يكشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sun, Apr 24, 2005
ديپلماتيك
۳۱۱۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
آن سوى خبر
ما، منطقه وجهان
نگاهى به انتخابات رياست جمهورى قبرس
آن سوى خبر
عربستان؛ مباحثه در مورد يك فتوا
«ممنوعيت ازدواج اجبارى در درون خانواده يا قبيله،  گام بلند و بى سابقه اى به پيش در تاريخ عربستان است.» اين نظر زنى است كه روزنامه «الرياض» در شماره روز ۱۴ آوريل خود تنها كلمات اول نام او يعنى «ت. ح.» را ذكر كرد. منظور «ت.ح.» فتواى بى سابقه اى است كه «عزيز الشيخ » ، مفتى اعظم دربار سلطنتى آل سعود، اين هفته صادر كرد و بر اساس آن ازدواجى كه بر خلاف ميل دختر باشد غيراسلامى و نامجاز است.در فتواى الشيخ آمده كه چنين اقدامى به منزله نافرمانى در برابر خداوند و پيامبر اوست و پدرى كه دخترش را به ازدواج اجبارى وادار كند بايد آن قدر در حبس بماند تا از نظر خود برگردد.بنا به يك رسم رايج در ميان خانواده ها و قبيله هاى سعودى دخترى كه تن به ازدواج اجبارى نمى دهد را در بازداشت خانگى نگه مى دارند. در فتواى مفتى اعظم عربستان اين سنت نيز به دوران جاهليت قبل از اسلام نسبت داده شده است و مردم از تكرار و تداوم آن برحذر داشته شده اند.هيجان و شعف «ت. ح.» نسبت به فتواى الشيخ به خوبى قابل فهم است. اين زن كه در استان عسير زندگى مى كند سال ها توسط پدرش دربازداشت خانگى نگه داشته شده است تا سرانجام تسليم شود و به ازدواجى اجبارى با مردى از اقوام خود تن دردهد. با مرگ پدر،  برادر مسؤوليت حبس «ت.ح.» را عهده دار مى شود. ولى او تاكنون كه به سن ۵۰ سالگى رسيده سر تسليم فرو نياورده است.
مورد مذكور ، يعنى مجبور كردن دختران به ازدواج رسم رايجى در سراسر عربستان است. با اين كار خانواده ها يا به مال و منال خوبى مى رسند و يا دلشان خوش است كه دختر را به ازدواج مردى ثروتمند درآورده اند.بسيارى از زنان در وضعيت و موقعيتى نيستند كه مانند «ت.ح.» سال ها مقاومت نشان دهند و تسليم نشوند.
اين تنها «ت.ح.» نيست كه اين روزها از صدور فتواى الشيخ سر از پا نمى شناسد. روزنامه هاى كشور هر روز از زنانى نقل قول مى كنند كه از اين فتوا به شدت خشنودند. براى مثال، يكى از آنها به نام «ام فالح» به روزنامه الرياض گفته است: «اين فتوا به رسم و سنتى زشت پايان مى دهد كه تا حالا كسى جرأت نمى كرد آشكارا در باره آن صحبت كند. فاطين بونداقجى ، رئيس بخش مطالعات زنان اتاق بازرگان «جده »گويى در پاسخ همين شك و ترديدها نسبت به كارايى اين فتوا كه مى گويد: «گام بعدى را بايد خود جامعه بردارد، به اين معنا كه خود زنان بايد براى ارتقاى آگاهى خود و همجنسانشان تلاش بورزند و همزمان هم مكانيسم ها و شرايط لازم براى اجراى چنين احكامى را مطالبه كنند.»
منبع: روزنامه آلمانى «تاتس»
ترجمه: الف. سمايى
ما، منطقه وجهان
برنامه اسرائيل براى نوار غزه
ك. موسوى
با وجود اينكه عقب نشينى اسرائيل از نوار غزه يك برنامه بى حساب و با هدف بازپس دادن راحت اين اراضى به فلسطينى ها نيست، چنين به نظر مى رسد كه انجام اين كار با سه پيچيدگى مهم همراه شود:
۱- چالش اول در درون نوار غزه و در ميان بازيگران فلسطينى است. اين منطقه شاهد نفوذ بلامنازع حماس و گروههاى جهادى است كه توانايى ورود سريع به سياست را دارند. حماس در اين خصوص حالتى شبيه به حزب الله لبنان دارد اما نبايد تفاوت هاى اين دو در دو محيط متفاوت را از نظر دور داشت.
با اين حال، نفوذ سياسى حماس به راحتى با دو عامل برخورد مى كند؛ يكى اينكه تشكيلات خودگردان تحت كنترل فتح با نقش آفرينى همه جانبه حماس دچار تضاد منافع مى شود و از سوى ديگر اسرائيل تحمل مشاهده حماس در رأس امور غزه را ندارد. بدون شك اسرائيل بر اساس همين نگاه بود كه رهبران اصلى حماس در تمامى زمينه هاى معنوى و نظامى را از ميان برداشت و اعلام سياست و اجراى آن را به دوران پس از «ياسرعرفات» موكول كرد. دليل استراتژيك اين سياست مى تواند آن باشد كه هزينه پيمايش بقيه راه بر عهده تشكيلات «محمود عباس» قرار گيرد.
وضعيت كنونى براى تشكيلات آقاى عباس و بازيگران ديگر چنان است كه در آن عامل شكنندگى بوضوح قابل مشاهده است و دقيقاً اسرائيل روى ايجاد اين وضع سرمايه گذارى كرده است.
۲- دولت «آريل شارون» در عين حالى كه تلاش مى كند با خروج از نوار غزه با راحت شدن از هزينه هاى سنگين حمايت از شهرك هاى يهودى نشين، مانند قضيه خروج «ايهود باراك» از لبنان به اصطلاح، رقيب را از انگيزه مبارزه _ يعنى اشغالگرى- خلع سلاح نمايد؛ با اين وجود نحوه برخورد و سرمايه گذارى اسرائيل در مسيرى برنامه ريزى شده است كه از وضعيت شكننده آينده به تمامى به نفع تل آويو استفاده نمايد.
محاسبه استراتژيك اسرائيل آن است كه با دادن نوار غزه، «خروج كامل» مطابق با قطعنامه هاى سازمان ملل متحد از «تمامى اراضى اشغالى (بخوانيم بيت المقدس و كرانه باخترى)» را در عمل به امرى غير قابل بحث تبديل و ضمن حفظ شهركهاى كرانه باخترى، تركيب جغرافيايى و جمعيتى را به گونه اى تنظيم كنند كه يك كشور مستقل فلسطينى در عمل ناقص متولد شود و فلسطينى ها را در حالت تحقيرشدگى نگه دارد. اين سياستى است كه تل آويو موفق به جلب حمايت «جرج بوش» نيز شده است و رئيس جمهورى آمريكا در سخنان اخير خود در هنگام سفر شارون به تگزاس آمريكا به دشوارى عقب نشينى كامل اسرائيل از تمامى اراضى اشغالى پس از جنگ ۱۹۶۷ اشاره معنادارى داشته است.
۳- اما چالش فراروى تشكيلات خودگردان و بازيگران فلسطينى در نوار غزه آن است كه اسرائيل عملاً قصد دارد پس از همه ناز و كرشمه هايى كه بر سر راه خروج از خود نشان خواهد داد، در ادامه مسير از وضعيت نوار غزه به عنوان يك عامل تأخيرى بر سر برنامه هاى آينده فلسطينى ها استفاده كند. به نظرم، اسرائيل تلاش خواهد كرد كه ضمن حائل قرار دادن دولت خودگردان در برابر ساير گروههاى فلسطينى، در عمل چنان حساب سود و هزينه را براى گروههاى فلسطينى بالا برد كه ناچار به انتخاب ميان دو گزينه و هزينه هاى هر كدام از اين گزينه ها قرار گيرند: حفظ وضع موجود (رضايت دادن به برترى ناعادلانه اسرائيل) و يا ادامه مسير مبارزه (و پذيرش برخورد با اسرائيل و تشكيلات خودگردان).
نگاهى به انتخابات رياست جمهورى قبرس
جلوه هاى دردناك
دنياى سياست براى «دنكتاش»
208572.jpg
نفيسه كوهنورد
دنياى سياست بسيارى از زمانها جلوه هاى دردناكى دارد؛ جلوه از آن جهت كه بيننده را حيران مى كند و دردناك از اين رو كه بى رحمانه مى تواند ويران كند، بگذرد و فراموش كند، بى آنكه خود را درگير احساسات انسانى نمايد و به دليل خاطره اى دچار سكون شود.
جمهورى خود خوانده قبرس يكشنبه پيش با مردى وداع كرد كه ۳۰ سال به عنوان رئيس جمهورى خوانده مى شد. در واقع او هويت جمهوريت را براى تركهاى قبرسى به همراه آورده بود.هرچند كه هيچ كشورى جز تركيه چنين هويتى را نپذيرفت.
اما همين هويت به مدت ۳۰ سال ، شمال نشينان قبرس را از فرصت هايى كه جنوبى ها بهره مند بودند، محروم كرد.
هر اندازه هم كه ساحل بخش شمالى زيباتر و بكرتر از جنوب جزيره باشد، عدم پرواز هواپيماها وتحريمهاى اقتصادى بين المللى ، عملاً اقتصاد تركهاى قبرس را بى معنا كرده بود. البته تركيه به عنوان مام ميهن سالها سعى كرد اين كودك را تغذيه كند و شايد چند هتل زيباى پنج ستاره و دو دانشگاه بسيار معتبر نيز حاصل رفتار مادرانه آنكارا بود. اما هيچ يك از اينها به قدر كفايت نتوانست فقر بنيادين در اين منطقه را بپوشاند و سرانجام مردمان شمال جزيره را بر آن داشت كه در همه پرسى ۲۴ آوريل ۲۰۰۴ نظرشان را نسبت به طرح صلح دبيركل سازمان ملل متحد ابراز كنند.
از اين رو همه پرسى اى كه سالها سخن گفتن از آن خيانتى بزرگ محسوب مى شد و «رئوف دنكتاش» وسران و نظاميان جمهورى تركيه انديشيدن به آن را ممنوع كرده بودند، با پاسخى كوبنده مواجه شد: «مردم قبرس شمالى گفتند كه روزگارى ديگر مى خواهند؛ زندگى مرفه و پيشرفته حتى اگر بهاى آن آميختن با كسانى باشد كه همواره از آنان به نام دشمن ياد كرده اند، يعنى يونانيان جنوب جزيره».
دنكتاش نتيجه همه پرسى را نيز كه ۷۰ درصد پاسخ مثبت به طرح عنان بود، تقلب دانست و توطئه بيگانگان براى از بين بردن استقلال جمهورى قبرس شمالى . اما چاره اى جز پذيرفتن آن نيز نداشت ، گرچه باز ، فرياد مردمش را نشنيده گرفت كه آشكارا مى گفتند كه ديگر او را نمى خواهند. رئيس جمهورى ۸۰ ساله پس از همه پرسى اعلام كرد كه ازمقامش كناره گيرى نكرده و به قولى بيدى نيست كه از اين بادها بترسد، اما شايد آن زمان نتوانست دريابد كه بادها به توفانى تبديل خواهند شد. توفانى كه در نهايت او را مجبور كرد كه در آستانه انتخابات رياست جمهورى قبرس شمالى از مقام خود كناره گيرى كند.
گرچه بسيارى از تحليلگران بر اين باورند كه دنكتاش سالها براى شنيدن اين صداها فرصت داشت، اما او حتى زمانى كه نوه اش رواديد بخش يونانى نشين قبرس را گرفت، چشم بر واقعيت بست. حتماً نوه اش به ياد داشت كه پدر بزرگش گرفتن گذرنامه يونانى را خيانت خوانده و چنين عملى را مستوجب دوسال زندان دانسته بود.
اما ترك هاى قبرس تا چه زمانى مى توانستند به جايگزين هاى رفاه و آسايش در زندگيشان احترام بگذارند.
انتخابات رياست جمهورى نيز كه به پيروزى «محمد على طلعت» رهبر حزب جمهوريخواه ترك قبرس با بيش از ۵۰ درصد آرا انجاميد، بار ديگر مهر تأييد برخواسته هاى تركهاى جزيره قبرس بود و «نه» بزرگى به سياستمداران كهنه البته تأثير فشارهاى اتحاديه اروپا بر تركيه و شمال قبرس براى پايان دادن به بيش از سه دهه تنش و يافتن راه حلى براى تشكيل جمهورى واحد در قبرس را نيز نمى توان ناديده گرفت. انكار نمى توان كرد كه اگر فشارهاى بين المللى نبود، شايد هنوز هم سران تركيه و مردان قديمى قبرس شمالى حاضر به باز كردن فضا و پذيرفتن واقعيتها نداشتند. هرچند ، حزب مقتدر عدالت و توسعه تركيه در دو سال اخير با كناره گيرى آرام از دعواى قبرس و اين اواخر، با حمايت ضمنى از طرح عنان و سياستهاى طلعت نشان دادند كه ديگر حاضر نيستند اين طفل نارس را دنبال خود بكشند و آينده خود در راه اتحاديه اروپا را فداى آن كنند.
و از ديگر سو، حتى اگر آنطور كه مخالفان طلعت از دوسال پيش زمزمه مى كنند، آمريكا نيز به نوعى در تحولات جزيره نقش داشت و خواهان خروج نظاميان ترك و يونانى از قبرس بود كه مى تواند زمينه را براى ايجاد پايگاههاى آمريكايى در مديترانه فراهم آورد، باز هم نمى شود حضور تركهاى قبرس مخالف دنكتاش در انتخابات را تنها در چارچوب نقش بيگانگان تفسير كرد.
«احمد نجدت سزر» رئيس جمهورى و «رجب طيب اردوغان» نخست وزير تركيه پس از اعلام نتايج انتخابات، از دنكتاش به عنوان قهرمان ياد و از رشادتهايش تجليل كردند. اما واقعيت اين است كه تاريخ مصرف قهرمانها نيز مى گذرد. گرچه هنوز موزه اى در «گيرنه» شهر زيباى شمال قبرس وجود دارد كه يادآور جنگ خونين جنوبى ها و شمالى هاى جزيره است و هنوز لكه هاى خون فرزندان يك دكتر ترك بر كاشيهاى حمام در اين موزه مانده است اما نسل جوان و جديد شمال جزيره هيچ از آن دوران به ياد ندارند حتى وقتى از برخى جوانان شهرهاى اطراف گيرنه درباره اين موزه مى پرسيدم از وجود آن هم بى اطلاع بودند يا تمايلى به ديدن آن نداشتند چرا كه از نظر آنها هيچ يك از اينها بيكارى و نااميدى آنها را درمان نمى  كرد. اما جالب آنكه بسيارى از جوانان در گيرنه و لفكوشا بر اين باور بودند كه حتى اگر پيوستن به جنوب جزيره و راهى شدن به سوى اتحاديه اروپا نيز سختى هاى ديگرى مانند بالا بردن سطح استاندارد كاريابى را فراهم آورد و يا ماهيت تركها را در يونانيان جزيره كه جمعيتى چندبرابر را دارا هستند ذوب كند باز هم ماندن در پشت ديوارهاى تحريم ديگر خوشايندشان نيست، اما همه نيز معتقد بودند كه تا زمان حضور دنكتاش هيچ چيز تغيير نخواهد كرد و نخست، او بايد برود و بعد آنها بتوانند به دردهاى ديگر برسند.
دردناكى جلوه انتخابات قبرس اين است: دنكتاش پس از سالها مقاومت ناچار شد صندلى خود را به كسى واگذار كند كه روزگارى او را خائن وطن ناميده بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |