چهارشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۸۴ -
Wed, Apr 13, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۱۰۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
(بررسى يك نظريه درباره ظهور اديان جديد)
زمينه هاى ظهور جنبشهاى جديد دينى
206958.jpg
حسن محدثى

يكى از موضوعات مهم در مطالعات دين پژوهانه، موضوع اديان جديد است. يك دين چگونه و در چه شرايطى پديد مى آيد و چه مراحلى را تا مرحله استقرار پشت سر مى نهد؟ اين موضوع را مى توان از ديدگاه اعتقادى يا غير اعتقادى مورد بحث قرار داد.
در حوزه جامعه شناسى دين نيز، يكى از موضوعات بسيار مهم، موضوع نوكيشى (Conversion) است.
نوكيشى يا تغيير نظام اعتقادى موضوعى است كه بويژه در بحثهاى مربوط به جنبش هاى دينى جديد مطرح مى شود. اين مقاله شرحى از نظريه ميكائيل باركن درباره پديده نوكيشى است.
گروه انديشه

جان لافلند و رادنى استارك تعريف عامى از نوكيشى ارائه مى دهند. آنها به سخن كلايد كلاكهن درباره مردم جوامع به اصطلاح «ابتدايى» اشاره مى كنند.كلايد كلاكهن درباره اين مردمان گفته بود: «فلسفه اى در پس شيوه زندگى هر فرد و هر گروه، نسبتاً هماهنگ با آنان در هر نقطه معينى از تاريخ شان وجود دارد.» (Kluchhon qouted in lofland & star 1995:199 ).
لافلند و استارك با تكيه بر همين انديشه مفهوم نوكيشى را تعريف مى كنند: «هر وقت كسى از يك ديدگاه يا نظرگاه سامان مند در باب جهان به نفع ديدگاهى ديگر دست بكشد، به اين فرآيند نوكيشى مى گوييم.» (Ibid:199 ). مثلاً اگر كسى مسيحيت كاتوليك را رها كند و به ايدئولوژى ماركسيسم روى بياورد و به آن معتقد شود، نوكيشى را تجربه كرده است؛ به اين معنا، نوكيشى معنايى عام تر از تغيير دين و اعتقاد دينى دارد.
لافلند و استارك بر حسب مطالعه يك كيش هزاره اى، مدلى از نوكيشى بر اساس «شرايط گرايشى» (۱) و «پيشامدهاى وضعيتى» (۲) ارائه مى دهند. آنان معتقدند كه زمينه هاى بالقوه فردى و شخصيتى در افراد وقتى با وضعيت اجتماعى ويژه اى همراه مى شود، پديده نوكيشى امكان تحقق مى يابد. اين مدل چند مؤلفه دارد كه وقتى در كنار هم قرار مى گيرند، نوكيشى پديد مى آيد: تجربه تنش در زندگى، تجربه نقطه عطف در زندگى، پيوندهاى عاطفى دينى، نبود پيوندهاى عاطفى فراتر از كيش، وجود تعامل شديد ميان اعضاى گروه جديد (Ibid:201-208,211 )
راجر آ. استراوس مفهوم نوكيشى دينى را مورد بحث قرار مى دهد و از دو رويكرد مطالعاتى درباره نوكيشى سخن مى گويد: نخست رويكرد انفعال گرا كه معتقد است فرد به علت فشارهاى اجتماعى - ساختارى اى كه بر او وارد مى شود، در جهت تغيير دين و نظام اعتقادى گام بر مى دارد و بنابراين، دخالت فعالانه اى در انتخاب كيش جديد ندارد. دوم رويكرد فعال گرا كه افراد را در تغيير نظام اعتقادى يا دينى شان مجبور و دست بسته نمى بيند، بلكه معتقد است كه آنان خود تحت شرايطى بدل به يك جست و جوگر (۳) مى شوند تا وضعى را كه در آن قرار دارند، تبيين كنند و معناى زندگى خود را بيابند. در اين رويكرد، جست و جوگر به خودآگاهى مى رسد، به نحوى ارادى به جست و جوگرى ادامه مى دهد، به تعريف تازه اى از موقعيت و جهان اجتماعى خود مى رسد و نظام اعتقادى خود را عوض مى كند. در اين رويكرد، نوكيشى، نوعى فرايند «بازسازى واقعيت» (۴) به نحوى خودآگاهانه و ارادى است كه تحت شرايط خاصى، فرد براى انجام آن برانگيخته مى شود (Straus 1995: 252-245 ) به نظر مى رسد كه مى توان اين دو رويكرد را مكمل يكديگر در نظر گرفت و افراد مختلف نوكيش را بر روى يك طيف دوقطبى منفعل - فعال جاى داد. در اين طيف هرقدر كه به قطب «فعال» نزديك مى شويم، تغيير نظام اعتقادى با كندى بيشترى صورت مى گيرد.
ميكائيل باركن كه مى خواهيم شرحى از ديدگاه وى ارائه دهيم، مى گويد: «نوكيشى از منظر كلامى به اين معناست كه فرد عامدانه از بى اعتنايى يا از اعتقاد دينى پيشين به شكل جديدى از ديندارى رو بياورد و با اين نگاه اين كار را انجام دهد كه گويى از خطا به حقيقت نيل كرده است. (Barkun 1974:98)
نوكيشى شكلى از تغيير سريع نگرش را مطرح مى كند كه ممكن است در زمينه سكولار يا دينى روى دهد. نوكيشى با ناگهانى بودن، با سرشت تام جهت گيرى مجدد، با صرف نظر كردن مكرر از اعتقاداتى كه زمانى قوياً مورد قبول بود و با پذيرش اعتقاداتى كه زمانى پذيرفته نمى شد، مشخص مى شود» (Ibid: 598 ). او يادآورى مى كند كه «تفاوتى ذاتى بين تجربه هاى نوكيشى كه «دين مرسوم» و تجربه هاى نوكيشى «دين سياسى» مثل كمونيسم وجود ندارد؛ هر دو پديده ناگهانى بودن، تاميت اعتقاد و وارونه شدن نگرشهاى پيشين را بيان مى دارند» (Ibid: 98 ). بنابراين باركن با اين تعريف نوكيش را بيشتر فردى منفعل تلقى مى كند تا فعال. به عبارت ديگر، او تغيير تدريجى دين و نظام اعتقادى را از اين مقوله خارج مى كند.
ديدگاه باركن در باب نوكيشى كم و بيش با آراى لافلند و استارك هماهنگ است.او نيز عواملى كه موجب تسهيل نوكيشى مى شوند را به دو دسته تقسيم مى كند: عوامل گرايشى و عوامل وضعيتى (Ibid: 102 ). اولين دسته عوامل، مشخصه هايى فردى اند كه برخى اند كه برخى افراد را بيشتر مستعد نوكيشى و تغيير نظام اعتقادى مى كنند و دسته دوم عوامل، نيروهايى محيطى اند كه فرد را «در جهت تغيير سريع نگرش سوق مى دهند» (Ibid: 103 ). باركن به كار ويليام ساراگان و رابرت جى. ليفتون درباره دسته بندى انسانها از نظر نوآيين پذيرى (۵).اشاره مى كندومى گويد: «وقتى كه فشار با ثبات و شدت كافى» وجود داشته باشد (۱۰۳ Ibid: )، همه افراد ممكن است در ميان نوكيشان قرار گيرند. (۱۰۴ Ibid: ).
ليفتون نيز افراد را بر حسب انعطاف و تام گرايى (۶) از هم متمايز مى كند. او بر آن است كه افراد تام گرا بيشتر مستعد نوكيشى هستند.
تام گرايى «تمايل به مسيرهاى عاطفى همه يا هيچ است» ( lbid:104 ) تام گرايى دلالت بر اين دارد كه فرد گشودگى را در جهت دهى به خويش رها كند و به جاى آن مجموعه هاى بسته و ثابتى از نگرش ها را قرار دهد.
با انجام چنين كارى، حس تعادل و قابليت سازگارى (۷) از دست مى رود. نمونه هاى زيادى از اين تغيير به تام گرايى وجود دارد كه از جمله آن آشفتگى ذهن و نوكيشى دينى - سياسى است.
جايى كه تمايل به راه حل هاى تام گرا با حس نامشخصى از هويت پيوند مى يابد، احتمال پيدايش نوكيشى به نحو ويژه اى بالا مى رود. نوكيشى حسى از تولدى ديگر و بدل شدن به يك شخصيت جديد را در خود دارد.
بنابراين، احتمال نامناسبى نيست اگر گفته شود كه جنبش هاى هزاره اى حول «هسته هاى تام گرا» ساخته مى شوند (۱۰۵ lbid:)، زيرا نوكيشى يكى از مشخصه هاى مهم جنبش هاى هزاره اى است.
اما عوامل وضعيتى نوكيشى كدام اند؟ باركن عوامل وضعيتى اصلى را براى تمايل افراد به نوكيشى، تلقين پذيرى فزاينده، فاصله  گيرى از گذشته و ارزش هاى موجود و وجود نوعى هويت جديد بالقوه مى داند. افراد تحت شرايط بحرانى و فاجعه آميز تلقين پذير مى شوند، زيرا چنانكه پيش تر گفتيم چارچوب ارجاع ذهنى اى كه به فرد امكان مى دهد امور را به طور انتقادى مورد تحليل و ارزيابى قرار دهد، از دست مى رود. به علاوه «تحت فشار بالا، پردازش اطلاعات آدمى كندتر و وابسته تر مى شود. ترس، خشم و برانگيختگى وقتى به حد كافى تداوم مى يابد، مآلاً موجب فروپاشى عملكرد فكرى بهنجار مى شود.» (۱۰۶ lbid: ). در چنين شرايطى توانايى انتقادى آدمى كاهش و ميزان تلقين پذيرى وى افزايش مى يابد. در اينگونه مواقع افراد بيشتر مستعدپذيرش اعتقادات جديد هستند. (۱۰۷ lbid:)
نكته ديگر اينكه در شرايط فاجعه آميز، ارزش هاى موجود و نظام معنايى پيشين به دليل عدم توانايى در تبيين رويدادها و تجربه هاى كاملاً جديد اعتبار خود را از دست مى دهند. در اين موقعيت ها، انديشه فراتر رفتن از وضع فلاكت بار و فاجعه آميز موجود نضج مى گيرد و آن نوع نظام اعتقادى كه از وضع بهتر موعود سخن مى گويد، بيشتر امكان پذيرش مى يابد.
وجود اين بحران ارزشى (۸) خود «نوعى فشار مولد تلقين پذيرى» را پديد مى آورد. بنابراين بين تلقين پذيرى و زوال ارزش ها رابطه اى مستقيم وجود دارد (۱۰۸ lbid: ) اما نوكيشى محتاج پذيرش نوعى هويت بديل و جديد است و عناصر اين هويت جديد بايد به طور بالقوه موجود باشند. اعتقادات جديد بايد بتواند در فرد حس «تولدى ديگر» پديد آورد؛ «احساس تولد مجدد ناگهانى» ( lbid :108 ) اين احساس تولد مجدد با تجربه هاى باطنى، رفتار وجدآميز (۹)، نطق هاى اغراق آميز (۱۰)، علائم فيزيكى نمايشى، شور و شوق شديد و تعلق عميق و همه جانبه به گروه تازه اى كه شكل گرفته همراه است و به وسيله آنها پديد مى آيد و تقويت مى شود. «نوكيشى متعلق به جنبش هايى است كه وفادارى تام اقتضاى آنهاست و جهان بينى فراگير ارائه مى دهند.»(۹۹ lbid: )
ادامه دارد
پى نوشت ها:
۱‎/Predisposing Condition
۲‎/Situational contingencies
۳‎/seeker
۴‎/reality reconstruction
۵‎/Convertibility
۶‎/Totalism
۷‎/adaptability
۸‎/Value crisis
۹‎/Ecstatic behavior
۱۰‎/oratory


|   شناسنامه   |   آرشيو   |