پنجشنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Thu, Apr 21, 2005
حوادث
۳۱۱۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
درخواست بازپرس
پرونده از مردم
پايان اعترافات گمراه كننده
قاتل نوعروس
208137.jpg
اين مرد به اتهام آتش زدن همسرش بزودى محاكمه مى شود

گروه حوادث: مرد جوانى كه در جريان اختلافى مرگبار نوعروس جوانش را به آتش كشيده بود، با صدور كيفرخواست از سوى بازپرس دادسراى رباط كريم به صورت فوق العاده در دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه خواهد شد.
راز اين جنايت در پى تماس پزشكان بيمارستان امام سجاد رباط كريم مبنى بر انتقال پيكر سوخته يك زن جوان به اين بيمارستان فاش شد.
بنا به اين گزارش، اواخر بهمن ماه سال ۸۲ مأموران آگاهى رباط كريم با دريافت گزارشى مبنى بر مرگ نوعروس جوانى روى تخت بيمارستان امام سجاد بلافاصله در بيمارستان حاضر شدند و در بررسى هاى نخست پى بردند اين نوعروس كه «طيبه شهريارى» نام داشت، درحالى كه دستهايش با پارچه اى بسته شده بود، به آتش كشيده شده و پس از انتقال به بيمارستان به خاطر درصد بالاى سوختگى از پاى درآمده است.
با اظهارات پدر اين نوعروس، كارآگاهان وقتى دريافتند جوان تازه داماد پس از انتقال همسرش به بيمارستان ناپديد شده است، به تحقيق از همسايه ها پرداختند.
يكى از ساكنان منجيل آّباد رباط كريم كه با ديدن شعله هاى آتش از خانه همسايه از بالاى ديوار وارد آنجا شده بود، به مأموران گفت: عصر روز ۱۱ دى ماه بود، متوجه شدم كه دود غليظى از خانه اى كه ماه قبل عروس و داماد جوانى در آن ساكن شده بودند، بلند شده بود. به سرعت در خانه شان رفتم تا آنها را متوجه خطر كنم. چند بار در زدم، ولى كسى در را باز نكرد. حدس زدم كه آنها در خانه نيستند، به همين خاطر از بالاى در وارد شده و پس از باز كردن در به همراه چند نفر از همسايه ها وارد حياط شديم.
وى ادامه داد: دود از داخل زيرزمين بيرون مى آمد و اين درحالى بود كه شوهر طيبه روى پله هاى زيرزمين ايستاده بود و به شعله هاى آتش كه از زيرزمين زبانه مى كشيد، نگاه مى كرد. به سرعت وارد زيرزمين شديم و با ديدن طيبه درحالى كه در شعله هاى آتش مى سوخت، بلافاصله او را داخل پتويى پيچيديم و به بيمارستان رسانديم.
پس از انجام تحقيقات و انتقال جسد به پزشكى قانونى كارشناسان پس از معاينه جسد اعلام كردند دستهاى عروس جوان با پارچه سفيدرنگ بسته شده و پس از آن اقدام به آتش زدن وى شده است.
با اعلام نظر پزشكان قانونى و با توجه به اين كه داماد جوان پس از اطلاع از مرگ همسرش ناپديد شده بود، كارآگاهان دريافتند وى عامل قتل همسرش است. بدين ترتيب به دستور بازپرس رجبى از شعبه دوم دادسراى رباط كريم مأموران تجسسهاى گسترده اى را براى دستگيرى داماد فرارى آغاز كردند و بعد از گذشت ۴۰ روز وقتى هيچ سرنخى از رد پاى اين متهم به دست نيامد، محمدرضا مهرشاد دادستان رباط كريم دستور داد تا عكس داماد فرارى در روزنامه ايران به چاپ برسد.
< دستگيرى متهم
با چاپ عكس متهم و پس از گذشت ۵ ماه صبح روز ۲۴ تيرماه سال گذشته يكى از ساكنان شهرستان ورامين در تماس با پليس اعلام كرد: محمد از ۳ ماه قبل به ورامين آمده و هم اكنون در بيابانها كار مى كند.
كارآگاهان با شناسايى مخفيگاه متهم به بيابانهاى ورامين اعزام و داماد فرارى را بازداشت كردند.
متهم پس از بازداشت درحالى كه به شدت ناراحت بود، به مأموران گفت: پس از مرگ طيبه چند بار مخفيانه كنار قبرش رفتم و از او خواستم مرا ببخشد. وى ادامه داد: من و او زندگى خوبى با هم داشتيم و به يكديگر به شدت علاقه مند بوديم. از آنجايى كه طيبه نمى توانست از خانواده اش دور باشد، خانه اى را در نزديكى منزل پدرش اجاره كرديم و زندگى مان را در آنجا آغاز كرديم. روز حادثه در منزل پدرش مهمان بوديم و بعد از خوردن ناهار تصميم گرفتيم تا به خانه بازگرديم. همان لحظه بين من و خواهرش بر سر موضوعى جر و بحث شد و با حالت قهر آنجا را ترك كردم. وقتى به خانه رسيديم، از طيبه خواستم غذاى سبكى براى شام تهيه كند. همانجا بود كه بين ما جر و بحث شروع شد و طيبه به خاطر اين كه با خواهرش دعوا كرده بودم به من پرخاشگرى كرد. خيلى عصبانى شدم و بلافاصله از اتاق خارج شدم و به حياط رفتم تا بنزينى را كه در ظرف ريخته بودم، داخل قوطى بريزم. درحالى كه مشغول اين كار بودم، ناگهان طيبه به طرفم آمد و بنزين را از دستم گرفت و به روى خودش ريخت و بلافاصله به داخل زيرزمين رفت و خودش را به آتش كشيد.
با اظهارات ضد و نقيض متهم و از آنجايى كه بررسى هاى كارشناسان پزشكى قانونى و همچنين تحقيقات مأموران نشان مى داد، نوعروس جوان پس از آن كه دستهايش با پارچه اى بسته شده بود، به آتش كشيده شده است، به دستور بازپرس رجبى متهم به محل حادثه منتقل و صحنه جنايت بازسازى شد.
در بازسازى صحنه جنايت متهم وقتى پى برد همه دلايل و شواهد او را به عنوان قاتل معرفى مى كند، لب به اعتراف گشود و به مأموران گفت: پس از مشاجره با همسرم، تصميم گرفتم تا او را بترسانم، به همين خاطر دستهاى او را با پارچه اى بستم و بنزين را روى لباسهايش ريختم، بعد از چند دقيقه درحالى كه خشم تمام وجودم را فرا گرفته بود، او را به آتش كشيدم.
به گزارش خبرنگار ما، پرونده اين جنايت هولناك با صدور كيفرخواست از سوى بازپرس شعبه دوم دادسراى رباط كريم و درخواست اشد مجازات براى متهم جهت رسيدگى نهايى در اختيار شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت. اين گزارش حاكى است پنج قاضى اين دادگاه رسيدگى به اتهامات اين مرد را خارج از نوبت قرار داده اند و جلسه محاكمه اين متهم بزودى برگزار خواهد شد.
درخواست بازپرس
پرونده از مردم
سارقى با ۲ ميليارد تومان
«مرفين» ناپديد شد
جوانى با فريب يكى از اعضاى شبكه بين المللى قاچاق مواد مخدر، ۳۴۹ كيلوگرم مرفين را كه در درون يك خودروى پاترول جاسازى شده بود، به سرقت برد.
ارزش اين محموله مرفين كه توسط قاچاقچيان از افغانستان به ايران ترانزيت شده بود دوميليارد تومان برآورد شده است كه قرار بود اين محموله توسط قاچاقچيان از طريق تهران به يكى از كشورهاى اروپايى انتقال داده شود.براساس پرونده اى كه در شعبه هشتم بازپرسى دادسراى عمومى و انقلاب ناحيه هفت تهران به رياست محمدحسن فدايى تحت رسيدگى است، چند ماه قبل به پليس ۱۱۰ تهران اطلاع داده شد كه قاچاقچيان در يك معامله بزرگ قرار است يك محموله مرفين را از افغانستان از طريق جاده ترانزيت ايران به اروپا حمل كنند كه اين محموله از مشهد به تهران انتقال داده شد.
208143.jpg
در اين گزارش آمده است، محموله در درون يك پاترول دو كابين به طرز ماهرانه اى جاسازى شده بود، اما اين خودروى حامل ۳۴۹ كيلوگرم مرفين پس از رسيدن به تهران از مقابل يك آپارتمان واقع در شرق تهران به سرقت رفت.اكنون قاچاقچيان براى پيدا كردن پاترول حامل مواد مخدر اقدامات تبهكارانه اى از جمله آدم ربايى و شكنجه افرادى كه گمان مى برند آنها خودرو را دزديده باشند، آغاز كرده اند.پليس با دريافت اين گزارش، تحقيقات وسيعى را در اين زمينه آغاز كرد و متوجه شد گروهى از اعضاى يك شبكه بزرگ بين المللى قاچاق مواد مخدر طى يك مأموريت ويژه قصد داشتند يك محموله مرفين را از تهران به يكى از كشورهاى اروپايى انتقال دهند. اين گروه وقتى از مشهد به مقصد تهران حركت مى كند، سر اكيپ اين باند قاچاق چهار نفرى با رابط خود در تهران تماس مى گيرد و به او مى گويدكه براى تعويض خودروى حامل مواد مخدر مجبور هستند يك شب را در منزل او بگذرانند. رابط (عضو باند) با دريافت اين خبر، موضوع را با يكى از دوستانش به نام «مجيد ولدخانى» مطرح مى كند و او نيز براى تصاحب خودروى حامل مرفين نقشه اى طراحى مى كند و به دوستش - رابط قاچاقچيان- پيشنهاد سرقت خودرو را مى دهد. او پيشنهاد مى كند وقتى همدستانش رسيدند به بهانه دادن صبحانه سرنشينان پاترول را به داخل آپارتمانش بكشاند. همدست او نيز در يك فرصت مناسب خودروى پاترول را بدزدد.
ساعت ۶ صبح قاچاقچيان زنگ آپارتمان رابط باند را به صدا در مى آورند و صاحبخانه طبق نقشه آنان را براى صرف صبحانه به داخل آپارتمان دعوت مى كند. او از راننده پاترول مى خواهد كه با خيال آسوده خودرو را در مقابل آپارتمان پارك كند و مانند بقيه دوستانش براى صبحانه به داخل آپارتمان برود.مدتى بعد يكى از اعضاى شبكه قاچاق وقتى براى سركشى از آپارتمان بيرون آمد متوجه شد كه خودرو پاترول به سرقت رفته است. اعضاى شبكه با چند خودرو سراسر منطقه شرق تهران را براى يافتن خودروى سرقت شده جست وجو مى كنند. اما اثرى از خودرو بدست نمى آورند. تا اينكه با دستور رئيس باند، اعضاى شبكه، چند نفر از جمله صاحبخانه آپارتمان كه رابط شبكه قاچاقچيان نيز محسوب مى شد و حدس مى  زدند كه ممكن است سرقت خودرو كارآنها باشد شبانه ربوده و به خانه اى واقع در منطقه ميدان كاج تهران انتقال دادند.
قاچاقچيان براى پيدا كردن عامل سرقت چند شبانه روز آنها را در زير زمين خانه مخوف شكنجه كردند كه سرانجام، رابط قاچاقچيان براى پس دادن خودرو مسروقه يك هفته مهلت خواست. در حاليكه پس از آزاد شدن از شكنجه گاه قاچاقچيان، توسط مأموران اداره عمليات مبارزه با مواد مخدر دستگير شد.محمدحسن فدايى بازپرس پرونده با انتشار عكس متهم فرارى اعلام كرد كه «مجيد ولدخانى» با سرقت پاترول ۳۴۹ كيلوگرم مرفين تحت تعقيب قضايى بازپرسى شعبه هشتم دادسراى عمومى و انقلاب تهران است و كسانى كه از نامبرده اطلاعى دارند، اطلاعات خود را با تلفن ۸۴۰۳۱۲۵و يا با تلفن ۸۴۲۳۳۳۰ اداره عمليات مواد مخدر و يا به اولين پاسگاه انتظامى اطلاع دهند.
يك فروند هواپيمادر فرودگاه تبريز دچار نقص فنى شد
يك فروند هواپيماى ايرباس به هنگام فرود در فرودگاه تبريز دچار نقص فنى شد.اين هواپيماى مسافربرى ساعت ۶ و ۱۵ دقيقه صبح روز گذشته از تهران عازم تبريز بود كه به هنگام فرود در فرودگاه اين شهر دچار نقص فنى شد.يكى از مسافران هواپيما به خبرنگار ايرنا گفت: به دليل قفل كردن ترمزها، چهار لاستيك يكى از جناحين اين هواپيما تركيد.وى افزود: به دنبال تركيدن لاستيك ها، هواپيما در باند فرودگاه متوقف شد.وى همچنين باانتقاد از نبود امكانات رفاهى در محوطه فرودگاه اظهارداشت: بعد از حدود ۵۰دقيقه معطلى روى باند، مسافران توسط دو دستگاه اتوبوس شركت واحد به پاويون منتقل شدند. روابط عمومى اداره كل فرودگاه هاى آذربايجان شرقى با تأييد خبر نقص فنى هواپيماى ايرباس در فرودگاه تبريز اعلام كرد: هم اكنون نقص فنى برطرف شده و هواپيما در حال سوار كردن مسافران است.
خنثى كننده بمب ، بمب  گذار بود
208134.jpg
گروه حوادث: عامل بمب گذارى در محوطه داخلى شعبه حرم عبدالعظيم بانك سپه در جريان بازجويى هاى پليس امنيت تهران اعتراف كرد.
اين مرد با طراحى و اجراى سناريوى يك بمب گذارى در محوطه بانك و عمليات خنثى سازى آن سعى كرده بود خود را به عنوان قهرمان معرفى كنند.
راز نقشه عجيب اين متهم ۴۸ ساله در حالى فاش شد كه تا قبل از پيدا شدن آثار و بقاياى ساخت بمب در خانه اش او ادعا مى كرد به دليل تخصصى كه دارد، تنها به خاطر نجات جان مشتريان و كارمندان بانك اقدام به خنثى سازى بمب دست ساز كرده است.بنا به اين گزارش؛ رئيس بانك سپه شعبه حرم عبدالعظيم شهررى ساعت ۸ و ۴۵ دقيقه روز سه شنبه با شنيدن صداهاى تيك تاك از داخل يك بسته مشكى رنگ، نسبت به محتويات آن مظنون شد.در حالى كه اين مقام مسؤول قصد اطلاع دادن به پليس را داشت يكى از مشتريان حاضر در بانك خود را به او رسانده و ادعا كرد چون تخصص كافى در اين زمينه دارد و مى ترسد تا رسيدن مأموران بمب مورد نظر منفجر شود، قصد خنثى سازى آن را دارد. بدين ترتيب با درخواست اين مرد، رئيس شعبه تمامى مشتريان و كاركنان بانك را به بهانه نشت گاز از بانك بيرون كرد تا مرد ناشناس عمليات خنثى سازى را آغاز كند. در حاليكه لحظاتى از شروع به كار مرد خنثى كننده بمب مى  گذشت، صداى انفجار خفيفى شنيده شد و به دنبال آن اين مرد مدعى شد بمب مورد نظر را خنثى كرده و ديگر خطرى وجود ندارد.ماجراى اين سناريو هنگامى وارد مرحله تازه اى شد كه مأموران يگان ويژه خنثى سازى بمب نسبت به نحوه بمب گذارى و چگونگى عمليات خنثى سازى آن مشكوك شده و عامل خنثى كننده بمب را براى انجام تحقيقات تكميلى به پليس امنيت شهررى انتقال دادند.به رغم اظهارات مرد خنثى كننده بمب و ارائه مداركى مبنى بر اينكه وى از كارمندان بازنشسته صنايع دفاع است و به دليل تخصصى كه دارد، به خاطر انساندوستى دست به اين كار زده است، دلايل ارائه شده براى پليس قانع كننده نبود و متهم براى بازجويى هاى قضايى به شعبه سوم بازپرسى دادسراى شهررى انتقال داده شد.
وى پس از حضور در برابر بازپرس «حسن ابراهيمى بسابى» با تكرار ادعاهاى قبلى اش هرگونه دخالتى در ماجراى بمب گذارى را انكار كرد.با توجه به اينكه بازپرس پرونده احتمال مى داد اين مرد به دليل علاقه به انجام كارهاى متهورانه و تخصصى كه دارد شخصاً بمب دست ساز را در بانك گذاشته و بعد خنثى كرده باشد، دستور انجام تحقيقات تكميلى درباره سابقه او را صادر كرد.مأموران با توجه به اين دستور قضايى به بررسى اقداماتى كه در گذشته از سوى اين مرد انجام گرفته بود پرداختند تا اينكه دريافتند وى ۶ سال قبل در جريان بمب گذارى در بيمارستان ساسان تهران اقدام به خنثى سازى بمب كرده است.متهم در جريان بازجويى هاى پليس ضمن رد هرگونه دخالتى در ماجراى آن بمب گذارى ادعا كرد: به صورت اتفاقى در آن محل حضور داشتم و در جريان بمب گذارى قرار گرفتم، ولى چون بنا بر تشخيص خودم متوجه شدم قادر به خنثى كردن آن بمب كه اتفاقاً دست ساز هم بود هستم، تصميم گرفتم دست به كار شوم.بر اساس تحقيقات و بررسى هاى پليس به دنبال خنثى كردن آن بمب در بيمارستان ساسان از سوى وزير دفاع كشور لوح تقديرى به همراه يك سكه بهار آزادى براى قدردانى از عمليات متهورانه اين مرد به او اهدا شده بود.در همين حال پليس اطلاعاتى به دست آورد كه نشان مى داد وى در جريان ماجراى نجات دادن جان يك كودك گرفتار ميان شعله هاى آتش نيز از سوى مسؤولان سازمان آتش نشانى تقدير شده است.بدين ترتيب پليس براى به دست آوردن نشانه هايى از آثار ساخت بمب محل سكونت اين مرد را در منطقه شهررى شناسايى و تحت بازرسى قرار داد.
در جريان اين اقدام پليس يك قبضه كلت كمرى از نوع والتر به همراه ۷ فشنگ جنگى - يك كلت ساچمه اى و مقدارى سيم و ابزار آلاتى كه در ساخت بمب دست ساز كشف شده داخل بانك از آنها استفاده شده بود، به دست آمد.با به دست آمدن اين مدارك مرد خنثى كننده بمب اعتراف كرد و ماجراى بمب گذارى در محوطه بانك سپه را به گردن گرفت.وى درباره انگيزه خود از اين كار گفت: چون در جريان خنثى سازى بمب دست ساز بيمارستان ساسان مورد تقدير قرار گرفتم، وقتى ديدم پسرم بى كار است تصور كردم اگر آن سناريو را تكرار كنم بار ديگر مرا مورد تقدير قرار داده و جايزه مى دهند، بنابراين با مواد منفجره اى كه از دوران جنگ با خود به خانه آورده بودم و چاشنى هايى كه در اسباب بازى هاى الكترونيكى مورد استفاده قرار مى گيرد يك بمب ساختم.صبح روز سه شنبه وقتى براى گرفتن حقوق بازنشستگى ام به بانك سپه رفتم، بمب را داخل پلاستيك مشكى جاسازى كرده و در نزديكى مسؤول شعبه روى پيشخوان قرار دادم تا صداى تيك تاك ساعت بمب شنيده شود.پس از گرفتن حقوقم در گوشه اى به بهانه شمارش پول منتظر ماندم تا اينكه رئيس شعبه با شنيدن صداى مشكوك به طرف بسته حركت كرد. در اين زمان به او نزديك شده و خود وارد عمل شدم تا قسمت دوم سناريو را به اجرا درآورم. اما هرگز تصور نمى كردم پليس مرا بازداشت كند.اين مرد ادامه داد: فكر مى كردم وقتى مسؤولان بانك سپه بفهمند كه من با از جان گذشتگى بمب را خنثى كرده ام حاضر مى شوند پسرم را در بانك استخدام كنند.اين مرد درباره اسلحه هاى كشف شده در خانه اش ادعا كرد: هنگامى كه در زمان جنگ در منطقه ايلام مشغول فعاليت بودم اين اسلحه را پيدا كردم و به عنوان يادگارى به خانه آوردم.در حالى كه بررسى هاى پليسى درباره ساير اقدامات احتمالى اين متهم ادامه دارد به دستور بازپرس پرونده وى با صدور قرار بازداشت موقت تا پايان تحقيقات تكميلى در اختيار مأموران پليس امنيت قرار گرفت.
حادثه ها
توضيح پيرامون خبر
مدير باشگاه بيليارد ۶ پسر را گروگان گرفت
در پى چاپ خبر مربوط به «مدير باشگاه بيليارد ۶ پسر را گروگان گرفت» رئيس حوزه قضايى بخش گلستان پاسخى را ارسال و اعلام كرد: اين خبر كذب است و مطابقتى با تحقيقات انجام شده در پرونده ندارد و اساساً موضوع آدم ربايى و گروگانگيرى مطرح نيست، بلكه نوجوانان مزبور عضو يك باشگاه تكواندو در سبزدشت گلستان بوده اند كه در معيت مدير باشگاه و با اجازه و اطلاع والدين خود به قصد انجام مسابقه تكواندو به شهرستان ورامين رفته و از تاريخ ۸۳‎/۱۲‎/۱۹ كه به اين شهر اعزام شده بودند تا تعطيلات عيد به منازل خود مراجعت نكرده اند و والدين آنان بلافاصله مراتب را گزارش و مرجع قضايى و انتظامى به منظور رفع دغدغه هاى خانواده ها و مشكل والدين اين نوجوانان، تحقيقات دامنه دارى را آغاز كرد تا اينكه نوجوانان مزبور به محل سكونت خود مراجعت و در جريان تحقيقات از اين نوجوانان و ولى آنان مواردى مطرح گرديد كه مرجع قضايى در حال رسيدگى به آن است و متعاقباً مربى اين نوجوانان در تاريخ ۸۴‎/۱‎/۱۶ به سبزدشت مراجعت و بلافاصله نسبت به دستگيرى او اقدام و بازداشت گرديده و در خصوص موارد مطروحه و شكايت شكات كماكان تحقيقات ادامه دارد. همچنين معاون فنى و ورزشى اداره كل تربيت بدنى استان تهران در نمابرى در خصوص اين خبر، داشتن هرگونه مجوز توسط فرد ذكر شده را در تشكيلات تربيت بدنى تكذيب كرده اند.
نقشه پزشك قلابى براى پمپ بنزين يك ميليارد تومانى
گروه حوادث: ناپديد شدن خواستگار يك زن پولدار كه خود را پزشك معرفى مى كرد پليس را در برابر دو فرضيه جنايى قرار داده است.
اين مرد با چرب زبانى توانسته بود زنى را اغفال كند و پمپ بنزين يك ميليارد تومانى او را به نام خود كند.
بنا به اين گزارش؛ چندى پيش مردى به پليس مراجعه كرد و با ادعاى اينكه پسر ۲۴ ساله اش وقتى به ديدار زن مورد علاقه خود رفته به طرز مرموزى ناپديد شده است خواستار رديابى وى شد.
اين مرد گفت: «فرهاد مدتى مى شد كه به زنى علاقه مند شده بود حتى به خواستگارى اش رفت. بعد از اينكه بين آنان اختلافاتى به وجود آمد پسرم آخرين بار سوار بر خودروى زانتياى خود به ملاقات اين زن رفت ولى ديگر بازنگشت.
كارآگاهان اداره ۱۱ در رديابى هاى تخصصى خودروى زانتيا پى بردند اين خودرو در يكى از خيابان هاى شهرستان رشت رها شده و هيچ خبرى از فرهاد نيست.
بدين ترتيب، زن مورد علاقه فرهاد تحت بازجويى قرار گرفت و پليس در برابر دو شاخه تحقيقى قرار گرفت.
زن پولدار در بازجويى ها گفت: «فرهاد يك كلاهبردار است به دروغ خود را پزشك معرفى كرد و با ايفاى نقش دلباختگان به خواستگارى ام آمد. او توانست من را اغفال كند. وقتى در خصوص فروش پمپ بنزين يك ميليارد تومانى خودم به او وكالت بلاعزل دادم پى بردم در چه دامى افتاده ام.وى افزود: خواستگارم چهره عوض كرد و پمپ بنزين را به نام خود كرد، بعد رابطه اش را با من قطع كرد و تصورم اين است او خود را مخفى كرده تا راز كلاهبردارى هايش پنهان بماند.
گذشت از مجازات پسر «مادركش»
گروه حوادث: پسرى كه به خاطر قتل برادرش رضايت گرفته بود و پس از رهايى از زندان مادرش را نيز به قتل رسانده است از سوى اولياى دم بخشيده شد.
صبح ديروز در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران خواهر ۱۰ ساله اين قاتل با چشمانى گريان از خون مادرش گذشت تا برادر از مجازات اعدام نجات يابد.
۳ آشنا يك مرد را ۲ بار ربودند
گروه حوادث: يك مرد كه دو بار از سوى دوستانش و به خاطر اختلافات مالى ربوده شده بود به خاطر وارد آمدن ضربات چاقو راهى بيمارستان شد.اين مرد كه «روبن» نام دارد و ۵۲ ساله است روز ۱۱ اسفندماه سال ۸۳ با تهديد چاقوى سه مرد آشنا ربوده شد و ناچار شد تا رسيد بدهى ۲ ميليون تومانى را امضا كند.وقتى اين مرد از چنگ دوستانش رها شد در شعبه ۴ بازپرسى ناحيه ۱۲ دادسراى تهران طرح شكايت كرد. ربايندگانش در دومين اقدام براى جلب رضايت اين مرد، او را ربودند و زمانيكه روبن خواسته آنان را نپذيرفت او را روز ۱۷ اسفندماه سال ۸۳ به بيابان بردند و با ۱۴ ضربه چاقو راهى بيمارستان كردند.
ربوده شدن دختر ۵ ساله به خاطر سرقت طلا
يك كودك ۵ ساله به دليل بى توجهى والدينش به توصيه هاى مكرر پليس ربوده شد.به گزارش ايسنا ساعت ۱۵ روز گذشته فردى به كلانترى ۱۴۹ امامزاده حسن(ع) مراجعه و اعلام كرد: دختر بچه ۵ ساله اش در حرم گم شده است.پس از تشكيل پرونده در كلانترى طى كمتر از دو ساعت اين دختر بچه توسط مأموران گشت كلانترى ۱۱۹ مهرآباد جنوبى پيدا شد.بررسى هاى پليس و اظهارات والدين، مشخص كرد اين كودك براى سرقت طلايى كه به او آويخته شده بود، ربوده شده است.
زورگير بدون سرقت «بنز» فرار كرد
گروه حوادث: زورگير جوان وقتى مقاومت مرد پولدار را ديد، از سرقت خودروى بنز او صرف نظر كرد و پا به فرار گذاشت.ساعت ۲۴ نيمه شب ۳۰ فروردين ماه سال جارى، مردى خودروى بنز خود را روبروى در پاركينگ خانه اش در خيابان ظفر متوقف كرد و از آن پياده شد.هنوز به در نزديك نشده بود كه مردى با چاقو به سمت او حمله كرد و پس از وارد آوردن ضرباتى به سر و صورت و دستان مرد پولدار فقط توانست ساعت مچى وى را به سرقت ببرد و بدون دزديدن خودروى بنز پا به فرار گذاشت.
پليس گروگان ۶۰ ساله را آزاد كرد
مأموران انتظامى زاهدان پس از گذشت ۳۶ روز، گروگان۶۰ ساله را از چنگال گروگانگيران نجات دادند. عصر روز ۲۴ اسفند ماه سال گذشته مردى به نام «غلام حسين » ۶۰ ساله از سوى چند قاچاقچى مواد مخدر به گروگان گرفته شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |