چهارشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۸۴ -
Wed, Apr 20, 2005
جوان
۳۱۰۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
درباره فعاليت هاى كانون آينده نگرى ايران در اهواز
گفت وگو با رئيس سازمان دانش آموزى
درباره فعاليت هاى كانون آينده نگرى ايران در اهواز
از سرما
مى گذريم
207900.jpg
اينجا تهران نيست. جايى است در جنوب ايران. كنار رود كارون. اينجا اهواز است. با هواى گرم و دم كرده، و نخل هايى گه گاه بى سر، و جوانانى كه گرماى هوا و كارون، خونشان را گرم كرده است.
نوشتن از يك گروه جوان خوزستانى كه براى رسيدن به يك هدف مشترك، فعاليت مى كنند، كار آسانى نيست. در واقع انتخاب يك گروه براى نوشتن كار آسانى نيست. زيرا كه در خوزستان بسيارند از اين دست گروههاى جوان.
اما شايد يكى از اين فعال ترين گروهها، كانون آينده نگرى ايران باشد. يك NGO كه گفته اى از پائولو كوئليو (نويسنده برزيلى) را سرلوحه كار خود قرار داده است: «در برابر هر آنچه در اين دنيا رخ مى دهد، مسؤوليم. ما رزم آوران نوريم. با نيروى عشق و اراده خويش مى توانيم سرنوشت خود و بسيارى ديگر را دگرگون كنيم.»
فعاليت رسمى كانون آينده نگرى ايران در شهريور ماه سال گذشته به دنبال موافقت سازمان ملى جوانان با درخواست اوليه تأسيس اين تشكل شروع شد و هيأت مؤسس كانون با برگزارى مراسم افتتاحيه، موجوديت اين تشكل را اعلام كرد.
هيأت مؤسس كانون هم شامل يك گروه پنج نفره دانشجوست. يكى اقتصاد مى خواند، ديگرى مهندسى و سه نفر ديگر علوم اجتماعى.
محور فعاليت سازمان، بنا به گفته خودشان «برفرهنگسازى مثبت و گسترش انديشه هاى انسانى در جامعه استوار است.»
رامين ناصح، دبير كانون است. بيست و سه ساله و دانشجوى رشته مديريت دولتى در دانشگاه پيام نور اهواز.
اين كانون كه با مجوز سازمان ملى جوانان فعاليت مى كند، ظاهراً تا به حال با مشكلى جدى مواجه نشده است. ناصح درباره اين موضوع مى گويد: «خوشبختانه تا به امروز با مشكلات و موانع قانونى برخورد نكرده ايم و مسؤولان سازمان ملى جوانان در صدور مجوز برگزارى همايش ها و گردهمايى ها، همكارى كامل با ما داشته اند. مهم ترين مانع بر سر راه بسيارى از تشكل هاى غير دولتى جوانان مشكلات و محدوديت هاى مالى است. كانون آينده نگرى ايران هم به عنوان سازمانى كه غالب اعضاى آن را دانشجويان و دانش آموختگان جوان تشكيل مى دهند، اين موضوع را به عنوان مهم ترين مانع براى فعاليت خود تلقى مى كند و همين طور نداشتن يك مكان وسيع براى برگزارى گردهمايى ها.»
مديران اين NGO البته سعى مى كنند منطقى با قضايا روبرو شوند و چون پذيرفته اند كه يك سازمان غير دولتى هستند، براى پيشبرد برنامه هاى خودشان، نگاهى به منابع و كمك هاى دولتى ندارند و همه تلاششان اين است كه از طريق تقويت پشتوانه مردمى، با مشكلات مالى كنار بيايند. اين در حالى است كه حق عضويت ماهانه اعضاى كانون، دو هزار تومان است.
نوجوانان و جوانان بين چهارده تا بيست و نه سال (طبق ضوابط سازمان ملى جوانان) كه كانون، سلامت اخلاقى آنها را تأييد كند و از نظر فكرى با تفكر حاكم بر كانون، هماهنگ باشند، به عنوان عضو رسمى پذيرفته مى شوند و افراد بالاى بيست و نه سال، عضو افتخارى محسوب مى شوند. تاكنون هم حدود هشتاد نفر به عنوان عضو فعال و دويست نفر به عنوان عضو غيرفعال ثبت نام كرده اند.
انتشار نشريه آينده نگر، سايت مجهز خبر نامه آينده نگر (www.ayandenegar.org) ، انتشار جزوات آموزشى، كتاب،  CD، كارت پستال، برگزارى جلسات و گردهمايى ها با موضوعاتى از قبيل عرفان و خودشناسى، آسيب هاى اجتماعى، فلسفه، ادبيات، تاريخ، روانشناسى، خانواده، پژوهش هاى زنان و... از جمله فعاليت هاى كانون آينده نگر در چند ماه گذشته است.
روى جلد يكى از جزوات آموزشى رايگان كه به مقوله آشنايى با ايدز و نحوه پيشگيرى از آن در اختيار اعضا قرار گرفته است، برعكس ديگر جزواتى از اين دست، نوشته شده: «تكثير و توزيع اين جزوه بلامانع و موجب خشنودى و سپاس تهيه كنندگان است. از همكارى آموزش و پرورش، دانشگاهها و ساير نهادهاى مرتبط با جوانان جهت تكثير هر چه بيشتر اين جزوه آگاهى بخش، پيشاپيش قدردانى مى نماييم!»
رامين ناصح البته به غير از فعاليت در كانون، شاعر هم هست و اشعار او را مى توانيد در وبلاگ www.naseh.blogfa.com بخوانيد. اما راستش را بخواهيد او (كه به عنوان دبير كانون، رابط بين ما و كل مجموعه است) كمى بيشتر از توقع ما نسبت به يك جوان پرشور و حال اهوازى، خشك حرف مى زند و خشك پاسخ سؤالات ما را مى دهد. مثلاً وقتى درباره اين مى پرسيم كه چگونه به اين فعاليت علاقه مند شديد، پاسخ مى دهد: «مؤسسين و فعالان كانون آينده نگرى در پى ريشه يابى معضلات جامعه به اين نتيجه رسيده بودند كه مى بايست يك جنبش گسترده و فراگير فكرى - اجتماعى براى بازگشت به معنويت، بازشناسى هويت انسانى، احياى تعهد اجتماعى، نهادينه كردن تفكر آزاد انديشى و عدالتجويى و تعميق گفتمان حقوق بشر در جامعه ايجاد شود و...»
به او مى گويم كه خيلى حرف هاى درستى است. اما فكر نمى كنيد كه براى جوانان بين چهارده تا بيست و نه سال قضيه هنوز خيلى جا نيفتاده و در واقع يك جور بزرگ بزرگ حرف زدن است و يك كمى از آن شور جوانانه خالى است و به جاى اينكه باعث جذب مخاطب شود، برعكس دفع مى كند؟ ناصح دوباره جدى و خشك پاسخ مى دهد: «تصور نمى كنم جوان بودن دليل بر كارهاى كوچك انجام دادن باشد. به هر حال سلايق مختلفى وجود دارد و به قول شما ممكن است اين حرف ها، عده اى را پس بزند. اما آنكه بايد جذب شود، خودش جذب مى شود.»
آنجا اهواز است. من در تهران هستم و فرسنگ ها دور از هواى تب كرده خوزستان. آنجا اهواز است، بانخل هاى گه گاه بى سر و مردمانى كه هميشه نبض كشور را به دست داشته اند. اگر به اهواز رفتيد، سرى هم به محله كيانپارس بزنيد و ببينيد، هم سن و سال هايتان، چگونه براى آرمان ها و اهداف بزرگ اجتماعى تلاش مى كنند و چگونه تجربه مى كنند يك كار گروهى و فعاليت مشترك را بى آنكه خم به ابرو بياورند و فكر به اهداف بزرگ بزرگ، زانوهايشان را بلرزاند.
گفت وگو با رئيس سازمان دانش آموزى
فضايى متفاوت با مدرسه
207879.jpg
در هر شهرى كه باشى مى توانى فرد فعالى باشى. اين جمله را براى آنهايى مى نويسيم كه تصور مى كنند همه چيز در تهران خلاصه شده است. تو اگر بخواهى كارى كنى، هر جا كه باشى، مى توانى. آقا يا خانم نكته سنج كه نام كوچكش را هم نمى دانيم، مثال خوبى است براى آنها كه سوداى پايتخت در سر مى پرورانند. نكته سنج از شهرستان قائمشهر، گفت وگويى را با عليرضا شريعت، رئيس سازمان دانش آموزى انجام داده و براى ما فرستاده است.
گفت وگوى زير را كه با تلاش و پيگيرى اين جوان قائم شهرى و با كمك محسن دانش پژوه و مجيد خداشناس صورت گرفته با هم بخوانيم: اساسنامه سازمان دانش آموزى توسط شوراى عالى انقلاب فرهنگى با ۱۴ ماده و ۷ تبصره در تاريخ ۱۳۷۸‎/۲‎/۲۱ به تصويب رسيد. ماده واحده اى هم در مجلس شوراى اسلامى تصويب شد كه سازمان دانش آموزى را سازمان عمومى غير دولتى ناميده و در اسناد رسمى قوه قضاييه به ثبت رساند. كارى كه شايد نزديك به دو دهه به طول انجاميد. مصاحبه اى با رياست سازمان دانش آموزى و خبرگزارى - پانا عليرضا شريعت انجام داديم تا با هويت سازمان نوپا كه قرار است تا اندازه اى به موازات آموزش و پرورش قرار گيرد بيشتر آشنا شويم. سازمان دانش آموزى و خبرگزارى پانا ما را با خود به گذشته مى برد، گذشته اى نه چندان دور، نه! منظور مان صبح هاى سرد زمستان، شنبه هاى تكرارى، ساعتهاى خسته كننده، تكاليف انبوه، نيمكت هاى خشن و... مدرسه نبود، منظورمان شور و هيجانى بود كه يك چهار ديوارى آن را به سكون تبديل مى كرد و تخيلات قدرتمندى بود كه هميشه با بن بست يك تخته سياه و يك فرمول به سكوت دعوت مى شد. خلأيى كه ما آن زمان حس مى كرديم و اكنون سازمان دانش آموزى قرار است با يك دنيا آرمان براى نوجوانان آن را پر كند.
عليرضا شريعت، رياست سازمان دانش آموزى در ميان انبوهى از كارهاى دفترى و تلفن هاى پى درپى با گرمى ما را پذيرفت و به سؤالاتمان پاسخ داد.
*  لطفاً خودتان را بيشتر براى ما معرفى كنيد و بگوييد تحصيلاتتان را تا چه مقطعى و در كجا ادامه داديد؛ چه مدت در ادارات دولتى و در كدام قسمت مشغول به كار بوديد؟ و در حال حاضر با چه سمتى و به چه كارى مشغوليد؟
-  من متولد ۱۳۴۳ و داراى مدرك كارشناسى روانشناسى از دانشگاه شهيد بهشتى تهران و نيز دانشجوى ارشد مديريت آموزشى. بيست سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش دارم و در حال حاضر سه سال است كه رياست سازمان دانش آموزى و خبرگزارى پانا را برعهده دارم.
*  برايمان در مورد فعاليتهاى سازمان دانش آموزى و خبرگزارى پانا بگوييد.
-  سازمان دانش آموزى به عبارتى همان پيشاهنگى سابق است، كه مجلس شوراى اسلامى در سال ۶۴ آن را منحل اعلام كرد، تعيين فرصت ضرب الاجلى شش ماهه توسط مجلس به دولت داده شد تا لايحه جايگزين سازمان مشابه را جهت تصويب به مجلس ارائه نمايد كه اين جايگزينى متأسفانه نزديك به ۲ دهه به طول انجاميد و از آنجا كه در مقوله فرهنگ توقف و برگشتى وجود ندارد و در اين خصوص به لحاظ اقدام دير هنگام، كار عميق و پوياى فرهنگى در بخش تشكيلات دانش آموزى ناگهان متوقف شد. البته قابل ذكر است كه سازمان دانش آموزى و خبرگزارى پانا براى اولين بار در كشور در استان مازندران تأسيس شد و هدف تأسيس سازمان براساس ضرورتهاى فلسفى و تربيتى و همچنين ضرورتهاى اجتماعى به منظور تنظيم اوقات فراغت دانش آموزان به عنوان سرمايه هاى ملى بوده است كه در واقع بازوى قدرتمندى براى آموزش وپرورش محسوب مى شود. دانش آموزان در سازمان حضورى آزادانه دارند، از طرفى سعى شده استراتژى سازمان در برنامه ها و در دو طيف وسيع طراحى و برنامه ريزى شود. اول فعاليت هاى عمومى و بعد فعاليتهاى كاملاً تشكيلاتى اعضا در كنار اين دو شاخه هاى هلال احمر، امداد نجات و...، انجمن مديران كانونها، انجمن اديبان و ... و يكى از مهمترين آنها انجمن خبرگزارى پانا است كه با ايرنا همكارى دارد. در ضمن همه فعاليتهاى سازمان با مشاركت جدى و مؤثر دانش آموزان انجام مى شود و نقش ديگران در فعاليتها غير مستقيم است.
*  چالش هايى را كه سازمان براى رسيدن به اهدافش با آنها روبروست، چيست؟
-  چالش هاى سازمان همزاد سازمان اند، زيرا با آغاز كار سازمان شروع شدند. در گفتن اينكه كدامها مهمترند ترديد دارم.
اولين و مهمترين چالشى كه سازمان با آن روبروست مقاومتهاى ذهنى افراد است كه اين افراد مى توانند مسؤول باشند و مسؤوليتهاى سنگين هم داشته باشند.
مسأله بعدى، مسأله بودجه و تجهيزات و امكانات است زيرا ما با استقبال قابل توجه دانش آموزان روبرو هستيم كه با خلاقيت و توانمندى و علاقه توأم با سرزندگى به سازمان مراجعه مى كنند كه به دليل عدم توان و امكانات كافى شرمنده حضور آنان هستيم و از اين حيث سازمان به توجه و پشتيبانى همه جانبه محتاج است. به باورها اشاره كردم. ببينيد در تمامى مراحل آموزشى نوجوانان و جوانان در تصميم گيرى ها هيچ نقشى ندارند و يا اينكه حداقل نقش را آنهم به صورت منفعلانه دارند. از آنجايى كه نوجوانان و جوانان سرمايه هاى هر كشورى هستند سازمان دانش آموزى هم با اين اعتقاد و باور زمينه حضور همه دانش آموزان را با هر نوع نگاه و انديشه  اى فراهم مى آورد و اين مسأله براى برخى خوشايند نيست.
*  يعنى شما معتقديد بيش از هر چيز با يك مشكل فرهنگى روبروييم؟
- صددرصد. به بيانى لازم است براى حضور و مشاركت مؤثر دانش آموزان فرهنگ سازى كرد.
*  يعنى هم با خانواده ها، هم مسؤولين و هم دانش آموزان؟! به بيانى بايد از ابتدا روى يك فرهنگ جديد كار كنيم؟
- نه از ابتدا. چون امكان پذير نيست. منتها ما با برخى مشكلات روبروييم كه از نوع فرهنگى و فرهنگ سازى است. خانواده ها اهميت چندانى به اوقات فراغت فرزندانشان نمى دهند. از طرف ديگر مسأله باورها كه به آن اشاره كردم به مراجع مختلف و دولتمردان نيز نفوذ كرده است. اولين دغدغه وزير آموزش و پرورش چگونگى پرداخت حقوق فرهنگيان است و در مرتبه اى پائين تر مهمترين نگرانى رئيس آموزش و پرورش استان پرداخت به موقع حقوق ماهيانه فرهنگيان است كه اكثر وقت ايشان را مى گيرد. متأسفانه بعضى از نهادهاى موازى با سازمان چنين مى پندارند كه سازمان دانش آموزى آمده تا جايگزين آنها شود و اين در حالى است كه تنها در تابستان گذشته ۶۰ هزار دانش آموز جذب سازمان شدند و سازمان دانش آموزى آرزوى حضور سازمانهاى ديگر را در اين وادى دارد تا بقيه دانش آموزان را در فعاليتهاى داوطلبانه تحت پوشش قرار دهد.
*  آقاى شريعت جايگاه رسمى سازمان دانش آموزى در جامعه كجاست، عده اى آن را جزئى از آموزش و پرورش قلمداد مى كنند و عده اى ديگر آن را در حد NGOها مى شناسند لطفاً در اين باره توضيح دهيد.
- كاملاً رسمى است. نه مانند NGOها بلكه بر اساس مصوبه اساسنامه اش در شوراى عالى انقلاب فرهنگى تصويب شد. سازمان دانش آموزى به عنوان سازمان عمومى غيردولتى در روزنامه رسمى قوه قضاييه به ثبت رسيد. پس اين سازمان جايگاهش كاملاً قانونى و تحت الحمايه ملت و حاكميت است. اما از لحاظ غيردولتى بودن منظور خصوصى بودن نيست بلكه منظور اين است كه بتواند از تمام سازمانها و نهادها و ارگانها كمك دريافت كند كه از اين حيث شبيه NGOهاست (تقريباً دولتى و غيردولتى است.)
بايد بپذيريم كه در ايران مراكز دولتى تقريباً گسسته از هم عمل مى كنند مانند يك زنجير با حلقه هاى جدا از هم. اگر سازمان دانش آموزى در كنار آموزش و پرورش و به موازات آن كار كند موفق تر عمل مى كند. خيلى از نوجوانها اطلاعى از چنين سازمانهايى ندارند به بيان ديگر اطلاع رسانى چندان قوى نيست.
*  شايد توان ما محدود است
- منظور ما اين است كه اگر سازمان در كنار آموزش و پرورش و يا به بيان ديگر در كنار مدرسه باشد مى تواند موفق تر عمل كند محيط مدرسه خيلى كليشه اى است به بيانى در چارچوب معينى حركت مى كند ولى قصد و هدف سازمان تا اندازه اى فرهنگ سازى كردن است. خيلى از نوجوانها حتى نام كانونها را نشنيده اند پس ما نمى توانيم توقع داشته باشيم كه به سمت اهداف سازمان كشيده شوند.
*  كاملاً دو سويه است يك بخش مربوط به خود آنها است سازمان ۳ ساله است طبيعى است كه بخش عظيمى از جامعه متوجه ما نشده باشند شايد به خاطر نام سازمان است كه شبيه به آموزش و پرورش است در حالى كه مى توانست سازمان پيشاهنگى جمهورى اسلامى باشد تا خانواده ها راحت تر بتوانند با آن ارتباط برقرار كنند. مسأله ديگر محدود بودن منابع و امكانات است با اين حال ما با همين ظرفيت محدود سعى كرديم تا جامعه را متوجه سازمان بكنيم از برنامه هاى زنده و غير زنده صداوسيما گرفته تا مصاحبه با هر نشريه محلى و كشورى سرباز نزديم. در همين مدت كوتاهى كه استاندار جديد جناب آقاى فولادگران تشريف آوردند ۴ يا ۵ نشست با ايشان داشتيم نكته بعدى پذيرش خود خانواده هاست. كه چه اندازه به سازمان و اوقات فراغت فرزندانشان اهميت بدهند.
البته خرده اى كه ما گرفتيم تنها به سازمان نبود بلكه به آموزش و پرورش هم نظرى داشتيم كه چطور اين حلقه هاى جدا از هم را به هم متصل كند براى مثال مسؤول امور تربيتى در مدارس مى تواند نماينده اى باشد از طرف سازمان، تا بچه ها را متوجه اهداف سازمان كند و بالعكس! البته ما هنوز نمى دانيم سازمان پيشاهنگى در دوره گذشته هم به موازات آموزش و پرورش حركت مى كرد و يا مثل زمان حاضر بود.
*  در گذشته هم جدا از هم بودند منتها كاملاً حمايت مى شدند و استانداران موظف بودند كه به امور سازمان رسيدگى كنند.
- آقاى شريعت ما بخشنامه هايى داريم كه به ادارات مختلف فرستاده مى شوند يك سرى از اين بخشنامه ها به صورت عام هستند و مربوط به فعاليتهاى ادارى سازمان. منتها بخشنامه هايى هم هستند كه محدوديت هايى در بخش فرهنگى و ... ايجاد مى كنند - البته ممكن است گاهى موجب مزاياى هم شوند - آيا اين نوع بخشنامه به سازمان هم ارسال مى شوند؟ آيا تا به حال موجب متوقف شدن كارسازمان شده اند؟
- متوجه نمى شوم، شفاف تر صحبت كنيد
* ببنيد ما يك سرى بخشنامه هاى ادارى داريم كه در همه ادارات وجود دارند. يكسرى بخشنامه هايى هم داريم كه محدوديت هاى خاصى ايجاد مى كنند. مثلاً بخشنامه هايى كه به مراكز آموزشى مانند مدارس ارسال مى شوند و نوع پوشش و يا رنگ لباس دانش آموزان را تعيين مى كنند و ... مانند اينها. آيا شما در اينجا شاهد اين نوع بخشنامه ها بوديد؟ آيا اتفاق افتاده كه براى مثال سمينار يا اردوى فرهنگى ترتيب دهيد كه با آمدن بخشنامه اى لغو شود؟
- ابداً . محدوديت هاى ما باورهاى فكرى مردم است، كه در خيلى از شرايط موانع ايجاد مى كند براى مثال ركن اصلى سازمان، كنگره دانش آموزى است. كسى آن را با عنوان دختر و پسر تعريف نكرده است اما فعاليتهاى مشتركى وجود دارد كه باعث مى شود مردم آن را نپذيرند درست است ما اينجا اصلى به نام اصل مراقبه داريم كه به عنوان يك اصل تربيتى است اما تفكيك به آن معنا را توهين به خود نوجوانها مى دانيم براى مثال ما نشرياتى داريم كه آن را نوجوانها به كمك هم تهيه مى كنند ما نمى توانيم نشريه اى با عنوان فقط دختر - يا فقط پسر بيرون بدهيم.
* پس بخشنامه اى در اين زمينه وجود ندارد؟
- نه اصلاً
* مستقيماً هم اشاره اى نكردند؟
- هرگز.
* آيا شده تا به حال بخشنامه اى در مورد نشريات يا به بيانى خبرگزارى پانا داشته باشيد كه حتماً در چارچوب معينى براى مثال علمى و يا فرهنگى و يا... فعاليت كنند.
- هرگز . در اينجا اصل تمركززدايى، حاكم است... منتهى آيين نامه هاى مالى وجود دارد كه در همه ادارات مشترك است و نبايد از آنها تخلف كرد يا مثلاً همايش سالانه پيشتازان در كشور كه موضوعات آن كاملاً مشخص است. اما اينكه فعاليتهاى مختلف فرهنگى داشته باشيم و پى در پى بخواهند استعلام كنند يا دستور بدهند وجود ندارد. (و با خنده) اگر بخواهد يكروز چنين اتفاقى بيفتد يك لحظه در سازمان نخواهم ماند.
البته اين امكان وجود دارد كه شرايط بومى و محلى روى كار اثر بگذارد اما تفويض اختيار در بسيارى از امور از اختيارات مسؤولين سازمان است چيزى كه از آن پرهيز مى كنند تصميم گيرى فردى است سازمان به خردجمعى اهميت مى دهد.
* با اين حساب بايد اعتراف كنيم كه دانش آموزان از دانشجويان آزادى بيشترى دارند. به عنوان يك مدير مجرب بگوييد از نظر شما يك مدير موفق واجد چه ويژگى هايى است؟
- سؤال مشكلى است . اما به نظر من بايد حتماً ۲ويژگى را داشته باشد اول آنكه به روز باشد دوم صداقت داشته باشد.
* آقاى شريعت شما به ۲اصل اشاره كرديد كه شايد در دانشگاه ها چندان تأكيدى به روى آن نباشد. اساتيدى هستند كه عقيده دارند كتب درسى دانشجويانشان از نظر علمى مردود است به بيان ديگر دانشجويان كتبى را مطالعه مى كنند كه مربوط به يك يا دو دهه گذشته است. از طرف ديگر بسيارى از رشته هاى دانشگاهى واحد كارورزى ندارند و اين مسأله باعث مى شود از جامعه و مسائل مربوط به آن دور بمانند. عده اى از منتقدين هم عقيده دارند دانشجوى امروز ما، نه در دانشگاه كه در فضايى قرارگرفته كه اطرافش را ديوارى به گستردگى و وسعت ديوار چين فراگرفته است به نظر شما صد و چند واحدى كه دانشجوها در دانشگاه پاس مى كنند چه ميزان براى مواجهه با مشكلات و معضلات زندگى واقعى در جامعه امروز كاربرد دارد؟
- ببينيد ما نسل مدبر نداريم. مديران ما داراى اطلاعات آكادميك خوبى هستند و مى توانند در كلاس به بقيه خوب درس بدهند ولى نمى توانند آن تئورى و مفاهيم را به برنامه تبديل كنند .بطور كلى در كار عملى ضعيف اند البته عكس قضيه هم وجود دارد...
آموزش عالى دانشجويانى تربيت مى كند اما كسى نمى پرسد براى كدام جامعه!؟ دغدغه بعد از فارغ التحصيلى يعنى فاصله و گسست بين جامعه و آموزش عالى!...
اما من به دانشجويان توصيه مى كنم پويا باشند. اگر زمان و كوتاهى آن را در نظر نگيرند و از يك برنامه ريزى علمى استفاده نكنند باخته اند. در عصر حاضر كه دنيا - نه به يك دهكده - كه به يك كلاس فرهنگى تبديل شده است و در ميان بمباران اطلاعات قرارگرفته اند به درس و جزوه و نمرات الف اكتفا نكنند زيرا زندگى را باخته اند چرا كه ضرورتهاى زندگى فراتر از جزوات دانشگاهى است.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |