يكشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sun, Apr 24, 2005
فرهنگ و هنر
۳۱۱۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
نگاهى به «رمز داوينچى» نوشته دن براون
دن روبروى داوينچى
208491.jpg
* سوزانا كلارك * ترجمه: اميلى امرايى
حتى مرگ پاپ ژان پل دوم هم نتوانست از محبوبيت دن براون بكاهد و «رمز داوينچى» را در محاق فرو ببرد.
دن براون نويسنده جنجالى و محبوب آمريكايى اين روزها دست روى جنجالى ترين مسأله گذاشته است، مذهب. بسيارى از شخصيتهاى محبوب و برتر دنيا همچون مل گيبسون، دن براون، ژان پل دوم و… همگى به طريقى با مذهب گره خورده اند، حالا چه در قبول و چه در رد آن.
شايد اگر دن براون تنها در اين رمان يك معماى پليسى و تاريخى را مطرح مى كرد، هرگز به اين فروش دست نمى يافت و حالا صدرنشين جدول فروش نبود. او همه را سحر كرده است، براون در «رمز داوينچى» تاريخ و مسيحيت را رمزشناسى مى كند و دست روى باورهاى دينى گذاشته است.
دن براون به شدت اصرار دارد اين رمان را مبنى بر واقعيت مطرح كند و در كتيبه كتاب هم به اين مسأله اشاره كرده و نوشته است: «همه شرح جزئيات آثار هنرى و معمارى و مذهبى مبتنى بر اسناد واقعى است و داستان بر اساس رگه هايى از واقعيت به اين نقطه رسيده است.»
البته از ميان اساتيد نشانه شناسى و تاريخ شناسان كسى صحت حرفهاى دن براون را تأييد نكرده است، البته تأييدى هم صورت نگرفته است. جان ميليچ استاد دانشگاه آريزونا معتقد است: هر آدمى نياز دارد گاهى وقتها دست روى باورهاى مذهبى اش بگذارد. بد نيست كه يك وقتهايى فكر كنيم اگر مسيح زنده بود، الآن بچه داشت يا نه، چه شبكه تلويزيونى را دوست داشت، سوار چه ماشينى مى شد و دن براون در اين رمان به شكل ديگرى از اين باورها سود جسته است.»
تنها كسانى كه تا امروز به شدت با محتواى اين كتاب مخالفت كرده اند، پاپ ژان پل دوم و مجمع كاردينالهاى كاتوليك بودند و پاپ مرحوم به حدى از اين ماجرا ناراحت بود كه دن براون و رمز داوينچى را تكفير كرد و اطرافيان او هم سعى كردند حرفى از فروش سرسام آور اين كتاب در واتيكان و ايتاليا نزنند.
حالا هم كه جهان كاتوليك به نوعى بى سرپرست شده است و اعضاى كاردينال حوصله جنجال را ندارند، براون تصميم گرفته است ادامه براى اين كتاب بنويسد.
براون معتقد است: «من قهرمان رمانهاى قبلى ام را دوباره زنده كرده ام، تاريخ شناسى كه عاشق معماهاى تاريخى است. من نمى خواهم كسى را بازى دهم، بايد اين كتاب را باور كرد تا با پيچيدگى هايش كنار آمد.
من هميشه عاشق آثار داوينچى بودم، به نظرم او جزو عجيب ترين هنرمندان جهان است. به قول فرويد؛ داوينچى خيلى زود به دنيا آمده بود. از سوى ديگر تابلوى موناليزا خودش بزرگترين ابهام است. داستان از آنجايى آغاز مى شود كه رابرت لانگرون استاد نشانه شناسى دانشگاه هاروارد، ديروقت به پاريس مى رسد و يك پيغام رمزگونه دريافت مى كند كه به نوعى با جام مقدس در ارتباط است. نگهبان موزه لوور به قتل رسيده است و در كنار نعش او با خونش رديف رمزهايى به جا مانده است كه نشان از يك پيام سرى دارد.
لنگ دان و دوست رمزشناسش سوفى سر از موزه لوور در مى آورند و شروع به رمزگشايى اين نشانه ها مى كنند و در كمال حيرت در مى يابند كه اين علائم آنها را به آثار داوينچى مى رساند. داستان پيش مى رود و تاريخ شناس داستان متوجه مى شود مقتول به فرقه مذهبى سرى وابسته است.
فرقه مذهبى كه سالهاست به طور پنهانى فعاليت مى كند و همه چيز به رازى در محل جام مقدس مربوط مى شود.
همه اينهاست كه داستان را پرپيچ و خم و جذاب تر جلوه مى دهد. دن براون خواننده را به سمت و سوى فرقه رومن كاتوليك مى رساند كه حقيقت مهمى را لاپوشانى كرده اند.
«نويسنده براى نمك بيشتر داستان زن و مرد محقق را هم جزو مظنونين قرار مى دهد و درست در روزهايى كه آنها سراسر اروپا را زير پا مى گذارند تا رمز را بگشايند و به نوعى حقيقت را دريابند و در عين حال تحت تعقيب پليس هستند و از سوى ديگر اعضاى فرقه رومن كاتوليك هم در صدد قتل اين دو هستند.»
دون براون پرده از رازى برداشته است كه سالها به شكل شايعه در ميان تاريخ شناسان مطرح بود، اما هيچ كس نمى توانست پرده از اين راز بردارد.
براون جزو آن دسته از نويسندگانى است كه به ادبيات پليسى نگاهى تازه دارد. ادبياتى مبتنى بر روانشناسى كه در عين حال به تاريخ هم تكيه مى زند و پر است از رگ و ريشه هاى پليسى كه به سنتهاى glodew age هم پايبند است.
براون جزو آن دسته از آدمهاى خارق العاده اى است كه ترتيب عجيب و غريبى شده اند. پدرش رياضيدان و نوازنده بود، حتى سر ميز غذا هم دست از حل معما بر نمى داشت. براون از معلمى شروع كرد، اما بالاخره يك روز تصميم گرفت رمانى اينترنتى منتشر كند. سال ۱۹۹۶ قلعه ديجيتالى او پرمخاطب ترين رمان اينترنتى در آمريكا شد. او در رمان فرشتگان و شياطين هم به كشمكش علم در برابر مذهب مى پردازد و حكايت ماجراهايى است كه ميان يك آزمايشگاه فيزيك در سوئيس و شهر واتيكان اتفاق مى افتد.
هيچ كس نمى تواند منكر اين قضيه باشد كه «دن براون» ضد كاتوليك است و حسابى ذره بين اش را روى واتيكان تيز كرده است.
او در تمام آثارش به مستندات تاريخى تكيه مى زند و هيچ وقت فكر اين ماجرا نيست كه عاشق ادبيات پليسى است.
او در اين اثر ضد كاتوليك، از داوينچى هم سود مى جويد و او را هم همراه خودش مى كند. در بخشى از داستان، دن سراغ ديرى مخفى كه در واقع يك محفل سرى است، مى رود. براون وقايع عجيب و غريب اين دير را كه آدمهاى معروفى مثل «سر آيزاك نيوتن»، «ويكتور هوگو» و «لئوناردو داوينچى» در آن رفت و آمد دارند را دستمايه اين كتاب مى كند. او در اين بخش به اسنادى تكيه مى كند كه در سال ۱۹۷۵ از كتابخانه ملى فرانسه كشف شده بود.
«رمز داوينچى» رمان آسانى نيست، نثرى سنگين و متفاوت كه به پيچيدگى داستان مى افزايد، با اين حال خواننده از اين اثر نمى رمد.
دن براون دست روى دعواى تاريخى حقوق زن و مرد مى گذارد. او در اين كتاب به خواننده القا مى كند كه كليساى كاتوليك نقش زنان را در مسيحيت ناديده گرفته است.
به هر حال همه متفق القول هستند كه اين كتاب از كلاسيك هاى روزگار نو محسوب مى شود. كتاب با همه پيچيدگى هايى كه دارد، يكى از ظريف ترين داستانهاى معمايى محسوب مى شود.
چارلز وكس معتقد است: «اين كتاب تركيبى از تاريخ، هيجان است. بى جهت نيست كه اين كتاب در مدت زمان كوتاهى به چنين فروشى دست پيدا كرد، اين كتاب راز يك قتل است.
پيرنگ داستان طورى است كه تا به آخر خواننده را با خود مى كشد. اما مشكل عمده اين كتاب از آنجا سرچشمه مى گيرد كه دن براون حقايق را به شكل كلى مطرح مى كند و بعد هم سرنخهاى كوچكى را كه در جاى جاى داستان قرار داده، به هم گره مى زند.»
جالب ترين نكته درباره رمز داوينچى اين است كه تاريخ نگاران دچار شك و ترديد شده اند، روشنفكران آن را انفجار مى دانند و كليسا خود را به آب و آتش مى زند تا آن را نفى كند. شايد هيچ اثر ديگرى نمى توانست اين سه گروه را به اين شكل به هم نزديك كند. ماجرا وقتى بغرنج تر شد كه دن براون تصميم گرفت قسمت دوم ماجرا را به «پاپ ژان پل دوم» گره بزند.
دن براون در اولين هفته فروشش با كسب موفقيت شماره يك در فهرست پرفروش ترين هاى نيويورك تايمز قرار گرفت.
اين روزها انتشارات رندوم هاوس با اجازه دن براون با شركت فيلمسازى كلمبيا وارد مذاكره شده است، تا فيلمى با حضور تام هنكس و ژان رنو بر اساس اين رمان پيچيده ساخته شود.
رندوم هاوس در بيلبوردهايش نوشته است: «اگر به تجرد مسيح معتقديد، سراغ كتاب» رمز داوينچى نرويد، در غير اين صورت همه چيز به پاى خودتان است.





بحثى در باره زمينه هاى شكل گيرى و ويژگى هاى شعر هفتاد
فرار به سوى سرزمين هاى ناشناخته زبان



محمد حسين عابدى ‎/ قسمت بيست و پنجم
براى استعاره چهار ركن جامع، مستعار له، مستعارمنه و مستعار را برشمرده اند و آن را از نظر حذف هر يك از دوسوى تشبيه و استفاده از لوازم آنها، به انواع مصرحه، مرشحه، مكنيه و تخييليه تقسيم كرده اند كه البته اين تقسيم بندى ها در نزد صاحبنظران مختلف، تفاوت هايى دارد.
از طرفى بايد به «حقيقت» ، «مجاز»، «قرينه» و «علاقه» نيز اشاره كنيم.
«حقيقت» بر وزن فعيله و از نظر لغوى به معناى پابرجاى و ثابت است اما در اصطلاح، لفظى است كه در معناى اصلى خود به كار رود. در مقابل، «مجاز»، مصدر ميمى است و به معنى گذشتن و عبور كردن. در فن بيان، مراد از مجاز، استفاده از لفظ در غير از معنى اصلى خود است اما اين استفاده در غير از معنى اصلى، نياز به «قرينه» دارد. به اين معنى كه قرينه، چيزى است كه به وسيله آن مخاطب بايد متوجه شود كه اين لفظ، معنى اصلى خود را نمى دهد تا دچار اشتباه نشود و اعتقاد علماى بديع بر اين است كه مجاز حتما بايد داراى قرينه باشد.
«علاقه» نيز رابطه بين معنى حقيقى و مجازى است. در واقع طبق سنت فن بيان، حتماً بايد بين معنى حقيقى و معنى مجازى، نوعى ارتباط موجود باشد. از نظر لغوى نيز كلمه علاقه، وابستگى را مى رساند و به معنى بندى است كه چيزى را از آن بياويزند. در اينجا نيز علاقه، بندى است كه موجب پيوند معنى حقيقى و مجازى مى شود و به انواع مختلف تقسيم مى شود؛ از جمله علاقه مشابهت.
حال اين بحث را با توجه به دو فرايند همنشينى معنايى و جانشينى معنايى و ارتباط آن با مجاز و استعاره ادامه مى دهيم.
« رابطه همنشينى در اصل رابطه موجود ميان واحدهايى است كه در تركيب با يكديگر قرار مى گيرند و واحدى را از سطح بالاتر تشكيل مى دهند.» (صفوى، ۱۳۸۰:ص۲۷ و ص۲۸) و يا به عبارتى ديگر «واحد يا واحدهايى است كه به هنگام حذف از روى محور همنشينى، معنى خود را به واحد همنشين خود انتقال مى دهد و اين انتقال معنى سبب مى گردد تا معنى تازه اى از واحد غير محذوف درك گردد. در چنين شرايطى است كه مى توان به شناختى از فرايند همنشينى معنايى دست يافت و آن را پديده اى دانست كه سبب انتقال معنايى واحد هاى همنشين به يكديگر مى گردد. در نتيجه همنشينى معنايى ، انتقال معنى واحدها صورت مى پذيرد و اين انتقال مى تواند به حدى برسد كه يك واحد، مفهوم واحد مجاور خود را در بر بگيرد و حضور آن واحد مجاور را حشو سازد. اگر اين انتقال معنى از بسامد وقوع بالايى برخوردار باشد، اين امكان را پديد مى آورد كه واحدى به دليل انتقال معنى اش به واحد مجاور حذف شود و واحد غير محذوف از چند معنايى برخوردار شود... » (صفوى۱۳۷۹،:ص۲۴۵ و ص۲۴۶) پس در واقع, در همنشينى معنايى، پديده انتقال معنى در واحد هايى كه بر روى محور همنشينى در كنار هم قرار مى گيرند رخ مى دهد. آنچه كه در مجاز نيز رخ مى دهد چيزى به جز پديده افزايش معنايى بر روى همنشينى نيست.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |