|
|
|
|
|
|
|
|
سرطان با كمى دود
سعيد نجفى نيشابورى لازم به يادآورى است كه در سال ۱۳۷۶ طى آيين نامه اى، ممنوعيت مصرف و عرضه سيگار و مواد دخانى در اماكن عمومى به تصويب رسيد و درهمان سال هم ذيل ماده ۱۳ قانون مواد خوردنى، آشاميدنى و بهداشتى ، ممنوعيت و كنترل مصرف مواد دخانى مورد تأكيد قرار گرفت، ولى هيچ كدام جنبه اجرايى وعملى پيدا نكرد و مجموعاً از سير مصوبات اين چنين استنباط مى شود كه هر ساله در آستانه روز ملى بدون دخانيات لايحه ودستورالعملى ابلاغ مى شود كه فاقد ضمانت اجرايى و كارشناسى لازم از جنبه هاى مختلف است و ازاين قبيل مى توان به بيانيه هاى مشابهى كه از سال ۱۹۶۳ ميلادى از سوى كميته پزشكى لندن، آمريكا وكنگره متخصصان قلب جهان در دهلى نو سال ۱۹۶۶ با عنوان هشدار و اعلام خطر نسبت به آثار زيانبار مصرف دخانيات براى جهانيان انتشار يافته و با اعلام بعضى دولتها براى برخورد قاطع با اين پديده خطرناك اشاره كنيم و نتيجه بيگريم كه پس از ۴۰ سال صرف هزينه و تبليغ به جاى كنترل و پيشگيرى و كاهش با آمار نجومى ضايعات آن مواجه هستيم. در روزنامه ايران ۲ آذرماه ۱۳۸۳ در بخش خبرهاى كوتاه خوانديم.«در هر ۱۰ دقيقه ۱ نفر در كشور براثر استعمال دخانيات جان خود را از دست مى دهد» و به گفته كارشناس كميته پيشگيرى از مصرف دخانيات اين رقم در ده سال آينده در هر ۲/۵ دقيقه به ۱ نفر قربانى در كشور خواهد رسيد و در گزارش رسانه اى نوشتند«در جهان هر ۱۰ ثانيه يك نفر و در هر دقيقه شش نفر و در هر ساعت ۳۶۰ نفر و در هرروز ۹۰۰۰ نفر و در هرسال حدود ۳ ميليون نفر بر اثر استعمال دخانيات جان مى دهند.» و به آمار ديگرى برمى خوريم كه : «از هر ۴ نفر سيگارى ، يك نفر در ميانسالى (۴۵۳۰سالگى) جان خود را از دست مى دهد.» و يا وزارت بهداشت اتريش اعلام كرد: «۷۰درصد نوزادانى كه به طور ناگهانى مى ميرند از پدران و مادران سيگارى هستند. » و همچنين در نشريات پزشكى جهان كه حاصل تحقيق، پژوهش و كارشناسى دهها مركز بيمارستانى و علمى است به نكات تكاندهنده اى برخورد مى كنيم كه جا دارد همه اقشار جامعه با دقت نسبت به اين معضل اجتماعى از ابعادمختلف توجه كنند. دراين قسمت مقاله به منظور آگاهى بيشتر خوانندگان محترم به صورت فهرست وار بخشى از مضرات مصرف دخانيات را با استفاده از منابع پزشكى مطرح مى كنيم: ۱ـ بروز ۱۴نوع سرطان ، ۲ نوع سكته و ۸۰ نوع بيمارى ناشى از مصرف سيگار در انسان است، ۲ ـ با مصرف هرنخ سيگار ۲۰بار ضربان قلب بيشتر مى زند و حتى ۲۰ دقيقه پس از قطع سيگار، ازدياد ضربان ادامه مى يابد. در نتيجه قلب يك فرد سيگارى طى يك روز ۱۰هزار بار بيشتر از افراد غيرسيگارى مى زند كه در بروز نارسايى و فرسودگى قلب دخيل است، ۳ ـ نيكوتين سيگار ۷ ثانيه پس از استعمال دود يك نخ سيگار وارد مغز مى شود و ۱۵ ثانيه بعد به انگشتان پا مى رسد، ۴ ـ كشيدن هرنخ سيگار حدوداً ۱۰دقيقه از طول عمر انسان مى كاهد، ۵ ـ تعداد چين و چروكهاى پوستى در سراسر بدن افراد سيگارى بسيار بيشتر از افراد غيرسيگارى است و عناصر مضر سيگار سبب اختلال در اكسيژن گيرى پوست بدن مى شود. چين وچروكهاى پوست و شل شدن و ضعيف شدن پوست صورت به گونه اى در چهره افراد سيگارى مزمن، حدود ۱۰ سال افزايش سن را نشان مى دهد، ۶ ـ خانمهاى غيرسيگارى كه شوهران سيگارى دارند ۳۰درصد بيشتر مبتلا به سرطان ريه مى شوند، ۷ ـ ميزان بارورى در زنان سيگارى براساس تحقيقى كه در كشور سوئد از ۲۰هزار خانم انجام گرفته ۳۵درصد كمتر است، ۸ ـ بچه هايى كه از مادران سيگارى متولد مى شوند بطور متوسط در ۱۱ سالگى ۱/۳۰ سانتى متر كوتاه تر از ساير كودكان هستند، ۹ـ نيكوتين سيگار سبب كاهش ترشح «اكسى توسين » از هيپوفيز خلفى شده و در خون رسانى به جنين اختلال ايجاد مى كند، ۱۰ ـ اثرات سيگار بر هورمونهاى بدن به حدى است كه حتى با استنشاق دود يك نخ به ميزان دفع «ابى نفرين» ادرارى ۵۰درصد افزوده مى شود، ۱۱ ـ ميانگين اسپرمهاى مردان سيگارى ۴۳ ميليون اسپرم درمنى است كه در مقايسه با ۷۳ ميليون اسپرم مردان غيرسيگارى حدود ۳۰ ميليون اسپرم كاهش نشان مى دهد. سالانه ۱۰۰ هزار كودك ناقص الخلقه در جهان متولد مى شوند، ۱۲ ـ به طور متوسط روزانه ۱۲۰ نفر در جهان در اثر همنشينى با افراد سيگارى، مبتلا به برونشيت مزمن و آمنيزيم و سرطان ريه شده در معرض مرگ قطعى قرار مى گيرند، ۱۳ ـ علت مرگ ۹۳ درصد از افرادى كه براثر سكته هاى قبلى فوت مى كنند سيگار است، ۱۴ ـ نيكوتين سيگار سبب فلج شدن حركات مژگهاى سلولهاى استوانهاى داخل سينوسهاى بينى و پيشانى مى شود و شبيه يك آبسه عمل مى كند كه مستعد عفونتهاى سينوزيتى بوده، سبب سردردهاى شديد مى شوند، ۱۵ـ نيكوتين سيگار باعث انقباض شرايين ته چشم شده و حجم عروق نازك شبكيه سيگاريها حدود ۲۵ درصد كاهش مى يابد و حس بينايى ضعيف و ناتوان مى شود و تعداد پلك زدنهاى روزانه در افراد سيگارى بيشتر است، ۱۶ ـ دود سيگار سبب تورم و التهاب لثه ها شده و به مرور حفره استخوانى دندانها را تخريب مى كند و كمبود اكسيژن مورد نياز براى لثه ها باعث تحليل و نابودى آنها و لق شدن و پوسيدگى دندان مى شود، ۱۷ ـ آرسنيك سيگار مولد ورم معده (گاستريت) مى شود و نيكوتين آن فلور طبيعى روده اى را تخريب كرده و با اختلال در اعمال ويتامين و آنزيم سازى آنها سبب سوء هاضمه دائمى مى شود، ۱۸ـ در توتون سيگار تشعشعات راديو اكتيو سرب و پولونيوم به واسطه دماى سوختن آن بخار و وارد ريه ها مى شود. در اين دما، سرب نيز به صورت آبگونه اثرات سرطانزايى خود را اعمال مى كند، ۱۹ ـ نيكوتين سيگار سبب انحراف منحنى تفكيك اكسيژن، هموگلوبين به طرف چپ مى شود و همين عمل باعث مى شود تا اكسيژن كمترى به تمام سلولهاى بدن برسد و در نتيجه از جريان خون پوستى كاسته شده و انقباض عروق محيطى رخ مى دهد، ۲۰ ـ نيكوتين سيگار باعث تصلب عروق پاها گشته و اختلالاتى درخون رسايى فراهم مى آورد و خون كمتر به ناحيه پاها مى رسد كه خود موجب بروز بيمارى« آرتريت » پاها شده و شخص در موقع راه رفتن دچارمشكل مى شود و اين بيمارى خطرناك مى تواند«قانقريا » و قطع پاها را در پى داشته باشد، ۲۱ ـ ۹۹ درصد بروز سرطان حجره مربوط به افراد سيگارى است، ۲۲ ـ نيكوتين سيگار سبب مهار ترشحات بيكربنات پانكراس شده و خنثى سازى ترشحات اسيدى معده به طور طبيعى صورت نمى گيرد. در نتيجه از ياد تخليه موادغذايى معده به داخل اثنى عشر سبب افزايش برگشت ترشحات صفراوى به داخل معده و بروز زخمهاى گوارش مى شود، ۲۳ـ براثر استفاده از نيكوتين سيگار، قدرت چسبندگى پلاكت هاى خونى بيشتر مى شود كه در تشكيل لخته هاى خونى به صورت ترومبوسهاى شريانى و وريدى سهم بسزايى دارد و به دنبال لخته هاى سيار خون و افزايش فشار خون شريانى و گشادى عروق مغز و قلب بعضاً سبب پارگى عروق و مرگ آنى فرد مى شود. قطعاً درخواست همگانى از سيگارى ها اين كه«ميزان مصرف را درهرروز كمتر كرده و سيگار را تا انتها نكشند و عمق استنشاق و تعداد دفعات پك زدن هرسيگار را به حداقل برسانند.» «در يك آماركلى با حذف ۱۰نخ سيگار از سوى سيگارى ها در روز تحول بزرگى را در صرفه جويى وقت، هزينه ها، محيط زيست، سلامتى و... شاهد خواهيم بود و براى گامهاى بعدى مى توان برنامه ريزى موفق ترى كرد. اگر روزانه ۱۰ نخ سيگار كمتر كشيده شود: درماه ۳۰۰نخ، در يك سال ۳۶۰۰نخ در ۱۰ سال ۳۶۰/۰۰۰ نخ صرفه جويى شده است. اگر براى كشيدن هرنخ سيگار ۱۰ دقيقه صرف وقت لازم باشد: ۱۰ نخ سيگار درروز ۱۰۰دقيقه، در يك ماه ۵۰ ساعت، در يك سال ۶۰۰ ساعت، در ۱۰ سال ۷/۲۰۰ ساعت. اگر هرنخ سيگار را به طور متوسط ۲۰ تومان درنظر بگيريم با حذف ۱۰ نخ در روز: يك روز ۲۰۰تومان، يك ماه، ۶۰۰تومان، يك سال، ۷۲۰۰تومان، ۱۰سال ۷۲۰/۰۰۰ تومان و اگر حداقل ۳ ميليون سيگارى در كشور باشد با حذف روزى ۱۰ نخ سيگار روزانه ۶۰۰ميليون تومان و هرماه ۱۸ميلياردتومان و هرسال ۲۱۶ ميلياردتومان فقط از حيث اقتصادى صرفه جويى شده است. و با بهره گيرى از روش« خود جريمه كردن» كه يك تكنيك روانشناسى است و تقريباً همان تأثيرى كه ترس از غذاب و اميد به پاداش را ازسوى خداوند درافراد باايمان دارد برشخص معمولى مى تواند داشته باشد. قاعده«خودجريمه كردن» شباهت زيادى به «احكام نذر» در اسلام دارد كه شخص براى توفيق در امور ارزشى و پرهيز از كارهاى منفى و يا باطل و يا منضبط كردن خويش و يا استفاده بهينه از اوقات و ساعات روزانه و... با خود صادقانه وارد معامله وقرارداد مى شود و خود را موظف به رعايت آن مى كند و براى ضمانت اجرايى،« خودجريمه كردن» و محدوديت ها و رياضت هايى را متوجه نفس خويش مى گرداند و درصورت تخلف از قرارداد، مبلغ معينى را براى امور خيريه مى پردازد و يا درصورت عدم توانايى مالى، روزه، ذكر و غيره را براى خود تعيين مى كند و زمان و دوره آن نبايد در نوبت اول بيشتر از سى يا چهل روز باشد و فوايد عهد و پيمان با خود، سوگند صادقانه به خداوند و خود جريمه كردن بسيارزياد و درتجربه عملى، افراد به نتايج رضايتبخشى رسيده اند و درخصوص كاهش مصرف دخانيات مى توان با تحريم مصرف، يكساعت قبل ازغذا، قبل از صبحانه، قبل از خواب، زمان حضور در محل كار و خانه، خود را مقيد كرد.
|
|
|
|
|
درمان بيمارى با نان
|
|
|
محمدرضا خواجه
تا مى توان با غذا درمان كرد، نبايد به دارو پرداخت «حكيم محمدزكرياى رازى»
تغذيه و نقشى كه درسلامتى انسان ايفا مى كند از موضوعات مهمى است كه توجه محافل علمى دنيا را به خود جلب كرده و بيشترين بحث كنگره ها و همايشهاى علمى را به خود معطوف داشته است. براساس تحقيقات به عمل آمده منشأ بسيارى از بيماريهاى نوظهور عصر جديد همچون چاقى - ديابت - فشار خون - چربى خون - سكته - سرطان و... به نوع تغذيه و كيفيت خوراكيهاى مصرفى مربوط است. به بررسى علل شيوع روزافزون اين بيماريها كه بيماريهاى غيرواگير نام گرفته اند، پرداخته ايم. طبق آمار اعلان شده از سوى سازمان غله و دانشگاه شهيد بهشتى تهران، نان خوراك اصلى مردم كشور راتشكيل مى دهد و متوسط نان مصرفى هر ايرانى در روز حدود ۴۰۰ گرم است كه بين ۳۰۰ تا ۶۰۰ گرم نيز نوسان دارد و از طرفى طى ۳۰ سال گذشته تغييرات بسيارى در كميت و كيفيت نانهاى توليدى كشور پديدار شده و با سبوس گيرى از گندم آردهاى مختلفى با عناوين خاص و تركيب متفاوت بين نانوايان عرضه مى شود. (آرد والس با ۱۵ درصد سبوس گيرى - آرد ستاره با حدود ۲۰ درصد سبوس گيرى و آرد نول با ۳۰ تا ۵۰ درصد سبوس گيرى ) و آنچه به چشم نمى خورد وجايش خيلى خالى است آرد كامل است (آرد مملو از خواص غذايى و درمانى است). از زمانى كه توليد و توزيع آرد كامل بين نانوايان متوقف شد (سالهاى ۱۳۵۰ به بعد) و پخت نانهاى سبوس گيرى شده باب شد، ميزان فيبر دريافتى مردم نيز تنزل يافت.يعنى اگر ۳۰ سال پيش مردم روزانه مصرف ۴۰۰ گرم نان سبوس دار ۱۵ گرم از ۳۰ گرم فيبر مورد نياز بدنشان را با نان تأمين مى ساختند، امروز به خاطر مصرف نانهاى سبوس گيرى شده (تافتون تنورى ، ماشينى ، لواش ، بربرى، سنگك و ساير نانهاى فانتزى ) اين رقم به حدود ۴گرم رسيده است. براساس تحقيقى كه توسط مركز تحقيقات قلب و عروق اصفهان به عمل آمده ۳۰ سال پيش ميزان فيبر دريافتى مردم كشورمان بيش از ۳۰ گرم در روز بوده ولى امروز اين نسبت به حدود ۸ گرم در روز تنزل يافته است كه تهديدى براى سلامتى مردم به شمار مى رود. خصوصاً كه ۳۰ سال پيش تحرك مردم نسبت به امروز به مراتب بيشتر بود ولى امروز نه تنها تحركشان به صفر رسيده، بلكه فيبر مصرفى شان نيز به پايين ترين حد ممكن رسيده است. اين موضوعى است كه به آن پرداخته ايم تا تبعات اين رخداد ناگوار از زواياى مختلف مورد بررسى قرار دهيم. شايد هشدارهاى ما تلنگرى باشد براى خفتگانى كه در خواب غفلت فرورفته اند و از اخبار وآمارهاى تكان دهنده و مخاطره آميز علمى در بى اطلاعى بسر مى برند يا خود را به تجاهل مى زنند و براى سلامتى مردم اهميتى قائل نيستند. فيبر: فيبر به معنى الياف است. الياف گياهى مانند پنبه - كتان - كنف و... و الياف گندم و جو . از نظر لغت فيبر اصطلاح كوتاهى است كه به پوسته دانه هاى كامل غلات مانند جو - گندم و غيره اطلاق مى شود. سبوس گندم Wheat Brean سبوس منبع الياف گياهى ، املاح معدنى و ويتامينهاى گروه B به شمار مى رود. ۲۵ درصد وزن گندم را سبوس تشكيل مى دهد. مصرف روزانه آن در جلوگيرى از چاقى ، ديابت ، چربى اضافى ، يبوست ، رشد تومورهاى سرطانزا ، چين و چروك پوست و فعال سازى باكتريهاى مفيد روده، حجيم سازى محتويات روده و تسريع در دفع مواد زائد و پاكسازى آلودگيهاى محيط روده بسيار مؤثر است. نياز روزانه انسان به فيبرهاى خوراكى (غلات ، حبوبات، ميوجات و سبزيجات ) ۲۰ تا ۳۰ گرم است كه مى توان بخشى از آن را با مصرف نانهاى سبوس دار يا سبوس خام جبران نمود. در اصطلاح پزشكى فيبر به مخلوطى از چند ماده گفته مى شود.(سلولز - لينين - پكتين - هموسلولوز) از آنجا كه گندم بيشترين سهم را در سبد غذايى خانوار ايرانى ايفا مى نمايد ضرورت دارد شناخت بيشترى نسبت به قسمتهاى مختلف آن كسب نماييم. اجزاى دانه گندم: ۱- مغز دانه ۸۴/۲ درصد ۲ - پوست دانه ۱۴/۴ درصد ۳ - جنين يا جرم ۱/۴ درصد و چون سبوس و خواص غذايى و درمانى موجود در آن محوراصلى موضوع مقاله ما را تشكيل مى دهد لازم است اجزاى آن را بيشتر بشناسيم: اجزاى سبوس: ۲۵ درصد گندم سبوس و بقيه آرد است كه در هر ۱۰۰ گرم سبوس خام مواد زير وجود دارد: آب ۱۱/۵ درصد پروتئين ۱۶ درصد مواد چرب ۴ درصد سديم ۹ ميلى گرم پتاسيم ۱۱۲۱ ميلى گرم تيامين ۰/۷۲ ميلى گرم سلولز ۶۱ درصد خاكستر ۶ درصد كلسيم ۱۱۹ ميلى گرم فلسفر ۱۲۷۶ ميلى گرم ريبوفلاوين ۰/۳۵ ميلى گرم نياسين ۲۱ ميلى گرم انرژى ۲۱۳ كيلوكالرى آهن ۱۴ ميلى گرم علت برترى گندم بر ساير غلات: ويژگى و برترى نان گندم نسبت به ساير غلات اين است كه:گندم از تمامى املاح مورد نياز بدن انسان بطور متعادل برخوردار است و نان گندم تنها غذايى است كه از همه املاح و ويتامينهاى مورد نياز بدن به اندازه كافى برخوردار است و بهترين محصول خلقت است. نقش مهم رژيم غذايى در پيشگيرى - كنترل و درمان بيماريهاى متابوليك (آنمى - راشيتيسم - سوء تغذيه) و غيرواگير (ديابت - چاقى - قلب و عروق - كليوى - سرطان - سكته و...) بر كسى پوشيده نيست. بقراط پدر علم پزشكى بر اين نكته تأكيد مى ورزد كه بگذار غذا دواى توباشد و دواى تو از غذا انتخاب شود و تغذيه درمانى را مقدم بر دارو درمانى مى داند و حكيم محمدزكرياى رازى نيز مى فرمايد: تا مى توان با غذا درمان كرد، نبايد به دارو پرداخت. مطلب فوق در زمانى عنوان شده كه بشر درعصر كشاروزى به سر مى برده و تحرك زياد - فعاليت بدنى مستمر و انجام امور كشاورزى الزاماً مكانيسم وجودى او را به سوخت و ساز وامى داشته و فرصتى براى انباشت انرژى غذايى ولانه گزينى چربيها ونهايتاً بروز چاقى و عوارض بعدى آن بروز پيدا نمى كرده . در عصر كشاورزى به شرطى سه وعده غذايى روزانه حدود شش هزار كيلوكالرى انرژى مصرف مى نمود و همگى آن به واسطه انجام كار بدنى - تلاش و فعاليت مختلف سوخته مى شد. از قرن ۱۵ ميلادى به بعد بشر با گذر از عصر كشاورزى پا به عصر صنعتى گذاشت و به تدريج از دستاوردهاى تكنولوژى براى سرعت بخشى به كار - افزايش راندمان توليد و سهولت انجام كار بهره گرفت و با احداث كارخانجات بزرگ - توسعه صنايع مختلف ماشين سازى - كشتى سازى - هواپيماسازى - حمل و نقل و... ابزار توليد را توسعه داد و روند توسعه را تسريع بخشيد. به مرور كمباين جايگزين كشاورز در مزرعه شد و تراكتور جاى گاو آهن را گرفت. به مرور كشاورز ما بيكار شد و به طرف شهر كوچ كرد و جذب كارخانجات صنعتى شد. به تناسبى كه ازعصر كشاورزى فاصله گرفت تحرك جسمى او نيز تنزل يافت.كار در كارخانه زحمت كار در مزرعه را نداشت. بوى كارخانه، خوى شهرنشينى را دراو تقويت كرد. فعاليت كمتر و درآمد بيشتر در شهر او را به طرف مصرف زدگى و پرخورى سوق داد. از طرفى فرصتى و مكانى براى تخليه انرژى وجود نداشت اين بود كه بشر عصر صنعتى با معضل جديدى مواجه شد و آن ابتلا به چاقى - ديابت - فشار خون - سكته - سرطان - پيرى زودرس - استرسهاى روحى - بيماريهاى قلبى - عروقى و دهها عارضه ديگر بود كه اين روزها كه تحت عنوان بيمارى غيرواگير شناخته مى شوند و اين نقطه مقابل بيماريهاى واگيرى بود كه در اين عصر به كنترل بشر درآمده بود. ولى غفلت از كار بدنى، باعث گرفتارى انسان در دام ديگرى شد به نام بيماريهاى غيرواگير و افتادن در دام رفاه طلبى و بهره مندى از تمنيات دنيوى. اين رخداد زمانى شتاب گرفت كه انسان عصر صنعتى را نيز پشت سرگذاشت و واردعصر فرا صنعتى (دنياى كامپيوتر - الكترونيك و نرم افزارهاى نو) شد و همه مقدرات خود را به كامپيوتر و دستاوردهاى تكنولوژى سپرد.زندگى هاى آپارتمانى و متعلقات ذاتى اش انسانها را تنبل و بى تحرك تر ساخت، در حالى كه على رغم تغيير نحوه زندگى (كاهش فعاليتهاى بدنى) برنامه غذايى ما تغيير نيافت بلكه از سه وعده به پنج وعده افزايش يافت وعلاوه بر صبحانه - ناهار ، شام دو ميان وعده به آن افزوده شد و انواع ساندويچ و خوراكيهاى شور و شيرين نيز بين صبح تا ظهر وظهر تا عصر به آن اضافه گرديد. در حالى كه مى بايستى عكس آن مى شد. يعنى با كاهش فعاليت جسمى مصرف غذاهاى كمتر و پر فيبرتر (مثل نانهاى سبوس دار) جاى آن را مى گرفت. تا ابتلا به بيماريهاى قلبى عروقى اينگونه روند صعودى نيابد و سلامتى ما را به مخاطره نيندازد. براساس مطالعات به عمل آمده ۳۰ - ۴۰ سال پيش ما روزانه حدود ۶۰۰۰ كيلوكالرى انرژى مصرف مى كرديم كه همگى سوخت و ساز مى شد ولى زندگى امروز ما روزانه دو تا سه هزار كيلوكالرى انرژى طلب مى كند نه بيشتر. اگر بيشتر شود به صورت بافت چربى ، چاقى ، ديابت، سكته ، تصلب الشرائين، گرفتگى عروق نمود پيدا مى كند و سلامتى ما را به مخاطره مى اندازد. ۳۰ - ۴۰ سال پيش ما روزانه حدود ۳۰ - ۴۰ گرم فيبر (سبوس و الياف غذايى) همراه غذا مصرف مى كرديم ولى امروز اين رقم به هشت گرم رسيده است؟! ۳۰ _ ۴۰ سال پيش اسمى از ساندويچ ، همبرگر ، سس ، پفك و سايرغذاهاى چرب و شيرين - شور و شيرين امروزى نبود وميان وعده هايمان راگندمهاى بو داده، شاهدانه ، كشمش ، نخودچى ، كاهو ، شبدر ، گردو، هويچ ، زردك و ساير حبوبات ، ميوه جات و سبزيجات محلى وسالم تشكيل مى داد و درعين حال ۳۰- ۴۰ گرم فيبر مورد نياز بدنمان را نيز تأمين مى كرد و صحت - سلامتى - تندرستى و شادابى خاصى در بين جوانان - نوجوانان و كهنسالان آن عصر حاكم بود ولى امروز جابه جايى در نحوه زندگى و عدم جابه جايى در مصرف غذا سلامتى بشر را به شدت به مخاطره انداخته است. ۳۰-۴۰ سال پيش ۱۰۰ گرم نان مصرفى مردم چهار گرم فيبر (سبوس ) داشت ولى امروز ۱۰۰ گرم نان مصرفى مردم كمتر از يك گرم فيبر دارد. ۳۰- ۴۰ سال پيش نان سبوس دار خوراك اصلى مردم را تشكيل مى داد ولى امروز نانهاى سفيد و رنگى خوراك اصلى مردم را تشكيل مى دهد و متأسفانه به واسطه اقدامات مخاطره آميز سازمان غله كشور تمامى نانهاى موجود در كشور سبوس گيرى مى شوند و حتى فاتحه نان سنگك نيز خوانده شده وديگر عارى از سبوس و املاح معدنى است. و به عبارتى همه نانهاى كشور با نسبتهاى مختلفى سبوس گيرى مى شوند. نان سنگك (۱۵ درصد) ، نانهاى تافتون تنورى و ماشينى (۱۵ درصد) ، نانهاى لواش و بربرى (۲۰ درصد) ، نانهاى ساندويچى و باگت (۲۵ درصد) ودر جريان اين اقدام نانى تهى سازى شده كه ۸۰ درصد املاح معدنى و ويتامينهاى حياتى مورد نياز آن دور ريخته شده عرضه مى شود و بزرگترين ضربه به سلامتى مردم وارد مى گردد. وقتى نان سنگك كه روزگارى نماد تخمير كامل با آرد كامل بود ۱۵ درصد سبوس گيرى مى شود. واى به حال بقيه نانها . طبق يك بررسى آمارى از سوى پژوهشكده غله كشور ۳۰ سال پيش نان سنگك توليدى با آرد سبوس دار ، ۳۴ درصد نانهاى توليدى كشورمان را تشكيل مى داد و امروز تنها ۷ درصد از نانوايان كشورمان نان سنگك مى پزند آن هم با آردى سفيد و سبوس گيرى شده كه خود عارى از فيبر (سبوس) مى باشد. و از آن طرف آمار توليد نانهاى سفيد كشورمان به طور فاجعه آميزى رو به افزايش نهاده است به طورى كه براساس آمار اعلان شده ۳۰سال پيش ۱۳% نانوايان كشور نان لواش (با آردى كه حدود ۲۰% سبوس گيرى شده؟!) توليد مى كردند ولى امروز اين رقم به ۴۳% افزايش يافته است؟! يعنى از سال۱۳۵۰ به اين طرف بزرگترين جنايت در حوزه تغذيه اى مردم صورت پذيرفته و به دلايل غيرمنطقى و بهانه هاى واهى نان كه خوراك اصلى مردم را تشكيل مى داده به صورت سبوس گيرى شده و عارى از املاح معدنى - ويتامين و... توليد مى شود. كه به عبارتى خلاصه طى ۳۰سال گذشته نانى بى خاصيت و تهى سازى شده به مردم تحويل مى داده ايم. در كنار اين موضوع وقتى مى بينيم همين نان نيز به صورت نادرست و با خمير فطير و ورنيامده و برخى با جوش شيرين تهيه مى شود كه باعث افزايش PH و جلوگيرى از تخريب اسيدفيتيك خمير مى گردد متوجه عمق فاجعه مى شويم. و در اين ميان اقدامات وزارت بازرگانى سازمان غله و ادارات آرد و نان كشور به دليل بى اعتنايى به سلامتى جامعه قابل پيگرد است. بايد توجه داشته باشيم يك ايرانى ۲برابر يك اروپايى نان مى خورد. پس بايستى نانش ارزش غذايى و درمانى كافى را داشته باشد تا سلامتى او را تضمين كند و نياز روزانه اش را تأمين نمايد. سرانه مصرف نان هر نفر اروپايى در سال۷۰كيلوگرم ولى سرانه مصرف هر نفر ايرانى ۱۷۰كيلوگرم است. اين يعنى تأمين ۸۰% نياز غذايى مردم از نان، ولى كدام نانى كه هيچ خاصيتى ندارد و كليه املاح ويتامين هاى آن دور ريخته شده است. به همين دليل از هر ۵نفر مردم كشورمان ۱نفر دچار يكى از بيماريهاى غيرواگير شده اند. ۴۰% مردم كشورمان ساليانه به خاطر ابتلا به يكى از بيماريهاى غيرواگير جان مى بازند. و طبق آمار وحشتناك ديگرى كه از سوى مركز تحقيقات قلب و عروق اصفهان اعلام شده: ۱۰% مردم مبتلا به ديابت، ۲۰%مبتلا به فشار خون، ۳۰%چربى خون، ۴۰% ترى گليسيريد بالا و ۵۰% مبتلا به چاقى شده اند؟! اين در حاليست كه كارشناسان تغذيه دنيا نياز روزانه انسان به الياف گياهى (سبوس يا فيبر) را بين ۳۰ تا ۵۰گرم اعلان كرده اند و انستيتو بين المللى سرطان (NCI) آمريكا مصرف روزانه ۲۰ تا ۳۰گرم فيبر (عمدتاً در نانهاى سبوس دار) براى سلامتى الزامى دانسته و اهميت آن در حدى است كه اعلان داشتند مصرف روزانه ۱۰۰گرم نان سبوس دار ۳۰ تا ۴۰% خطر ابتلا به سكته مغزى را بويژه در خانمها كاهش مى دهد. تحقيقات ديگرى اعلان مى دارد مصرف ۳۰۰گرم نان سبوس دار در روز ۸۰% آهن، ۴۰% كلسيم، ۶۰%تيامين و تياسين و ۵۰% پروتئين مورد نياز بدن را تأمين مى سازد. تأمين غذا براى مردم كافى نيست، غذاى سالم به مردم بدهيد توجه به بايدها و نبايدهاى غذايى بخشى از توصيه هايى است كه از سوى مراكز علمى دنيا عنوان شده و ما بايد بيش از پيش به آن توجه نماييم تا در سراشيبى مرگ زودرس قرار نگيريم. به بخشى از اين هشدارها توجه نماييد: انجمن متخصصان رژيم غذايى آمريكا يكى از بهترين راههاى مقابله با ديابت را مصرف نانهاى سبوس دار مى داند. روى، منشأ زيبايى _ رشد قد - پيشگيرى از خشكى پوست و جوشهاى پوستى و كمبود آن ناتوانى جنسى _ ضعف سيستم ايمنى - ريزش مو و... بسيار مؤثر است. نان سبوس دار با آرد كامل غنى ترين منبع روى به شمار مى رود كه متأسفانه به دليل سبوس گيرى از آرد و پخت نانهاى تهى سازى شده بيش از ۷۵% جمعيت كشورمان از كمبود روى رنج مى برند، ۱۰۰گرم نان بربرى، لواش، كمباينى ۷ميلى گرم روى دارد ولى ۱۰۰گرم نان سبوس دار ۱۷ميلى گرم و براساس تحقيقات به عمل آمده در سال۱۹۶۰ (در استان فارس) علت اصلى اين معضل دوچيز است: ۱- مصرف نانى كه از خمير فطير تهيه شده باشد. ۲- مصرف نان سبوس گيرى شده نان گندم سبوس دار داراى مقادير زيادى كليسم است (بدون كليسم خون منعقد نمى شود) و سيكهاى پنجاب هندوستان به دليل مصرف مداوم نانهاى سبوس دار داراى استخوان بندى درشت و دندانهاى محكم هستند و بهترين غذا براى زنان شيرده و باردار به شمار مى رود ولى محروميت ما از اين نعمت الهى مانع برخوردارى از مواهب آن شده است. خوردن هرگونه برنج و نان سفيد ممنوع نتايج تحقيق نشان مى دهد: پرهيز از خوردن نانهاى سفيد بهترين راه مقابله با چاقى است. چون فيبر (سبوس نان) مانع جذب سريع قند و چربى به خون مى شود. از بروز چاقى و يبوست جلوگيرى مى كند. كمبود فيبر در بدن باعث بدى هضم غذا _ پيدايش يبوست و در نتيجه پيدا شدن مقادير زيادى سموم غذايى در روده ها مى گردد. براى حفظ تعادل بدن و احساس نشاط و جوانى در سلولهاى بدن بايستى هر چه بيشتر غذاهاى كم چرب و پرفيبر مصرف شود. پزشكان بر اين باورند كه: غذاهاى چرب _ شيرين و كم فيبر در بروز پيرى زودرس مؤثرند. سبوس نرم كننده و خنك كننده است و مهمترين خاصيت سبوس گندم اين است كه حجم و غلظت مدفوع را افزايش و دفع آن را آسان مى سازد و اين به نظر دانشمندان مهمترين عامل مبارزه با يبوست و كاهش خطر ابتلا به سرطان كولون (روده بزرگ) مى باشد. مصرف روزانه ۱۴تكه نان گندم سبوس دار با آرد كامل وزن مدفوع را دوبرابر مى سازد. سبوس گندم در مخاط روده بزرگ اثر كرده و توانايى دفاعى آن را در مقابل تومورزايى افزايش مى دهد همچنين سبوس گندم در روده بزرگ به واسطه حمله باكتريها تخمير شده و تركيبات شيميايى متابوليك ايجاد مى كند كه احتمالاً بروز سرطان را از طريق تبديل برخى از اسيدهاى صفراوى به مواد سرطانزا سد مى نمايد و لذا هر چه سبوس گندم درشت تر باشد اثرش بيشتر است. سبوس باعث كنترل قند خون شده و براى افراد مبتلا به ديابت مفيد است به اين صورت كه باعث مى شود قند حاصل از مصرف مواد قندى و نشاسته اى غذا، به تدريج وارد خون شده و در نتيجه از بالا رفتن ناگهانى قند خون بعد از مصرف غذا يا پايين افتادن ناگهانى قند خون جلوگيرى مى كند. چه كسانى نبايد نان سبوس دار مصرف كنند به علت مقدار زيادى سلولز در سبوس، نانهاى سبوس دار ديرهضم و ثقيل هستند و براى كسانى كه داراى زخم معده - ورم معده و روده و يا حالتهاى سرطانى و خونريزى روده هستند اصلاً جايز نيست از طرفى مصرف اين نوع نان براى برخى افراد مبتلا به ترشى معده نيز جايز نيست چون بلافاصله معده آنها ترش مى كند. افراد مبتلا به ناراحتى هاى گوارش نيز نبايد از نان سبوس دار استفاده كنند. بنابراين مشاهده مى شود كه سه عامل عمده در بحث تغذيه با نان در كشورمان باعث بروز سوءتغذيه و ابتلا به بيماريهاى متابوليك و غيرواگير مى شود. ۱- توزيع آردهاى سبوس گيرى شده بين نانوايان و توليد نانهاى بى خاصيت و عارى از ارزش غذايى و درمانى ۲- تزريق جوش شيرين به خمير و جلوگيرى از تخريب اسيدفيتيك و آزادى املاح نان ۳- استراحت ناكافى خمير و پخت خميرهاى فطير و ورنيامده. و مادامى مى توان براى پيشگيرى از تخريب سلامتى مردم اميدوار بود كه: ۱- بحث سبوس گيرى از آرد متوقف و نان مصرفى مردم از آرد كامل تهيه گردد. ۲- نان مصرفى مردم ضمن تنوع با ذائقه ملى همخوانى داشته باشد. ۳- معايب نانهاى مسطح را مرتفع و با تقويت نانهاى تافتون تنورى - ماشينى و لواش موجبات افزايش ارزش غذايى نان و كاهش ضايعات آن را فراهم آوريم. ۴- انگيزه لازم براى ارتقاى كيفى نانهاى نيمه حجيم همچون سنگك - بربرى - محلى يا قپى را فراهم آوريم. ۵- كاهش پخت نانهاى سفيد به جز براى بخشى از جامعه كه به دلائل گوارشى امكان مصرف نان سبوس دار را ندارند. ۶- ارائه آموزشهاى لازم به مردم - نانوايان و بازرسان داده براى ارتقاى كيفى نان در كشور. ۷- فراهم سازى امكانات لازم جهت تحقيق در زمينه بهبود كيفى آرد و نان. ۸- ايجاد فضاى لازم براى تنوع بخشى به نان و توليد نانهاى مختلف رژيمى در كشور.
|
|
|
|
|