|
پاسخ سازمان نظام پرستارى به گزارش «باد سياست در روپوش سفيد»
مطالبه پرستارها را سياسى نكرديم
|
|
|
روابط عمومى سازمان نظام پرستارى در واكنش به درج گزارشى باعنوان «باد سياست در روپوش سفيد» جوابيه اى ارسال كرده است كه همراه با توضيح روزنامه ايران از نظر خوانندگان محترم مى گذرد. احتراماً، براساس ماده ۲۳قانون مطبوعات خواهشمند است در جواب مطالب مندرج در روزنامه ايران مورخه ۸۳/۱۲/۵ شماره ۳۰۶۵ در بخش گزارش، تحت عنوان «باد سياست در روپوش سفيد» دستور فرماييد اين جوابيه عيناً و بدون كم و كاست در اولين فرصت در همان صفحات و با همان قلم (فونت) درج شود. الف - هيچ بيمارى مراقبتهاى سياسى را برنمى تابد و هيچ نسخه سياسى درمان كننده درد بيماران نيست. (از مواضع رئيس كل سازمان نظام پرستارى در اولين جلسه معارفه سازمان و اعضاى شوراى عالى ۸۲/۱۰/۷) ب - در جواب سؤال يكى از نمايندگان مجلس در سال ،۱۳۷۵ كه پرسيده بود طرح تشكيل سازمان نظام پرستارى ازسوى كدام جناح سياسى در مجلس مطرح خواهدشد؟ رياست كل سازمان نظام پرستارى كشور كه آن زمان نويسنده پيش نويس قانون سازمان نظام پرستارى بودند و مسؤوليت دبيرى كميته پيگيرى سازمان نظام پرستارى كشور برعهده ايشان بود، در جواب آن نماينده ابراز داشتند: طرح تشكيل سازمان نظام پرستارى ازسوى آن جناحى مطرح خواهدشد كه خداى نخواسته در صورت بيمارى جناب عالى يا نزديكان شما، تمايل داريد، از طرف آن جناح به شما خدمات پرستارى ارائه شود. ج - ما پرستاران سرنوشت امور صنفى خويش را با پديده هاى موسمى و هيجانات سياسى و اعتبارات چهارساله و هشت ساله گره نمى زنيم و اعتقاد داريم به بلنداى عمر بشريت و تا زمان وجود مفاهيمى چون سلامت، بيمارى، انسان و پرستار،مى بايست حضور صنفى و حرفه اى داشته باشيم. (از سخنان رئيس كل سازمان در تاريخ ۸۳/۷/۱۵) د - تصميمات، اقدامات، حركات و سكنات ما در سازمان نظام پرستارى به عنوان وكلاى جامعه پرستارى كاملاً صنفى و براساس رأى اكثريت اعضاى شوراى عالى سازمان است و هيچ يك از جريانات سياسى هم حق سوءاستفاده از اقدامات سازمان را ندارد. (از مواضع سازمان در هر دو تجمع مقابل سازمان مديريت مورخه ۸۳/۷/۱۹ و مجلس مورخه ۸۳/۱۰/۲۰) و اما: اتخاذ روش روزنامه ايران به عنوان يك روزنامه دولتى بويژه در يك سال اخير، در قبال مسائل پرستارى روشى غيرمنتظره و در عين حال كاملاً غير كارشناسانه و غيرعلمى شده است بويژه براساس قضاوت جامعه پرستارى كشور و براساس ارزيابى عمومى پرستاران، نوعى سرخوردگى و دلزدگى از روزنامه ايران به اين جامعه شريف دست داده است و اين ادعا را، دست اندركاران روزنامه ايران مى توانند در صورت تمايل، نظرسنجى كنند و اگر شجاعت و صداقتى وجود داشته باشد، نتيجه آن را اعلام نمايند. علت آن هم اين است كه به علل متعدد عمدى يا سهوى در يك سال اخير، بويژه در صفحات حوادث، گزينش اخبار و اخيراً هم گزارش مورد بحث، عملاً روزنامه ايران، پرستاران را به تحدى طلبى و مبارزه جويى فراخوانده است كه اتخاذچنين روشى با مشى و مرام كسانى كه الفباى سياست و كار ژورناليستى را مى دانند، تطابق ندارد. در گذشته در وهله اول براى ابراز حسن نيت نيز تذكراتى ازسوى سازمان نظام پرستارى به آن روزنامه ارسال شده است بويژه براى درج خبر از ماجرايى كه در اين نوشتار شرم داريم آن را تكرار كنيم، اما به پيوست همين نامه آن تذكر و موضوع تذكر بى جواب را يكبار ديگر ارسال مى كنيم همچنين انتخاب تيتر تحت عنوان «پرستار مرگ» در صفحه حوادث مورخه ۸۳/۱۲/۱۰خود نيز شاهد ديگرى براين ادعاى ماست. نكته بعد اينكه، پرستاران با شركت گسترده خود در انتخابات سازمان نظام پرستارى در حدود دو سال پيش، مراتب ارادت و محبت خود را به منتخبين خويش اعلام نمودند و امروزه روزنامه ايران يا روزنامه هايى چون ايران، چه بخواهند و چه نخواهند سازمان نظام پرستارى و مسؤولين آن به عنوان كوچكترين خدمتگزاران پرستاران، مورد لطف و محبت قاطبه پرستاران قراردارند و روز به روز هم بر محبوبيت آنها اضافه خواهدشد و به حمدالله اقداماتى چون گزارش شما، برخلاف ميل شما، محبوبيت را بيشتر كرده و باعث شده تا خيل فراوانى از پرستاران، خواهان برخورد اين سازمان با اينگونه توهين ها و هتك حرمتها شوند و علت تأخير و تعلل در نوشتن جوابيه تا امروز (۸۳/۱۲/۱۹) هم دقيقاً به همين منظور بود كه واكنش جامعه پرستارى كشور را مشاهده نماييم و قطعاً اگر خواست آنها و فشار آنها برسازمان نمى بود همين مقدار وقت كه صرف نوشتن جوابيه گزارش روزنامه ايران شده را نيز برخود حرام مى دانستيم كه از تلاش براى تأمين امور پرستاران بكاهيم و براى نوشتن جوابيه شما مصروف كنيم. اما در هر صورت ما مطيع خواست و اراده جامعه پرستارى كشور مى باشيم كه از جمله خواسته هاى آنها برخورد مناسب و جدى با اين گونه قلم فرسايى ها عليه اين قشر خدوم مى باشد. بعد ديگرى كه ادعا كرده ايم، مواضع روزنامه ايران به عنوان يك روزنامه دولتى، در يك ساله اخير در رابطه با پرستارى مواضعى كاملاً غيرعلمى و غير كارشناسى حتى متمايل به نوعى غرض ورزى مى باشد، اين است كه نگاهى بسيار محدود به مقوله سازمان و مواضع مسؤولين سازمان و اقدامات آنها كرده است و كاش براى تكميل ا طلاعات محدود خود و تحكيم مبناى موضع گيرى خود، از سازمان كمك مى گرفت كه در اين صورت قطعاً با نظر مساعد روبرو مى شد. كما اينكه شوراى عالى سازمان نظام پرستارى براى هر سال و براى هر فصل از سال برنامه تصويب مى كند قبل از آن هم اصول حاكم بر برنامه ها را تصويب مى كند و مضاف بر همه اينها با جامعه پرستارى كشور برخوردى بسيار شفاف و صريح داشته كه تاكنون در كشور چنين نمونه اى را نمى توانيد پيداكنيد براى مثال يكى از مصوبات شوراى عالى سازمان، بيان علل پيشرفت، ايستايى، يا پسرفت سازمان به همراه معرفى عوامل انسانى، محيطى، جامعه شناسى، مادى، معنوى و... مى باشد. و قطعاً اگر دست اندركاران روزنامه محترم ايران با مراجعه اى به سازمان برنامه سال ۸۳ و برنامه هاى هر فصل (هر سه ماهه) و اولويتهاى هر ماه اين سازمان را - كه كتباً موجود است و مصوب شوراى عالى در ابتداى سال ۸۳ مى باشد - رؤيت مى نمودند، اينقدر به خود زحمت طاقت فرساى چيدن پازل سياست و قدرت، با ابعاد پيدا و پنهان را نمى دادند. بلكه با شفافيت بيشترى از آنچه اين گزارش ادعا مى كند، مطالب بهترى دستگيرشان مى شد كه البته همچنان اين امتياز وجود دارد و ما علاقه منديم، اطلاعات و دانسته هاى روزنامه وزين سياسى اجتماعى ايران، حداقل در بعد پرستارى و بهداشت و درمان كشور بيشتر شود. «لااقل به حرمت نام ايران كه بر اين روزنامه دولتى نهاده شده است». و اما بعد ديگر آن گزارش كه اختصاص دارد به همايش ۱۴۰۰ پرستارى و همايش گزارش كار دوسالانه اين سازمان در تاريخ ۸۳/۱۰/۳۰ و نشان دهنده برافروخته شدن خشم روزنامه محترم ايران نسبت به دو چهره اى كه به ادعاى آن روزنامه سياسى تر از ساير مهمانان بودند؛ البته شايد نيازى به جواب دهى به صورت ريز نباشد ولى براى تنوير افكار عمومى اعلام مى شود كه در همايش ،۱۴۰۰ علاوه بر جناب آقاى دكتر توكلى كه به عنوان رئيس مركز پژوهشهاى مجلس دعوت شده بودند، مهمانان ديگرى از جمله جناب دكتر ظفرقندى، مسؤولين سازمان مديريت، وزارت بهداشت و درمان هم كتباً با امضاى مشترك رئيس سازمان نظام پرستارى و رئيس دانشكده پرستارى دانشگاه تهران دعوت به عمل آمده بود كه تعدادى از آنها حضور يافتند و يكى دو نفر هم نيامدند و اگر بر اساس تفكرات سياسى قضاوتى بر آن همايش مى شد قالب سخنرانان و مهمانان مدعو از طيف و جناحى بودند كه شايد در مقابل جناب دكتر توكلى قرار مى گرفتند و اتفاقاً تنها كسى كه به ادعاى روزنامه ايران از مردان سياست و از اهالى مجلس بود، به تنهايى و تنها دكتر توكلى بود و هنوز براى ما كه يك نظام صنفى هستيم اين موضوع حل نشده است كه در طى دو روز همايش و وجود تعداد زيادى سخنران كه تعداد آنها به بيش از ۲۰ نفر مى رسيد، بعضى از آنها علمى بودند، بعضى سياسى بودند و حرفهاى زيادى گفته شد چرا بقيه سخنان و بيانات و مواضع از نظر روزنامه ايران دور مانده و فقط حضور و سخنرانى جناب آقاى دكتر توكلى اين همه گران آمده كه آن روزنامه را وادار به موضع گيرى كرده است؟ مگر ايشان رئيس مركز پژوهشهاى مجلس نيست و مگر سازمان ما و پرستاران، حق ندارند كه از مسؤولين كشور و از جمله مجلسيان بخواهند كه چه كرده اند و هر يك گزارش خودش را بدهند؟ براى همايش ۸۳/۱۰/۳۰ و تالار رازى دقيقاً همين مورد صدق مى كند در برنامه سال ۸۳ سازمان نظام پرستارى بنا بوده با سازمان مديريت، وزارت تعاون، شهردارى هاى شهرهاى كشور، وزارت مسكن، وزارت بهداشت، وزارت ارتباطات و فن آورى اطلاعات، تعاملاتى وجود داشته باشد و از جمله طرحهاى اشتغال زا، فرهنگى، اجتماعى، رفاهى و... دنبال شود. بر اساس مصوبه شوراى عالى سازمان سه ماهه چهارم سال ،۸۳ سه ماهه پاسخگويى و ارائه گزارش كار به پرستاران و جامعه نام گذارى شده كما اينكه سه ماهه سوم سال، سه ماهه تحقق مطالبات قابل تحقق نامگذارى شده بود و مى بايست به نتيجه هم مى رسيديم. براى اين سازمان سؤال است كه آيا در حافظه دست اندركاران روزنامه محترم ايران از سال ۸۲ چيزى وجود نداشت، اگر وجود ندارد به اين آدرس مراجعه نمايند كه در شماره ۴ سال اول (ديماه ۱۳۸۳) نشريه سازمان نظام پرستارى در صفحه اول، طى نامه اى خطاب به رياست محترم جمهورى از ايشان و سازمان مديريت از طرف جامعه پرستارى قدردانى شد. در سال ۸۲ در همين تالار رازى جناب آقاى كروبى رياست محترم مجلس ششم در تاريخ ۸۲/۱۰/۷ آمدند و قولهايى را به صورت مبسوط به جامعه پرستارى دادند و گفتند پيگيرى با شماست. و اتفاقاً روزنامه ايران هم اخبار همايش ۸۲/۱۰/۷ سالن همايشهاى رازى را منتشر كرد. تقصير سازمان نظام پرستارى چيست كه امروز جناب حجت الاسلام كروبى رئيس مجلس نيست؟ و بالاخره يكسال و اندى است كه نخبگان جامعه پرستارى به مدد مطالعه، تحقيق و پژوهش طرحى اشتغال زا براى جوانان و مشكل گشا براى مردم تحت عنوان «طرح بسيج سلامتى براى رسيدن به شهر سالم» را آماده كرده و از حدود سه ماه پيش رسماً به شهردارى تحويل داده تا مراتب ادارى طى شده و با اصرار از شهردار محترم تهران توسط اين سازمان خواسته شده تا نحوه همكارى را اعلام نمايند، و اگر ايشان با تحمل زحمات زيادى هم طرح را به نتيجه رسانند و هم دعوت سازمان را اجابت نموده و در ۸۳/۱۰/۳۰ همانند ساير مسؤولين در جمع دعوت كنندگان حاضر مى شوند و به پرستاران گزارش كار مى دهند اشكال در كجاست؟ و چرا اينقدر سعى مى كنيم از عينك سياه و كثيف سياست به قضاياى اين زيبايى نگاه كنيم؟ آيا دست اندركاران روزنامه ايران در همايش ۱۰/۳۰ حضور داشتند كه جناب دكتر اميدوار رضايى چه گفتند؟ جناب وزير بهداشت و درمان چه گفتند؟ از مسؤولين سازمان مديريت چگونه دعوت به عمل آمده و آنها چگونه جواب رد دادند؟ رئيس اداره پرستارى وزارت بهداشت چه گفتند؟ رئيس برد پرستارى وزارت بهداشت و درمان چه گفتند؟ و از همه مهمتر نام همايش چه بود؟ نام همايش گزارش عملكرد دو سالانه بود، در تمامى دعوتنامه هاى مسؤولين هم تقاضا شده بود هر كس، هر كارى انجام داده، صرفاً ضمن تشريف فرمايى همان كارهاى انجام شده را بگويد. چرا باز از ميان آن همه سخنرانيهايى كه با درايت و حساسيت، تعداد، نوع تفكر، و.... براى صاف و شفاف بودن و صنفى ماندن قضايا انتخاب شده بودند و همايشى بود كه جامعه پرستارى را اميدوار كرد، به گونه اى كه پرستاران احساس كردند مجلس، وزارت بهداشت، سازمان مديريت، شهردارى تهران، برد پرستارى كشور، دفتر پرستارى وزارت بهداشت، سازمان نظام پرستارى، همه و همه بالاخره تلاش كرده اند، بعضى امور محقق شده و بعضى ديگر نيز تحقق آنها در راه است و مقدارى از خشم و دغدغه هاى آنها فروكش كرد. چرا عده اى مى خواهند آتش درگيرى و نزاع و احتمالاً جنگ كماكان برافروخته باشد؟ بالاخره كيسه چه كسانى پر مى شود؟ سازمان نظام پرستارى از سه مقام در مجلس همچون ساير مقامات سازمان مديريت، وزارت بهداشت، تمامى خبرگزاريها و... دعوت كرده بود. آن سه مقام عبارت بودند از رياست مجلس كه نيامدند، رئيس كميسيون بهداشت و درمان كه آمدند و سخنرانى خوبى هم داشتند، رئيس مركز پژوهشها به دليل اختياراتى كه آن مركز دارد كه صراحتاً همان ميزان كارى كه در مجلس انجام شده را بيان كردند (فيلم موجود است). وزير محترم بهداشت و درمان نيز سخنرانى كردند، قبل از همه رئيس كل سازمان نظام پرستارى و قبل از ايشان رياست هيأت مديره نظام پرستارى تهران با صراحت و شفافيت گزارش عملكرد دادند كه بى سابقه بود و بى پروا هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف را گفتند و پرستاران را محرم خود دانستند و از مسؤولين هم خواستند كه گزارش دهند. حال اگر روزنامه ايران با چهره هايى چون دكتر احمدى نژاد مشكل سياسى دارند، اين دليلى براى سازمان نظام پرستارى نمى شود كه به خواسته آن روزنامه عمل كند و از اينگونه چهره ها دعوت به عمل نياورد! يك بار ديگر هم با صراحت و شفافيت مى گوييم كه منتخبين جامعه پرستارى كشور از پرستاران رأى گرفته اند، نه از دولت و از گروههاى سياسى. سازمان نظام پرستارى تا وجود داشته باشد، به مردم بدهكار است و به پرستاران عزير بيشتر. به هيچ مقام و گروه و شخص و حزب و... هم بدهكار نيست. ميزان قرب و بعد سازمان و مسؤولين اين سازمان به افراد، مسؤولين و... به ميزان همكارى آنها براى حل مشكلات مردم و جامعه پرستارى كشور است و هيچ ملاك ديگرى هم براى اين قرب و بعد وجود ندارد. خواه سياسى تلقى شود، خواه غير سياسى، اين روش و مرام سازمان نظام پرستارى است. گمان مى كنيم كه ۳۰ نفر اعضاى شوراى عالى كه با خلوص نيت با اراده محكمى به سرنوشت حرفه پرستارى علاقه مند مى باشند، فكرشان، عملشان و تصميمشان عاقلانه تر از تصميم يا تشخيص يك فرد آن هم احتمالاً قلمزن يك جريان سياسى خاص باشد. براى اين سازمان هم تصميمات و مصوبات شوراى عالى سازمان ملاك است كه تاكنون يك لحظه از آن غفلت يا عدول نكرده است، اما بايد گفت: ۱- اين سازمان در كشور جمهورى اسلامى ايران و با همين مسؤوليت بناست كار كند و نه با جاى ديگر و هيچ تحريك و تهييجى را هم پذيرا نيست. ۲- اين سازمان در عين حال كه براى حركات و سكنات خود چارچوبهايى را تعريف كرده، به گونه اى كه ارتباط با راديوهاى بيگانه را منع كرده است، حفظ احترام و قداست اركان نظام را بر خود فرض دانسته است، اما بنا ندارد كه از كنار بى تدبيرى يا كج سليقگى يك يا چند مدير ميانى يا ارشد به سادگى بگذرد، در عين حال كه مرتباً در حال ارزيابى اوضاع و احوال بوده و ممكن است در اوج انتقاد و مخالفت با سازمانى، وزارتخانه اى و... اما اگر علائم مثبتى را ملاحظه نمايد، انصاف به خرج دهد و همه چيز را با عينك بدبينى تمام يا خوش بينى تمام نگاه نكند، بلكه واقع بينى، انصاف محورى و مردانگى را اساس كار خود قرار دهد. ۳- در عين حال كه بناست با مسؤولين همين مملكت كار بكنيم، خود را مطيع و يا حتى همراه كامل با يك جريان يا حزب سياسى نمى كنيم، ولى طبيعى است كه هر كس بهتر مشكلات مردم و جامعه پرستارى را حل كند، حتماً مورد احترام و عنايت بيشتر جامعه پرستارى و اين سازمان خواهد بود. ۴- سازمان نظام پرستارى با اينكه سازمان نوپايى است، اما دقيقاً بر اساس برنامه (آن هم مكتوب و مصوب) سياست، عقل جمعى و رأى اكثريت حركت مى كند و خوب است جرايد، روزنامه ها و خبرگزاريها اطلاعات و دانسته هاى خود را از اين سازمان بيشتر كنند. در پايان اميد مى رود كه روزنامه ايران خط مشى در پيش گرفته، كه نوعى تقابل با پرستاران تلقى مى شود را كنار گذاشته و جانب انصاف را نگه دارد. در غير اين صورت سازمان نظام پرستارى به عنوان وكيل قانونى جامعه پرستارى كشور حق هرگونه پيگيرى را براى خود مسلم مى داند و در اين راه همانند ساير مواضع خود، تعارفى هم با كسى ندارد. توضيح «ايران» جوابيه سازمان نظام پرستارى از يك نوع «كلى گويى پرابهام» برخوردار است. اين كلى گويى در جاى جاى نوشته موردنظر كه لحن عتاب آلود و عصبى نيز به خود گرفته اجازه برخورد شايسته با اين موضوع را مى گيرد. جدا از اين كلى گويى نوشته موردنظر سرشمار از اتهامات ريز و درشت به دست اندركاران روزنامه ايران است. يك جا روشمان «غير منتظره» و «غيركارشناسانه» و «غيرعلمى» فرض مى شود. از اين رو ادعا شده كه قضاوت «جامعه پرستارى» در مورد ما به نوعى «سرخوردگى و دلزدگى» رسيده است. ولى اعتقاد ما اين است كه اين سرخوردگى و دلزدگى متوجه كسانى است كه از خواسته هاى صنفى پرستاران به نيات سياسى گروه ها پل مى زنند تا از كيك قدرت سهم بيشترى بگيرند. در جوابيه سازمان نظام پرستارى يك تناقض جدى وجود دارد. آنها در تمامى پاسخ، ايرادات يا انتقادات وارد به خود را به جامعه پرستارى نسبت داده اند و تلاش كرده اند با وارونه سازى مطلب اينگونه القا كنند كه گويا در گزارش روزنامه ايران خطاب انتقاد به پرستاران بوده، كه اصلاً اينگونه نيست. جامعه پرستارى يا هر صنفى از اقشار جامعه آنجا كه حق و حقوقشان پايمال شده باشد حق دارند با استفاده از اهرم هاى قانونى به دفاع از حقوق خويش بپردازند. گزارش مورد نظر هم هيچگاه و در هيچ بخشى در پى زيرسؤال بردن جامعه پرستارى نبوده و نيست. سياسى كارى مسؤولان سازمان نظام پرستارى از همينجا مشخص مى شود كه آنها انتقادات وارده به خود را متوجه جامعه پرستارى كرده اند و با اين حركت حساب شده قصد تحريك پرستاران عليه روزنامه ايران را دارند. به رويكرد شتاب زده مسؤولان سازمان نظام پرستارى يك ايراد ديگر نيز وارد است و آن اينكه آنها اعلام كرده اند پاسخگويى به گزارش موردنظر فقط براساس تقاضاى پرستاران صورت گرفته و گرنه در صورت عدم چنين تقاضايى هرگز وقت خود را با جوابيه نويسى حرام نمى كردند. اين نكته با فرض درستى آن مبنى بر تقاضاى صورت گرفته از يك ايراد جدى برخوردار است، ايرادى كه در صحت آن جاى ترديد وجود ندارد. اين موضوع نشان مى دهد كه انتقاد براى مسؤولان اين سازمان كه خود به كرات با استفاده از آن به دولت تاخته اند تا زمانى معنا دارد كه خود در جايگاه منتقد نشسته باشند وگرنه آنجا كه مورد انتقاد قرارگيرند. پاسخ به انتقاد چيزى جز «حرام كردن» وقت عزيز نيست! اين چه استدلالى است؟! در گزارش موردنظر كه باعث برآشفتگى مسؤولان اين سازمان شده با استفاده از سير رويدادهاى خبرى بيش و پيش از هر نكته اى بر جداسازى حيات مدنى از حيات سياسى جامعه تأكيد شده. اينكه با ابراز سياست به دنبال استفاده از مطالبات طبقات اجتماعى نرويم. همين توهين يا اهانتى نيز در گزارش وجود ندارد. قصد ما نيز بررسى موفقيت آميز يا ناموفق بودن اقدامات كلى سازمان نظام پرستارى نبوده كه مسؤولان آن خواستار تحقيق بيشتر در اين زمينه شده اند. چه تحقيقى؟ بيان سير رويدادهاى خبرى چه ربطى به گزارش كار از فعاليت هاى اجرايى تان دارد. اگر قصد انجام چنين كارى داريد مى تواند با ارائه يك آگهى به هر كدام از نشريات فعاليتهاى خود را معرفى كنيد. در ضمن «عينك كثيف سياست» تعبير درستى نيست. اگر چنين عقيده اى در مورد سياست داريد پس چرا براى انجام كارها و فعاليت هاى خود به سياستمداران مراجعه مى كنيد؟ ضمن اينكه بسيارى از چهره هاى اجرايى كشور اهل سياست هستند و اين نشان مى دهد مبناى اين جوابيه تا چه حد از ضعف منطقى رنج مى برد. در پايان ضمن سپاس از زحمت پرستاران عزيز سراسر كشور، قضاوت نهايى را به مردم شريف و اين قشر زحمتكش واگذار مى كنيم.
|