۱۸ نفرى به مورد اجرا گذاشته شد.
پيشروى نيروى ايتاليا به فرماندهى «مارشال بادوگليو » به علت مقاومت مردانه جنگجويان و مردم غير نظامى حبشه و نبودن راه و لزوم احداث راههاى ارتباطى با پايگاه هاى اصلى به كندى صورت مى گرفت. در اين جنگ مستعمراتى، در يك طرف ارتش مجهز ۵۰۰ هزار نفرى ايتاليا با ساز و برگ كامل و در طرف ديگر سربازان و مردم غير نظامى حبشه با اسلحه ناقص قديمى قرار داشتند، ولى دفاع رشيدانه حبشى ها، هرچند كه به سرحد فداكارى قابل تحسينى رسيده بود، منظم و داراى فرماندهى و رهبرى كاملى نبود.
206436.jpg
سپاه ايتاليايى اعزامى از سومالى، در دشت وسيع حبشه پيشروى مى كردند، ولى ستونهاى ديگر سپاه مهاجم در ناحيه كوهستانى حبشه با موانع زمينى و بى آبى مواجه بودند. روز ۴ مه امپراتور حبشه از پايتخت گريخت و آن شهر دستخوش غارت و چپاول گرديد و جان و مال اتباع خارجى مقيم پايتخت به خطر افتاد و به همين جهت چند واحد از سپاه ايتاليا با وجود رگبارهاى شديد باران بر سرعت پيشروى خود افزودند و ساعت ده روز ۵ مه وارد« آديس آبابا» شدند و واحد زير فرمان«ژنرال گراتسيانى » نيز به پايتخت وارد شد.
سقوط پايتخت حبشه و تسلط ايتاليا بر آن كشور ساعت ۱۷ و ۴۵ دقيقه روز ۵ مه، به وسيله موسولينى به ملت ايتاليا اعلام شد و مدت ۵ روز سراسر ايتاليا غرق در جشن و سرور گرديد و تظاهرات دامنه دارى در آن كشور صورت گرفت. ساعت ۲۲‎/۵ روز نهم، پس از تشكيل شوراى عالى فاشيست و جلسه هيأت دولت، موسولينى به مردم ايتاليا اعلام نمود كه: «حبشه طبق فرمان صادره از هيأت وزيران به مستعمرات و متصرفات ايتاليا ملحق و به پادشاه ايتاليا عنوان امپراتور حبشه داده شد،« مارشال بادوگليو » به نيابت سلطنت در حبشه منصوب گرديد و ژنرال«گراتسيانى »به رتبه مارشالى ارتقا يافت.
روز ۱۱ مه نماينده رسمى ايتاليا در جامعه ملل« بارون آلوازى» به علت حضور نماينده هايله سلاسى امپراتور حبشه، تالار جلسه را ترك گفت و روز ۱۲ مه هيأت نمايندگى ايتاليا در جامعه ملل به رم احضار شد و جلسه جامعه ملل معوق ماند. نماينده انگلستان روز ۱۳ ژوئن لغو مجازات هاى مقرر درباره ايتاليا را به مجمع عمومى جامعه ملل پيشنهاد كرد و پيشنهاد او با اكثريت ۴۴ رأى موافق در برابر يك رأى مخالف (رأى نماينده حبشه) به تصويت رسيد و كميته مأمور مجازات ها از اعضاى جامعه درخواست نمود كه از اجراى مقررات مجازات درباره ايتاليا خوددارى كند.
امپراتورى آفريقاى شرقى ايتاليا
به رغم تلاش هاى جامعه ملل و امپراتور حبشه و مطبوعات آزاد جهان، اكثر دول اروپا، باوجود مشكلات سياسى كه براثر تسلط ايتاليا بر حبشه پيش آمده بود، به طور موقت يا رسمى امپراتورى آفريقاى شرقى ايتاليا را به رسميت شناختند. روز ۲۱ دسامبر ،۱۹۳۶ سفارت هاى انگلستان و فرانسه در«آديس آبابا » به كنسولگرى مبدل گرديد. انگلستان ناوگان جنگى اعزامى به مديترانه را از آن دريا خارج ساخت و پيمان هايى را كه هنگام جنگ حبشه و اجراى مجازات درباره ايتاليا بادول بزرگ بسته بود لغو كرد، و پس از چند هفته مذاكرات سياسى، سرانجام سفير كبير انگلستان در رم و« كنت چيانو »وزير امور خارجه ايتاليا قرار دادى را كه اساس آن بر حفظ پيمان ها و مقررات مربوط به مديترانه و منافع دو دولت ايتاليا و انگلستان در حوزه مديترانه بود، امضا كردند.
بدين ترتيب در سال هاى پيش از جنگ جهانى دوم مسأله درياى مديترانه از مسائل مورد بحث و گفت وگوى محافل سياسى ايتاليا و انگلستان بود.
ايتاليا كه فرصتى به دست آورده بود مرتباً براستحكامات جنگى خود در اطراف مديترانه مى افزود و مى توانست به آسانى «جبل طارق» را تهديد كند.
علاوه بر اين نيروهاى ايتاليايى مستقر در ليبى وحبشه نيز مى توانستند هر لحظه وضع انگلستان را در ترعه سوئز به خطر اندازند.
همزمان، فرستنده راديويى ايتاليا با تبليغات مداوم خود، احساسات ضد انگليسى ملل مسلمان شمال آفريقا و آسياى غربى را تهييج مى كرد و مبلغين ايتاليايى در سراسر عربستان و فلسطين پراكنده بودند. در درياى مديترانه هم كشتى هاى ملل مختلف، بخصوص ناوگان انگليسى مرتباً به وسيله اژدرها يا حمله هوايى غرق مى شد، و گهگاه كشتى هاى ناشناسى گشتى ها را در درياى مديترانه توقيف كرده، اموال آنها را مى ربودند، بى آنكه هويت واقعى آنها معلوم شود.
سرانجام براى حفظ امنيت درياى مديترانه و جلوگيرى از اين دستبردها پيمان جديدى در مورد مسائل مربوط به مديترانه و آبهاى مرزى و وضع نيروهاى ايتاليا در حبشه وليبى و كانال سوئز و نفوذ ايتاليا و انگلستان در عربستان وامثال آن ميان دولتين ايتاليا و انگلستان بسته شد و انگلستان تعهد كرد كه در كنفرانس ژنو تمامى كوشش خود را براى شناسايى «امپراتورى آفريقاى شرقى ايتاليا » به كاربرد و اين در حالى بود كه بيشتر دولت هاى اروپايى در اين مسائل دچار ترديد بودند.
روابط سياسى ايتاليا و فرانسه
هرقدر كه مذاكرات انگلستان و ايتاليا ثمربخش بود، مذاكره با فرانسه دشوار به نظر مى رسيد، زيرا دو كشور ايتاليا و فرانسه دچار تضاد مسلكى و سياسى بودند، اما از آنجا كه انگلستان به خاطر منافع خود مايل بود ميان فرانسه و ايتاليا پيمان مشابهى منعقد شود ميانجيگرى كرد. با اين همه مذاكرات ايتاليا و فرانسه به رغم تلاش هاى انگلستان قطع شد.
كوتاه سخن اينكه با اوضاع و احوالى كه خطرگسترش فاشيسم به وجود آورده بود، انگلستان صلاح خود را در آن مى ديد كه با مليون مصر مصالحه كند. مليون مصر نيز انگلستان را برايتالياى فاشيست ترجيح مى دادند.
بازتاب بحران حبشه در سرزمين مصر
206451.jpg
خبرنگار روزنامه تايمز لندن از قاهره طى گزارش ۱۴ دسامبر ۱۹۳۵ خود نوشت:« بحرانى كه ميان ايتاليا و جامعه ملل در مورد حبشه ايجاد شده تأثير عميقى در مصريان كرده است و امكان دارد اثرات زيادى در حوادث آينده مصر داشته باشد. ايتاليا براى ايجاد محيط مناسبى براى خود در كشور مصر دست به تمهيداتى زده است و تبليغات ايتاليا در ماه گذشته به قدرى شدت پيدا كرده كه در گذشته سابقه نداشته است.
با مصرى هايى كه به ايتاليا مسافرت مى كردند، رفتار خاصى مى شد. يك نفر از مصريان فرصت ديدار و مذاكره با موسولينى را پيدا كرد. پيشواى ايتاليا به آن مسافر مصر گفته بود: «اگر مصر به ايتاليا عطف توجه نمايد و در جنگ ايتاليا و حبشه ايتاليا را تأييد كند، ايتاليا از حق كاپيتولاسيون خود در مصر صرف نظر خواهد كرد و از امتيازاتى كه در مصر دارد چشم پوشى خواهد نمود...»
تبليغات ايتاليا در مصر، بازتاب مثبتى نداشته زيرا مصرى ها نمى خواهند جزيى از امپراتورى جديد ايتاليا شوند، بلكه مصر خواهان استقلال واقعى است.
درست است كه تبليغات ايتاليايى در مصر مقرون با كاميابى نبوده است، ليكن مردم مصر از دولت انگلستان توقع رفتارى را دارند كه بيش از گذشته توأم با عدالت و انصاف باشد.
«زور » و « فشار» مبناى عقيده وفدى هاست، وفدى ها مايل به زدو خورد و نزاع هستند و هدف و مقصودشان حصول استقلال تام است. و فدى ها معتقدند كه اين آرزو ممكن نيست تحقق پيدا كند مگر از راه عنف و زور. طرفداران اين عقيده مى گويند: «توسل ملت ها به بريتانيا و «رم» و با اين دولت ها از روح عدالت وانصاف حرف زدن فايده اى ندارد...» و در تأييد عقيده خود مى گويند: «شورش و انقلاب هندوستان باعث گرديد كه هندى ها نائل به استقلال داخلى و حكومت خود مختار شوند، و شورش ۱۹۱۹ مصرى ها بود كه باعث شد ابلاغيه ۱۹۲۲ داير بر اعتراف به استقلال مصر از طرف انگلستان صادر شود، و اكنون شورش و عصيان يگانه وسيله اى است كه بايد به كارگرفته شود، اما حالا كه انگلستان سرگرم مسأله درياهاست، مصرى ها بايد جنبش و حركتى كنند.» روزنامه ديگرى در اين مورد اظهار نظر كرده ، مى نويسد:
«اين روزها هنگام صحبت و گفت وگو با مصريهايى كه نماينده افكار عمومى هستند، اين سخنان را از زبان مردم مى شنويد كه: مصر خواه ناخواه بايستى چند سالى به دولتى از دولتهاى اروپايى تكيه داشته باشد. در مصر اختلافاتى بين مصريان و انگلستان وجود ندارد كه آن را حل و فصل نتوان كرد. آنچه انگلستان بدان نيازمند است مصر مى تواند با طيب خاطر بدهد، و آنچه را هم كه مصر مى خواهد، چيزى نيست كه انگلستان از عهده انجام آن بر نيايد... »
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |