|
۳۳ درصد از دختران فرارى فرزند نخست خانواده هستند
|
|
|
مژگان فرجى
مبحث فرار دختران، عواقب و مشكلات آن،تاكنون بسيار دررسانه ها مطرح شده است و در اين مقوله قصد تكرار واضحات نيست،اما آنچه جاى تأكيد دارد، رشدتمايل فرار از خانه توسط دخترانى است كه فرزند اول خانواده به شمار مى آيند و متأسفانه اين مسأله تا امروزكمتر مورد توجه مسؤولان و كارشناسان امرقرار گرفته است. در همين ارتباط چندى پيش مركز امور مشاركت زنان در روزهاى پايانى سال گذشته اعلام كرد كه ۳۳ درصد از دختران فرارى، فرزند اول خانواده بوده اند كه اين مسأله به نبود مهارت هاى لازم والدين براى تربيت وآموزش و انتظارزيادى از آنان مربوط مى شود. براساس همان تحقيق، تحصيلات ۵۲ درصد اين دختران در سطح دبيرستان، ۴۱ درصد راهنمايى و هفت درصد در مقطع ابتدايى بوده است. ۴۹ درصد از دختران بر اساس اين تحقيق در نتيجه ولگردى، ۲۷درصد در اثر رابطه نامشروع و ۲۴ درصد به علت اعتياددستگير شده اند. همچنين، ۴۸ درصد اين دختران ميزان خشونت و نزاع بين والدين را زياد، ۵۰ درصد كم ودودرصد در حد صفر اعلام كرده اند و از سوى ديگر۲۹ درصد از آنان داراى دوست اخراجى از مدرسه، ۴۳ درصد دوست خلافكار،هفت درصد دوست بازداشت شده از سوى پليس و ۲۱ درصد داراى خانواده اى با پايگاه اجتماعى و اقتصادى پايين بوده اند. دكتر آرمان رضايى، آسيب شناس مى گويد: فرار از خانه به رفتارى اطلاق مى شودكه طى آن كودكان و نوجوانان بدون اجازه والدين يا وصى قانونى خود خانه را ترك مى كنند وبا تأكيد بر تعريف فوق،گرچه در نگاه اول فرار پديده اى فردى به نظر مى رسد، ولى با توجه به پيامدهاى سوء آن براى جامعه بايد آن را از انواع آسيب هاى اجتماعى به حساب آورد. وى اضافه كرد: افراد فرارى اغلب متعلق به خانواده هايى بوده اند كه در آن پدر به عنوان نهاد قدرت حكومت مى كرده است ودرچنين فضايى پدر نه تنها تكيه گاه عاطفى و اقتصادى براى همسر و فرزندان محسوب نمى شود، بلكه با استفاده از قدرت جسمى و مشروعيت قانونى خود به سلطه عليه آنان دست زده و با فحاشى، هتك حرمت، ضرب و جرح در خانه و استفاده از برچسب ها و ارزيابى هاى منفى از تواناييهاى فردى و اجتماعى خود موجب مى شود، سايرين و به خصوص فرزند اول به دليل حساسيت هاى موجود در خانواده احساس آرامش و امنيت نكنند و به موجب همين حس ناامنى به صورت كوتاه يا بلند مدت از منزل فرار كنند. رضايى ادامه داد:ازسوى ديگر، امروزه هر چند در بسيارى از خانواده ها پدر و مادر داراى حضور فيزيكى هستند، اما حضور وجودى و معنوى آنان براى فرزندان چندان محسوس نيست ودر اين خانواده ها فرزندان به حال خود رها شده اند، ارتباط آنان با افراد مختلف تحت هيچگونه نظارت خاصى نيست و هيچ ضابطه و قانونى در خانواده حكومت نمى كند و بنابراين روشن است كه در چنين وضعيتى زمينه براى ايجاد خلأعاطفى فرزندان به ويژه دخترانى كه به عنوان فرزند اول بسيار مورد توجه بوده اند، فراهم خواهد شدكه در شكل شدت يافته خود اين مسأله به فرار از خانه و پناه آوردن به بيگانه منجر مى شود. به گفته وى نبايد فراموش كرد كه هر خانواده اى داراى باورها و ارزشهاى فرهنگى خاص خوداست وبنابراين با برخورد منطقى و آموزش درست، اين ارزشها به راحتى در محيط خانواده نهادينه خواهد شدو اين مسأله سبب پيشگيرى ازبسيارى از معضلات مى شود. رضايى اظهار داشت: اما رفتارهاى افراطى بدون ارائه آگاهى هاى لازم در جهت متهم ساختن ارزشهاى مورد نظر در ذهن و روان فرزندان سبب ايجاد نوعى طغيان، سركشى، تمرد و در نهايت فرار از منزل خواهد شد. اين آسيب شناس افزود:بايد درنظر داشت، اشتغال سرپرست خانواده به كارهايى كه از لحاظ اجتماعى داراى بار غير ارزشى و غير قانونى است سبب مى شود، فرزندان به انجام جرايم ترغيب شوند و براى يافتن استقلال مالى، فرار از خانه را به ماندن ترجيح دهند و در اين رابطه فرزندان اول بيش ازسايرين به الگوپذيرى مبادرت مى روزند. رضايى تصريح كرد:آمارهاى غيررسمى نيز مؤكد آن است كه هر ماه ۸۵ تا ۱۰۰ كودك و نوجوان از خانه هاى خود فرار مى كنند و بيش از نيمى از آنان دخترهستند. اين آسيب شناس افزود:همچنين پرونده هاى موجود در نيروى انتظامى نشان مى دهد، در سال ،۱۳۷۸ يك هزار و ۲۲۴ مورداز خروج بى بازگشت دختران از خانواده گزارش شده كه ۱۴۵ مورد آن در شهريور ماه رخ داده است و از سوى ديگر،گزارشهاى آمارى سه ماه اول سال ۱۳۸۰ نشانگر رشد فرارآنان بوده است. وى اظهار داشت: فرار دختران از خانه به گونه اى بوده است كه در خرداد ماه سال ۱۳۸۰ ، ۲۰۳ مورد پرونده درخصوص دختران فرارى تشكيل شده است و اين ميزان نسبت به سال ۷۹ ، ۸۸ موردرشد نشان مى دهد و اين در حالياستكه بسيارى از خانواده ها براى حفظ آبروى خود، فرار دختران را به مراكز قانونى و ذى صلاح گزارش نمى كنند. رضايى گفت: از ميان نوجوانان فرارى متوارى در سطح شهر تهران، ۴۱ درصد مورد ضرب و شتم قرار گرفته، ۲۴ درصد سابقه ربوده شدن دارند۲۴، درصدتجربه تجاوز جنسى، چهار درصدتهديد با اسلحه وهفت درصد سابقه مورد حمله واقع شدن با اسلحه را داشته اند. رضايى اضافه كرد:اين نوجوانان در مقايسه با سايرين بيشتر در معرض ابتلا به افسردگى، سوء مصرف دارو وساير مسائل بهداشت روانى قرار خواهند گرفت به طورى كه خطر اقدام به خودكشى در آنان نسبت به سايرين بسيار بالامى رود به طورى كه ۳۰ درصد نوجوانان فرارى از منزل در يك منطقه حداقل يك بار خودكشى كرده اند. «عزت الله يوسفيان»، نماينده مردم آمل وعضو كميسيون حقوقى و قضايى مجلس شوراى اسلامى نيز اظهار داشت:آمارهاى رسمى و غير رسمى حاكى ازآن است كه ماهانه بين ۸۰ تا ۱۱۰ كودك و نوجوان در كشور از خانه و كاشانه خود فرار مى كنندكه حدود ۶۰ درصد آنان را دختران تشكيل مى دهند. وى اضافه كرد: با توجه به پيامدهاى سوء فرار از منزل در جامعه،لازم است اين معضل را در زمره آسيب هاى پر خطر به شمار آوريم و براى كاهش ميزان آن چاره اى جدى تر و برنامه اى عاقلانه تر بينديشيم وبنابراين به نظر مى رسد بايددر تربيت فرزندانمان دقت بيشترى به خرج دهيم. نماينده مردم آمل در مجلس شوراى اسلامى ادامه داد: به اعتقاد اكثر روانشناسان و جامعه شناسان ريشه اصلى آسيب هاى اجتماعى و از جمله آنها فرارنوجوانان به خانواده باز مى گردد و به عبارتى ديگرآشفتگى و نابسامانى محيط خانوادگى به عنوان كوچكترين اجتماع بشرى حتى در گوشه اى از آن، كل سيستم نظام اجتماعى را دگرگون خواهد ساخت و بنابراين هميشه تطابق و تعادل بين تمامى اعضا ضرورى به نظر مى آيد. پروفسور حسين باهرى رفتار شناس و استاد دانشگاه، در رابطه با آسيب پذيرى فرزندان اول خانواده گفت: فرزندان اول خانواده به دليل كم تجربگى بسيار آسيپ پذيرتر از سايرين هستند. وى اضافه كرد: دخترانى كه فرزند اول خانواده هستند تا زمان تك فرزند بودن بسيار عزيزندكه نتيجه اين رفتار، حساس شدن آنان نسبت به مسائل پيرامون است امابه محض حضور فرزند بعدى اين فرزندان دچارخلأ عاطفى مى شوند و از نگاه ديگر از آنجا كه اكثر خانواده هاى ايرانى ازمشكلات اقتصادى رنج مى برند،بنابراين اين مسأله خود به تنهايى سبب مى شود، بار مسؤوليت بيشترى بر گردن آنان بيفتد. به گفته باهرى،اين مسائل و موارد ديگر سبب مى شود كه فرد احساس كند خانه جاى امنى نيست و همين حس سبب شود، فرد بدون آگاهى از عواقب به ماندن در بيرون از محيط خانه تمايل پيدا كند. اين رفتار شناس افزود: با توجه به شرايط موجود، خانواده ها بايد قدرى شكيبايى به خرج دهند و در برابر مشكلات جوانان تمام تلاش خود را به كار بندندتابر مشكلات فائق آيندو از سوى ديگر زمان آن فرا رسيده است كه آنان بيشترين بخش ازفعاليت هاى خود رابه رشدفهم و درك نوجوانان و جوانان اختصاص دارد. منبع: سينا
|