شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sat, Apr 23, 2005
حوادث
۳۱۱۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
گزارش خبرنگاران «ايران» از جزئيات حادثه فرودگاه
• در اين حادثه يك پدر و دختر كشته شدند و سرنوشت آرين ۴ ساله
در پرده اى از ابهام است
• يك كارشناس در سازمان هواپيمايى كشورى علت حادثه را سالم نبودن پل «استاپ وى» فرودگاه مهرآباد عنوان كرد
• همه مجروحان حادثه هواپيماى مسافربرى به وسيله حدود ۶۰  آمبولانس اورژانس تهران براى درمان به بيمارستان هاى امام خمينى(ره)، لقمان الدوله، فياض بخش و رسول اكرم(ص) انتقال داده شدند
گزارش خبرنگاران «ايران» از جزئيات حادثه فرودگاه
فرودخطرناك در انتهاى باند مهرآباد
• در اين حادثه يك پدر و دختر كشته شدند و سرنوشت آرين ۴ ساله
در پرده اى از ابهام است
• يك كارشناس در سازمان هواپيمايى كشورى علت حادثه را سالم نبودن پل «استاپ وى» فرودگاه مهرآباد عنوان كرد
• همه مجروحان حادثه هواپيماى مسافربرى به وسيله حدود ۶۰  آمبولانس اورژانس تهران براى درمان به بيمارستان هاى امام خمينى(ره)، لقمان الدوله، فياض بخش و رسول اكرم(ص) انتقال داده شدند
گروه حوادث:

جزئيات فرود دلهره آور هواپيماى مسافربرى ساها در فرودگاه مهرآباد تهران در تحقيق از شاهدان حادثه روشن شد.در اين حادثه دلخراش هوايى، سه مسافر با سقوط در رودخانه كن ناپديد شده بودند كه پيكرهاى بى جان پدر و دخترى از آب بيرون كشيده شد و جست وجو براى يافتن كودك ۴ ساله هنوز نتيجه اى نداده است.ساعت ۲۲ و ۲۰ دقيقه شامگاه چهارشنبه ۳۱ فروردين ماه سال جارى وقتى خلبان هواپيماى بوئينگ ۷۰۷ پرواز شماره ۱۷۱ كيش - تهران از برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تهران اجازه فرود گرفت، هيچ كس تصور نمى كرد حادثه هولناكى رخ دهد.
به درخواست ميهمانداران همه مسافران كمربندها را بستند و از پنجره هاى كوچك هواپيما به نور چراغ هاى حاشيه باند خيره شدند كه ناگهان بدنه هواپيما قبل از اينكه چرخ هايش با باند تماسى داشته باشد تكان هاى شديدى خورد.
208437.jpg
پريسا اسداللهى مسافر ۱۷ ساله اين پرواز مى گويد: «همه چيز مرتب بود ميهمانداران نيز آرام بودند اما سرعت هواپيما در زمان فرود در باند خيلى زياد بود و مناسب با فرود نبود، وقتى هواپيما روى باند نشست مسافران لحظه اى آرام شدند اما لرزش هاى بدنه شدت گرفت تا اينكه با صداى هولناكى از حركت ايستاد.» ۱۵۷ مسافر هواپيما با وحشت چشم به ميهمانداران دوخته بودند و انتظار مى كشيدند صداى خلبان را بشنوند و هواپيما از حركت بايستد. سرعت هواپيما نشان مى داد كه خلبان قادر به كنترل آن نيست و هر لحظه به پايان باند فرودگاه نزديك مى شود.مدير فرودگاه مهرآباد مى گويد: «در تحقيق از خلبان روشن شده است كه وى هيچگونه كنترلى روى هواپيما نداشته و هواپيما امكان ترمز كردن را پيدا نكرده است، به همين دليل حركت هواپيما روى باند پروازى ادامه مى يابد تا اينكه به سمت راست انحراف پيدا كرده و به داخل رودخانه كن سقوط مى كند.وقتى ترمزهاى زمينى «راكبر» انتهاى باند نيزنمى تواند جلودار هواپيماى مسافربرى شود، هواپيما با پشت سر گذاشتن چند آلونك پيش ساخته روى پل رودخانه كن كه دو سمت فرودگاه را به يكديگر متصل مى كند مى رود وبا فروكش پل، هواپيما از ناحيه دماغه به داخل رودخانه كن سقوط مى كند.
208440.jpg
«پريسا اسداللهى» كه همراه نامزد و خواهران شوهرش مسافر اين هواپيما بود مى گويد: هواپيما قبل از اينكه با اصابت به بتون هاى پل رودخانه كن از حركت بايستد مانند زلزله مى لرزيد. زنان و بچه ها فرياد مى كشيدند، ميهمانداران همه را به آرامش دعوت مى كردند اما هيچ كس كنترل رفتارهاى خود را نداشت. شتاب توقف هواپيما و فرو رفتن دماغه آن در رودخانه كن با جرقه هاى بال چپ همراه شد و يكى از موتورها با اصابت به بتون از بال كنده شد، در حالى كه همه مسافران با كنده شدن صندلى ها و ريختن اثاثيه به سر و صورتشان فرياد مى زدند و هر كسى سعى داشت خود را نجات دهد. صداى ناهنجار موتورهاى هواپيما اين تصور را به وجود آورد كه هر لحظه امكان دارد انفجارى مهيب رخ دهد.همزمان با خاموش شدن سيستم هاى برقى هواپيما، مسافران به سمت درهاى اضطرارى هجوم آوردند و توانستند اين درها را باز كنند.محمد راسخ مقدم، پدر آرين ۴ ساله كه هنوز سرنوشت كودكش در رودخانه كن در هاله اى از ابهام است، مى گويد: «متأسفانه بالشتك هاى بادى درهاى اضطرارى عمل نكردند، سر در اضطرارى هواپيما در بخش هاى جلو، ميانه و عقب آن باز شد كسانى كه از در جلوى هواپيما بيرون پريدند دچار حادثه و جراحت بيشترى شدند و دو در اضطرارى ديگر هواپيما تلفات كمترى داشت.
مسافران سعى داشتند از خطر انفجار هواپيما فرار كنند، كودكان زير دست و پا گرفتار شده بودند، زنان باردار به گوشه اى پناه برده بودند و مردان سعى داشتند اعضاى خانواده خود را نجات دهند.
«پريسا اسداللهى» مى گويد: «چون نزديك در اضطرارى كه روى بال هواپيما باز مى شد نشسته بودم خودم را به بالاى بال رساندم و پايين پريدم، هنوز موتورهاى هواپيما روشن بودند و صدايى نزديك به انفجار داشتند، روى پل رودخانه كن يك گودى به وجود آمده بود كه يكى از خواهرشوهرانم داخل آن گودى افتاد و كم مانده بود غرق شود، همسرم با وجود اينكه بدون جراحت از هواپيما پياده شده بود در جريان نجات خواهرش و چند مسافر ديگر كه در حال غرق شدن بودند او نيز زخمى شد.مسافران يكى پس از ديگرى خود را از ارتفاع به پايين پرتاب مى كردند. در تاريكى شب برخى روى بتون ها مى افتادند، بعضى ها روى ميل گردهايى كه با فرو رفتن هواپيما از پل بيرون زده بود و برخى ديگرروى ماسه هايى كه سمت راست هواپيما ريخته شده بود.
هنوز صداى مهيب موتورهاى هواپيما خاموش نشده بود و مسافرانى كه توانسته بودند از هواپيما خارج شوند از تپه اى ماسه اى بالا مى رفتند و وحشتزده مى دويدند، برخى حتى درد ناشى از شكستگى مچ  هاى پاهايشان را فراموش كرده بودند و با به جا گذاشتن كفش هايشان به سمت ديگر تپه شنى مى دويدند.در سوى ديگر اين سانحه، تراژدى تلخى در حال رقم خوردن بود مسافرانى كه براى نجات خود ناخواسته گرفتار جريان تند آب رودخانه كن شده بودند به هر چيزى چنگ مى زدند، به ديگرى التماس مى كردند و به صخره  هاى بتونى پل فرسوده چشم اميد دوخته بودند تا نجات يابند.پدر آرين ۴ ساله مى گويد:
208443.jpg
پسرم را بغل كردم و از در اضطرارى در بخش جلوى هواپيما پايين پريدم، ابتدا روى ميل گردها افتاديم بعد به داخل آب رودخانه سرنگون شديم. در حالى كه آرين را چسبيده بودم توانستم آهن پاره هاى تكه شده دماغه هواپيما را بگيرم، آب سرد بود و در فضاى وحشتناكى قرار گرفته بودم.مى ديدم كه خيلى ها در آب افتاده اند و سعى مى كنند خود را نجات دهند، من محكم بدنه هواپيما را چسبيده بودم زنى كه در آب افتاده بود براى نجات جان خودش شلوارم را چسبيد، شدت آب رودخانه كن به اندازه اى بود كه شلوارم پاره شد، ديدم كه آن زن چگونه التماس مى كرد و چگونه در تلاطم آب خاموش شد.
هنوز خودم را نجات نداده بودم كه پسرى نوجوان با التماس خواست او را نجات دهم، دستش را گرفتم تنه اش داخل آب و زير هواپيما رفت هر چه توان داشتم گذاشتم و او را بيرون كشيدم، آرين تا آن لحظه در آغوشم بود و من را چسبيده بود وقتى برگشتم ديدم آرين نيست. نمى دانم چطور شد و اصلاً نفهميدم پسرم از من جدا شده است.هواپيما تخليه شده بود و هيچ كس در رودخانه ديده نمى شد. مسافران باپشت سر گذاشتن تپه شنى در حاليكه لباس هايشان خاكى و خون آلود بود در آن سوى تپه اتوبوسى را ديدند كه سراغ آنان آمده بود.اتوبوس هاى فرودگاه از اين لحظه به بعد به انتقال مسافران مجروح پرداختند. وقتى آنان در سالن پرواز آرام گرفتند هيچ دكتر يا پرستارى براى درمان سريع اين مسافران حضور نداشت.«پريسا اسداللهى» مى گويد: «۴۰ دقيقه اى در سالن پرواز بدون هرگونه امكانات درمانى و با وضعيت بسيار بدى نشسته بوديم همه ناله مى كردند تا اينكه يك آمبولانس براى انتقال مجروحان به بيمارستان در فرودگاه حاضر شد و بعد از آن آمبولانس هاى اورژانس آژيركشان براى اعزام مسافران به بيمارستان ها در فرودگاه استقرار يافتند.وضعيت فرودگاه بحرانى بود. كمبود تجهيزات پزشكى و عدم مديريت براى رفع آن باعث شده بود تا مسافران مجروح را با گذاشتن روى وسيله هاى حمل بار به سمت آمبولانس ها انتقال دهند.
< انتقال مجروحان حادثه به بيمارستان
همه مجروحان حادثه هواپيماى مسافربرى به وسيله حدود ۶۰  آمبولانس اورژانس تهران براى درمان به بيمارستان هاى امام خمينى(ره)، لقمان الدوله، فياض بخش و رسول اكرم(ص) انتقال داده شدند كه همگى تحت درمان سرپايى قرار گرفتند.از ۱۷ مسافرى كه به بيمارستان رسول اكرم(ص) انتقال يافته بودند ۵ تن بخاطر شكستگى مچ پاهايشان در اثر سقوط از هواپيما تحت درمان ويژه قرار گرفتند و تا چند ساعت بعد همه بيماران مرخص شدند.على جهانبخشى، رئيس ستاد حوادث غير مترقبه استان تهران در حالى كه به اشتباه اشاره مى كند تنها دو كودك ناپديد شده اند، مى گويد: «در حادثه فرودگاه ۱۰۰ مسافر دچار جراحت هاى سطحى شده بودند كه بيشتر از نوع خراشيدگى، سوختگى سطحى و ضربه هاى ناشى از پريدن از هواپيما بوده است.»
208446.jpg
< پدر «آرين» ۴ ساله چه گفت؟!
محمدراسخ مقدم كه خود نيز بعد از حادثه در بيمارستان رسول اكرم(ص) تحت درمان سرپايى قرار گرفته است در حاليكه بغض گلويش را فشرده بود و در فرودگاه انتظار مى كشيد تا با جرثقيل دماغه هواپيما را بالا ببرند تا شايد اثرى از «آرين»  زير آن به دست آيد، مى گويد: «هواپيما وقتى نزديك باند شد خواستند كمربندها را ببنديم. روى باند بود كه تكان هاى عمودى همه مسافران را به وحشت انداخت و صداى يكى از موتورهايش غير عادى شد. احساس مى كرديم سقوط مى كنيم. مشخص نبود ايراد كار كجا است. هواپيما روى باند موازى با زمين حركت مى كرد اما هنوز فرود نيامده بود حدود ۷۵ درصد از باند را پشت سر گذاشته بوديم و به نظر مى رسيد شرايط فرود وجودندارد و اما در لحظه اى كه هواپيما بايستى دوباره اوج مى گرفت چرا كه مسافت كمى تا پايان باند مانده بود، روى باند فرود آمد و با سرعت زيادى به بخش انتهاى آن رسيد.»وى مى افزايد: «هواپيما از باند خارج شد و بال آن روى پل رودخانه كن به بتون اصابت كرد و جرقه زد. «آرين» را بغل كرده بودم كه داخل رودخانه افتادم و...»پدر «آرين» هنوز اميدوار است تا پسرش را زنده پيدا كند، او مى گويد: «وقتى پسرم از آغوشم جداشد توان من نيز در حال تمام شدن بود كه يكى از خدمه ها ى هواپيما به دادم رسيد دستم را گرفت و من را نجات داد، متأسفانه آب رودخانه كن از ساعت ۵ عصر به بعد شدت بيشترى پيدا مى كند و همين بالا آمدن سطح آب باعث شد تا پسرم ناپديد شود و دختر و پدرى نيز به كام مرگ فرو روند.»وى در خصوص «آرين» مى گويد: «پسرم خيلى باهوش بود، وقتى هواپيما تكان هاى شديد مى خورد «آرين» گفت كه فكر مى كنم سقوط مى كنيم بعد وقتى هواپيما روى باند نشست دستانش را مرتب به هم زد و گفت كه رسيديم، خطرى نيست.او قبل از سوار شدن به هواپيما خواست در كيش بمانيم و با زبان كودكانه گفت كه بگذاريد هواپيما بپرد، به مادرش گفت كه خواب ديده است مادرش در سقوط هواپيما مى ميرد و خواست پرواز نكنيم.»
< گفت وگو با بازماندگان پدر و دختر
«احمد عاطف يكتا»، ۷۰ ساله به همراه دختر ۳۳ ساله اش به نام «زهرا» از قربانيان حادثه هواپيماى مسافربرى ساها بودند، پسر خانواده در اين باره مى گويد: «يكى از خواهرانم در كيش زندگى مى كند، پدر و خواهرم براى سرزدن به او در كيش بودند و در حال بازگشت به تهران بودند. پرواز آنان با نيم ساعت تأخير صورت گرفت، «زهرا» در تماس تلفنى خواست بخاطر اينكه غذاى هواپيما مناسب نيست براى او غذايى به فرودگاه ببرم، ساعت ۱۰ شب بود كه براى استقبال از پدر و خواهرم به فرودگاه رفتيم و در ترمينال شماره ۴ منتظر آنان شديم، ساعت ۱۰ و ۲۰ دقيقه بود كه بلندگوى سالن اعلام كرد پرواز شماره ۱۷۱ از كيش به تهران هم اينك به زمين نشست با خوشحالى منتظر آمدن آنان بوديم، چند دقيقه اى نگذشته بود كه ديديم چند مسافر با لباس هاى خون آلود وارد سالن شدند، ابتدا تصور كرديم دعوايى رخ داده است اما زخمى هاى ديگرى نيز بودند كه در آغوش سربازان يا مسافران سالم مانده به داخل سالن انتقال داده مى شدند، همه جيغ مى كشيدند و به اطراف مى دويدند.»وى مى افزايد: «زخمى ها لحظه به لحظه بيشتر مى شدند. در دفتر هواپيمايى ساها هيچ كس براى پاسخگويى حضور نداشت، متوجه شديم هواپيما در باند نظامى فرود آمده است و سازمان هواپيمايى نمى تواند به آن قسمت از فرودگاه برود، نيم ساعت بعد زخمى  ها را به آمبولانس ها انتقال دادند، زخمى ها اكثراً از ناحيه پا و دست و سر دچار شكستگى شده بودند، هيچ گونه مديريت بحرانى وجود نداشت و هيچ آمارى از زخمى ها يا كشته ها در دست نبود.مسؤولان ترمينال و پروازهاى هواپيمايى ساها ۱۵ بيمارستان را معرفى كردند كه زخمى ها به آنجا انتقال داده مى شوند در حاليكه تنها به ۴ بيمارستان انتقال داده شده بودند، تا ساعت ۵ صبح همه بيمارستانها را جست وجو كرديم اما اثرى از پدر و خواهرم نبود. دوباره به فرودگاه برگشتيم وقتى موضوع را به مسؤولان ترمينال پرواز هاى ساها اطلاع داديم تأكيد كردند امكان ندارد كسى در اين حادثه كشته شده باشد و به احتمال زياد در بيمارستانى بسترى است.
اين فرد داغديده، مى افزايد: «خيلى پافشارى كرديم آنان پس از بررسى فهرست مسافران اعلام كردند پدر و خواهرم در صندلى هاى شماره ۱۶۶ و ۱۶۷ نشسته بودند اما حاضر نبودند بپذيرند پدر و خواهرم ناپديد شده اند و مى خواستند بيمارستانها را جست وجو كنيم ما خيلى دوندگى كرديم تا اينكه ساعت ۷ صبح گروه جست وجو پذيرفت كه جز كودك ۴ ساله، پدر و خواهر من نيز ناپديد شده اند و هنوز ساعتى نگذشته بود كه ساعت ۹ و ۳۰ دقيقه پنجشنبه يكم ارديبهشت ماه غواصان جسد خواهرم را در سه كيلومترى محل حادثه داخل رودخانه كن از آب بيرون كشيدند. ساعت ۱۲ و ۳۰ دقيقه بود كه خبر پيدا شدن جسد پدرم كه در زير در اضطرارى هواپيما در داخل رودخانه افتاده بود را شنيديم...
208449.jpg
<   آتش نشانان ، امدادگران بى ادعا
از همان ساعات نخست حادثه، ايستگاه هاى مختلف آتش نشانى وارد عمل شدند تا از خسارات جانى و مالى فرود مرگبار هواپيماى بوئينگ جلوگيرى كنند. دقايقى از مخابره شدن وقوع اين حادثه نگذشته بود كه ايستگاه هاى ،۸ ۳۴ و ۳۸ به همراه يگان هوايى آتش نشانى و ايستگاه نجات ۵ با خودروهاى فوماتيك - كف پاش- پاى هواپيما حاضر شدند و غواصان جست وجو براى يافتن ناپديد شدگان را آغاز كردند.
< پل «استاپ وى» بازسازى نشده است
يك كارشناس در سازمان هواپيمايى كشورى به خبرنگار ايسنا گفته است: در صورت سالم بودن پل استاپ وى فرودگاه مهرآباد، هواپيما بدون هيچ حادثه اى متوقف مى شد. او گفت: «در صورتى كه پايه هاى اين پل سالم بودند هواپيما پس از عبور از روى اين پل تا انتهاى استاپ وى حركت كرده واحتمالاً متوقف مى شد اما هواپيما در محل تخريب پل به داخل رودخانه افتاد. اين گزارش حاكيست، يكى از كارمندان فرودگاه نيز در گفت وگو با خبرنگار روزنامه ايران با گله مندى از مدير فرودگاه گفت: «پل روى رودخانه كن بخاطر باران هاى بهارى فرسوده شده است چند بارى به مسؤولان فرودگاه خطر ناك بودن آن را گزارش كرديم اما بخاطر هزينه بالاى آن توجهى به اين گزارش ها نكردند در حالى كه براى ساخت سقف كاذب ترمينال شماره ۴ ميليون ها تومان هزينه كردند و اگر اين پل سالم بود چنين حادثه اى رخ نمى داد.»
< تحديد
خبرنگاران از نخستين ساعات وقوع حادثه فرودگاه مسؤول روابط عمومى هواپيمايى كشورى برخلاف وظايف تعريف شده كه بايستى مسؤولان هواپيمايى را با خواسته هاى خبرنگاران و عكاسان هماهنگ مى كرد سعى داشت تا خواسته مسؤولان خود را به خبرنگاران تحميل كند و به جاى هموار ساختن مسير اطلاع رسانى به تحديد خبرنگاران و عكاسان پرداخت و به چند مصاحبه پراكنده اكتفا كرد. سد ديگر در برابر خبرنگاران و عكاسان، حراست فرودگاه مهرآباد بود كه با وجود همكارى نزديك مسؤولان پليس فرودگاه و شخص سردار بت شكن با خبرنگار «ايران» و اجازه ورود وى براى تهيه عكس و خبر در پاى هواپيما، اين حراست به دلايل نامعلومى از حضور خبرنگار «ايران» در پاى هواپيما جلوگيرى كرد و اين درحالى بود كه مقام نخست پليس در فرودگاه هيچ دليل امنيتى براى عدم حضور خبرنگار در محل سقوط هواپيما نمى ديد و آن را بلامانع مى دانست و به نظر مى رسد عدم مديريت توانمند در اين لحظات يكى از دلايل چنين برخوردهاى غيركارشناسانه و غيرمنطقى است.
< آخرين خبر
به گزارش خبرنگار ما، مسؤولان فرودگاه و گروه هاى نجات براى پيدا كردن «آرين» ۴ ساله كه تصور مى رود زير بدنه هواپيما گرفتار شده باشد ابتدا تصميم گرفتند جهت جريان آب رودخانه را تغيير دهند اما در آخرين لحظات اين تصميم تغيير كرد و با حضور جرثقيل در محل سقوط هواپيما سعى شد تا دماغه هواپيما را از روى پل رودخانه بلند كنند و زير آن را جست وجو كنند. پدر «آرين» و بستگان نزديك اين كودك با هماهنگى هاى انجام شده سوار بر اتوبوسى به محل سقوط هواپيما انتقال داده شدند تا از نزديك شاهد اين عمليات براى يافتن كودك ۴ ساله باشند.
۲ جوان ايرانى در سيدنى
به ضرب گلوله كشته شدند
ناصر ۲۵ ساله و كيوان ۲۴ ساله شنبه گذشته در حالى كه در يكى از محلهاى پر تردد سيدنى در حال قدم زدن بودند با شليك ۱۰ گلوله كشته شدند.
به گزارش ايسنا در سيدنى، شاهدان عينى اين حادثه گفته اند كه شليك گلوله از سوى دو اتومبيل صورت گرفته است. پليس سيدنى همان شب موفق به كشف يكى از دو اتومبيل و دستگيرى راننده آن شد.
مراسم خاكسپارى قربانيان روز پنجشنبه در قبرستان مسلمانان سيدنى برگزار شد. گفته مى شود كه اين قتل مربوط به عضويت يكى از قربانيان در گروههاى خرابكارى (گنگ) است. اين در حالى است كه هر دو جوان ايرانى هيچگونه سابقه اى در عضويت در چنين گروههايى نداشته اند و صرفاً براى ديدن يكى از دوستان خود به آن منطقه رفته بودند.
جزئيات دستگيرى آدم ربايان سعادت آباد
از زبان رئيس پليس تهران
فرمانده پليس تهران بزرگ از دستگيرى ربايندگان پسر بچه ۱۰ ساله در منطقه سعادت آباد خبر داد.
به گزارش ايسنا، سردار مرتضى طلايى عصر ديروز گفت: پيرو اخبار روز ۱۸ فروردين ماه مبنى بر ربوده شدن يك پسر بچه ۱۰ ساله به نام سيد مصطفى قنبرزاده توسط دو موتورسوار در منطقه سعادت آباد، مأموران آگاهى بلافاصله پس از كسب اطلاع وارد عمل شدند .
وى با اشاره به نخستين تماس برقرار شده از سوى آدم ربايان مبنى بر درخواست «يكصد هزار دلار وجه نقد» براى آزادى مصطفى، گفت: در طول اين مدت به يكباره وقفه اى در برقرارى تماس از سوى آدم ربايان ايجاد شد اما خوشبختانه پس از ارتباطات بعدى، سرنخ هاى لازم جهت رديابى ربايندگان به دست آمد.
وى ادامه داد: بر اين اساس سرانجام ساعت ۳۰:۳ بامداد جمعه ـ ديروزـ عمليات دستگيرى عوامل آدم ربايى با حضور ۲۰ تن از كارآگاهان مجرب پليس آگاهى آغاز شد كه در نهايت موفق شدند يكى از عوامل را در منطقه خزانه دستگير كنند.
سردار طلايى گفت: بلافاصله پس از تخليه اطلاعاتى فرد دستگير شده، پليس آگاهى توانست در ادامه انجام عمليات، ساعت ۵ صبح دو تن ديگر از آدم ربايان را در باغى واقع در منطقه پل رومى دستگير كند و پسر بچه ربوده شده را در سلامت كامل نجات داده و تحول خانواده دهند.
به گزارش ايسنا، وى با اشاره به بررسى هاى اوليه و اطلاعات دريافتى كه آدم ربايان در اختيار پليس آگاهى قرار داده اند گفت: عاملان اين آدم ربايى خدمتكار افغانى اين خانواده و سه هموطن همدستش بودند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |