سه شنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۴ -
Tue, Apr 12, 2005
ديپلماتيك
۳۱۰۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
يادداشت
آن سوى خبر
يادداشت
نقش آمريكا درتحولات جمهورى هاى سابقاً اتحادشوروى
امير انصار

با سقوط دولت «عسگرآقايف» در قرقيزستان و استعفاى رسمى او، برگ ديگرى بر پرونده تازه تشكيل شده آسياى مركزى و قفقاز افزوده شد.
كشورهاى واقع در اين منطقه كه تا پيش از فروپاشى اتحاد شوروى ازجمله اقمار آن كشور به شمار مى رفتند، حتى در سالهاى پس از فروپاشى بلوك شرق نيز همواره جزيى از حياط خلوت روسيه جديد به حساب مى آمدند و اين درحالى است كه ساختار اقتصادى سنتى و مبتنى بر كشاورزى - و نه توليدات صنعتى - در بسيارى از اين كشورها قدرت عمل درخصوص انجام اصلاحاتى را كه به نظر كارشناسان منطقه از نان شب هم بر ايشان واجب تر است، سلب كرده است.
اگرچه تعداد اندكى ازاين جمهوريها همچون قزاقستان و يا تركمنستان به دليل دارابودن ذخاير نفت و گاز درجايگاه بهترى از ساير جمهوريها قرارمى گيرند و اما فساد موجود در ساختار سياسى و ادارى اين نوع جمهوريها نيز اجازه اصلاحات موردنياز را نداده است.
ازسويى، دلايل مذكور سبب شده اند تا سياستمداران اين جمهوريها به دنبال كسب پشتيبانى و حمايتهاى اقتصادى، سياسى از ديگر قدرت هاى منطقه اى همچون روسيه برآيند و ازسوى ديگر، اثبات ناتوانى روسيه درانجام اين حمايت هاى به همراه ايجاد برخى اختلافات سياسى و مذهبى سبب شد تا برخى از اين جمهوريها به فكر استفاده از پتانسيل موجود و متوقف شده غرب به خصوص آمريكا در پشت مرزهاى خود بيفتند.
حضور نيروهاى آمريكايى در قرقيزستان، تركمنستان، تاجيكستان، قزاقستان و ازبكستان همه نشان از خدمت به ظاهر بى منت آمريكا براى پشتيبانى از اين جمهوريها بوده است.
ولى در پشت پرده حضور نيروهاى آمريكايى در منطقه آسياى مركزى و قفقاز، كاخ سفيد تمام تلاش خود را مصروف داشته تا به نحو مطلوب، ۳ هدف عمده خود را دراين منطقه كه شامل مقابله با توان احتمالى روسيه تضعيف موقعيت ايران و دستيابى به منابع انرژى موجود در منطقه است، تحقق ببخشد.
درحقيقت، آمريكا دربرابر كمكهاى مالى، اقتصادى و هم پيمانى نظامى با برخى از اين جمهوريها، جاى پاى خود را درمنطقه قوت بخشيده و اين روند سبب شده است تا هم اينك، آمريكا به عنوان مهمترين حلقه تأثيرگذار درتحولات اين منطقه درآيد.
بررسى تحولات موجود در ۳جمهورى گرجستان، اوكراين و قرقيزستان نشان مى دهد كه آمريكا براى تغيير درحكومتهاى عمدتاً متمايل به روسيه درجمهوريهاى باقى مانده نيز برنامه هايى را طراحى كرده است.
اگرچه روسيه همواره نگرانى خود را از گسترش نفوذ غرب دراين منطقه به واسطه حضور ناتو و ساير اتحاديه هاى اقتصادى اعلام و گوشزد كرده، اما تحولات يكسال اخير دراين منطقه ثابت مى كند كه ظاهراً نه تنها گوش شنوايى براى اين نگرانى وجودندارد، بلكه حتى قدرت تأثيرگذارى كاخ سفيد دراين منطقه را بايد فراتر از يك نگرانى عادى دانست.
سقوط دولت متمايل به روسيه دراوكراين در سال گذشته كه به انقلاب تاريخى مشهور شد و روى كارآمدن تيم يوشچنكو و نيز انقلاب سرخ گرجستان كه منجر به بركنارى «ادوارد شواردنادزه» رئيس جمهورى نزديك به روسيه شد، همگى در راستاى افزايش نفوذ آمريكا در منطقه ارزيابى مى شوند.
ولى آنچه كه امروز، بسيارى از سياستمداران روسى را نگران كرده سقوط دولت رسمى قرقيزستان و استعفاى عسگرآقايف رئيس جمهورى اين كشور است.
نگرانى سياستمداران روسى از آن روست كه تكرار تجربه آنچه درگرجستان و اوكراين اتفاق افتاد، احتمال تداوم اين روند را قوت بخشيده، به طورى كه ادامه دومينوى تغييرات در منطقه ممكن است به تهديدى جدى عليه منافع روسيه بدل شود.
دراين حال، با بررسى سياست آمريكا در خاورميانه و مقايسه با آنچه در منطقه آسياى مركزى درحال وقوع است، مى توان به نتيجه قابل توجهى دست يافت.
درحقيقت، بوش با درك درست از آمادگى كشورهاى اين منطقه براى پذيرش تحولات ساختارى درصدد است تا سياست تغيير ازدرون را به جاى تحميل از بيرون درنمونه خاورميانه اى خود به نمايش گذارد. تاهم به هدف خود كه حضور فعال در آسياى مركزى و قفقاز است جامه عمل بپوشاند و هم به انتقاد همتايان اروپايى خود درخصوص استفاده از زور در تغييرات ساختارى خاورميانه پاسخ مناسبى دهد.
اگرچه درتحولات آسياى مركزى و قفقاز، آمريكا تلاش كرده است تا به صورت مستقيم واردعمل نشود، وليكن حمايتهاى پيدا و پنهان كاخ سفيد از تحولات منطقه به گونه اى است كه نمى توان از نقش پررنگ سياستمداران آمريكايى درجهت دادن به اين تحولات چشم پوشى كرد.
شكى نيست كه هدف آمريكا در دو منطقه يادشده به دليل وجود ذخاير انرژى يكسان بوده و تنها تفاوت موجود در شيوه حضور آمريكا است كه آن نيز صرفاً به دليل تفاوت هاى ماهوى رژيم هاى سياسى و نيز محدوديت هاى داخلى واشنگتن در تن دادن به لشكركشى ديگرى است.
برخى كارشناسان معتقدند كه تغييرات صورت گرفته در قرقيزستان تنها بخشى از نقشه اى است كه كاخ سفيد براى حضور خود در منطقه آسياى مركزى و قفقاز تدارك ديده است. به گونه اى كه با الهام از طرح خاورميانه اى آمريكا، نقشه كاخ سفيد براى اين منطقه را بايد «آسياى مركزى بزرگ» ناميد.
هم اكنون درحالى رؤياى «ولاديمير پوتين» رئيس جمهورى محبوب روس ها درخصوص تحت پوشش قراردادن جمهورى هاى تازه استقلال يافته در زير چتر امنيتى خود به فراموشى سپرده مى شود كه تحت تأثير مشكلات درونى اقتصاد و سياست خارجى روسيه، صداى پاى آمريكا روزبه روز در اين منطقه واضح تر به گوش مى رسد.
ansaramir@ yahoo.com
يك نمايشنامه در دادگاه مصر
206787.jpg
حسين پويا
پس از حدود چهارماه از آغاز ماجراى دستگيرى «محمود عيددبوس » تبعه مصرى متهم به جاسوسى براى ايران، دادگاه عالى امنيتى فوق العاده مصر، وى را به همراه ديپلمات دفتر حفاظت منافع كشورمان در قاهره به زندان محكوم كرد.
وضعيت و ماهيت سيستم قضايى مصر براى همگان روشن است و نياز به موشكافى و استدلالهاى فراوان براى تبيين امر نيست. گزارش توسعه انسانى سازمان ملل درمورد كشورهاى عربى بهترين گواه و سند اين امر است. در اين گزارش، ماهيت سيستمهاى سياسى عربى به اين شرح توصيف شده است: «حالت اضطرارى از سوى دولتها، عدم استقلال دستگاه قضايى و تأكيد بر غيرقانونى بودن رژيمها و ظلم و سركوب آنها و اينكه مردم ، در حقيقت و در باطن، در اشغال سردمداران حكومت و دروغ پرداز سياسى آنان هستند.»
با اين توصيف، طراحى و اجراى اين سناريو در خصوص موضوع جاسوسى براى بيگانه كه يكى از حساس ترين موضوعات امنيتى است ، تنها از عهده محافل اطلاعاتى و امنيتى مصر بر مى آيد؛ محافلى كه در روند روابط دو كشور هميشه متأثر از لابى اسرائيلى بوده اند. نكته مهم و اساسى در روند تنش زدايى و اعتماد سازى در روابط ايران و مصر در عدم التزام مصريها به معيارهاى اخلاقى واحترام متقابل و ترجيح دلالى و معامله گرى با آمريكا و اسرائيل و پيگيرى مشى تنش زايى كاذب است. در نگاهى سطحى ، طرح و پردازش وسيع رسانه اى سناريوى دستگيرى جاسوس ايرانى در قاهره با فقدان دلايل حقوقى از اساس مسخره و مضحك است ، اما دست اندركاران امنيتى اين نمايشنامه مضحك، اهدافى را وراى مسائل مرتبط با روابط دوجانبه تهران - قاهره و در سطوح داخلى، منطقه اى و بين المللى دنبال مى كنند.
نگاهى به شرايط كنونى داخلى وخارجى مصر نشانگر بحران هاى متزايد است . چنانكه در سطح داخلى حاكميت حزب حاكم با چالش جدى با فشار آمريكا مواجه است و اين امر بر نقش و جايگاه مصر در بحران خاورميانه به عنوان متحد منطقه اى آمريكا تأثيرگذار است.
نكته مهم در اين قضيه، نبود استقلال قوه قضاييه مصر و تأثيرپذيرى آن ازمعاملات مقامات امنيتى و سياسى و آشكارشدن نقش آن به عنوان بازوى اجرايى دستگاه سياسى و امنيتى اين كشور است. با اين تفاوت كه درمورد موضوع اخير، دادگاه عالى امنيت فوق العاده مصر كه تاكنون مسؤوليت رسيدگى به پرونده «عزام عزام» جاسوس اسرائيلى ، «سعدالدين ابراهيم» مدير مركز حقوق بشر در مصر و «ايمن نور» دبيركل حزب «الغد» را برعهده داشت و احكام متغير اعدام و حبسهاى طولانى را براى آنها صادر كرد، با طراحى دستهاى پشت پرده و بعد از تغيير دادگاه اوليه، مسؤوليت رسيدگى به پرونده دبوس را به عهده گرفت.
محافل سياسى براين باورند كه در اين سناريوى ساختگى ، نخستين سؤالى كه براى افكار عمومى ايران و مصر مطرح است، اينكه در شرايطى كه اراده سياسى و راهبرد تمامى مقامات عاليه و مؤسسات ايران مبتنى بر تقويت مناسبات جمهورى اسلامى ايران با كشورهاى اسلامى است، طرح سناريوى ساختگى پرونده مصرى با چه هدفى انجام گرفت. پاسخ اين سؤال براى همگان روشن است كه در پرونده روابط دوجانبه، مقامات مصرى به دنبال خريد و فروش اوراق بهره و سود حاصل از آن به ديگران هستند و اراده مردم خود را براى مناسبات با كشورها درنظر نمى گيرند.
هدف مصريها از اجراى اين سناريو، تنظيم مجدد روابط قاهره با واشنگتن و تل آويو در شرايط جديد منطقه اى و بين المللى و فروش آن و امتيازگيرى براى زمينه سازى جانشينى «جمال» پسر «حسنى مبارك» است.
مصر با تداوم شرايط كنونى نه تنها فاقد مشروعيت رهبرى عربى در روند حل و فصل خاورميانه است، حتى نتوانسته است از جانب مردم خود مشروعيت پيداكند.
امتيازدهى يك طرفه مصر به اسرائيل با عادى سازى روابط درجريان كمپ ديويد نه تنها صلحى را براى منطقه به همراه نداشت، بلكه دست درازى آمريكا و اسرائيل را به حريم سياسى و امنيتى كشورهاى عربى تشديد كرد.
دولت مصر به اذعان بسيارى از تحليلگران مصرى نه تنها از موضع اصولى انقلاب و جمهورى اسلامى درجهت تقويت و حمايت از موضع اعراب در قضيه فلسطين و درمقابل اسرائيل بهره بردارى مطلوب نكرد، بلكه با يك اشتباه استراتژيك درصدد مخدوش كردن نقش و موضع ايران دراين خصوص برآمد.
چنين رويكردى منجر به خالى شدن عقبه استراتژيك كشورهاى عربى ازحمايت يك كشور قدرتمند اسلامى و افزايش عطش پايان ناپذير خواستهاى نامشروع و تجاوزكارانه آمريكا و اسرائيل در امر داخلى و خارجى اعراب شد.
با سقوط رژيم بعث در عراق و سرنگونى صدام، عملكرد گذشته حكام مصر در حمايت از ديكتاتور عراق و تداوم نفوذ بعثيها درنهادهاى اجتماعى، سياسى و حتى امنيتى مصر، توان اين كشور براى ايفاى نقش فعال و مطلوب در نظام امنيتى جديد منطقه اى زيرسؤال رفته و آمريكا به دنبال دموكراتيزه كردن كشورهاى عربى بويژه مصر است و تلاش مى كند با اعمال فشار از خارج، برخى تغيير و تحولات دركشورهاى عربى مانند مصر را با هدف كنارزدن ديكتاتورهاى غرق در قدرت كه به قول روزنامه «واشنگتن پست»، آمريكاييها او را دشمن دموكراسى مى دانند، اعمال نمايند.
دوران موج سوارى رهبران نالايق بر افكار عمومى داخلى و عربى با امتيازدهى و باج دهى در سياست خارجى به آمريكا و با وعده صلح و اصلاحات و مردم سالارى به سررسيده است.
تلاش سيستم سياسى و امنيتى و نظام هزار خاندان رئيس جمهورى مادام العمر كه بى شباهت به نظام شاهنشاهى ايران نيست، براى تداوم زورمدارانه حالت فوق العاده بر اين كشور نمى تواند اين كشور را از بحران كنونى رهايى بخشد. سناريوى تنش زايى با ايران هم با برگزارى دادگاه نمايشى و صدور حكم فرمايشى با هدف فرافكنى مشكلات داخلى نيز ترفند نخ نمايى است كه نمى تواند سردمداران قاهره را ازموج عظيم تحولات داخلى اين كشور به سلامت عبوردهد و جمال مبارك را بر مسند قدرت بنشاند.
درك صحيح سياستمداران مصرى از شرايط جديد منطقه و جهان و بازنگرى بنيادين در استراتژى سياست و روابط خارجى اين كشور و بويژه پرهيز جدى از جوسازيهاى ناشيانه و مغرضانه، فرصت مناسبى را براى دو كشور با سابقه تمدنى و فرهنگى عظيم براى اعتمادسازى فراهم خواهدآورد.
حكام مصرى مى دانند روابط حسنه با ايران، فضاى افكارعمومى داخلى اين كشور را براى طى كردن مسير مردم سالارى بومى آرام خواهدكرد و موجبات مشروعيت نظام سياسى اين كشور را فراهم خواهدآورد.
حال، لازم است مقامات كشورمان دراين قضيه از فروغلتيدن دردام فتنه صهيونيستى كه مبتنى بر بحران آفرينى در روابط كشورهاى اسلامى است، دورى كنند و منافع جهان اسلام را با تدبيرو حكمت دنبال نمايند.
بى اعتنايى به حركتهاى ضداخلاقى و بى ارزش مقامات مصرى كه درتعامل با روابط خارجى، به رفتارهايى دور از شأن فرهنگ و تمدن دو ملت بزرگ مصر و ايران روى آورده اند، بهترين رويه است. چرا كه همواره وجدان تاريخ و افكار عمومى بهترين دادگاه و شاهد در تعيين ثواب و خطاى حاكمان مى باشد.
ايران و نخست وزيرشيعه عراق
206916.jpg
«محجوب زويرى»
استاد مطالعات خاورميانه در دانشگاه «دورهام» انگلستان
مجمع ملى عراق كه اعضاى آن در نخستين انتخابات آزاد در تاريخ اين كشور انتخاب شده اند، «ابراهيم جعفرى» را از حزب الدعوه به نخست وزيرى عراق برگزيد.
حزب الدعوه قديمى ترين تشكل سياسى شيعى در عراق است و در روى كارآوردن حكومتى اسلامى در عراق، همواره هدف مشترك آن با روحانيان حاكم بر ايران بوده است.
اين حزب همچنين طى بيش از ربع قرن حكومت صدام حسين بر عراق كه رهبرى خود را به خارج از اين كشور انتقال داد، تحت حمايت آشكار و مستقيم جمهورى اسلامى ايران بود كه به حيات سياسى ادامه داد اما بروز انشعاب در آن سبب شد كه بخشى از بدنه حزب لندن را به جاى تهران به عنوان مركز فعاليت خود برگزيند.
ابراهيم جعفرى به اين شاخه از حزب الدعوه تعلق دارد.
ايران منافع غيرقابل انكارى در عراق دارد كه بخشى از آن مورد قبول و تأييد آمريكا و دولتهايى كه در حمله به عراق شركت داشتند نيز هست. گفته مى شود پيش از حمله به عراق، ايران نگرانى خود را با دولتهاى اروپايى شركت كننده در اين حمله و در واقع به صورت غيرمستقيم با آمريكا در ميان گذاشت و پس از دريافت تضمينهايى، به نوعى با عمليات نظامى آمريكا و متحدانش در عراق همكارى كرد. از سفر «جك استراو» وزيرخارجه بريتانيا به تهران كه پيش از حمله به عراق صورت گرفت به عنوان نشانه اى از مذاكرات و معاملات ميان ايران و حمله كنندگان به عراق ياد مى شود.
فروپاشى رژيم حاكم بر عراق در نهم آوريل ،۲۰۰۳ آغازگر فصل تازه اى در روابط ايران و عراق شد و تهران كه از اين تغيير استقبال كرده بود، حمايت از گروههاى شيعى را بارزترين وجهه سياست خود در عراق پس از جنگ قرار داد.
گروههاى سياسى شيعى عراقى در ايران زير چتر مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق به رهبرى سيد محمد باقر حكيم گردآورى شده بودند و با انتقال مركزيت اين سازمان سياسى از ايران به عراق، موج انتقادات عليه حكومت ايران كه به دخالت در امور داخلى عراق متهم شده بود تا حدود زيادى فروكش كرد.
اين در حالى است كه حضور اين مجلس و بازوى نظامى اش، موسوم به لشكر بدر در عراق به طور مستقيم منعكس كننده تفكر شيعى موجود در ايران بود.
اما گذشت زمان ثابت كرد كه هرچند گروههاى سياسى شيعه عراقى عمدتاً در ايران تشكيل شدند و سالها مورد حمايت جمهورى اسلامى قرار داشتند، با استقرار در عراق و تعامل با ساير گروهها و جريانهاى شيعى همچون شاخه لندن حزب الدعوه، ديدگاه متفاوتى از آنچه در جمهورى اسلامى حاكم است از خود نشان دادند.
براى دريافتن به اين تفاوت كافى است به نظرات سيد محمد باقر حكيم، رئيس مقتول مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق و آيت الله «سيدعلى سيستانى»، مرجع بزرگ شيعه در عراق در مورد تعيين نوع حكومت در اين كشور توجه شود.
از سوى ديگر، برقرارى نظام مذهبى مشابه با ايران در عراق نيز لزوماً با منافع جمهورى اسلامى سازگار نيست.
به نظر مى رسد آنچه جمهورى اسلامى در عراق به دنبال آن است، حضور پررنگ نيروهاى شيعى در اداره امور كشور است و نه حكومتى دينى به سبك ايران. ايران از انتخابات اخير در عراق به طور كلى حمايت كرده و از پيروزى شيعيان در آن و سپردن مسؤوليتهاى كليدى به آنان خشنود است. در چنين شرايطى نبايد انتظار داشت كه انتخاب ابراهيم جعفرى، سخنگوى پيشين حزب الدعوه به نخست وزيرى عراق به تحولى اساسى در عراق بينجامد.
شيعيان از ابتداى فروپاشى حكومت صدام حسين همواره در اركان قدرت حضور چشمگير داشته اند و بر اين باورند كه در آينده نيز نقش كليدى در اداره امور عراق در دست آنان خواهد ماند.
در اين ميان، هرچند، برخى محافل سياسى، جعفرى را دوست و متحد ايران قلمداد مى كنند، دولت آمريكا نيز از انتخاب او به نخست وزيرى استقبال كرده و سخنگوى وزارت خارجه آمريكا به صراحت از او با عنوان «دوست و متحد» نام برده است.
بدين ترتيب انتظار نمى رود قرار گرفتن ابراهيم جعفرى در سمت رياست دولت عراق بر روابط اين كشور با ايران تأثير چندان قابل توجهى داشته باشد و تمايلى نيز از سوى ايران براى افزودن بر نقش خود در عراق مشاهده نمى شود.
از سوى ديگر، ساختار سياسى فعلى عراق و تقسيم قدرت ميان شيعيان، اهل سنت و كردها به گونه اى است كه هيچيك از آنها به تنهايى قادر نيست زمام امور را به دست بگيرد و ديگر گروهها را منزوى كند.
*  چاپ اين مقاله به معناى تأييد تمام مطالب آن نيست.
منبع: بى.بى.سى
آن سوى خبر
روسيه ، بازيگر ناتوان دومينوى اوكراين و آسياى مركزى
در پى خيزش هاى اخير در اوكراين و قرقيزستان و سرنگونى رژيم هاى طرفدار روسيه در اطراف مسكو، روسيه بيش از پيش، خود را در معرض تأثيرپذيرى از دومينوى موجود مى بيند.
براندازى حكومت «عسگر آقايف» در قرقيزستان ، سومين خيزش ازاين نوع در منطقه اطراف روسيه در كمتر از دو سال گذشته بوده است.در قرقيزستان ، اما براندازى حكومت آقايف را نمى توان همچون مورد گرجستان يا اوكراين به رقابت ژئوپولتيك شرق و غرب نسبت داد، بلكه اقتدار و اتفاق يك اپوزيسيون متفرق، رئيس جمهور نامحبوب و ديكتاتور را بركنار كرد.روسيه براى گسترش حوزه نفوذ خود به چنين رژيم هاى خود مردمى تكيه كرده است.
پس از بركنارى رژيم آقايف در قرقيزستان پنج ميليون نفرى ، در بيلوروس نيز درگيرى شديدى بين پليس و تظاهركنندگان رخ داد كه خواهان بركنارى «الكساندر لوكاشنكو» رئيس جمهورى اين كشور بودند.
«آندرى كليموف» رهبر مخالفان بيلوروس دراين تظاهرات اعلام كرد كه روسيه و بوروكراتهاى بيلوروس به هوش باشند كه كشور در آستانه يك انفجار بزرگ قرار دارد و هدف ما ، شروع يك انقلاب عظيم است كه نتيجه آن بركنارى لوكاشنكو، آخرين ديكتاتور اروپا است.
در ازبكستان كه در همسايگى قرقيزستان قرار دارد، رهبران گروههاى مخالف از جناحهاى مختلف در بيانيه اى مشترك به ستايش از خيزش قرقيزستان پرداختند.
آنها در اين بيانيه اعلام كردند كه اطمينان دارند روند دموكراسى و اصلاحات كه در قرقيزستان آغاز شده است ، به سرعت بر ديگر كشورهاى آسياى مركزى تأثير خواهد گذاشت.
آثار دومينوى منطقه بر روسيه نيز سايه خواهد افكند.
مسكو نااميدانه خواهان تشكيل يك منطقه آزاد تجارى است كه بتواند بخشى از قدرت اقتصادى از دست رفته اش را بازيابد ، اما چنين حركتى به همكارى نزديك قزاقستان و بيلوروس نيازمند است. اگرچه به نظر سران روسيه، اين دو كشور داراى امنيت كامل هستند ، اما منابع اپوزيسيون چنين نظرى را تأييد نمى كنند و ائتلاف مورد نظر روسيه را نمى پسندند.
شريك چهارم اين طرح ، يعنى اوكراين از هم اينك اعلام كرده است كه چنانچه «ويكتور يوشنچنكو» رئيس جمهورى جديد اين طرح را مطابق با منافع ملى كشور نداند، از آن كناره گيرى خواهد كرد.
مسكو به قزاقستان ، جمهورى آذربايجان و تركمنستان كه داراى ذخاير مهم نفت و گاز هستند ،براى حفظ موقعيت كنونى اش به عنوان مسير اصلى ترانزيت محصولات نفتى و گازى نيازمند است. همچنين ارمنستان وتاجيكستان ميزبان نيروهاى نظامى روسيه در پايگاههاى نظامى هستند كه ضامن امنيت ملى روسيه در قفقاز و آسياى مركزى به شمار مى روند.
روى كار آمدن مخالفان در هر يك از اين كشورها مى تواند منافع استراتژيك روسيه را به شدت تهديد كند.
كرملين پس از باخت نبرد قدرت در اوكراين كه در پاييز گذشته رخ داد، با دقت بيشترى تحولات قرقيزستان را دنبال مى كند و با ظرافت پيگير امور است تا حمايت آشكار از رهبر قزاقستان در صورت شكست او و كناره گيرى اش براى روسيه دردسر ساز نشود.
«فئودور لوكيانف» سردبير مجله روسى امور بين المللى به آسوشيتدپرس گفت كه روسيه هرگز تصور نمى كرد كه رويدادهاى اوكراين اينچنين يكى پس از ديگرى ورق بخورد. لذا تصميم گرفته است تا خود را از صحنه خارج كند و به عنوان يك ناظر ساده بر رويدادها نظارت نمايد تا  آتش ساير جمهوريها دامن گيرش نشود.
قرقيزستان تحت حكومت آقايف ميزبان پايگاه هاى نظامى آمريكا و روسيه بود كه تنها ۲۰ مايل با يكديگر فاصله داشتند واين خود دليل ديگرى است كه چرا مسكو و واشنگتن هيچيك فعالانه از مخالفان حمايت نمى كردند.
كوكيانف ادامه مى دهد كه هيچكس خواهان بى ثباتى در قرقيزستان نيست، زيرا منافع مسكو و واشنگتن دراين منطقه تلاقى كرده است.
«آدام ارلى» سخنگوى وزارت خارجه آمريكا پس از وقايع اخير در قرقيزستان گفت: واشنگتن آماده است تا براى «برقرارى نظم» در قرقيزستان با روسيه از نزديك همكارى كند.
«كلب پاولوفسكى» استراتژيست نامدار روسى كه داراى پيوندهاى نزديكى با كرملين است مى گويد: مسكو از ادامه پيوندهاى پيشين با جمهورى هاى اتحاد شوروى ناتوان است ، زيرا معمولاً خيلى دير دست به كار مى شود وتلاشهايش بدون سازماندهى انجام مى شود.
وى كه از نزديك در جريان تحولات اوكراين بود، دريك برنامه سياسى تلويزيونى در مسكو گفت كه روسيه در اوكراين دير از خواب بيدار شد و اين سياست تأخيرى بسيار برايش گران تمام شد.
«استانيسلاو بلكوفسكى» يكى ديگر از تحليلگران روسى كه او هم پيوندهايى باكرملين دارد نيز گفت كه كندى و بى عملى روسيه در قرقيزستان نشان داد كه كرملين به جاه طلبى هاى خود در داشتن نقش برتر در منطقه پايان داده است.
بلكوفسكى مى گويد: خيزش موفقيت آميز قزقيزستان نشان داد كه روسيه نمى تواند و نمى خواهد فضاى پس از اتحاد شوروى رادر دست بگيرد.درهمين ارتباط «ولاديمير پوتين» پس از اتفاقات قرقيزستان نسبت به اميد بستن فوق العاده به جامعه مشترك المنافع كشورهاى مستقل هشدار داد و تأكيد كرد كه اين جامعه يك ائتلاف ۱۲ عضوى سست است كه مسكو نمى تواند به آن اتكا كند.
منبع : آسوشيتدپرس
(ترجمه محمدرضا خداقلى پور)


|   شناسنامه   |   آرشيو   |