|
وحدت در سايه تحمل
يك تجربه عملى از فرايند تقريب مذاهب وهبه مصطفى الزحيلى ترجمه محمد مقدس
|
|
|
ازعمر انديشه تقريب مذاهب اسلامى ساليانى مى گذرد. حاصل اين سال ها، گفت وگوهاى مكررى است كه ميان نمايندگان مذاهب مختلف اسلامى صورت گرفته است. با اين همه در كنار بركات فراوانى كه بر اين گفت وگوها مترتب بوده است، هنوز پاره اى ابهام ها برجاست. دكتر وهبه مصطفى الزحيلى استاد فقه در دانشكده شريعت دانشگاه دمشق در مقاله اى كه درهجدهمين كنفرانس بين المللى وحدت اسلامى (تهران، ۶-۴ ارديبهشت) ارائه مى كند به تجربه عملى تقريب ميان مذاهب اسلامى در سرزمين شام اشاره دارد و راهكارهاى عملى تحقق تقريب را در اين منطقه برشمرده است. بديهى است كه نظرات وى، الزماً محل قبول «ايران» نيست و درپاره اى موارد نيازمند توضيح است. گروه انديشه
اين گزارش فشرده اى از روند تقريب در سرزمين شام (شامل سوريه، لبنان، اردن و فلسطين) است كه در واقع تفاوت چندانى با پديده تقريب در كشورهاى گوناگون اسلامى از جمله: مصر، سودان، كشورهاى آفريقايى، كشورهاى مغرب (عربى) و كشورهاى غير عربى همچون: تركيه، ايران، هند، پاكستان، اندونزى، مالزى، افغانستان و اقليتهاى پراكنده در قاره هاى پنجگانه و به ويژه آمريكا، اروپا و آسيا، ندارد. همه اين كشورها به اين درك قطعى رسيده اند كه اسلام دين تجزيه پذيرى نيست و اصول، فروع و مواضع نظرى، تاريخى، جغرافيايى، فرهنگى و تربيتى آن، يكى است و وحدت فكرى و عملى، سمتگيرى متداول و مسلط بر عرصه اسلامى است. هر چند گروهها و گرايشهاى فرقه اى شكست خورده اى هستند كه سعى در تغذيه تفرقه ميان پيروان مذاهب، برانگيختن جنگهاى طايفه اى، نزاع و اتهام منفعلانه آميخته به احساسات و هوچيگرى دارند. سرچشمه و منشأ اين گرايش خطرناك، پر دست انداز، تيره و تاريك، يا نظريات برخى علماى خام و يا مواضع انحراف آميز برخى عوام و همراهى آنان با سمپاشى ها و بدخواهى هاى خاورشناسان و سياست هاى كشورهاى غرب و شرق به منظور تضعيف بنيه مسلمانان، تسهيل سلطه بر كشورها و ثروتها و سرنوشت آنها و باقى نگه داشتن آنان در حالتهاى گاه انفجارى همچون آتشفشانى خاموش است كه اجراى برنامه هاى اردوگاه ستمگرى، استعمار و طغيان را به دنبال دارد. متأسفانه پديده پراكندگى، تفرقه مذهبى، اتهام، ناسزا، بدگويى و نوشته هاى مبتذل و مسموم، چيزى بوده كه در چهل، پنجاه سال گذشته، جو غالب محيط هاى اسلامى را تشكيل مى داده است.. در آن زمان سطح تكفير، ناسزاگويى، دشنام، توهين و اهانت به بزرگان اسلام بدانجا رسيده بود كه اگر بزرگان و برجستگان امت اهل فداكارى و ايثار نبودند، ديگر براى اسلام هيچ نوع حضورى در شرق و غرب جهان باقى نمى ماند. به نظر من اين پديده اينك كم رنگ شده و رو به افول گذارده و جاى آن را شعور آگاهى بخشى گرفته كه در پرتو خيزش اسلامى سى سال گذشته رو به رشد و نمو دارد و كسانى از علما و برخى يا اغلب عامه مردم متوجه شده اند كه اين گرايش، خطرناك و در عين حال بيهوده است و به عقيده، عبادات و اخلاق اسلامى لطمه مى زند و علاوه بر اينها مصالح عاليه اسلام را مورد تهديد قرار مى دهد. مردم سرزمين شام، به ويژه سوريه، نسبت به اين توطئه هاى استعمارى، آگاهى دارند. سوريه در طول تاريخ نوين خود، ديدگاه عميق تر و درك بيشتر و آينده نگرى بهترى نسبت به مسأله وحدت ملى خود و ضرورت پاسدارى از آن و پشت سر گذاردن تمامى جنبه هاى منفى و افت و خيزهاى آن دارد، به طورى كه شهروندان سورى از آغاز استقلال و رهايى از استعمار فرانسه در هفدهم آوريل ۱۹۴۶ م (۲۹ فروردين ۱۳۲۵ ه. ش) تاكنون، هيچ تفاوتى ميان پيروان اديان، مذاهب و طوايف مختلف نمى گذارند و اين افتخارى براى سوريه نوين، آزاد و سرفراز است. به عنوان مثال ما در سوريه هيچ تفاوتى در حقوق و وظايف ميان مسلمانان و غير مسلمانان و ميان پيروان مذاهب مختلف سنى يا شيعه، نمى شناسيم و شاهد حذف آثار تفرقه و پيامدهاى آن در هر دو گروه هستيم. «تقريب» هرگز به معناى ذوب مذاهب اسلامى در يكديگر نيست بلكه به مفهوم وصول به نزديكى در ديدگاههاى مختلف در عرصه هاى دينى و وحدت بخشيدن به مواضع، انديشه ها، رفتارها و شيوه ها به اين منظور است كه مسلمانان در برابر دشمنان و متجاوزان خارجى متحد باشند. نمودهاى حركت تقريب در سرزمين شام الف - دوستى و محبت متقابل و فعال سازى همكارى ميان علماى سنى و شيعه امت اسلامى و به خاك سپردن تمامى نمودهاى اختلاف، تعصب دينى و تنش ها، كه امر بسيار روشنى است. ب - ممنوعيت نشر يا چاپ كتابهايى كه متضمن توهين به پيروان مذاهب ديگر باشد و نيز عدم اجازه به ايراد هر نوع سخنرانى يا پخش مطلبى در رسانه هاى گروهى، مراكز، باشگاهها، مجامع و نهادهاى فرهنگى كه به مسائل اختلافى دامن بزند. ج - محكوم ساختن هر گونه برچسب تكفير و گمراهى كه متوجه برخى پيروان مذاهب مى شود به منظور ممانعت از برانگيختن فتنه و نيز تخطئه نويسندگانى كه به چنين نوشته هايى مى پردازند. اين چيزى است كه در نوشته ها و ديگر موضعگيريهاى ما نيز كاملاً قابل لمس است. ما هرگز اتهام هاى تكفيرى را كه اندك مفتى هاى اهل سنت، بى محابا نثار ديگران مى كنند، نمى پذيريم همچنانكه يورش ستمگرانه در نوشته هاى برخى شيعيان نسبت به بزرگان صحابه را نيز قبول نداريم. د - تشويق مطالعات مقايسه اى فقهى و عقيدتى، به ويژه در بعد مطالعات دانشگاهى و تخصصى به شيوه علمى و احترام آميز، همراه با دلايل مربوطه و هر آنچه كه باعث بروز نظريات مخالف مى شود و نيز ترويج و گسترش روحيه گفت وگوى سازنده و نقد علمى، به دور از هر گونه اهانت، حمله، تهديد و ارعاب. ه- _ فعاليتهاى مشترك فرهنگى ميان علماى بزرگ ا هل سنت و شيعه در مناسبت هاى اسلامى در سطح رسمى و غير رسمى. و - در بعد مردمى نيز شاهد نزديكى آشكار و تفاهم جديدى ميان اهل سنت و شيعيان در موارد بسيارى هستيم از جمله: - تأكيد بر وحدت عقيده هر دو طرف و اينكه اصول ايمانى ثابت در قرآن كريم و سنت نبوى در گفتار و كردار مورد پذيرش و اعتقاد آنهاست. - مشاركت در تحصيل فرهنگ و علوم مختلف در حوزه هاى علميه دمشق، تهران و جاهاى ديگر و وجود دانشگاه اهل سنت در تهران و نيز تدريس اصول مذاهب مختلف در دانشكده هاى حقوق دانشگاههاى سوريه است. - اتفاق نظر عملى ميان پيروان اهل سنت و شيعه، در نبود هر نوع درگيرى يا تنش و نزاع ميان اين دو گروه و از آن مهمتر، احترام متقابل و ازدواج هاى اختيارى موجود ميان اهل سنت و شيعه تجسم يافته است. از ديگر پديده هاى مثبت در اين عرصه، وجود تعقل و دورنگرى در اجتناب از برانگيختن اختلاف ميان اهل سنت و شيعيان و اقدام طرفين به وانهادن يكديگر به شيوه هاى [فكرى و مذهبى] مورد قبول خود و احترام به منابع اجتهادى هر گروه است. در اين كشورها، هر گونه تهمت زنى به شيعيان كه از سوى عوام و برخى به اصطلاح علما، صورت مى گيرد و پخش مى شود، ممنوع است و بيشتر بر بيان وجه صحيح هر نظر و تأويل و تفسير قابل قبول آن، انگشت گذارده مى شود از جمله مثلاً عقيده به عصمت اهل بيت [عليهم السلام] و ائمه دوازده گانه اى كه در شمار پيامبران نيستند، به معناى پايدارى در برابر گناه و عدم ارتكاب گناهان كبيره از سوى آنها تفسير مى شود و مسأله امامت و برترى امام على[عليه السلام] بر بقيه خلفاى راشدين كه بر حسب اعتقاد شيعه چنين است و توده هاى اهل سنت با ايشان موافقت ندارند، به تاريخ سپرده مى شود زيرا برانگيختن آن هيچ فايده و خاصيتى ندارد يا تخطئه اكثريت صحابه و اتهام آنان كه با صريح قرآن منافات دارد. - از جمله ديگر مسائل، كوشش در اسائه ادب يا كاستن از شأن برخى زنان پيامبر(ص) (امهات المؤمنين) به ويژه آنهايى است كه در قرآن كريم به صراحت به برائت و پاكى ياد شده اند و يا توهين به برخى راويان حديث. ز - واگذارى حساب و كتاب به خداوند متعال: به رغم وجود اختلافهاى سياسى و برخى اختلافهاى مذهبى، اعتقادى يا فقهى، مهمترين نكته اطمينان بخش براى هر مرد و زن مسلمان، تسليم مطلق به اراده خداوند متعال در محاسبه و رسيدگى به حساب و كتاب خلايق در آن جهان است چه او خود مى فرمايد: «و نضع الموازين القسط ليوم القيامه فلا تظلم نفس شيئا و ان كان مثقال حبه من خردل اتينا بها و كفى بنا حاسبين» (سوره انبياء - ۴۷) (و روز رستاخيز ترازوهاى دادگر را به كار مى نهيم، آنگاه بر هيچ كس ستمى نخواهد رفت و اگر كردارى همسنگ دانه خردلى باشد. آن را به شمار خواهيم آورد و ما حسابرسى را بسنده ايم.) ادامه دارد
|