جمعه ۲ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Fri, Apr 22, 2005
هنر (گزارش اصلى)
۳۱۱۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
شما افسانه ايد
در اين كه ميان آل پاچينو و رابرت دنيرو كدام يك بزرگترين بازيگر مرد معاصر تاريخ سينماست بحث هاى فراوانى وجود دارد اما آنچه مسلم است گزيده كارى و پيش گرفتن روشى متفاوت توسط پاچينوست. اگر دنيرو از نيمه هاى دهه نود سعى فراوانى كرد تا چهره اى محبوب باشد و با بازى در كمدى هاى گيشه اى، خود را تا سطح يك بازيگر پركار پايين كشيد، پاچينو كم كارى هميشگى اش را كه معمولاً سالى يك فيلم را دارد، ادامه داد و ثابت كرد كه حتى در بدترين انتخاب هايش چون «تالار شهر» هم يك نفره مى تواند فيلم را سرپا نگاه دارد. ضمن اينكه اين هوشمندى را هم دارد تا در جايى كه مى داند چندان موفق نيست، خيلى حضور نداشته باشد. كناره گيرى از كارگردانى پس از فيلم نه چندان موفق در جست و جوى ريچارد نشان
از همين مسأله دارد.
ستاره مهم ترين فيلم هاى سه دهه اخير در دوشنبه پيش رو، شصت و پنج سالگى اش را جشن مى گيرد. بازيگرى كه شرح حال نويسان آمريكايى و حتى بخش گسترده اى از بدنه سينما، او را افسانه بازيگرى يا يك اسطوره مى دانند. آخرين فيلمش تاجر ونيزى سال گذشته در جشنواره هاى سينمايى حضور پررنگى داشت و پس از آن، او براى بازى در دو فيلم قرارداد بست كه هردو، تا پاييز امسال روى پرده مى روند. ..
در شصت و پنج سالگى اسطوره سينم
شما افسانه ايد
آقاى پاچينو!
در اين كه ميان آل پاچينو و رابرت دنيرو كدام يك بزرگترين بازيگر مرد معاصر تاريخ سينماست بحث هاى فراوانى وجود دارد اما آنچه مسلم است گزيده كارى و پيش گرفتن روشى متفاوت توسط پاچينوست. اگر دنيرو از نيمه هاى دهه نود سعى فراوانى كرد تا چهره اى محبوب باشد و با بازى در كمدى هاى گيشه اى، خود را تا سطح يك بازيگر پركار پايين كشيد، پاچينو كم كارى هميشگى اش را كه معمولاً سالى يك فيلم را دارد، ادامه داد و ثابت كرد كه حتى در بدترين انتخاب هايش چون «تالار شهر» هم يك نفره مى تواند فيلم را سرپا نگاه دارد. ضمن اينكه اين هوشمندى را هم دارد تا در جايى كه مى داند چندان موفق نيست، خيلى حضور نداشته باشد. كناره گيرى از كارگردانى پس از فيلم نه چندان موفق در جست و جوى ريچارد نشان
از همين مسأله دارد.
ستاره مهم ترين فيلم هاى سه دهه اخير در دوشنبه پيش رو، شصت و پنج سالگى اش را جشن مى گيرد. بازيگرى كه شرح حال نويسان آمريكايى و حتى بخش گسترده اى از بدنه سينما، او را افسانه بازيگرى يا يك اسطوره مى دانند. آخرين فيلمش تاجر ونيزى سال گذشته در جشنواره هاى سينمايى حضور پررنگى داشت و پس از آن، او براى بازى در دو فيلم قرارداد بست كه هردو، تا پاييز امسال روى پرده مى روند. ..
208314.jpg
آلفردو جيمز پاچينو در ۲۵آوريل ۱۹۴۰ به دنيا آمد. در همان كودكى پدر و مادرش از هم جدا شدند و نزد خانواده مادرى اش بزرگ شد. سرگرمى كودكى اش تقليد صدا و تكرار بازى هنرپيشگان بزرگ در فيلم هايى بود كه روى پرده مى ديد. علاقه چندانى به تحصيلات آكادميك نداشت، براى همين در ۱۷ سالگى دبيرستان هنرهاى نمايشى منهتن را رها كرد و شغل هايى مختلف را تجربه كرد؛ هرچند علاقه اش يعنى بازيگرى را به شكل آماتورى و در اجراهاى محلى دنبال كرد.
پس از مرگ مادر تصميم گرفت تا تمام وقت خود را صرف نمايش كند و بالاخره موفق شد در مدرسه «هربرت برگهاف» زير نظر چارلز لاتن آموزش ببيند. او مهارت هايش را تقويت كرد تا اينكه توانست در نمايش«كافه سينو» نقشى را به عهده بگيرد و با تلاش بسيار موفق شد وارد«اكتورز استوديو» شود. و اين بار از«لى استراسبرگ» درس هاى فراوانى گرفت و با بازى در نقش كوچكى، در نمايش«آياببر كراوات مى زند؟» بار ديگر خوش درخشيد. پس از يك سال كار كردن، توانست جايزه ابى را براى نمايش«سرخ پوستى كه برانكس را مى خواهد» از آنِ خود كند.
بازى اش در فيلم بعدى يعنى«وحشت در نيدل پارك» توجه فرانسيس فوردكوپولا را به خود جلب كرد، كسى كه با وجود مخالفت هاى تهيه كننده و استوديو، او را براى نقش مايكل كورلئونه در«پدر خوانده» انتخاب كرد. بازيگران ديگرى هم مثل جك نيكلسون، كلينت ايستوود و بسيارى ديگر براى اين نقش كانديدا شده  بودند اما نظر كوپولا فقط روى پاچينو بود. در تمام مدت فيلمبردارى اين ترس در او وجود داشت كه هر لحظه، ممكن است كنار گذاشته شود.
نقش مايكل، بسيار ظريف و دوگانه بود كه پاچينو با بازى خودجوش و تلاش زياد به خوبى از عهده آن برآمد و با اين نقش ماندگار شد. مطمئناً كمتر كسى مى توانست اين گونه، نقش را به سامان برساند. بازى در اين فيلم، به خصوص هم بازى بودن با مارلون براندو، درس بزرگى براى تمام زندگى هنرى او بود. اين نقش نامزدى اسكار را برايش به ارمغان آورد.
208212.jpg
او با فيلم«سرپيكو»، كه تجربه اى متفاوت بود، كارش را ادامه داد. تا اينكه براى«پدر خوانده (۲)» دعوت شد و باز هم براى هر دو فيلم سرپيكو و پدر خوانده(۲) نامزد دريافت جايزه شد. بعد از آن در فيلم«بعدظهر سگى» بازى كرد. در دهه نود كارگردانى را هم با در جست وجوى ريچارد آزمود كه چندان موفق نبود.
در پايان دهه دستمزدش به بالاى ده ميليون دلار براى هر فيلم رسيد. او تنها بازيگر مردى است كه در طول سال، هم براى بهترين بازيگر نقش اول و هم براى بهترين بازيگر نقش دوم، نامزد دريافت جايزه شده  است. پاچينو از معدود بازيگران هاليوودى است كه هرگز ازدواج نكرده است. پاچينو در متفاوت ترين بازى هايش، كاريزمايى با خود دارد كه جذب كننده است و همين، از پاچينو ستاره اى را ساخته كه بيوگرافى نويسان هاليوودى بر او نام افسانه را نهاده اند.
در شصت و پنج سالگى اسطوره سينم
شما افسانه ايد آقاى پاچينو!
208197.jpg
خسرو نقيبى
در اين كه ميان آل پاچينو و رابرت دنيرو كدام يك بزرگترين بازيگر مرد معاصر تاريخ سينماست بحث هاى فراوانى وجود دارد اما آنچه مسلم است گزيده كارى و پيش گرفتن روشى متفاوت توسط پاچينوست. اگر دنيرو از نيمه هاى دهه نود سعى فراوانى كرد تا چهره اى محبوب باشد و با بازى در كمدى هاى گيشه اى، خود را تا سطح يك بازيگر پركار پايين كشيد، پاچينو كم كارى هميشگى اش را كه معمولاً سالى يك فيلم را دارد، ادامه داد و ثابت كرد كه حتى در بدترين انتخاب هايش چون تالار شهر هم يك نفره مى تواند فيلم را سرپا نگاه دارد. ضمن اينكه اين هوشمندى را هم دارد تا در جايى كه مى داند چندان موفق نيست، خيلى حضور نداشته باشد. كناره گيرى از كارگردانى پس از فيلم نه چندان موفق در جست و جوى ريچارد نشان از همين مسأله دارد.
ستاره مهم ترين فيلم هاى سه دهه اخير در دوشنبه پيش رو، تولد شصت و پنج سالگى اش را جشن مى گيرد. بازيگرى كه شرح حال نويسان آمريكايى و حتى بخش گسترده اى از بدنه سينما، او را افسانه بازيگرى يا يك اسطوره مى دانند. آخرين فيلمش تاجر ونيزى سال گذشته در جشنواره هاى سينمايى حضور پررنگى داشت و پس از آن، او براى بازى در دو فيلم قرارداد بست كه هردو، تا پاييز امسال روى پرده مى روند.
آنچه به مناسبت شصت و پنج سالگى افسانه هاليوود پيش رو داريد، شامل يك گفت و گوى بلند است كه از چند منبع مختلف گزينش شده و يك نگاه كلى به كارنامه پاچينو كه تا حدى مى تواند تصويرى از اين سال هاى حضور در آمريكا ارائه دهد. پاچينو چند ماه پيش به عنوان ايفاگر نقش مهم ترين كاراكتر گانگستر تاريخ سينما نيز انتخاب شد. هرچه باشد، او بخش مهمى از موقعيت امروزش را مرهون مايكل كورلئونه مجموعه فيلم هاى پدرخوانده و البته اعتماد فرانسيس فورد كوپولاى بزرگ براى انتخاب نامتعارفش است.

استقبال از تاجرونيزى تا همين حالا هم خيلى ها را متعجب كرده است؟
انتظار ديگرى وجود نداشت. اين يك اجراى مدرن از يك متن كلاسيك پر از جاذبه هاى نمايشى است. از همان ابتدا هم مى شد حدس زد كه قرار است چه چيزى روى پرده بيايد.
آل پاچينو فكر مى كند غرور تا چه حد براى يك بازيگر لازم است؟
فكر نمى كنم كه خودبزرگ بينى بخشى از بازيگرى باشد. شايد بهتر است غرور را تعريف كنيم. در هر شخصى كرامت و عزت نفس وجود دارد و نياز دارد كه مطرح شود يا اينكه نظر دهد. آنهايى كه بيهوده مغرورند، بازيگران خوبى نيستند. اين يك ويژگى است كه از نهانگاه زندگى اشخاص نشأت مى گيرد. بنابراين، به نظر من غرور، لزوماً منسوب به يك بازيگر حرفه اى نيست.
همين غرور نيست كه مى تواند كاراكترى چون مايكل را در پدرخوانده ها پيش ببرد؟ شما با اين نقش بدل به بزرگترين گانگستر تاريخ سينما شده ايد...
مايكل از بزرگترين خاطرات زندگى من است. كسى كه با او زندگى كرده ام. در مورد اين انتخاب هم فكر مى كنم ويژگى نقش است كه باعث شده من برگزيده شوم. آنچه مايكل را در پدرخوانده ها پيش مى برد اعتماد به نفش جادويى اوست و زمانى همه چيز را از دست مى دهد كه آن اعتماد به نفس از بين مى رود و مايكل به همه گذشته، شك مى كند.
آيا شما تجربيات و دانسته هاى شخصى خودتان را در ايفاى نقش به كار مى گيريد؟
بله، در هر كارى كه انجام بدهم از آن استفاده مى   كنم. شما به عنوان يك بازيگر در اصل خودتان را بازى مى كنيد. هر اسمى كه بخواهيد مى توانيد روى آن بگذاريد. البته، واقعاً اين كار بيشتر به طور ناخودآگاه صورت مى گيرد پس ممكن است خودتان متوجه نباشيد ولى براى اينكه به نقشتان نزديك شويد مجبوريد از تجربه خودتان استفاده كنيد. به همين دليل است كه سعى مى كنم در حرفه ام كمتر مصاحبه كنم و خودم را كمتر نشان دهم چون هميشه نگران هستم كه شخصيتم - هرچه كه باشد - بيش از حد نمايان شود و اين زودتر از ديده شدن بازى ام روى پرده اتفاق مى افتد. يك نقاش، چيزى را نقاشى مى كند كه يا آن را ديده و يا در ذهنش وجود دارد. بهتر است اينطور فكر كنيم كه من نقاشى را كشيده ام. مردم درباره من همراه آن نقاشى قضاوت مى كنند. بعضى آن تصوير را قبول دارند و بعضى آن را رد مى كنند ولى به هر حال تصويرى وجود دارد كه مى توانم خودم را پشتش پنهان كنم. فكر مى كنم هر كس براى انجام هركارى همين كار را مى كند.
آيا از اين موضوع آگاه هستيد كه به عنوان يك ستاره سينما، حالت مرعوب كننده اى را براى كسانى كه با آنها كار مى كنيد به همراه مى آوريد؟
واقعاً اين گونه فكر نمى كنم. من به كار نزديك مى شوم و آن را به همان روشى كه هميشه انجام داده ام، تمام مى كنم. اگر احساس كنم كه همكارانم چنين احساس  ترسى هنگام كار با من پيدا مى كنند شايد نتوانم بازى كنم چون كار ما، گروهى است. كاملاً مثل اين است كه ما يك اركستر باشيم كه بايد هماهنگ با هم ساز بزنيم. اگر يكى از اعضاى گروه احساس كند ديگران از او مى ترسند، نمى تواند به راحتى كارش را انجام دهد. مى توانم بفهمم كه اين چه احساسى است. وقتى با كسى كه تنها از طريق فيلم هايش مى شناسيد روبرو مى شويد چنين تصورى از او پيدا مى كنيد. اما در طول سال ها فهميدم بهتر است بگذاريم اين احساس برود چون بازيگرها، شخصاً آنگونه كه ما درباره شان فكر مى كنيم نيستند.
شما اغلب يك فرد افسانه اى خوانده  مى شويد؛ آيا اين عنوان را دوست داريد؟ وقتى مردم از شما به عنوان افسانه ياد مى كنند، چه عكس العملى نشان مى دهيد؟
خب، وقتى ديگران اينطور مى گويند من هم مجبورم بگويم: شايد مدتى آن طرف  ها بوده ام. اين تنها چيزى است كه مى توانم در پاسخ بگويم. اما به هر حال من خودم را با اين شرايط وفق داده ام.
چطور با زندگى در قالب يك بازيگر پرمشغله كه اغلب دور از خانه است، كنار مى آييد؟
همه فيلم هايى كه بازى مى كنم، زندگى خودم را به من يادآورى مى كنند. چيز فوق العاده اى كه در مورد سينما وجود دارد اين است كه هر بار با افراد جديدى آشنا مى شويد. بسيارى از بازيگران هم مثل من تصور مى كنند كه دور هم جمع شدن براى به ثمر رساندن يك فيلم مثل يك زندگى خانوادگى است.
چقدر سخت است كه نقشتان را از ميان فيلمنامه هاى پيشنهادى انتخاب كنيد و آنهايى را به مبارزه بطلبيد كه بيشتر از ديگر نقش ها شما را تحريك مى كنند؛ آيا اين نقش ها واقعاً با توانايى هاى شما مطابقت دارند؟
براى بيشتر بازيگرها اين امر غريزى است، يعنى هر نقشى كه شما را برايش انتخاب كنند. اما در كنارش، نكته اى در كار حرفه اى هست كه اگر آن را انجام دهيد و به آن بسيار توجه داشته باشيد، ديگران تمايل پيدا مى كنند تا بيشتر از شما استفاده كنند. البته گاهى اوقات هم در نقش مناسب خودتان از شما بهره نمى برند اگر چه ممكن است از اين تصور كه آنها خواستار شما هستند لذت ببريد و فكر كنيد كه از عهده هر نقشى بر مى آييد اما در اشتباه هستيد. شما مجبوريد وقتى مى خواهيد نقش را بپذيريد مراقب باشيد چون با اين شرايط كار را قبول مى كنيد اما با در نظر گرفتن اينكه اگر مشهور نبوديد ممكن بود براى نقش انتخاب نشويد. پس من هم مجبورم در اين مورد بسيار با احتياط عمل كنم.
همكارى با «مايكل مان» كارگردان مخمصه چطور بود؟
من تمركز او را حين انجام كار خيلى دوست دارم. همانطور كه بعضى ها به كلى بازيگرند، او هم تماماً كارگردان است. تقريباً مى توان گفت كه با غريزه اش فيلم مى سازد.
اين ويژگى به شما به عنوان يك بازيگر چه كمكى مى كند؟
در اين صورت شما احساس مى كنيد كه حمايت مى شويد؛ بنابراين به خودتان اجازه مى دهيد كه توانايى هاى خود را در اختيار او قرار دهيد تا او از آنها استفاده كند.
درباره بازيگرانى كه حاضرند كمتر از قابليت هاى واقعيشان مورد توجه قرار گيرند ولى در عوض پول بيشترى دريافت كنند چه نظرى داريد؟ اگر چه اين كار را براساس عقيده اى كه دارند انجام دهند، در صورتى كه بسيارى از بازيگران واقعاً مستعد، آن دستمزدهاى كلان را كنار مى گذارند...
صادقانه فكر مى كنم اين چيزها مربوط به شيوه اى است كه اين دوستان به كار مى گيرند. چيزى كه مردم از ما انتظار دارند كاركردن است. بسيارى از اين ستارگان بسيار خبره و بااستعداد هستند. آنها برنامه مشخصى را طراحى مى كنند تا بينندگان را مجبور كنند به سينما بيايند و آنها را ببينند. اين چيز خاصى است كه بايد تحسين شود و به آن ارزش داده شود. من مشوق بزرگ اين كار هستم.
آيا «صورت زخمى» نقطه اوج سينماى پاچينو است؟ يا اگر نه كدام فيلم موردعلاقه پاچينوى بزرگ است؟
صورت زخمى را دوست دارم. اما فيلم مورد علاقه من با بازى آل پاچينو، «راه كارليتو» است.
كارگردان بى خوابى - كريس نولان - گفت كه خوشحال است شما آن نقش را به عهده گرفتيد؛ چون شما شكل و شمايل يك شخصيت خشن را به خوبى مجسم مى كنيد، آيا با اين حرف موافقيد؟
به نظر من مواقعى وجود دارد كه احساس مى كنيد نقشى هست كه مردم دوست دارند و مى خواهند شما را در آن نوع نقش ها ببينند بنابراين شما هم ترجيح مى دهيد چنين نقشى را گاهى اوقات بازى كنيد اما من اساساً «بى خوابى» را به خاطر كريس نولان و نوع كارش بازى مى كردم. بنابراين، روش او براى نزديكى به هدف فيلم مهم ترين دليلى بود كه در اين كار بازى كردم. علاوه بر آن شخصيت خودم را در فيلم دوست دارم. شخصى مغرور؛ كسى كه هم خوب است و هم بد.
... و درباره كارگردانى چطور... «در جست و جوى ريچارد» را كار مهمى در كارنامه تان مى دانيد؟
خودم را يك كارگردان نمى دانم. اگر قرار باشد دوباره كارگردانى كنم، بايد چيزى باشد كه درباره آن احساسى قوى داشته باشم. چون كارگردانى يك نوع نگاه كلى به مسائل است كه من خيلى از آن برخوردار نيستم. اما چيز خوبى كه در مورد كارگردانى وجود دارد كنترل و مديريت داشتن بر عوامل است.
شيوه نزديك شدن شما به شخصيت نقشهايتان در طول سالها تجربه، چقدر تغيير كرده است؟
اوايل نياز داشتم كه تمام وقت در نقش فرو روم. بنابراين حتى زمانى كه منتظر شروع كار بودم در نقش خودم غرق بودم و اين كار خيلى برايم لازم بود. اما حالا مى توانم قبل از شروع كار با نقش خيلى درگير نشوم و اين درگيرى را پنج دقيقه قبل از شروع بازى، آغاز كنم اين توانايى چيزى است كه در طول سالها تجربه كسب كرده ام.
گزينه هاى سال هاى اخير چقدر براى پاچينو راضى كننده است؟ به نظر مى رسد او مجبور است ميان بد و بدتر انتخاب كند...
واقعاً چنين نيست. روزهايى هست كه سرصحنه فكر مى كنم همه چيز چقدر حرفه اى تر شده است. در فيلم كارآموز و در كنار كالين فارل كه حضورش را دوست دارم، روزهاى خوبى داشتيم و در تاجر ونيزى با يك گروه فوق العاده كار كردم. تاجر ونيزى ثابت كرد كه هنوز هم چيزهايى براى يادگرفتن وجود دارد.

ا


|   شناسنامه   |   آرشيو   |