سه شنبه ۳۰ فروردين ۱۳۸۴ -
Tue, Apr 19, 2005
جوان
۳۱۰۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
اسراركف بينى(۲)
اسراركف بينى(۲)
حالا انگشت اشاره تان را پنهان كنيد
207768.jpg
مبينا صبور
قابل توجه طرفداران كف بينى كه ظاهراً تعدادشان كم هم نبوده است! در اين شماره هم به بخشى ديگر از كف بينى پرداخته ايم تا در خلوت خود يا جمع هاى دوستانه لحظاتى را صرفاً براى شاد بودن و فرار از فكرهاى خسته كننده و كارهاى تكرارى زندگى ماشينى به آن بپردازيد.
در شماره قبل اشاره شد كه تمام خط و خطوط كف دست، ازنظر كسانى كه قادر به خواندن آن هستند و اصول اوليه موردنظر را مى دانند، معنا و مفهوم خاصى دارد. همين دستانى كه شايد از نظر اكثر ما شكل ثابت و شخصى دارند، از نظر اندازه، برآمدگى هاى كف آن، شكل ناخن ها، اندازه انگشتان، حتى داشتن يا نداشتن مو و رنگ پوست با هم فرق دارند.
اگر سؤال شود كه كف دست به چه شكلى است؟ به طور يقين همه ما صحبت از وجود خط هايى در كف آن مى كنيم. خط و خطوطى كه تعدادى از آنها را مى توان به طور مشترك در كف دستان اكثر انسانها ديد و خطوطى كه شايد منحصر به شخص شما باشد و برخى اطرافيانتان آنها را نداشته باشند. بر همين اساس مى توان خط هاى موردنظر را تقسيم بندى كرد.
انواع خطوط كف دست
خطوط كف دست را مى توان به سه گروه تقسيم نمود:
الف - خطوط اصلى و بزرگ
ب - خطوط كوچك و فرعى
ج - خطوط شخصى افراد
كه از ميان خطوط اصلى ۳ خط بيشتر از ساير خطوط (در انواع كف بينى) در نظر گرفته مى شود. بيشتر دستها اين ۳ خط بزرگ را دارند و حداقل ۲ خط كوچك را هم در كنار اين خطوط بزرگ مى توان ديد. در مورد خطوط شخصى، همانطور كه از نام آن پيداست مربوط به شخص خود شماست.
خطوط روى دست در طى زندگى تغيير مى كنند و معتقدين به اين فن مى گويند همين تغيير باعث دگرگونى رفتارها، ديدگاهها و سبك زندگى ما مى شود. پس شايد خالى از لطف نباشد اگر همين امروز اثرى از كف دست خود تهيه كنيم و چند سال بعد آنها را مقايسه كنيم!!
انواع خطوط بزرگ كف دست
Life Line-1: :نام اين خط سريعاً ما را به فكر زندگى مى اندازد. اين خط از لبه كنارى (كناره) دست شروع مى شود و از بين انگشت سبابه و شست، به شكل كمانى رو به پايين دست حركت مى كند. برخلاف تصور عمومى و آنچه كه با توجه به معناى آن احتمالاً در ذهن تمام ما شكل مى گيرد، اين خط طول عمر را نشان نمى دهد و درست نيست اگر اندازه آن كوتاه است خداى ناكرده فكر كنيد مشغول بازى در وقت اضافه! هستيد. اين خط در اصل كيفيت زندگى شما را نمايش مى دهد. اينكه چه مقدار سرزنده، قوى و پرانرژى روزها را به شب مى رسانيد و اينكه زندگى مى كنيد تا زنده بمانيد يا زنده هستيد تا زندگى كنيد!!
اگر خط موردنظر فقط تانزديكى انگشت شست ادامه يابد به اين معناست كه شخص سرزندگى كمى از خود نشان مى دهد. در واقع هرچه اين خط به انتهاى دست نزديك تر باشد شور و هيجان شما براى زندگى كردن بيشتر است.
اما اگر خط موردنظر قوس زيادى داشت بايد گفت در تفسير كف چنين دستى بايد بر ميزان زياد سرزندگى شخص تأكيد بيشترى داشت. او از خواب كه برمى خيزد سرحال و پرانرژى روز را آغاز مى كند و اما اگر اين خط به شكل زنجير ديده شد، فرد موردنظر از نظر سلامت جسمى و بهداشت فرد حساسى است.
اما اگر اين خط را متمايل به خارج دست ديديد، فرد مورد مطالعه اهل مسافرت و گردش است و خطوط كوچك منشعب شده از اين خط هم لحظات و رويدادهاى خاصى را در زندگى شما نشان مى دهند.
۲- Head Line :قطعاً به فكر مغز و سر و... افتاده ايد. اين خط در نزديك يا ابتداى نقطه آغازين، خط بالا (life line) شروع مى شود و به طور افقى در دست ادامه مى يابد و در بيشتر افراد در جايى زير انگشت انگشترى خاتمه مى يابد.
اين خط به ما مى گويد فرد مورد مطالعه چگونه فكر مى كند اما هرگز از ميزان هوش و خرد آن صحبت نمى كند.
اگر طول اين خط كوتاه باشد، شخص در انجام كارهايى براى رسيدن به هدف تنها و تنها به آن هدف فكر مى كند و سعى مى كند مستقيم به آن دست يابد. اما اگر طول همين خط زياد باشد، فرد با درنظر گرفتن تمامى جوانب موجود، در راه رسيدن به هدف پيش مى رود.
اگر خط موردنظر صاف بود بايد گفت: اين مورد كسى است كه از يك نظر و ديدگاه خاص پيروى كرده و به سوى مسائل موردنظر حركت كند و خميده بودن آن نشان مى دهد آن شخص همواره به دنبال ايده ها و نظرات نو است.
اما اگر يك طرف اين خط واضح تر و مشخص تر از سوى ديگر بود. شخصى خلاق جلوى شما قرار گرفته است و افقى بودن اين خط مى گويد شخص مورد مطالعه، اهل عمل است.
۲ يا ۳ شاخه بودن اين خط هم نشانگر داشتن ديدگاههاى مختلف در زندگى است و اگر هم اين خط را موج دار ديديد كه بدانيد دست متعلق به فردى كاملاً بى خيال است.
و اگر اين خط زير انگشت سبابه شروع شد او را زيرك و با استعداد در نظر بگيريد. اگر head line فردى در مقايسه با life line او عميق تر و مشخص تر باشد او از نظر فكرى نسبت به قابليتهاى جسمى قوى تر و فعال تر است.
۳- Heart Line : و اين خط هم كه حرف دل را مى زند. خط موردنظر از زير انگشت كوچك شروع مى شود و به سمت قسمت بالا كف دست حركت مى كند.
برخلاف نظر عمومى كه كف بينى را راهى براى بيان اتفاقات آينده مى دانند بايد گفت: بسيارى از معتقدين به آن از اين روش براى يافتن علت وقوع حوادث كمك مى گيرند و ديدن خط Heart را گواه اين ادعا مى دانند.
اگر خط ذكر شده را خميده ديديد بدانيد شخص موردنظر در مقايسه با فردى كه اين خط را به شكل صاف دارد بسيار خيال پردازتر است. شخصى با خط خميده به امور عشقى زندگى كمتر توجه دارد در حالى كه صاحب خط صاف اين امر را بهتر مى پذيرد.
شخصى با داشتن اين خط به شكل خميده احساسات و عواطف خود را راحت نشان مى دهد و اصلاً تودار نيست در حالى كه فردى با heart line صاف از نشان دادن و ندادن عواطف بسيار محتاط است و به آن مى انديشد.
اگر اين خط زير انگشت سبابه تمام شود شخص موردنظر در انتخاب همسر دقت لازم را انجام داده يا مى دهد.
و جالب است بدانيد در ازدواج هاى موفق اين خط در زن و شوهر به يك شكل ديده مى شود!! ۲ يا بيش از ۲ شاخه بودن خط موردنظر در دست فرد به تفاوت در شخصيت عاطفى فرد اشاره دارد. اما اميدوارم كه اين خط در دست شما به شدت و وضوح به سمت پايين حركت نكرده و به خط زندگى نرسيده باشد چرا كه مى توانيد براحتى در مسائل عشقى شكست بخوريد.
اگر از اين ۳ خط اصلى بگذريم و بخواهيم به خط چهارمى هم اشاره كنيم بهتر است با Fate Line آشنا شويم.
۴ - Fate Line :خطى كه شايد نام آن شما را به فكر تقدير و سرنوشت بيندازد!!
اين خط را مى توانيد تقريباً به شكل عمودى در وسط دست ببينيد. اگر خط موردنظر عميق و مشخص باشد شخص موردمطالعه در سالهاى اوليه زندگى كارى به شغل و حرفه اى مشخص دست مى يابد و از اين جهت احساس آرامش مى كند. اگر هم اين خط ضعيف و كم رنگ باشد فرد در مورد امور كارى تغييرات زيادى دارد.
اگر اين خط از قسمت خيلى پايين دست شروع شود فرد موردنظر مسير زندگى اش را خيلى زود تشخيص مى دهد. اگر خط موردنظر به روى خط head پايان يابد شخص دارنده اين دست راه زندگى را در ۴۰-۳۰سالگى گم مى كند.
اگر اين خط تا انگشت وسط ادامه يابد فرد مورد مطالعه تا سالهاى پيرى هم فعال و سرحال است.
اگر اين خط با خط heart يكى شود شخص دوران كودكى خوبى را پشت سر نگذاشته است. داشتن ۲ خط Fate به طور همزمان هم در كسانى ديده مى شود كه مانند بيشتر جوان هاى ما ۲ شغل و حرفه را به طور همزمان دارند.
عدم وجود اين خط هم نشان مى دهد شخص ثبات لازم را در زندگى ندارد و برخى از اين افراد به الكل و موادمخدر هم معتاد مى شوند!
در پايان بد نيست يك نكته هم در مورد Heart Line بدانيد. اين خط در خانمها بيشتر صاف و در آقايان خميده است. (پس مطمئن باشيد خانمها كاملاً حساب شده عواطف خود را نشان مى دهند.)
منتظر بقيه اين مطلب باشيد!
يخچال فرنگى
حال و احوال خوب است؟ هيچ مى دانيد طبق آمارى كه اخيراً اعلام شده تعداد اغذيه فروشى ها در شهرهاى بزرگ در پنج سال گذشته ۳۵ درصد افزايش يافته؟ به همين مناسبت و در راستاى حمايت از كليه عاشقان اطعمه و اشربه لطيفه هاى امروز را با لطيفه هاى ساندويچانه شروع مى كنيم.
يك لطيفه ساندويچانه
مشترى وارد ساندويچ فروشى شد و به فروشنده گفت:
-  دوتا ساندويچ سوسيس بده. يكى شو سس نزن.
فروشنده خيلى جدى پرسيد:
- كدومش رو نزنم؟ اولى يا دومى؟
(اطلاع دقيقى نداريم كه اين اتفاق در كدام شهر افتاده اما مطمئن هستيم كه در تهران، مشهد و اصفهان و شيراز نبوده است.)
يك لطيفه وسواسانه
حرف ساندويچ پيش آمد اين را هم اگر نشنيده ايد بشنويد و اگر قبلاً شنيده يا همين جا خوانده ايد صدايش را درنياوريد.
آقاى حسينى هم وسواس داشت و هم پرهيز داشت. يك روز عصر كه گرسنه اش شده بود، رفت به ساندويچى سرگذر و گفت:
-  يه ساندويچ كالباس بزرگ بده،  ضخامت كالباس هاش يكى سه ميلى متر باشه، خمير نونش رو در بيار، خيار شور نگذار، به جاش دو تا ورق كاهو از مغزش بذار، يكى زير كالباس ها و يكى روى كالباس ها. يه پر نمك هم بزن، يه قاشق چاى خورى آبليمو هم بريز، يه سر سوزن سس هم بمال به تكه بالايى نون...
ساندويچى همه اينها را با بردبارى شنيد و بعد گفت:
-  باشه، كى مياى پروو اول؟
يك لطيفه تفريحانه
درباره اين لطيفه مطمئن هستيم كه در شهر كوچكى در اطراف لاس و گاس اتفاق افتاده و توى تنها رستوران خلوت شهر، تك و توكى مشترى مشغول غذا خوردن بودند. يكى كه جوانى بود كه براى كارى به آن شهر آمده بود و خب پيدا بود كه نرسيده حوصله اش سر رفته است، غذايش كه تمام شد خميازه اى كشيد و نگاهى انداخت به خيابان اصلى و خلوت شهر و به گارسون گفت:
-  ببينم، لابد توى اين شهر از تفريحات شبانه خبرى نيست...
گارسون گفت:
-  درسته! يه هفته اى مى شه كه تعطيل شده.
يك لطيفه محترمانه
ما كه خودمان حسابى گرسنه شديم ولى قول مى دهيم اين آخرين لطيفه رستورانى باشد.
خانم رادفر وارد رستوران شيك و نيمه تاريك شد و به گارسونى كه مؤدبانه جلو او خم شد، دستور داد:
-  يه بيفتك نيم پز مى خوام كه روى آتيش چوب سرخ شده باشه. يه طرفش فلفل بزنين، يه طرفش نمك. ادويه هم داشته باشه، به اضافه يه تخم مرغ آب پز با سس گوجه فرنگى و سبزى و سيب زمينى تنورى. ملتفت شدين؟
-  بله خانم، حتماً.
و دسته يادداشتش را كه همه دستورات روى آن ضبط شده بود در جيب گذاشت و رفت توى آشپزخانه و فرياد كشيد:
-  اكبر آقا! يه بيفتك بفرست بياد!
يك لطيفه تصادفانه(۱)
خبرنگارى به دبير سرويس حوادث روزنامه ايران تلفن كرد و گفت:
-  پيدا كردم، اسم اون يارويى رو كه رفته زير ماشين آسفالت پيدا كردم. اسمش بود «كرامشو سوستپدروج»
- صحيح! پيش از تصادف اسمش چى بود؟
يك لطيفه تصادفانه(۲)
درباره همين آدم كه رفت زير ماشين آسفالت:
يكى از رفقاى قربانى بدبخت آمد به سراغ همسر بدبخت ترش و سراسيمه خبر داد:
-  شوهرت رفته زير ماشين آسفالت حالا بردنش بيمارستان.
زن آشفته و گريه كنان پرسيد:
-  واى چه خاكى به سرم شد. كدوم بيمارستان، كدوم اتاق؟
-  بيمارستان فلان، اتاق هاى شماره ۱۳ و ۱۴ و ۱۵.
يك لطيفه استادانه
حضرت استاد، مشغول تدريس رياضيات عالى بودند و يك فرضيه بسيار مهم موجود را به كمك فرمول و استدلال هاى محكم خود رد كردند. ساعى ترين دانشجوى كلاس كه با دقت جريان را تعقيب مى كرد آخر سر بلند شد و اعتراض كرد:
-  جناب استاد بنده نمى تونم قبول كنم فرضيه شما محكم نيست، چه جورى، به چه دليلى قبولش كنيم؟
استاد ريش خود را خاراند و گفت:
-  به دليل سنم و تجربه تدريسم. من از چهل سالگى دارم اين دوره عالى رو تدريس مى كنم و حالا چهل وهفت سالمه. يعنى اينكه... اجازه بدين...
و شروع كرد با انگشت هايش شمردن:
-  اين يك، اين دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت... بله، هشت ساله كه دارم رياضى تدريس مى كنم.
موضوع انشاء : تعطيلات عيد راچگونه گذرانديد؟
207777.jpg
بچه هاى كوچهW ستون جديدى در صفحه جوان روزنامه ايران است. اينجا قرار است بر و بچه هاى اينترنتى مهمان ما باشند. مى خواهيم پلى باشيم تا رسانه هاى الكترونيكى و مكتوب را هرچه بيشتر به هم نزديك كنيم. تصور ما بر اين است كه روزنامه اى به وسعت ايران مى تواند به رونق نشريات الكترونيكى كه مى روند تا رسانه غالب قرن نو شوند كمك كند. شما هم اگر سايت يا وبلاگى داريد كه تصور مى كنيد مطالب آن مى تواند براى ديگران جالب باشد، مى توانيد يكى از مطالب تان را همراه با لينك مربوط برايمان ميل كنيد. حواستان باشد كه اولاً انتخاب برعهده روزنامه است و در ثانى از پذيرفتن مطالبى كه مربوط به سايت ها يا وبلاگ هايى است كه خلاف اصول عرفى و اخلاقى جامعه مى نويسند معذوريم. براى شروع مطلبى را از سايت www.7sang.comانتخاب كرده ايم. يك انشاء طنز به قلم - جلال سميعى - يكى از نويسندگان سايت كه موضوع معروف انشاى دوران كودكى همه ما را از دو زاويه مختلف بررسى كرده است.
نشانى الكترونيكى ما براى ارسال مطالب شما اين است:
Koocheye w@yahoo.com
در ضمن اعتراف مى كنيم كه اسم اين بخش را از اسمى مشابه در يكى از سايت هاى اينترنتى وام گرفته ايم اما چون يادمان رفته كدام سايت بوده، نمى توانيم اسمش را بنويسيم. اگر كسى مى دانست كه در كدام سايت است ، حتماً برايمان ميل بزند.
الف - چركنويس
مقدمه : منت خداى را عزوجل است كه اطاعتش باعث قربت مى شود. قلم در دست مى گيرم و بر صفحه سفيد كاغذ مى نگارم تا بنگارم كه تعطيلات عيد نوروز بر ما چه گذرانديم؟ و اميدوارم كه هرگز وقت خود را به بيخودى نگذرانيم.
متن: بهار سرسبز خيلى مى شكفد و آدم را شاداب مى كند و آدم خدا را بايد شكر كند كه اين همه نعمت داد. از جمله خدا بهار را آفريد و عيد نوروز را آفريد. پس اين دو هفته تعطيلى خيلى خوب است و آدم مى تواند همه اش برود بازى كندو صبحها تا ظهر بخوابد و مامانش هى غر غر نكند كاشكى كه بلند شو برو بربرى بگير. و الآن عيد است مهمانها يكهو مى رسند بلند شو. و خوب است مامانها بچه ها را بربرى نفرستند.
ما در تعطيلات نوروز امسال خيلى بهمان خوش نگذشت چون بابام از روز دوم عيد رفته بود اضافه كارى و مامانم هى مى گفت كه چرا نرفتيم مسافرت لرستان پيش خانه آقام. و بابام شبها هم دير مى آيد و ما به جز چند ساعت كه رفتيم خانه عمو حميدم و عمه ليلام كه همين محل بالايى خودمانند، ديگر هى مانديم در خانه و كسى هم مهمانى مان نيامد چون دايى هايم رفته بودند لرستان آقام. و تلويزيون هم بى انصاف چيزى نداشت و «نمو» را هم براى بار پنجم پخش كرد كه خيلى حال داد البته.
امسال بابايمان ميوه نخريد و گفت گران است بازار تربار نياورده. و مامان هم سر سال تحويل قهر كرد و گريه كرد و يك چيزهايى گفت كه گفت و رفت آشپزخانه و بعد كه يك توپ در تلويزيون تركيدو يكى آقايى گفت آغاز سال نمى دانم چند، من رفتم حياط و بعد رفتم كوچه كه با بچه ها توپ بازى كنم و از شانس گند من كسى نبود و من با خشمناكى زدم زير توپ خورد به شيشه همسايه مان كه راننده است و در رفتم شكر خدا كه آمد بيرون نديد مرا و فحش داد به باباى مردم آزار.
ب - پاكنويس
مقدمه : منت خداى را عزوجل كه اطاعتش باعث مى شود آدم به او يعنى خدا قربت بشود. قلم در دست مى گيرم و بر صفحه كاغذ مى نگارم تا كه بنگارم كه تعطيلات عيد نوروز را چگونه گذرانديم. و من اميدوارم كه همان طور كه به من خوش گذشت به همه خوش گذشت و ما به بيهوده نگذرانيم. آمين.
متن: بهار سرسبز خيلى مى شكفد آدم را و همين طورى هم آدم را شاداب مى كند و ما هميشه بايد خدا را شكر كنيم كه به ما اين همه نعمتهاى خوب و خرم داده است و خداى مهربان بهار را آفريد و نوروز را خيلى خوب شد كه آفريد. اين چند هفته تعطيلى به من و خانواده ام خيلى خوش گذشت و با اين كه پدرمان به جامعه خدمت كرد و رفت مأموريت ما نتوانستيم برويم سفر اما خوشحال بوديم و به خودمان افتخار كرديم كه به جامعه خدمت كرديم. و مادرم هم گفت ان شاءالله تابستان مى رويم لرستان پيش پدربزرگ.
و من هر روز صبح با برنامه ريزى مى رفتم صبح ۷ بلند مى شدم و طبق برنامه آقاى پرورشى ورزش صبحگاهى مى كردم و بعد با روحيه اى شاد مى رفتم بربرى داغ و تازه مى گرفتم و صبحانه خيلى صفا داشته است. و بعدش هى به عيدديدنى مى رفتيم و خوش مى گذشت. نه مثل بعضى ها كه رفتند توى كوچه توپ زده بودند شيشه مردم را شب عيدى شكسته بودند نامردى است. و خيلى بد است اين قبيل تفريحات.
ما عيد نوروز را با برنامه هاى مفيد تلويزيون گذرانديم و فقط هم تلويزيون خودمان را ديديم و نه ويديو سى دى كه فيلم غربى دارد. و نيز پيك شادى رامنظم حل كرديم و رنگ و جلد كرده ايم و باشد كه نمره خوبى بگيريم.
نتيجه: اين بود انشاى من و ما از اين انشاى خود نتيجه مى گيريم كه عيد خيلى خوب است و آدم چه خوب است كه يا برود تعطيلات و يا باباش برود مأموريت براى خدمت و هيچ ايرادى ندارد . والسلام.

Mobinasabour302@yahoo.com


|   شناسنامه   |   آرشيو   |