دوشنبه ۲۲ فروردين ۱۳۸۴ -
Mon, Apr 11, 2005
ايران اقتصادى
۳۱۰۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
خانواده (جامعه)
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
معرفى كتاب
همگام با اقتصاد جهان
معرفى كتاب
ثروت نصيب بى باكان مى شود
206700.jpg
كتاب «برندگان و بازندگان جهانى شدن» نوشته اقتصاددان نامدار آمريكايى«لستر تارو» و ترجمه مسعود كرباسيان است. پيش از اين از مسعود كرباسيان هم كتاب «نگاهى موشكافانه بر پديده جهانى شدن» نوشته « يان آرت شولت» را ديده بوديم.
كتاب « برندگان و بازندگان جهانى شدن» پس از رويداد ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ نوشته شده از اين رو براى افرادى كه به دنبال سياست هاى جديد اقتصادى آمريكا هستند داراى اهميت بسيار زيادى است.
تارو در اين كتاب سياست هاى اقتصادى آمريكا را تشريح و به دفاع از آن مى پردازد، بدون آنكه بخواهد حق را به كشورهايى كه در اين مدت تحت استثمار و يا استعمار بودند بدهد. زيرا به اعتقاد اين اقتصاددان نئوكلاسيك در اقتصاد گذرا بايد از فرصت ها بهره جست و در اين ميان كشورى برنده است كه زودتر از اين فرصت بهره جويد و آن را از رقيب بربايد.
در اين كتاب كه موضوع اصلى آن «فرصت هاى جهانى شدن» است به بحث درباره مزيت هاى جهانى شدن مى پردازد و در اصل به مخالفان اين فرصت ها مى تازد.او هر گونه مخالفت به سياست جهانى شدن را ناشى از عدم شناخت از اين فرصت ها مى داند و حتى جهانى شدن را كه گروههاى چپ باعث افزايش نابرابرى ثروت مى دانند، بازى با «كلمات» مى داند.« اينكه گفته مى شود جهانى شدن علت افزايش نابرابرى درآمد در ميان كشورهاست بازى با كلمات است. آشكار است كه جهانى شدن علت نيست كه بتوان آن را متهم به فقيرتر كردن كشورهاى فقير كرد. جهانى شدن موجب از پا درآمدن كشورها نمى شود بلكه آنها را ناديده مى گيرد. فقرا كسانى هستند كه از جهانى شدن كنار گذاشته شده اند. صفحه ۲۱»
تارو در اين كتاب بطور رسمى موقعيت هاى جغرافيايى را در تدوين سياست هاى اقتصادى جهانى بسيار مؤثر مى داند و مى گويد: «خاورميانه توجه بيشترى به خود جلب مى كند تا آفريقاى نيمه صحرايى، جنگهاى خاورميانه ذخاير انرژى دنيا را تهديد مى كنند. اگر خليج فارس نفت نداشت آمريكا در سال ۱۹۹۱ حدود ۳۵۰ هزار نيروى نظامى را از سراسر دنيا حركت نمى داد تا عراق را شكست دهد. آمريكا از اسرائيل حمايت نمى كرد. نه طرفى كه مورد تهاجم قرار گرفته بود (كويت) و نه مهاجم (عراق) هيچ كدام حكومت هاى دموكراتيكى نبودند. اگر منطقه مذكور نفت نداشت با آن مثل سودان رفتار مى شد. در آنجا رويدادهاى وحشتناكى جريان دارد و بيش از ۲ ميليون نفر كشته شدند اما نگاه دنيا به طرف ديگرى است. فقط زمانى كه دو طرف درگير در كشمير ثابت كردند كه سلاح هاى هسته اى دارند و احتمالاً آنها را بكار خواهند برد موضوع كشمير مورد توجه قرار گرفت. صفحه ۱۴۴ »
با اين حال او معتقد است كه كشورهايى كه نه موقعيت جغرافيايى مناسبى در جهان دارند و نه منابع معدنى كافى بايد براى تثبيت موقعيت خود به ابزارهاى دانش متوسل شوند و منتظر كمك هاى خارجى و نهادهاى بين المللى نباشند، چه آنكه «مداخله هاى اقتصادى نيز به دلايل سرسختى هاى مشابه رخ مى دهد. كمك هاى صندوق بين المللى پول براى حمايت از نظام مالى جهانى طراحى شده اند نه براى كمك به كشورهاى خاص جهت حل مشكلات مالى داخلى آنان. مداخله ها با احساسات «نيكوكارى» برانگيخته نمى شوند. هدف اين مداخله ها كمك به ديگران نيست. براى مثال، وقتى معلوم شد كه ركود اقتصادى سال ۲۰۰۲ آرژانتين موجب ركود جهانى نخواهد شد، آن كشور از لحاظ اقتصادى ناديده گرفته شد. مكزيك در بحران ۱۹۹۵-۱۹۹۴ بدون آنكه منتظر گروه تحقيق صندوق بين المللى پول شود يا به شرايط صندوق بين المللى پول تن دهد از آمريكا يك وام اضطرارى مستقيم دريافت كرد زيرا بى ثباتى مكزيك ثبات آمريكا را تهديد مى كرد. اين ترس وجود داشت كه سقوط مكزيك موجب حركت ميليون ها مكزيكى به سوى مرزهاى آمريكا شود. صفحه ۱۴۴ »
او در اين كتاب دستاوردهاى «جهانى شدن» را به وضوح شرح مى دهد و حتى ابايى ندارد از اينكه بگويد در اين فرآيند كشورهايى به بدبختى و فلاكت مى افتند و منافع انسان ها هم به خطر خواهد افتاد، «كشورهاى فقير همانند كشاورزى كه فقط يك محصول كشت مى كند، به معدودى از محصولات صادراتى وابسته مى شوند. خطرهاى اقتصادى افزايش مى يابند. فروپاشى هاى مالى بيشتر و شديدتر مى شوند. نابرابرى اقتصادى در داخل كشورها و در بين كشورها اضافه مى شود. بدتر از همه اين است كه اين نظام جهانى جديد براى منافع خود بيش از انسان ها ارزش قائل است. صفحه ۱۴۸ »
محور اصلى اين كتاب همانطور كه گفته شد، بهره بردارى از فرصت هاى طلايى است كه در اختيار كشورها قرار مى گيرد و رقابت آنقدر شديد است كه اگر كشورى كوچكترين ترديدى در بهره بردارى از اين فرصت را به خود راه دهد، ديگران آن را مى قاپند، « موج تمام عيار امروزى بر اقتصاد جهانى مبتنى بردانش ايجاد مى شود كه در حال ظاهر شدن است و جانشين اقتصادهاى صنعتى ملى دو قرن گذشته خواهد شد. كسانى كه به اندازه كافى بى باك باشند بر آن سوار خواهند شد. همه چيزهايى كه بايد از لحاظ جغرافيايى كشف شوند كشف شده اند. اما چه كسى مى داند كه چه قاره هاى جالبى در فن آورى هاى انقلاب صنعتى سوو كشف خواهد شد. ما هم امروزه مثل كاشفان جغرافيايى كه كشتى و قطب نما داشتند، همه ابزارهاى لازم را براى شروع اكتشاف برخى زمينه هاى جديد و ناشناخته در اختيار داريم.
كسانى كه جهش مى كنند گاهى اوقات بازنده مى شوند، اما كسانى كه هيچ گاه جهش نمى كنند تا ابد بازنده مى مانند.
ثروت نصيب كسانى مى شود كه بى باك اند. صفحه ۳۴۶ »
در اصل نام كتاب هم « ثروت نصيب كسانى مى شود كه بى باك اند » است كه مترجم ترجيح داده بود آن را به « بازندگان و برندگان جهانى شدن » تغيير دهد كه به نظر مى آيد اين نام با توجه به فضاى موجود در كشور تغيير كرده است در حاليكه نام اصلى خود كتاب زيباتر از نام تغيير يافته آن است. چون تمام محور كتاب روى اين موضوع مى چرخد.
سرمايه گذاران هنوز به عراق نمى روند
آيا اقتصاد عراق در مسير بهبود قرار دارد؟ يك تاجر كهنه كار در بغداد آهى مى كشد و مى گويد: «اقتصاد عراق دو قدم به جلو مى رود و يك قدم به عقب برمى گردد. اما خدا را شكر كه سه گام پسرفت ندارد.»
دو سال بعد از سقوط پايتخت عراق، نشانه هاى بارزى از زندگى تجارى در اين شهر ديده مى شود، اما سرمايه گذاران و كاسب كاران خارجى هر روز بيشتر متقاعد مى شوند كه در عراق نمانند.
با اين وجود، نشانه هايى براى افراد خوش بين هست. آمار اقتصادى را بايد با قدرى ترديد پذيرفت، اما دست كم آمار و ارقام اقتصاد عراق به تدريج مثبت مى شود.
صندوق بين المللى پول مى گويد توليد ناخالص داخلى اين كشور سال گذشته ۵۲ درصد جهش داشت و انتظار مى رود در سال ۲۰۰۵ نيز ۱۷ درصد ديگر رشد داشته باشد. صندوق بين المللى پول از پيشرفت عراق راضى است و اين هفته اعلام كرد كه تا پاييز يك برنامه جديد حمايت از اقتصاد اين كشور را به اجرا خواهد گذاشت.
در عين حال، نهادهاى داخلى كه وجود آنها براى توسعه اقتصادى ضرورى است، در عراق در حال جان گرفتن است. يك سال از فعاليت بانك مركزى جديد عراق مى گذرد و اين بانك آماده مى شود حيطه فعاليت خود را به نظارت بر بانكها و بازارهاى پول گسترش دهد.
بازار بورس عراق كه ژوئن گذشته راه اندازى شد، كماكان هفته اى دو بار معامله دارد و در هر جلسه بطور ميانگين حدوديك ميليون دلار سهام در آن خريد و فروش مى شود. اما به گفته كارگزاران، مقامات مسؤول قصد دارند بورس عراق را براى اولين بار به روى خارجيان بگشايند.
همچنين بانك تجارت عراق كه تحت حمايت كنسرسيومى از بانكهاى بين المللى براى تأمين مالى صادرات و واردات فعاليت مى كند، از زمان راه اندازى اش در نوامبر ۲۰۰۳ بيش از سه و نيم ميليارد دلار اعتبارنامه صادر كرده است.
شايد بتوان اين ارقام را نشانه پيشرفت چشمگير دانست، ولى سرمايه گذاران چندان تحت تأثير قرار نگرفته اند. بنا به گفته ها و شنيده ها، دو سوم شركتهاى غربى كه بعد از پايان جنگ به عراق يورش آوردند، حالا از اين كشور بيرون رفته اند. بخشى از دليل خروج آنها، مالى است.
منبع اصلى درآمد در اين مرحله در عراق، پولهايى است كه اهدا كنندگان بخصوص آمريكا ارسال مى كنند و پيمانكاران گلايه دارند كه جريان اين پول آزاد نيست. تاكنون واشنگتن تنها حدود دو ميليارد دلار از ۱۸ و نيم ميليارد دلار تحت اختيارش را وارد عراق كرده است.
« خطرناكترين جاى دنيا »
اما بزرگترين عامل دلسردى سرمايه گذاران در عراق، خشونت است. بنا به گزارشها، در دو سال گذشته بيش از ۲۰۰ پيمانكار خارجى در اين كشور به قتل رسيده اند.
به گفته سيمون تردگولد از شركت امنيتى آليوو، «عراق در حال حاضر بى ترديد خطرناكترين جاى جهان براى فعاليت تجارى است.» البته مى توان امنيت را خريد: اعضاى سابق نيروهاى مسلح خارجى در نقش محافظ، روزانه تا ۵۵۰ دلار دستمزد مى گيرند.
اما هنگامى كه كسب و كار پر رونق نيست، هزينه هاى سنگين امنيت حكم يك جريمه مالياتى را پيدا مى كند.
محمد على زينى، اقتصاددان مركز مطالعات جهانى انرژى، چنين استدلال مى كند كه بدون ورود دست جمعى سرمايه گذاران خارجى، اقتصاد عراق در ميان مدت بختى براى احيا ندارد. به گفته وى، سرمايه خارجى، سازوكارى را فراهم مى آورد كه مى توان به كمكش اقتصاد وابسته به نفت عراق را تنوع بخشيد.
اين در حالى است كه نفت ۶۰ درصد توليد ناخالص داخلى عراق را تأمين مى كند و اگرچه قيمتهاى جهانى نفت بسيار بالا رفته است، اما چشم اندازهاى تأثير نفت بر اقتصاد اين كشور ضد و نقيض است. توليد نفت عراق آنقدر كه اميد مى رفت، افزايش نيافته است.
دولت عراق هدف توليد خود را دو ميليون و ۹۰۰ هزار بشكه در روز تعيين كرده بود كه تقريباً معادل ميزان توليدات اين كشور در زمان حكومت صدام حسين است. اما در حقيقت اگر عراق حتى بتواند دو ميليون بشكه در روز نفت توليد كند، به دستاورد بزرگى نايل شده است.
علت عمده اين ناكامى حملات ستيزه جويانى است كه بنا به گزارشها، سال گذشته ۷ ميليارد دلار از درآمد عراق را از بين بردند. همچنين نبايد تأثير چندين دهه مديريت نادرست ميدانهاى نفت را ناديده گرفت كه در زمان صدام حسين از ذخايرشان با دقت نگهدارى نمى شد.
وزارت نفت عراق شركتهاى شل و بريتيش پتروليوم را اجير كرده است تا ببينند آيا مى توان سلامت ميدانهاى كركوك و رميله را احيا كرد، ولى بعيد است كار آنها زودتر از پايان سال جارى خاتمه يابد.
دكتر زينى مى گويد: « ما تا آن موقع كوركورانه توليد خواهيم كرد. شايد آسيب وارده به ذخاير نفت قابل جبران نباشد.»
تنوع اقتصادى
زيرساختهاى صنايع نفت عراق نيز فرسوده شده است. عراق نمى تواند از طريق تركيه صادرات نفتش را ادامه دهد زيرا خط لوله كركوك منهدم شده است.
ديويد باتر، از واحد اطلاعات اكونوميست، مى گويد كه پالايشگاه هاى جنوب اين كشور نيز چنان مستهلك شده اند و برقشان آنقدر زياد قطع مى شود كه عراق ناگزير است بخشى از درآمدش را صرف واردات فراورده هاى نفتى كند. هزينه ماهيانه اين واردات به ۶۰ ميليون دلار بالغ مى شود.
همچنين پرداخت يارانه هاى مستقيم و غير مستقيم به بخش نفت ساليانه هشت ميليارد دلار به اقتصاد عراق لطمه مى زند. اما عطش جهان براى نفت به قدرى است كه اين مشكلات در نهايت رفع خواهد شد.
مسأله دشوارتر، تنوع بخشى به اقتصاد عراق و پرهيز از تكرار وابستگى نفتى است كه در بسيارى از كشورهاى نفت خيز وجود دارد.
آقاى باتر به عنوان نشانه آن كه آيا اقتصاد عراق از اين وابستگى رهايى مى يابد، مى گويد عملكرد دولت جديد عراق قدرت قابل ملاحظه اى براى خرج، سرمايه گذارى يا ولخرجى درآمد حداقل ۲۵ ميليارد دلارى اين كشور از صادرات نفت دارد.
منبع : بى بى سى
آخرين خودروها ى جهان
به نظر «پيكان» تنها خودروى ملى در جهان نيست كه روى دست دولت مانده باشد و نداند كه با آن چه كند، بلكه «ام جى روور»، خودروى ملى بريتانيا هم روى دست دولت بلر مانده و دولت او را با بحران و تهديد جدى روبرو كرده است. چرا كه اين خودرو بر لبه ورشكستگى قرار گرفته و هيچ كشور يا شركتى حاضر نيست آن را حتى به بهاى ناچيز هم بخرد.
206709.jpg
در اصل، صنعت خودرو هر كشور، نماد قدرتمند غرور ملى است و بنابراين مى توان فهميد ورشكستگى قريب الوقوع كارخانه «ام جى روور» به عنوان آخرين خودروساز تحت مالكيت بريتانيا چقدر مى تواند به اميدهاى تونى بلر، نخست وزير اين كشور، براى پيروزى مجدد در انتخابات ماه آينده لطمه بزند.
حتى زمانى كه شايد به دليل مشكلات مالى مى بايست خودروسازان بومى را تعطيل كرد، نسلهاى متوالى سياستمداران بريتانيا كوشيده اند اين شركتها را زنده نگه دارند.
از همين رو، هنگامى كه كارخانه روور نتوانست با بنگاه صنعت خودروسازى شانگهاى براى عقد قراردادى حيات بخش به توافق برسد، دولت آقاى بلر اعلام كرد ۷۵ ميليون دلار كمك مالى در اختيار قطعه سازان روور قرار مى دهد، ولى آينده اين شركت كماكان در لبه سقوط قرار دارد.
با انصراف طرف چينى از سرمايه گذارى در اين خودروساز بريتانيايى به دليل احتمال ضعيف سوددهى، شش هزار كارگر كارخانه لانگ بريج در مجاورت بيرمنگام، دومين شهر بزرگ بريتانيا، در شرف بيكارى قرار گرفتند.
همچنين بيم آن مى رفت كه ۱۵ هزار نفر در شركتهاى قطعه ساز روور شغلشان را از دست دهند، ولى انتظار مى رود اين ۷۵ ميليون دلار، دست كم تا بعد از انتخابات پنجم مه، روحيه اين كارگران را بالا نگه دارد.
روزهاى هولناك
روز جمعه، هشتم آوريل، كارگران لانگ بريج براى آنچه آخرين روز كارى اين كارخانه خوانده شده، به سر كار آمدند، اما كاملاً روشن بود بسيار ناراحت هستند.
استيون تايلر كه ۵۰ سال دارد و از ۱۹۷۶ در كارخانه لانگ بريج كار كرده است، مى گويد:« همه نگران هستند. اگر اين كارخانه تعطيل شود، خدا مى داند كجا مى توانيم كار ديگرى بيابيم، چون تمام مهارت ما در كار با ماشين آلات و مونتاژ است.»
شركت سنت مادون كه مالك بخش عمده كارخانه لانگ بريج است، مى گويد كه به احتمال زياد اين كارخانه ديگر به توليد خودرو ادامه نخواهد داد. روور كه قدمتش به يكصد سال پيش بازمى گردد، نمونه هاى كلاسيكى همچون مينى، لندروور، آستين سون، موريس آكسفورد توليد كرده است.
بحران روور در بدترين زمان ممكن گريبان دولت كارگرى آقاى بلر را گرفته است، زيرا نخست وزير بريتانيا و وزير دارايى دولتش، گوردون براون، با برجسته كردن برنامه ها و دستاوردهاى اقتصادى خود اميدوار به حفظ قدرت هستند.
آنها خوب مى دانند كه كارخانه لانگ بريج در نزديكى سه حوزه انتخاباتى واقع شده كه حزب كارگر در آنجا اكثريت اندكى دارد. از همين رو، پاتريشا هوئيت، وزير تجارت و صنعت، اعلام كرد دولت بريتانيا تمام تلاش خود را براى نجات اين كارخانه به كار خواهد گرفت.
او گفت: «اين روزى هولناك براى كارگران شركت ام جى روور و خانواده هايشان و نيز قطعه سازان است.»
افول يك امپراتورى
در روزهاى بعد از جنگ جهانى دوم، بريتانيا پيشتاز خودروسازى در جهان بود و نامهايى مانند ام جى، جگوار، روور و رولزرويس نماد تبحر مهندسى و قدرت صنعتى اين كشور بودند. اما در اواخر دهه ۱۹۵۰ آمريكا، فرانسه و آلمان كه سرمايه گذارى سنجيده اى روى كارخانجات و ماشين آلات جديد كرده بودند، از بريتانيا سبقت گرفتند.
راه حلى كه دولتهاى كارگرى بريتانيا ارايه مى كردند، ادغام بود، زيرا اين دسته از سياستمداران معتقدند بودند بدين ترتيب مى توانند يك قدرت صنعتى ايجاد كرد كه قادر است ساليانه بيش از يك ميليون دستگاه خودرو توليد كند و به رقابت با شركتهاى فورد و واكسال بپردازد كه تحت مالكيت آمريكايى ها بود.
در دهه ۱۹۶۰ لانگ بريج بزرگترين كارخانه خودروسازى جهان بود و ۲۵۰ هزار نفر در آن كار مى كردند. اما طرح ادغام طبق نقشه پيش نرفت. كارخانه هاى خودروسازى بريتانيا مازاد نيروى كار داشتند و سخت نيازمند سرمايه گذارى بودند. مردم نيز ديگر علاقه اى به خريد مدلهاى قديمى كه مدام تكثير مى شدند، نشان نمى دادند.
سپس اعتصاب كارگران بر مشكلات اين شركت افزود. گهگاه توليد خودرو به دليل دست كشيدن كارگران از كار مختل مى شد. آنها تحت رهبرى درك رابينسون، رئيس اتحاديه كارگرى بر سر دستمزد و شرايط كار با مديريت شركت به مشاجره مى پرداختند.
206688.jpg
آقاى رابينسون مجموعاً رهبرى ۵۲۳ اعتصاب را در لانگ بريج برعهده داشت كه تخمين زده مى شود بيش از ۳۵۰ ميليون دلار زيان وارد كرده باشد.
مارگارت تاچر، نخست وزير سابق بريتانيا از حزب محافظه كار، سوار بر يك رنج روور وارد دوانينگ استريت شد، ولى وى هيچ ترحمى نسبت شركت سازنده اين اتومبيل نداشت. خانم تاچر «سر مايكل ادواردز» را مأمور برخورد با اتحاديه هاى كارگرى و دگرگونى روور كرد كه آن موقع آستين روور ناميده مى شد.
چيزى نمانده بود آقاى ادواردز به حيات اين شركت پايان دهد و خانم تاچر نيز در اقدامى ناموفق كوشيد روور را به شركت آمريكايى فورد بفروشد.
فقط ۱۰ پوند
روور در نهايت تحت كنترل شركت هوا و فضاى بريتانيا درآمد. روور در دهه ۱۹۹۰ به شركت بى ام و آلمان فروخته شد، ولى رسانه هاى آلمانى اين شركت بريتانيايى را به دليل وضعيت مالى آن »بيمار انگليسى» خواندند. چهار سال پيش شركت بى ام و و روور را به قيمت ده پوند به شركت بريتانيايى فونيكس فروخت.
از آن زمان تاكنون روور افت و خيز زيادى داشته است. اين شركت توانست زيان خود را از يك و نيم ميليارد دلار در سال ۱۹۹۹ به ۱۵۰ ميليون دلار در سال ۲۰۰۳ كاهش دهد.
ولى اين موفقيت، فاصله زيادى با هدف شركت ام جى روور براى دستيابى به سود داشت. اين شركت بايد ساليانه حدود ۱۸۰ هزار دستگاه خودرو بفروشد تا خرج و دخلش برابر شود. اما فروش آن سير نزولى داشته است. ام جى روور در سال ۲۰۰۳ توانست ۱۱۶ هزار دستگاه خودرو بفروشد كه ۳۰ هزار دستگاه كمتر از سال ۲۰۰۲ بود.
كارشناسان مى گويند مشكل در اين است كه اين شركت قدرت مالى كافى براى رقابت در بازار جهانى خود كه به شدت رقابتى است، خودرو ندارد. منتقدان مى گويند محصولات ام جى روور اساساً نسخه »بزك شده» مدلهاى قديمى است، زيرا پول كافى براى طراحى خودروهاى جديد موجود نيست.
منتقدان همچنين مى افزايند ام جى روور بحران هويت دارد و بهتر است تنها براى بخش خاصى از بازار، خودرو بسازد، آن هم در حد ۵۰ هزار دستگاه در سال.
بسيارى از كارشناسان صنعت خودرو مى گويند كه حتى پيش از انصراف چينى ها از سرمايه گذارى يك ميليارد دلارى در اين شركت بريتانيايى، خطر ورشكستگى براى روور هميشه تهديدى بزرگ بوده است. با اين حال، تحليلگران مى گويند چينى ها شايد با افتادن روور به دست كارگزاران دولت، وسوسه شوند كه بخشهاى دلخواه روور را دستچين كنند.
چنانچه اين قرارداد منعقد مى شد، شركت روور مى توانست مجموعه اى از خودروهاى جديد را در اروپا عرضه كند و شبكه نمايندگى هاى خود را توسعه دهد. در مقابل چينى ها نيز مى توانستند به بازار خودروى اروپا دسترسى داشته باشند و از دانش و امكانات پژوهشى اروپاييان بهره بگيرند.
اما بعد از ماه ها مذاكره و حتى وعده آقاى بلر براى استفاده از نفوذ دولتش در چين براى كمك به انعقاد اين قرارداد، چينى ها از تصاحب ۷۵ درصد سهام ام جى روور گذشتند تا آخرين خودروساز بريتانيايى به آخر خط حياتش نزديك شود.
همگام با اقتصاد جهان
بيشترين و بزرگترين آسمانخراشهاى جهان
هنگ كنگ با ۷۴۱۷ آسمانخراش، داراى بيشترين آسمانخراش در جهان است.
بنا بر گزارش اكونوميست، پس از هنگ كنگ، نيويورك با ۵۴۴۴ آسمانخراش در رده دوم قرار دارد.
از نگاه اكونوميست، آسمانخراش به ساختمانى گفته مى شود كه حداقل ۳۴ متر ارتفاع داشته باشد.
بنابر اين گزارش، برج سيرز در شيكاگو هم بزرگترين آسمانخراش جهان است و هم آنكه بيشترين طبقات را دارا است.
كوتاه از اقتصاد جهان
صربستان و بلغارستان خط لوله مشترك گاز احداث مى كنند

ايرنا: مقام هاى صربستان و بلغارستان با امضاى يادداشت تفاهمى با احداث خط لوله گاز بين دو كشور موافقت كردند.
به گزارش رسانه هاى بالكان، «رادومير نائومرو» وزير معادن و انرژى  صربستان و«ميروسلاو سوليوسكى» وزير انرژى بلغارستان با امضاى اين  توافقنامه امكان احداث خط لوله گاز بين دو كشور را فراهم كردند.
اين خط لوله شبكه گازرسانى در شهر «ديميتروگراد» بلغارستان را به شهر «نيش» در صربستان متصل مى كند.
ارزش اين طرح اقتصادى بيش از ۶۰ ميليون دلار برآورد شده است .
احداث اين خط لوله گاز موجب مى شود صربستان به منابع انرژى بيشترى دسترسى داشته باشد.
براساس پيش بينى هاى به عمل آمده اين خط لوله با شبكه گازرسانى اروپاى  غربى نيز قابل ارتباط و اتصال خواهد بود.
پرتغال بدترين خشكسالى تاريخ خود را پشت سرمى گذارد
ايرنا: پرتغال در جنوب غربى اروپا از سال ۱۹۳۱ ميلادى تاكنون با بدترين خشكسالى  روبه رو بوده و به كشاورزان آن، ميليونها يورو خسارت وارد شده است.
بر اساس گزارشهاى دريافتى، در حالى كه بهار آغاز شده و سبزه ها چهره  طبيعت را دگرگون ساخته است، منظره زردگونه مناطق مختلف پرتغال همانند  مناظر پايان تابستان است.
از آغاز فصل پاييز، بارندگى در پرتغال كه در شبه جزيره ايبرى و ساحل  شرقى اقيانوس اطلس واقع است، بسيار كم بوده به گونه اى كه كمبود ريزش باران  در آن ظرف ۷۵ سال اخير سابقه نداشته است.
كمبود بارش باران در برخى نقاط جنوبى پرتغال حتى در ۱۰۰ سال اخير نيز  بى سابقه گزارش شده است.
اين وضعيت، در طول چند هفته اخير بروز چندين مورد آتش سوزى جنگلى را كه  در اين موقع از سال غيرمعمول است، به همراه داشته است.
بر اساس گزارشها، بيشتر كشتهاى سبزيجات و حبوبات در پرتغال نيز از بين رفته است.
هند، آمريكا را در زمينه همكارى با ايران توجيه مى كند
فارس: وزيرخارجه هند براى جلب موافقت مقامهاى كاخ سفيد با پروژه خط لوله گازى ايران - هند به آمريكا سفرخواهدكرد.
روزنامه تايمز هند با اعلام اين خبر افزود: يك هيأت عالى رتبه هندى به رياست ناتوار سينگ وزيرخارجه اين كشور طى روزهاى آينده سفر بسيار مهمى را به واشنگتن خواهدداشت.
يكى ازمهمترين اهداف سفر وزير امورخارجه هند به آمريكا، متقاعدكردن مقامهاى كاخ سفيد براى موافقت با پروژه خط لوله گازى ايران - هند است.
طى سفر اخير كاندوليسا رايس وزيرخارجه آمريكا به هند دو كشور براى گسترش همكاريها در زمينه هاى نظامى و انرژى به توافق رسيده بودند.
رايس همچنين مخالفت شديد كاخ سفيد را با پروژه خط لوله گازى ايران - هند اعلام كرده بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |