|
نگاهى به فراز ونشيب هاى تئاتر ۸۳
يك سال پرهياهو
|
|
|
رضا آشفته تئاتر در سال ۸۳ بر خلاف سالهاى قبل از حواشى زيادى برخوردار بود وشايد دليل عمده آن به عزل و نصب مديران مركز هنرهاى نمايشى بر مى گردد. در آغاز بهار سال گذشته مجيد شريف خدايى از سمت خود كنار رفت و به جاى او دكتر خسرونشان به عنوان رئيس مركز هنرهاى نمايشى انتخاب شد. عده اى از هنرمندان كه قبلاً از جايگاه معتبرى برخوردار شده بودند از همان ابتدا نشان دادند كه نمى توانند با سياستهاى جديد خود را همخوان سازند بنابراين خود را از ادامه فعاليتهاى هنرى محروم كردند. همچنين سياست هاى جديد نيز گاهى با تنش هاى اعتراض آميز و منتقدانه هنرمندان مواجه مى شد براى آنكه آنان همچنان به قواعد از پيش وابستگى نشان مى دادند. مثلاً قضيه گيشه اى شدن تئاترها يكى از اقدامات مؤثر براى حرفه اى شدن تئاتر تلقى مى شد كه گروههاى زيادى با اين موضوع موافق نبودند. البته گيشه اى شدن تئاتر نيز در درازمدت به نتيجه مى رسد . براى آنكه در زمان كوتاه تحقق مخاطب سازى ، تبليغ، بهره مندى از اسپانسرهاى مالى قوى و خوداتكايى گروههاى تئاترى كه از عوامل عمده گيشه اى شدن (يا به عبارت بهتر حرفه اى شدن تئاتر) به شمار مى آيند، امكان پذير نيست. تعيين مديران هنرى در كنار مديران ادارى تالارها نيز از ديگر برنامه هاى سال گذشته بود كه از امسال اين افراد براى بالا بردن سطح كيفى نمايش ها و ايجاد هماهنگى هاى لازم براى شكل گيرى گروههاى تخصصى و حرفه اى و از همه مهمتر مخاطب سازى براى تالارها كه همگى منجر به ارتقاى سطح كمى و كيفى تئاتر مى شود، فعاليت خود را آغاز خواهند كرد. توسعه تئاتر نيز يكى از بهترين سياست هاى دوره جديد است كه مى توان به آن به عنوان يكى از اهداف بلندمدت و در عين حال ماندگار تئاتر كشورمان ياد كرد و اگر مسؤولان فرهنگى در جهت توجه و اجراى آن كوشا باشند مطمئناً در سال هاى آتى شاهد يك تئاتر ايده آل و مطلوب در سراسر كشورمان خواهيم بود. حمايت از گروههاى تجربى، توجه اصولى و بنيادين به تئاتر شهرستان ها، حذف رقابتى بودن نمايش ها در جشنواره بين المللى تئاتر فجر، راه اندازى تالار فردوسى و... از جمله برنامه هاى مركز هنرهاى نمايشى در سال ۸۳ بود كه شايد در درازمدت نيز فوايد زيادى را نصيب تئاتر ايران كند. خارج از استانداردهاى موجود جلال تهرانى با اجراى نمايش «هى مرد گنده گريه نكن» در دى ماه ثابت كرد كه دور از انتظارات مخاطبان واردعمل شده است.او كارگردانى است كه بالاتر از استانداردهاى موجود در ايران صحنه را در قبض و بسط تفكرات اجرايى و كاربردى خود قرار مى دهد. تهرانى پيش از اين نمايش نيز در اجراى تك سلولى ها و مخزن نيز نشان داده بود كه از هر نكته اى بهره مى برد تا به شكل زيبا و در عين حال هنجارگريزانه تماشاچى را با يك تصوير يا تأثير غيرمعمول روبرو سازد. «هى مرد گنده گريه نكن» نيز بر پايه همين سياست كارى جلال تهرانى برخى را از ابتدا با مخالفت روبرو مى سازد اما عده اى ديگر مشتاقانه در پى كشف نكات ريز و باريك بينانه اى بر مى آيند كه در كليت اجرا سارى و جارى است. صدا در نمايش «هى مرد گنده گريه نكن» آن شكل مستعمل وهميشگى را ندارد بلكه تبديل به عنصرى غريب ودر عين حال تازه و تأثيرگذار مى شود. بازيگران يكدست مى شوند تا توانايى واحدى را براى وحدت بخشيدن به مود نمايش و ايجاد ماتريس فوق العاده وتأثيرگذار ارائه كنند. تهرانى از پرسپكتيو صدا - افكت ، موسيقى ، لحن و بيان بازيگران - نيز بهره كافى را در خلق ميزانسن هاى سيال، موجدار و انرژيك اگر بخواهيم از برخى از ديالوگ هاى زائد «هى مرد گنده...» چشم بپوشيم ، مطمئناً متن نيز به فرازهايى غيرقابل باور نزديك مى شود هرچند نمى تواند در مجموع به شاهكارى بى بديل منجر شود. اما اجرا در هر زمينه اى موفق مى نمايد. بازيگرى در اين نمايش به متدى كاملاً ابداعى و نوآورانه نزديك مى شود كه شايد مشابه بازى شكسته اى باشد كه در سال هاى اخير در فرانسه و در اجراى نمايش هاى يون فوسه باب شده است. نمايش تيزهوشانه نمايش «حرفه اى » به كارگردانى و ترجمه بابك محمدى و بازى رضا كيانيان ، احمد ساعتچيان و مريم سعادت در سال گذشته خيلى ها را به تالار قشقايى كشاند تا ضمن خنديدن پيرامون مسائل امنيتى و اطلاعاتى آگاهى كسب كنند.اين نمايش كه براساس شرايط زندگى در نظام بسته و كمونيستى كشور يوگسلاوى سابق به قلم دوستاكواچويچ نوشته شده است از آنجا كه درون مايه اى قابل تعميم دارد درهرجايى از دنيا مخاطبان زيادى پيدا مى كند. مأمور پليس كه در به در به دنبال يك نويسنده است تا از زيرو بم گفته ها و نوشته هايش اطلاعات به روزى را در اختيار سازمان امنيتى قراردهد و او هجده سال مدام در پى اين نويسنده است و حالا تعلق خاطرى به نويسنده پيدا كرده. نمايش حرفه اى ها يك كمدى گروتسك است كه با لحنى شيرين و تلخ حقايقى از زندگى در دنياى مدرن را با تعلقات ضد دمكراتيك روشن مى كند. بازى رضا كيانيان واحمد ساعتچيان با ظرافت و حوصله در هم تنيده مى شود تا ارتباط اين دو آدم به موازات هم براى كشف يك رابطه چندين ساله منجر شود. عروسكهاى شاهنامه اپراى عروسكى رستم و سهراب با طراحى و كارگردانى بهروز غريب پور و موسيقى لوريس چكناواريان نيز در فروردين ماه هر شب ساعت ۱۹ در تالار فردوسى - روبه روى تالار وحدت - اجرا شد. غريب پور در يك حركت كاملاً فرهنگى و عظيم توانسته ضمن اجراى متنى تراژيك از شاهنامه فردوسى ، متولى راه اندازى يك تالار مستقل براى اجراى نمايش هاى عروسكى به شيوه نخى (ماريونت) اجراى اپرا براى مدت زمانى طولانى و متداول ساختن شيوه ماريونت در ايران شود. گروه نمايش اپراى رستم و سهراب در طول دو سال تمرين براى اجرا توانستند به چند مهم دست يابند اول اينكه به لحاظ عملى ديد تماشاگران را نسبت به اين شيوه (عروسكى) فراتر بردند. در طول اجرا حدود۹۰ درصد از تماشاگران بزرگسال بودند در صورتى كه اين تلقى در جامعه وجود داشت كه نمايش عروسكى مختص كودكان است و اين نكته در ايران به اين معنى بودكه كار ضعيف غيرقابل اعتنا و داراى ارزش هنرى كمترى است نكته بعدى استفاده از يك اثر هنرى جاودانه در كار است. استفاده از رستم و سهراب فردوسى به عنوان يك شاهكار ادبى و تكه اى از فرهنگ و ادبيات ايران مى تواند معرف خوبى براى نسل ناآشناى ما به اين گوشه از تاريخ ادبيات باشد. از سوى ديگر تحت تأثير اپراى رستم و سهراب بسيارى از آهنگسازان ايرانى صرافت اين كار را پيدا كردند كه روى بسيارى از مضامين ايرانى اپرا بنويسند، در اتريش هم كه سنت اپرا را از ايتاليا دارد ابتدا اين عروسك ها بودند كه اين بار را به دوش كشيدند تا بتوانند به صحنه منتقل كنند. اپرا در واقع تلفيق همه هنرهاى نمايشى و موسيقايى است و داراى قدمت زيادى در تمدن هاى كهنسال است و اين نشان دهنده اين است كه بشر دوست دارد آواز را با نمايش تركيب كند و به نتيجه ديگر دست پيدا كند.اپراى رستم وسهراب اين شرايط را فراهم آورده است. زبان جهانى نمايش عروسكى - سايه «سايه در شب» از كشور صربستان و به كارگردانى بيليانا وويويچ كه در دهمين جشنواره بين المللى تئاتر عروسكى تهران در اواخر شهريور ماه اجرا شد، يكى از نمايش هاى قابل تعمق به شمار مى آيد كه به لحاظ تكنيكى - به ويژه بهره مندى از نور و سايه - نكات قابل توجهى را براى اهل فن ارائه مى كرد. در اين نمايش ، زن هنرمند در جست وجوى همسر آينده و مرد زندگى خود با شخصيت هاى مختلفى برخورد مى كند كه با معيارهاى خوشبختى اش سازگارى و همخوانى ندارند، در پايان تنها مى ماند و به هنر خود روى مى آورد. نمايش «سايه در شب» تمامى عناصر و ويژگى هاى يك اثر كاملاً مدرن را دارد. بر روى پرده تصاوير رنگى - شب ، ساعت ، قلب ، شهر جديد، ميز ، اشك ، باران، درياچه و قايق ، سربازان و وحشى گرى نظاميان، نظام پرولتاريايى ، كارگر و چكش و... شكل مى گيرد تا از اين دريچه عوامل ذهنى و روياها و كابوس هايزن هنرمند به تماشاچى القا شود. بنابراين تصاوير گوياترين زبان ممكن براى ارتباط با تماشاچى ايرانى است كه اگر قرار بودكلام بر اين نمايش سيطره داشته باشد، مطمئناً از ميزان ارتباط بين اثر ومخاطب كاسته مى شد. آنچه بر روى پرده مى گذرد كه متأثر از گروتسك اروپاى شرقى است، با طنز سياه و هولناكى همراه مى شود. نمايشى با ارائه تصاوير اغراق شده از نقص هاى بشرى بر بى رابطگى آدم ها صحه مى گذارد. نوجو و خلاق اصغر دشتى، يكى از كارگردانهاى جوان خلاق است كه در سال گذشته با دونمايش «مجلس شبيه خوانى شازده كوچولو» و «كافى شاپ، شب، داخلى» در عرصه تئاتر مطرح شد. او در شازده كوچولو بر آن است تا براساس استفاده از يك متن (رمان) غربى و شيوه اجرايى تعزيه به اثرى در خور توجه و تأمل برسد. هر چند اين اجرا با اغراقهايى رو به رو بود كه نمى توانست در نهايت اثر كاملى را به سمع و نظر بيننده برساند اما تفكر و ايده آن بيانگر اتفاقى جالب و اميدوار كننده براى اهالى تئاتر كشورمان بود كه در زمان بروز خلاقيت بايد با ريسك و خطرپذيرى همراه شد. دشتى با زيركى به سراغ متنى عرفانى وفلسفى رفته تا با انطباق آن در فضايى شرقى همبسترى شكل و محتوا را به نفع اثرى خلاقه سوق دهد. اصغر دشتى در نمايش «كافى شاپ، شب، داخلى»كه اقتباسى آزاد از نمايشنامه «هاسپيتال يا بيمارستان عشق» على حاتمى است، باز هم بر پايه تكنيك هاى شيوه هاى اجرايى شرقى (فاصله گذارى و...) به اثرى امروزى و قابل تعمق مى رسد. او سعى بر آن دارد تا به شيوه كاملاً قراردادى و تئاتريكال به موضوعى كاملاً حسى بپردازد و البته با تكيه بر تكنيك فاصله گذارى از شدت يافتن احساسات مى كاهد تا درباره عدم ارتباط آدمها ـ در اينجا عده اى آدم بيچاره كه در كافه اى به اجبار گرد هم آمده اند ـ تأمل و بحث شود. پرهيز از كليشه ها نخستين همايش آيين هاى عاشورايى كه با شركت ۶نمايش صحنه اى و چندين نمايش تعزيه و ميدانى در ايام محرم در تئاتر برگزار شد، يكى ديگر از برنامه هاى موفق اجرا شده در سال۸۳ بود. در اين همايش نمايش هاى صحنه اى با معيارهاى قابل قبول تكنيكى - مانند بيقرارى به كارگردانى سعيد شاپورى، سه خانه كوچك به كارگردانى مهرداد رايانى مخصوص، مجلس غريب تنهايى به كارگردانى رحمت امينى و داغ پوست به كارگردانى سيروس كهورى نژاد، اجرا شد.
|