|
درباره نمايش «شك»، برنده جايزه پوليتزر امسال
زمانى براى ترديد
|
|
|
منبع: نيويورك پست مترجم: وصال روحانى
«شك» (ترديد)، برنده جايزه ادبى پوليتزر در رشته بهترين كار دراماتيك، به قول نويسنده آن، «جان پاتريك شنلى» همانند افسانه اى ظريف است كه ردپاى مذهب در آن قوى و استوار است. «اين نمايش در درجه اول و در بيشترين حد با اصول مذهبى آميخته و روايت وار است. شما در چنين مواردى مى توانيد بحث هاى كلى اجتماعى و روحيات انسانى و آنچه را كه در جامعه به ترميم و اعتلا نياز دارد، مطرح و ترسيم كنيد.» در «شك»، ايده هاى مختلف و كنش هاى اجتماعى، در قالب يك برخورد مستقيم انسانى جلوه گر مى شود و شنلى براى ما از تقابل يك پرستار اصول گرا و مقتدر با يك كشيش پرطرفدار مى گويد. كشيشى كه به زعم پرستار، شايد در زندگى خصوصى اش صاحب روابطى نامعقول باشد و شكى كه در عنوان نمايش به آن اشاره شده، از همين نقطه و نكته برمى آيد. با اين حال شنلى توانسته است اين ترديد و نكته را كه آيا اين كشيش حقيقتاً كارى ناصواب را انجام داده است يا خير، با استادى به تصوير بكشد و از تمام ترديدهاى حاكم بر جامعه انسانى و بهتر بگوييم تصورات جارى در مغز آدمها سخن گويد. «شك» به ما مى گويد اطمينان چيست و چگونه جاى خالى آن را در اكثر نقاط زندگى خود حس مى كنيم و از چه طريق و به چه سبب از دنياى ترس و ترديد رهايى نداريم. شنلى كه زاده نيويورك است و همان جا درس خوانده و بزرگ شده و حالا ۵۴سال دارد، مى گويد: «اين نمايش برخاسته و الهام گرفته از گرايش هاى كاتوليكى او و بررسى و مداقه عميق او در امور مذهبى و دنياى شك و يقين است.» «من در سال۱۹۶۴ به كليسايى در منطقه برانكس نيويورك رفتم. دنياى مذهبى خاصى بود. چيزى كه الآن تا حدى رخت بربسته است. كليسا را خواهران روحانى اداره مى كردند. آنها دائماً به امور خيريه مشغول بودند و از لباس ها و كلاههاى مشكى استفاده مى كردند. اكثر مراسم و گردهمايى ها نيز به زبان لاتين صورت مى گرفت. آن زمان تازه در مرحله انتقال وسيع آيين كليسا به زبان انگليسى قرار گرفته بوديم.» به اعتقاد شنلى، دنياى كنونى نيز به گونه اى وسيع نشانگر بيم ها و شك هاى حاكم بر زندگى انسانها است. «وقتى به زندگى فعلى آدمها، مناطق و آيين هاى آنها نگاه مى كنم، مى بينم در برخى موارد پايه اى تغييرى در قياس با گذشته پيش نيامده و همانى است كه قبلاً بود. جنگ قدرت ، انسانها را بى رنگ و رفتنى كرده است ديگر كمتر كسى در ميان مردم عادى پيدا مى شود كه با قدرت يقين و ايمان زندگى كند.» شنلى مى افزايد: «براى من چند هفته و يا شايد يك عمر طول كشيد تا شك را بنويسم. بستگى به اين دارد كه به دنيا و زندگى چگونه نگاه كنيد.» اما هر چقدر طول كشيده باشد، فقط چند روز پس از اتمام نمايش و پايان كار نگارش آن، تمرين بازيگران براى به روى صحنه بردن آن شروع شد. در ميان اين بازيگران، نامدارانى مثل گلن كلوز هم ديده مى شدند و همين طور برايان اف اوبراين. فقط به فاصله ۴۸ساعت بعد از كامل شدن «شك»، از دو سازمان عمده تئاترى براى كسب اجازه اجراى آن با او تماس برقراركرده بودند. يكى از طرف «تياتر كلاب منهتن» در نيويورك و ديگرى كارگاه نمايش پاسادنا در كاليفرنيا. لين مدو مدير هنرى سازمان نخست مى گويد: «شك نمايشى فوق العاده با كاراكترهايى شگفت آور و خط قصه اى تعمق برانگيز است و طبعاً ويژگى هاى سنتى شنلى را هم دربردارد و ازآن جمله است طنازى، شعرسرايى و ترسيم هوش وذوق در روابط انسانها. اگر من براى كسب اجازه نمايش آن يورش آوردم و سرانجام نيز به اين حق رسيدم، به همين خاطر بود.» به همين ترتيب و با چنين مقدمه اى بود كه اجراى اين نمايش از نوامبر (آبان) سال پيش در «منهتن تياتر كلاب» (با حروف اختصاصى MTC) با بازى چرى جونز و برايان اف اوبراين در نقش هاى اصلى و در خارج از حيطه برادوى (موسوم به «اف برادوى») شروع شد، اما اينك اين نمايش به برادوى انتقال يافته است. ازسوى ديگر در پاسادنا نيز اجراى ديگرى از آن در دست اقدام است و در آن ليندا هانت، برنده جايزه اسكار ۱۹۸۳ بازى دارد. كار نمايشنامه نويسى شنلى از دهه ۱۹۷۰ شروع شد، اما «شك» اولين نمايشى از او است كه در برادوى به روى صحنه رفته است و ساير كارهاى او در «اف برادوى» و يا شهرهايى به جز نيويورك به اجرا درآمده اند. «مدتها است اينجا و دراين حرفه چرخ مى زنم و آنها تازه مرا تحويل گرفته اند. حتى زمانى كه در دانشگاه نيويورك درس مى خواندم، مشغول نمايشنامه نويسى بودم و همان زمان بود كه يكى از كارهايم درآن شهر به روى صحنه رفت ولى نمى دانم چرا اين قدر طول كشيد تا سر از برادوى در آورم.» او فقط يك روز قبل از اعلام پيروزى اش درجوايز پوليتزر امسال، نوشتن نمايشنامه جديدش را به پايان رساند، اما حاضر نيست توضيح زيادى در اين خصوص بدهد. «اين روزها بهتر است مشغول جشن گرفتن بابت اين پيروزى باشم. چنين روزهايى شايد هرگز تكرار نشوند. بايد دركنار اعضاى خانواده و بويژه فرزندانم باشم، گاهى درها را به روى خودم مى بندم و آنها را نمى بينم تا برروى كارم و آنچه مى نويسم تمركز داشته باشم و اين به آنها برمى خورد. حالا زمان رفع كدورت ها است.» با اين حال آن طور كه نشريات آمريكا مى گويند، او در روزها و هفته هاى اخير دائماً در برادوى و درحال صحبت با چرى جونز، دوگ هيوز كارگردان نمايش «شك» و ساير تهيه كنندگان آن است و ظاهراً مى كوشد دراين اجراى تئاترى تمامى آن چه را كه بايد و هدف اوست به بيننده ها منتقل كند. هرچند به اعتراف خود شنلى، شك ها و ترديدهايى كه وى درباره ماهيت زندگى امروز دارد، همچنان به قوت خود باقى است.
|