شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۸۴ -
Sat, Apr 16, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۱۰۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
گفت وگو با كامران فانى (دانشنامه نويس و ويراستار دايرة المعارف تشيّع)
نهضت دايرة المعارف نويسى
تبلور روح پرسشگرى
207468.jpg
در اهميت سنت دايرة المعارف نويسى همين بس كه در تاريخ انديشه مغرب زمين ، دوره بسيار مهمى را عصر دايرة المعارف ناميده اند . همين دوره است كه بلوغ عصر روشنگرى به شمار مى آيد . در جغرافياى فرهنگى ايران ، سنت دايرة المعارف نويسى با تأخيرى دويست - سيصد ساله آغاز شد و هم اينك اين جريان چندان اوج و عزت گرفته است كه مى توان روزگار كنونى فرهنگ ايران را شكوفايى توأمان نهضت ترجمه و دايرة المعارف نويسى ناميد . يكى از اين دايرة المعارف ها، دايرة المعارف تشيع است كه بيش از دو دهه از آغاز شكل گيرى آن مى گذرد . اين مجموعه كه نخستين دايرة المعارف فارسى پس از انقلاب است ، هم اينك در ايستگاه يازدهم است . با كامران فانى از سرويراستاران و سرپرستان اين دايرة المعارف درخصوص اهميت نهضت دايرة المعارف نويسى و نيز درباره دايرة المعارف تشيع گفت وگويى صورت گرفته است كه از نظر مى گذرد.
گروه انديشه
بحث در مورد دايرة المعارف نويسى را مى توانيم با اين مدخل آغاز كنيم كه در فرهنگ يك جامعه اساساً دايرة المعارف نويسى تا چه ميزان مى تواند مهم و منشأ اثر باشد . با توجه به اينكه اگر تاريخ فرهنگ غرب را هم مرور كنيم در قرن هفدهم شاهد فعاليتهاى دايرة المعارف نويسى هستيم كه اين جريان در قرن هجدهم در فرانسه كه مهد تمدن غرب محسوب مى شود با دايرة المعارف فرانسه به سرپرستى «ديدر»و و «دالامبر» به اوج خود مى رسد كه در انقلاب فرانسه هم تأثيرى عميق گذاشت و در نهايت قرن هجدهم عصر دايرة المعارفها نام گرفت. چطور دانش نامه نويسى مى تواند تا اين حد اهميت پيدا كند و منشأ اثر واقع شود؟
سؤال خوبى است از اين جهت كه اصل مطلب را ريشه يابى مى كند. به نظر من از رويدادهاى مهم فرهنگى سالهاى اخير در ايران رواج و شكوفايى دايرة المعارف نويسى است . دايرة المعارف مجموعه فشرده اى از دانش است كه به نحوى تنظيم مى شود كه اطلاعات به سهولت و سرعت در اختيار مراجعه كننده قرار گيرد . دايرة المعارف يا اصولاً هر نوع كتاب مرجع در واقع پاسخگوى يك نياز جامعه است . جامعه اى كه پرسش ندارد و كنجكاو نيست و يا اينكه فكر مى كند براى هر پرسشى يك جواب از پيش داده شده وجود دارد ، جامعه اى است مرده و راكد كه نمى تواند فراتر از خود رود و پيشرفت كند . اما جامعه زنده و پويا، پرسشگر است و طبعاً نياز دارد كه پاسخ به پرسش هاى خود را پيدا كند و يكى از راه هاى پاسخگويى تأليف و تدوين كتابهاى مرجع و در صدر آنها دايرة المعارف ها است .
يعنى به عقيده شما جريان دايرة المعارف نويسى در درجه اول يك نياز اجتماعى است يا يك ضرورت علمى و آكادميك؟
نيازها بويژه اگر كمى متعالى تر و بالاتر باشد در سطح علمى و دانشگاهى يا آكادميك مطرح خواهد بود ولى به تدريج در سطح جامعه گسترش پيدا مى كند .
اما آيا كتاب يا ساير رسانه ها و وسايل ارتباط جمعى نمى تواند پاسخگوى اين نياز علمى جامعه باشد؟
شما مى توانيد به هر كتاب يا منبع اطلاعاتى به عنوان يك كتاب مرجع نگاه كنيد . اما فرق دايرة المعارف با هر منبع اطلاعاتى ديگر مثل كتاب در اين است كه به نحوى تدوين و تنظيم شده است كه شما به سهولت و با سرعت بيشترى مى توانيد به مطلب مورد نظر خود دسترسى پيدا كنيد و شيوه نگارش دايرة المعارف اين است كه با زبانى روشن اطلاعات فشرده را در اختيار مراجعه كننده قرار مى دهد و ضمناً شما را راهنمايى مى كند كه براى مطالعه بيشتر بايد به چه منابعى رجوع كنيد . اين چيزى است كه يك كتاب عالى يا يك منبع اطلاعاتى عالى پاسخگوى آن نيست .
آقاى فانى ، تصور نمى كنيد كه اين نكته در اهميت دايرة المعارف نويسى در فرهنگ غرب نقش داشته است كه بشر قرن شانزدهم و هفدهم به اقتضاى دركى كه از وضعيت انسان در جهان پيدا كرده بود و خوش بينى اى كه نسبت به اين امر داشت كه انسان به لحاظ نظرى و عملى مى تواند مجموعه دانايى هاى متصور جهان را مجموعاً در اختيار و احاطه داشته باشد به سمت دانش نامه نويسى سوق داده شد و اين چنين «عصر دايرة المعارف ها» كه از نخستين دستاوردهاى «ايده روشنگرى» بود شكل گرفت؟
بله ؛ من هم با شما هم عقيده ام و فكر مى كنم كه در عصر روشنگرى در قرن هجدهم كه همانطور كه شما فرموديد عصر خوش بينى است انسان مدرن به دنبال اين هدف بوده كه به نحوى به تمام معارف بشرى دسترسى پيدا كند و اين امر بايد هميشه به عنوان يك آرمان براى ما باقى بماند تا شايد از اين تخصص زدگى رهايى پيدا كنيم.
مى دانيم كه هر قدر جامعه پيشرفت كند حوزه هاى تخصصى آن بيشتر مى شود و الزاماً انسانها تك بعدى مى شوند . اما هر انسان علاوه بر اينكه در يك حوزه تخصص دارد ناگزير بايد از حوزه هاى ديگر هم اطلاع اجمالى داشته باشد و اين مسأله به فرد جامعيت مى دهد . البته قبول دارم كه امروزه چنين چيزى بسيار مشكل است ولى در قرن هجدهم بسيار سهل تر بود كه شما مجموع دانايى هاى بشر را در يك مجموعه ۲۰ يا ۳۰ جلدى فراهم آوريد. اما چنين چيزى امروزه به كلى ممتنع است .
چيزى كه امروزه نقش بزرگترين دايرة المعارف عالم را بازى مى كند پديده اى است به نام اينترنت كه كل دانش بشرى را به نحوى در خود گرد آورده است . آيا اين پديده مى تواند جايگزين مناسبى براى دايرة المعارف باشد؟
قطعاً خير. اشكال اين نوع اطلاعات بسيار گسترده اين است كه شما را به اطلاعات دقيق موردنظرتان راهنمايى نمى كند. علاوه بر اينكه شما نمى توانيد اطمينان حاصل كنيد پاسخى كه به دست آورده ايد موثق است يا خير و اينكه دقيقاً پاسخ همان نياز شما هست يا نه. چرا كه پاسخ مى تواند در سطوح مختلف متفاوت باشد و اين منوط به اين است كه شما تا چه حد قدرت ارزيابى خوبى داشته باشيد. اما ويژگى اى كه دايرة المعارف دارد اين است كه از پيش شما مى توانيد از ميزان وثوق مطالب آگاهى و اطمينان حاصل كنيد از اين طريق كه ببينيد مؤلفان و گردآورندگان مجموعه چه كسانى هستند، چه زمينه و پيشينه اى دارند و يا اينكه كارشان را در مجموعه چگونه عرضه و ارائه كرده اند، همه اينها يك ارزيابى از آن منبع اطلاعاتى به شما مى دهد. اما مشكل امروز ما اين است كه بدون ارزيابى، به هر منبع اطلاعاتى رجوع مى كنيم و با گرفتن اولين پاسخ راضى مى شويم.
شما تفاوت بين فرهنگ نامه نويسى دوران مدرن وماقبل مدرن را تنها در وجوه متدلوژيك كار مى بينيد يعنى نوع فصل بندى و ارجاعات و يا اينكه از نظر محتوايى هم تحول پيدا كردند؟
البته در وهله اول تفاوت در صورت و فرم كار بود. در دايرة المعارف هاى اواخر قرن هفدهم و اوايل قرن هجدهم مشكل فرمى و ساختارى وجود داشت كه شما به سهولت نمى توانستيد پاسخ خود را از آن بگيريد و اين مسأله مهمى بود كه در دايرة المعارف هاى تدوين شده در دوران مدرن جبران شد. اما به لحاظ محتوا هم تفاوت هايى وجود داشت چرا كه در قرن هجدهم در غرب اين انديشه رواج پيدا كرده بود كه مى توان نگاهى بى طرفانه و عينى (obgective) به جهان داشت. بدين معنا كه مؤلف و گردآورنده مى تواند باورها و پيشداوريهاى خود را كنار گذارد و درباره هر مسأله اى بى طرفانه قضاوت كند. البته مى دانيدكه امروزه بر اين باور هستند كه چنين چيزى امكان ندارد چرا كه انسان با انديشه و اعتقادات خود به هر مسأله اى مى نگرد. بنابراين دومين تغييرى كه در دايرة المعارف نويسى دوران مدرن ايجاد شد تغيير محتوايى بود علاوه بر تغيير فرمى اى كه پيدا كرده بود. اما سومين مسأله تغيير در شيوه بيان بود. امروزه مبناى شيوه بيان در دايرة المعارف ها يا هر كتاب مرجع اين است كه به سهولت و سرعت دريافته شود حتى در دايرة المعارف هاى تخصصى و فوق تخصصى هم اين مسأله زودياب و زودفهم بودن مدنظر قرار مى گيرد. در حالى كه در گذشته شيوه بيان بستگى به نوع نگارش مؤلف يا مؤلفان مجموعه داشت كه دشوارنويس هستند يا اينكه روشن و روان مى نويسند.
207381.jpg
تا اينجاى بحث، شما پيشينه و سابقه مطلوب و مناسبى درباره سنت دايرة المعارف نويسى عرضه كرديد. اما محور دوم گفت وگو را مى خواهيم حول «دايرة المعارف تشيع» كه شما يكى از سرپرستان وويراستاران ارشد اين مجموعه هستيد، شكل بدهيم. و از اينجا آغاز كنيم كه فكر تأليف «دايرة المعارف تشيع» با چه هدف و نيتى شكل گرفت؟ و آيا نمونه و بديلى در ايران يا خارج از ايران دارد؟
دايرة المعارف تشيع اولين دايرة المعارفى بود كه فكر تدوين آن بعد از انقلاب در سال۱۳۵۹ شكل گرفت و در آن زمان تقريبا هيچ دايرة المعارفى در اين زمينه در ايران آغاز به كار نكرده بود و اصلاً هيچ دايرة المعارفى در زمينه تشيع به هيچ زبانى چاپ نشده بود. اما دايرة المعارف گونه هايى درباره تشيع و اسلام وجود داشت و همين مسأله باعث شد كه فكر تدوين و تأليف دايرة المعارف تشيع به وجود آيد چرا كه در جهان اسلام چندين دايرة المعارف توسط اهل تسنن تدوين شده بود ولى شيعه به طور جدى هيچ تلاشى در اين زمينه نكرده بود و تنها دايرة المعارف در اين زمينه، دايرة المعارف گونه اى بود كه آقاى امين در لبنان منتشر كرده بود كه آن هم به هيچ وجه پاسخگوى ما نبود.
روش شناسى علمى دايرة المعارف تشيع بر چه مبنا و اصولى تبيين شد؟
در آغاز بنده و آقاى دكتر مهدى محقق به همراه آقاى خرمشاهى تصميم گرفتيم براى اينكه كار با يك سامان منطقى انجام شود شيوه كار را معين كنيم به همين دليل يك سال اول را به تدوين طرح دايرة المعارف اختصاص داديم كه تحت عنوان «طرح تدوين دايرة المعارف تشيع» در سال۱۳۶۰ منتشر شد. اين طرح تدوين دو بخش داشت؛ بخش اول مربوط به روش شناسى كار بود كه دامنه و محدوده كار و شيوه نگارش مقالات و حجم مقالات مشخص شد و پيش بينى اى در مورد اين انجام شد كه حدوداً اين دايرة المعارف چند جلد خواهد شد و تدوين آن چه مدت طول خواهد كشيد و در بخش دوم فهرست مدخل ها و فهرست نام مقالات را از حرف الف تا ى تنظيم كرديم و حدود بيست هزار مدخل را به ترتيب حروف الفبايى تعيين كرديم.
براى كار خود الگوى خاصى مدنظر داشتيد؟
بله در بين مذاهب مختلف الگوهايى داشتيم. پيش از كار ما دايرة المعارف كاتوليك، دايرة المعارف پروتستان، دايرة المعارف يهود و دايرة المعارف دين منتشر شده بود كه من هم به عنوان كتابدار با آنها كاملاً آشنا بودم و به آنها رجوع مى كردم و قاعدتاً با تدوين و تنظيم آنها بيگانه نبودم و برمبناى روشهاى آنها و خواندن مقدمه هاى آنها و تجربه اى كه خود ما در كار دايرة المعارف نويسى در ايران داشتيم مانند دايرة المعارف اسلام كه به زبان انگليسى، فرانسه و آلمانى چاپ شده بود و بخشهايى از آن هم به زبان فارسى ترجمه شد ما اين طرح تدوين را چاپ كنيم و در اختيار صاحب نظران گذاشتيم تانظر بدهند و بعد شروع كرديم به سفارش دادن مقالات و پيش از آن يك آيين نگارش نوشتيم و در اختيار نويسندگان مقالات قرار داديم و نحوه نگارش، رسم الخط، شيوع رجوع، مأخذ و مراجع و حجم مقالات را معين كرديم.
چه منابع و مأخذهايى مورد استناد شما براى نگارش مقالات و مدخل گزينى بود؟
آن زمان كه داشتيم مدخل ها را انتخاب مى كرديم طبعاً در هر حوزه اى بايد به چند منبع اصلى رجوع مى كرديم تا اصطلاحات، اشخاص، اعلام، مناصب، مناسك و حكما و... را استخراج مى كرديم و برمبناى آنها مدخل ها و زيرمدخلها را تعيين مى كرديم. در حوزه معارف و علوم اسلامى آقاى دكتر مهدى محقق تبحر بسيار داشتند و بنده و آقاى خرمشاهى هم تا حدودى به اين حوزه آشنا بوديم و هم كتابدار بوديم و منابع اصلى را مى شناختيم و با رجوع به آنها مدخل ها انتخاب شد.
به چه ميزان در اين دايرة المعارف كتابهاى مهم شيعه معرفى شده است؟ و آيا درمقالات به منابع اهل تسنن هم ارجاع داده شده است؟
در وهله اول طبعاً منابع و مأخذهاى ما كتابهاى شيعه بود ولى واقعاً اصرار داشتيم و به نويسندگان مقالات هم تأكيد مى كرديم كه به كتابهاى اهل تسنن هم رجوع كنند چرا كه به يك نحو مى خواستيم نظرات آنها را هم منعكس كرده باشيم.
در مسائلى كه اختلاف نظر وجود دارد، آيا نظرگاههاى مختلف به حد كافى بررسى و بازگو شد؟
اين اختلاف نظرها را كه در قديم به آن «علم خلاف» گفته مى شد و خيلى هم مهم است ما سعى كرديم تا حد امكان به آنها هم بپردازيم و حداقل نمونه هايش را عنوان كنيم و اگر در مورد مسأله اى قول هاى مختلفى وجود دارد حداقل به برخى از مشهورترين و مهمترين آنها اشاره كنيم. اما اين مسأله بيشتر به نويسندگان مقالات برمى گردد. برخى از نويسندگان بهتر به اين امر پرداختند، برخى كمتر و عده اى هم اصلاً نپرداختند. ولى واقعآً يكى از هدف هاى ما اين بود كه حتماً اين تنوع ها را بياوريم و خواننده را تنها محدود به يك ديدگاه نكنيم.
يكى از مسائلى كه در مورد اين دايرة المعارف سؤال برانگيز است نام اين دايرة المعارف است، چرا كه در تركيب «دايرة المعارف تشيع » نيت بانيان آن مشخص نيست، اين كه كدام گرايش از تشيع مدنظر آنها بوده است؟
اين امر يكى از مسائل اصلى بود كه از روز اول تدوين اين دايره المعارف مورد بحث و بررسى قرار گرفت كه منظور ازتشيع در اين دايره المعارف چيست و در مقدمه طرح تدوين دايره المعارف اشاره كرديم كه تا آنجا كه بتوانيم سعى مى كنيم كه حداكثر معنى تشيع را به آن مفهومى كه در گذشته بوده نه آنچه كه در امروز هست را لحاظ كنيم بنابراين هدف اين بود كه كل آنچه كه به عنوان شيعه خوانده مى شود به معناى وسيع كلمه آورده شود.اما طبيعى بود كه دو عامل مهم تعيين كننده و محدودكننده كار ما بود يكى اينكه مهمترين فرقه در ميان فرقه هاى مختلف تشيع فرقه شيعه اثنى عشرى است و دوم اينكه اين دايره المعارف در ايران تدوين مى شد. بنابراين قاعدتاً شيعه اثنى عشرى ايرانى در صدر و رأس كار ما قرار گرفت البته با عطف توجه به فرقه هاى مختلف شيعه كه طى اين هزار و چهارصدسال به نوعى با فرهنگ تشيع و فرهنگ ايرانى آميخته شده اند.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |