يكشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sun, Apr 24, 2005
زنان
۳۱۱۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
طلاق در اسپانيا آسان شد
كنگره اسپانيا، لايحه اى را تصويب كرد كه با اجراى آن، مدت زمان انجام  طلاق خانواده ها در اين كشور اروپايى از چندسال به چند روز كاهش مى يابد.
  لايحه «اصلاح قانون طلاق » كه روز پنجشنبه با رأى ۱۹۲ موافق۱۲۷، رأى ممتنع  و فقط ۵ رأى مخالف از تصويب كنگره اسپانيا گذشت،با حذف مقررات دست وپاگير  مربوط به طلاق، به زوجهاى متقاضى جدايى امكان مى دهد در كمتر از يك ماه، به طور رسمى از يكديگر جدا شوند.
  اين قانون در حالى به تصويب رسيد كه طلاق در اسپانيا به عنوان يك كشور  كاتوليك - مذهبى كه در آن طلاق ممنوع است - در حال حاضر سه سال طول مى كشد.
  بر اساس قوانين كنونى،زن و شوهرى كه متقاضى طلاق هستند، پيش از درخواست
  رسمى آن، بايد دست كم به مدت دو سال از يكديگر جدا زندگى كنند.
  روند مربوط به تحقق قانونى طلاق پس از مدت يادشده نيز بيش از يكسال به  طول مى انجامد.
  حزب حاكم سوسياليست اسپانيا كه تغيير قانون طلاق را يكى از وعده هاى  انتخاباتى خود،اعلام كرده بود، هدف از اين اقدام را گسترش آزادى شهروندان  بيان كرده است.
  بر اساس مصوبه كنگره، از اين پس ، مدت زمان انجام رسمى طلاق از زمان  تحويل دادخواست به دادگاه حداكثر سه ماه خواهد بود و در صورت توافق كامل دوطرف در اين زمينه، آنان ظرف چند روز، برگه طلاق را به طور رسمى دريافت  مى كنند.
  يكى از بندهاى بحث انگيز قانون جديد طلاق، نحوه سرپرستى كودكان است كه  در آن، تصريح شده است سرپرستى فرزندان را هر يك از والدين مى توانند بر عهده بگيرند.
  به موجب مصوبه كنگره، در صورتى كه يكى از دوطرف طلاق، خواستار قيموميت  فرزندان خود باشد، با موافقت دادستان و يا تشخيص قاضى، سرپرستى كودكان به  او واگذار خواهد شد.
  اين بند، مخالفت گسترده بسيارى از گروههاى هوادارحقوق زنان را برانگيخته  است زيرا آنان معتقدند اولويت سرپرستى كودكان با مادران آنها است.
  «خوسه لوييس رودريگز زاپاته رو» نخست وزير اسپانيا وعده داده است كه  بند مزبور را هنگام تأييد قانون يادشده در مجلس سنا اصلاح كند.
  كنگره اسپانيا در راستاى اصلاح قانون خانواده روز پنجشنبه همچنين تصويب  كرد كه انجام امور خانه و وظايف خانوادگى، يك امر مشترك ميان زوجهااست كه  هر دو بايد در اجراى آن، همديگر را يارى دهند.
  به اين ترتيب، زن و مردى كه با يكديگر ازدواج مى كنند، طبق قانون، نه  تنها مجبور به زندگى با يكديگر هستند بلكه هر دو بايد در تمامى امور خانه  و مراقبت از فرزندان به طور مشترك نقش ايفا كنند.
  اين قانون در شرايطى در اسپانيا به تصويب رسيد كه ميزان طلاق در اين  كشور جنوب غربى اروپا به طور روز افزونى گسترش مى يابد.
  همزمان با تصويب قانون تسهيل طلاق، كنگره اسپانيا يك لايحه جنجالى ديگر  يعنى به رسميت شناختن ازدواج همجنس بازان را هم به تصويب رساند.
  اين مصوبات در كنار تسهيل مقررات آزادى سقط جنين، حذف مذهب از فهرست  درسهاى اجبارى دانش آموزان و كاهش كمكهاى دولتى به كليسا خشم واتيكان و  نهادهاى مذهبى اسپانيايى را برانگيخته است.
جنبش خدمات اجتماعى زنان فرانسه ، آمريكا و واتيكان
عاطفه طهماسبى
در حالى كه ۵ ماه تا برگزارى جلسه آينده سازمان ملل در ماه سپتامبر براى بررسى پيشرفت هاى اين هزاره باقى مانده است،جنبش خدمات تنظيم خانواده فرانسه، ازاروپا و فرانسه خواسته است كه براى دفاع از حقوق زنان بويژه در زمينه بهداشت در مقابل دشمنانشان كه آمريكا و واتيكان هستنداقداماتى صورت گيرد.
به گزارش خبرگزارى سينا ، در اين هفته « فرانسواز لورانت» ، رئيس جنبش خدمات تنظيم خانواده فرانسه ، در يك گردهمايى در باره تعيين سطح حقوق زنان وميزان بهداشت جنسى چنين اعلام كرد: «در ماه سپتامبر آينده، ما به ۱۸۹ كشور عضو، مخالفان اين مسائل را معرفى خواهيم كرد.»
او در گفت و گو با خبرگزارى فرانسه يادآورى كرد كه مهمترين اين مخالفان واتيكان و آمريكا هستند.
رئيس جنبش خدمات تنظيم خانواده فرانسه،درادامه سخنان خود گفت : « پاپ با اعلام ممنوعيت استفاده از محافظ بهداشتى براى جلوگيرى از باردارى ( كاندوم)، باعث مرگ ۱۲ ميليون انسان شده است.» به موجب تحليل ها و گزارش هاى فدراسيون بين المللى تنظيم خانواده ، آمريكا با اعمال فشار زياد در دنيا سعى دارد كه تولد و زايش را، كه در اصل مربوط به سقط جنين مى شود، از فهرست بحث هاى بين المللى تنظيم خانواده حذف كند؛ و اين كشور تمايل دارد كه از بيمارى مهلك ايدز صحبت شود ولى سخنى از ناهنجارى هاى جنسى به ميان نيايد و نيز توصيه هاى بهداشتى رايج شود، ولى استفاده از محافظ هاى مناسب توصيه نشود.
به گفته وى ، سالانه مبالغ زيادى در زمينه درمان بيمارى ايدزهزينه مى شود، با اين حال تا كنون براى پيشگيرى از اين بيمارى اقدام خاصى صورت نگرفته است.
لورانت گفت : « براى خدمات تنظيم خانواده مهم است كه بهداشت جنسى ، تولد و زايش از موضوعات مورد بحث اين هزاره شود. سلامت جنسى و تولد وزايش مرتبط با سلامت زنان و نوزادان و نيز پيشگيرى از مشكلات سقط جنين يا انتقال بيمارى هاى جنسى ازجمله ايدز است.»
رئيس جنبش خدمات تنظيم خانواده فرانسه افزود :« اگر بهداشت زنان موردتوجه قرار نگيرد ، نمى توان از پيشرفت آنها نيز سخنى به ميان آورد.»
در سپتامبر سال ۲۰۰۰درشهر نيويورك ۱۸۹ كشور عضو سازمان ملل براى اين هزاره هشت موضوع را به تصويب رساندند.
در اين گردهمايى، حاضران، آمار هاى اخير سازمان بهداشت جهانى را نيزياد آورى كردند: «هرساله دردنيا ، ۵۲۹هزار زن دردوران باردارى و هنگام زايمان از بين مى روند كه ۶۸هزار موردمرگ و ميرآنان ناشى از سقط جنين است كه ۹۹ درصداين زنان از كشورهاى فقير و جهان سومى هستند.»
به هر حال به دلايل اجتماعى و روانشناسانه، زنان بيشتر در معرض ويروس ايدزقرار دارند و صدمه مى بينند. در آفريقا احتمال انتقال اين بيمارى براى زنان سه برابر بيشتر از مردان گزارش شده است.
هنرگوش دادن
208515.jpg
دوستى تعريف مى كرد: «مادر شوهرم براى ديدن خواهرش به آمريكا رفته بود و پس از اقامت طولانى به ايران بازگشت. در تماس تلفنى زمان ورودش را به ما اطلاع داد و گفت مى خواهد راجع به اتفاق وحشتناكى كه رخ داده بود، صحبت كند. در راه بازگشت از فرودگاه به خانه گفت: نمى دونى كه چه بلايى به سر ما آمد. وقتى كه از فلوريدا به نيويورك مى رفتيم تا خود را به فرودگاه برسانيم، دچار حادثه شديم. يك بار ماشين ما خراب شد. به زحمت آن را تعمير كرديم. اما هنوز نيم ساعتى نگذشته بود كه تصادف كرديم. اين موضوع باعث شد كه من نتوانم خودم را بموقع به فرودگاه برسانم. اگر كمك يكى از مأموران فرودگاه نبود من الآن در ايران نبودم. من پاسخ دادم: واقعاً كه وحشتناك بود. من... در اين موقع پسرم با شوق گفت: مامان بزرگ حاجى فيروز را ببين. او ضمن نوازش پسرم گفت: متشكرم كه به حرف هايم گوش كردى و سعى نكردى با تعريف يك واقعه مشابه كه برايت اتفاق افتاده با من همدردى كنى.»
گونه هاى من از شرم سرخ شد. آن روز به صحبت مادرشوهرم و حقيقت نهفته در آن فكر كردم. بارها اتفاق افتاده بود كه خود من در شرايط مشابهى قرارگرفتم و درست زمانى كه مى خواستم درباره حادثه اى كه رخ داده و يا موضوعى كه سبب ناراحتى ام شده، با كسى صحبت كنم، طرف مقابل فورى حرفم را قطع مى كرد و با گفتن: «درست همين موضوع براى من پيش آمد» شروع به تعريف ماجرا كرده و پس از چند دقيقه متوجه مى شدم كه مشكل من فراموش شده و يا داريم راجع به مسائل ديگر مثل فرزندان حرف نشنو، رئيس بد اخلاق و مستبد و ... صحبت مى كنيم.
معمولاً ابراز همدلى و همدردى با اين جمله آغاز مى شود:«مى دونم كه چه احساسى دارى.» طبيعى ترين كار اين است كه سعى كنيد دوستتان را دلدارى داده و به او اطمينان بدهيد كه تنها نيست. حوادث و فجايعى كه اتفاق مى افتد در ظاهر شبيه به هم اند، اما اگر به دقت به آنها نگاه كنيم مى بينيم هر حادثه اى مانند اثر انگشت انسان، منحصر به فرد است. زيرا برداشت هر فردى از زندگى با ساير افراد تفاوت دارد. حتى ممكن است دو خواهر يا برادر دوقلو نيز در برابرحوادث مشابه واكنش متفاوتى نشان بدهند. گفتن: «من درد تو را احساس مى كنم» مقدمه اى براى نصيحت كردن است.
در چند سال گذشته، هنر گوش دادن ناديده گرفته شده و جامعه پوياى كنونى توجهى به گوش فرادادن نمى كند. اطلاعات با سرعت هرچه تمامتر ما را بمباران مى كند، در ظاهر ما مى شنويم، ولى حقيقت امر اين است كه تظاهر به شنيدن مى كنيم. گوش دادن به سخن ديگران نشان دهنده توجه و نگرش منطقى شنونده است و بيانگر اين مطلب كه: «من به تو و آنچه بيان مى كنى توجه دارم.»
انگار دارم با ديوار صحبت مى كنم
همه ما علاقه منديم با افرادى صحبت كنيم كه به سخنان ما گوش بدهند. سخن گفتن با فرد يا افرادى كه مانند ديوار سرد و بى احساس هستند و گوش به صحبت ما نمى دهند، كارى بيهوده است. زمانى كه صحبت از مصاحبت، مراودت و ارتباط اجتماعى است، ديوارهاى آجرى هيچ فايده اى ندارند. شنوندگان دقيق و علاقه مند اين حس را به ما منتقل مى كنند كه آنچه بيان مى كنيم بسيار با ارزش است. براى بيان توجه و علاقه مان به فرد گوينده راههاى مختلفى وجود دارد كه شيوه هاى آن را مى گوييم.
صبور باشيد: بسيارى از كسانى كه مشتاق كمك به ديگران اند، سخن طرف مقابل را قبل از خاتمه سخن و درك مقصود اصلى او قطع مى كنند. اين عمل سبب مى شود كه راه حل پيشنهادى اشتباه باشد. اجازه دهيد طرف مقابل صحبت خود را به پايان برساند. همه ما آرزو داريم وقتى در برابر مشكلات احساس ضعف مى كنيم يا سرآسيمه و آشفته هستيم و يا حتى خيلى خوشحاليم با دوستى صحبت كنيم. اتفاق آن روز به من آموخت كه زمانى حرف هم صحبتم را قطع كنم كه او بخواهد. ياد گرفتم كه مطابق خواست طرف صحبتم عمل كنم.
در چشمان طرف مقابل نگاه كنيد: براساس يك گفته قديمى «چشمان هر انسانى، پنجره روح او است. شما با نگريستن به چشمان طرف مقابل بهتر مى توانيد نگرش و احساس او را كشف كنيد. چشمان شما، منظور اصلى شما را بيان مى كند. اگر وقتى كه صحبت مى كنيد، همصحبت تان به شما نگاه نكند، عصبانى مى شويد و حتى ممكن است فراموش كنيد كه چه مى خواستيد بگوييد. اين موضوع در مورد كودكان نيز صدق مى كند. نگريستن به چشمان فرزندانتان به آنان قوت قلب مى دهد و بيانگر علاقه و توجه شما است.
تمركز فكر داشته باشيد: گوش دادن به صحبت ديگران كار مشكلى است، بويژه زمانى كه موضوع مورد بحث براى شنونده جالب نباشد. عدم تمركز، حواس شما را پرت مى كند و اين حالت سبب مى شود كه هنگام پاسخگويى يا اظهارنظر، اظهارات شما واقعى و مفيد نباشد. سعى كنيد به سخنان طرف مقابل توجه داشته باشيد حتى اگر موضوع صحبت براى شما جذاب و جالب نباشد، زيرا با دقت گوش فرادادن، سبب تمركز شما مى شود.
منبع: اينترنت
ترجمه و تأليف: معصومه پيروز بخت
رهايى از تصورات نادرست مردان
208497.jpg
مهتاب احمدى
زنان چگونه مى توانند خود را از تصورات نادرست مردان برهانند؟ شايد براى بررسى اين موضوع بهتر باشد به نقد گوشه اى از قطعنامه تنظيم شده در چهارمين كنفرانس حقوق بشر به سال ۱۹۹۷ بپردازيم. در اين قطعنامه آمده است:
«بايد در نگرش مردان به زنان تغيير داده شود و زنان به مردان يارى رسانند، در برداشتهاى خود نسبت به آنان تجديدنظر كنند.»(۱)
در اين جمله ابتدا، از مردان خواسته شده نگرشهاى خود را نسبت به زنان تغيير دهند. اما، به نظر مى رسد اين امر نيازمند زمانى طولانى و آموزشهايى گسترده باشد، زيرا گروه مورد نظر ما افرادى تأثيرپذيرفته از پدران و پدربزرگانشان هستند كه نسل اندر نسل در مقابل پذيرش برابرى زن و مرد ايستادگى كرده اند و از برابرى خود با آنان شانه خالى كرده و مى كنند و با وجود شواهد بسيار باز هم نخواسته اند توانايى زنان را در تمامى عرصه ها بپذيرند. اين در حالى است كه زنان در اثبات كارآمدى خويش قدمهاى بلندى برداشته اند و ثابت كرده اند با وجود فشارهاى اجتماعى و محبوس ماندن در پستو خانه ها، تواناييهاى خود را به عنوان يك انسان سالم حفظ كرده و مى كنند.
اما گويى مردان در مقابل تمامى موفقيت هاى بانوان پرده اى از فراموشى به روى چشمهايشان كشيده اند و به باورهاى موجود در ضمير ناخودآگاه خود كه انباشته از نيروهاى تحقير و تضعيف زنان است بيشتر از عقل ديده خويشتن، ايمان دارند.
حال از خود مى پرسيم چه بايد كرد؟ و چگونه مى توان ايشان را متوجه اشتباهات باورى خود وگذشتگانشان كرد؟
به راستى خود زنان براى بيان وجود حقيقى خويشتن، چگونه مى توانند قدم بردارند؟
در قسمت دوم جمله بالا به اين مسأله اشاره شده است است كه «زنان بايد به مردان يارى رسانند در برداشتهاى خود نسبت به آنان تجديدنظر كنند.» شايد بتوان معنى نهفته در اين جمله را به آسانى دريافت، ولى گمان مى رود عمل به آن بسى سخت باشد، زيرا تا زمانى كه زنان به جوهره خدادادى و تواناييهاى خفته درون خويش آگاهى نيافته باشند، نخواهند توانست به اثبات خويشتن بپردازند و بعد از اين دريافت است كه مى توانند با اعمال خود به مردان ثابت كنند، تنها يك جسم نيستند و همانند ايشان روحى دارند كه با روح زندگى دمادم در جريان است و مانند آنان به خوبى قادرند در روند روبه رشد جامعه و فعاليتهاى اجتماعى و اقتصادى و سياسى شركت و در تمامى قسمتها نيز توانايى برابرى با آنان را داشته باشند.
شايد براى اثبات برابرى مرد و زن نياز به برگشت به عقب و يادآورى اين مطلب باشيم كه در خلق يك انسان، هم به جنس مؤنث و هم مذكر نياز است و بدون هركدام، وجود يك فرد جديد ،منتفى است و نيز بايد بدانيم هرچند در خلق نوع ، مرد و زن با هم دخالت دارند ولى حفظ آن با اين است. مادر است كه در روزهاى زندگى جنينى با شيره وجودخود فرزندى را مى پروراند، موجودى را كه وابسته اى بيش به شمار نمى آيد، چه دختر باشد و چه پسر و افسوس كه اين پسر وابسته ، روزى بزرگ خواهد شد و روزگار گذشته و فداكاريهاى يك زن را فراموش خواهد كرد و به جنس مؤنث به ديده تحقير نگاه خواهد كرد.
چه بسيار مردانى ، با زنى كاردان در كنار خودكه زن ، وجودو توانايى هاى خود را براى موفقيت همسرش سرمايه كرده تا پله هاى ترقى را آسانتر طى كند وافسوس ، شاهد روزى بوده كه همسرش به اوج رسيده و همراهى هاى او و سختى هايى را كه به خاطر او متحمل شده فراموش كرده است.
آيا كم ارزش شدن جمله «بهشت زير پاى مادران است »، (برخلاف تعبير اصلى و اوليه اش، پاداش فداكاريهاى زنان را ، در بهترين جا نشاندن و خواستن بهترين چيزها براى آنها مى داند)، به اين دليل نيست كه برخى از مردان خواسته اند تنها با اين جمله ، آنان را به سكوت و گذشت و آرامش دعوت كنند؟ در غيراين صورت اگر قرار باشد بهترين محل نصيب زنان شود چرا مردان را بهره اى از آن نباشد و آيا در اين صورت هيچ مردى راضى مى شود زنش به بهشت رفته و خود از آن محروم ماند!
اما صحبت در اينجاست ، ديگر زمان آن رسيده كه زنان، خود به يارى مردان بشتابند تا تفكرات درست را جايگزين انديشه هاى نادرست آنان كرده و با قدرت درونى و شعور و فهمى كه در خود سراغ دارند مردان را به اشتباه چندين هزارساله خود آگاه كرده و به آنها ثابت كنند در عقل و شعور وبهره هوشى و شخصيت چيزى از ايشان كم ندارند.
زنان بايد با اعتماد به نفس بالا همان طور كه تا به حال در خفا دوشادوش مردانشان بوده اند، اكنون از مخفيگاه بيرون آمده و به ياد مردان بياورند كه آنها نيز هستند ، آنان نيز مانند مردان صاحب اميال و هدفهايى هستند و اميدى براى برآورده كردن آنان وخواستى براى حضورى فعال در اجتماع.
زنان بايد با حركت و تلاش و خواست خود، حقيقت و جوهره پرارزش درونى و واقعى خويش را به اثبات برسانند واز اينكه فكر و ذهنشان در خاك مدفون شود، ممانعت ورزند و آن نيز راهى نخواهد داشت مگر با يادگيريهاى بيشتر و بالاتربردن سطح آگاهى هاى علمى و اجتماعى خود؛ كه ارزش هر شخص، در ميزان فهم و درك او مى باشد.
نيز بايد به جاى توجه بيش از حد به ظواهر خود ، بيشتر، به آرايش و پيرايش درون بپردازند و با اعمالشان در برداشتهاى مردان نسبت به خود تجديدنظر ايجادكرده و به آنها ثابت كنند تنها موجودى جسمانى و ناتوان و كم خرد نبوده و توانايى انجام فعاليتهايى كه به اصطلاح مردانه خوانده شده را نيز دارند و اگر ظرافتى دارند، آن ديگر در تفاوتى است كه خداوند در آفرينش آنها با مردان قائل شده و اين تفاوت نبايد سببى براى جدايى دوجنس شود.
همچنين بايد از كارهايى نظير، هرزه گويى و غيبت و دوبه هم زنى، كه صفتهاى زنانه خوانده شده (و به دليل سالها كنارگذاشته شدن آنان از جامعه و بيكارى و بى هدفى و پرورش تك بعدى شدن به سمت صرفاً والدبودن، جزو سرگرميهاى آنان شده و درنتيجه از ويژگيهاى آنان به شمار آمده) بپرهيزند و از درگيرى با مسائل كم اهميت روزمره كه فقط سبب انباشته شدن افكار پوچ و بى فايده در ذهنشان و درنتيجه دورماندن آنها از مسائل اصلى زندگى و اجتماع شده دورى كنند، مى توانند با ذهنى روشن و آگاه، نه تنها در پى ريزى زندگى فردى خود موفق باشند. بلكه به عنوان شخصى صاحب نظر توانايى حضور هرچه فعالتر را دراجتماع دارا شوند و بدين گونه حقيقت وجودى خويش را به اثبات برسانند.
۱- پژوهشى درباره «خشونت عليه زنان» در ايران، مهرانگيز كار، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، چاپ سوم، ،۱۳۸۱ ص۱۴
آيين نامه سقط درمانى مصاديق آن را مشخص مى كند
فارس: معاون پارلمانى وزير بهداشت گفت: به منظور جلوگيرى از هرگونه سوء استفاده از قانون سقط درمانى كه چندى پيش به تصويب مجلس رسيد، مصاديق سقط قانونى جنين طى آيين نامه اى كه به تصويب وزارت بهداشت و سازمان پزشكى قانونى مى رسد، مشخص مى شود.
حسن امين لو افزود: قانون سقط درمانى كه به منظور حفاظت از جان مادر و پيشگيرى از تولد نوزادان ناقص الخلقه در مجلس تصويب شد گام بلندى در استفاده از علم روز پزشكى براى جلوگيرى از تولد انسانهاى ناقص است. اما قطعاً براى جلوگيرى از سوء استفاده از اين قانون بايد محدوديت هايى تدوين شود.
وى اضافه كرد: براساس قانون مصوب مجلس كميته اى متشكل از متخصصان وزارت بهداشت در پزشكى قانونى ظرف ۳ ماه از زمان تصويب قانون سقط درمانى آيين نامه اجرايى آن را تدوين مى كنند كه در آن همه بيماريهايى كه بر اساس آن سقط قانونى جنين امكان پذير مى شود قيد خواهد شد و مواردى كه به حرج والدين منتهى مى شود در آيين نامه تا حد امكان دقيقاً مشخص مى شود.
امين لو گفت: مسلماً همه موارد نقص جنين نمى تواند منجر به سقط آن شود و به هر حال بايد حدود مشخصى داشته باشد زيرا بسيارى از انسانها هستند كه با وجود معلوليت در چشم، گوش يا عضو ديگرى در بدن مى توانند به زندگى عادى خود ادامه دهند.
زنان انگليسى در ثروت و اشتغال مردان را پشت سر گذاشتند
براساس نتيجه پژوهشهاى انجام شده، تا سال ۲۰۲۵ زنان انگليسى ثروتمندتر  از مردان خواهند بود و ۶۰ درصد از دارايى هاى شخصى اين كشور در اختيار  آنها خواهد بود.
  دلايل اين رشد، عملكرد بهتر زنان در آموزش، داشتن خانه شخصى و طول عمر بيشتر آنان عنوان شده است.
  هم اكنون زنان ميليونر بين سنين ۱۸ تا ۴۴ سال ۲۴ درصد بيشتر از
  مردان هستند و ۴۷ هزارو ۳۵۵ زن ثروتمند در مقابل ۳۷ هزارو ۹۳۵ مرد  ميليونر از همين گروه سنى قرار دارند.
  همچنين زنان ميليونر بيشترى در انگليس زندگى مى كنند كه سن آنان بالاى  ۶۵ سال است.
  اين پژوهش توسط «مركز تحقيقات اقتصادى و بازرگانى» انگليس انجام  شده و پيش بينى هاى آن مبتنى بر آمارهاى موجود درباره ثروت شخصى، تحصيلات
  و الگوهاى كارى زنان است.
  به گزارش «بى.بى.سى» اين پژوهش بر اين واقعيت صحه مى گذارد كه در سال ۲۰۰۴ حدود ۷۰ درصد از زنان بين سنين ۱۶ تا ۶۴ در انگليس اشتغال به كار  داشته اند كه اين رقم در سال ۱۹۷۱ حدود ۵۶ درصد بود.
  در همين مدت سهم مردان از اشتغال، از ۹۲ درصد به ۸۰ درصد رسيده است.
  اين پژوهش در عين حال نشان مى دهد كه زنان كمتر از مردان در برنامه هاى  مالى طولانى مدت شركت مى كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |