|
به مناسبت روز جهانى همبستگى با زندانيان سياسى فلسطين
پشت حصارهاى اشغال
|
|
|
واقعيت اشغالگرى اسرائيل را از جمله مى توان با تعداد زندانيان سياسى اى كه در سياهچال هاى آن دارند مى پوسند اندازه گرفت. تعداد اينان، از هفت هزار نفر هم بيشتر است. آن هم در شرايط سخت زندان هايى به دور از هرگونه التزام به كنوانسيون هاى بين المللى. معروف ترين اين زندانيان «مروان برغوثى» است؛ نماينده پارلمان فلسطين، كه سه سال از دستگيرى او مى گذرد، و به زندان ابد محكوم شده است. اما در گذار از او . و به بهانه او، و به همراه او، البته اين، مسأله تمام زندانيان فلسطينى است كه مورد نظر است. در ميان شيوه هاى زندانبانى اسرائيلى ها ، همان شيوه هايى را مى بينيم كه به وسيله آمريكاييان، در عراق، در افغانستان، و در گوانتانامو به كار گرفته مى شود. در جنوب لبنان، و بخصوص در زندان «خيام»، شكنجه، يك امر سيستماتيك بود. بعد از عقب نشينى اسرائيل در ماه ژوئن سال دو هزار، تعداد بسيارى از زندانيان، بر ستم هاى زندانبانان، اقامه شهادت كردند. اگر چه اسرائيل، در سال ،۱۹۹۱ كنوانسيون جهانى بر ضد شكنجه و همچنين پيمان مربوط به حقوق شهروندى سياسى را امضا كرده است، دولت همچنان بى اعتنا، كار شكنجه و نقض حقوق انسانى فلسطينيان را، مطابق رهنمود ها و نتيجه گيرى هاى كميسيون ( ۱۹۸۷ )Landau ادامه مى دهد و اين موضوع كه رسماً به سرويس هاى مخفى اسرائيلى اجازه، به كار بردن مجموعه اى از شكنجه ها را به بهانه دلايل امنيتى داده است. ديوان عالى، از سال ۱۹۹۹ سعى كرد كه بر اين روند سرپوش بگذارد. اما همين ديوان، همچنان به كار گيرى شكنجه را مجاز اعلام كرده است. در سال ،۲۰۰۳ گزارشى به نام «شرايط غير انسانى رفتار با زندانيان سياسى » از سوى فدراسيون جهانى حقوق بشر منتشر شد. اين فدراسيون جهانى، در ميان متد هايى كه اسرائيل براى شكنجه اسيران فلسطينى به كار مى گيرد، از جمله به موارد زير اشاره مى كند: به بند كشيدن و بستن زندانيان در حالت هاى زجر دهنده و دردناك، به مدت ساعت ها و به مدت روزها تا به دست آوردن اعتراف. با بى خيالى و بى دغدغه و بيم، قرار دادن زندانى، در انزواى مطلق و به دور از هر ارتباطى با پيرامون. چپانيدن زندانيان در خوابگاه هاى بسيار كوچك و فروبسته و بى گشايش كتك زدن و فرود آوردن ضربات بر پيكر اسيران در بند تكان تكان دادن و به لرزه در آوردن خشونت بار بدن زندانيان محروم كردن اسيران از خواب و از غذا زندانيان را در معرض سرما و گرما قرار دادن هتاكى و دشنام و تحقير تجاوز فشار هاى روانى تهديد مستقيم زندانى و خانواده او ندادن امكانات بهداشتى و لباس مناسب... اين گزارش، در آنچه به زنان مربوط مى شود، مى گويد كه اينان نيز، همچون مردان، در شرايطى بى نهايت دشوار و غير انسانى ( ... )، به صورت عريان، بازرسى بدنى مى شوند؛ از معالجه و درمان لازم محرومند؛ و حق ملاقات ندارند. دختر ۱۵ ساله زندانى «هيبه يغمور» در هنگام دستگيرى در ۲۶ فوريه امسال مجروح مى شود، و بعد، خود را، خونين و مالين، در بيمارستان «حادثه»، در «عين الكرم» مى بيند. نيرو هاى متجاوز۵۹، زن را در سال دو هزار و چهار، و پنج زن را در سال ۲۰۰۵ - تا لحظه تهيه گزارش - دستگير كرده اند. در اين فاصله، دو بانوى زندانى، در زندان، وضع حمل كردند: -«ميروت طاها »كه «واعل» را به دنيا آورد. و سر انجام او و كودكش در ماه فوريه امسال آزاد شدند. - «مانال غانم» كه «نور» را به دنيا آورد و همچنان زندانى است. بر طبق نظر سازمان غير دولتى اسرائيلى B’ Tselem سرويس امنيت ملى اسرائيل ساليانه ۸۵۰ زندانى را شكنجه كرده است. اين سازمان غير دولتى اسرائيلى به طور اخص از شكنجه هاى اعمال شده بر كودكان سخن مى گويد. «سلطان مهدى» ۱۵ ساله، اينطور حكايت مى كند: سربازان، مرا به اتاقى بردند و روى يك صندلى نشاندند. دستبندم را برداشتند و دست ها و پاهايم را به صندلى بستند. از من پرسيدند : تو در يك جاده اصلى به سمت يك ماشين ارتشى، سنگ انداخته اى؟ من انكار كردم. اما دو يا سه نفر آن ها شروع به كوبيدن بر سر و صورت من كردند. بازجويى، نزديك به پنج ساعت طول كشيد بعد، مرا به يك حمام در كنار سالن بازجويى بردند يكى از آن ها موهايم را گرفت و سرم را در چاهك مستراح فرو برد. وقتى كه مرا دوباره به سالن بازجويى برگرداندند گفتم: پنج سنگ به طرف ماشين يك كولون پرتاب كرده ام. [كولون ها يهوديانى اكثراً به شدت نژاد پرست و به لحاظ «مذهبى» بنيادگرا هستند كه از اينطرف و آنطرف دنيا به سرزمين هاى اشغالى فلسطين هجوم آورده اند و در دل اين سرزمين ها آبادى هاى كوچك و بزرگى را بنا كرده اند و با بهره گيرى از بهترين امكانات، سرخوش و سير و مرفّه درپناه حفاظت نيروهاى نظامى اسرائيل به فلسطينيان گرسنه اى پوزخند مى زنند كه غالباً يك يا چند تن از اعضا ى خانواده شان به دست سربازان و يا خود اينان - كه «براى دفاع از خود» مسلحند - شهيد شده اند، و حالا براى به كف آوردن يك لقمه نان به خون دل آلوده، يا از نيمه شب تا صبح درصف هاى طولانى پست هاى بازرسى اسرائيل، انتظار اجازه ورود به شهر ها و شهرك هاى دور و نزديك را براى كار هاى پرمشقّت مى كشند، و يا كشت و زرع مى كنند تا به هنگام برداشت محصول، سر و كله اين انگل ها پيدا شودكه بگويند كه محصول «خاك مقدس» از آنِ ما وارثان «خاك مقدس»است نه شما. م ] آنها بعد، يك صورتجلسه و شهادتنامه مفصل و مشروح برايم تنظيم كردند و مرا به زور، وادار ساختند كه امضايش كنم. وزير فلسطينى امور زندانيان، (بخش كودكان و نوجوانان و جوانان) اخيراً گزارشى را در باره كودكان زندانى در اسارتگاه هاى اسرائيل منتشر كرده كه مطابق آن، در زمان تهيه گزارش: ۳۱۰ كودك خردسال، و درميان آن ها هشت دختربچه، در زندان ها و مراكز بازداشت اسرائيل وجود داشتند. بيش از ۴۵۰زندانى در حالى كه هنوز كودك بوده اند دستگير شده اند. اين گزارش اشاره مى كند كه: ۲۰۲ كودك در زندان ها و مراكز بازداشت داخل دولت اسرائيل مشاهده شده اند، و ۱۰۸ كودك زندانى در سرزمين هاى اشغالى كرانه اردن و قدس. قسمت بزرگى از كودكان زندانى از شهرستان «ناپلوز» به زندان اسرائيل افتاده اند: يعنى ۷۹ كودك. از كودكان «بيت اللحم» هم ۵۲ كودك را در زندان ها به بند كشيده اند. گزارش، همچنين، تأكيد مى كند كه نيرو هاى اسرائيلى در اين كه عليه اين كودكان كوچك، تهديد، دشنام، محروم كردن از ملاقات با خانواده، و حتى آزار هاى جنسى، روا دارند، درنگ و تأملى به خود راه نمى دهند. كسى كه در زندان زندگى كرده باشد، مى داند كه ايام زندان چه قدر سخت و طولانى است. اما او همچنين مى داند كه موردى براى نا اميدى نيست. امروز كه من، ضمن سپرى كردن بيست و هفت سال در زندان اسرائيل مى خواهم شهادت بدهم يك موقعيت كامل را مى بينم كه دو چهره متفاوت دارد: - يكى: وحشى گرى، ساديسم، و سركوبگرى، كه زندانبان، آن را نمايندگى مى كند. - و ديگرى: آنچه زندانى فلسطينى، نماينده آن است: كسى كه موفّق شده است كه خويشتن را به عنوان يك موجود انسانى سرپا نگاه دارد؛ و هويت خود را به عنوان يك رزمنده حفظ كند. در اين شرايط و با تغيير دادن و بازسازى و تبديل فضاى اسارت به يك مدرسه واقعى انقلاب. اين دوران طولانى، مرا از پا نينداخت، و ناتمام و مضمحل و تمام شده نكرد. اگر چه خستگى يك عامل طبيعى انسانى است، و من با نفى آن مى توانم يك جور ابراز افتخار كنم، اما خستگى، نسبى است: اگر من از زندانم خسته هستم، اين به آن معنا نيست كه از بهانه و آرمان و اعتقادى كه مرا به زندان آورده است. خسته باشم. من هنوز نيروى ادامه دادن دارم. ما - مردم - انتخاب هاى زيادى نداريم: مسأله، بودن يا نبودن است. يا ما با اين روحيه، ادامه مى دهيم؛ و يا فرو در مى افتيم و تمام مى شويم. به مثابه انسان . و به مثابه آرمان. چنين مى گويد «سعيد وجيه عطّابه»، قديمى ترين زندانى فلسطينى كه۲۷/۶ سال زندانى است. منبع: روزنامه اومانيته (چاپ پاريس) ترجمه : محمدعلى اصفهانى
|