يكشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sun, Apr 24, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۱۱۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
وحدت در سايه تحمل
كتاب انديشه
وحدت در سايه تحمل
ما هم مسلمانيم!
208545.jpg
بخش دوم و پايانى
به انگيز ه كنفرانس بين المللى وحدت اسلامى
|وهبه مصطفى الزحيلى |ترجمه محمد مقدس

هم اهل سنت و هم شيعيان، همگى بايد كار حساب و رسيدگى به خطاهاى [بندگان خدا] را اعم از اينكه مربوط به عدالت صحابه يا زير سؤال بردن برخى از آنان يا مسأله خلافت يا امامت و نيز متعلق به مسائل اجتهادى باشد، به خدا واگذارند. چرا كه مثلاً در خصوص اجتهاد و مجتهد، اگر درست اجتهاد كرده باشد دو ثواب و اگر خطا كرده باشد يك ثواب برايش منظور مى شود. چون به هر حال بيشترين تلاش خود را براى نيل به حق و صواب به كار برده و تا وقتى كه از پختگى علمى، توانايى اجتهاد، حسن نيت، عدالت و پرهيزكارى برخوردار است و كسى از او لغزش و خطاى فاحشى نديده، توان و امكان مساعدى براى نيل به حق و راه هدايت، دارد. اصل راهنماى اهل سنت در اين ميان چنين است: نبايد آن خونهايى را كه خداوند متعال شمشيرهاى ما را از آن پاك ساخته به زبان آلوده سازيم. آنچه ميان صحابه اتفاق افتاده، نوعى اجتهاد است زيرا به نظر ما، صحابه، افراد عادلى هستند.
ح - اهل سنت و شيعيان در گراميداشت اهل بيت و محبت و دوستى آنان، وجه ا شتراك دارند زيرا خداوند خود در قرآن مى فرمايد: «قل لا اسالكم عليه اجرا الا المودة فى القربى» (سوره شورى - ۲۳) (بگو: براى اين رسالت از شما مزدى نمى خواهم جز دوستدارى خويشاوندان خود را) در حديث آمده است؛ «فرزندان خود را بر سه خصلت، تربيت كنيد: عشق به پيامبر، عشق و محبت به خاندان او و تلاوت قرآن. زيرا حاملان قرآن روزى كه در آن سايه اى جز سايه خدا نيست همراه با پيامبران و برگزيدگان خداوند، زير سايه خدا خواهند بود.» نمازهاى واجب يا مستحب نيز جز با سلام و درود بر محمد و آل محمد، صحيح نيست.
و اين خود روزنه اميد و اساس همگرايى و تحقق وفاق ميان اهل سنت و شيعيان است؛ هر چند شيعيان مفهوم اهل بيت را تنها به اصحاب كسا (آل عبا) (على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام) منحصر مى سازند و اهل سنت، گستردگى بيشترى به آن داده و مى گويند: درست تر آن است كه آنها كسانى هستند كه زكات برايشان حرام شده و شامل خاندان على، خاندان جعفر، خاندان عقيل و خاندان عباس مى شود.
امهات المؤمنين [زنان پيامبر (ص)] نيز در شمار اهل بيت قرار دارند زيرا خداوند متعال در آيه وارده درباره آنها با عنوان : «يا نساء النبى (ابتداى آيه ۳۲ سوره احزاب) (اى همسران پيامبر) آورده است : «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهر كم تطهيرا» (سوره احزاب - ۳۳) (خداوند مى خواهد از شما اهل بيت هر پليدى را بزدايد و شما را به شايستگى پاك گرداند.)
ط - مشاركت در تأليف مقاله ها و پژوهش هاى مقايسه اى در زمينه هاى اسلامى شيعى يا سنى، در سوريه و لبنان، به منظور نزديك سازى ديدگاهها به يكديگر، كاهش حدت و شدت تعصب ها و تنش هاى مذهبى و اصرار بر ساختن پلهاى همكارى، تسامح و گفت وگو.
آنچه گفته شد، نمونه هايى از روند تقريب مذاهب اسلامى در كشور سوريه و ديگر كشورهاى سرزمين شام بود كه مى توان گفت نمونه هايى عملى و حاكى از آنند كه تفاوتهاى اجتماعى ميان اهل سنت و شيعيان در اين كشورها، تقريباً از ميان رفته است.
ملاحظاتى در خصوص استراتژى تقريب مذاهب اسلامى
براى تدوين استراتژى تقريب مذاهب اسلامى توجه به چند نكته ضرورى است:
يكم - كوشش در راستاى تعميم فرهنگ گفت وگو و تفاهم، ديدار ميان اهل سنت و شيعيان، خشك گرداندن ريشه هاى تعصب، گسترش روح تسامح، مهرورزى و حسن ظن، سرشارى دلهاى مؤمنان از اعتماد و اطمينان، اجتناب از هر آنچه كه به تفرقه و نفرت مى انجامد و پيروى از آنچه كه منابع اساسى و اصلى اسلامى مقرر مى دارند.
و نيز چشم پوشى از ميراث كهنه به جاى مانده اى كه در كتابهاى هر دو گروه مى توان سراغ گرفت كه گاه بر زبانها جارى شده و به ميان عوام و جاهلانى كه معمولاً از كاه كوه مى سازند و اقدامات نابهنجار و ناروا انجام مى دهند راه يافته باعث دور ساختن هر گروه از ديگرى مى گردد. بدبختى امت نيز در اقدامات جاهلانه و عوام است كه با به زبان راندن سخنان زشت و زننده، اهانت بار حتى در هنگام تلقين مردگان و نيز تبرى جستن از صحابه و سب، لعن و نفرين آنها آتش كينه واختلاف را بر مى افروزند. همچنانكه سطحى نگرى طلاب دينى هر دو گروه، شتاب زدگى در داورى نسبت به طرف مقابل، عدم تعمق در فهم و درك نظريات ديگران، مبادله اتهام ها و تكذيبها و عدم پذيرش هر گونه عذرى در ارزيابى مواضع ديگران، همه و همه منجر به تجسم تفرقه و تقويت اختلاف ها مى گردد.
دوم - اينكه بايد علماى تقريب، داراى مواضع عملى، مراكز و شعبى در كشورهاى اسلامى به منظور تعميم انديشه هاى تقريب باشند؛ بايد بتوان از گذشته ها - هر چه كه بود، خوب يابد - در گذشت و طرفين نسبت به يكديگر «كوتاه» بيايند تا بدين ترتيب احكام شرعى نزديكتر به روح شرع و هدفهاى عمومى آن باشد و آوازه مسلمانان بركنار از هر گونه توهين يا آلودگى گردد؛ يادآور مى شود كه از طرف اهل سنت كه به خاستگاههاى شيعه احترام مى گذارند، هيچ گونه مشكلى وجود ندارد. بسيار مفيد است كه كنفرانس ها و گردهمايى هاى تقريب، در موضوعهاى انتخابى و مفيد بطور ساليانه براى گفت وگو در مسائل مطرح شده، برگزار گردد.
سوم - مجله تقريب مذاهب (رساله التقريب) نيازمند گسترش دامنه انتشار و توزيع، ايجاد دريچه اى براى مناقشه در مسائل مختلف، آزادى بيان دادن به ديگران و منتقدان و عدم تحميل ديدگاه معينى است. من خود تجربه همكارى با دبيران يا سردبيران برخى مجلات شيعى را داشته ام؛ آنها هر نظرى را كه مخالف نظر خودشان، مذهبشان و گرايش هايشان باشد، رد مى كنند و به تخطئه نويسنده اش مى پردازند و اين باعث ايجاد عقده، اجحاف و عدم مشاركت و همكارى ديگران در ارائه مقالات و مطالعات مختلف مى شود. دست اندركاران مجلات شيعى، معمولاً چندان استقبالى از سخنان و سخنرانان يا نويسندگانى كه با نظرشان مخالف باشند، نمى كنند حال آنكه منبر قلم و سخن بايد آزاد باشد و امتيازش نيز به همين آزادگى است.
چهارم - بايد به هر آنچه كه به تحقق وحدت امت و پاسدارى از آن مى انجامد و عزت و كرامت آن را صيانت مى بخشد، اولويت داد، بايد تمامى امكانات و توان امت براى پاسخ به تجاوز، به كار گرفته شود و همه نيروها درگير ريشه كن ساختن تجاوز متجاوزان و ستمگرانى شود كه به قتل گروه گروه مسلمانان عزم خود را جزم كرده اند امرى كه همه جا به ويژه در عراق، افغانستان و جاهاى ديگر، اتفاق مى افتد.
ما بايد به سربازان مقاومت و دفاع از كشورها، با پول، سلاح، نيرو، برنامه ريزى و همكارى كمك كنيم و براى حمايت آنان در برابر نيروهاى شر و به منظور عدم انتشار يا انتقال اين بلاى خانمانسوز به ديگر ملل اسلامى و آگاهى دادن به مردم كه مسلمانان نه شيعه، نه سنى بلكه واقعاً امت واحدى هستند، يارى رسانيم.
همچنانكه بايد برخى فتواهاى گمراه كننده اى كه عمليات فدايى را عمليات انتحارى و نه شهادت طلبانه مى خوانند و يا رزم در كنار مقاومت در عراق را تحريم مى كنند، به شدت محكوم كرد. چنين فتواهايى، بهترين هديه يا خدمتى است كه مى توان تقديم نيروهاى اشغالگر و سران جنايتكار و سركش آنان كرد. همچنين بايد فتواهاى تكفير نسبت به ديگران را نيز به يكسو نهيم.
پنجم - حتماً بايد ميثاق يا اعلاميه اى صادر شود كه طى آن هر گونه فعاليت تبليغى، مذهبى و فراخوانى به مذهب ديگر، منع شود. آنچه در حال حاضر در خصوص نشر و گسترش مذهب تشيع در روستاها، آبادى ها و شهرهاى سوريه با تكيه بر صرف اموال و پاداش هاى مادى در برابر پذيرش تشيع، شاهد آنيم كه با ساده ترين اصول تقريب، منافات دارد؛ اين درست در جهت عكس آرزويى است كه در خصوص افشاندن بذر محبت و اعتماد به جاى كينه و نفرت داريم. در غير اين صورت حرف ما با عمل مان و ظاهرمان با باطنمان، متفاوت خواهد بود. نه شيعيان آنقدر كم هستند كه لازم باشد تعدادشان زياد شود و نه اهل سنت صاحب شمار بيشتر و فراوانترى هستند كه تبديل صدها تن از آنان به شيعه، زيانى متوجه ايشان نسازد. اين موارد را خيلى صريح بيان كردم: اگر چنين نكنيم كار و روش ما بيهوده خواهد بود [نبايد چنان باشدكه ] در نهان كارى كنيم كه با آنچه بايد انجام دهيم متفاوت باشد.
بياييد شعار اساسى و خدشه ناپذير خود را هم در تئورى و هم در عمل، آيه: «ان هذه امتكم امة واحدة و انا ربكم فاعبدون» (سوره انبياء - ۹۲) (به راستى اين امت شماست. امتى يگانه و من پروردگار شمايم بنابر اين مرا بپرستيد.)، قرار دهيم. سپاس خداى را كه پيش از وجود مذاهب و فرقه ها و تقسيم مسلمانان به گروههاى مختلف و دسته جات متخاصم، نعمت ايمان و اسلام را ارزانى ما داشت.
كتاب انديشه
يادواره پل سويزى
208554.jpg
* زير نظر خليل رستم خانى
* نشر بازتاب نگار
پل مارلو سويزى (۲۰۰۴ - ۱۹۱۰) كه او را «رهبر اقتصاددانان راديكال» لقب داده اند، مشهورترين محقق ماركسيست آمريكايى است كه نفوذ فكرى اش از گستره جهانى برخوردار است. او با انتشار نشريه «مانتلى ريويو» تجزيه و تحليل مصائب ناشى از سيطره سرمايه دارى و بررسى علل و ريشه هاى آن پرداخت.
پل سويزى كه آثارش به افكار ماركس و جوزف شومپتر بسيار نزديك بود، همچون آنان تحليل و نقدى تاريخى از توسعه اقتصاد سرمايه دارى ارائه كرد.
كتاب حاضر مجموعه اى از شرح زندگى، آثار و آراى سويزى است. بخش اول كتاب مقاله اى است كه به طرح مهم ترين نظريات سويزى، تاريخچه نشريه مانتلى ريويو و مؤسسه انتشاراتى او و نيز آراى همكاران «مانتلى ريويو» مى پردازد. بخش دوم كتاب نمونه هايى از آراى نظرى و سياسى سويزى را در بر مى گيرد. در همين بخش دو گفت و گو با سويزى آمده است كه بيانگر مجموعه اى از نظريات او درباره گستره اى از مسائل مختلف است.
بخش سوم كتاب به قضاوت هاى دوستان و همفكران او اختصاص دارد و سرانجام در بخش پايانى به برداشتها و خاطره هايى از تماس و گفت و گو با سويزى و نيز ترجمه آثار او اختصاص دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |