|
قتل ۷ دوست در مدرسه
طرحى كه در هند با خنده و تمسخر روبرو شد، در آمريكا قربانى مى گيرد
|
|
|
در ماه مارس امسال بار ديگر خبر قتل گروهى در يك مدرسه، آمريكا را تكان داد. جفرى وايس نوجوان ۱۶ ساله در شهر كوچك رد ليك Red Lake در ايالت مينه سوتا، با شليك گلوله ۹ نفر را به قتل رساند و بعد به زندگى خود خاتمه داد. صحنه اصلى قتل عام مدرسه شهر كوچك بود كه در آن ۷ نفر جان خود را از دست دادند، جف وايس قبل از ورود به مدرسه دو نفر ديگر از جمله پدر بزرگ خود را كشته بود. اين آخرين مورد از قتل هاى گروهى در مدارس آمريكاست كه هر از چند بار آمريكا را تكان مى دهد. تكرار پديده دردناكى از اين نوع پيش از هرچيز نشان دهنده يك زمينه اجتماعى مساعد براى رشد مصيبت است. كشيشان كاتوليك فرصت را مغتنم شمردند و در توضيح اين زمينه اجتماعى، گسترش بى خدايى را علت ظهور اين پديده خواندند. مايكل مور، در رابطه با قتل ۱۲ شاگرد و معلم در كلمباين كلرادو، عامل ديگرى را كشف كرده بود: طمع كارخانجات اسلحه سازى. اگر چه مايكل مور، زمينه هاى عميق تر اجتماعى را توضيح نمى داد، اما افشاگرى او مشت عده اى انگل را بازكرد و آن ها را در هراس از بى آبرويى به تكاپو واداشت. اخبار جديد حاكى از آن است كه در فاجعه مينه سوتا نيز مانند كلمباين، اثر انگشت انگل ها در كار بود و وقتى خبر فاجعه در جهان پخش شد، كسانى نگران بودند مبادا اين اثر انگشت كشف شود و رسوايى به بار آورد. به همين جهت وقتى خبر رسيد جف وايس به هيتلر علاقه داشت، آنها نفسى به راحتى كشيدند. پس ! نازيسم و آنتى سميتيسم است كه مسؤوليت اين جنايت را برعهده دارد. خبر تمايلات نازيستى جف را رسانه هاى انحصارى مثل بى بى سى و رويتر و گوگل و ان بى سى و بقيه با آب و تاب بازتاب دادند، به طورى كه اگر در بخش جست وجوى گوگل اسم جف وايس را بنويسيد، به طور مكرر مقالات و اطلاعات مربوط سوابق يا علايق او به نازى ها و هيتلر جلوى چشم شما قرار خواهد گرفت . اما چه كسانى اند كه با شنيدن خبر علاقه جف وايس به هيتلر نفسى به راحت كشيدند؟ پاسخ: شركت هاى دارويى. اتفاقا اين ها هم موضوع كار بعدى مايكل مور هستند و بايد ببينيم مايكل مور در مورد اين فاجعه چه اطلاعاتى به ما خواهد داد. اما اطلاعات لازم اگر چه مثل خبرهاى مايكل مور درجهان پخش نمى شود، هم اكنون وجود دارد. پزشكان براى جف پروزاك Prozac تجويز كرده بودند، دارويى كه در باره عوارض جانبى آن مكرر هشدار داده شده است و مى تواند به بيمار حالت تهاجمى داده و يا او را به خودكشى بكشاند، اما شبكه نيرومندى در كار است كه از اقدام در مورد اين هشدار جلوگيرى مى كند و برعكس پروزاك را به نقل و نبات جهان پر از تشويش ما تبديل كرده است. مصرف داروهاى ضد افسردگى و روانى قبل از اين بيشتر در كشورهاى پيشرفته و ثروتمند رواج داشت ولى اكنون تحت توجهات مردم كشورهاى جهان سوم گرفته است اين كشورها كه مصرف داروهاى آرام بخش، ضد افسردگى و داروهاى مشابه آن در اين كشورها به شدت رشد پيدا كرده است. از اين رو اطلاعاتى كه بعد از قتل در مدرسه مينه زوتا در مورد پروزاك داده شده، و به شدت تكان دهنده است ، مى تواند مفيد باشد. در اين جا از گزارشى استفاده مى كنيم كه الكساندر كابرن نويسنده و روزنامه نگار برجسته مقيم آمريكا در رابطه با قتل عام درمدرسه مينه زوتا و خطرات پروزاك داده است. در زندگى نامه جفرى وايس انبوهى اطلاعات دردناك تلمبار شده است كه بعضى از آن ها مربوط به گذشته و برخى در رابطه با زندگى جارى او قبل از مرگ است و هر كودك و نوجوانى با چنين مصايبى روبرو شود، زخم هاى عميق روانى را با خود حمل مى كند. درمان اين زخم ها نياز به ساز وكار اجتماعى وسيعى دارد كه فعلا دولتها معتقدند خرج بر مى دارد و دولت را «بزرگ» مى كند، بنابراين روانپزشكان به جاى هر چيز به روشى متوسل شدند كه اكنون بيش از پيش معمول شده است: تقديم يك نسخه براى مصرف دايمى پروزاك. جف فقط ۸ سال داشت كه پدرش خودكشى كرد، مادرش به شدت الكلى بود. جف همراه با مادر و دو خاله و پسر خاله اش در يك مركز اجتماعى در مينيا پوليس زندگى مى كرد. جف تنها ۱۰ سال داشت كه مادر در يك حادثه رانندگى كه به مصرف الكل ربط داشت دچار فلج مغزى و بدنى مى شود و تنها هم بازى اش، يعنى پسر خاله اش نيز در اين حادثه جان خود را از دست مى دهد. جف را بعد از اين حادثه به رد ليك كه يك مركز اقامت سرخ پوستان آمريكاست بر مى گردانند. از اين ببعد زندگى جف قصه اى است از انزوا، مورد تمسخر قرار گرفتن در مدرسه به عنوان يك بيگانه، و بعد كه بزرگ تر مى شود، مقابله با اين وضعيت از طريق رفتارهاى غير طبيعى. با وجود اين انزواى جف تا حدى است كه بعد از حادثه در شهركوچكى كه مركز استقرار بوميان آمريكايى است و همه يك ديگر را مى شناسند، كمتر كسى او را مى شناخت. اين اولين بار نيست كه در فاجعه اى از اين نوع رد پاى داروهاى ضد افسردگى به ويژه پروزاك پيدا مى شود. در كلمباين لووكس Luvox، در لوئيس ويل كنتاكى كه جوزف وسبكر ۹ نفر ازجمله خودش را كشت، پروزاك تجويز شده بود. در ۱۵ سال اخير كه اين نوع قتلها گسترش يافته در موارد متعدد مساله مصرف اين داروها به موضوع مجادله و حتى محاكمه تبديل شده است. ماجرا فقط به عوارض جانبى ناشناخته و يا عدم اطمينان هايى كه مصرف يك دارو دارد محدود نمى شود. هرچه پرونده مسأله را تعقيب كنيد، آثار جرايم و جناياتى خود را به نمايش مى گذارد كه ماجراى قتل ها در برابر آ ن رنگ مى بازد. پروزاك دارويى است كه شركت Eli Lilly توليد مى كند. برخى از اشخاصى را كه در هيات مديره اين شركت نشسته اند يا رياست آن را داشته اند، همه مى شناسند از جمله : جرج هربرت والكر بوش،كن لى عضو سابق هيات مديره شركت انرون، ميچ دانيلز مدير كل سابق بخش مديريت و بودجه دولت بوش، سيدنى تارول مشاور امنتى بوش واعضاى اتحاديه ملى براى بيماران روانى كه توسط شركت ليلى تاسيس شده و حمايت مالى مى شود. امسال بريتيش مديكال جورنال مقاله اى منتشر كرد كه در آن به جهانيان هشدار داد شركت ليلى در رابطه با قتل در كنتاكى به نحوى از در پشتى پول خرج مى كرد تا پرونده اى را كه در رابطه با اثرات داروهاى اين شركت در دادگاه مطرح بود به نفع خود خاتمه دهد. در مقاله اين مجله معتبر پزشكى ۵ مورد از سوابق ليلى يادآورى شد كه يكى از آن ها همان پرونده قتل در كنتاكى در ۱۹۹۴ و ماجراى پرداخت پول براى سرپوشى حقيقت بود. بعد از انتشار مقاله در مجله پزشكان بريتانيا، شركت ليلى روزنامه نگاران مزد بگير را رديف مى كند كه ماجرا را لوث كيند و رسانه هاى بزرگ انحصارى نيز به شيوه اى كه معمول است خبر را از مركز توجه عامه بر مى دارند. فعاليت ضد اجتماعى شركت ليلى فقط به اعمال نفوذ براى جلوگيرى از پخش اطلاعات مربوط به عوارض دارو منحصر نمى شود. فساد عميق تر دستكارى در مجموعه تحقيقات پزشكى و سيستم بهداشت و داروست. ليلى براى دفاع از خود در مقابل گزارشاتى كه در مورد خطرات محصولات دارويى اش داده مى شود، معمولا به يك سرى تحقيقات و مهر انجمن پزشكان آمريكا FDA كه بر تجويز دارو صحه گذاشته متوسل مى شود. اما خود اين تحقيقات و اعتبار امضاى انجمنى كه بايد از منافع عموم دفاع كند، با اقدامات ليلى زير سوال مى رود و به اين ترتيب ناامنى اجتماعى در رابطه با اخبار پزشكى و علمى به وجود مى آورد. بر اساس تحقيقات روزنامه نگاران شركت ليلى براى اين كه تاييد FDA براى تجويز پروزاك را به دست آورد، يك سرى پژوهش هاى دو ساله را به انجام رساند و نتايج آن را در اختيار FDA قرار داد. روزنامه نگاران پژوهشگر، از جمله الكساندر كابرن نويسنده فوق الذكر، در يك پژوهش اختصاصى در يافتند كه در تحقيقات ليلى، آن گروه از بيمارانى كه دست به خودكشى زده اند، كودكان، و افراد مسن از ليست كسانى كه مورد تحقيق قرار مى گيرند خارج شده است و در نتيجه گزارش تحقيقات كه در اختيار FDA گذاشته شده برخى از بدترين عوارض دارو را به ميل صاحبان شركت حذف كرده است. اما مسأله به همين خاتمه پيدا نمى كند. دكتر پيتر برگين روانشناس مشهور آمريكا كه روند تاييد پروزاك توسط انجمن پزشكان آمريكا FDA را تجزيه و تحليل كرده است ، گزارش داده است تأييديه انجمن پزشكان آمريكا بر اين دارو نهايتاً بر سه تحقيق استوار بود كه تازه آن هم نشان مى داد فلوكستين هيدرو كلريد fluoexetine hydrochloride ? ماده اصلى پروزاك - بعضى از عوارض افسردگى را به ميزان خيلى كم تخفيف مى دهد، يعنى كمى بيشتر از اين كه به بيمار به جاى دارو مثلا آب داده شود[ در اصطلاح پزشكى، كمى بيش از placebo]. در ۹ تحقيق ديگر پروزاك هيچ اثر مثبتى نشان نمى داد. علاوه بر همه اين ها نكته اى كه ارزش همين تحقيقات را هم به شدت كاهش مى دهد اين است كه در اين تحقيقات فقط ۶۳ نفر، كه در يك دوره دوساله پروزاك مصرف كرده بودند، مورد بررسى قرار گرفتند. اما البته مهم تر از تحقيقات و اطلاعات پزشكى آدم هاى متنفذى هستند كه در هيأت مديره ليلى مى نشينند و همه رابطه نزديكى با دولت بوش و سرمايه دارانى دارند كه پول انتخاب بوش را داده اند. عليرغم ضعف همه دلايل كه در اختيار FDA گذاشته شده بود، و تأييد ضعيف اين انجمن، در سال ۱۹۸۸ انستيتوى ملى سلامت روانىNational Institute of Mental Health نه تنها مهر دولت را بر اين محصول شركت ليلى مى زند بلكه مكانيسمى فراهم مى آورد كه بر مبناى آن پول و پرسنل دولتى در اختيار افزايش تقاضا براى محصولات اين شركت دارويى قرار مى گيرد. وقتى به اين ترتيب پروزاك مهر تأييد مى گيرد و به بازار روانه مى شود، روانپزشكان كه بر اساس آمارنسبت خودكشى در ميان آن ها دو برابر خودكشى در ميان مردم آمريكاست،به ابزار اصلى برنامه شركت براى بالا بردن مصرف تبديل مى شوند. روانپزشكان يك سرى علايم و آسيب ها را سرهم كرده و در نشريه Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders منتشر مى كنند تا در خدمت مصرف پروزاك قرار گيرد. سر دبيرى اين نشريه را در سالهاى ۸۰ رابرت سپيتزر برعهده داشت ، او پزشكى است كه كار عمده اش تداركات پزشكى در خدمت شركت هاى بيمه است تا بتوانند پول بيشترى از دولت بگيرند و هزينه بيماران را كاهش دهند.كارهايى از قبيل نام گذارى بعضى بيماريها به عنوان امراض شايع كه در اواخر قرن بيستم معمول شد، تنظيم يك طرح درمانى براى آن ها و نشان كردن داروهايى كه دولت به تأمين هزينه آنها كمك مى كرد و از اين قبيل. وقتى در آغاز دهه ۹۰ وقتى تحقيقات نشان داد پروزاك عوارضى به صورت افزايش خشونت نشان مى دهد، شركت ليلى روانشناسان خود را بسيج كرد كه آب روى آتش بريزند. كميته مشورتى داروهاى روانى وابسته به انجمن پزشكان آمريكا FDAشs Psychopharmacologic Drugs Advisory Committee تشكيل جلسه داد كه تصميم بگيرد آيا بايد روى جعبه دارو هشدار داد كه دارو مى تواند عوارضى مثل خودكشى داشته باشد. از ده نفر عضو هيأت تصميم گيرنده ۵ نفر منافع مالى بلاواسطه در رابطه با داروهايى داشتند كه كميته مورد تحقيق قرار مى داد. وهمه آن ها عليه اعلام خطر رأى دادند. روانپزشكان ديگر كه در استخدام شركت بودند برعكس شروع كردند به تبليغ تجويز پروزاك به عنوان يك داروى مؤثر براى احساس ناامنى اجتماعى، و حتى طرح هايى براى اين كه پروزاك به طور اجبارى در ليست داروهايى كه براى نوجوانان تجويز مى شود قرار گيرد. الكساندر كه مقاله اش را از دهلى در هند پست كرده، مى نويسد در سال ۲۰۰۰ وقتى صدها هندى در ايالت اندرا پردا كه در اثر اجراى سياستهاى نئو ليبرال به فلاكت افتاده بودند دست به خودكشى زدند، دولت محلى اعلام كرد تيمى از روانپزشكان را مى فرستد تا علل افسردگى كشاورزان را بررسى كنند. اين بدان معنا بود كه اين زارعين از نظر روانى ثبات ندارند. ولى اين نوع كلك ها در مورد علل افسردكى روستائيان در هند زياد پيش نرفته است . وقتى طرح اعلام شد روزنامه شروع به تمسخر آن كردند و در انتخابات، حكومت محلى كه نور چشمى نوليبرال هاى غربى بود سقوط كرد. در آمريكا چنين شانسى وجود ندارد. و وقتى دولت بوش برنامه هاى جديدش را اعلام كرد كه خانواده هاى متوسط را به ورشكستگى خواهد كشيد، لابد بايد الى ليلى جشن گرفته باشد. بايد دانست قتل هايى كه توسط جوانانى صورت گرفته كه اين دارو ها را مصرف مى كردند فقط محدود به آمريكا نيست. قتل هاى مشابه بعضى در ابعاد كوچك تر و بعضى به اندازه كافى پر سرو صدا، مثل قتل آنا ليند وزير خارجه سوئد توسط جوانانى صورت گرفته كه اغلب چنين داروهايى مصرف مى كرده اند. طبيعتاً نمى توان تمام اين قتل ها را ناشى از مصرف داروهاى مذكور دانست ولى با توجه به آن چه در اين مقاله آمده است متقابلاً نمى توان دانست مصرف اين داروها چقدر در واكنش تهاجمى كسانى كه مرتكب قتل مى شوند تأثير داشته است.
|