|
بخش سوم
«وايت بيكر» و كشف سرچشمه هاى نيل
|
|
|
بعد از «اسپك» و «ريچارد برتون» يك انگليسى جست وجوگر بى پروا به نام «ساموئل وايت بيكر» در تاريخچه كشف سرچشمه هاى نيل جاى ارجمندى دارد. «ساموئل وايت بيكر» در سال۱۸۲۱ م (۱۱۹۹ شمسى) در يك خانواده ثروتمند انگليسى در شهر لندن ديده بر جهان گشود. پدر «بيكر» مرد ثروتمندى بود. او صاحب يك كشتى، يك بانك و مدير يك شركت راه آهن بود. «بيكر» تحصيلات خود را در رشته مهندسى به پايان رسانده بود و به خاطر همين تخصص، راه اندازى نخستين راه آهن امپراتورى عثمانى را بر عهده گرفت. «بيكر» عاشق شكار بود و براى شكار ببر و فيل بارها به نقاط مختلف جهان از جمله «سيلان» و «بالكان» سفر كرد. «بيكر» علاوه بر شكار به جغرافيا نيز علاقه زيادى داشت. از اين رو آفريقا براى ارضاى تمايلات او جاى بسيار مناسبى به شمار مى رفت. «بيكر» مصمم بود كه در مسير رود نيل به سرچشمه هاى آن دست يابد و در ضمن چنين سفر پرهيجانى، در كرانه هاى آن رود به شكار حيوانات بپردازد. «بيكر» پيش از آنكه سفر اكتشافى خود را آغاز كند در «سودان» براى ارتباط با مردم بومى، زبان عربى را به خوبى فراگرفت. «بيكر» در اواسط ماه آوريل ۱۸۶۱ م (۱۲۴۰ هجرى شمسى) به همراهى همسرش، مصر را به قصد كشف سرچشمه هاى نيل ترك كرد. «بيكر» و همسرش در اوج گرماى تابستان كه دماى هوا در سايه، از ۴۵درجه سانتيگراد مى گذرد از «صحراى نوبيا» گذشتند. اين زن و شوهر ماجراجو در ماه ژوئن همان سال با بالا آمدن آب نيل به وسيله قايق به دورافتاده ترين نقطه خاك مصر در مرز حبشه رسيدند. در اين هنگام گل و لاى نيل و مگس هاى «تسه تسه» ادامه سفر را غيرممكن ساخته بود. آنها سه ماه در آن نواحى ماندند و سرانجام در ماه آوريل همان سال از يك مسير فرعى به شهر خارطوم پايتخت سودان رسيدند. در اين موقع «بيكر» از انجمن جغرافياى سلطنتى انگلستان پيامى دريافت كرد. در اين پيام آمده بود كه: «از قرار معلوم« پتريك »Pethrick كه مأمور يافتن« اسپك »و«گرانت »بود كشته شده است اين مأموريت به شما محول مى شود. آنها را زنده پيدا كنيد.» خوشبختانه «بيكر» و همسرش «اسپك» و «گرانت» را زنده پيدا كردند و از آنها براى ادامه سفر خود اطلاعاتى به دست آوردند. اين زن و شوهر ماجراجو براى رسيدن به نقطه مورد نظر خود مدت ۹ماه در لاتوكا Latuka به انتظار نشستند. سرانجام بارانهاى سيل آسا به پايان رسيد و آنها سفر خود را ادامه دادند. در حالى كه رنج سفر رمق «بيكر» را گرفته بود با تب و درد پس از چند روز پياده روى سرانجام به قلمرو «بونيورو» Bunyoro رسيد. رئيس بوميان منطقه به او گفت: يك درياچه بسيار بزرگ، خيلى بزرگتر از درياچه ويكتوريا در منطقه دوردستى وجود دارد. اين اطلاعات غلط براى هرچه بيشتر پول گرفتن از او بود، در حالى كه دروغ مى گفت و فاصله آنها با درياچه بيش از ۱۰روز پياده روى نبود. اين بومى فريبكار همين بلا را قبلاً بر سر «اسپك» و «گرانت» آورده بود. يكى ازملازمان فرمانرواى منطقه به طور محرمانه «بيكر» را آگاه كرد كه درياچه موردنظر در همان نزديكى هاست. رئيس بوميان هم كه جز سركيسه كردن «بيكر» هدف ديگرى نداشت وقتى مطلع شد كه «بيكر» ديگر چيزى براى دزديدن و غارت كردن ندارد او را به حال خود گذاشت. سرانجام پس از سفرى بسيار رنج آور و طاقت فرسا «بيكر» و همسرش در ۱۴مارس ۱۸۶۴ (اسفند ۱۲۴۲ شمسى) به آن درياچه بزرگ پرآب رسيدند و «بيكر» به ياد شاهزاده تازه درگذشته انگليسى نام آن درياچه را «آلبرت» گذاشت. «بيكر» براى آن كه مطمئن شود كه اين درياچه به رود نيل راه دارد با همسرش سوار قايقى شكسته شدند و با به خطر انداختن جان خود و پس از تحمل مرارتهاى زياد به منطقه اى رسيدند كه رود نيل به درياچه ويكتوريا پيوسته مى شد. «بيكر» و همسرش از همان راه به درياچه «آلبرت» برگشتند و اين بار به سوى شمال رفتند و به منطقه اى رسيدند كه سرچشمه رود «نيل سفيد» بود. «بيكر» كشفيات خود را در پايان سفر در اختيار انجمن سلطنتى جغرافياى انگلستان گذاشت اما از نظر انجمن مذكور كشف «درياچه آلبرت» با تمام اهميتى كه داشت به معنى كشف سرچشمه نيل نبود. از اين رو انجمن سلطنتى جغرافياى انگلستان به ماجراجوى ديگرى به نام «ليوينگستون» مأموريت داد تا دنباله كار را بگيرد و سرچشمه هاى واقعى نيل را كشف كند.
|