دوشنبه ۲۹ فروردين ۱۳۸۴ -
Mon, Apr 18, 2005
حوادث
۳۱۰۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
خانواده (جامعه)
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
رسيدگى به اين پرونده خارج از نوبت در
شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران صورت مى گيرد
مديرباشگاه بيليارد۶ پسر را گروگان گرفت
اين ۶ پسر بچه پس از ۲۰ روز زندانى بودن در جنوب كشور با تلاش پليس آزاد شدند
گروه حوادث: رباط كريم - خبرنگار «ايران»: مردى كه با تأسيس يك باشگاه ورزشى اقدام به ربودن ۶ پسر نوجوان كرده و قصد داشت تا  آنان را در يكى از شهرهاى مرزى به فروش برساند در يك عمليات گسترده پليسى دستگير شد.
<  تأسيس باشگاه بيليارد ـ چندى پيش مردى اقدام به داير كردن باشگاه ورزشى بيليارد در شهرك سبز دشت در رباط كريم كرد. اين مرد كه به عنوان مدير باشگاه از نوجوانان پسر ثبت نام مى كرد پس ازمدتى از تأسيس باشگاه اقدام به شناسايى شش پسر ۱۱ تا ۱۵ ساله از ميان مراجعان خود كرد كه از نظر وضعيت مالى خانواده هايشان موقعيت بهترى داشتند.
< اجراى نقشه شوم ـ اين مرد ۳۲ ساله پس از جلب اعتماد خانواده هاى اين ۶ پسربچه به بهانه اينكه قصد دارد آنان را به اردويى ورزشى برده و در يك مسابقه ورزشى شركت دهد از آنان خواست كه خود را براى شركت در اين مسابقه كه سه ساعت به طول مى كشيد آماده كنند.۲۷ اسفند ماه سال گذشته ۶ پسر نوجوان كه خود را براى شركت در مسابقه ورزشى آماده كرده بودند، به محل باشگاه رفتند.مدير شركت به اين بهانه كه با قطار سريعتر مى توانند به مقصد رفته و برگردند آنان را با حيله و نيرنگ سوار بر قطار كرد.۶ پسربچه پس از نوشيدن نوشابه و آب ميوه اى كه مدير باشگاه بيليارد برايشان تهيه كرده بود به خواب رفتند ولى ۴۸ ساعت بعد وقتى چشمان خود را باز كردند پى بردند كه در يكى از شهرهاى جنوبى هستند.وقتى مدير باشگاه بيليارد با اعتراض بچه ها روبرو شد به آنان گفت: من هم مثل شما به خواب رفته بودم و نمى دانم چگونه به اين جا آمده ايم ولى شما نگران نباشيد زيرا من بلافاصله با خانواده هاى شما در رباط كريم و سبزدشت تماس خواهم گرفت و اكنون نيز به خانه يكى از آشنايانم براى استراحت خواهيم رفت. اين مرد شياد ۶ پسربچه را سوار بر سه موتور كه از قبل آماده شده بود، كرد و به بچه ها گفت: تا شما به خانه دوستم برسيد من به مخابرات مى روم و با خانواده هايتان تماس مى گيرم.
<  خانه متروك ـ 6 پسر بچه وقتى همراه سه موتور سوار به منطقه متروكه اى وارد شدند باور نمى كردند كه استاد و مدير باشگاه ورزشى چه نقشه اى براى آنان كشيده است. چند ساعت بعد وقتى مرد ۳۲ ساله به منطقه متروكه پاى گذاشت در برابر سؤال بچه ها به آنان گفت: با خانواده هايتان تماس گرفته ام و به آنان گفته ام كه تا يك هفته ديگر به رباط كريم بازمى گرديم.
< در اتاق وحشت چه گذشت؟ ـ بچه ها پس از اينكه رفتارهاى خشن مدير باشگاه را ديدند متوجه شدند كه ربوده شده اند و اين مرد با نقشه  اى پليد خانواده آنان را فريب داده و به اتاقى مخروبه در منطقه اى متروكه در ميناب كشانده و زندانى كرده است.يك هفته پس از زندانى شدن بچه ها در حالى كه مرد سنگدل به آزار و شكنجه اين ۶ پسربچه پرداخته بود، شش گروگان تصميم گرفتند تا در برابر او مقاومت كنند. اين مرد پس از اينكه با اعتراض بچه ها روبرو شد و متوجه شد كه آنان پى به نقشه شوم وى برده اند به آنان گفت: ما ديگر به سبزدشت برنمى گرديم. شما همه گروگان من هستيد و من شما را ربوده ام تا به فروش برسانم و پس از اين كار قصد دارم تا از طريق مرزهاى جنوبى از كشور فرار كنم.
<  اعلام شكايت ـ پس از ۲۴ ساعت زمانى كه خانواده هاى اين ۶ پسر بچه متوجه شدند كه فرزندانشان به خانه بازنگشته اند با مراجعه به اداره آگاهى گفتند: قرار بود كه مدير باشگاه بيليارد براى شركت دادن بچه هاى ما آنان را براى سه ساعت ببرد ولى بعد از ۲۴ ساعت آنان به خانه بازنگشته اند و ما پس از مراجعه به خانه خود مدير باشگاه و خانه پدرى اش با جواب هاى سربالا روبرو شده ايم و از آنان هيچ خبرى در دست نيست.در حالى كه تحقيقات پليسى ادامه داشت يكى از پسرهاى گروگان گرفته شده موفق شد نظر مدير باشگاه را جلب كند. او به مرد آدم ربا گفت: پدرم حاضر است براى آزادى من هر اندازه كه تو پول بخواهى به تو پول پرداخت كند.اين پسر بچه كه موفق به جلب نظر آدم ربا شده بود توانست با اين جلب رضايت براى چند لحظه با خانواده خود تماس بگيرد. با اين تماس مأموران دريافتند ۶ پسر بچه در بندرعباس هستند. در حالى كه عمليات پليسى براى دستگيرى متهم و آزادى گروگانها آغاز شده بود. متهم از طريق يكى از همدستانش متوجه شد كه پليس با رديابى هاى خود پى به محل سكونت آنان برده است. مدير باشگاه كه پليس را در چند قدمى خود مى ديد در حالى كه به شدت ترسيده بود به بچه ها گفت: من شناسايى شده ام و براى اينكه جرم خود را بيش تر از اين سنگين نكنم شما را به جايى مى رسانم كه بتوانيد به خانه هايتان بازگرديد.
<  بازگشت ـ شش پسر بچه پس از اينكه مرد آدم ربا آنان را در شهرستان قم رها كرد موفق شدند در عرض چند ساعت پس از دو هفته دورى نزد خانواده هاى خود بازگردند.
< عمليات دستگيرى ـ در حالى كه ۶ پسر گروگان گرفته شده كه از شدت شكنجه به شدت لاغر و نحيف شده بودند به نزد خانواده هاى خود بازگشتند به دستور اميرسليمانى - رئيس دادگاه عمومى بخش گلستان ـ عمليات ويژه اى براى دستگيرى متهم آغاز شد.مأموران براى رديابى متهم خانه اقوام و دوستان وى را زير نظر قرار دادند و دريافتند متهم پس از تماس با پدرش قصد دارد براى گرفتن پول به سبزدشت مراجعه كند. مدير باشگاه زمانى كه در روز ۱۶ فروردين ماه قصد داشت به خانه پدرش وارد شود توسط كارآگاهان دستگير شد.اين متهم پس از دستگيرى گفت: قصد داشتم با اين كار پول زيادى به دست آورم ولى نمى دانستم كه عاقبت دستگير خواهم شد.به گزارش خبرنگار ما به دستور اميرسليمانى - رئيس دادگاه عمومى گلستان - آزمايشات تخصصى از ۶ پسر بچه به عمل آمد و روشن شد كه مرد آدم ربا با تزريق موادمخدر به گروگانهاى خود قصد داشته تا در اين مدت با به خواب بردن آنان را ساكت نگه دارد. اميرسليمانى در يك گفت و گوى اختصاصى به خبرنگار ما گفت: اين پرونده به جهت حساسيت ويژه اى كه داشت باعث شد تا مقامات قضايى و انتظامى با اقدامات شبانه روزى بتوانند متهم را شناسايى كنند و به اين وسيله از تكرار حادثه اى بزرگ مثل حادثه پاكدشت جلوگيرى شد.وى خاطر نشان كرد: از آن جهت كه احتمال داشت بچه ها را به خارج از كشور انتقال دهند دستور داده بوديم تا تمام راههاى هوايى، زمينى و ريلى تحت كنترل قرار گيرد.
به گزارش خبرنگار ما تحقيقات ويژه براى دستگيرى همدست اين مرد آدم ربا ادامه دارد.
متهمان فروش سؤالات كنكور ۱۶ خرداد محاكمه مى شوند
سرپرست مجتمع قضايى وليعصر از محاكمه ۴۳ نفر از متهمان فروش سؤالات كنكور در ۱۶ خرداد ماه سال جارى خبر داد.موسى الرضا اكبرى در گفت وگو با خبرنگار خبرگزارى فارس با اعلام اين خبر گفت: پرونده فروش سؤالات كنكور سراسرى و دانشگاه آزاد با ارجاع به شعبه ۱۰۰۸ مجتمع قضايى وليعصر به رياست قاضى خراسانى مطرح و در حال رسيدگى مى باشد. وى گفت: وقت رسيدگى به اين پرونده ۱۶ خرداد است كه در اين جلسه به اتهامات ۴۳ نفر از متهمان پرونده كه متهم به كلاهبردارى و فروش سؤالات كنكور هستند، رسيدگى خواهد شد. اكبرى اين پرونده را داراى دو قسمت خواند و افزود: قسمت اول اين پرونده مربوط به متهمانى است كه اقدام به فروش سؤالات كنكور واقعى كرده اند و قسمت دوم آن مربوط به متهمانى است كه با اقدامات متقلبانه سؤالات كنكور سالهاى گذشته را به فروش رسانده و از اين طريق اقدام به فريب داوطلبين كنكور كرده اند. رئيس مجتمع قضايى وليعصر گفت: در اين پرونده كه تعدادى از كاركنان دولتى نيز شركت دارند متهمان با توجه به نوع اتهام به دادگاه فراخوانده و به اتهام آنها رسيدگى خواهد شد. وى همچنين بر برگزارى علنى اين دادگاه تأكيد كرد و گفت: متهمان اين پرونده قبل از برگزارى كنكور محاكمه خواهند شد و قاضى خراسانى با رسيدگى مستمر به اين پرونده رأى اين پرونده را تا آخر خردادماه صادر خواهد كرد.
كلاهبردارى از والدين انگليسى در مدرسه هرى پاتر
شش كلاهبردار انگليسى كه با دلايل تخيلى والدين دانش آموزان را گول مى زدند، صبح ديروز در دادگاه بيرمنگام محكوم به حبس شدند.به گزارش روزنامه «هرالدسان» شش انگليسى به اتهام كلاهبردارى از دانش آموزان هنگام ثبت نام آنها در مدرسه به حبس محكوم شدند.اين افراد به والدين دانش آموزان دروغ مى گفتند و ادعا مى كردند شخصيت هايى همچون «بيل كلينتون» و «هرى پاتر» در اين مدرسه سرمايه گذارى كرده اند. آنها با اين حيله به والدين دانش آموزان اطمينان مى دادند كه مدرسه آنها معتبر است و بدين ترتيب از آنها مبالغ كلانى به عنوان شهريه دريافت مى كردند.دادگاهى در بيرمنگام انگليس صبح ديروز متهمان را به سه تا شش سال حبس بدون آزادى مشروط محكوم كرد.
رسيدگى به اين پرونده خارج از نوبت در
شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران صورت مى گيرد
نقشه هولناك زوج جنايتكار براى پسر همسايه
207726.jpg
گروه حوادث: زوج جنايتكارى كه در توطئه اى شوم پسر جوانى را قربانى انگيزه انتقامجويانه خود كرده بودند به صورت فوق العاده در دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه خواهند شد.
راز اين جنايت خاموش زمانى فاش شد كه همزمان با ناپديد شدن پسر ۲۲ ساله اى در قرچك ورامين جسد سوخته اى در داخل كارتن در بيابان هاى ورامين پيدا شد.
بنا به اين گزارش؛ شامگاه ۵ ارديبهشت ماه سال ۸۳ خانواده پسرى به نام محمود گودرزى وقتى وى به خانه بازنگشت و جست و جوهايشان براى يافتن اثرى از اين پسر به جايى نرسيد، با نگرانى به پليس قرچك ورامين مراجعه كردند.
با ادعاهاى خانواده محمود كه نشان مى داد وى صبح پس از تماس تلفنى مرموزى خانه را ترك كرده است كارآگاهان براى به دست آوردن ردپايى از اين پسر، پاتوق هاى وى را شناسايى كردند و تجسس هاى جنايى خود را روى تحقيق از دوستان صميمى محمود متمركز كردند. از سوى ديگر با درخواست بازپرس دادسراى ورامين خانواده پسر ناپديد شده در پزشكى قانونى حاضر شدند و اجساد مردان ناشناسى را كه از روز ناپديد شدن محمود در قرچك ورامين و بيابان هاى اطراف آن كشف شده بود بررسى كردند.
همزمان با شناسايى شدن جسد جوان سوخته اى كه تكه هايى از پيراهنش سالم مانده بود و با آخرين پوشش محمود مشابهت داشت كارآگاهان در تحقيقات خود دريافتند اين پسر از مدتى پيش توسط زن جوانى در همسايگى شان اغفال شده بود و به خانه وى رفت و آمد پنهانى داشت.
وقتى ماجراى ناپديد شدن پسر جوان واردمرحله جنايى شد پليس با اطمينان از اينكه قربانى سوخته جنايت كارتنى همان محمود است زن ۲۷ ساله اى به نام فاطمه را پس از به دست آمدن سرنخ هايى از رابطه پنهانى اش با قربانى تحت تحقيق قراردادند.
اين زن ابتدا هرگونه شناخت از محمود را منكر شد و ادعا كرد اين پسر را چون در همسايگى شان زندگى مى كردند خارج از خانه چند بارى ديده است اما هيچ دوستى اى بين آن دو نبوده است.
اين ادعاها وقتى نشانه هايى از رابطه پنهانى فاطمه و محمود پيش روى اين زن قرارداده شد اقداماتى براى گمراه كردن مسير تحقيقات شناخته شد و زن جوان چاره اى جز فاش كردن جزئيات يك توطئه انتقامجويانه نديد.
فاطمه به كارآگاهان جنايى گفت: «چند ماه پيش براى خريد از خانه مان خارج شده بودم كه در خيابانى دو پسر مزاحم من شدند، محمود كه همسايه مان بود با ديدن اين صحنه ناراحت شد و با مزاحمان درگير شد، چند روزى نگذشته بود وقتى تلفن خانه ام زنگ خورد و من گوشى را برداشتم صداى پسرى را شنيدم كه خود را محمود معرفى كرد ابتدا نشناختم او براى راهنمايى گفت همان پسر همسايه اى است كه مزاحمان را در خيابان از من دور كرده است.
وى افزود: «ابتدا تعجب كردم كه شماره خانه ام را از كجا به دست آورده است. وى ادعا كرد با دادن مشخصات توانسته از مخابرات شماره ام را به دست آورد. او ابراز علاقه كرد و چند روزى طول كشيد تا اينكه تصميم گرفتم با محمود رابطه دوستى برقرار كنم. زن جوان با ابراز پشيمانى، ادامه داد: «توانسته بودم علاقه محمود را جلب كنم رابطه پنهانى مان به گونه اى بود كه او روى رفتارهايم تعصب نشان مى داد و اگر بدون اطلاع او به جايى مى رفتم با من دعوا مى كرد تا اينكه شوهرم پى به اين موضوع برد و رفتارش با من تغيير كرد.»خيلى ترسيده بودم، مى دانستم كه اصغر هر لحظه امكان دارد من را به خاطر خيانت به قتل برساند به خاطر همين يك روز طناب و چاقويى آماده كردم و وقتى شوهرم به خانه آمد در حاليكه گريه و زارى مى كردم نزد او اعتراف به رابطه پنهانى با پسر همسايه كردم و خواستم من را بكشد.
فاطمه گفت: شوهرم برخلاف تصورات من بدون اينكه صدمه اى وارد كند من را بخشيد و خواست تا توطئه اى براى قتل محمود طراحى كنيم و اين پسر را بكشيم تا اثرى از او برجاى نماند.من تنها راه خلاص شدن از اين معركه را همراهى با شوهرم دانستم. به خاطر همين با نقشه اى روز پنجم ارديبهشت ماه در تماس تلفنى با محمود خواستم به خانه ام بيايد، او با اين تصور كه هيچ كس در خانه نيست ساعت ۱۰ صبح بود كه زنگ خانه را زد و من در را به رويش بازكردم، وقتى داخل شد من محمود را به داخل اتاق پذيرايى دعوت كردم هنوز چند قدمى به فضاى بسته اتاق وارد نشده بود كه شوهرم با چاقو از پشت به او حمله كرد من نيز به حمايت از اصغر به پسر همسايه حمله كردم با او گلاويز شديم وقتى محمود روى زمين افتاد شوهرم پاهايش را گرفت، من طنابى كه آماده داشتم را دور گلويش گره زدم و فشار دادم تا اينكه محمود بى جان شد.
وقتى فاطمه به قتل پسر همسايه اعتراف كرد، شوهر ۳۲ ساله وى نيز تحت بازجويى قرار گرفت و با تأييد ادعاهاى همسرش گفت: «من محمود را مقصر اصلى مى دانستم وقتى همسرم گريه كرد و خواست او را ببخشم پذيرفتم اما نمى توانستم انتقام نگيرم با قتل محمود جسدش را داخل كارتن جاسازى كرديم و توانستيم بدون اينكه كسى پى به ماجراى جنايت ببرد جسد محمود را به بيابان هاى اطراف قرچك ورامين ببريم، ساعت ۱۲ ظهر بود وچون مى دانستيم آتش سوزى در روشنايى جلب توجه نمى كند با ريختن نفت روى جسد، آن را به آتش كشيديم تا اثرى از محمود به دست نيايد.
<   نظريه پزشكى قانونى
متخصصان پزشكى قانونى پس از بررسى هاى كارشناسانه روى جسد سوخته محمود اعلام كردند كه ضربات چاقو نمى توانست باعث مرگ اين پسر جوان شود و خفگى ناشى از فشار دو رشته طناب دورگردن قربانى و انسداد تنفسى علت اصلى مرگ است.بدين ترتيب مشخص شد كه عامل اصلى قتل فاطمه است و شوهر وى به اتهام معاونت در قتل بازداشت شد.بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما؛ پرونده اين جنايت هولناك با صدور كيفرخواست كه در آن فاطمه به اتهام مباشرت در قتل عمدى و شوهرش به اتهام معاونت در قتل عمدى و جنايت بر ميت مجرم شناخته شده بودند، براى رسيدگى نهايى در اختيار شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران قرار داده شد.اين گزارش حاكيست پنج قاضى اين دادگاه رسيدگى به اتهامات زوج جنايتكار را خارج از نوبت قرار داده اند و تا ۱۵ روز آينده جلسه رسيدگى به اين پرونده به رياست قاضى عزيزمحمدى برگزار خواهد شد.
حادثه ها
قتل زن با ضربات كارد شوهرش
گروه حوادث: زن جوانى در جريان درگيرى با شوهرش، بر اثر اصابت ضربات كارد از پاى درآمد. اين حادثه ساعت ۳ بامداد روز يكشنبه در منطقه مهرآباد تهران رخ داد و در جريان آن زن ۳۸ ساله اى با اصابت ضربات كارد شوهرش از پاى درآمد. مأموران نيروى انتظامى وقتى پس از اطلاع از ماجراى قتل در محل حادثه حاضر شدند، با پيكر نيمه جان و خون آلود مرد خانواده در كنار جسد زنش روبرو شدند. مرد مجروح ادعا كرده است در جريان درگيرى با همسرش با ضربات كارد او مجروح شده است. به دستور بازپرس «حسينى»، از شعبه هفتم دادسراى جنايى تهران تحقيقات جنايى براى كشف راز اين جنايت آغاز شده است.
اجير آدمكش براى قتل شوهر
گروه حوادث: بوشهر خبرنگار «ايران » ـ يك زن كه براى كشتن شوهرش، آدمكش اجير كرده بود، از سوى كارآگاهان آگاهى بوشهر بازداشت شد. اين زن با طراحى نقشه شوهرش، براى قتل او ۷ ميليون تومان به مردى پرداخته بود تا شوهرش را از سر راه بردارند. پيكر بى جان شوهر اين زن در حاليكه با فشردن پارچه اى به گلويش به قتل رسيده بود در خانه اش واقع در بندر طاهرى بوشهر پيدا شد. براساس تحقيقات پليس عامل اصلى جنايت در شهريار تهران شناسايى و دستگير شد. وى در اعترافات خود مدعى شد، همسر مقتول او را براى كشتن شوهرش اجير كرده بود و او يك شب كه در خانه قربانى حادثه بود با پيچاندن پارچه به دور گلويش او را به قتل رسانده است. به گزارش خبرنگار ما، دو متهم پرونده با دستور بازپرس رسيدگى كننده به پرونده تا انجام تحقيقات تكميلى در اختيار پليس قرار گرفتند.
جوان مادركش از اعدام گريخت
207729.jpg
گروه حوادث: پسر جوانى كه به اتهام قتل مادرش به مرگ محكوم شده بود، با اعلام رضايت اولياى دم از مجازات اعدام نجات يافت.اين جنايت ساعت ۱۴ و ۴۵ دقيقه بهمن ماه سال ۷۷ در منطقه يافت آباد رخ داده بود و در جريان آن پسر ۲۴ ساله اى با ضربات كارد مادرش را كشته و خواهرش را مجروح كرده بود.با دستگيرى متهم، جلسات محاكمه او در شعبه ۱۶۰۲ دادگاه كيفرى تهران انجام گرفته و پسر جوان به مرگ محكوم شد.با اعتراض متهم به حكم صادره پرونده در شعبه ۳۳ ديوان  عالى كشور تحت رسيدگى مجدد قرار گرفت تا اينكه با تأييد حكم دادگاه بدوى پرونده براى اجرا به معاونت اجراى احكام دادسراى امور جنايى فرستاده شد.قضات اجراى احكام دادسراى جنايى تهران پس از برگزارى چند جلسه با اولياى دم آنان را متقاعد كردند تا از خون مادرشان بگذرند. اين متهم اكنون تنها به لحاظ جنبه عمومى جرم محكوم به ۶ سال حبس شده است.
محاكمه مردى به اتهام قتل باجناقش
مردى كه در هواخواهى از خواهرزن خود، با جناقش را به قتل رسانده است در دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد. بنا به اين گزارش، صبح ديروز - يكشنبه ۲۸ فروردين ماه - عامل جنايت فاميلى در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران، در برابر ۵ قاضى قرار گرفت و ادعا كرد قاتل نيست.اين مرد جوان پس از اينكه پدر و مادر قربانى خواستار قصاص وى شدند در برابر قاضى حجت الاسلام حسينى كوه كمره اى - رئيس دادگاه - و چهار قاضى مستشار قرار گرفت و گفت: من قاتل نيستم حتى براى دفاع از خودم فقط از كمربند استفاده كردم.وى افزود: خواهرزنم قهر كرده بود مى خواستم او و شوهرش را آشتى بدهم به خاطر همين با «على» تماس گرفتم، او با ناسزاگويى جواب تلفن را داد بعد با من قرار گذاشت تا روز حادثه به در مغازه اش بروم به خاطر كارهاى زيادى كه داشتم نتوانستم به ميدان خراسان بروم تا اينكه تماس گرفت و خواست در مغازه خودم منتظرش باشم، وقتى در محل كارم بودم او را ديدم كه طرف ديگر خيابان ايستاده است به سمتش رفتم تا براى گفت وگو دعوتش كنم اما «على» با چاقو به من حمله كرد و دو ضربه به سر و صورتم زد، با كمربند از خودم دفاع كردم .در حال فرار بودم كه سرنشينان خودروى پاترولى من را محاصره كردند، پى بردم همه از دوستان باجناقم هستند، آنان من را كتك زدند و تنها توانستم تيغه چاقوى يكى از مهاجمان را از دستش بگيرم، حتى در حين فرار كمربندم را نيز جا گذاشتم. اما هيچ ضربه اى به باجناقم نزدم. بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، قضات پس از شور، رأى نهايى را صادر خواهند كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |