سه شنبه ۳۰ فروردين ۱۳۸۴ -
Tue, Apr 19, 2005
ديپلماتيك
۳۱۰۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
چين و بزرگترين معامله قرن با ايران
بيش از دو دهه است كه اقتصاد جمهورى خلق چين با رشد سالانه درحدود ۷ درصد گسترش مى يابد. اگر اقتصاد داخلى كشورى به وسعت يك قاره با جمعيت ۱‎/۳ ميليارد نفرى با چنين شتابى رشد كند، دراين صورت، ذخيره هنگفتى مواد سوختى و انرژى زا از مهمترين ضروريات بى واسطه براى اين كشور است.مشكل انرژى در چين دقيقاً با رشد جمعيت اين كشور در رابطه است از اين رو براى رهبرى پكن همواره دست يابى به ذخاير و منابع انرژى در جهت تأمين نيازهاى آن هم بطور طولانى مدت از اهميت حياتى برخوردار است. در اين ارتباط، چين همواره در مقابل هژمونى آمريكا با آن كشور درگير مى شود.
از سوى ديگر، طراحان استراتژى پنتاگون هم مدتهاى طولانى است كه به توان نظامى عظيم چين به خوبى واقفند. پنتاگون خطر اصلى براى طرح هاى هژمونى طلبانه آمريكا را نه در روسيه بلكه درچين مى داند.
چينى ها درباره اهداف واشنگتن هيچ گونه توهمى ندارند. «ويليام كريستول» نئوليبرال كه در واقع، مغز متفكر وايدئولوگ رهبرى آمريكا در جنگ هاى نوين است و شعله مشعل جنگ را در دولت بوش روشن نگه مى دارد، مى گويد: «بايد روى سرنگونى حزب كمونيست چين كار كرد». همزمان چين با اجراى استراتژى تأمين انرژى اش با واشنگتن كه در تمام جهان تلاش مى نمايد كنترل ذخاير مهم را در دست داشته باشد درگير مى شود.
هم اكنون، به صورت جدى علايق و منافع چين وآمريكا در آمريكاى لاتين بخصوص ونزوئلا ، آفريقا بويژه سودان ، در مناطق خليج فارس تا آسياى مركزى و بخصوص ايران و در نهايت ، منطقه مورد مناقشه جزاير «اسپراتلى»در درياى جنوبى چين ، براى دستيابى به ذخاير و منابع انرژى زايى چون نفت و... با يكديگر در تصادم قرار گرفته است.
اما پكن برعكس واشنگتن، در حالت فعلى دراين موقعيت قرار ندارد كه قدرت نظامى اش را از مرزهايش به بيرون گسترش دهد. هنوز به سال ها احتياج است تا چين بتواند در فضاى پاسفيك و حتى نه بطور جهانى خطرى جدى براى ارتش آمريكا باشد.
وابستگى به واردات
از آنجا كه قراردادهاى وارداتى چين تاكنون تنها شامل زغال سنگ بوده است، به اين لحاظ آن كشور براى تأمين ذخيره نفتى و گازى اش به واردكردن نفت و گاز فراوان از كشورهاى صادر كننده اين منابع طبيعى در سرتاسر جهان كه غالباً هم مناطق بحرانى وجنگى هستند نياز مبرم دارد.اما واردات چين تنها به نفت وگاز فراوان هم خلاصه نمى شود بلكه مواداوليه ديگر هم مورد احتياج اين كشور است و با وجوداينكه بسيارى از اين مواد درخود چين وجود دارد، اما اين كشور به واردات اين مواد وابسته است.ذخاير طبيعى چين غالباً در نقاط غربى چين كه در حقيقت دور افتاده، غير قابل سكونت و هزاران كيلومتر از مراكز صنعتى دور واقع شده است قرار دارد. استخراج اين معادن، در حقيقت بسيار مشكل است وهزينه سنگينى را مى طلبد. به اين دليل چين مجبور به وارد كردن اين مواد اوليه از ديگر كشورها است. از سوى ديگر، از آنجا كه مناطق صنعتى چين نزديك به صحرا است و يا از راه هاى صحرايى ،آسان مى توان به اين مراكز رفت وآمد كرد لذا براى چين بهتر است كه مواد خام و اوليه را از راههاى دريايى وارد كند ودر هزينه فراوان براى استخراج منابع طبيعى اش صرفه جويى نمايد.
ازآنجا كه پكن به لحاظ بازار موفق صادرات صنايع كوچك مقدار قابل توجه اى ذخيره هاى ارزى دراختيار دارد، از اين امكان برخوردار است كه مواد اوليه را از خارج به قيمت بازار جهانى خريدارى و وارد كند. در حال حاضر، در منطقه پاسفيك ، دولتى وجود ندارد كه نمايندگان اقتصادى چين براى رسيدن به مواد اوليه (از نفت و گاز گرفته تا ساير مشتقات نفتى و مواد اوليه ديگر صنعتى و...) بى واسطه و با واسطه قراردادى نبسته باشند. در حالى كه كشورهايى چون استراليا و يا اندونزى درباره معامله با چين نامطمئن هستند، چينى ها از سوى كشورهاى آمريكاى لاتين، آفريقا و خاورميانه با آغوش باز پذيرفته مى شوند.
روزنامه روسى «پراودا» در تاريخ ۱۷نوامبر گذشته در سرمقاله اش به بررسى موقعيت اقتصادى چينى ها در اين منطقه پرداخته و مى نويسد كه:«چين موفق شده است در كشورهاى آمريكاى لاتين گوى سبقت را از آمريكا بربايد.» در حالى كه رئيس جمهورى ايالات متحده آمريكا در خاورميانه ميخكوب شده است و به آمريكاى لاتين، جايى كه جديداً قدرتهاى چپ موفق شده اند دولتهاى دوست آمريكا در دهه۹۰ را از قدرت پايين بكشند، توجهى ندارد، چين به عنوان قدرت برتر در اين منطقه، اين كشورها را به عنوان ياران استراتژى اش كشف كرده است؛ كشورهايى كه در رساندن مهمترين مواد اوليه (نفت و مشتقاتش) به چين، نقش اساسى را بازى مى نمايند. در سال،۲۰۰۳ برزيل در حدود ۶ميليارددلار به چين مواد اوليه صادر كرد كه در واقع، در جدول صادرات جهان در سال،۲۰۰۳مقام سوم را دارا بوده است. در سپتامبر سال،۲۰۰۴ صادرات مواد اوليه و خام از برزيل به چين، ركورد صادرات اين كشور را شكسته است، يعنى صادراتى به ارزش ۶‎/۶ميليارددلار. در دسامبر،۲۰۰۴ زمانى كه هوگو چاوز رئيس جمهورى ونزوئلا سومين سفر خود را از زمان رسيدن به حكومتش در سال،۱۹۹۹ به چين انجام داد، بحث انرژى ونزوئلا و تكنولوژى چينى، بحث محورى اين ديدار بود.
چين مانند يك ناجى نجات در آمريكاى لاتين ظاهر شده و تقريباً ۷۰% قراردادهاى برزيل را به خود اختصاص داده است كه به طور مشخص، شعبه هاى مختلف مواد اوليه طبيعى و معدنى را در برمى گيرد. در مقابل، برزيل هم در ۳۰۰ طرح توليدى مختلف چينى سرمايه گذارى كرده است. يك چنين توسعه تجارى هم ميان چين و آرژانتين و ساير كشورهاى آمريكاى لاتين به وقوع پيوسته است. سال گذشته، هنگامى كه «هوجين تائو» رئيس جمهورى چين به برزيل و آرژانتين و شيلى سفر كرد، از وى به عنوان نجات دهنده آمريكاى لاتين قدردانى شد. بخصوص زمانى كه وى در جمع تجار برزيلى اعلام كرد كه پكن در نظر دارد با بستن قراردادهاى جديد در طول ۱۰سال آينده، در حدود ۱۰۰ميليارددلار به خزانه كشورهاى آمريكاى لاتين جارى كند، مورد استقبال شديد قرار گرفت. وجود اقتصادى چين و رابطه اقتصادى چين با مهمترين كشورهاى آمريكاى لاتين به طور غيرمستقيم، برگ برنده اى براى امنيت كوبا در مقابل خشونت هاى آمريكا است.
معاملات چين با آفريقا
تاكنون در حدود ۴۰كشور در آفريقا، جايى كه ۲۵% احتياجات نفتى چين را تأمين مى كند، با پكن وارد معامله شده اند. در حالى كه در سالهاى گذشته، امضاى معاملات تجارى كشورهاى غربى با آفريقا روز به روز دچار مشكلات فراوان شده، صادرات كالا از چين به اين قاره فراموش شده و برعكس هر چه بيشتر گسترش يافته است.
در ميان اين كشورها، سودان نقشى محورى را بازى مى كند؛ كشورى كه چين با اميدهاى فراوان بيشترين سرمايه گذارى را در آن انجام داده است. به اين مفهوم كه پكن قصد دارد آنقدر نفت از اين كشور وارد چين كند كه خود به جمع صادركنندگان نفت بپيوندد.
طبق گزارش خبرگزارى «شين هوا»، چين در نظر دارد تا سال۲۰۲۰ در رابطه با پيدا كردن ذخاير مهم جهان در حدود ۱۰۰ماهواره تحقيقاتى را در فضا مستقر كند. آنطور كه پيداست، اين ماهواره ها در كنار وظايف نظامى بايد تمامى مراكز مهم ذخاير معدنى جهان را كشف و ثبت كنند.
معاملات غول آسا و غيرقابل تصور با ايران
سياست رهبرى پكن براى رسيدن به ذخاير انرژى زا آن طور كه پيداست، سياستى مستقيم و سريع است. در اواسط سال،۲۰۰۴ ميان چين و قزاقستان، قراردادى به حجم ۳‎/۵ميليارددلار بسته شد؛ قراردادى كه ديوارهاى ميان چين و آسياى مركزى تا خليج فارس را براى بهره گرفتن از نفت و گاز اين منطقه توسط چين فرو ريخت.
در ابتدا قرار بود كه كشورهاى غربى اين پيمان را امضا كنند، اما حجم بزرگ مالى كه در اولين قدم از سوى چين جارى گشت براى همه غيرقابل پيش بينى بوده و باعث شد كه روزنامه هاى اقتصادى جهان در اين باره بنويسند كه چين قانون شكنى كرده و دست روى منافع غربى ها گذاشته است.
معامله غول آساى ميان چين و تهران بر سر نفت و گاز به ارزشى به قيمت ۱۰۰ميليارددلار آمريكايى در ميان رسانه هاى غربى به عنوان »مهمترين پيمان عصر حاضر» نام گرفته است. افزون بر اين، طبق يك پيمان گازى ديگر بين دوكشور ايران و چين در آينده به حجم اين قرارداد بين ۵۰ الى ۱۰۰ميليارددلار ديگر افزوده خواهد شد.
طبق گزارشهاى بخشهاى كارشناسى،در حال حاضر، ميان ايران و چين پيمان ديگر نفتى در حال معامله است. حجم قراردادهاى بسته شده ميان ايران و چين حتى براى آمريكايى ها هم به عنوان «بعد تجارى غول آسا» شمرده مى شود.
در حالى كه واشنگتن قصد دارد همچنان ايران را به عنوان «كشورى شرور» در ليست تحريم اقتصادى خود قرار دهد و منزوى و تضعيف كند. طبق پيمان گاز ايران - چين، به مدت ۲۵ سال، چيزى درحدود سالانه ۱۰ميليون تن گاز از لوله هاى ايران به مخازن گاز چينى جارى خواهدشد.
همزمان، چين هم بدون ترسيدن از رقباى غربى و يا آمريكايى، قراردادهاى طولانى مدت براى صادركردن توليدات مختلف صنعتى به ايران بسته است.
طبق قانون تحريم اقتصادى (ILSA) كه توسط كنگره آمريكا تصويب شده است، دولت آمريكا بايد تمامى سرمايه گذاران خارجى را كه بيش از ۲۰ميليون دلار در بخش صنعت نفت و گاز ايران سرمايه گذارى مى كنند، مجازات نمايد.
آنچه مسلم است، باتوجه به اينكه آمريكايى ها از مقدار معاملات چين و ايران باخبرند و همچنين چين هم از اين قانون قبل از بستن پيمان ها با ايران آگاهى داشته است و با وجود اينكه اين معاملات مرزهاى تحريم اقتصادى كنگره آمريكا را به شدت نقض كرده است. چنين تصورمى شود كه چين با بستن اين حجم بالاى معاملات با ايران، گذشته از منافع خود، درواقع، شاخ هاى خود را هم به آمريكا نشان داده است.
پيمان غول آساى بسته شده ميان پكن و تهران، دست هاى كنسرن نفتى وابسته به دولت چين را درآينده در سهيم شدن كشور چين در بخش هاى مختلف و گسترده اى ازجمله در تحقيقات به دنبال منابع جديد نفت در ايران، ساختمان چاه هاى جديد، امر استخراج نفت، صنعت پتروشيمى، صنعت گاز و حمل آن و بخش هاى ديگر مشتقات گازى و نفتى و... بازمى گذارد.
از آنجا كه صدور LNG، تانكرهاى مخصوص مى خواهد. درحال حاضر، ايران ميلياردها دلار براى ساختن كشتى هاى كوچك نفت كش خود سرمايه گذارى كرده است.
طبق گزارش «محمد سورى» رئيس كنسرن Iranian-Tankr، ايران مجبور است به ليست ۱۰ كشتى نفت كشى (LNG-Tankrn) كه همين اواخر سفارش داده است تا سال ۲۰۱۰ درحدود ۸۷ كشتى نفت كش بزرگ ديگر اضافه كند تا بتواند حمل و نقل حجم قراردادهاى صادراتى اش را به موقع انجام دهد.
ذخاير گازى ايران كه درحدود نيمى از آن در بخش نفت خيز نزديك كوير قراردارد، ازسوى كارشناسان با حجمى درحدود ۲۶‎/۶ بيليون كوبيك متر تخمين زده شده كه دراين صورت، دومين منبع بزرگ گاز جهان است. طبق پيمان نامبرده، چين در استخراج منطقه نفت خيز يادآوران كه تخميناً درحدود ۱۷ميليارد بشكه نفت خواهدداد، سهيم است. همزمان، اين قاعده براى منطقه گاز پارس جنوب كه ايران با قطر شريك است و درحدود ۸درصد منابع گاز جهان را تأمين مى كند،صادق است.
چينى ها با معاملات انرژى خود با ايران نشان دادند كه تصميم ندارند از قواعد امپرياليستى واشنگتن پيروى كنند.
دست گذاشتن پكن برروى منطقه اى چون ايران كه تحت سياست تحريم اقتصادى آمريكاست و مكرراً ازسوى دولت هاى برروى كار آمده در ايالات متحده آمريكا، اهميت فوق العاده اش براى «امنيت ملى آمريكا» تأكيد شده، بيانگر اين است كه چين به سياست تحريم اقتصادى عليه ايران اهميت نمى دهد.
همزمان ايران هم از طريق بستن بزرگترين پيمان عصر حاضر با پكن بدون اينكه رسماً پيمان نظامى بسته باشد، پشتيبانى بزرگ و قدرتمند را براى خود به دست آورده است.
از اين رو، واشنگتن بايد از هم اكنون ترس داشته باشد كه دولت هاى كشورهاى ديگر هم كه تاكنون درتهران افراد مورداعتمادى نداشتند و يا اينكه موقعيت اين كشور را نامطمئن مى دانستند، از مثال چين پيروى نمايند و با ايران قرارداد هاى هنگفت ببندند.
براى واشنگتن، اين تصور كه معامله ايران، چين، دولت هاى اروپايى، ژاپن، هند و روسيه را به اين فكر بيندازد كه ريسك سرمايه گذارى در ايران را جان بخرند، ترس آور است.
براى مثال، اين سرمايه گذار ها مى تواند به اينجا ختم شود كه قراردادى را كه در سال ۱۹۹۳ بين هندوستان و ايران براى ساخت ۲۶۷۰ كيلومتر خط لوله بسته شد، دوباره به جريان بيفتد. همچنين تركيه كه با ايران قراردادى به حجم ۲۵ميليارددلار براى انتقال گاز از ايران به اين كشور بسته است، مى تواند به فكر بستن قراردادهاى ديگرى بيفتد.
نقش روسيه
آنچنان كه پيداست، حجم پيمان بسته شده بين چين و ايران برروى روسيه تأثيرگذاشته و رابطه تهران با مسكو را بهبود بخشيده است.
روسيه كه در سال گذشته در رابطه با غنى سازى اورانيوم نشان داد كه به رابطه با ايران علاقه مند است و با اين كارش در مقابل آمريكا و اروپا قدعلم كرده، نمى خواهد به اين ريسك دست بزند كه منابع و تكنولوژى ايران تنها درانحصار چين باشد.
به همين دليل، امكان دارد كه تلاش كند مقاومتى را كه كنسرن هاى گاز روسى براى همكارى با ايران مى نمايند، به فراموشى بسپارد و مجدداً وارد عمل شود. البته براى روسيه، بودن در بازار ايران مى تواند مشكل ساز باشد. از زمانى كه مسكو در اوايل سال هاى ۹۰ شروع به ساختن اولين راكتور اتمى در نزديكى بوشهر كرد، سرمايه داران روسى اميدوار بودند كه بتوانند به عنوان منوپلى در بازار ايران براى استفاده غيرنظامى از تكنولوژى اتمى ابراز وجودنمايند، تاكنون مسكو باوجود تمامى اخطارهاى آمريكايى ها و اروپايى ها مبنى بر رهاكردن طرح صادرات تكنولوژى هسته اى به ايران (چون گفته مى شود كه تهران مى خواهد از اين تكنولوژى براى ساختن تسليحات هسته اى استفاده نمايد)، همواره پاسخ داده است كه هيچگونه مدركى دال بر اثبات اين ادعا وجودندارد.
حال به نظر مى رسد كه روسيه ازسوى چين و از جانب كشورهاى اروپايى در تنگنا قرار گرفته است؛ از سويى چين براى اينكه مبادا روسيه به تحريم اقتصادى ايران از سويى آمريكا جواب مثبت دهدو از جانب بريتانيا و فرانسه و آلمان به دليل اينكه مبادا كمكهاى روسيه به ايران موجب ساخت تسليحات هسته اى شود.
بازى بزرگ
در حال حاضر، ايران علاقه مندى نشان مى دهد كه وارد سازمان شانگهاى شود و در كنار تاجيكستان، قزاقستان، قرقيزستان، ازبكستان، چين و روسيه سياست امنيتى مشتركى را پى گيرد. بخصوص همكارى با دو كشور چين و روسيه براى تمامى كشورهاى منطقه به عنوان محورى براى مبارزه با خودسرى ها و بى حقوقى ها و شرارت هاى ايالات متحده آمريكا از اهميت به سزايى برخوردار است. حتى با وجود اينكه در حال حاضر تصور انعقاد پيمانى ميان روسيه و چين و ايران غيرقابل تصور است، اما نقش تهديد كننده آمريكا در منطقه روز به روز به لحاظ تجزيه و تحليل از اوضاع هم كه شده، اين كشورها را به هم نزديك تر مى كند. چين، روسيه و ايران به سياست واشنگتن بعد از واقعه ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ و نفوذش در فضاى مهم نفت و گازخيز آسياى مركزى با شك و ترديد عميقى مى نگرند. مسكو و تهران در آسياى مركزى را به عنوان حيات خلوت بسيار قديمى خود مى دانند و چين را به عنوان خريدار قابل اطمينان و كسى كه هژمونى اش سواى هژمونى آمريكا است ارزيابى مى نمايند. پكن هم اين منطقه را به عنوان سرچشمه مهم ذخاير نفتى و غيرنفتى در خدمت امنيت بخشيدن طولانى مدت به نيازهاى انرژى زاى خويش مى داند و به اين دليل، نگران ثبات و امنيت اين منطقه است. و اما واشنگتن هم با يكسرى از كشورهاى آسياى مركزى چون تاجيسكتان، قرقيزستان و ازبكستان پيمان نظامى و امنيتى يك جانبه بسته است. همزمان، واشنگتن به تقويت گروه كشورهاى «گوام» پرداخته كه جمهورى آذربايجان و گرجستان به آن تعلق دارند و به عنوان وزنه اى در مقابل نفوذ روسيه در منطقه خزر عمل مى كند.
تهران تلاش مى كند نفوذ خود را در منطقه بهبود بخشد تا بتواند بدين صورت در مقابل تهديدات آمريكا از خود محافظت كند. پيمان نظامى ايران با تركمنستان در سال ۱۹۹۴ يكى از اين تلاشهاست. باز هم طبق ادعاهاى بسيار دولت جرج بوش، آمريكا در منطقه خاورميانه قصد دارد با توسل به نيروى نظامى «صلح و دموكراسى» را به ارمغان بياورد و اين منطقه را با خواست هاى بازار آمريكا توازن بخشد. «ديويد توكر» معاون رئيس دفتر وزارت دفاع آمريكا و مأمور عمليات اختصاصى در منطقه جنگى در تابستان ۱۹۹۸ آشكارا نشان دادكه منطقه اطراف خليج فارس از شمال تا درياى خزر و شرق تا آسياى مركزى ، تنها منطقه اى است كه براى آمريكا منافع دارد و جنگ براى آن مقرون به صرفه است، زيرا كه در اين منطقه در حدود ۷۵درصد منبع گاز جهان نهفته است.
البته چين با پيمان بسته شده با قزاقستان براى استخراج منابع انرژى چاههاى درياى خزر و پيمان با ايران براى استخراج منابع انرژى خليج فارس آشكارا نشان داد كه هرگز بدون مقاومت، اين مناطق را در اختيار آمريكا نخواهد گذاشت. آنچه كه مهم است ، اكنون ديگر موضوع تنها بر سر كنترل منابع انرژى آسياى مركزى نيست، بلكه موضوع كنترل كل منطقه خليج فارس تا درياى خزر است كه در اين ميان، از سوى آمريكا به عنوان خاورميانه بزرگ ناميده مى شود. همزمان، هر روز بيشتر روشن مى شود كه چين و روسيه،«جبهه دولت» جمهورى اسلامى ايران را به عنوان مهمترين حصار عليه گسترش هژمونى ايالات متحده آمريكا مى دانند. به نظر مى رسد كه مسكو و پكن عليه آمريكا در جبهه مشتركى قرار دارند.
در همين ارتباط، در ۲۷دسامبر سال گذشته، «سرگى ايوانف» وزير دفاع روسيه همه را متعجب كردو گفت كه روسيه با چين در پاييز سال ۲۰۰۵ تمرين نظامى مشترك را در چين برگزار خواهند كرد.
منبع: روزنامه«دنياى جوان» (چاپ آلمان)
ميراثى سنگين
بر شانه هاى پاپ جديد
207774.jpg
آرمن نرسسيان
ميليون ها نفر در سراسر جهان از عصر ديروز منتظر به صدا درآمدن زنگ هاى كليساى واتيكان و دود سفيد دودكش نمازخانه «سيستينا» هستند.
پاپ جديد كليساى كاتوليك، رهبر معنوى بيش از يك ميليارد هوادار اين كليسا بايد طى رأى گيرى مخفيانه ۱۱۵ كاردينال انتخاب شود. فارغ از اينكه چه كسى پاپ شود، كليساى كاتوليك و رهبر آن با چالش ها و بحران هايى روبرو هستند كه مقابله و مواجهه با آنها چندان آسان نيست و ميراث «ژان پل دوم» مطمئناً بر روى شانه هاى پاپ بعدى سنگينى خواهد كرد.
بازخوانى تاريخ
۱۶ اكتبر ۱۹۷۸ ساعت ۱۸:۱۸ بعد از ظهر، دود سفيدى از دودكش كوچك نمازخانه سيستينا در واتيكان بيرون آمد. پاپ جديد كليساى كاتوليك انتخاب شده بود. ۲۷ دقيقه بعد، كاردينال «فليچى» در بالكن كليساى «سنت پيتر» ظاهر شد و انتخاب پاپ ژان پل دوم را اعلام كرد. در ساعت ۱۹:۱۵ عصر همان روز، پاپ جديد كه از نژاد اسلاو بود در لباس سفيد سنتى پاپى در بالكن حاضر شد و در ميان ابراز احساسات جمعيت به زبان ايتاليايى براى مردم سخن گفت.
پاپ جديد گفت: كاردينال هاى برجسته، اسقف جديد رم را انتخاب كرده و او را از كشورى دور دست براى اين سمت برگزيده اند؛ كشورى دور، اما نزديك به ايمان و سنت هاى مسيحى. ژان پل دوم افزود: «من از پذيرش اين موضوع هراس داشتم، اما با فرمانبردارى از پروردگار و اطمينان به مادر مقدس، آن را پذيرفتم.»
پاپ ژان پل دوم يا كاردينال «كارول وويتيلا» اسقف اعظمى از لهستان در پشت پرده آهنين بود كه در دومين روز از اجلاس محرمانه كاردينال ها در سال ۱۹۷۸ جانشين جديد پطروس مقدس شد تا به جنگ دشمن كليسا، كمونيسم، برود. غلبه بر كمونيسم، مسأله اى است كه تاريخ نگاران و تاريخ نويسان براى پاپ سهم خاصى در نظر گرفته اند. اگر چه در اين ميان نيز روايات بسيارى وجود دارد. پاپ در طول دوران هدايت كليساى كاتوليك بيش از هر پاپ ديگرى در تاريخ كليسا سفر كرد كه به وى وجهه اى ديپلماتيك بخشيد. زندگى در عصر تكنولوژى مدرن نيز باعث شد كه رسانه ها به وى توجه خاصى نشان دهند و اين موضوع باعث شد كه به وى لقب پاپ رسانه اى نيز بدهند. وى در طول ۲۶ سال در برخى مسائل، موضعى سخت گرفت كه باعث آزردگى كسانى شد كه خواهان اجراى اصلاحات در كليسا بودند. در برخى موارد نيز او اگر چه سنت شكنى كرد، اما اين باعث نشد كه وى بتواند صفت محافظه كارى را از خود دور كند.
ميراث پاپى
كليساى كاتوليك، امروز، بيش از هر زمان ديگر، با بحران و چالش روبرو است.
اروپا دوره سكولاريسم را طى مى كند و شمار مؤمنان به كليساى كاتوليك و كشيشان روز به روز كاهش مى يابد. مسائلى مانند همجنس گرايى و نقش زنان در كليسا نيز موضوعاتى است كه كليساى كاتوليك با آن روبرو است. ژان پل دوم اگر چه چهره جديدى به كليسا بخشيد اما چيزى كه كمتر درباره او گفته مى شود، اين است كه واتيكان در دوره او بيش از يكصد انديشمند دينى كاتوليك را توبيخ يا طرد كرد. مخالفان كليسا يا به عبارت بهتر، مخالفان سياست هاى محافظه كارانه كليساى كاتوليك، خواهان گشايش در بحث هاى مربوط به كشيش شدن زنان، استفاده از لوازم پيشگيرانه اخلاق زيستى و همجنس گرايى هستند و مى گويند: در عصر جديد، هيچ كس نمى تواند اين مباحث را ناديده بگيرد. اين دسته از افراد معتقدند كه پاپ جديد بايد به اصلاحات رو بياورد و شجاعت آغاز عصرجديدى در واتيكان را داشته باشد. بطور يقين، كليساى كاتوليك به خونى تازه در رگ هايش نياز دارد.
واتيكان، بخشى از پيروان خود را در اروپا از دست داده است و آمريكايى ها نيز به طور جدى خواهان اصلاحات عميق هستند. در آمريكاى لاتين نيز اگرچه تعداد پيروان مسيحيت رو به افزايش است، اما اكثر پيروان جديد به سمت شاخه هاى ديگر مسيحيت مانند هواداران «الهيات رهايى بخش» جذب مى شوند تا كليساى كاتوليك و تنها قاره آفريقا است كه محل اميدوارى است و شايد از همين روست كه برخى زمزمه ها در جهت انتخاب پاپى سياهپوست براى هدايت كليساى كاتوليك به گوش مى رسد.
چالش ديگرى كه كليساى كاتوليك با آن روبرو است، دين اسلام است. واتيكان در زمان پاپ ژان پل دوم، اهميت گفت و گو با اسلام را دريافت و براين سياست پافشارى كرد، اما حال، سؤال اين است كه آيا در آينده، اراده و نيروى كافى براى هدايت اين گفت وگوها وجود دارد يا خير.
زنگ ها براى چه كسى به صدا درمى آيد؟
چه كسى پاپ جديد كليساى كاتوليك مى شود؟ سالها است كه اين سؤال مطرح مى شود، اما هيچ كس جواب قطعى براى آن ندارد. ايتاليايى ها بطور سنتى مقام پاپى را از آن خود مى دانند، اما انتخاب پاپ ژان پل دوم، اين عرف را دچار وقفه كرد. رسانه هاى ايتاليايى مى گويند: كاردينال هاى ايتاليايى خواهان انتخاب يك پاپ از ميان خود هستند تا كليساى كاتوليك، بار ديگر در اختيار آنها قرار گيرد. براى كسب مقام پاپى، جنگ پنهانى در ميان كاردينال ها جريان دارد. گروهى از كاردينال ها خواهان حفظ سنت ها و ارزش ها و هويت مسيحى هستند كه انتخاب اين گروه، كاردينال «جوزف راتزينگر» رئيس شوراى كاردينالى و رئيس مركز دكترين ايمان واتيكان است. وى بشدت محافظه كار است و گمان نمى رود با انتخاب او، سياست هاى واتيكان دچار تغيير شود.
گروه دوم از كاردينال ها كه خواهان اصلاحات در كليسا هستند، احتمالاً از شانس چندانى براى گزينش يك پاپ اصلاح طلب برخوردار نيستند و تنها حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد آراى شوراى كاردينال ها را در اختيار دارند. گروه سوم، گروهى از كاردينال ها هستند كه به گروه «عدالت اجتماعى» معروفند. اين گروه خواهان درنظر گرفتن مسائلى همچون جهانى شدن، عدالت اقتصادى، مسائل نژادى و ايدز هستند. در اين گروه، كاردينال هاى آمريكاى لاتين از شانس انتخاب به مقام پاپى برخوردار هستند.
گروه چهارم خواهان آن هستند كه نظرات كليسا در مورد سقط جنين، همجنس گرايى و تحقيقات سلولى به قانون مدنى تبديل شوند. در اين دسته، كاردينالى چون «خوان سيپريانى» از پرو كه وابسته به نهاد محافظه كار «اپوس داى» است، ديده مى شود. هيچ كدام از اين چهار گروه، اكثريت آرا را در اختيار خود ندارد و به همين جهت؛ انتظار مى رود ائتلاف هايى ميان كاردينال ها صورت گيرد.
نامهاى بسيارى طى هفته هاى اخير بر زبانها جارى شده، اما تاريخ نشان داده  است كه بايد آماده تحولات غيرمنتظره بود. اين در حالى است كه تنها دود سفيد دودكش نمازخانه سيستينا و زنگ كليسا است كه پاپ جديد كليساى كاتوليك را معرفى مى كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |