دوشنبه ۲۲ فروردين ۱۳۸۴ -
Mon, Apr 11, 2005
ديپلماتيك
۳۱۰۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
خانواده (جامعه)
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
واژه نامه سياسى ـ۶
- ضد يهود
Antisemitism-
قائل شدن تبعيض يا تحت تعقيب قراردادن يهوديان. اولين بار اين واژه به وسيله «ويلهلم مار» آلمانى در سال ۱۸۷۰ و سپس «ارنست رنان» فرانسوى مورد استفاده قرارگرفت. در ابتدا، از آنجا كه «سامى» به نژادهاى غيراروپايى از جمله اعراب اطلاق مى شد، واژه ضدسامى يا Antisemitism حوزه گسترده ترى را شامل همه گروههاى اقليت نژادى در اروپا در برمى گرفت. اما بعدها به اقليت يهود محدود شد. در واقع ايده هاى «آنتى سيميتيسمى» با ايده هاى ضديهودى كه در دهه ۵۰ قرن نوزدهم رايج بود متفاوت است. ايده هاى ضديهودى، يهود را يك فرقه موروثى و نه يك دين و فرهنگ آسمانى مى پنداشتند. تعقيب يهوديان به دوران Diaspora... يا پراكندگى يهوديان بازمى گردد كه در سال ۷۹ پس از ميلاد مسيح، رومى ها يهوديان را از فلسطين اخراج كردند و آنها مجبور به مهاجرت به اروپا و منطقه مديترانه شدند. در قرون وسطى نيز اروپاييان، يهوديان را از سرزمين هاى خود راندند. آنتى سيميتيسم اساساً با ديگر تئورى هاى ضداقليت كه آنها را پست و حقير مى شمارند (و غالباً به نژاد آفريقايى اطلاق مى شود) متفاوت است. براساس دكترين هاى ضداقليت، چنانچه اقليت ها پست بودن و جايگاه پايين اجتماعى خود را بپذيرند، امكان هماهنگى اجتماعى با آنها وجود دارد، اما براساس ديدگاههاى آنتى سيميتيسمى يهوديان ذاتاً با ديگر اديان و عقايد دشمنى مى ورزند و تأكيدى بر پست بودن آنها نمى شود.
ـ آپارتايد (تبعيض نژادى)
Apartheid-
يك واژه آفريقايى به معنى «جدايى» است. در آفريقاى جنوبى، در بين سالهاى ۱۹۴۸ الى ۱۹۸۹ ميلادى، سياست رسمى دولت، جداسازى نژادى بود. دكتر د - اف - مالان رهبر حزب ناسيونال آفريقاى جنوبى در سال ۱۹۴۴ با استفاده از كلمه «Apartness» يا جدايى، اين واژه را ابداع و اين تئورى را معرفى كرد. در نتيجه، سرخوردگى اجتماعى از رژيم وقت، اين حزب و تئورى ناشناخته آپارتايد آن در انتخابات عمومى سال ۱۹۴۸ اكثريت آرا را به دست آورد و طى چهار دهه پس از آن، پايه سياست هاى اجتماعى رژيم اقليت سفيد در اين كشور آفريقايى شد. جدايى نژادى البته از دير باز به وسيله رژيم هاى سفيدپوستان در آفريقاى جنوبى به كار گرفته مى شد. در اقتصادى كه عميقاً به كار سياه پوستان وابسته بود، كارگران سفيد آشكارا از امتيازهاى گسترده اى برخوردار بودند. جمعيت سياه پوست كه سه چهارم كل جمعيت را تشكيل مى دادند، پست شمرده مى شدند و با حمايت قانون مورد آزار و بى مهرى قرار مى گرفتند. ۷۰درصد اراضى كشاورزى به اشتغال سفيدپوستان درآمده بود. در سال ۱۹۴۸ و پس از پيروزى حزب ناسيونال، اقليت سفيد كه قبلاً هم اركان قدرت سياسى و اجتماعى را قبضه كرده بود، به سياست تبعيض آميز خود شكل قانونى داد و آن را سيستماتيك كرد.
در قانون اساسى كه طى سالهاى ۱۹۴۸ الى ۱۹۵۰ به تصويب رسيد، ازدواج بين نژادى منع شد و سرزمين هاى سفيدها از سياهان جدا و آموزش وپرورش كاملاً شكل نژادى به خود گرفت و كمونيسم در هر شكلى از آن سركوب شد. مغز متفكر آپارتايد، «اچ.اف. وروورد» ايدئولوگ حزب ناسيونال بود. وى كه از ايده سراسرى شدن آپارتايد در قاره آفريقا حمايت مى كرد، معتقد بود كه قدرت و اعتماد به نفس سفيدها در آفريقاى جنوبى، اكثريت جمعيت سياهان را تحت الشعاع قرارداده است. در اين كشور، سياهان در صورت اعتراض به وضع موجود يا شيوع بيكارى فوراً از كشور اخراج مى شدند. با اين سياست، سفيدها به كار فراوان و ارزان سياهان براحتى دسترسى داشتند.
هرگونه مخالفتى در آفريقاى جنوبى بشدت سركوب مى شد و احزاب سياه پوست غيرقانونى اعلام و اعضاى آن تبعيد مى شدند. مقاومت در برابر رژيم پس از شورش «سووتو» در سال ۱۹۷۶ شدت گرفت. بسيارى از روشنفكران سفيدپوست از كارآيى سياست آپارتايد نااميد شده بودند و مشاركت با سياه پوستان را ضامن بقاى رفاه و اقتدار خود مى دانستند. براثر روشنگرى عده اى از جانشيانان «وروورد» در سال ،۱۹۷۸ دولت «پى.دبليو بوتا» روى كارآمد كه از كاربرد واژه آپارتايد پرهيز داشت. براثر سركوب ها و مقاومت هاى رژيم آپارتايد در برابر خواسته هاى عمومى و شدت گرفتن تحريم هاى بين المللى، بيكارى و ركود اقتصادى شدت گرفت و بانكها و مؤسسات سرمايه گذارى خارجى اين كشور را ترك كردند. اين بحران فراگير و پايان جنگ سرد و استقلال «ناميبيا» موجب شد تا حركت اصلاح طلبانه در داخل آفريقاى جنوبى شدت بگيرد و در سال ،۱۹۸۹ «اف.دبليو دكلرك» از حزب ناسيونال روى كار آمد و «نلسون ماندلا» را آزاد كرد. در سال ،۱۹۹۲ قانون اساسى آپارتايد تغيير كرد و اكثر متفكران سفيدپوست به اشتباه چندده ساله خود مبنى بر برترى نژادى سفيدها و حاكميت آپارتايد اعتراف كردند.
- حكومت اشراف
- Aristocracy
حكومت بهترين ها - براساس اين تئورى، بهترين هاى جامعه با اتكا به چند ويژگى از جمله تناسب براى حكومت از نظر فنى و نسبى يا تاريخى يا رگه هاى سلطنتى و پادشاهى گزينش مى شوند. از آنجا كه از نظر واژه شناسى، بهترين عبارت، حكومت گروه منتخب است، امكان دارد تفاوت بين آريستوكراسى و اليگارش ناپديد و اليگارشى (حكومت معدودى از ثروتمندان) به عنوان شكل فاسد آريستوكراسى حاكم شود.
ارسطو
Aristotle-
فيلسوف يونانى كه در خانواده اى اشرافى در شمال يونان به دنيا آمد. پدر وى دانشمندى در خدمت پادشاه مقدونيه بود. در سال ۳۶۷ پيش از ميلاد به آتن رفته و به شاگردى افلاطون در فرهنگستان وى درآمد كه اين وضع تا سال ۳۴۷ ادامه يافت. پس از چندسال گشت و گذار و پژوهش در شرق «اژه»، «فيليپ» پادشاه مقدونيه از او دعوت كرد تا آموزگارى «اسكندر كبير» پسرش را به وى بسپارد. پس از چند سال، وى به «آتن» بازگشت تا مدرسه فلسفه اش را پايه گذارى كند. وى، بشدت از جامعه و پادشاهى مقدونيه سرخورده شده بود. اولين پژوهش هاى او در زمينه زيست شناسى بود. علاوه بر پژوهش در زيست شناسى، وى مقالات و كتب متعددى در فيزيك، متافيزيك، منطق، روانشناسى، زيباشناسى، اخلاق و سياست نگاشت.
ـ آسه آن
ASEAN -
در سال ،۱۹۶۷ كشورهاى اندونزى، مالزى، سنگاپور، تايلند و فيليپين براى مقابله با اقتدار كمونيسم كه از ويتنام سرچشمه مى گرفت و مرزهاى اين كشورها را تهديد مى كرد، اتحاديه اى منطقه اى را پايه گذارى كردند. در سال ،۱۹۷۶ كنفرانس سران اين كشورها در «بالى» اندونزى شكل گرفت و سازمان توجه خود را به گسترش همكاريهاى اقتصادى معطوف كرد. اين توجه و تأكيد در اواسط دهه ۸۰ ثمر داد و منجر به آن شد كه تايلند - يكى از اعضاى سازمان - پيشنهاد تشكيل يك منطقه آزاد تجارى، آسه آن را ارائه كند.
- دموكراسى آتنى
- Athenian democracy
از سال ۵۰۰ تا ۳۲۱ پيش از ميلاد نوعى دموكراسى مستقيم در دولت شهر «آتن» حاكم شد. تمام شهروندان مى توانستند يا از آنها انتظار مى رفت كه در شوراى قانونگذارى شركت كنند. موضوع اصلى اين پارلمان و حكومت روزانه دولت - شهر به وسيله شورا تعيين مى شد و امور قضايى نيز به هيأت هاى ژورى يا منصفه بزرگ سپرده شده بود. عضويت در هر دو شورا (شوراى قانونگذارى و شوراى قضايى) به صورت توده اى بود. هريك از شهروندان داراى شانس مساوى براى رياست بر شهر در يك روز و رياست برامور قضايى در روز ديگر بود.
«پريكلس» سياستمدار يونانى كه در ۴۳۰پيش از ميلاد درخشيد، اولين ايدئولوگ دموكراسى آتنى بود كه اعتقاد داشت اين ساختار موجب ترويج تحمل و روحيه جمعى مى شود. وى مقرر كرد كه به كسانى كه در پارلمان حضور مى يابند، دستمزدى برابر با دستمزد روزانه يك كارگر پرداخت شود. دموكراسى آتنى در عصر نوين به دموكراسى منتخبان تغيير شكل يافته است، زيرا در عصر رايانه، نيازى به حضور توده اى براى تصميم گيرى نيست.
- سيستم استبدادى (تمركز قدرت)
- Authoritarianism
نوعى از ساختار حكومت است كه در آن، حاكمان خواهان اطاعت بى چون و چراى زيردستان هستند. از نظر سنتى، رژيم هاى تمركز گرا خواهان ترويج اخلاق اطاعت محض از حكومت و ترجيح آن برخواسته هاى شخصى هستند. اما گاهى در برخى زمينه ها قائل به استبداد بيشتر و در ساير زمينه ها قائل به استبداد كمتر بوده اند. «فردريك كبير» سخنى تاريخى دارد كه مى گويد رعاياى من با من عهدى بسته اند. آنها هر آنچه مى خواهند، مى گويند و من هر آنچه مى خواهم، مى كنم. در دوران جديد به رژيم هايى كه هيچ رابطه اى با ساختار قضايى عادلانه و تحمل ندارند رژيم هاى تمركز گرا اطلاق مى شود.
در دوران جنگ سرد، متفكران سياسى آمريكايى واژه «توتاليتر» يعنى رژيم استبدادى نظاميگر را ابداع كردند و آن را به رژيم هاى كمونيستى نسبت دادند. به زعم آنها، رژيم هاى استبدادى محض Authoritarian به رژيم هاى TOTALITARIAN ارجحيت داشتند زيرا در اولى، گاهى برخى از تجليات دموكراسى مشاهده مى شد، اما در دومى، چاشنى نظاميگرى هيچگاه اجازه چنين جلوه هايى را نمى داد.
- خودمختارى
- AUTONOMY
حاكميت برخورد - اين واژه به اشخاص يا به گروه ها و مؤسسات اطلاق مى شد. «يك شخص خودمختار اساساً به شخصى اطلاق مى شود كه بتواند براساس اميال خويش و منطق رفتار شخصى جهت گيرى كند.» (كانت). يك مؤسسه خودمختار به ساختارى اطلاق مى شود كه بتواند امور خود را تنظيم كند. «رابطه بين خودمختارى گروهى و خودمختارى شخصى پيچيده است، زيرا بايد بين خودمختارى جمعى يك گروه و جهت گيرى شخصى يك فرد از آن گروه بايد تمايز برقرار شود.» (روسو). ايده هاى خودمختارى فردى به مفهوم آزادى بسيار نزديك است. به عبارت ديگر، عملكرد براساس جهت گيرى شخصى نيازمند دسترسى به لوازمى است كه فرد فاقد آن است. پس براى تجهيز به آن لوازم، بايد آزادى و خودمختارى خود را تقويت كند. براين اساس، گاهى خودمختارى شخصى يا گروهى با پذيرش مشروعيت حكومت ها در تعارض قرارمى گيرد. يعنى اشخاص مى گويند كه حكومت مانع جهتگيريهاى شخصى و تحقق اين ايده ها مى شود.
ترجمه: محمدرضا خداقلى پور
انقلاب بنفش، على اف را تهديد مى كند؟
206715.jpg
كوروش آريامنش
ويروس انقلابهاى مخملين كماكان در حال گسترش است. در طول دوسال گذشته، بعد از وقايع «بلگراد» كه آن را مى توان اولين تلاش غرب در زمينه انقلابهاى آرام بعد از فروپاشى بلوك شوروى و پايان جنگ سرد نام برد، وقايع مشابه و جديدى به صورت زنجيره اى در حال وقوع است. دولت هاى حاكم در گرجستان و اوكراين توسط انقلاب گلهاى رز و نارنجى ساقط شدند و به دامن غرب غلتيدند. سقوط اين دولتها و روى كار آمدن دولتهاى متمايل به غرب و آمريكا در مناطقى كه روزى حياط خلوت شوروى و امروز، «خارج نزديك» روسيه فدراتيو محسوب مى شوند، در واقع، نشان از شكست سياست خارجى روسيه و پايان نفوذ سنتى در اين جمهورى ها دارد.
طى هفته هاى گذشته، جهان شاهد سومين انقلاب مخملين در منطقه كشورهاى مستقل مشترك المنافع شد. اپوزيسيون قرقيزستان موفق شد با تظاهرات خيابانى و اشغال ساختمانهاى دولتى،دولت «عسگر آقايف» را سرنگون كند.
حال، در محافل سياسى سخن از ايستگاه بعدى انقلاب مخملين است. اكثر تحليلگران معتقدند كه ايستگاه احتمالى بعدى جمهورى آذربايجان و جمهورى ارمنستان هستند. اين دوكشور از لحاظ اقتصادى، ترانزيتى و ژئواستراتژيكى در زمره مهمترين كشورهاى منطقه محسوب مى شوند. همچنين مى توان بيلوروس را نيز به اين فهرست اضافه كرد.
در اين ميان، جمهورى آذربايجان در صدر كشورهايى است كه انتظار انقلاب مخملين را مى كشند و گفته مى شود انقلابى كه در جمهورى آذربايجان روى خواهد داد و طبقه حاكم نيز راه فرارى از آن ندارد، به رنگ بنفش خواهد بود.
چنين به نظر مى رسد كه «جورج بوش» هنگام اقامت در براتيسلاوا فرصت داشته است تا با فعالان و رهبران سازمانهاى دفاع از حقوق بشر فعال در شرق اروپا و كشورهاى مشترك المنافع كه امروز در امر مديريت انقلابهاى رنگين مهارت لازم را كسب كرده اند، ديدار كند. در اين ديدار مهم، رهبر جنبش «پورا» «ولاديسلاو كاسكيف» كه حضور موفقى در انقلاب نارنجى اوكراين داشته نيز حاضر بود. او قبل از اين ديدار اعلام كرده بود كه مسأله جمهورى آذربايجان مورد بررسى قرار گرفته است. كاسكيف در ديدار با بوش اعلام كرد كه اوكراين، نمونه خوبى براى كشورهاى منطقه است. او همچنين به بوش پيشنهاد كرد كه بايد توجه خاصى به كشورهاى مولداوى بيلوروس و جمهورى آذربايجان داشته باشد.
وى افزود كه در آينده نزديك، مركز علمى - ترويجى اى ايجاد خواهد شد كه كمك به جنبشهاى دموكراتيك در روسيه، بيلوروس، مولداوى و جمهورى آذربايجان در اولويت كارى اش خواهد بود.
در حال حاضر، جنبش پورا، على اف را تهديد كرده است كه اگر در انتخابات پارلمانى پاييز سال جارى عدالت و دموكراسى را رعايت نكند، انقلابيون اوكراين به كمك اپوزيسيون جمهورى آذربايجان خواهند شتافت و انقلابى به مانند انقلاب نارنجى اوكراين را در آن كشور به انجام خواهند رساند.
در همين حال، «جمشيد نورى اف» رئيس سابق اداره ماليات جمهورى آذربايجان، بنياد سوروس را متهم به برنامه ريزى براى انجام انقلاب رنگين در آذربايجان كرد. به گفته نورى اف، با كمك بنياد سوروس در شهر «لووف» اوكراين، نزديك به ۳۰۰جوان آذرى كه بيشتر آنها عضو جبهه خلق آذربايجان هستند، آموزش مى بينند. همچنين «على احمد اف» نماينده حزب « ينى آذربايجان» در مجلس ملى خواهان كنترل منابع مالى احزاب به ويژه احزاب مخالفت دولت شد. به گفته احمد اف، او مداركى در دست دارد كه ثابت مى كند بعضى از احزاب مخالف دولت از طرف منابع خارجى تأمين مالى مى شوند، موضوعى كه مغاير قانون اساسى جمهورى آذربايجان و تهديدى براى امنيت ملى است. «سعيد اوروج» يكى ديگر از نمايندگان طرفدار دولت در مجلس ملى نيز اعلام كرد مداركى در اختيار دارد كه نشان مى دهد شركت نفتى «بريتيش پتروليوم» يكى از تأمين كننده هاى اصلى احزاب مخالف دولت است، چون اين شركت نفتى منافع بسيارى در جمهورى آذربايجان دارد و خواهان اين است كه با روى كار آوردن احزاب و اشخاص سرسپرده به غرب، منافع خود را دوچندان كند.
در مقابل، «روشان باقراف» رئيس بنياد سوروس در باكو در گفت وگو با خبرگزارى «اينترفاكس» تمام اتهامات وارده از سوى نورى اف را تكذيب كرد و افزود: ما به هيچ يك از گروههاى سياسى كمكى نكرده ايم. مسؤولين شركت نفتى بريتيش پتروليوم نيز به دنبال سخنان باقراف، تمام اتهامات وارده بر اين شركت انگليسى را تكذيب كردند.
با اين حال، سخن از احتمال وقوع انقلاب مخملين در بين سياستمداران و فعالان حزبى آذربايجان هر روز شدت مى گيرد، ولى طرفداران دولت «الهام على اف» كماكان بر مواضع خود مستحكم مانده اند و سخن از پوچ بودن انقلاب مخملين سر مى دهند. «راميز مهدى اف» دبير دولت على اف در مصاحبه با «آذر تاج» خبرگزارى دولتى جمهورى آذربايجان اعلام كرد كه وقوع انقلاب مخملين يا نارنجى در جمهورى آذربايجان دور از واقعيت است. به گفته او، مردم جمهورى آذربايجان مرحله انقلاب مخملين را در سال۱۹۹۳ زمانى كه حيدر على اف را به عنوان رئيس جمهورى كشور انتخاب كردند، گذرانده اند.
در اين ميان، در تاريخ ۹فوريه۲۰۰۵ خبرگزارى «رگنوم» اعلام كرد كه در باكو، جنبش جديد سياسى ايجاد شده است. نام اين جنبش، «يوخ» در معادل فارسى «نه» يا «خير» است. «رازى نورالله اف» يكى از فعالان جبهه خلق در اين رابطه اعلام كرد كه جنبش يوخ در نظر دارد از طريق راههاى مسالمت آميز به يكى از قدرتهاى دموكراتيك جمهورى آذربايجان تبديل شود. نورالله اف افزود كه اين جنبش جديدالتأسيس مى خواهد مردم به ديكتاتورى ، فساد و ارتجاع حاكم بر آذربايجان «نه» بگويند. او گفت: در سفر به اوكراين با كاسكيف رهبر جنبش پورا ملاقات داشته است. كاسكيف كه به گفته رسانه هاى آذرى، شخص منفورى براى دولتمردان جمهورى آذربايجان تلقى مى شود، اعلام كرده است كه در نظر دارد با سفر به باكو از نزديك بامشكلات و وضع اجتماعى مردم جمهورى آذربايجان آشنا شود.
همچنين طى روزهاى اخير، در كنار جنبش يوخ، جنبش ديگرى توسط دانشجويان  آذرى ايجاد شده است. اين جنبش كه توسط دانشجويان دانشگاه ملى جمهورى آذربايجان و دانشجويان آكادمى نفت باكو ايجاد شده، خود را جنبش نارنجى آذربايجان معرفى كرده است. هدف اين جنبش نيز بركنارى دولت در طول انتخابات پارلمانى ماه نوامبر است. به گفته منابع غير رسمى، جنبش نارنجى جمهورى آذربايجان با كمك انستيتوى دموكراسى ملى (NDI) به رهبرى «مادلين آلبرايت» وزير امور خارجه اسبق ايالات متحده آمريكا ايجاد شده است. سازمان فوق، در جمهورى هاى سابق شوروى، خود را به صورت انقلابهاى مخملين نمايان ساخته است. دانشجويان باكو در اولين بيانيه خود اعلام كردند كه جنبش نارنجى آذربايجان در انتخابات آتى پارلمانى از بلوك اپوزيسيون كه احزاب مخالف دولت، يعنى «مساوات» به رهبرى «عيسى قنبرى»، حزب «جبهه خلق» (شاخه اصلاح طلبان) به رهبرى على كريم لى و حزب «دموكراتيك آذربايجان» به رهبرى «آگيف شهبازاف» تشكيل شده است، حمايت خواهد كرد. جنبش فوق در نظر دارد مبارزه عليه دولت را تا روزهاى انتخابات به صورت زير زمينى ادامه دهد و در روزهاى انتخابات به صورت تظاهرات ومبارزات خيابانى نمايان شود.
احزاب اپوزيسيون همچنين در نظر دارند تا با تأسيس يك شبكه ماهواره اى، مبارزات خود را گسترش دهند. برنامه هاى اين شبكه كه از جمهورى چك يا هلند پخش خواهد شد، به تخريب وجهه نامزدهاى دولتى اختصاص خواهد داشت.
چنانچه بر همگان آشكار است، ايالات متحده يكى از طرفهاى اصلى در امر انجام انقلابهاى مخملين به ويژه در جمهورى هايى است كه سابقاً عضو فدراسيون شوروى بوده اند. طى ماههاى اخير، طرحى در كنگره ملى آمريكا به تصويب رسيد كه به موجب آن، مبلغ ۳۰۰ ميليون دلار از بودجه دولتى به امر حمايت از جنبشهاى دموكراتيك اختصاص يافت. طرح فوق همچنين پيشنهاد تأسيس نهادهاى غير دولتى، دفاع از حقوق بشر در كشورهاى غير دموكراتيك را داده است. در تحقيقى كه توسط سازمان «خانه آزادى» انجام شده است، ۴۵ كشور از جمله جمهورى آذربايجان جزو كشورهاى غير دموكراتيك و غير آزاد قرار گرفته اند.
يكى ديگر از مواردى كه نشان از وقوع انقلاب مخملين در جمهورى آذربايجان دارد، سفرهاى خارجى رهبران اپوزيسيون به ويژه على كريم لى رهبر حزب جبهه خلق (شاخه اصلاح طلبان) به اوكراين، اروپا و آمريكا است. احزاب مخالف دولت على اف طى ماههاى گذشته، خود را براى مبارزات انتخاباتى ماه نوامبر آينده آماده كرده و با انجام سفر هايى به كشورهاى فوق الذكر به توافقاتى با دولتمردان آنها دست يافته اند. در اين ميان، اگر غرب و ايالات متحده موفق شوند اپوزيسيون آذربايجان را با هم متحد كنند، بايد يقين داشت كه مخالفان على اف در انتخابات آتى، اكثريت كرسى هاى مجلس ملى را اشغال خواهند كرد. ايالات متحده عمليات متحد سازى اپوزيسيون آذربايجان را از سال ۲۰۰۳ طى انتخابات رياست جمهورى شروع كرده است. ولى سؤال اين است كه آيا اين بار اپوزيسيون آذربايجان خواهند توانست بر سر نامزدى مشترك به توافق برسند يا خير؟
در هر حال، غرب به خصوص ايالات متحده از الهام على اف ناراضى هستند. على اف نتوانست اصلاحات سياسى و مدنى را در جمهورى آذربايجان به انجام رساند و حتى اينك نيز هيچ تضمينى براى انجام آنها ارائه نمى كند. اگر اپوزيسيون بتواند اكثريت را در مجلس ملى به دست بياورد، مى توان يقين پيدا كرد كه جايگاه على اف و خاندان او در ميان مردم تضعيف مى شود و حتى امكان تغيير حكومت نيز به وجود مى آيد.
اگر به تحولات سياسى اخير در باكو توجه كنيم، در مى يابيم كه غرب در نظر دارد على كريم لى را به عنوان رهبر اپوزيسيون و حتى رهبر آينده اين كشور برگزيند. بايد ديد كه آيا على كريمى لى خواهد توانست نقش «ميخائيل ساكاشويلى» و «ويكتور يوشچنكو» را در جمهورى آذربايجان ايفا نمايد يا خير؟ كمى بايد در جواب اين سؤال ترديد كرد. ابتدا بايد ديد كه چرا در زمان حاضر على كريم لى مورد توجه غرب قرار گرفته است؟ موضوعى كه كريم لى را از ديگر رهبران اپوزيسيون مجزا مى كند، پراگماتيست يا عمل گرا بودن او است. همين خصيصه او باعث شد كه حزب تقريباً متحد جبهه خلق بعد از مرگ رهبرش «ابوالفضل ايلچى بيگ» توسط كريم لى كه در آن زمان معاون اول ايلچى بيگ بود، تجزيه و به دو حزب مجزا تقسيم شود. نيمه اول حزب با نام حزب «جبهه خلق» با پسوند اصلاح طلبان و نيمه ديگرى با نام حزب «جبهه خلق» با پسوند كلاسيك ها يا سنتى معروف شدند. اردوگاه سنتى جبهه مردمى به رهبرى «ميرمحمود فتايف» كه ناسيوناليستى افراطى و طرفدار افكار ايلچى بيگ بود، درآمد و شاخه اصلاح طلبان نيز تحت رهبرى على كريم لى در آمد كه براساس انشعابى كه در حزب به وجود آمده بود، از تمام افراط گرايى هاى حاكم بر حزب رهايى يافته و به سياستمدارى عمل گرا تبديل شد.
واضح است كه اينگونه اعمال نمى توانست از طرف نمايندگان غربى از جمله ايالات متحده، انگلستان، فرانسه، آلمان و تركيه مورد تمجيد قرار نگيرد.
اولويت ديگر على كريم لى نسبت به ديگر رهبران اپوزيسيون، تلاش او در متحد ساختن تمام احزاب راست و ملى گراى مخالف دولت در مبارزه براى بركنارى دولت الهام على اف است. او در تلاش است تا «عيسى قنبر» از حزب مساوات، «رسول قلى اف» از حزب دموكرات، «اسكندرحميداف» از حزب ملى گراى گرگ هاى خاكسترى و ديگر احزاب مذهبى راست گرا را در مبارزه با ساقط نمودن دولت على اف متحد كند. على كريم لى متحد ساختن احزاب مخالف را از زمان انتخابات رياست جمهورى در سال ۲۰۰۳ ميلادى آغاز كرد كه در نهايت با مخالفت عيسى قنبر از حزب مساوات، اين اتحاد به وجود نيامد و خود كريم لى نيز به حمايت از يكى ديگر از رهبران مخالفين يعنى اعتبار ممداف رهبر حزب استقلال ملى از گردونه رقابت انتخاباتى خارج شد.
در نهايت، الهام على اف كه پيروز انتخابات شده بود، ضربات سنگينى بر پيكر احزاب مخالف از جمله حزب مساوات وارد آورد كه به موجب آن اين احزاب تا به امروز توان ايستادن بر روى پاى خود را نداشته اند.
يكى از شواهدى كه نشان مى دهد تلاشهاى كريم لى براى متحد ساختن احزاب مخالف در طول انتخابات رياست جمهورى سال ۲۰۰۳ موردتوجه غرب قرار گرفته، اين است كه در كنفرانس حزب جبهه خلق شاخه اصلاح طلبان كه در اول ژوئن سال ۲۰۰۳ در باكو انجام شد، بيشتر سفيران كشورهاى غربى و نمايندگانى از سوى اين دولتها در اين كنفرانس شركت كرده بودند. على كريم لى همچنين از كمكهاى مالى و ايدئولوژيك سازمانها و بنيادهاى غربى از جمله «انستيتوى دموكراسى ملى» ، «انستيتوى بين المللى جمهورى» و بنياد «فردريك ناگومان» استفاده كرده است و مى كند؛ موضوعى كه مردم آذربايجان طى ماههاى آتى در انتظارش هستند، انتخابات پارلمانى جمهورى آذربايجان است و چنانچه از على كريم لى انتظار مى رفت، همان تلاش دوباره براى متحد ساختن احزاب مخالف است. او در گفت وگو با برخى رسانه هاى خبرى جمهورى آذربايجان اعلام كرد كه «براى غلبه بر ترسى كه مردم از زمان انتخابات رياست جمهورى با آن زندگى كرده اند، به اين نتيجه رسيده  ام كه به يك محرك واقعى نياز است و يك چنين محركى را مى توان با اتحاد و همكارى تمام نيروهاى اپوزيسيون ايجاد كرد. اگر ما موفق شويم كه ائتلافى از نيروهايى كه خواهان تغييرات و اصلاحات در كشور هستند، ايجاد كنيم در وهله اول، ايمان مردم به نيروهاى خود قدرت گرفته و اين ايمان قدرتمند تغييرات در آينده را تداعى مى كند. تلاشهاى متحد در انتخابات پارلمانى تضمين مى كند كه مردم در طول انتخابات و بعد از آن با همكارى هم از آراى خود دفاع خواهند كرد.»
آيا جمله «مردم از آراى خود دفاع خواهند كرد» نشان از تكرار وقايع گرجستان و اوكراين ندارد؟ نمى توان مطمئن بود و اين چنين، على كريم لى در انتخابات آتى پارلمانى جمهورى آذربايجان تمام اميد خود را به كمكهاى غرب و اتحاد نيروهاى مخالف دولت گذاشته است. بروز تقلب در نتيجه آراى انتخابات از سوى دولتمردان باكو نيز دور از انتظار نيست و او اميدوار است كه نيروهاى متحد اپوزيسيون با كمك غرب بتوانند مردم را به خيابانها بكشانند و دولت را به بازنگرى آرا و يا حتى استعفا وادار ند، چيزى كه در گرجستان، اوكراين و قرقيزستان شاهد آن بوديم.
ولى در پايان، اين سؤال دوباره پيش مى آيد كه آيا اپوزيسيون، به ويژه على كريم لى اين بار خواهند توانست بر خاندان على اف چيره شوند و نقشى مانند ساكاشويلى، يوشچنكو و اپوزيسيون قرقيزستان را ايفا كنند يا بار ديگر شكست بخورند و چشم به انتخابات ديگرى خواهند دوخت؟
در جواب به اين سؤال بايد گفت كه بر خلاف تمام تلاشهاى انجام گرفته از سوى نيروهاى مخالف براى براندازى دولت حاكم، كماكان در صفوف اپوزيسيون اتحاد به وجود نيامده است. در اين رابطه حتى عيسى قنبر رهبر حزب مساوات در گفت وگو با خبرنگاران اعلام كرد كه فعلاً زود است درباره اتحاد نيروهاى اپوزيسيون پيش بينى هايى انجام داد. در اين ميان، دولت نيز ساكت نمانده است و تمام تلاش خود را عليه اتحاد نيروهاى مخالف انجام خواهد داد. امروز، جمهورى آذربايجان، احزاب و بلوكهايى مانند قارچهايى كه بعد از بارش باران مى رويند، ايجاد مى شوند. وجود احزابى مانند «تساهل و اطمينان»، «تساهل مدنى»، «عدالت»، و «آزادى» آن هم قبل از شروع انتخابات فقط به نفع دولت حاكم خواهد بود.
همچنين نبايد فراموش كرد كه غرب در گردشها و رويگردانى هاى ناگهانى از نامزدهاى مورد حمايت خود شهرت دارد و دور از انتظار نيست كه به يكباره از على كريم لى كه چهره جنگ طلبى در مورد مسأله قره باغ بوده است، رويگردان شود. غرب خواهان حل مسالمت آميز مناقشه قره باغ است و به همين دليل است كه در زمان فعلى، كريم لى براى ترغيب غرب به حمايت از خود و اپوزيسيون، از دموكراتيزه كردن كشور بيشتر از حل مناقشه قره باغ سخن مى گويد. ولى اين گونه عمل كردن كريم لى تضمين نمى كند كه بعد از پيروزى در انتخابات در جهت عكس سخنانش عمل نكند. غرب نيز اين را به خوبى دانسته و هر اندازه كه به كريم لى نزديك مى شود، نيم نگاهى نيز به الهام على اف دارد، كما اينكه ممكن است على اف طى ماههاى آتى صداقت و وفادارى خود به غرب را نشان دهد.
در هر حال، انقلاب گلهاى رز در گرجستان، انقلاب نارنجى در اوكراين و انقلاب زرد يا گلهاى لاله در قرقيزستان مى تواند براى كشورهاى شرق اروپا و كشورهاى مستقل مشترك المنافع نيز مسرى باشد. در همين حال، كشورهاى غربى نيز هر چند وقت يك بار با اشاره به انقلابهاى موفق مخملين و حمايت از آنها، به طور غير مستقيم، حكام ديگر كشورهاى منطقه را تهديد و خواسته هاى خود را بر آنان تحميل مى كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |