شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۸۴ -
Sat, Apr 16, 2005
فرهنگ و هنر
۳۱۰۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
سينماى ايران در سال ۸۳
بهشت، رؤيا، برزخ
نگاتيو
محمد جواد بشارتى
پيمان شوقى
207390.jpg
پرونده نمايش فيلم هاى اكران اول سينماى ايران در سال ۸۳ با نمايش ۴۱فيلم ايرانى بسته شد و يكى از سالهاى پرنشيب و فراز اين رسانه‎/ صنعت ملى را رقم زد. اقبال عامى كه ايرانى ها به تماشاى فيلم هاى ايرانى نشان دادند - و صرفاً به سينما رفتن هم محدود نمى شود - بار ديگر ثابت كرد پتانسيل هاى زيادى وجود دارند كه در صورت توجه به آنها مى شود طرح تازه اى درانداخت و ترتيبى اتخاذ كرد كه دست كم در بازار داخلى، سينماى ايران سربلند و موفق در برقرارى ارتباط با تماشاگران و مخاطبان سنتى اش باقى بماند. البته هنوز هم آثار پررنگ حمايت هاى گلخانه اى برحيات طبيعى اين سينما مشهود است و هنوز هم سازندگان فيلم هاى پرفروش به حاشيه امنى خارج از مناسبات سينمايى نياز دارند كه در برابر توفانهاى بعدى و تنگ نظرى هاى درون و برون حرفه حامى شان باشد اما در عين حال اقبال عمومى و حمايت مردمى كه از اين رسانه ملى مى شود محل اتكايى است كه شايد سال به سال و حتى فيلم به فيلم اهميتش نزد سياستگذاران و سازندگان نمودبيشترى پيدا مى كند. از طرف ديگر خانواده سينماى ايران مى تواند سربلند باشد؛ كه از ميان ۴۱ فيلم به نمايش درآمده، ده فيلم يعنى يك چهارم آثار با فروش بالاى دويست ميليون تومان (در اكران اول تهران) جزو آثار موفق از لحاظ تجارى بوده اند و از بين اين ده مورد، هفت فيلم از جنبه هاى مختلف قابل تأمل و هريك در نوع خود آثار شاخصى هستند: «مارمولك» به لحاظ سنت شكنى و خروج از دايره مضامين رايج، «دوئل» به واسطه توليد عظيم و اكران حساب شده داخلى و جهانى، «مهمان مامان» به عنوان بازگشت موفق يكى ازمهمترين فيلمسازان سينماى ايران پس از مدتى سكوت، «خوابگاه دختران» و «سيزده گربه روى شيروانى» در مقام آغاز كنندگان دو ژانر مهم ولى متروك در سينماى ايران (ترسناك و علمى‎/ تخيلى) و بالاخره «بوتيك» و «معادله» به عنوان دو نمونه از قوى ترين و حساب شده ترين آثار سينماى ايران در گونه هاى اجتماعى و كمدى. از ميان سه فيلم موفق ديگر هم فقط «بله برون» را به دليل ساختار ضعيف و سردستى اش مى توان كنار گذاشت و گرنه «شمعى در باد» و «كما» هم على رغم محتواى غيرقابل دفاعشان از لحاظ كيفيت سينمايى آثار نازلى نيستند.
اين نسبت با اندكى تغيير شامل الباقى ليست فيلم ها هم مى شود: يعنى فقط ۹فيلم را مى شود قاطعانه جزو آثار «بد» ارزيابى كرد و دست كم ۱۷فيلم على رغم عدم توفيق در برقرارى ارتباط با تماشاگر عام واجد ارزش هاى كيفى و كمى فراوانى هستند و قطعاً جزو آثار ماندگار تاريخ سينماى ايران خواهندبود. هفت - هشت فيلم را هم هرچند جزو آثار ناموفق قرار مى دهيم ولى تلاش محسوس سازندگانشان براى ارائه اثرى در خورتوجه مشهود است ولى افسوس كه به هزار و يك دليل پيدا وپنهان در نيامده اند و دچار شكستى همه جانبه شده اند. بنابراين پرونده سينماى ايران در سال ۸۳ با برترى قاطع آثار قابل توجه نسبت به نمونه هاى بى ارزش نمره مثبتى مى گيرد و مى رود كه جزو سالهاى دريادماندنى و خاطره انگيز براى سينما دوستان ايران ثبت شود.
دور از اجتماع خشمگين!
فيلم هاى اجتماعى بيش از نيمى از فهرست نمايش هاى سينمايى سال ۸۳ را به خود اختصاص داده اند. صرفنظر از آثارى مثل سربازهاى جمعه، باج خور، شهرزيبا، جايى ديگر، دوشيزه، فرارى و... فيلم هاى ديگر، در بخش كمدى ها يا فيلم هاى تين ايجرى نيز گرايش به طرح مباحث اجتماعى آشكار است. در واقع به دلايل عمده اى كه بيشتر به ساختار سينماى ايران و توانايى توليد آن مربوط است فيلمسازان دريافته اند قوى ترين گرايشى كه تحت هر شرايطى تماشاگران انبوه ايرانى را خواهدداشت و هيچ رقيب خارجى با هر ميزان توانايى تكنيكى و تكنولوژيك ياراى مصاف با آن را ندارد، طرح مسائل و مباحث روز مبتلا به جامعه ايران و دعوت به تعمق و همدلى در آن مسير است. در واقع آنچه فيلم هايى مثل الهه زيگورات و پروانه را على رغم فاصله طولانى كه با مهمان مامان و شهرزيبا دارند در كنار هم مى نشاند، همين توجه به طرح مسائلى است كه جامعه امروز ايران با آن روبروست و اين مسائل گاه مى توانند مباحثى ظاهر و آشكار باشند و گاه مواردى كمتر توجه شده ولى در هر حال آنچه اهميت دارد نوع نگاه فيلمسازان و تهيه كنندگان به اين مسائل است كه مى تواند در سطح حركت كند يا به عمق برود. نوع اقبال تماشاگران تهرانى به فيلم هاى ايرانى سال ۸۳ نشان مى دهد كه هنوز هم عنصر «پديده» شدن نقش عمده ترى از شاخص هاى كيفى دارد چرا كه اتفاقاً آن تعداد از فيلم هاى اجتماعى كه با اقبال تماشاگران مواجه شده اند از جذابيت هاى عمدتاً فرامتنى استفاده كرده اند ولى نمونه هايى كه چه در مضمون و چه در ساختار حرف هاى بيشترى براى گفتن دارند از قافله فروش عقب مانده و به پخش ويديويى يا نمايش تلويزيونى چشم داشته اند.
در هر حال حضور ۶فيلم از اين ژانر در ميان رده هاى بالاى ليست فروش اين اميد را زنده نگه مى دارد كه كماكان توليدكنندگان به اين رده توجه نشان دهند و هنوز هم چشم به توليد آثارماندگارى در اين ژانر داشته باشيم. به هر حال سينماى اجتماعى ايران مهمترين و جدى ترين گرايش فيلمسازى در تاريخ اين سينماست.
به زمين خوردن دلقك!...
با توفيق تقريباً عظيم تجارى ۴فيلم كمدى در سال ،۸۲ همه منتظر بودند كه شاخك هاى گروه هاى فيلمسازى به اين سو جلب شده و در سال ۸۳ شاهد بلندشدن قهقهه هاى تماشاگران از سالنهاى سينما باشيم. ولى على رغم آنكه سه فيلم كمدى سال ۸۳ در ميان ده فيلم پراقبال سال،جاى گرفتند، بازهم اتفاقى فراتر از اين نيفتاد و بخش عمده اى ازنياز روزافزون تماشاگران ايرانى به طنز و خنده از طريق برنامه هاى شبانه تلويزيونى اقناع شد. گو اينكه فروش بالاى «مارمولك» مى رفت كه كاركردى معكوس عليه فيلم و كليت سينماى كشور بيابد و اتفاقاً كارشناسان تغيير موضع سينماى ايران و جلوه جدى تر و عبوس آن را در جشنواره اخير ناشى از تلاش براى زدودن تبعات آن فيلم از اذهان دانسته اند ولى به هر حال رونق اقتصادى سينما و انرژى كه براى چرخاندن چرخ هاى توليد به آن تزريق شده بود را نيز نبايد از ياد برد. خوشبختانه چراغى كه در ارديبهشت ماه روشن شد با اكران معادله و مهمان مامان در ماههاى بعد هم ادامه پيداكرد و مخاطبان سينماى ايران فرصت آن را يافتند كه سه چهار ماه اول سال را با اوقاتى خوش بگذرانند. خصوصاً آنكه دو فيلم اخير برعكس قبلى جزو بهترين ساخته هاى سازندگانشان ارزيابى شده و راه حضور سينماى كمدى خاص ايرانى را با تمام ارزش هايش تحكيم كردند. اما حضور كمرنگ آثار كمدى در جشنواره بيست و سوم فجر اين نگرانى را برمى انگيزد كه به هر دليل از توجه به يكى از گونه هاى مهم و تماشاگر پسند سينمايى كاسته شده و بخشى از پتانسيل سينمايى كشور خالى بماند. (جالب اينجاست كه دوسال قبل گروه ويژه اى در بنياد فارابى براى تقويت سينماى كمدى تشكيل شده بود كه مسؤوليتش هم اتفاقاً با كمال تبريزى كارگردان فيلم مارمولك بود) اميدواريم در بين آثارى كه به جشنواره نرسيدند فيلم هاى كمدى هم باشند تا اكران ۸۴ از قهقهه هاى تماشاگران ايرانى محروم نماند.
راه هاى افتخار
سال ۸۳ را به حق مى توان سال تجديد حيات سينماى جنگى ايران دانست. در شرايطى كه به دلايل عمده از قبيل گرانى توليد و فروش اندك و فشارهاى مصلحت گرايانه به توليدكنندگان شاخص فيلم هاى جنگى، اين مهمترين و اختصاصى ترين ژانر سينماى بعد از انقلاب روبه ركود و فراموش مى رفت، اكران حساب شده «دوئل» همه معادلات را عوض كرده و جان تازه اى به اين بخش مهم از توليدات سينمايى ايران داد. در كنار دوئل، «مزرعه پدرى» هم توليد هزينه بر و سنگينى بود كه قربانى اكران بازى به هرجهت و فقدان استراتژى تبليغاتى درست شد ولى به هرحال سنگينى حضور اين دو فيلم در جشنواره بيست و سوم تأثير موردنظر را بر دايره توليد سينمايى ايران گذاشت و حجم بيشتر توليدات جنگى كه در جشنواره ا خير به نمايش درآمدند نيز مؤيد اين ادعاست. به هرحال كارنامه سينماى جنگ در سال ۸۳ جز اين دو فيلم، «خد احافظ رفيق» را هم در خود ثبت كرده است كه از نظر استانداردهاى كيفى گامى به جلو محسوب نمى شود و يادآور آثار دهه هفتاد اين سينماست. البته «اشك سرما» نيز گوشه اى خاص از جنگ را در بك گراند دارد و «هيام» نيز تجربه اى از نمايش جبهه گسترده اسلامگرايان در ابعادى فراملى است كه مى توانند به كليت سينماى جنگ در سال گذشته وصل شوند.
پس زبان كودكى بايد گشاد!
بعد از اتفاقاتى كه در اوايل دهه هشتاد در عرصه سينماى كودك و نوجوان افتاد و با تشكيل گروه هاى كارى و سمينارهاى مختلف، همه جا صحبت از تجديد حيات گروه هاى نمايش ويژه كودك و پوشش دادن جمعيت عظيم ۲۰ ميليون نفرى دانش آموزان ايرانى بود، از ابتداى سال هشتاد و سه سرانجام ساختار اين گروه در تهران تعيين و سينماهايش مشخص شد. اكران توأم با تبليغ در مدارس با فيلم «على ودنى» شروع شد كه به دليل همزمانى با فصل امتحانات مدارس فروش فوق العاده اى نداشت. با نمايش «جوجه اردك من» ديگر فيلم توليد شده در چند سال قبل، روند نمايش فيلم هاى كودك و نوجوان پى گرفته شد ولى با اتمام اكران ضعيف اين فيلم، يك باره انگار همه رشته ها پنبه شدند و تا فصل پاييز كه فيلم دلنشين قطار كودكى بر پرده آمد هيچ اتفاق تازه اى نيفتاد و اين درحالى بود كه دست كم ۵ فيلم از توليدات سال ۸۲ و چندين و چند فيلم ايرانى و خارجى خريدارى شده از سال هاى قبل انتظار رسيدن به عرصه اكران را مى كشيدند.
در واقع سيستم پخش سينماى ايران يك بار ديگر غفلت خود را از برنامه ريزى و حركت حساب شده براى فتح بازارهاى عظيم بالقوه نشان داد. آخرين محصول اين رويكرد، حرام شدن فيلم بسيار تحسين شده «روز كارنامه» به مدت دو - سه هفته در بدترين فصل اكران بود و بار ديگر اين نكته به اثبات رسيد كه صرف برنامه ريزى مسؤولان دولتى سينما توان گشودن گره از رونق محصولات آن را ندارد.
قلب هاى ناآرام!
ژانر فيلم هاى رمانتيك تين ايجرى كه در اينجا به نام فيلم هاى دختر - پسرى معروف است پس از رونق در اواخر دهه هفتاد روند نزولى خود را آغاز كرد كه درسال ۸۳ نيز ادامه يافت. البته با اين استثنا كه يكى فيلم هاى صدر جدول فروش يعنى «كما» عملاً و على رغم اجتماع نمايى به اين رده داشت. واقعيت اين است كه بخش عظيمى از تماشاگران بالفعل سينما در سراسر جهان را افرادى در محدوده سالهاى جوانى عمر تشكيل مى دهند و به همين دليل طرح مضامين عاشقانه و رمانتيك در سينما همواره خواهان فراوان دارد. منتها ظاهراً در ميان فيلم هاى ايرانى كمتر به موردى برمى خوريم كه با اين سوژه نه به عنوان تابو و خط قرمز كه به شكل يك عنصر انسانى برخورد كرده باشد.هنوز هم سليقه هاى كهنه و مضامين دستمالى شده بر تار و پود اين ژانر خاص چنگ انداخته اند. به همين دليل است كه افول اين قبيل آثار فرصت مغتنمى است تا توليدكنندگان فهيم با فراغت خاطر و رفع نگرانى از خوردن انگ هاى مختلف رويكرد جدى ترى به اين ژانر مهم داشته باشند و به طرح مضامين فطرى و انسانى در اين قالب بپردازند.

گاهى به آسمان نگاه كن
سرانجام بعد از گذشت ساليان سال از طرح رده بندى كيفى فيلم ها و طرح حرف هاى خوب فراوان در باب اهميت حمايت از اكران فيلم هاى متفاوت، از اواخر پاييز شاهد به ثمر رسيدن طرح بنياد فارابى در اختصاص يك گروه محدود سينمايى براى نمايش فيلمهاى مخاطب خاص بوديم كه فيلمهايى مثل چند تار مو، جايى ديگر و قدمگاه در آن گروه به نمايش درآمدند. اگر تابه حال شاهد اعتراض فيلمسازان متفاوت به عدم نمايش آثارشان در اكران هاى داخلى بوديم ولى بعد از اين اقدام، سر و صداى كارگردانان بابت محدوديت زمان نمايش و فقدان تبليغات و حمايت هاى اينچنينى بلند شد. چرا كه ظاهراً مخاطبان اين گروه كه «آسمان باز» نامگذارى شده است نه طيف روشنفكر و متفكر جامعه كه همان تماشاگران گذرى تشكيل داد. و طبعاً نه با فيلمها ارتباطى برقرار كرده و نه از اختصاص يك گروه سينمايى به اين فيلمها طرفى بسته اند. در مورد اهميت اختصاص فضاى تنفس براى تمام محصولات سينمايى كشور شكى نيست ولى به نظر مى رسد اين شكل از پيش رفتن آزمون و خطا موجب شده است كه بخشى از همان ظرفيت هاى محدود موجود نيز به هدر روند. در هرحال سياستگذاران سينما و تهيه كنندگان سينما و تهيه كنندگان فيلم  هاى ايرانى ظاهراً بايد براى معضل نمايش فيلم هاى مخاطب خاص فكرى اساسى بكنند چون بخش اعظم فيلم هاى به نمايش درآمده در جشنواره فجر بيست و سوم جزو اين رده هستند!
تب عاشق كشى!
سينماى ايران مثل هر مجموعه پويا و زنده ديگر طبعاً در كنار توفيقات و شادكامى هايش شاهد بحران ها و گرفتارى هاى متعدد بوده است كه طبعاً بخشى از آن داخلى و بخشى هم از خارج به آن تحميل مى شود. در سال ۸۳ نمونه اين جور بحران ها و گرفتارى ها براى خانواده سينما كم نبودند و يكى از عجيب و غريب ترين اشكال آن وفور مشهود سى دى هاى غيرمجاز از فيلم هاى روى پرده و حتى اكران نشده ايرانى در سطح شهر بود. در شرايطى كه توليدكننده فيلم ايرانى براى ساليان سال روى بازار گسترده اى به نام «خانواده هاى ايرانى» حساب باز كرده و پارامترهاى لازم براى جذب تمام اعضاى هر واحد آن را حتماً مدنظر قرار مى داد، تكنولوژى پيشرفته اين امكان را براى سودجويان فراهم كرد كه مهمترين معضل جهانى اقتصاد سينما يعنى نسخه هاى غيرمجاز را عملاً بر سر پروسه اقتصادى فيلم هاى ايرانى آوار كنند و خانواده هاى زيادى را به عنوان مخاطب مستقيم و مصرف كننده سنتى فيلم ايرانى از روند اقتصاد اكران كنار بگذارند. اتفاقى كه طى چند سال اخير معمولاً فقط براى فيلم هاى مطرح و پرفروش مى افتاد و آن هم به صورت كم و بيش مخفى ولى در سال گذشته اين لطف شامل حال تمام فيلم هاى روى پرده - تقريباً بلا استثنا - شد و در عين حال با از بين رفتن قبح مسأله شاهد عرضه مستقيم اين كالاهاى سرقتى در كوى و برزن و بر زبان دستفروشان و سر چهارراه ها شديم.
نكته اى كه در اين ميان جالى تعجب دارد عدم اقدام قانونى عليه اين معضل و سكوت مجريان و ضابطان قانونى در برابر اين فريادهاى گوشخراش است كه اگر هم مشكل واقعاً آن طور كه گفته مى شد فقدان قوانين لازم براى حمايت از حقوق مؤلف باشد - كه با اقدام اتحاديه تهيه كنندگان و همراهى وزارت ارشاد و مجلس به دست بررسى و تصويب نهايى است - وجهه ضد فرهنگى آن و لزوم برخورد ضربتى با آن كه كاملاً عيان بوده و هست. شايد هم البته مجموعه نهادهاى دولتى به عنوان تهيه كننده اصلى و واقعى تمام محصولات سينمايى كشور آنچه برايشان اهميت دارد پر كردن اوقات فراغت خانواده ها به شكلى ارزان وسالم باشد و رسانه اى كه اين وظيفه را انجام مى دهد در درجه دوم اهميت قرار بگيرد. سينما نشد، دستگاه وى سى دى و نمايش ارزان خانگى در محيطى گرم و صميمانه! فقط اى كاش در اين ميان كسى يا كسانى به فكر تزلزل جايگاه اصلى و سنتى نمايش فيلم يعنى سينماها و اوضاع اسفناكى كه بر آنها تحميل مى شود هم باشند. البته ظاهراً تهيه بستر قانونى براى اين كار در مراحل نهايى است ولى بايد كوشيد كه نوشداروى پس از مرگ سهراب نباشد!
207354.jpg
* ... خانه اى در خور فيل!
عمر نسبتاً كوتاه خانه سينما در مقايسه با بسيارى ديگر از نهادهاى اجتماعى و مدنى ايران براى آنكه مشكلات و گرفتارى هاى فراوان داخلى اش را ناديده بگيريم و قضيه كسب تجربه در مسير آزمون و خطا را مطرح كنيم بهانه چندان مناسبى نيست چرا كه صورت مسأله اين طيف خاص يعنى اصل ترين نهاد صنفى يكى از مهمترين شاخه هاى فرهنگى و هنرى كشور را به عنوان بخشى از نخبگان جامعه معرفى مى كند كه طبعاً بايد از بعضى جهات با ساير اصناف فرق داشته باشند. اما نابسامانى هايى كه عمدتاً از حواشى شروع شده و اندك اندك راه خود را تا متن اصلى باز مى كنند در اين چند سالى كه از تأسيس خانه سينما مى گذرد روندى رو به رشد را نشان مى دهند و جامعه كوچكى را كه زمانى عنوان مى شد بايد امور سينمايى كشور از دولت به آن تفويض شود عاجز از حل مسائل و مشكلات ادارى درون خود نشان مى داد.
در باب چرايى چنين اتفاقى شايد لازم به طرح مباحث جامعه شناسى و تحقيق علمى باشد اما فقط مى توان خاطرنشان كرد وجهه صنعتى و اقتصادى سينما نيازمند آن است كه توسط يك مجموعه صنفى قوى و منسجم حمايت شود والزامات يك مجموعه اقتصادى در بازارهاى داخلى و خارجى و در ارتباط با نهادهاى كشورى و غيره با قدرت و قاطعيت تمام اعمال شود. بد نيست توليدكنندگان ايرانى همانقدر كه گوشه چشم به محصولات هاليوود و زرق و برق هاى ظاهرى آن از قبيل اسكار و غيره دارند، در حركت هاى صنفى و اصلاً ساختار نظام اقتصادى آن هم امعان نظر داشته باشند كه مطلب براى آموختن زياد دارد (خوشبختانه منابع مكتوب به زبان فارسى هم در اين زمينه كم نيستند) در آن صورت متوجه خواهند شد كه قدرت تحميل و پيشرفت كمى و كيفى چنين واحدهايى بيشتر از آنكه ناظر به تئورى هاى توطئه و ساحرى و سامرى ها باشد ناشى از وجود يك صنف قدرتمند و يكپارچه است كه بيش از صد سال در مقابل بحران هاى دائمى و مقطعى ايستاده و مدام به زيرشاخه هايش راهكار داده. نمونه كوچك تر ولى همين قدر توانا را مى توانيم در پشت پرده باليوود هم مشاهده كنيم و حاصل آن را هم البته ببينيم. خبر خوش در اين زمينه آن است كه سرانجام بعد از مدت ها نشست اعضا در انتخاب مديرعامل مجموعه به اجماع بدل شده و مجموعه مديريتى جديد صنف سينماگران ايرانى با كارنامه اى مثبت از فعاليت هاى فردى مى روند كه راهكار حل بحران هاى تجارى را در دستور كار قرار دهند.
* فرمانده و استاد
تأثير روانى اى كه مصاحبه هاى معاونت امور سينمايى كشور در آستانه فجر ۸۲ در اذهان سينمادوستان و سينماگران ايرانى گذاشت كم از زلزله هفت ريشترى نبود. تأمين زيرساخت هاى قانونى و اقتصادى براى گسترش همه جانبه سينما توسط دولت و سرمايه گذارى هاى كلان براى تأسيس هزاران سالن سينما، شهرك هاى سينمايى و رساندن توليد سالانه به ميانگين ۲۵۰ فيلم در سال و برنامه ريزى براى تصرف درصدى از بازارهاى جهانى، در شرايط روزمرگى سينماى ايران به شوخى يا خواب و خيال مى مانست و جز با ارائه مجموعه اقدامات انجام شده در سكوت و به دور از جنجال و هياهو قابل باورنبود. اما اين مهم پس ازسال ها تأخير سرانجام در دستور كار قرار گرفته و اطلاعات مربوط به آن نيز منتشر شد. سال ها بود كه همه خصوصاً فيلمسازان مى گفتند كه دولت بايد از وروددر جزئيات توليد و نمايش يا سرمايه گذارى موردى دست بردارد و زير ساخت ها را مهيا كند. سال ها بود كه همه ازظرفيت پايين نمايش و به تبع آن توليدى نااميدند و بر هدر رفتن پتانسيل بالاى نيروى انسان سينماى ايران افسوس مى خوردند. اما طرح جامعى كه در آن مقطع توسط معاونت سينمايى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى اعلان شد اين نويد را مى داد كه به تمام اين سؤال و ايرادها پاسخى معقول و مقبول داده شده ولى در عين حال اين نكته نيز تصريح شد كه تمام اين زيرساختها براى استفاده افراد و بخش خصوصى است. يعنى وظيفه دولت فقط مهيا كردن سخت افزارهاست و ديگر خود افرادند كه بايد براى استفاده از اين امكانات پا پيش بگذارند (اتفاقى كه در اشل كوچك تر با تجهيز برخى از صنوف سينمايى به تكنولوژى روز جهان از طريق وارد كردن محصولات با تسهيلات دولتى و ارائه وام بانكى براى خريداران اتفاق افتاد) افزايش چشمگير توليدات سينمايى در سال ۸۳ كه به رقمى دو برابر سال هاى قبل نزديك مى شد از يك لحاظ شايد پاسخ به اين موارد ارزيابى شود ولى نكته نگران كننده، سكوت نسبى در زمينه ساخت سينما و حركت سرمايه هاى سرگردان در مسيرهاى سودآورتر و بازار دلالى است كه به هر حال زنگ خطرى است چرا كه عملاً افزايش توليد را خنثى مى كند. شايد لازم باشد دولت در كنار دعوت از شركت هاى خارجى براى مشاركت در ساخت شهرك سينمايى، ترتيبى هم براى تأسيس ضربتى تعدادى سالن سينما و رساندن اين تعداد دست كم به ميزان سال هاى قبل اتخاذ كند وگرنه ممكن است سرمايه گذارى هاى ديگر در بالا بردن استانداردهاى توليد هم جواب ندهد، اما ديگر نكته نگران كننده تر، علم شدن رقيبى جدى براى شهرك سينمايى هشتگرد در همسايگى است. يكى از اهداف تأسيس اين شركت و دليل عمده توجيه اقتصادى سرمايه گذاران خارجى، سرويس دادن به پروژه هاى سينمايى غيروطنى و استفاده از شرايط مناسب آب و هوايى ايران براى توليدات ديگر كشورها - عمدتاً اروپا - بود كه سوددهى مجموعه را در صورت عدم استطاعت سينمايى ايران تضمين مى كرد. تقريباً يك سال بعد اززدن كلنگ شهرك، خبر ساخت مجموعه مشابهى با اهداف مشابه در دوبى مى رسد كه تابستان ۲۰۰۶ به عنوان زمان آغاز بهره  بردارى از آن اعلام شده، با عنايت به روند ساخت و ساز و پيشرفت پروژه هاى صنعتى در كشورمان بيم آن مى رود كه اين فرصت طلايى براى تبديل شدن به قلب سينما در خاورميانه هم از كف برود و تنها حسرت و افسوس جاى آن را بگيرد.
*  باز باران با ترانه
پرداختن به گوشه و كنار وقايع سينمايى سال ۸۳ در اين مجال اندك بيش از اين ممكن نيست هر چند كه ناگفته هاى فراوانى مانده اند. ممكن است چشم اندازى كه از اوضاع و احوال سينماى مملكت ترسيم كرديم در مجموع چندان روشن به نظر نرسد ولى در عين حال فراموش نكرده ايم كه ايران سرزمين غلبه بر بحران ها در دقيقه نود است!و مجموعه خصايل ملى ما ايرانى ها هر چند ممكن است به از دست دادن فرصت ها بينجامد ولى در مسير ماندگارى هم حرف هاى زياد براى گفتن مى گذارد. سينماى ايران در سخت ترين شرايط اقتصادى و در مقابل پررنگ ترين اعتراضات فرهنگى تاب آورده و با اصلاح مسير به حيات فعال و پوياى خود ادامه مى دهد. مضافاً اينكه هرگز تا به حال شرايط اجازه بروز پتانسيل كامل به آن نداده (فقط كافيست نگاهى به آمار فيلم هاى خارج مانده از گردونه اكران در سه سال اخير بيندازيم) و همواره به نوعى در حال دست و پنجه نرم كردن با انواع فشارها بوده. در عين حال پرافتخارترين صنعت ‎/ هنر كشوردر عرصه هاى جهانى به شمار مى آيد و كاركرد مثبت آن هم در بعد تبليغاتى (و ضد تبليغات دشمنان) و هم از لحاظ فرهنگى در داخل و خارج غيرقابل كتمان است.
سال ۸۳ سالى بود كه پوسته سينماى ايران آزمون سختى را از سر گذراند و با ارائه كارنامه اى مثبت از طيف وسيع و متنوع فيلم ها در گونه ها و گرايش هاى مختلف براى سليقه هاى گوناگون نشان داد كه ويژگى هاى فراگير يك صنعت را دارد ومى تواند على رغم تمام شرايط و مسائل موجود از موجوديت خود دفاع كرده انبوه تماشاگران را به سالن هاى سينما بكشاند (فراموش نمى كنيم كه در سال ۸۳ براى اولين بار نمايش  هاى غيرمجاز لطمه اى به فروش فيلم روى پرده نزد و اين اتفاق ۴ بار در طول سال تكرار شد) تجربه هاى سختى كه در اين سال به دست آمد و راه هاى پرنشيب و فرازى هموار شد قطعاً آن را به يكى از مقاطع زمانى تعيين كننده در تاريخ سينماى كشور بدل خواهد كرد و پارامترهاى بدبينانه را به هم خواهد زد. چرا كه شاخص هايش اينها بودند، جسارت، طراوت، معنويت، عشق و اميد به فردا.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |