دوشنبه ۲۹ فروردين ۱۳۸۴ -
Mon, Apr 18, 2005
خانواده (جامعه)
۳۱۰۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
خانواده (جامعه)
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
سنت وقف و نقش آن در توسعه اقتصادى و اجتماعى
از هخامنشيان تا ميراث داران امروز
207642.jpg
دكتر صادق بختيارى
مقدمه
وقف تاريخچه اى كهن و سابقه اى ديرينه دارد و در اسلام نيز به عنوان يك سنت حسنه مورد سفارش و تأكيد قرار گرفته است. اما هنوز ابعاد و زواياى آن مورد عنايت صاحبنظران و به ويژه اقتصاددانان قرار نگرفته است.
هدف مقاله حاضر آن است تا نشان دهد كه اين نهاد اسلامى مى تواند براى حل معضلات امروز جوامع اسلامى كارايى وسيعى داشته باشد. بحث اساسى مقاله، تأكيد بر اين واقعيت است كه نهاد وقف در طول تاريخ گذشته جوامع اسلامى خدمات عمومى مورد نياز جامعه را به رايگان تهيه و تأمين كرده است. در اين مقاله توضيح داده خواهد شد كه با كمك نهاد وقف مى توان رهيافت هاى مناسبى براى مباحث فعلى اقتصاد جديد از قبيل توليد كالاهاى عمومى، تعديل ساختارى، تقليل كسر بودجه دولت، كاهش اثرات دفع ازدحامى سياست هاى بخش عمومى، توزيع عادلانه ثروت و درآمد ارائه كرد.
در اين مقاله پس از نگاه اجمالى به تحولات وقف در ايران، نقش وقف در حل مشكلات و معضلات جوامع اسلامى را بررسى نموده و در پايان به جمع بندى و ارائه پيشنهادها پرداخته مى شود.

سابقه وقف در ايران به قبل از اسلام برمى گردد، به طورى كه نذورات و وقف اموال به آتشگاه ها و معابد در ايران باستان متداول بوده است. در اين دوران عمده ترين زمين هاى فئودالى، املاك خالصه وقفى بوده و در دوره هخامنشيان، معابد بر املاك وسيعى تسلط داشتند كه اين زمين ها از طرف پادشاه و يا بزرگان و فئودال هاى محلى به منظور جلب پيشوايان مذهبى به پرستشگاه ها هديه مى شد. كشاورزانى كه در اين قبيل زمين ها به كشت و زرع مشغول بودند، سهم مالكانه را مى بايد به هيربد يا كاهن بزرگ مى دادند. سلوكيان و اشكانيان نيز اين شيوه را محترم مى شمردند.(۱)
ايران در سال ۶۵۱ ميلادى به تصرف سپاه اسلام درآمده و بنا به روايتى زمين هاى آن كه عنوان «مفتوح العنوه» به آن اطلاق مى شد، جزو اراضى موقوفه محسوب گرديد. در قرون اوليه اسلامى اوقاف روند معمولى و عمومى خود را داشت، تا اينكه در نيمه دوم قرن چهارم هجرى ديوان اوقاف ايجاد شد. اين ديوان نقشى مشابه وزارتخانه در سازمان ادارى امروز را داشت. از جمله وظايف ديوان مذكور كنترل و رعايت مفاد وقفنامه ها در خصوص چگونگى بهره بردارى و نحوه استفاده اوقاف بود. اگر متولى وقف در اين زمينه كوتاهى مى نمود ديوان مزبور وقف را از او بازستانده و جبران خسارات را مطالبه مى كرد.(۲)
در دوره سلجوقيان اوقاف گسترش نسبتاً زيادى يافت و نظارت ويژه اى از طرف حكومت مركزى بر اوقاف اعمال شد. در اين دوران، مخصوصاً زمانى كه خواجه نظام الملك نقش وزارت را به عهده داشت موقوفات زيادى را به ويژه براى احداث، نگهدارى و اداره نظاميه ها به وجود آورد.
در دوره مغولان به ويژه در اوايل تسلط آنان بسيارى از املاك موقوفه مصادره و به صورت املاك خالصه دولتى در آمد. ولى پس از تشرف به اسلام خود مشوق اوقاف شدند، به ويژه در دوران غازان خان كه موقوفات زيادى براى امور خيريه ايجاد شد. اهميت و وسعت موقوفات به ويژه در دوران رشيدالدين فضل الله موجب شد تا تشكيلات منظمى براى اداره موقوفات و تحت نظارت قاضى القضات به وجود آيد. شرح و بسط بيشتر اوقاف اين دوره را مى توان در كتاب تاريخ مبارك غازانى ملاحظه كرد.
بيشترين توسعه اوقاف مربوط به دوران صفويه است. در اين دوران شاهان صفوى به ويژه شاه عباس اول همه اموال، رقبات و املاك خالصه را وقف كرد. به تبعيت از پادشاه بسيارى از حاكمان مناطق نيز املاك فراوانى را در سر تا سر مملكت به صورت وقف درآوردند. در اين دوران بسيار از املاك، وقف مقاصد خيريه مخصوصاً وقف بقاع متبركه و از همه بالاتر آستانه امام رضا(ع) در مشهد و حضرت معصومه (س) در قم شد. شايد بتوان گفت در زمان شاه عباس اول بيش از هر دوره ديگرى بر تعداد املاك موقوفه اضافه شد. همچنين به دليل توسعه فراوان اوقاف در زمان صفويه تشكيلات نسبتاً وسيعى براى اداره اوقاف ايجاد شد.(۳)
در دوره نادر شاه، برخلاف گذشته اوقاف محدود شد؛ به گونه اى كه در سال هاى آخر سلطنت نادرشاه، طى فرمانى همه اوقاف به صورت املاك خالصه درآمده و تحت عنوان «رقبات نادرى» در دفاتر مخصوصى ثبت شد. با توجه به اوضاع و احوال پيش آمده در اين دوران برخى از متوليان نيز از فرصت استفاده كردند و به دليل فرصت طلبى يا عدم موافقت با فرمان دولت، وقفى بودن املاك تحت توليت خود را انكار كردند و يا براى جلوگيرى از تصرف دولت به نام خود ثبت مى كردند.بنابراين از زمان نادر شاه حرمت و قداست اوقاف و قبح موقوفه خوارى از بين رفت و در واقع از آن تاريخ به بعد هيچ گاه اوقاف عظمت و شكوه قبلى خود را بازنيافت.
بعد از برقرارى مشروطيت نيز با وجود ايجاد وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه سياست خاص و سازنده اى درباره اوقاف به اجرا درنيامد. در سال هاى ۱۳۳۰ قانون فروش املاك موقوفه و در جريان اصلاحات ارضى اجازه طولانى مدت ۹۹ ساله پيش بينى شد كه اين قوانين به دليل مخالفت رهبران مذهبى به صورت كامل به اجرا درنيامد و تنها بهانه اى براى از بين رفتن تعدادى از اوقاف شد.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ديماه ۱۳۶۳ قانون تشكيلات و اختيارات سازمان اوقاف به تصويب مجلس شوراى اسلامى رسيد و نام آن به «سازمان حج و اوقاف و امور خيريه» تغيير يافت ولى نقش، وظايف و تشكيلات آن به گونه اى كه با نيازها و تحولات جديد سازگار باشد، تغيير چندانى نيافت.
مصارف وقف
در اين بخش عمده مصارفى كه اوقاف از گذشته دور به آنها اختصاص يافته است با رعايت اختصار مورد بررسى قرار مى گيرد:
اوقاف و تهيه و تأمين سرمايه انسانى
نقش سرمايه انسانى در توسعه، از مسائلى است كه درباره آن تقريباً اتفاق نظر وجود دارد. به قول هاربيسون يكى از اقتصاددانان معروف توسعه، پايه اصلى ثروت ملت ها را منابع انسانى آن تشكيل مى دهد. زيرا سرمايه هاى فيزيكى و منابع طبيعى عوامل فرعى توليدند، در حالى كه انسان ها عوامل اصلى توليدند و سرمايه ها را متراكم مى سازند، از منابع طبيعى بهره بردارى مى كنند، سازمان اجتماعى، اقتصادى و سياسى را تشكيل مى دهند و توسعه ملى را تحقق مى بخشند.(۴)
عموماً سرمايه انسانى را در آموزش متبلور مى دانند و آثار اقتصاددانانى همچون شولتز، دنيسون و بكر نشان مى دهد كه نيروى كار تحصيلكرده شرط لازم توسعه اقتصادى است، گر چه در كفايت آن بحث و استدلال بسيار است.
وقف در امر آموزش كشورهاى اسلامى نقش فوق العاده مهمى را ايفا كرده است.
ابتدا وظيفه وقف، آموزش در مساجد بود. مساجد كه عموماً وقفى هستند علاوه بر محل انجام فرايض مذهبى، محل تشكيل جلسات متعدد درس و بحث بود. به عنوان نمونه، مقدسى نويسنده كتاب احسن التقاسيم گفته است: در مسجد جامع قاهره فقط هنگام عشا ۱۲۰ مجلس از مجالس علم تشكيل مى شد.(۵) نقش مساجد در امر تعليم و تربيت اسلامى تا حدى است كه مدارس اوليه شكل و فرم ظاهرى مسجد را داشتند.
در تاريخ اسلام همه مدارس متكى بر وقف و تحصيل در آنها همگانى و رايگان بوده است. دانش آموزان و دانشجويان براى تحصيلات متوسطه و عالى خود هزينه اى پرداخت نمى كردند و تحصيل در آنها مخصوص قشر خاصى از مردم نبود، بلكه امكانات تحصيل براى همه اقشار جامعه فراهم بود.(۶)
ابن خلدون، رواج و گسترش علوم در كشورهاى اسلامى را مرهون اوقاف و فراهم بودن امكانات ادامه تحصيل براى دانش پژوهان مى داند و در اين باره مى گويد: گمان مى كنم رواج بازار دانش و پيوستگى سند تعليم در دانش ها و ديگر صنايع ضرورى و كمالى در آن سرزمين به سبب فراوانى عمران و ترقى حضارت (تمدن و شهرنشينى) و كمك كردن به طالبان دانش از راه وظايف و مقررى هايى است كه از اوقاف براى آنان معين مى شود و در نتيجه با توسعه يافتن اوقاف، موجبات رفاه طالبان علم فراهم مى آيد.(۷)
غنيمه معتقد است كه كه در ممالك اسلامى اوقاف از نظر درآمد و بهره مستمر از بهترين و بيشترين منابع درآمد براى تعليم اسلامى بوده است: پايدارى و استمرار تعليم در اسلام طى قرن هاى طولانى و نظم و ترتيب فعاليت علمى در دانشگاه ها و دانشكده هاى اسلامى به اين منبع مالى بستگى داشته است. (۸)
مشهورترين مدارس وقفى گذشته، مدارس نظاميه خواجه نظام الملك در قرن پنجم هجرى است. البته قبل از ايجاد اين نظاميه ها نيز مدارس وقفى ديگرى وجود داشت، از جمله در تاريخ بيهقى آمده است كه در عصر سامانيان امام ابوالحسن محمدبن شعيب بيهقى در نيشابور مدرسه اى تأسيس كرد و مبالغى هنگفت از اموال خود را براى اداره اين مدرسه و كمك به دانشجويان شاغل به تحصيل در آن وقف كرد. (۹)
خواجه نظام با تأسيس مدارس نظاميه به اين نكته توجه كرده بود كه براى مبارزه با دشمنان علاوه بر اقدامات نظامى، فعاليت هاى فرهنگى، آموزشى و تبليغاتى نيز لازم است. نظاميه هاى معروفى كه نيروى انسانى مورد نياز را تأمين مى كردند و در تاريخ از آنها نام برده شده، عبارتند از نظاميه هاى نيشابور، بغداد، اصفهان، آمل، طبرستان، بصره، بلخ، مرو، هرات، موصل وخواف. هريك از اين نظاميه ها داراى موقوفات متعددى بود و از درآمد آنها هزينه اين نظاميه تأمين مى شد.
جرجى زيدان درباره حقوق و مزايايى كه خواجه نظام الملك براى دانشجويان از محل اوقاف تعيين كرده بود مى نويسد: براى كليه طلاب علوم و غيرآنان مقرر و انعام تعيين كرده بود و از شام و ديار كشمير و عراق عجم و عراق عرب و خراسان تا سمرقند عده كثيرى از خوان احسان اين وزير با تدبير نيكوكار (ايرانى) بهره مند مى گشت و جمع مقررى هاى او سالى ششصد هزاردينار مى شد. (۱۰)
با دقت در رقم ششصد هزار دينار حقوق و مزاياى ساليانه دانشجويان در قرن چهارم و يا پنجم هجرى مى توان توجه به علم و دانش را در دنياى اسلامى آن روز مشاهده كرد؛ ضمن آن كه اين هزينه از محل بودجه دولتى تأمين نمى شده، بلكه از محل اوقاف بوده است. با دقت در اين موضوع مى توان به نقش و اهميت فراوان اوقاف در تأمين سرايه انسانى پى برد.
ابن جبير كه در قرن ششم هجرى مى زيسته، مى نويسد:
در روزگار او سى مدرسه در بغداد كه ساختمان هركدام از هر كاخى زيباتر مى نمود، با همه اينها نظاميه بغداد از همه مهمتر بود. همه اين مدارس با زمين ها و مستغلات موقوفه پشتيبانى مى شدند.( ۱۱)
از اوايل سده چهارم هجرى نهادهاى علمى ديگرى با عنوان دارالعلم به وجود آمد. از جمله قديمى ترين دارالعلم ها، دالعلم ابوالقاسم جعفربن محمدموصلى (۳۲۴ه.ق) از اديبان و فقيهان بنام شافعى در موصل است. اين فقيه موقوفات متعددى براين دارالعلم وقف كرد كه هر دانشجويى مى توانست با استفاده از نوشت افزار و كمك هزينه نقدى در آنجا مقيم شود و از امكانات آن استفاده كند.( ۱۲)
از اين تاريخ به بعد كتابخانه هاى وقفى در كشورهاى اسلامى رواج فراوان يافت به گونه اى كه كمتر شهرى يافت مى شد كه خالى از كتابخانه هاى وقفى باشد. ياقوت حموى درباره گنجينه هاى كتب وقفى يكى از شهرهايى كه از بازديد كرده (مرو شاهجان) مى نويسد:
دسترسى به كتب آنها آسان بود و اقامتگاه من هيچگاه از حدود دويست جلد از اين كتب كه بيشتر آنها را بدون سپردن وثيقه دريافت كرده بودم، خالى نبود.( ۱۳)
از قرن چهارم به بعد كمتر شهرى يافت مى شد كه كتابخانه هاى وقفى نداشته باشد تعداد اين كتابخانه ها در اندلس به حدى رسيده بود كه ابوحيان نحوى برخريدار كتاب عيب مى گرفت و مى گفت:«خداوند به تو عقل معاش بدهد [چرا كتاب مى خرى؟!] من هر كتابى را مى خواهم از كتابخانه وقفى به امانت مى گيرم.(۱۴)
علاوه بر نظاميه ها، دارالعلم و كتابخانه هاى بزرگ و متعددى در كشورهاى اسلامى از محل اوقاف به وجود آمده بود كه تماماً وظيفه نشر و گسترش علوم را به عهده داشتند.
نقش وقف در تأمين بهداشت و درمان
بهداشت يكى ديگر از كالاهاى عمومى است كه همواره همه جوامع به آن نيازمندند. از اين جهت تأمين مخارج بهداشت و درمان از جمله مواردى است كه واقفان به آن توجه مى كرده اند. اوقاف از قدم الايام در ايجاد و اداره بيمارستان ها و دانشكده هاى پزشكى نقشى اساسى داشته است. ناصرخسروقباديانى در سفرنامه خود ضمن ديدار از بيمارستان در بيت المقدس چنين اظهارنظر مى كند كه «بيت المقدس را بيمارستانى نيك است و وقف بسيار دارد، و شربت دهند و طبيبات باشند كه از وقف مرسوم ستانند(۱۵)».
از بيمارستان هاى وقفى گذشته به عنوان دانشكده پزشكى نيز استفاده مى شد. دانشجويان مسائل مربوط به پزشك را در جلسات درسى كه در آنجا تشكيل مى شد، فرا مى گرفتند و بر بالين بيماران بطور عملى مشاهده و آزمايش مى كردند. در وقف نامه ربع رشيدى كه به صورت يك جلد كتاب به چاپ رسيده است ضمن بيان مراحل و شرايطى كه براى تحصيل علم طب در اين موقوفه در نظرگرفته شده آمده است كه «متعلمان بايد مردمى زيرك بوده و در تحصيل علم طب با هوش و با جديت و متدين باشند. دوره دروس طب ۵سال قرارداده شده بود. در اين ۵سال مدرسان بايد دانشجويان را بدان مقام برساند كه دانشجويان بتوانند بيماران را علاج كنند و حاذقيت و كاردانى متعلمين نيز بايد توسط استاد تأييد مى شد(۱۶)».
وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكى در چهارمين همايش وقف و امورخيريه گفته است:
طى قرن اخير دهها بيمارستان و درمانگاه در سراسر مملكت ايجاد شدو به بخش دولتى واگذار شد كه امروزه مراكز پزشكى بسيار مهم و آبرومندى هستندس و دانشگاه هاى علوم پزشكى براى آموزش از آنها استفاده مى كنند. نمونه اينها، بيمارستان مرحوم نمازى و مرحوم خليلى در شيراز و بيمارستانهاى فيروزآبادى و اميرالمؤمنين و نظاير آن در تهران... در حال حاضر ۶۴بيمارستان خيريه به حدود ۱۱۰۰۰تخت بيمارستان با اخذ مجوز لازم و پروانه تأسيس احداث و تجهيز گرديده و اكثر آنها سالها به ارائه خدمات مشغولند. علاوه برآن حدود ۳۴۰ مركز بهداشتى درمان سرپايى و مراكز تشخيصى خدمات خود را تقديم عموم بيماران بويژه نيازمندان مى كنند.(۱۷)
نقش وقف در توليد ديگر كالاها و خدمات عمومى
بطورى كه قبلاً نيز اشاره شد موارد وقف عموماً از كالاها و خدمات عمومى (Public Goods) است. مصطفى السباعى ۲۸مورد از مواردى را كه وقف براى آنها صورت گرفته برشمرد. مساجد، مدارس، كتابخانه هاى عمومى، بيمارستان ها، نوانخانه ها، آب انبارها، غرس اشجار و درختان ميوه براى زيبايى شهر و استفاده عابرين، درمان روانى بيماران و ... از اين قبيل اند.(۱۸) در موقوفات غازانى كه مربوط به دوران ايلخانان است، موارد متعددى كه براى آنها وقف در نظرگرفته شده آمده است كه عموماً مربوط به توليد كالاها و خدمات عمومى است و حتى مرغان هوا نيز فراموش نشده است «انواع مرغان كه در شش ماه زمستان كه سرما و برف باشد گندم و گاورس مناصفه بربام ريزند تا بخورند و هيچ كس آن مرغان را نگيرد و هر كه قصد ايشان كند در لعنت و سخط حق تعالى باشد.» (۱۹)
ابراهيم العسل ضمن برشمردن اعمال خيريه و نيكوكارانه در تحقق توسعه و ضمن توضيح وقف ذريه اى و وقف خيريه اى مى گويد:
انواع ديگرى از وقف نيز وجود دارد كه ما در اينجا برخى از آنها را به عنوان نمونه ذكر مى كنيم: وقف روانپزشكى، وقف ازدواج، وقف زيادى (مالى كه براى هدايت دادن به افراد يا قشرهاى خاص وقف شود)، وقف حيوانات بيمار، وقف كفن، وقف صحن،....(۲۰).
نقش اوقاف در حل مشكلات اقتصادى جديد
وقف مى تواند به اهداف اقتصادى دولتهاى جديد كمك فراوانى كند. وقف مى تواند در كم كردن كسر بودجه دولت نقش عمده اى داشته باشد. زيرا كسر بودجه يا ناشى از تقليل درآمد و يا ناشى از افزايش مخارجى است كه دولت معمولاً در انجام وظايف خود مجبور به تحمل آن است و وقف مى تواند در هر دو زمينه يارى رسان باشد، زيرا با ايجاد كالاها و خدمات عمومى دولت از هزينه كردن براى اين موارد معاف مى شود. مثلاً وقتى كه يك مدرسه و يا يك بيمارستان از طريق وقف تأسيس مى شود و به جامعه خدمت مى كند، در واقع دولت از هزينه هاى ايجاد و اداره يك مدرسه و يا يك بيمارستان معاف مى شود و مى تواند اين هزينه ها را در راههاى ديگرى به مصرف رساند.
وقف مى تواند در تخفيف آثار دفع ازدحامى (Crowding out Effect) نيز نقش داشته باشد. دفع ازدحامى عموماً ناشى از اين است كه دولت كسر بودجه خود را به دليل نداشتن منابع مالى ديگر از طريق استقراض تأمين مى كند و با اين عمل موجب بالا رفتن نرخ بهره و در نتيجه كاهش سرمايه گذارى بخش خصوصى مى شود. اوقاف با كمك در تأمين خدمات عمومى، هزينه هاى دولت را تقليل و نياز دولت را جهت استفاده از وجوه استقراضى كاهش مى دهد. بنابراين مى توان استدلال كرد كه حتى در چارچوب ابزارهاى متعارف IS-LM اوقاف مى تواند به عنوان يك وسيله كارا در جهت تقليل اثر دفع ازدحامى و كاهش نرخ بهره عمل كند. به نظر مى رسد يكى از راههاى حذف ربا در جوامع اسلامى تعميم و توسعه اوقاف است. گرچه متأسفانه اقتصاددانان اسلامى تا به حال به اين نكته توجهى نكرده اند و حتى همايشهاى بين المللى كه درباره ويژگيهاى وقف تشكيل شده به آن عنايتى مبذول نشده است. (۲۱ )
در اقتصاد عموماً ايجاد توازن متقابل و تعادل بين دو متغير عرضه و تقاضا را بدون دخالت مستقيم دولت و از طريق نظام بازار، تعديل ساختارى گويند. در يك نگاه كلى، عمدتاً برنامه و سياستهاى تعديل ساختارى(۲۲) را كه در دو دهه اخير توسط صندوق بين المللى پول(۲۳) و بانك جهانى(۲۴) به كشورهاى عضو توصيه شده است، مى توان در دو بعد آزادسازى اقتصادى و خصوصى سازى خلاصه كرد. منظور از آزادسازى كليه اقداماتى كه در جهت برداشتن كنترلهاى دولت از قسمتهاى مختلف اقتصاد از جمله بازارهاى مالى، بازار كالا و خدمات و بازار كار صورت مى گيرد. منظور از خصوصى سازى كليه اقداماتى است كه براى گسترش حوزه فعاليت بخش خصوصى انجام مى شود. نتيجه نهايى آزارسازى و خصوصى سازى را در كوچك شدن اندازه دولت مى دانند كه همواره به عنوان يك هدف در همه اين برنامه ها به صورت صريح و يا ضمنى ملاحظه مى شود. اوقاف با اهداف ياد شده همسو است و دولت را از درگير شدن و رقابت با بخش خصوصى در بسيارى از موارد رهايى مى بخشد. به دلايلى كه مفصل در قبل توضيح داده شد، اندازه دولت در حداقل نگه داشته خواهد شد.
از جمله اهداف اصلى دولت در اقتصاد، توزيع عادلانه درآمد و ثروت است و وقف مى تواند وسيله مناسبى براى توزيع مجدد و حمايت مستقيم و غير مستقيم از اقشار آسيب پذير جامعه باشد، بدون آنكه هزينه اى بر بودجه دولت تحميل كند.
از جمله اهداف ديگر دولت مبارزه با بيكارى و رسيدن به اشتغال كامل است. اوقاف در تحقق اين هدف نيز مى تواند كمك مؤثرى كند. بر اساس سنت وقف گروه زيادى از طبقات مختلف جامعه به گونه اى با اوقاف در ارتباطند يا در امور مربوط به اوقاف به صورت مستقيم و غير مستقيم نظارت دارند. البته در گذشته اين ارتباط بيشتر و در حال حاضر ارتباط مستقيم كمتر شده است. طبق بررسى هاى به عمل آمده، تعداد كسانى كه در مؤسسات و املاك وقفى به كار اشتغال دارند، نسبت به كسانى كه مستقيماً توسط دولت به كار گرفته شده اند، مى تواند بسيار بالا باشد. اين نسبت مثلاً در تركيه در سال ۱۹۳۱ نزديك به ۱۰ درصد بوده است(۲۵) كه در طى زمان اين نسبت كاهش يافته است، جالب آنكه اخيراً از دهه ۱۹۸۰ دولت تركيه به اهميت اوقاف پى برده و براى تشويق اوقاف تجديد نظرهاى اساسى به عمل آورده است(۲۶).
محمد اسلم حنيف معتقد است كه در همه كشورهاى اسلامى اهداف اقتصادى متعددى براى دولتهاى خود برگزيده اند، از جمله توزيع مجدد به نفع فقرا، مداخله در مكانيسم بازار به هنگام لزوم، تهيه و تأمين كالاها و خدمات عمومى، حتى انجام اصلاحات ساختارى از جمله اصلاحات ارضى. براى تحقق اين اهداف هم كه شده دولتهاى اسلامى بايد از اوقاف حمايت كنند و آن را مورد تشويق قرار دهند(۲۷).
اوج تمدن اسلامى دوران عثمانى را مى توان زمانى دانست كه اوقاف بيش از هر زمان ديگرى توسعه يافته بود. بيشتر افراد جامعه در خانه هاى وقفى متولد مى شدند، در مدارس وقفى آموزش مى ديدند و كتابهاى وقفى از كتابخانه هاى وقفى به امانت مى گرفتند و به هنگام بيمارى در بيمارستانهاى وقفى مداوا مى شدند و در زمينهاى وقفى به كشت و كار پرداخته و نهايتاً در پايان عمر در يك قبرستان وقفى دفن مى گرديدند و مراسم عبادى و روحانى زمان حيات و پس از مرگ آنها در مساجد و مراكز وقفى انجام مى شد. بنابراين نيازى به خدمات دولت نداشتند. تنها در چنين شرايطى است كه دولت حداقل مورد نظر اقتصاددانان مى تواند تحقق يابد.
مشكلات عملى اوقاف
برخى از مشكلاتى را كه موجب شده است اوقاف در جوامع اسلامى نتواند نقش بالقوه خود را ايفا كند مى توان به اين شرح برشمرد:
تعارض بين اهداف وقف و اهداف اجتماعى
در جريان وقف، واقف با وقف مال و ثروت خويش نحوه استفاده از آن را نيز تعيين مى كند. به عبارت ديگر وقف نامه در واقع دستورالعملى است كه براساس آن خطوط كلى دلخواه اداره موقوفه براى متوليان و ناظرين بعدى معلوم مى شود. از آنجا كه نيت واقف و عمل بر اساس نيت واقف اهميت فراوانى دارد و عمل بر اساس نيت او الزامى و تخطى از آن جايز نيست از اين رو ممكن است در برخى از موارد بين اهدافى كه واقف تعيين كرده و اهداف اجتماعى و مصالح عمومى تعارض پيش آيد.
افت بهره ورى و كارايى مؤسسات وقفى
باگذشت زمان و نبودن انگيزه مناسب براى متوليان و نداشتن صلاحيت لازم، املاك و تأسيسات وقفى كارايى خود را از دست مى دهند و در مقايسه با موارد مشابهى كه توسط بخش خصوصى اداره مى شود بهره ورى آن كاهش مى يابد.
عدم امكان تغيير كار برى به دليل تغيير شرايط
شيوه استفاده از املاك و اراضى بويژه در مناطق شهرى ثابت نيست و با گذشت زمان كاربرى آنها تغيير مى يابد. در برخى از موارد ممكن است موقعيت مكانى مطلوب تر و ارزش بالاترى كسب كند و در موارد ديگرى ممكن است مطلوبيت مكانى خود را از دست بدهد، بنابراين ثابت بودن نوع استفاده، با استفاده بهينه از آنها تعارض مى يابد.
جمع بندى
-  وقف وسيله اى است براى توزيع مجدد و حمايت از اقشار آسيب پذير بدون آنكه هزينه اى بر بودجه دولت تحميل كند.
-  از طريق وقف مى توان انتخاب كالاهاى عمومى مورد علاقه جامعه راتشخيص داد.
-  در هر دوره اى از ادوار تاريخى با توجه به موقوفات مى توان پى برد كه اين تمايل به سمت چه چيزهايى از قبيل آموزش، بهداشت، تأسيسات زيربنايى و يا خدمات مذهبى  مانند روضه خوانى و برگزارى مراسم از اين قبيل بوده است.
-  سنت وقف همبستگى اجتماعى بين گروه هاى مختلف جامعه از جمله اغنيا و فقرا را بيشتر مى كند و از تضادهاى طبقاتى به ميزان قابل ملاحظه اى مى كاهد.
-  وقف نهادى است كه مشاركت مردم را در امور اجتماعى افزايش مى دهد و واقف با اقدام آزادانه و داوطلبانه خود با تخصيص بخشى از دارايى خود به امر وقف، نهادى عام المنفعه چون مدرسه، بيمارستان، كتابخانه و از اين قبيل را به وجود مى آورد.
- اوقاف از طريق فراهم ساختن امكانات مالى براى عالمان و محققان موجبات توسعه علمى و نهايتاً توسعه اقتصادى و اجتماعى را فراهم مى سازد.
پيشنهادها
براى استفاده مؤثر تر و افزايش كارايى وقف لازم است به اين موارد توجه شود:
-  در جهت تطبيق مسائل مربوط به موقوفات باشرايط تحولات سريع جهان امروز، روش ها و برنامه هاى جديدى سازگار با نيت واقفين و با حفظ اصالت وقف تهيه و اجرا شود.
-  استفاده از نيروهاى متخصص و آموزش ديده در اداره بهتر اوقاف به منظور توسعه وقف و افزايش هرچه بيشتر درآمدهاى حاصله از اوقاف.
-  در جهت اصلاحات تشكيلاتى همان طور كه در بسيارى از كشورهاى اسلامى وزارت خاصى تحت عنوان وزارت اوقاف امور مربوط به اوقاف را به عهده دارد، در كشور ما نيز به نظر مى رسد كه بايد جايگاه مناسبى در تشكيلات نظام ادارى كشور براى آن در نظر گرفته شود.
-  با توجه به دامنه وسيع موقوفات و وجود ابهامات متعدد شرعى و قانونى به خصوص در مواردى كه نوع وقف موضوعيت خود را از دست داده مثلاً موقوفه تخريب شده و عملاً از حيز انتفاع خارج شده است، بايد تدابير لازم براى احيا و بازسازى اين موقوفات اتخاذ شود و شرايط براى تغيير كاربرى اين قبيل اوقاف فراهم شود.
-  برخى از شيوه هاى نوين براى اداره اوقاف كه توسط ديگر كشورهاى اسلامى و يا نهادهاى اسلامى معرفى شده و منافاتى با مقررات شرعى ندارد پس از تعديلات لازم اجرا شود. مثلاً در يك شيوه جديد بانك با يك مؤسسه وقفى در يك طرح مشخص سرمايه گذارى مشاركت مى كند. به اين ترتيب كه سود خالص به دست آمده از طرح طبق ميزان درصد مشاركت هر كدام در سرمايه گذارى ميان آنها تقسيم مى شود. ضمناً دو طرف در قرارداد جداگانه اى توافق مى كنند قسمتى از سود خالص جهت پرداخت تدريجى سهم بانك اختصاص يابد به طورى كه سهميه اصلى بانك به تدريج كاهش يافته و سهم طرف دوم (اوقاف) افزايش مى يابد تا نهايتاً مالكيت كلى طرح به طور كامل به مؤسسه وقفى باز مى گردد. (۲۸)
- بايد هرچه بيشتر فرهنگ وقف ترويج شود و در اين راه تلاش همه جانبه لازم است تا كار بردهاى جديدى براى پديده وقف به وجود آيد و عموم افراد در اين امر شريك باشند. شايد به ندرت بتوان سرمايه گذارى پيدا كرد كه بتوان يك بيمارستان كامل وقف كند، ولى اگر تدابيرى انديشيده شود كه سرمايه گذاران كوچك نيز حتى در زمينه خريد يك دستگاه خاص و يا تجهيز يك اتاق خاص در بيمارستان اقدام كنند و نام واقف ضمن كارتى روى وسيله و يا اتاق مزبور ثبت شود، در ترويج فرهنگ وقف مؤثر خواهد بود.
-  اختصاص دادن بخشى از مطالب كتابهاى درسى اقتصاد به موضوع وقف، شناخت و اهميت آن و تشويق و حمايت هر چه بيشتر در طرح هاى تحقيقاتى مربوط به وقف. جاى تأسف است كه در هيچ يك از كتب درسى اقتصاد و حتى اقتصاد اسلامى كه تا به حال تهيه و تدوين شده، توجه لازم به اهميت اوقاف مبذول نشده است.(۲۹)
-  معرفى وتجليل از واقفان گذشته وحال به صورت هاى مختلف در قالب برنامه هاى تلويزيونى، انتشار كتاب، گزارش هاى مخصوص در مجلات و مطبوعات به گونه اى كه مردم بدانند انجام كارهاى خير توسط آنها مورد تقدير جامعه و مسؤولان است.
پى نوشت
*  اين مقاله بخشى از تحقيقى است كه با همكارى خانم نيرالسادات دانشور حسينى، عضو هيأت علمى دانشگاه آزاد اسلامى در دست انجام است.
۱.  تاريخ زندگى روستائيان، ج،۱ ص۳۳۰.
۲. راوندى، مرتضى، ص۷۵۱.
۳. لمبتون، ا.ك.س، ص۲۲۳.
۴.Harbisonf
۵. به نقل از احمدبن سلمان (بى تا)، ص۲۴.
۶.  ساعاتى، ص۱۹
۷.  ابن خلدون، ص۸۹۴.
۸.  غنيمه، عبدالرحيم، ص۳۰۱.
۹.  بيهقى، ص۱۵۸.
۱۰. جرجى زيدان، ص۶۲۷.
۱۱. شبلى، احمد، ص۲۸۷.
۱۲. به نقل از ساعاتى، ص۳۸.
۱۳. همان، ص۳۶.
۱۴. همان، ص۳۶.
۱۵. به نقل از سليمى فر، ص۱۵۱.
۱۶. همان، ص۱۵۲.
۱۷. به نقل از ميراث جاويدان، ،۱۳۷۹ ش،۳۰ ص۸ و ۹.
۱۸. السباعى، مصطفى، ص۲۶۰-۲۶۱.
۱۹. سليمى فر، ص۱۴۸.
۲۰. العسل ابراهيم، ص۱۹۴.
۲۱. IRTI (۱۹۸۷) and Cizak (۱۹۹۸).
۲۲. Structural Adjustment Policies.
۲۳. International Monetary fund.
۲۴. World Bank.
۲۵. Cizaksa,p.۴۶.
۲۶. Ibid p.۴۷.
۲۷. Haneef, Mohamad aslam(۱۹۹۵).
۲۸. احمدمهدى، محمود، صص۱۳۶ و ۱۳۷.
۲۹. به عنوان نمونه مراجعه شود به كتابهاى اقتصادما، مبانى اقتصاد اسلامى، در آمدى بر اقتصاد اسلامى و...


|   شناسنامه   |   آرشيو   |