• دكتر على منافى جراح پلاستيك: اكثر كسانى كه تقاضاهاى مكرر براى اعمال جراحى زيبايى مى كنند دچار يك نوع اختلال فكرى و احساسى به شكل ناخشنودى از يك قسمت از بدن هستند و بهتر است ابتدا به يك روانپزشك مراجعه كنند
گزارش:مريم سامانى
ترجمه منابع خارجى :هليا خرم
زيبايى صفتى است كه از قديم الايام مورد توجه خيلى از افراد بوده است و همه اشخاص دوست داشته اند كه از آن بهره مند باشند، ولى با اين حال در فرهنگ ما همواره به زيبايى به عنوان صفتى مكمل نگريسته شده است، به طورى كه اگر زن يا دخترى از لحاظ ظاهرى از زيبايى زيادى برخوردار نبود، صفات و سجاياى ديگرى در وى مورد توجه قرار مى گرفت.
اين روزها اما دسترسى به اينترنت و ماهواره باعث گرديده كه بسيارى از افراد نسل جوان و حتى يك نسل عقب تر از نسل جوان به جاى تقويت سجاياى اخلاقى و فرهنگى و اجتماعى در خويشتن با ديدن تصاوير زنان و هنرپيشگان خارجى به فكر الگوبردارى و تقليد از آنان افتاده و به فكر شباهت هايى در اين زمينه براى تقويت نقطه ضعفهاى احتمالى يا كمبودهاى ديگر شخصيتى شان شوند و همه چيز را در ظاهرى زيبا جست و جو كنند.
همين از انديشه نادرست كه به صورت يك تهاجم به سوى نسل جوان ما از چند سال پيش آغاز شده است، با توجه به جراحى هاى مكرر زيبايى و دستكارى در بينى و پلك و گونه و ديگر اندامها خود را نشان داد و اكنون پس از اين چند سال به صورت يك «مد» تبديل شده است، به طورى كه كمتر دختر يا زن جوانى است كه دست به اين اقدام نزده باشد يا در فكر انجام جراحى پلاستيك زيبايى نباشد. در اين راستا تا آنجا پيش رفته ايم كه اين بيمارى همه گير كم كم در ميان پسران جوان نيز در حال شيوع است.
دكتر على منافى - فوق تخصص جراحى پلاستيك و زيبايى - در مورد وسواس در جراحى هاى مكرر مى گويد: اكثر كسانى كه تقاضاهاى مكرر براى اعمال جراحى زيبايى مى كنند، دچار يك نوع اختلال فكرى و احساسى به شكل ناخشنودى از يك قسمت از بدن بخصوص از صورت يا حتى به صورت خاص يك عضو مثل بينى مى باشند و فكر مى كنند كه بينى آنها زشت است و همين باعث زشت شدن كلى چهره آنها شده است.
وى اضافه مى كند: اين ذهنيت غلط اين افراد را از فعاليت عادى اجتماعى روزانه و حتى فعاليتهاى شغلى باز مى دارد، اين درحالى است كه بينى آنها از نظر اكثريت مردم «نازيبا» نيست، اينها فكر مى كنند با عمل جراحى شكل مطلوب را به دست نمى آورند و همه چيز حالت عادى خود را باز مى يابد، درحالى كه اينگونه نيست و آنها از فرم جديد بينى رضايت نخواهند داشت.
متخصصان زيبايى و روانپزشك افرادى را كه دچار اين حالت شده اند، مبتلا به بيمارى Body Dysmorphic Disorder يا «اختلال تصوير ذهنى از بدن» فرد مى دانند. اين افراد از يك قسمت يا چند بخش از بدنشان تصاويرى در ذهن دارند كه آن را خوب نمى دانند و تصور مى كنند اين مسأله باعث زشت شدن آنها شده است. بررسى پرونده پزشكى اين افراد نشان مى دهد كه پس از چند عمل جراحى مكرر اين افراد پس از آنكه به خواسته مطلوب خود نمى رسند و كماكان تصور ذهنى خوبى از اندامهاى خود ندارند، دچار مشكلات روحى و روانى شده و به دنبال آن به افسردگى مبتلا مى شوند.
دكتر سهيل معنوى - روانپزشك و روان درمانگر - در اين مورد مى گويد: از ديدگاه روانپزشكى و روانكاوى، درخواست افرادى كه داوطلب عمل جراحى پلاستيك بخصوص جهت زيبايى مى شوند، معناى بسيارى دارد، به طورى كه انسان از لحاظ روانكاوى هميشه ميل دارد كه هويت جنسى خودش از نظر تصوير بدنى يا Body Image براى خودش قابل قبول باشد و بخصوص از نظر بدنى بتواند طورى باشد كه هويت او را تأييد كرده و يا هويت خودش را قبول كرده باشد، مثلاً يك مرد يا جنس مذكر بايد بدنى داشته باشد قوى با استخوانبندى درشت كه نشانگر جنس مذكر او باشد و برعكس جنس مؤنث ميل به ظرافت دارد تا هويت زنانگى اش تأييد شود، بنابراين تا اين حد طبيعى است، لذا عمل جراحى زيبايى اگر در افرادى كه هويت خود را قبول كرده و تأييد كرده اند، عمل لازمى نيست.
انجام عمل جراحى زيبايى به صورت مكرر و بيمارگونه از ديرباز در ميان زنان ديگر از مليتهاى مختلف نيز وجود داشته است.
«جنى» يكى از اين زنان جوان است. او با ۲۸ سال سن ۲۶ بار عمل جراحى پلاستيك براى زيبايى انجام داده است. خودش در مورد علت انجام اين عملها براى نخستين بار مى گويد: نخستين مرتبه كه به فكر انجام عمل جراحى افتادم، بعد از جدايى از همسر سابقم بود. او بارها در طول زندگى مشترك مرا به خاطر بينى بزرگم سرزنش كرده بود. بارها به خاطر اين مسأله با هم مشاجره كرده بوديم و روابط عاطفى مان به اندازه اى تيره و تار شده بود كه بالاخره از هم جدا شديم، ولى بعد از طلاق اين مسأله براى من به صورت يك مشغله ذهنى باقى مانده بود و دائم به آن فكر مى كردم.
جنى پس از اينكه نخستين بار براى انجام جراحى بينى به اتاق عمل رفت، خودش هم باور نمى كرد كه مدت زمان كوتاهى پس از آن تقاضاهاى ديگرى براى انجام عمل جراحى داشته باشد.
«جنى» سه بار براى زيباتر كردن بينى، سه بار براى انجام زيبايى لب، كاشت گونه، ايجاد چال روى گونه، ليپوساكشن اندامها و... خود را به تيغ جراحى سپرده است. او كه براى انجام اين جراحى حدود ۸۰ هزار دلار هزينه كرده است، هنوز معتقد است كه به ميزان لازم زيبا نشده است و هنوز احتياج به چند عمل ديگر دارد. خودش مى گويد: هنوز چيزهاى زيادى در صورت و بدنم مشاهده مى كنم كه بايد درست شود. هنوز ايرادهايى در بينى و كنار چشمها و... وجود دارد.
او كه خود از انجام اين عملهاى جراحى خسته شده است، عامل آن را نداشتن اعتماد به نفس مى داند و مى گويد: شوهر اولم اعتماد به نفسم را از من گرفت و اين مشكل كماكان ادامه دارد. هرچند كه من هيچ گاه به الكل يا مواد مخدر اعتياد نداشته ام، ولى با تعاريفى كه از اعتياد شنيده ام، فكر مى كنم كه در اين شرايط معتاد هستم و اعتياد من وسواسى است كه نسبت به ظاهرم پيدا كرده ام، چون تمام طول روز مشغول بررسى و فكر كردن به اندامم هستم.
دكتر فربد فدايى - روانپزشك - مى گويد: تمايل براى جراحى پلاستيك زيبايى در سطوح گوناگون آسيب شناسى روانى فردى و اجتماعى قابل بررسى است. در شديدترين وضعيت ما با بيمارى روبرو هستيم كه به علت ابتلا به نوعى اختلال هزيانى (نوع جسمى) دچار اين عقيده هذيانى است كه نقص يا بدشكلى جسمى دارد و به همين جهت امكان دارد متقاضى عمل جراحى زيبايى باشد و اگر جراح بدون ارزيابى روانپزشكى اقدام به جراحى كند، بايد مطمئن باشد كه اين فرد از نتيجه عمل ناراضى خواهد بود و تقاضاى تكرار آن را خواهد كرد.
در بعضى از اين افراد توضيح اطرافيان حتى پزشك معالج به آنان نمى تواند مشكل را رفع كند، در بعضى از اين موارد وضعيت فرد در ميان اعضاى خانواده يا جمع دوستان با تمسخرها وخيم تر مى شود.
دكتر منافى معتقد است در اين موارد هم اگر افراد به روانپزشك معرفى شوند و بيمارى بموقع تشخيص داده شود، امكان درمان وجود دارد. وى در مورد اينكه بهترين راه براى كمك به اين بيماران چيست، اظهار مى كند: بهترين راه اين است كه با صحبت كردن با بستگان درجه اول بيمار او را مجاب كرد تا شخص مورد نظر را به روانپزشك ببرند و پس از درمانهاى لازم مراجعه كنند تا در مورد وى تصميم گيرى شود و به هيچ وجه عمل جراحى عجولانه به صلاح نيست.
لائورن كه ۱۸ سال دارد بر اثر رفتارهاى خواهرش جنى احساس ناامنى و عدم اعتماد به نفس دارد. او مى گويد: عمل هاى جراحى پلاستيك خواهرم جنى باعث شده تا احساس ناامنى شديدى بكنم ديگر نمى توانم در كنار او در جمع ظاهر شوم، ازاينكه بينى، چشمان و ابروانم مثل او نيست و ايراد دارد احساس ناراحتى مى كنم.اين مشكل وقتى بيشتر مى شود كه او به من توصيه مى كند تا نقص هاى اندام و چهره ام را برطرف كنم.
تعريف و تمجيدهاى افرادى كه چند بار اقدام به عمل جراحى پلاستيك و زيبايى كرده اند باعث مى شود تا ديگران در حالى كه قبلاً هيچ نيازى در اين مورد احساس نمى كرده اند، به نوعى وسوسه شده و حداقل بخواهند براى يكبار هم كه شده در اين زمينه تجربه داشته باشند.
خواهر جنى يكى از اين افراد است. او مى گويد: خواهرم قبل از انجام ۲۶ جراحى اش اينقدر زيبا نبود، حالا وقتى با هم بيرون مى رويم همه توجهات به او جلب مى شود. من قبل از اين احساس زيبايى مى كردم ولى اكنون ديگر آن عقيده سابق را ندارم.
دكتر نانسى اتكاف - روانشناس و استاد مدرسه پزشكى هاروارد - كه نويسنده كتاب دانش زيبايى است مى گويد: ما هميشه نسبت به زيبايى وسواس خاصى داشته ايم و حاضر بوده ايم كه هرگونه هزينه اى را بپردازيم تا زيباتر شويم. اكنون خانم هاى زيادى را مى بينيم كه با انجام جراحى هاى مكرر، مى خواسته اند زيباتر شوند. «جنى» يكى از اين افراد است. من درك مى كنم كه او چه احساسى داشته و چرا اين كارها را كرده است، او دائماً سعى داشته تا احساس رضايت و خرسندى كند اين يك بيمارى است كه اغلب در سنين نوجوانى، نوجوانان را در معرض خطر قرار مى دهد كه «وسواس ظاهرى» نام دارد.
دكتر نانسى اتكاف معتقد است: اين بيمارى گاهى با وسواس در مورد يك لك يا جوش كوچك روى صورت آغاز مى شود. اين افراد تمام مدت جلوى آينه مى ايستند و به بررسى ظاهر خود مى پردازند و از مردم دائماً در مورد ظاهرشان سؤال مى كنند.
تكرار روزانه اين كار در اين افراد بخصوص در نوجوانى باعث شكنجه هاى روحى و روانى در آنها خواهد شد و آنان بدون آن كه متوجه باشند به وسواس شديدى مبتلا مى شوند.
دكتر منافى معتقد است: افرادى كه اعتماد به نفس بالايى دارند، كمتر دنبال تأييد هويت خود از نظر تصوير بدنى مى روند و اگر كسى اعتماد به نفس بالايى داشته باشد عملاً زير بار عمل زيبايى كمتر مى رود مگر اينكه واقعاً احساس زشتى بكند كه در اين صورت عمل بلامانع است.
هر چند كه آمار نشان مى دهد زنان بيشتر از مردان به اين بيمارى مبتلا هستند ولى در مردان نيز نمونه هايى غيرقابل انكار وجود دارد. مردان جوان و يا ميانسالى كه پس ازچند عمل جراحى و زيبايى بينى ناچار به مراجعه به روانپزشك شده اند، در حالى كه به هيچ وجه نيازى به جراحى پلاستيك نداشته اند.
دكتر فدايى اظهار مى كند: بيمار مبتلا به «اختلال بدشكلى بدن» ممكن است متقاضى عمل پلاستيك زيبايى باشد اين فرد بدون اينكه نقص يا نازيبايى در كار باشد اشتغال فكرى بيمارگونه با ظاهر خودش دارد هر چند ذهنيت او به حد هذيان نمى رسد و با درمان هاى روانپزشكى، روان درمانى و درمان دارويى امكان بهبودى او وجود دارد.
اين متخصص روانپزشك مى گويد: در سطح پايين تر با فردى روبرو مى شويم كه احساس ناكارآمدى دارد، اما ناخودآگاه مشكلات خويش را به ظاهر خودش نسبت مى دهد. براى نمونه مى انديشد اگر بينى ام كوچكتر بود در اجتماعات بهتر پذيرفته مى شدم يا اگر گونه هاى من كمى برجسته تر باشد، شوهر بهترى پيدا خواهم كرد.
اين روزها زنان ميانسال فراوانى ديده مى شوند كه به صورت هاى گوناگون از جمله عمل كشيدن پوست مى كوشند تا چين و چروك هاى صورت و اندام ها را برطرف كنند و دوران جوانى را به ظاهر تجديد كنند. غافل از اينكه هر سنى اقتضايى دارد و آن كسى كه دگرگونى هاى ظاهرى ناشى از افزايش سن را نپذيرد قادر به رويارويى با بحران هاى رشدى و حل آن نخواهد بود.
«شرى» كه دو فرزند ۱۱ و ۹ ساله دارد به اين بيمارى مبتلاست. او به ليپوساكشن معتاد شده است، هزينه عمل هاى جراحى مكرر او وضعيت مالى خانوادگى اش را دچار بحران كرده است به طورى كه شوهرش با وجود اينكه براى پرداخت اين هزينه ها ناچار شده تا سه جا كار كند، باز هم نمى تواند جوابگوى هزينه جراحى همسرش باشد.
در حالى كه «شرى» و شوهرش به بيشتر دوستان شان مقروض هستند، ولى «شرى» تصميم دارد تا عمل جراحى ديگرى روى پاهايش انجام بدهد و همين باعث شده تا شوهر «شرى» او را به جدايى و طلاق تهديد كند.
شوهر «شرى» مى گويد: من و شرى با هم هيچ بحث و مشاجره اى نداريم ولى اگر او بخواهد دوباره جراحى كند از او جدا مى شوم و حضانت بچه ها را به تنهايى بر عهده مى گيرم زيرا ديگر اين شرايط براى من و بچه ها قابل تحمل نيست و از طرف ديگر اين كار او هيچ نفعى براى من و خانواده ام ندارد. زندگى در خانه اى كه مادر خانواده دائماً ابراز ناراحتى و نارضايتى از وجود خود دارد بسيار ناراحت كننده است. دوست ندارم فرزندانم هم مثل مادرشان هميشه از ظاهر خود ناراضى باشند و اين وسواس به آنها منتقل شود.
پزشكان تغييرات هورمونى و زايمان را عامل مهمى در بروز اين بيمارى در زنان مى دانند و به اين علت زنان بيشتر از مردان در خطر ابتلا به اين بيمارى روحى قرار مى گيرند. شايد در كنار اين عوامل به عامل چشم و همچشمى هاى زنانه كه به صورت رقابت بيمارگونه اى اين روزها در جريان است نيز بتوان اشاره كرد.
دكتر منافى اظهار مى كند: استعداد زنان براى ابتلا به اين بيمارى بيشتر است دليل اين كار را بايد در تغييرات متناوب هورمونى ماهانه بدن زنان، تغييرات بدنى وروحى آنان به دنبال زايمان ها و احتمال بيشتر بروز افسردگى ها و اضطراب در آنها جست وجو كرد.
اظهارات وگله و شكاياتى كه افراد مبتلا به اين بيمارى دارند، با ساير افراد نيز متفاوت است آنان به نوعى با تنفر اظهار نارضايتى از عضو بدن خود دارند نه نقص كوچكى كه در عضو وجود دارد.
دكتر منافى با اشاره به موارد متعدد روزانه اى كه با آن سر و كار دارد، مى گويد: اكثريت اين بيماران از يك نقص كوچك در سر و صورت خود يك تراژدى براى خود ترسيم مى كنند اگر بينى قوز مختصرى دارد، به جاى ابراز نارضايتى از آن قوز مى گويند: «از بينى ام متنفرم»، «اين بينى باعث سرافكندگى من مى شود»، «نمى توانم با اين بينى در اجتماع ظاهر شوم»، «حاضرم بميرم و اين بينى را نداشته باشم»، البته صرف اين عبارات و قبل از شنيدن بقيه صحبت ها نمى توان مطمئن شد كه فرد واقع بين نيست.
اين افراد كم كم به نوعى از نظر روحى دچار افسردگى و اضطراب مى شوند كه تنها راه حل ممكن را دورى از ساير افراد اجتماع و رفتن در انزوا و تنهايى مى بينند و از جمع كناره مى گيرند و همين باعث بروز مشكلات روحى بيشترى در آنان مى شود.
دكتر منافى مى گويد: پسر جوانى بود كه به علت طاسى مختصر مردانه موى سر همراه مادرش مراجعه كرده بود. او حتى مشكلش را با منشى نتوانسته بود در ميان بگذارد، كلاهى روى سرش داشت و مادرش گفت كه پسر جوان به خاطر ريزش مو دانشگاه را رها كرده است و خجالت مى كشد كه درا ين وضعيت سر كلاس درس حاضر شود.
اگر جراحى زيبايى در برهه اى از زمان به عنوان مد توسط افراد جامعه دنبال شود، مطمئناً آن جامعه كم كم سلامت خود را از دست خواهد داد. افراد در جامعه بايد توجه داشته باشند كه تغييرات ظاهرى در چهره آنان با افزايش سن مسأله اى اجتناب ناپذير است و هرچند چهره و يا اندام به مرور زيبايى هاى خود را از دست مى دهد ولى اگر فرد به فكر معنويت روحى و فرزانگى باشد و جاى اين خلأ را با آن پر كند نه تنها احساس ناامنى نخواهد كرد بلكه مطمئن خواهد بود كه جاى اين معنويت را با انجام جراحى هاى مكرر پلاستيك نيز نمى توان گرفت.
دكتر فدايى در مورد اين كه جراحى پلاستيك آيا به مد تبديل مى شود يا خير، مى گويد: گاهى از رواج جراحى هاى غيرضرورى پلاستيك زيبايى به عنوان يك مد ياد مى شود اما مانند همه مدها همه افراد اجتماع از آن پيروى نمى كنند، مبتلايان به اختلال شخصيت هيستريوينك (نمايشى) و اختلال شخصيت خودشيفته جزو نخستين كسانى هستند كه از مدهاى مختلف از جمله تب جراحى زيبايى پيروى كنند. در واقع هميشه كسانى هستند كه مى پندارند تغيير ظاهر مى تواند جاى تغيير باطن را بگيرد. چنين شخصى مى پندارد ديدگاهها و احساس عدم كيفيت درونى او ناشى از ناشايستگى ظاهرى است درحالى كه اگر اين افراد بكوشند نارسايى هاى درونى و اضطراب و ناايمنى درونى خود را رفع كنند نيازى به عمل زيبايى نخواهند داشت.
«هپ دوناهو» نويسنده كتاب زيبايى عجيب، خودش دچار بيمارى وسواس ظاهرى بوده است. او در كتاب خود اظهار كرده است: در سن ۲۲ سالگى با تمام پول كارت اعتبارى ام نخستين جراحى پلاستيك را روى بينى ام انجام دادم. در ۲۳ سالگى پوست اطراف چشمم را كشيدم و تا ۲۴ سالگى پنج بار عمل جراحى پلاستيك انجام دادم، ولى از آن به بعد ديگر والدينم به من اجازه هيچگونه عمل جراحى ندادند و كمك مالى به من در اين زمينه نكردند و من ناچار به دزدى شدم تا بتوانم از عهده مخارج عمل جراحى پلاستيك برآيم.
وى اظهار مى كند: كم كم متوجه شدم معتاد شده ام و اعتيادم به اين قضيه روز به روز در حال افزايش است. يك روز كه براى ديدن يكى از دوستانم به يك استوديو رفته بودم عكاسى را ديدم كه بينى اش براثر عمل هاى جراحى مكرر ريخته بود در آن لحظه بود كه ناگهان به خود آمدم فوراً با يك روانپزشك تماس گرفتم و درمان را آغاز كردم. من امروز خودم را يك معتاد درمان شده لقب مى دهم و از آخرين عمل جراحى پلاستيك كه انجام داده ام تاكنون ۱۰ سال مى گذرد، ديگر به بينى بزرگم فكر نمى كنم و با خودم بينى كوچكى را تصور مى كنم كه چهره ام را زيباتر مى كند.
بعد از اين بيمارى بود كه شروع به نوشتن كتاب زيبايى عجيب كردم. اميدوارم هيچ كس بخصوص هيچ خانمى به اين بيمارى مبتلا نشود و اگر كسى به اين بيمارى مبتلاست بلافاصله به روانپزشك مراجعه كند.
اگرچه تربيت دوران كودكى و ژنتيك يكى ديگر از عوامل مؤثر در انتقال اين بيمارى است ولى بايد به نقش مهم خانواده و اجتماع نيز توجه كرد. رفتار اعضاى يك خانواده و سنت هايى كه در اجتماع رواج مى يابد را نبايد نديده گرفت.
دكتر منافى معتقد است: اگر چه ريشه اكثر اين مشكلات دورنى و ريشه در تربيت زمان كودكى افراد يا در مواردى ژنتيك و وراثت و بعضى از مشكلات روانى از والدين به فرزندان دارد ولى از نقش تنش هاى روانى خود در خانواده و اجتماع نمى توان غافل شد. طعنه ها و تمسخرهاى احتمالى موجود در خانواده ها يا اجتماع يا محل كار مى تواند عامل شروع يا تشديد كننده اين بيمارى بشود يا در درمان اين افراد ايجاد اختلال كند.
عده اى از متخصصان روانپزشك داشتن سطح اقتصادى بالا را يكى ديگر از عوامل مؤثر در انجام اعمال جراحى مكرر مى دانند و معتقدند كه داشتن سطح اقتصادى بالا باعث مى شود تا فرد احساس برترى نسبت به افراد ديگر در تمام زمينه ها پيدا كند و بخواهد هر طور شده است كمبودهاى ظاهرى اش را نيز كمرنگ نمايد.
دكتر معنوى در اين خصوص مى گويد: در بسيارى از موارد افرادى كه از نظر اقتصادى سطح بسيار بالايى دارند و رشد شخصيتى شان هم تكامل پيدا نكرده است، به نوعى دنبال تأييد خود مى گردند و به اين منظور حتى گاهى ۱۰ بار يا حتى بيشتر دست به عمل جراحى پلاستيك براى زيبايى زده اند.
بايد گفت مشكل اينگونه افراد درونى است و با انجام جراحى زيبايى و پوشيدن لباس هاى گرانقيمت براى آنان احساس آرامش و رضايت به وجود نخواهد آورد.
دكتر فدايى نمونه اى از آسيب شناسى اجتماعى زيربناى اعمال زيبايى را بعد از شكست ژاپن از آمريكا مى داند و مى گويد: به دنبال شكست ژاپن از آمريكا در انتهاى جنگ جهانى دوم كه براى مردم آن كشور باورناپذير مى آمد، تعداد زيادى از مردم آن كشور تحت تأثير سازوكار دفاعى روانى همانندسازى با مهاجم، با اعمال جراحى پلاستيك چشمان مورب خود را شبيه به چشمان سفيدپوستان (در واقع آمريكايى هاى مهاجم) كردند. كوشش برخى سياهپوستان آمريكا براى زدودن سياهى رنگ پوست شان يا صاف كردن موهاى مجعد خود و به رنگ طلايى درآوردن آن از ديگر همانندسازى هاى ناخودآگاه است.
اين فرد چون خود را در برابر نژاد يا قوم ديگر مقهور مى بيند، مى كوشد كه خود را به شكل آنان دربياورد.
اين نكته مسأله مهمى است كه اين روزها عده زيادى از افراد جامعه ما بخصوص دختران و زنان جوان با ديدن تصاويرى از ماهواره و فيلم هاى خارجى و مانكن ها مى خواهند وضعيت چهره و اندام خود را مانند آنان شبيه سازى نمايند، درحالى كه بسيارى ازآنان پس از انجام اين جراحى ها از چهره جديد خود راضى نبوده و شرايطى كه جهان به سوى پيشرفت هاى علمى به سرعت در حركت است، با سرعت مرگ آور جامعه جوان ما را به بيمارى اعتيادآور وسواس زيباتر شدن سوق مى دهد و ما به ورطه هلاكت و نابودى حتمى بيمارگونه نسل جوان مان فرو مى رويم. حيف است استعدادهاى نهفته جوانان ما فداى مدها و گرايش هايى شود كه نه از آن ماست و نه هيچوقت به ما تعلق خواهد يافت.
هرچند كه ضرورت انجام جراحى پلاستيك و زيبايى را در حوادث پيش بينى نشده طبيعى و مادرزادى نبايد انكار كرد زيرا باعث نوعى توانبخشى براى فرد حادثه ديده است و به او براى بهبود روحيه و كارايى اجتماعى اش كمك مى كند ولى اگر اين قاعده بى سبب كلى شود و جوانان ما خود را پيرو جمله «بكشيد و خوشگلم كنيد» كند، آن وقت بى سبب تن به بيهوشى جراحى مى سپارد و خطر مرگ را مى پذيرد و اين گونه مردن هاى نازيبا و شكايات پس از آن از بيمارستان و پزشك و ... تنها بر اخبار تلخ حوادث و خاطرات پراندوه خواهد افزود و وضعيت روانى جامعه را متشنج تر خواهد كرد.
اگر هنوز به لحاظ فرهنگى به درجه اى نرسيده ايم كه به اختلالات يادگيرى و رفتارى و جنسى و خلقى و زودرنجى ها و افسردگى هاى فرزندانمان از كودكى تا بزرگسالى به عنوان يك واقعيت بنگريم و به او بياموزيم مراجعه به روانپزشك و درمان بهترين و مناسب ترين راهكار است اگر هنوز در پى صحه گذاشتن روى واقعيت ها هستيم و نمى توانيم درست زندگى كردن را يادبگيريم، حداقل بياموزيم و بدانيم «مرگ» در راه زيباتر شدن، بسيار زشت تر از زيبا نبودن است.