چهارشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۸۴ -
Wed, Apr 20, 2005
ميراث فرهنگى
۳۱۰۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
خوراك فرهنگى
و مرزبندى هويت
207870.jpg
حميدرضا توسلى

آنچه كه تمدنهاى بشرى را به پايدارى كشانده است، همان جوهره انديشه اى است كه بن مايه آن آثار مادى محسوب مى شود و از اين منظر هرچه كه در دايره آثار بشرى قرارگرفته، جلوه هايى از فرهنگ است.
حال اگر جلوه هاى فرهنگ هاى بشرى را موردمطالعه قراردهيم، درعين مرزبندى هاى فرهنگى ملت ها، در قالب هايى نظير قوميت، دين، طبقات اجتماعى و فرهنگى و...، قابل تفكيك و معرفى اند.
با اين مقدمه، آيا «خوراك» مى تواند در بين فرهنگ هاى ملل، جايى براى كاويدن نگرش هاى متنوع قومى، مذهبى و غيره باشد؟
در فرهنگ مسلمانان، توصيفاتى ازقبيل، غذاى حلال (درتمام شؤون مادى و اقتصادى و فرهنگى اش) به تمام و كمال در متون فقهى و احكام آمده است و يا مائده ها و توصيف مأكولات بهشتى در قرآن، دركنارواژه هايى نظير «رزق» كه از بارمعنايى عميقى در فرهنگ قرآنى برخوردار است؛ ظرفيت مفهومى غذا را وسيع تر مى كند.
خوراك و غذا در مفهوم مادى اش، امر مشتركى در بين موجودات جهان هستى است و مثلث انسان و حيوان و گياه از آن بهره مند مى شوند، اما چگونه خوردن و يا چه چيزى را با چه شيوه اى و يا درچه زمانى خوردن، مواردى است كه بخشى از آن را فرهنگ ها و بخشى را نيز اديان مختلف مى كاوند. فرهنگ اسلامى در كنار خوراك و رزق جهان مادى، نگاه عام و وسيعى به رزق دارد كه شامل حواس ديگر انسانى و دركمال برترش به علم و آگاهى و معرفت و اشراق و معنويت، پيوند مى خورد، بنابراين فرهنگ غذا به غذاى فرهنگى قابليت گسترش و تفصيل آن نياز به مقاله اى مستقل دارد، اما مطالبى كه ارائه مى شود؛ حاصل تحقيقات پژوهشگرانى است كه در هجدهم اسفند هشتاد و سه درميراث فرهنگى مطرح شد. همايشى باعنوان «خوراك و فرهنگ» كه پژوهشكده مردم شناسى به آن اهتمام داشته است و مجموعه مقالات دو روزه همايش دركتابى منتشرخواهدشد. فرصت هاى پايان سال و مشغله هاى ريز و درشت از كارهاى زمين مانده، كمتر امكان حضور را در نشست هاى علمى مى دهد و شاهد مثالش شايد سالن خلوت ساختمان مركزى سازمان باشد و يا اطلاع رسانى ضعيف آن.
به هر تقدير بنا به قول مسؤول پژوهشكده آقاى ميرشكرايى، كيفيت مخاطبان درهمايش اهميت دارد و اگر دانشجويان و پژوهشگران و علاقه مندان به اين موضوع، توفيق حضور نيافتند؛ گزارشى از اين همايش از منظر خوانندگان گروه مى گذرد.
... بروشور ساده اى از همايش را از روى ميز وسط راهرو مى گيرم و راهى سالن مى شوم. سالنى كه درمجموعه ميراث مركزى در اوايل دهه شصت ساخته شد، اما از آنچه كه در شأن اين سازمان بود، اثر ماندگارى برجاى نماند. آشفتگى فضاى بيرونى سازمان، بويژه در اطراف چاپخانه، چهره نامناسبى در ذهن بينندگان به جامى گذارد. تمام نماهاى درونى و بيرونى سازمان و حتى سالن همايش، پوشيده از آجرهاى كرم رنگ است. از انديشه پرسه زنى محيط بيرون مى آيم كه صندلى هاى شكسته و زوار دررفته رديف دوم، سبب مى شود تا دو سه بار، جايم را عوض كنم. بروشور را بازمى كنم، مقدمه اى بر همايش، فهرست برنامه ها و اطلاعاتى از دبير و شوراهاى همايش، يادداشت كوتاهى را كه در بروشور آمده مى خوانم: «يكى از پديده هاى مهم اجتماعى كه با مراحل رشد مدنى، انديشه و فكر انسان پيوند نزديكى دارد، موضوع خوراك است. دانش مردم شناسى از ديرباز در يكى از شاخه هاى مهم خود يعنى مردم شناسى خوراك (anthropology of food) به مطالعه اين پديده مهم اجتماعى پرداخته است. ادبيات كلاسيك مردم شناسى با آثار منتقدان شهيرى چون كلود - لوى اشتروس و ادبيات مدرن و متأخر آن درمقالات و رساله هاى پژوهشى مردم شناسانى چون مارى داگلاس؛ خوراك را دستمايه موضوع پژوهش قرار مى دهد. اين مقالات از يك سوى تحول مدنى و فكرى انسان را درخوراك بازمى جويند و از سوى ديگر در صورت آيينى، نمادين و اسطوره شناختى آن، چگونگى جهان بينى انسان را مورد بررسى قرارمى دهند.
پژوهشكده مردم شناسى باتوجه به اهميت نقش خوراك و نظام فرهنگى و ميراث كهن و زنده مرتبط با آن و نقش مهم شناخت اين پديده در دستيابى به شناخت نظام فكرى، اجتماعى و نمادين فرهنگ ها و خرده فرهنگ هاى ايرانى به برپايى همايش خوراك و فرهنگ اقدام نموده است.
نام آقاى «حسن زاده» را در بروشور به عنوان دبير همايش مى خوانيم روى سن مى آيد و مى گويد: «...خصيصه ميان رشته اى مردم شناسى مهم است. فلسفه سياسى و جامعه شناسى؛ اكنون رويكردى به مردم شناسى دارد تا مسائل موردنظرش را حل كند. گفتمان هاى آنتروپولوژى در ايران دگرگون شد و مردم شناسى تنها مقيد به حفظ سنت ها و گويش ها و... نيست. مردم شناسى ورزش، مردم شناسى جنسيت و ديگر موارد از موضوعاتى است كه مردم شناسى امروز در پيش رو دارد. كتاب زن و فرهنگ - كه كار مشترك من با ميرشكرايى است - تركيب كارى من با نسل قبل از من به شمار مى رود...
«خوراك و مرزبندى هاى هويتى»، عنوان مقاله اى از خانم اميليانرسيسيانس مى باشد كه در فرصت كوتاه بيان شد و حاوى مفاهيم بلندى است: تابو،در زبان پولينيزى به معنى حرام است. در تابو مانايى وجود دارد كه خطرناك است. تابو محدود به خوراك نيست و مى تواند شامل محرميت هم شود. توتميسم نيز عبارت است از آيينى كه در اقوام ابتدايى بر محور يك پديده طبيعى قرار دارد و آن را نياى مشترك كلان (CLAN) مى دانند. فريزر اعتقاد دارد كه توتميسم، دين نيست. زيرا خدا يا انديشه در آن مطرح نمى شود. حال - سؤال عمده اين است كه چرا شكارچيان اوليه گوشت انسان (يا كانيباليسم) را نمى خوردند؟! بنابراين تابو و توتميسم اولين نشانه عليه كانيباليسم بوده است.
خوراك توان معجزه گرى دارد و با خورده شدن جسم، آن را درونى مى كند. حتى عقيده را با خوردن مى توان درونى كرد. از نظر مرى داگلاس، خوراك نشانگر مرزبندى بين گروههاى متفاوت اجتماعى است. خوراك وسيله اى براى بيان هويت در سطح جهانى ، ملى ، قومى ، طبقاتى ، جنسيتى و حتى سنى است. از نظر ساخت گرايان، مقوله بندى هاى دوگانه مى تواند نشانگر مرزبندى ها باشد؛ مانند خام ، پخته، تميز ، كثيف ، حلال ،حرام و ... همواره همراه با خوراك ،نوعى «تاريخ پنهان »، خاطرات و تواردهاى ذهنى نظير سالم ترين، كامل ترين، بهترين ، برترين و غيره وجود دارد. بعضى از اقوام معتقدندكه خوراكشان ، از بهترين و پاك ترين است و در مقابل بدترين ها قرار مى دهند.
آدام اسميت در نظريه چهارمرحله اى انسان در زندگى اجتماعى اش به مراحل شكارگرى،گله دارى، كشاورزى و تجارت اشاره مى كند كه در تمام مراحل جوامع انسانى ، باورها و اعمال دينى همواره وجودداشته است. از آن آغاز كه مردگان دفن مى شدند، دركنارشان هدايايى نيز قرار مى گرفت...
اهميت خوراك : خوراك و خوردن آن مى تواند حل كننده بسيارى از مسائل اجتماعى باشد،مانند نون و نمك خوردن و غيره. خوراك مى تواند به مصرف كننده و توليد كننده قدرت بدهد. خوراك در اديان الهى ، شامل دانه ها، گوشت و موارد حلال ديگر بوده است. مثلاً حضرت نوح ، هفت جفت از حيوانات تميز را گردآورد و در كشتى قرار داد...در تورات، بحثى از غذاى تميز و كثيف آمده است . راههاى تعامل با قواى ماوراءالطبيعه عبارت است از ؛ دعا، شبيه سازى ، جشن و سرورها، قربانى كردن ، جادوگرى ، شادمانى و ... تعاريف: فرهنگ؛ بيان نمادينى از رفتار انسان است و به تمام اعضاى جامعه مربوط مى شود. قوميت نيز ، عضويت در يك گروه اجتماعى و ... است كه از عوامل مميزه آن ، زبان و... مى باشد . نمادهانيز مى تواند به صورت زبان شناختى (شفاهى ) و تصويرى باشد. تعاملات فرهنگى مى تواند شامل ديدگاههاى نسبت به مرگ ، زندگى ، جامعه ، ارزشها و مذهب شود.
عادات خوردن و خوراكى ها:
برخى از خوراكى ها به دليل باورهاى دينى ، قابل مصرف نيستند. در برخى از اقوام، حيواناتى را مى خورند كه براى مثال در ساير اقوام از آن به عنوان حيوان ملوس نام مى برند.
- عادات غذاخوردن با شيوه هاى متفاوتى وجود دارد، مانندغذاخوردن بادست ، قاشق، چوب، نشستن بر زمين، بر روى ميز و صندلى و ...
- خوردن غذاهايى كه در يك قوم مورد توافق است ، نخوردن همين غذا نيز مى تواند سبب اتحاد همين قوم باشد. در بحث فرهنگ خوراك و طبيعت نيز استفاده ، بازيافت ، دورريختن پس مانده هاى غذا به طرز خاص از نظر جامعه شناسى موردتوجه است.
مقاله «فرهنگ و خوراك صابئيان يامندايى ها» كه آقاى مهرداد عربستانى آن را ارائه كرد ؛ از نظر شناسايى صائبين ايران كه پيروان حضرت يحيى (ع) هستند، حائز اهميت است و در قرآن نيز به اين قوم اشاره شده است. اين كه مندايى هاى ايران از چه جمعيتى برخوردارند و كتاب و اعمال عبادى و مناسك شان چگونه است ، نكاتى است كه شرح آن را در منابع و مقالات منتشرشده مى توان يافت، اما اطلاعات ارائه شده از سوى عربستانى در خدمت موضوع موردنظر، يعنى خوراك در شاكله دين مندايى ايران بود كه بدين شرح است: از نظر صابئين ،دين همچون نظامى است و كيهان شناسى آنان در نظام دينى شان، هماهنگ با احكام روزمره شان است كه حلال و حرام غذاى آنان يكى از آن موارد است. مناسك مندايى ها مرتبط با خوراك و بازنمايى از ساختار كيهان شناسى آنان مى باشد. اين كه اين قوم كيستند؟ بايد اشاره شود كه مندايى ها، قومى سامى نژادهستند كه از ۲هزار سال پيش از اورشليم به بين النهرين هجرت كردند، كه قلمرو هخامنشى به شمار مى رفت. آنان در عراق ، حدودسه برابر ايران سكونت دارند و در ايران نيز در مناطقى نظير اهواز و ... سكونت دارند.
انبيا در نظرشان از آدم تا يحيى (ع) ؛ شيث ، نوح ، شوم (ياسام)، و... است. كتاب مقدس شان گنزو ربا - ادرايشا است. ربا به معنى يحيى تعميددهنده است. تنها سنت گنوسى زنده دنيا در نزد مندايى هاست كه همراه بامتونى به زبان آرامى است و آنان تنها گويش وران زبان آرامى در دنيا به شمار مى روند. زبان مندايى يكى از زبان هاى آرامى شرقى است كه در عصر هخامنشى ، زبان ادارى بوده است.مناسك مجموعه اى از نمادهايى است كه محل تعامل جهان بينى و سرمشق جغرافياى كيهانى در نزد مندايى است. آنان جهان را در سه طبقه معنا مى كنند:
طبقه اول : نور يا آلمانهوور هورا (ياموجودات نورانى )
طبقه دوم : امشونى كشطا (يا دروازه عالم نور)
جهان ميانى ، شامل گياه ، انسان و فرشتگان و غيره است
طبقه سوم : شامل زمين يا عالم ظلمات است.
آنان بر حيات تأكيد دارند كه مفهوم : خدا = هيى = حيات است و معادل حى عربى و به مفهوم حيات و زنده مى باشد. هيى يا حيات ها، جمع آن است.
آب جارى ، مظهر خداى مندايى در زمين است و نماد هيى و سبب حيات موجودات است. آب زنده در آيين مندايى ، آب پاك است.
تقابل هاى ساختارى شان عبارت است از :
نور - ظلمت
آسمان - زمين
پاك - ناپاك
كنش نور - كنش ظلمات (ماده)
طبيعت - فرهنگ
خداوند عالم پايين و پست را خلق نكرده است و هرچه كه از ماده نشأت مى گيرد، از سوى فرشته اى به ظهور رسيده است. بر مبناى نظام فكرى اين آيين، حلال و حرام هاى مندايى شكل مى گيرد و حيوانات حلال گوشت شان نظير كبوتر است كه قدرت پرواز دارد و تماسى با عالم خاك ندارد. بنابراين در اعمال مذهبى صائبين، مهمترين حيوانى را كه استفاده مى كنند، كبوتر است.دومين حيوان حلال گوشت ماهى هاى غيركوسه اى و سومين نيز گوسفند نر است. حيوانات حرام گوشت عبارت است از: پرندگان خشكى، ماهى هاى شكارگر، حيوانات خشكى. با اين اعتبار، خوراك حيوانى حلال در طبقه بندى آيينى شان قرين آسمان، نور، پاكى و حيات است و حرام مساوى با زمين، ظلمات، ناپاكى و مرگ محسوب مى شود.
خوراك و شيوه هاى مناسكى در ذبح حيوان
يردنا، يعنى پاك و پاك كننده. در ذبح حيوان، حيوان و كارد در آب جارى غسل داده مى شود و با استفاده از آب پاك و جارى مفهوم پاك كنندگى آب در ذبح سرايت مى يابد و علاوه بر اين حيوان بايد بر روى دست باشد و بر زمين ذبح نشود، براى مثال اگر گوسفند باشد، بايد بر روى شاخ و برگ قرار گيرد، تا با زمين تماس نگيرد و درغير اين صورت، حرام خواهد بود. شيوه پختن نان مقدس (به نام پهثا): اين نان با استفاده از آب جارى (مقدس) آماده مى شود و بعد خمير نان با استفاده از حرارت مستقيم، روى آتش زغال قرار مى گيرد و بدين ترتيب، پهثا، بدون خمير ماده، تهيه مى شود و كاملاً طبيعى است.
غذايى به نام (لوفانى و دخرانى)، غذاى آمرزش براى مردگان است. اين غذا عمدتاً طبيعى است و در نهايت ماهى طبخ مى شود...
محمدابراهيم اقليدى، براى انتقال مقاله تحقيقى اش: «خوراك در هزار و يك شب»، به پشت تريبون مى آيد و با اين جمله آغاز مى كند: «انسانى كه چكش در دست دارد، همه چيز را ميخ مى بيند» .اين جمله به نقل از يك منطق دان آسيايى است كه منطق ويژه اى را ابداع كرده است. در مقوله خوراك، ترك فعل غذا، حاوى معناى خاصى است و يا اسطوره هبوط در اثر غذا خوردن آدم مطرح مى شود (حال به صورت معرفت نيك و بد و يا سيب و گندم باشد). در اسطوره - من و سلوى - نيز غذا بدون خريد و پختن نازل مى شود كه قوم يهود، عدس و... خواستند.
نكته آخر اينكه غذا با شاخص هاى ديگر اجتماعى ارتباط دارد و فرهنگ پرور است و ناگفته نماند كه غذا به شدت طبقاتى است، گرچه شيوه ساختن غذا متناسب با سلامتى انسان، تفاوت دارد، اما از نظر مدرنيزه شدن ، به تغييرات لحظه به لحظه انسان بستگى دارد...

Hamid tavasoli_b @Yahoo.com


|   شناسنامه   |   آرشيو   |