|
درباره فعاليت هاى كانون آينده نگرى ايران در اهواز
از سرما مى گذريم
|
|
|
اينجا تهران نيست. جايى است در جنوب ايران. كنار رود كارون. اينجا اهواز است. با هواى گرم و دم كرده، و نخل هايى گه گاه بى سر، و جوانانى كه گرماى هوا و كارون، خونشان را گرم كرده است. نوشتن از يك گروه جوان خوزستانى كه براى رسيدن به يك هدف مشترك، فعاليت مى كنند، كار آسانى نيست. در واقع انتخاب يك گروه براى نوشتن كار آسانى نيست. زيرا كه در خوزستان بسيارند از اين دست گروههاى جوان. اما شايد يكى از اين فعال ترين گروهها، كانون آينده نگرى ايران باشد. يك NGO كه گفته اى از پائولو كوئليو (نويسنده برزيلى) را سرلوحه كار خود قرار داده است: «در برابر هر آنچه در اين دنيا رخ مى دهد، مسؤوليم. ما رزم آوران نوريم. با نيروى عشق و اراده خويش مى توانيم سرنوشت خود و بسيارى ديگر را دگرگون كنيم.» فعاليت رسمى كانون آينده نگرى ايران در شهريور ماه سال گذشته به دنبال موافقت سازمان ملى جوانان با درخواست اوليه تأسيس اين تشكل شروع شد و هيأت مؤسس كانون با برگزارى مراسم افتتاحيه، موجوديت اين تشكل را اعلام كرد. هيأت مؤسس كانون هم شامل يك گروه پنج نفره دانشجوست. يكى اقتصاد مى خواند، ديگرى مهندسى و سه نفر ديگر علوم اجتماعى. محور فعاليت سازمان، بنا به گفته خودشان «برفرهنگسازى مثبت و گسترش انديشه هاى انسانى در جامعه استوار است.» رامين ناصح، دبير كانون است. بيست و سه ساله و دانشجوى رشته مديريت دولتى در دانشگاه پيام نور اهواز. اين كانون كه با مجوز سازمان ملى جوانان فعاليت مى كند، ظاهراً تا به حال با مشكلى جدى مواجه نشده است. ناصح درباره اين موضوع مى گويد: «خوشبختانه تا به امروز با مشكلات و موانع قانونى برخورد نكرده ايم و مسؤولان سازمان ملى جوانان در صدور مجوز برگزارى همايش ها و گردهمايى ها، همكارى كامل با ما داشته اند. مهم ترين مانع بر سر راه بسيارى از تشكل هاى غير دولتى جوانان مشكلات و محدوديت هاى مالى است. كانون آينده نگرى ايران هم به عنوان سازمانى كه غالب اعضاى آن را دانشجويان و دانش آموختگان جوان تشكيل مى دهند، اين موضوع را به عنوان مهم ترين مانع براى فعاليت خود تلقى مى كند و همين طور نداشتن يك مكان وسيع براى برگزارى گردهمايى ها.» مديران اين NGO البته سعى مى كنند منطقى با قضايا روبرو شوند و چون پذيرفته اند كه يك سازمان غير دولتى هستند، براى پيشبرد برنامه هاى خودشان، نگاهى به منابع و كمك هاى دولتى ندارند و همه تلاششان اين است كه از طريق تقويت پشتوانه مردمى، با مشكلات مالى كنار بيايند. اين در حالى است كه حق عضويت ماهانه اعضاى كانون، دو هزار تومان است. نوجوانان و جوانان بين چهارده تا بيست و نه سال (طبق ضوابط سازمان ملى جوانان) كه كانون، سلامت اخلاقى آنها را تأييد كند و از نظر فكرى با تفكر حاكم بر كانون، هماهنگ باشند، به عنوان عضو رسمى پذيرفته مى شوند و افراد بالاى بيست و نه سال، عضو افتخارى محسوب مى شوند. تاكنون هم حدود هشتاد نفر به عنوان عضو فعال و دويست نفر به عنوان عضو غيرفعال ثبت نام كرده اند. انتشار نشريه آينده نگر، سايت مجهز خبر نامه آينده نگر (www.ayandenegar.org) ، انتشار جزوات آموزشى، كتاب، CD، كارت پستال، برگزارى جلسات و گردهمايى ها با موضوعاتى از قبيل عرفان و خودشناسى، آسيب هاى اجتماعى، فلسفه، ادبيات، تاريخ، روانشناسى، خانواده، پژوهش هاى زنان و... از جمله فعاليت هاى كانون آينده نگر در چند ماه گذشته است. روى جلد يكى از جزوات آموزشى رايگان كه به مقوله آشنايى با ايدز و نحوه پيشگيرى از آن در اختيار اعضا قرار گرفته است، برعكس ديگر جزواتى از اين دست، نوشته شده: «تكثير و توزيع اين جزوه بلامانع و موجب خشنودى و سپاس تهيه كنندگان است. از همكارى آموزش و پرورش، دانشگاهها و ساير نهادهاى مرتبط با جوانان جهت تكثير هر چه بيشتر اين جزوه آگاهى بخش، پيشاپيش قدردانى مى نماييم!» رامين ناصح البته به غير از فعاليت در كانون، شاعر هم هست و اشعار او را مى توانيد در وبلاگ www.naseh.blogfa.com بخوانيد. اما راستش را بخواهيد او (كه به عنوان دبير كانون، رابط بين ما و كل مجموعه است) كمى بيشتر از توقع ما نسبت به يك جوان پرشور و حال اهوازى، خشك حرف مى زند و خشك پاسخ سؤالات ما را مى دهد. مثلاً وقتى درباره اين مى پرسيم كه چگونه به اين فعاليت علاقه مند شديد، پاسخ مى دهد: «مؤسسين و فعالان كانون آينده نگرى در پى ريشه يابى معضلات جامعه به اين نتيجه رسيده بودند كه مى بايست يك جنبش گسترده و فراگير فكرى - اجتماعى براى بازگشت به معنويت، بازشناسى هويت انسانى، احياى تعهد اجتماعى، نهادينه كردن تفكر آزاد انديشى و عدالتجويى و تعميق گفتمان حقوق بشر در جامعه ايجاد شود و...» به او مى گويم كه خيلى حرف هاى درستى است. اما فكر نمى كنيد كه براى جوانان بين چهارده تا بيست و نه سال قضيه هنوز خيلى جا نيفتاده و در واقع يك جور بزرگ بزرگ حرف زدن است و يك كمى از آن شور جوانانه خالى است و به جاى اينكه باعث جذب مخاطب شود، برعكس دفع مى كند؟ ناصح دوباره جدى و خشك پاسخ مى دهد: «تصور نمى كنم جوان بودن دليل بر كارهاى كوچك انجام دادن باشد. به هر حال سلايق مختلفى وجود دارد و به قول شما ممكن است اين حرف ها، عده اى را پس بزند. اما آنكه بايد جذب شود، خودش جذب مى شود.» آنجا اهواز است. من در تهران هستم و فرسنگ ها دور از هواى تب كرده خوزستان. آنجا اهواز است، بانخل هاى گه گاه بى سر و مردمانى كه هميشه نبض كشور را به دست داشته اند. اگر به اهواز رفتيد، سرى هم به محله كيانپارس بزنيد و ببينيد، هم سن و سال هايتان، چگونه براى آرمان ها و اهداف بزرگ اجتماعى تلاش مى كنند و چگونه تجربه مى كنند يك كار گروهى و فعاليت مشترك را بى آنكه خم به ابرو بياورند و فكر به اهداف بزرگ بزرگ، زانوهايشان را بلرزاند.
|