|
|
|
|
|
وضعيت نگران كننده توليد زباله
|
|
|
|
نگاهى به فيلمسازى زنان در ايران
|
|
|
|
|
خدمت سربازى دانشجويان نمونه يك سال به تعويق افتاد
گروه اجتماعى - خدمت وظيفه عمومى دانشجويان نمونه يك سال به تعويق مى افتد. دكتر على محدث مديركل امور دانشجويان داخل وزارت علوم در گفت وگو با ايسنا گفت: درخواست معافيت سربازى دانشجويان نمونه پس از ارسال به ستاد فرماندهى كل نيروهاى مسلح، به شكل موردنظر وزارت مورد موافقت قرار نگرفت، با اين حال طى مصوبه ستاد كل نيروهاى مسلح با عنوان مقررات نحوه خدمت وظيفه فرهيختگان و نخبگان، تمهيدات و تسهيلات خاصى براى دانشجويان ويژه و نخبه در نظر گرفته شد كه بر اساس آن اين دانشجويان به دو گروه درجه يك و دو تقسيم شدند كه دانشجويان نمونه جزو دسته دوم قرار گرفتند. به گفته مدير كل امور دانشجويان داخل وزارت علوم، تعويق يكساله اعزام دانشجويان نمونه به خدمت نظام وظيفه، انتخاب مراكز خدمت در يكى از بخشهاى علمى ، تحقيقاتى، فرهنگى و ورزشى نيروهاى مسلح بر اساس نياز و در نهايت برخوردارى از يك ارتقاى حقوقى بالاتر از استحقاق برخى از اين تسهيلات و تمهيدات ويژه اين دسته از دانشجويان است. دكتر محدث خاطر نشان كرد: با اين حال هنوز كاركارشناسى در خصوص ارائه پيشنهاد معافيت از خدمت سربازى دانشجويان نمونه ادامه دارد.
|
|
|
|
|
مراكز رفاهى ادارات دولتى امسال تعطيل مى شوند
گروه اجتماعى- تمامى مراكز و اماكن اقامتى، رفاهى و مهمانسراهاى دستگاههاى اجرايى استانها در تهران و شهرستانهاى ديگر امسال تعطيل خواهند شد. «سيد ضرغام عبداللهى دامنه» مديركل دفتر سيستم ها و روش هاى سازمان مديريت و برنامه ريزى در گفت وگو با ايرنا افزود: براساس ماده ۱۴۵ قانون برنامه چهارم توسعه، اين مراكز و اماكن به صورت مزايده به افراد حقيقى و حقوقى فروخته مى شوند. وى گفت: ۵۰ درصد درآمد اين مراكز از محل فروش به خزانه دولت و مابقى نيز توسط دستگاههاى اجرايى هر استان در فصل عمرانى و طرحهاى نيمه تمام عمرانى آن دستگاه هزينه مى شود. عبداللهى افزود: براساس اين ماده از برنامه چهارم توسعه،كليه امور ورزشى، مهد كودك ها ، زايرسراها ، امور حمل و نقل و سلف سرويس و طبخ غذاى ادارات و ارگانهاى دولتى خريد خدمت و حذف خواهند شد. مديركل دفتر سيستم ها و روش هاى سازمان مديريت و برنامه ريزى تأكيدكرد: با حذف اين خدمات ، ارگانها و نهادها سرانه يارانه اى آنها را به صورت نقد به كارمندان پرداخت مى كند. عبداللهى به اجراى طرح «استاندارد حجمى» در كشور از امسال اشاره كرد و گفت: بر اساس اين روش و طرح ، فعاليت خدماتى اداره ها و ارگانها به صورت حجمى به بخش خصوصى واگذار مى شود. وى گفت: در اين طرح فعاليت خدماتى ادارات مانند نظافت ، نامه رسانى ، آبدارخانه، آشپزخانه و تايپ نامه از ارديبهشت ماه امسال به صورت حجمى صورت مى گيرد. وى گفت: اجراى اين استاندارد در تمامى ادارات به صورت مناقصه اى به بخش خصوصى واگذار مى شود و دولت در اين زمينه هيچ نقشى را نخواهد داشت. اين مسؤول سازمان مديريت و برنامه ريزى گفت: ميزان پرداختى براى فعاليت خدماتى نظافت و آشپزخانه بيمارستانها به صورت استانى و شرايط ويژه خواهد بود. مديركل دفتر سيستم ها و روش هاى سازمان مديريت و برنامه ريزى همچنين ، از اجراى طرح «استقلال مديريتى» هر اداره و ارگان در شهرستانها و استانها خبر داد و گفت: بر اساس اين طرح ، مديران و رؤساى ارگانها مجاز به خريد فعاليت هاى ادارى به صورت قيمت تمام شده هستند و مابه التفاوت آن را به صورت كمك در اختيار كارمندان ادارات و ارگانهاى خود قرار مى دهند. عبداللهى، افزود: اين طرح به منظور شايسته سالارى و پاسخگو كردن مديران و افزايش انگيزه كارمندان ادارى و جلوگيرى از رانت خوارى احتمالى در ادارات و ارگانها است. به گفته وى، در اين طرح مديران و دستگاههاى ادارى شهرستانها و استان ها بر اساس ضوابط استانى و شهرستانى فعاليت ها و عمليات ادارى را متناسب با منطقه خود انجام مى دهند و تمركز زدايى استانها و شهرستان از وزارتخانه ها، يكى از اهداف اين طرح است.
|
|
|
|
|
وضعيت نگران كننده توليد زباله
۵۴هكتار زمين؛ نياز سالانه تهران براى دفن زباله!
|
|
|
گروه اجتماعى - مهدى يساولى: با وجود ضعف نهادهاى متولى در جمع آورى زباله ها و مديريت پسماندها، افزايش ميزان توليد روزانه زباله ازسوى ايرانيان، همچنان مهمترين تهديد براى زندگى شهرى آنان به شمار مى آيد. براساس آمارهاى رسمى سازمان حفاظت محيط زيست، هر فرد ايرانى روزانه حدود ۸۰۰گرم زباله توليد مى كند كه اين رقم در تهران به ۹۰۰ تا هزار و ۵۰۰گرم مى رسد. اين ميزان توليد زباله كه با استانداردهاى جهانى همخوانى ندارد موجب شده ايران در مراتب پايين جداول بين المللى پايدارى محيط زيست قرار گيرد. بنابرگزارش هاى رسيده، طبق جدولى كه دانشگاههاى «ييل» و «كلمبيا» در گزارش مشتركى پيرامون ميزان پايدارى محيط زيست كشورهاى گوناگون انتشار داده اند، ايران در مرتبه بسيار پايينى قرارگرفته است. يكى از شاخص هاى مهم توجه به محيط زيست در اين گزارش، ميزان توليد و نوع برخورد با زباله است. همچنين بنابرگزارشى كه پژوهشگران دانشگاه پيام نور تهيه كرده اند، توليد روزانه ۰/۹ تا ۱/۵كيلوگرم زباله به ازاى هر نفر، يكى از معضلات شهر تهران در شرايط كنونى است. به گزارش «ايسنا» از آنجا كه تجمع و انباشته شدن زباله، محيط زندگى را آلوده و در نهايت غيرقابل سكونت مى كند، جمع آورى و دفن آنها جزو اصول و مبانى اساسى در ساختار مديريت شهرى است. بخشى از زباله ها در فرآيند طبيعى ازضريب تغيير پذيرى خوبى برخوردار بوده و به چرخه طبيعت وارد مى شوند، بخشى نيز در زمان طولانى در اين چرخه قرارمى گيرند، اما برخى زباله ها، خطرساز بوده و شناسايى و مديريت آنها اهميت ويژه اى دارد. براساس گزارش يادشده، باتوجه به اين كه زباله در زمان دفن به ۲۰درصد حجم اوليه خود كاهش مى يابد، هر مترمكعب زباله با ۴۵۰كيلوگرم به حجم ۰/۲مترمكعب تبديل خواهدشد. در اين صورت، دفن ۶هزار و ۵۰۰تن زباله در لايه اى به ضخامت ۲متر، به فضايى در حدود هزار و ۵۰۰مترمربع در روز نياز دارد كه اين مساحت در سال برابر با ۵۴هكتار است. اين پژوهشگران زباله را به عنوان يكى از معضلات مهم شهرهايى مانند تهران برشمرده اند كه با مقولاتى همچون نبود فرهنگ توليد كم و جداسازى زباله در ميان شهروندان ارتباط تنگاتنگى دارد. امروزه موج وسيع توليد زباله هاى گوناگون در شهرهاى بزرگ كشور، به مهمترين معضل مديريت شهرى بدل شده و در برخى موارد، نهادهاى مسؤول را به استيصال و درماندگى كشانده است. به نظر مى رسد وضعيت موجود، نتيجه و ثمره بى توجهى و سهل انگارى سازمانهاى شهرى و زيست محيطى مانند شهردارى و سازمان حفاظت محيط زيست در آگاه كردن شهروندان از عواقب خطرناك توليد بى رويه زباله، طى سالهاى گذشته است. پخش چند تيزر تلويزيونى در گستره محدود و ساعات كم بيننده و برگزارى برنامه هاى كليشه اى و نمايشى، عمده فعاليت هايى است كه تاكنون براى آگاهى بخشى به شهرنشينان انجام شده است. اين مسأله موجب شده برخى شهرها همچون تهران در برخى ساعات شبانه روز، زباله دانى به نظر آيند كه انسانها در آن زندگى مى كنند. همچنين، بار مالى طاقت فرسايى بردوش متوليان اين حوزه نهاده و نابودى بخشى از منابع ملى را موجب مى شود. استفاده از شيوه دفن زباله، در درازمدت، آلودگى ها را از طريق ريشه گياهان، بارديگر به چرخه طبيعت و زندگى انسان ها بازمى گرداند. بازيافت زباله نيز، مقوله اى است كه بتازگى جدى گرفته شده است. معاون محيط زيست انسانى سازمان حفاظت محيط زيست در گفت وگو با «ايلنا» اعلام كرد: هر فرد ايرانى روزانه حدود ۸۰۰گرم زباله توليد مى كند كه در مجموع، اين ميزان در شهر تهران به ۷ هزار تن در روز مى رسد. در گذشته از اين مقدار زباله فقط ۲۰۰تن در روز به كمپوست تبديل مى شد ولى با اقدامات مؤثر سازمان بازيافت شهردارى تهران، اين ميزان به۳هزارتن در روز رسيده است و در آينده اى نزديك به ۶ هزار تن در روز خواهدرسيد. «يوسف حجت» افزود: «همچنين شهردارى تهران، طر ح هاى مشتركى با بانك جهانى در دست مطالعه دارد كه با اجراى آن، مشكلات زيست محيطى ناشى از دفن در سالهاى گذشته كاهش يافته و از سال جارى از دفن زباله هاى تر توليدشده در تهران جلوگيرى مى شود.» < زباله هاى بيمارستان، همچنان مهمترين مشكل بررسى ميزان خطرزايى زباله هاى شهرى در كشور نشان مى دهد زباله هاى بيمارستانى از نظر حجم و نوع مواد، از مهمترين تهديدها عليه سلامت شهروندان به شمار مى آيند. براساس آمارها، روزانه ۷۰ تن زباله بيمارستانى در سراسر كشور توليد مى شود كه ۲۰ تا ۲۵درصد آنها، در زمره پسماندهاى ويژه اند. در بيمارستان ها حدود ۶۳۰ ماده شيميايى مورد استفاده قرارمى گيرد كه از اين تعداد، حدود ۳۰۰نوع غيرسمى، ۳۰۰نوع سمى و خطرناك و ۳۰نوع بى خطرند. سال گذشته مجلس، قانونى براى مديريت پسماندها تصويب كرد كه به موجب آن، توليدكنندگان پسماندهاى ويژه موظف شدند با بهينه سازى فرايند و بازيابى، پسماندهاى خود را به حداقل رسانده و در حد مجاز نگه دارند. براساس اين قانون، مسؤوليت مديريت و امحاى اين پسماندها و زباله ها برعهده توليدكننده آنها است. با اين وجود، گزارش هاى رسيده بيانگرآن است كه توليد اين پسماندها نه تنها كاهش نيافته، بلكه مراكز توليد كننده به ويژه بيمارستان ها اقدام چندانى براى مديريت آنها انجام نداده اند. مديران بسيارى از بيمارستان ها معتقدند اين وظيفه برعهده نهادهايى همچون شهردارى است. < همزيستى مسالمت آميز! وضعيت كنونى توليد، جمع آورى و بازيافت و مديريت زباله در كشورنشان دهنده تعامل منفى است كه ميان شهروندان و متوليان نهادهاى رسمى شكل گرفته است. شهرنشينان به ويژه در شهرهاى بزرگ در اين حوزه خود را به هيچ اصلى ملزم ندانسته و تا جايى كه مى توانند زباله توليد مى كنند، زيرا نه قوانين بازدارنده اى براى برخورد با آنان وجود دارد و نه به عواقب و پيامدهاى كارخويش آگاهند. مديريت شهرى نيز به اين نتيجه رسيده كه به جاى آگاه سازى مردم در يك پروسه درازمدت كه نتايج پايدارترى نيز خواهدداشت، هزينه فراوانى را براى دستيابى به شيوه هاى جديد جمع آورى، دفن و بازيافت زباله متقبل شود. < رؤيايى به نام زمين پاك! دوم ارديبهشت (۲۲آوريل) هر سال روزى است كه به «زمين پاك» شهرت يافته است. در اين روز، بسيارى از مردم جهان به پاكسازى محيط زيست خود پرداخته و شعار «زمين را حفظ كنند» سرمى دهند. در اين روز، همه به اين فكر مى افتند كه زمينى پاك و عارى از زباله و ديگر آلودگى ها داشته باشند، اما هيچگاه به اين نمى انديشند كه وضعيت كنونى، نتيجه بى قاعدگى زندگى خودشان است، آنچه امروز در بسيارى از كشورهاى دنيا نظير ايران ديده مى شود.
۲۸ارديبهشت؛ روز رياضيات و گراميداشت حكيم عمر خيام
گروه اجتماعى ـ انجمن رياضى ايران به منظور عمومى كردن رياضى به عنوان يكى از اركان توسعه علمى - صنعتى - فرهنگى كشور، روز ۲۸ ارديبهشت هر سال را كه روز تولد و گراميداشت حكيم عمر خيام نيز است، روز رياضيات نامگذارى كرده است. فعاليتهاى اين روز تداوم فعاليتهاى دهه رياضيات (اول تا دهم آبان ماه هر سال) است. با هدف افزايش اثر بخشى اين روز و برگزارى هرچه مؤثر تر آن، انجمن رياضى ايران انجام اين فعاليت ها را پيشنهاد كرده است: جشنواره هاى رياضى دانش آموزى، كارگاههاى آموزشى رياضى، مسابقات رياضى دانش آموزى و دانشجويى، مسابقات مقاله نويسى توصيفى، نمايشگاههاى رياضى، بازيهاى رياضى، گفت وشنودهاى رياضى، تجليل از نوآوران، تجليل از پيشكسوتان: دبيران و آموزگاران پيشكسوت و تجليل از دانشجويان و دانش آموزان موفق در رياضى.
|
|
|
|
|
نگاهى به فيلمسازى زنان در ايران
شهر زنان
|
|
|
على علائى در ميان آمار رو به فزونى فيلمسازان كشور چند فيلمساز زن حضور دارند كه عموماً فعاليت هايشان با وجود محدود بودن تعداد آنها نسبت به فيلمسازان مرد مورد توجه و مداقه قرار گرفته و همواره بستر نقد و بررسى آثارشان به واسطه جنسيت شان فراهم بوده است. اما آنچه بررسى سينماى فيلمسازان زن را متمايز مى كند متأسفانه نوع نگاهى است كه جنسيت شان را در تحليل ها و چرايى هاى آثارشان لحاظ مى كند . آيا همواره بايد در بررسى آثار فيلمسازان زن به دنبال مضامين، مفاهيم و ساختارهايى بود كه از زن بودن ايشان نشأت مى گيرد؟ يا اينكه به عنوان «فيلمساز» مدنظر قرار گيرند؟ آيا رويكردهاى شاعرانه ، احساساتى و لطيف اين فيلمسازان در ساخت يك فيلم ويژگى هايى است كه يك فيلمساز زن بايد از آنها اجتناب نكند؟ يا اينكه اين دورى جستن و تبرى را تا شرايط نزديك شدن به نگاهى كه واجد ارزش هاى هنرى و سينمايى باشد تقويت كند؟ چرا بايد توقع داشت يك فيلمساز زن ابعاد مطرح نشده و مهجور مانده زندگى بخش عمده اى از هم جنسانش را به تصوير بكشد و چرا همواره قبل از ديدن فيلمى از آثار اين فيلمسازان با يك پيش فرض چه به لحاظ شخصيت هاى محورى و چه به لحاظ رويكردهاى ساختارى و عمده كردن نقش زنان در بافت دراماتيك اثر روبرو هستيم. در هر صورت سينما سينماست و الزامات خود را دارد و فيلمساز زن هم يك فيلمساز است و موانع و تعهدات خود را به سينما دارد ضمن اينكه فيلمهاى موفق از رو حيات زنانه را فيلمسازان مرد ساخته اند (مثل سارا و ليلا). اما همواره در نقد و بررسى ها نگاه اول به جنسيت نويسنده و كارگردان وجود داشته و المان ها و ويژگى هاى ذكر شده از سوى ايشان در فيلم هاى ساخته زنان دنبال مى شده است و اين موضوع به خصوص درباره رخشان بنى اعتماد و تهمينه ميلانى چه از نظر گرايش اين دو به طرح مشكلات زنان و چه نوع نگاه منتقدانه ذكر شده بيشتر وجود دارد و اكثر اوقات چنين تصور مى رود كه حضور اين دو در پشت دوربين به عنوان يك زن فرياد زده مى شود . از سوى ديگر پوران درخشنده ، مرضيه برومند و فريال بهزاد نيز جنسيت شان در گرايش آنها به ساخت فيلم هايى كه در زمره سينماى كودك و نوجوان قرار مى گيرند و نيز مسائل جوانان كاملاً مشهود است . سابقه فيلمسازى زنان در سينماى ايران به سال ۱۳۳۵ مى رسد . درواقع در طى مدتى كه از آن به سينماى قبل از انقلاب ياد مى شود تنها ۲ فيلم وجود دارد كه توسط كارگردانان زن ساخته شده است . «مرجان» ساخته شهلا رياحى و «مريم و مانى» ساخته كبرى سعيدى (شهرزاد) دو فيلمى هستند كه كارگردانان آنها تنها يك بار به ساختن فيلم پرداختند. هجدهم شهريورماه سال ۱۳۳۵ دو سينماى ديانا و خورشيد نو در تهران شاهد نمايش فيلمى بود كه عنوان نخستين ساخته يك فيلمساز زن ايرانى را با خود به يدك مى كشيد «مرجان» نودمين ساخته سينماى ايران هر چند در تيتراژ بنا به دلايلى نام كارگردان را با خو د ندارد اما توسط شهلا رياحى كه تا پيش از آن به عنوان بازيگر مطرح تئاتر و سينماى ايران شناخته شده بود ساخته شد . شهلا رياحى متولد ۱۳۰۵ در سال ۱۳۲۳ كه بازى در تئاتر را با ايفاى نقش در نمايش هايى چون سياست هارون الرشيد، رومئو ژوليت ، باغ وحش شيشه اى ، دزد بغداد، عروسك سياه، خانم كامليا و ... آغاز كرده و ادامه داده بود از سال ۱۳۳۰ با بازى در فيلم خوابهاى طلايى ساخته معزالديوان فكرى كه استاد او در تئاتر محسوب مى شد فعاليت سينمايى اش را آغاز كرد و از اين دو تنى چند از بازيگران مطرح تئاتر آن دوره همچون مجيد محسنى و احمد قدكچيان و ايران دفترى نيز در اين فيلم بازى مى كردند . او پس از بازى در فيلم هايى چون گناهكار ، دختر چوپان ، بوسه مادر و ... پس از خواندن فيلمنامه مرجان نوشته دكتر منوچهر كميرام و محمد عاصمى در اواخر سال ۱۳۳۳ علاقه مند به تصوير كشيدن آن مى شود. «...اما دچار ترديد و دودلى بودم. با اين كه سال ها بود بازيگر بودم اما در كارگردانى سينما تجربه اى نداشتم و همين مسأله باعث شده بود كه براى شروع كار ، كمى دلهره و اضطراب و هيجان داشته باشم... داستان فيلم مرجان بسيار سنگين بود و به همين علت در آن سالها هيچ كدام از تهيه كننده ها زير بار ساختن اين فيلم نمى رفتند . به همين علت من به همراه يكى از دوستان خانوادگى خود، سرمايه گذارى بر روى فيلم را به عهده گرفتيم.» (مجله سينما سال ۱۳۷۳ شماره ۱۰۳ ص ۷) رياحى دكوپاژ فيلمبردارى و تدوين فيلم را به عهده احمد شيرازى گذاشت و محمد على جعفرى ، احمد قدكچيان ، رحيم روشنيان و خود او در نقش مرجان بازيگران فيلم بودند. مرجان بر اساس فيلمنامه اصلى ساخته شد اما با فروش خوبى مواجه نشد و ناگزير مجدداً صحنه هاى موزيكال به فيلم اضافه و خودكشى مرجان نيز از فيلم حذف شد . تغييرات اين چنينى و نيز برخورد منتقدين به مذاق شهلا رياحى خوش نيامد و او سرخورده از اين كار، كارگردانى را رها كرده و تصميم گرفت تنها به بازيگرى بپردازد . بنابر نوشته هاى مطبوعات آن دوره، همراهى و همكارى محمد على جعفرى و احترامى كه شهلا براى او قائل بود سبب شد تا در تيتراژ فيلم از معرفى خود به عنوان كارگردان امتناع كند . همين موضوع موجب كنايات و طعنه هايى در مطبوعات شد و ماشاء الله ناظريان كه از اعضاى انجمن منتقدان سينما و تئاتر بود در مطلبى كه در نشريه ستاره سينما شماره ۷۹ نوشت كاملاً به فيلم حمله كرد و بدون كارگردان بودن آن را به ريشخند گرفتند. به طورى كه شهلا ناگزير شد در جوابيه اى در قالب يك آگهى در نشريه دنياى جديد توضيحاتى را ارائه دهد . روزنامه اطلاعات نيز در شماره اول مهرماه ۱۳۳۵ فيلم را مورد انتقاد قرار داد. اما نشرياتى چون خواندنى ها، دنياى جديد، تهران مصور، پست تهران، بامشاد، آشفته و كيهان از فيلم تعريف كرده و آن را داراى نكات تازه، متمايز با ديگر فيلمهاى فارسى، موضوع خوب، بازيهاى خوب و كيفيت فيلمبردارى و صدابردارى بالا دانستند. اما مرجان در مجموع در اكران عمومى شكست خورد. كبرى سعيدى (شهرزاد) نيز كه سابقه بازيگرى در فيلمهايى چون قيصر، قلندر، تنگنا و طوقى را داشت و ۳كتاب شعر و قطعات ادبى نيز به چاپ رسانده بود فيلم مريم و مانى را براساس فيلمنامه اى از خودش ساخت و در مجموع پرونده فيلمسازى زنان در سينماى ايران پيش از انقلاب با همين ۲ مورد بسته شد. مرضيه برومند كه در پس از انقلاب با همكارى در ساخت «شهر موشها» كه براساس مجموعه عروسكى فوق «مدرسه موشها» ساخته شده بود، فعاليتش را آغاز كرده بود اساساً خاستگاه تلويزيونى داشته و به اين رسانه اعتقاد و علاقه جدى دارد. فيلمهاى بعدى او چون «الو الو من جوجوام» و «مرباى شيرين» نيز كه در فواصل سريال هاى تلويزيونى اش ساخته شده است نيز از فضاى عروسكى مفرح و فانتزى برخوردار است و به نظر مى آيد او ادعايى جز اين ندارد. اما رخشان بنى اعتماد كه با سابقه مستندسازى اجتماعى در تلويزيون همچون فرهنگ مصرف، مهاجرت و تمركز فعاليت در سينماى ايران را آغاز كرد، به واسطه نگاه جامعه شناسانه و مردم گرايانه اى كه از بابت مستندسازى به دست آورده است دغدغه هاى اجتماعى و غمخوارانه اش را نسبت به طيف هاى متنوع جامعه در يك شكل بندى سينمايى برخوردار از وجوه طنزآلود و نيز نگاه تلخ اجتماعى ارائه مى دهد. اما بسيار شكيبايى مى طلبيد تا تجربيات اوليه او با ساخت خارج از محدوده، زردقنارى و پول خارجى به فرجام اميدواركننده اى چون نرگس و در ادامه به روسرى آبى، بانوى ارديبهشت و زير پوست شهر برسد. چرا كه بنى اعتماد در ابتدا مضمون گرايى بر آثارش غالب بوده و به واسطه تأكيد زياد بر موضوع عموماً از اشكال بيانى قوام يافته غافل بود. او خود اين كه چرا آثار اوليه اش از دو ويژگى «اجتماعى» و «طنزآلود» برخوردارند را چنين توضيح مى دهد: «...سابقه كار من مستندسازى است. اصلاً نگاه من به سينما از اين نقطه شكل مى گيرد، هنوز هم كار مستند مرا به تمامى ارضا مى كند. معلوم است كه اگر در خلال اين ديدگاه، تجربه اى داستانى هم بخواهد اتفاق بيفتد، نمى تواند خارج از اين حيطه باشد... فكر مى كنم (طنز) براى تأثير بيشتر بر تماشاگر - حداقل در كشور ما - هم كه شده قالب بدى نيست» (فيلم شماره ۷۲ ص۴۸) او در خصوص تجربه ساخت خارج از محدوده عنوان داشته: «...تلاش عمده ام صرف نغلتيدن فيلم به سوى نگاهى بود تا مبادا مضمون تلخ آن از كف برود» (همان). در واقع اولويت اصلى براى بنى اعتماد همان رئاليسم اجتماعى است كه رفته رفته به يك سبك براى او تبديل شده است. او در سه فيلم اوليه اش طبقه متوسط جامعه را انتخاب كرده بود تا از بين رفتن فضايل اخلاقى شان را بر بستر مناسبات اجتماعى نشان دهد. اما از نرگس به بعد رفته رفته به احوالات و موقعيتهاى خاص پرسوناژهايش نزديك شد و فرديت در فيلمهايش نمود بيشترى يافت. تجربه مستندسازى او نيز سبب شد تا آدمهايش در اجتماع واقعى و براساس مناسبات درست تصوير شوند. تهمينه ميلانى اما دغدغه هايش طرح ديدگاههاى فمينيستى براساس تعاريف خودش است. فمينيسم ميلانى برابرى و عدالت در حقوق زنان درهر كدام از فعاليتها و حضور اجتماعى است نه نگاه زن سالارانه و از اين رو او به راحتى به اين دغدغه ها پرداخته و آنها را فرياد مى زند. از طرف ديگر او خود را مسؤول تصوير كردن شرايط همنسلانى مى داند كه در پى تغييرات سياسى و اجتماعى روند زندگى شان با مشكلاتى مواجه شده است. پس از بچه هاى طلاق و افسانه آه ضعف فيلمهايش در روايت و شخصيت پردازى جاى خود را به تسلطى نسبى داد كه دستاوردش ارتباط خوب با مخاطبين در فيلمهاى ديگه چه خبر، دو زن و نيمه پنهان بود. نگرانى هايى كه او در خصوص محيط زيست داشت با عرضه ضعيف در كاكادو به فراموشى ميلانى و فيلم منجر شد. ميلانى بسيار تأكيد دارد كه مفاهيمى چون قضاوت را در فيلمهاى اخيرش به نقد بكشد و تأثير آن را با رويكردى نسبى گرايانه بر آدمهاى فيلمش نشان دهد. اما در تجربه آخر او «زن زيادى» ، دادگاهى كه او در انتهاى فيلم مى سازد اجراى خوب يك سوم اوليه فيلم و ايجاد موقعيتهاى مناسب را تحت الشعاع قرار داد و شعارها و پرگويى ها منجر به كميك شدن بالاخص سكانس هاى پايانى فيلم مى شود. فريال بهزاد با گرايش به سينماى كودك و نوجوان و فضاى فانتزى ، كارش را با كاكلى و دره شاپرك ها آغاز كرد اما در ادامه با مرد نامريى، روزى كه خواستگار آمد و شور زندگى نتوانست گريزش را به سوژه ها وساختارهاى ديگر با موفقيت توأم كند. همين اتفاق در خصوص پوران درخشنده نيز افتاده بود. او كه با رابطه و بالاخص پرنده كوچك خوشبختى توانايى خود را در ساخت ملودرام سنجيده بود نتوانست در زمان از دست رفته و عبور از غبار به موفقيت قبلى دست پيدا كند و با عشق بدون مرز ضعيف ترين فيلمش را روانه پرده سينما كرد. اما در فيلم اخيرش شمعى در باد، با پرداختن به موضوع انحرافات جوانان و موفقيت نسبى اش در جذب مخاطب نشان داد كه بيشتر اهل فيلم ساختن است تا طرح دغدغه هايى كه از جنسيت اش نشأت مى گيرد. طى چند سال اخير گرايشات بازيگران زن به كارگردانى سينما قوت يافته است. نيكى كريمى با چند تجربه كوتاه و مستند با فيلم يك شب اولين تجربه بلند سينمايى خود را انجام داده و مهناز افضلى، پريسا شاهنده و پروانه معصومى نيز با تجربه ساخت فيلمهاى كوتاه داستانى و مستند قصد ورود به جرگه كارگردانها را دارند. منيژه حكمت كه فيلم موفق زندان زنان را ساخته است از تجربه دستيار و برنامه ريز و مديريت توليد به شكلى مردانه وارد طيف فيلمسازان شده است. تعدد فيلمسازان زن كه مايلند به شدت جدى گرفته شوند نشانى از فراهم بودن عرصه فعاليت براى آنان است و بحث تبعيض و بى عدالتى ديگر محلى از اعراب ندارد. اما آيا در سينماى آمريكا و يا هر كدام از كشورهاى اروپايى و يا هندى و يا... اين تعداد فيلمساز زن كه مطرح و موفق هم قلمداد شوند وجود دارد؟
|
|
|
|