يدالله ثمره، متولد ،۱۳۱۱ كرمان
دكتراى زبان و ادبيات فارسى از دانشگاه تهران ۱۳۴۰
دكتراى زبان شناسى عمومى با تخصص آواشناسى و واج شناسى از دانشگاه لندن ۱۹۶۸
عضويت در هيأت علمى دانشگاه تهران ۱۳۴۷
استاديار، دانشيار و استاد دانشگاه تهران طى سالهاى ۱۳۶۹ - ۱۳۵۰
مدير گروه زبان شناسى دانشكده ادبيات دانشگاه تهران ۷۵ - ۱۳۷۰
مدير پژوهشگاه گويش شناسى فرهنگستان زبان و ادب فارسى ۵۴ - ۱۳۵۱
مدير گروه علوم انسانى انستيتو علوم بيمارستانى ۵۷ - ۱۳۵۲
دريافت لوح تقدير كتاب برگزيده سال ۱۳۶۶
عضو دائمى انجمن آواشناسى بين المللى IPA
يكى از مؤسسين اصلى آزمايشگاه زبان دانشكده ادبيات دانشگاه تهران
برخى از تأليفات وى عبارتند از: تدوين بخشى از حرف «ه» مجلدات ۷۵ تا ۱۰۴
آواشناسى زبان فارسى، آموزش زبان فارسى (۵جلد) (اين كتاب تاكنون به زبانهاى فرانسه، آلمانى، روسى، اسپانيايى، تركى استانبولى، هندى و... ترجمه شده است)، دريچه اى به زبان فارسى، راهنماى زبان فارسى و...
يدالله ثمره در نهايت شور و شوق و علاقه «مشغول تدريس و كار دانشگاهى » بود كه ناگهان حكم بازنشستگى به دستش رسيد. خودش مى گويد: «يادم هست كه وسط ترم بود و من داشتم براى رفتن به سر كلاس آماده مى شدم كه حكم بازنشستگى ام را توى صندوقچه ام ديدم. بعد رفتم سر كلاس و حكم بازنشستگى را براى دانشجويانم خواندم و ديدم كه همه تعجب كرده اند.» با اين همه و با اين كه از آن تاريخ قريب ۸ سال مى گذرد بازهم همچنان يدالله ثمره زبانشناس خبره و معروف كه بيش از ۳۰ سال سابقه تدريس در دانشكده ادبيات فارسى دانشگاه تهران را دارد همچنان به كار تدريس عشق مى ورزد و خودش مى گويد: «حتى آرزو دارم كه در راه دانشگاه بيفتم و بميرم و نه بر اثر بيمارى در رختخواب ».
با اين حال يدالله ثمره حالا گرفتار بيمارى است و گرچه سرحال با همه حال و احوال مى كند اما از ته صدايش مى توان غم دورى از كلاس و درس و فحص را شنيد. تعجبى هم ندارد. چرا كه او هنوز عاشق است. مثل روز اول تدريسش. هنوز هم با دانشجويان سى سال پيش خود رابطه دوستى و رفاقت دارد. دانشجويانى كه حالا هر كدام براى خود استادند و كار تأليف و ترجمه مى كنند.
گرچه ثمره ۳۰ سال عمر خود را صرف تدريس و تأليف و ترجمه و پژوهش كرده است اما وقتى از او درباره بازنشستگى مى پرسى از روى درددل مى گويد: «پس از آنكه بازنشسته شدم تا امروز كه در حضور شما هستم ، هنوز يك نفر از دانشكده ادبيات به من نگفته خسته نباشيد. اين براى من بسيار تعجب آور است. انگار من اصلاً در دانشكده ادبيات وجودخارجى نداشته ام.»
او حق دارد از بعضى رفتارهايى كه به ناحق درباره اش انجام داده اند دلگير باشد. گرچه اصرارى بر اين گله مندى ها ندارد اما كيست كه نداند همين يدالله ثمره چه زحمات فراوانى براى همين دانشكده ادبيات دانشگاه تهران كشيده است؟ كيست كه نداند او اولين مدير گروه زبان شناسى همگانى بوده است و در مدت ۵ سال مسؤوليتش ، گروه تحت امرش را مبدل به گروهى فعال و بسيار بانشاط كرده است و در طى اين مدت، چقدر زحمت براى زبان شناسى كشيده است؟ كيست كه نداند همين يدالله ثمره بود كه گروه زبان شناسى را از گروه فرهنگ و زبان هاى باستانى جدا كرد؟
قصه ثمره را از آخر شروع كردم كه به نامرادى هايى كه در حقش كرده ايم بيشتر واقف شويم. شايد خيلى از ما نام انجمن زبان شناسى به گوشمان رسيده باشد و باز با اين حال خيلى از ما هم ندانيم كه مؤسس اين انجمن در سال ۱۳۸۱ يدالله ثمره بود و همين كارش باعث شد تا بسيارى از زبان شناسان و دانشجويان زبان شناسى مأواى مناسبى را براى كار و پژوهش بيابند و حالا اين انجمن «كانونى است براى فعاليت هاى علمى و صنفى زبان شناسان.»
زبان شناسى در سالهاى اخير در ايران رفته رفته از گمنامى به در مى آيد و اين همه را شايد مرهون زحمات كسانى چون يدالله ثمره باشد. چه او معتقد است: «كلاس هاى زبان شناسى نمى توانند تمام موضوع ها و شاخه هاى زبان شناسى را پوشش دهند. مثلاً بارها ديده ام كه دانشجويان دوره فوق ليسانس، يا حتى دكترى زبان شناسى ، گوش حساس و ورزيده اى براى تشخيص تفاوت هاى جزيى صدا ندارند. طبيعى است كه چنين افرادى نمى توانند روى گويش ها و لهجه هاى ايرانى كار كنند. در زمينه هاى ديگر نيز با اين فقر دانش و اطلاعات مواجهيم.»
يدالله ثمره متولد دهم ارديبهشت سال ۱۳۱۱ در شهر كرمان است. او در يك خانواده فرهنگى متولد شده است و دوره دبستان را شاگرد پدر و مادر خود بوده و در دبستان بدر سيرجان تحصيل كرده است. مى گويد:« پدر و مادرم، هردو ، معلم بودند و من تحصيلات اوليه ام را در خانواده پيش پدر ومادر شروع كردم و سپس در مدرسه اين دونفر تحصيلات ابتدايى را به پايان رساندم. پدرم مدير مدرسه بود و مادرم هم معلم همان مدرسه. بنابراين، اولين معلمان من پدر و مادرم بودند. قبل از اينكه به مدرسه بروم، پدرم قرآن و مقدارى تعليمات مذهبى به من آموخت. من شش سال ابتدايى را در مدرسه پدرم به پايان رساندم. مدتى از دوره تحصيلات ابتدايى را در كرمان گذراندم و بعد از انتقال پدرم به يكى از مدارس سيرجان ،كه به مديريت آن مدرسه رسيد، منتقل شدم و تا ششم ابتدايى را در آن مدرسه بودم.»
ثمره تحصيلات متوسطه اش را در دانشسراى مقدماتى كرمان به پايان مى رساند و در مهرماه ۱۳۲۹ به عنوان آموزگار پايه يك به خدمت وزارت فرهنگ آن زمان درمى آيد. يكى دو سال بعد ، ديپلم كامل متوسطه در رشته ادبى را اخذ و چندسالى در وزارت فرهنگ كرمان تدريس مى كند.
او در سال ۱۳۳۶ به تهران مى آيد و در كنكور دانشگاه تهران در سه رشته ادبيات فارسى، باستان شناسى و حقوق شركت مى كند و در هر سه رشته قبول مى شود و از بين آنها ادبيات فارسى را برمى گزيند. در سال ۱۳۳۹ با رتبه اول ، از دانشكده ادبيات ليسانس ادبيات فارسى گرفته و بلافاصله وارد دوره دكتراى ادبيات فارسى مى شود و حدود دو سال ونيم در اين دوره تحصيل مى كند.
در اواسط سال ،۱۳۴۱ از طرف دولت ايران بورس تحصيلى شاگرد اولى دريافت مى كند و عازم انگلستان مى شود و در دانشگاه لندن به تحصيل زبان شناسى مى پردازد و در سال ۱۳۴۷ با درجه دكترا از دانشگاه لندن فارغ التحصيل مى شود.
ثمره در خصوص انگيزه اش از انتخاب زبان شناسى آن هم در سالهايى كه در نظام آموزش عالى ما چيزى به اين عنوان اصلاً وجود نداشت مى گويد: «ما در دوره ليسانس دو يا سه درس با محتواى زبان شناختى داشتيم. چند تا از اين درسها به زبان شناسى و زبان هاى باستانى مثل پهلوى ، فارسى باستان و اوستا و نيز ساختمان اين زبانها مربوط مى شد. يكى دو درس هم به زبان شناسى نوين مربوط مى شد، مثل تاريخ زبان و دستور زبان و غيره كه اينها جزو دروس ادبيات بود و با عنوان رشته زبان شناسى تدريس نمى شد. استادان اين دروس هم بعضى مانند مرحوم پورداود و مرحوم صادق كيا، زبان هاى باستانى را درس مى دادند و بعضى مثل مرحوم خانلرى و مرحوم مقدم مطالبى به اسم زبان شناسى جديد تدريس مى كردند. البته چيزهايى كه آنها درس مى دادند با اين زبان شناسى كه امروز مى شناسيم تا حدودى فرق داشت و آميزه اى بود از زبان شناسى باستانى و جديد... يادم هست وقتى كه از استادهايم خداحافظى مى كردم كه بروم خارج ، بعضى ها به من سفارش مى كردند كه زبان شناسى بخوانم. از ميان اين افراد، به خصوص بايد از دكتر مقدم ، خانلرى و كيا يادكنم كه مرا خيلى تشويق مى كردند. آنها معتقد بودند چون ما متخصص زبان شناسى نداريم و اين رشته در آينده مطمئناً در ايران تأسيس خواهد شد براى تدريس آن به متخصص و مدرس نياز داريم. اين بود كه وقتى به انگليس رفتم، تا حدودى با زبان شناسى آشنايى داشتم.» البته ثمره اعتراف مى كندكه در همان لندن هم وسوسه رشته هاى ديگرى را در سر مى پرورانده اما به دليل سابقه علاقه اى كه به اين رشته داشته است (او بين سالهاى ۳۸ تا ۳۹ حرف «هـ» لغتنامه دهخدا را نوشته و همكارى هايى هم در تأليف فرهنگ معين داشته است) و همين سابقه موجب مى شود تا نهايتاً رشته زبان شناسى را دنبال كند. حتى وقتى سابقه اش را در اين خصوص با مسؤولان دانشگاه لندن در ميان مى گذارد در كتابخانه دانشگاه كتابهايش را ديدند و پسنديدند و او را به عنوان كسى كه در زبان شناسى كار كرده براى دوره فوق ليسانس پذيرفتند.
او درباره خاطراتش از لندن و تحصيل در آنجا مى گويد: «يادم هست كه وقتى وارد دانشگاه شدم، تا مدتى، حداقل شش ماه، همه چيز برايم سير و سياحت بود و تازگى داشت چون با آن سيستم دانشگاهى كاملاً بيگانه بودم. از رفتار استادها گرفته تا طرز حرف زدن آنها با دانشجو، طرز رفتارشان، معاشرت شان با دانشجوها، تجهيزات كتابخانه ها، آزمايشگاهها و امثال اينها همگى برايم تازگى داشت.»
ثمره دوره فوق ليسانس خود را در دانشگاه لندن سپرى مى كند و در سال ۱۹۶۸ درجه دكتراى خود را در رشته زبان شناسى عمومى با تخصص در آواشناسى و واج شناسى و نيز ديپلم تخصصى IPA دريافت مى كند.
او در سال۱۳۴۷ عضو هيأت علمى دانشگاه تهران مى شود و در سالهاى ،۱۳۵۰ ۱۳۶۰ و ۱۳۶۹ به درجه استاديار، دانشيار و استاد نايل مى گردد. يكى از زمينه هاى مورد علاقه ثمره آموزش زبان فارسى به خارجيان است و در اين زمينه هم خيلى كار كرده است. چنانچه پيش از انقلاب كتاب «آموزش زبان محاوره اى به خارجيان» را تأليف مى كند و بعد از آن هم پنج جلد «آزفا» را براى وزارت ارشاد مى نويسد كه چاپ سوم آن را انتشارات الهدى منتشر مى كند. اين كتاب به شدت مورد استقبال قرار مى گيرد و موجب به وجود آمدن «يك روش و متدلوژى تازه در آموزش زبان فارسى به خارجيان» مى گردد كه به متد «آزفا» معروف مى شود.
جالب اينجاست كه كتاب فوق در سراسر دنيا تدريس مى شود و تاكنون به بيست زبان ترجمه و چاپ مى شود. در ايران هم در دانشگاه بين المللى امام خمينى و نيز مركز بين المللى آموزش زبان فارسى در تهران تدريس مى شود.
علاوه بر اين ثمره دو جلد كتاب ديگر هم براى دانشجويان قزاقى زبان دانشگاههاى قزاقستان مى نويسد كه تحت عنوان دريچه اى به زبان فارسى و «راهنماى زبان فارسى» به چاپ مى رسد. او قصد دارد كتابهاى ديگرى هم براى گويندگان زبانهاى ديگر بنويسد. مثلاً براى زبان اردو، خودش مى گويد: اگر عمرى باشد خيال دارم كارى را كه در زمينه آواشناسى كرده ام و يك جلد آن درآمده است به پايان برسانم. من مى خواستم يك دوره كامل آواشناسى براى زبان فارسى بنويسم كه جلد اول آن همان آواشناسى زبان فارسى چاپ مركز نشر دانشگاهى است. جلد دوم آن فرايندهاى آوايى در زبان فارسى است. جلد سوم اين كتاب ويژگى هاى آكوستيكى صداهاى زبان فارسى و مطالعات آزمايشگاهى است.
براى علم زبان شناسى كه تازه تأسيس و جوان به نظر مى رسد، شايد سى چهل سال دوره طولانى نباشد، اما هيچ كس نيست كه معترف به خدمات شايان و زحمات بى دريغ يدالله ثمره براى اين رشته جديدالتأسيس نباشد. خودش درباره زبان شناسى مى گويد: «زبان شناسى از ابتداى پيدايش تا امروز در مسير رشد بوده است. زبان شناسى فارسى در مسير تكامل بوده است. به طور كلى اولين هدف زبان شناسى در ايران اين بودكه به زبان فارسى و زبان شناسى زبان فارسى خدمت كند. در اين راهكارهاى زيادى صورت گرفته و مقالات و كتابهاى نسبتاً قابل توجهى نوشته شده است.»
در واقع ثمره، ثمره تلاش افرادى چون دكتر باطنى و دكتر ميلانيان را به آن حد از رشد مى رساند كه حالا زبان شناسى به عنوان يك رشته مستقل مطرح است از كارهاى مهم او در اين رشته گسترش حيطه «آواشناسى»، «زبان فارسى» و «واج شناسى» و ساختمان هجايى زبان فارسى است. او در آواشناسى و واج شناسى، گويش ها موردنظرش بوده است و علاوه بر اين هدف اصلى اش تربيت نيروهاى خلاق جهت گسترش اين رشته بوده است.
از همين رو مى گويد: «الآن ۹۰درصد افرادى كه در دانشگاههاى مختلف زبان شناسى درس مى دهند، يا پرورش يافتگان داخل هستند يا لااقل فوق ليسانس خود را در اينجا گرفته اند و براى گرفتن دكترا به خارج رفته اند. مثلاً دكتر سيمين كريمى فوق ليسانس خود را همين جا گرفت. دكترايش را همين جا تا حد رساله گرفت و بعد رفت خارج و رساله اش را در آنجا نوشت و دكترايش را از آنجا گرفت و حالا هم در دانشگاههاى آمريكا درس مى دهد.»
و البته شاگردان ديگرى چون دكتر حسن پوراقدم كه مشغول تدريس در آمريكاست، يا چند نفر ديگر از دانشجويانش كه حالا در دانشگاههاى انگليس تدريس مى كنند ثمره سالها تلاش و كوشش يدالله ثمره است. تلاش پرثمر يدالله ثمره در عرصه زبان شناسى، مطلبى نيست كه بتوان آن را در چند خط و پاراگراف خلاصه كرد. من به نوبه خودم قبل از پايان اين نوشته از خداوند طول عمر و سلامت او را مسألت دارم. امثال ثمره در اين سرزمين چون درناهايى هستند در اقيانوس كه هر چندصدسال يك بار كشف مى شوند!