يكشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sun, Apr 24, 2005
جوان
۳۱۱۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
از آلودگى صوتى چه مى دانيد؟
راديو و جوانان صداى ما رااز تهران مى شنويد
208569.jpg
اميد رضايى
امروز - چهارم ارديبهشت - شصت و پنج سال از تأسيس راديو ايران مى گذرد .
راديو در ايران فراز و نشيب هاى فراوانى داشته است كه جاى بررسى آن در صفحات ديگر است. در صفحه جوان امروز به سراغ شما آمده ايم تا ببينيم چقدر با اين ابزار قديمى ارتباطى ، در تماس هستيد.
سهراب براى جواب دادن مكث نمى كند ، مى گويد: «برو بابا ، حالت خوشه ها.»
او اين جواب را در پاسخ پرسشى مى دهد كه از او مى پرسم:
چند ساعت در روز راديو گوش مى دهى ؟
سهراب بيست و دو ساله است و اين ترم كه به پايان برسد اگر فوق قبول نشود بايد برود خدمت. جوابى كه سهراب مى دهد را خيلى از هم سن و سال هاى ما به اين پرسش مى دهند چون به نظر مى رسد آنها با راديو بيگانه شده اند .
شايد هم حق داشته باشند. در زمانه اى كه مى توانى روبه روى تلويزيون بنشينى و با يك دستگاه كوچك ريموت كنترل ، ثانيه به ثانيه مهمان رنگ و نور و صدا در نقاط مختلف دنيا شوى چه كسى مى آيد دلش را خوش كند به يك جعبه كوچك كه از تويش فقط صدا در مى آيد و قوه بينايى او را به كار نمى اندازد؟ مگر اينكه...
بگذاريد مگر اينكه اش را كمى ديرتر جواب بدهيم.
همين جعبه اى كه حالا جوان ها كمتر به سراغش مى روند . روزگارى نه چنان دور تنها سرگرمى جوان هاى دوره خودش بوده است . به سراغ آقاى مهدوى مى روم كه حالا بازنشسته سازمان تأمين اجتماعى است و سنى تقريباً برابر با راديو ايران دارد .
ما كه سرگرمى ديگرى نداشتيم. يه محله بود و يه راديو مارك آندرياى خانه ما كه آنقدر بايد قربان صدقه اش مى رفتى تا لامپش روشن مى شد . ولى خداوكيلى صدا داشت . هر جايى كه اراده كنى رو مى گرفت. اون موقع ها برنامه هاى راديو خيلى سرگرم كننده و آموزنده بود.
آقاى مهدوى از دورانى ياد مى كند كه نمايش هاى راديويى تنها دريچه اى بود كه مردم را با عنصر درام يا چنانكه او مى گويد با قصه هاى ماجراجويانه آشنا مى كرد . همچنين در دورانى كه چيزى به اسم CD و نوار و حتى صفحه وجود نداشت ، راديو وسيله اى بود براى پيوند مردم با موسيقى. (شايد شما هم اسم برنامه هاى ارزشمندى مثل گلهاى تازه، گلهاى رنگارنگ و گلهاى جاويدان را شنيده باشيد كه تهيه كنندگان آن پرچمداران بزرگ موسيقى اصيل ايرانى بوده اند .)
آقاى مهدوى مى گويد: اون موقع ها اگر راديو داشتى يعنى چيز سرت مى شد . يعنى مى تونستى هر جايى كه مى شينى و پا مى شى بگى توى راديو شنيدم كه اين جورى يا اون جورى. حتى از نظر سياسى هم راديو خيلى مهم بود .
يعنى وقتى خدا بيامرز مصدق روانداختن ، اولين كارى كه كردن اين بود كه برن راديو رو بگيرن. يعنى زاهدى هم اولين كارى كه كرد ، نرفت سر وقت مصدق ، رفت باصطلاح راديو رو گرفت كه از اونجا به مردم بگه مصدق رو بردم، شاه رو برگردوندم.
برگرديم ؛ سراغ خودمان و در همين ارديبهشت ۸۴ سير كنيم و چرخى بزنيم توى كوچه هاى تهران همراه با آقا رضاى ۲۵ ساله.
آقا رضا راننده تاكسى است . يعنى آنطور كه مى گويد تاكسى مال پدرش است . خودش فوق ديپلم فنى دارد و از زور ناچارى آمده سراغ اين كار . او حدود دوازده ساعت در روز كار مى كند و عين دوازده ساعت را راديو پيام گوش مى دهد:
من ديگه همه چيز راديو رو حفظم. حتى ديگه مى تونم حدس بزنم كه الان چه آگهى رو پخش مى كنن. همه گوينده ها رو به اسم مى شناسم. بگن سلام، ايكى ثانيه واسط مى گم اسمش چيه، چى كاره اس. مى تونه حرف بزنه يا نه...
او عاشق اجراى سهيل محمودى در راديو پيام است و مى گويد: من معمولاً شب ها كار نمى كنم، ولى شبهايى كه سهيل محمودى برنامه داشته باشه رو استثنائاً مى زنم بيرون.
از آقا رضا مى پرسم:
چرا راديو؟ چرا مثل خيلى هاى ديگر نوار نمى گذارى؟ حالا كه ديگه بازار cd player و changer هم گرمه...
آقا رضا مى گويد: اونا دردسر داره. اولاً اينكه حوصله ات سر ميره. دوازده ساعت بشينى پشت فرمون بعد همه اش يه نفر بخواد بخونه، قاطى مى كنى.
دوماً هم گفتم دردسر داره. يكى خوشش مياد، يكى خوشش نمياد. غيرمجاز بذارى، بعضى ها بدشون مياد مى زنن توى ذوق آدم مى گن كمش كن، مجاز بذارى يه جور ديگه. اول بايد كمش كنى بعد هم ثابت كنى كه به خدا مجازه ولى راديو ديگه اين دردسرها رو نداره. هر كى اعتراض كرد مى گم آقا راديويه. مال خودشونه. تازه اش هم اينكه دم به دم اخبار مى گه، ترافيك رو ميگه، آواز مى ذاره، متنوع ديگه...
اما با اين حال آقا رضا وقتى پايش به خانه مى رسد، به سراغ راديو نمى رود بلكه ترجيح مى دهد بنشيند پاى تلويزيون يا :
خدا بخواد اين ماه، گوش شيطون كر باشه، كامپيوتر مى خرم.
اما همين كامپيوتر كه اسباب اوليه وصل شدن به اينترنت است خودش مى تواند ابزارى باشد براى پيوند: با راديوهاى دنيا. اگر اهل وب گردى باشيد به راحتى مى توانيد صد ها ايستگاه راديويى ريز و درشت به زبان هاى مختلف پيدا كنيد كه برايتان برنامه پخش مى كنند .
تعدد اين سايت ها نشان مى دهد كه راديو هنوز مى تواند به عنوان يك وسيله ارتباطى مؤثر به كار گرفته شود وگرنه چه لزومى داشت كه اين همه راديو در دنيا باشد.
وقتى در يك چت روم از يك دختر نوزده ساله ايرلندى همان سؤال اوليه اى كه از سهراب پرسيدم را مى پرسم او جواب مى دهد:
من فقط راديوهاى جاز را گوش مى دهم. چون عاشق جاز هستم.
شايد اگر ما هم راديوهايى تا اين حد تخصصى در كشورمان داشتيم، يا دست كم راديويى كه فقط مبتنى بر موسيقى اين عنصر محبوب جوانان باشد، پاسخ سهراب هم تغيير مى كرد . يكى از اشكالات راديو در ايران اين است كه هيچ ايستگاهى براى پخش موسيقى به ويژه موسيقى پاپ نداريم و كسى نمى داند چرا مسؤولين هيچگاه كاركرد چنين راديويى را كشف نكرده اند و هنوز نفهميده اند كه وجود چنين ايستگاهى كه موسيقى درست پخش كند مى تواند يك آنتى بادى باشد در مقابل صداهاى ناخوشايندى كه به اسم موسيقى از آن سوى آب مى آيد . شايد اين همان «مگر اينكه» اى باشد كه مى خواستيم درباره اش حرف بزنيم.
براى پوشش رخدادها و اتفاقات هيچ وسيله سريع تر ، مطمئن تر و سهل تر از راديو وجود ندارد . روزنامه و مجله چاپ و كاغذ مى خواهند و تلويزيون دوربين و نور و امكانات ويژه. اما اگر در گوشه اى از شهر اتفاقى بيفتد بلافاصله يك خبرنگار مى تواند به آنجا برود و روايتگر آن اتفاق باشد . از اين منظر راديو درست شبيه يك پزشك عمومى است كه براى طبابت فقط به يك گوشى و يك دماسنج احتياج دارد و اگر نتواند درمان كند آنگاه كار را به يك پزشك متخصص مى سپارد كه دستگاه هاى پيشرفته تر دارد .
برخورد اوليه با سهراب و بعدتر آقا رضا كه هر دو از جوان هاى هم سن و سال خودمان هستند باعث شد تا يكى از خبرنگاران صفحه جوان را به سراغ سى و چهار نفر جوان بين ۱۶ تا ۲۶ سال بفرستيم و چند سؤال درباره راديو از آنها بپرسيم. هيچ يك از آنها نمى دانستند كه امسال شصت و پنجمين سالگرد تأسيس راديو در ايران است .
حتى هشت نفر آنها فكر مى كردند راديو در زمان ناصرالدين شاه تأسيس شده است!
تقريباً سى نفر آنها اذعان مى كردند كه در يك ماه گذشته اصلاً راديو گوش نداده اند و سى و دو نفر آنها نمى دانستند كه در ايران چند ايستگاه راديويى وجود دارد .
اما در كنار اين پرسش ها دو سه پرسش غيرمرتبط با راديو هم پرسيده بوديم كه جالب است بدانيد جواب هاى درست ترى در پاسخ آنها گرفتيم.
از جمله اينكه بيست و پنج نفر مى دانستند كه نيكول كيدمن پيش از اين همسر تام كروز
بوده است .
بيست نفر مى دانستند كه پاپ جديد آلمانى است و فقط يك نفر نمى دانست كه ديويد بكهام در رئال مادريد توپ مى زند.


از سى و چهار جوان ۲۶ - ۱۶ سال پرسش هايى درباره راديو و سه چهار پرسش بى ارتباط با آن پرسيديم. عدد درج شده مقابل هر پرسش درصد پاسخ هاى درست را نشان مى دهد:
۱- راديو در ايران در چه سالى افتتاح شد ؟ صفر درصد
۲- راديو در زمان حكومت چه شخصى شروع به پخش برنامه كرد؟
۱۵ درصد
۳- در حال حاضر چند ايستگاه راديويى در ايران وجود دارد؟ ۶ درصد
۴- در يك ماه گذشته چقدر به راديو گوش داده ايد؟ (۹۱ درصد گوش نداده اند)
۵- برنامه قصه شب چه ساعتى از راديو پخش مى شود؟ (۹درصد)
۶- نيكول كيدمن پيش از اين همسر چه كسى بود؟ (۷۶ درصد)
۷- پاپ جديد اهل كجاست؟ (۶۱ درصد)
۸- ديويد بكهام در كدام تيم توپ مى زند؟ (۹۷ درصد)
از آلودگى صوتى چه مى دانيد؟
يكى اين خروس را ساكت كند
208566.jpg
*  مينو ضابطيان
تلفن بى امان زنگ مى زد، شديداً عصبى شده بود. هر بار كه تمركز مى كرد تا چند خطى بنويسد سروصداها امان نمى دادند و به قول معروف فعل و فاعل را پس و پيش مى كرد. اين مرتبه پريد و تلفن را قطع كرد. نفس راحتى كشيد و دوباره شروع كرد. نوشته هايش را از اول خواند، چشمش به متن بود اما گوشش صداى تلويزيون را از اتاق كنارى مى شنيد. با عصبانيت در اتاق را به هم كوبيد. اما فايده اى نداشت، سروصداى خيابان خيلى زياد بود تصميم گرفت گرما را تحمل كند و پنجره اتاقش را هم ببندد اما خنده دار بود! از درز اين پنجره، پشه ها، رفت و آمد مى كنند چه برسد به امواج صوتى! با دو دستش گوشهايش را گرفت، اما از آن جايى كه دست سومى براى نوشتن نداشت، تسليم شد و آن ها را رها كرد!
پنجره آشپزخانه خوشبختانه به كوچه خلوتى باز مى شد تصميم گرفت آن جا را براى نوشتن انتخاب كند ولى اين مكان هم متعلق به يك زندگى مدرن و شهرى بود و بايد صداى وسايل و تجهيزات را تحمل مى كرد آنقدر حساس شده بود كه از صداى نفس خودش هم تنفر داشت. دهانش خشك بود و تپش قلب گرفته بود وخلاصه اينكه اصلاً نمى توانست روى نوشته هايش تمركز داشته باشد.
آلودگى صوتى چيست؟
بحث آلودگى بحث مفصلى است، سالهاست كه در مورد آلودگى هوا و آلودگى آب و محيط زيست و خاك، مطالب بسيارى شنيده ايم. اما آلودگى جديدترى كه مجبور به تحمل آن هستيم «آلودگى صوتى» است.
همه ما به شكل هاى مختلف سروصدا را تحمل مى كنيم. در بعضى شرايط خود ما منبع مولد اين صدا و در برخى حالات قربانى آن هستيم. درست مانند افراد سيگارى و غيرسيگارى كه هر دو از دود موجود در محيط آسيب مى بينند. البته به طور حتم فردى كه قربانى يك امر غيرارادى و ناخواسته است هميشه بيشتر آسيب مى بيند.
متأسفانه بسيارى از ما فراموش مى كنيم فضا و محيطى كه در آن بسر مى بريم متعلق به همه ماست و به فرد و گروه خاصى تعلق ندارد! گاهى اوقات با ديدن «آدم بزرگ هاى»! مشكل ساز و مولد صداهاى ناهنجار خاطره سال هاى كودكى و حياط مدرسه زنده مى شود، بچه هاى زورگو و بى منطقى كه فكر مى كردند تمام حياط متعلق به آن هاست و فضايى براى دانش آموزان به اصطلاح مظلوم تر در نظر نمى گرفتند! حال و روز آدم ها در زندگى اجتماعى هم به همين شيوه است. هر كدام ما در شرايطى مجبور هستيم سروصداهايى را ناخواسته تحمل كنيم چون اطرافيانمان ياد نگرفته اند كه چگونه به هم احترام بگذارند!
سروصدا و سلامت انسان
سازمان بهداشت جهانى اعلام كرده است كه شلوغى و صداهاى آزاردهنده مى تواند روى سلامت انسان و نحوه رفتارهاى او تأثير بگذارد.
تحقيقات نشان داده است افرادى كه در اطراف مراكز شلوغى چون فرودگاه ها يا ايستگاههاى راه آهن و... زندگى مى كنند، در مقايسه با سايرين به دفعات بيشترى دچار سردرد مى شوند و احتمال بروز تصادفات كوچك در مورد آن ها بيشتر است. اين افراد اعتياد بيشترى به مصرف قرص هاى مسكن و خواب آور پيدا مى كنند.
تفاوت  آلودگى صوتى با ساير آلودگى ها
اين آلودگى از جهات زير با ساير آلودگى هايى چون هوا، آب، خاك و... فرق دارد.
۱- آلودگى صوتى گذراست به اين معنا كه وقتى منبع آلودگى از بين برود محيط از آسيب آن حفظ مى شود. براى مثال يك ماشين زباله پرسروصدا كه كاركنان آن با بى دقتى هنگام حمل زباله، آن ها را به اطراف پخش مى كنند پس از ترك محل صدايى از خود بر جاى نمى گذارند اما آلودگى  اى كه در محيط ايجاد مى كنند باقى مى ماند.
۲- ساير انواع آلودگى را مى توان اندازه گيرى كرد، گر چه در مورد صوت مى توان هر صدا را به تنهايى اندازه گرفت اما سنجش و ارزيابى صداى كلى محيط كار مشكلى است. و تبيين ميزان واقعى و آستانه خطر واقعى اين آلودگى در مقايسه با ساير آلودگى ها سخت است.
۳- تعيين و تفسير و توصيف شلوغى و صداى آزاردهنده كاملاً نسبى است. در حاليكه جوانى پرهيجان از صداى غرش موتوسيكلت يا لوله اگزوز دستكارى شده ماشينش لذت برده و به شور و وجد مى آيد شخص ديگرى شديداً آزار مى بيند!
يكى از عوامل تعيين كننده آلوده بودن يا نبودن چيزى بسته به آن دارد كه چه مقدار آن عامل به سلامت ما آسيب مى رساند و از آنجايى كه سروصدا عامل استرس و عامل بسيارى از بيمارى هاى انسان است مى توان گفت شلوغى و سروصدايى كه باعث رنجش ما باشد، آلوده كننده محيط زندگى مان محسوب مى شود.
عوامل تشديد كننده آلودگى يك صدا
«بلندى» يك صدا تنها يكى از اجزاى تأثيرگذار آن بر انسان است. زمان، مكان مدت تأثيرپذيرى، منبع مواد صوت، شرايط روحى شنونده و كنترل يا عدم كنترل او بر آن صدا خود مى تواند صدايى را آزاردهنده يا روح افزا كند.
صداى بار نشدن يك بسته بيسكويت هرگز در گوشه اى از خيابانى شلوغ توجه ما را جلب نمى كند.
به عبارتى آن را نمى شنويم اما همين صدا اگر در كتابخانه اى خلوت يك هفته پيش از امتحان كنكور! در حاليكه شب را نخوابيده ايم و الآن ساعت ۲ بعد از ظهر است و... شنيده شود از صداى ناشى از هيجان آتش بازى چهارشنبه سورى و استفاده از انواع نارنجك ها، سيگارت ها، ديناميت ها، ترقه ها و... در ميان خنده و هلهله جمعى جوان بلندتر و آزاردهنده تر به نظر مى رسد!
واحد اندازه گيرى صوت:
(dB) يا دسى بل واحدى است كه در اين مقاله زياد به آن برخورد مى كنيم و واحد اندازه گيرى شدت صوت است. اين واحد لگاريتمى است، به اين معنا كه ۲ برابر شدن شدت صوت به مفهوم ۲ برابر شدن واحد دسى بل نيست.
مفهوم بلندى يك صدا در گوش انسان، مفهومى نيست كه مستقيماً به واحد دسى بل مرتبط باشد شدت صوت با مسافت هم نسبت عكس دارد.كه اين نسبت هم تابع ارتباطات عددى معمول نيست براى نمونه يك صداى ۱۰۰ دسى بلى در ۱۰ متر در مسافت ۲۰ متر db94 مى شود و در ۴۰ مترى معادل ۸۸ دسى بل (۲ برابر شدن مسافت ۶ واحد شدت صوت را كم مى كند) و...
سروصدا و ديدگاه روانشناسى:
تحقيقات نشان داده است كه انسان هاى درون گرا در مقايسه با افراد برون  گرا نسبت به سروصدا تحريك پذيرتر هستند و كوچكترين صداها مى تواند آرامش درونى آن ها را به هم بزند.
در ضمن اينكه در زمان ناراحتى، افسردگى، نگرانى يا شرايط سخت عاطفى همچون طلاق، بيكارى، مرگ يك عزيز و... صداهاى عادى تر فرد را زودتر به ستوه مى آورند و آن ها را شلوغى قلمداد مى كند.
تفاوت بين «صدا» و «سروصدا» چيست؟
واكنش ما در مقابل صداها يكسان نيست. همه ما هر روز صداهاى مختلفى را در شرايط ومكان هاى متفاوت مى شنويم كه اگر آن صداها با امورى كه انجام مى دهيم تداخل داشته باشد آن صدا در نظر ما شلوغى يا سروصدا مى آيد.
صدايى كه براى يك فرد آزاردهنده است مى تواند براى ديگرى لذت بخش باشد.براى مثال يك زوج جوان روستايى، صبح ها مجبور بودند با صداى بانگ خروس از خواب بيدار شوند و اين در حالى بود كه خانم خانه با شنيدن صداى خروس با خوشحالى از خواب بيدار مى شد و آقا پيش از بيدار شدن خروس، رختخواب را ترك مى كرد تا مجبور نباشد با سروصداى او روز را شروع كند!
شلوغى و صداى بلند آسيب هاى بيش از آسيب گوش ايجاد مى كند!
سروصدا علاوه بر مشكلات شنوايى، مى تواند مشكلات قلبى- عروقى، تند شدن ضربان قلب، افزايش فشارخون، مشكلات گوارشى، كم شدن هوشيارى و پايين آمدن قدرت حافظه، عصبانيت، اتساع مردمك چشم و كم شدن ديد را به وجود آورد.
همچنين يكى از مشكلاتى كه در اثر سروصدا ايجاد مى شود، به هم خوردن عادات خواب و بى خوابى است كه در شهرهاى بزرگ بسيارى از مردم با آن درگير هستند.
شلوغى و بى خوابى
همه مى دانيم كه سروصدا و شلوغى در داشتن يك خواب خوب مانع بزرگى است و مى تواند به راحتى آن را به هم زند، و به همين خاطر است كه اكثر ما براى بيدار شدن از ساعت استفاده مى كنيم كه هر چه ميزان خوابمان سنگين تر باشد تعداد ساعت ها يا صداى آن ها را بيشتر مى كنيم!!
آلودگى صوتى باعث كاهش زمان خواب، يا افزايش تعداد دفعات بيدار شدن و به قول معروف از خواب پريدن مى شود.
براى اينكه يك صدا بتواند شخصى را از خواب بى خواب كند! چند عامل مهم است.
۱- نوع صدا و آلودگى صوتى (مثلاً صداى يك بلبل يا صداى وزوز پشه!)
۲- تكرار آن (صداى زنگ زدن يك ساعت يا به صدا درآمدن ۵ ساعت هر كدام به فاصله ۵ دقيقه از ديگرى)
۳- مدت آن (صداى ريخته شدن آب در يك ليوان يا صداى چكه چكه كردن شير آب به طور ممتد.)
۴- شدت آن (صداى نفس هاى عادى هم اتاقى در خوابگاه دانشجويى يا صداى خروپف شديد او)
۵- آستانه تحريك پذيرى يك شخص (شخص با صدايى به شدت ۳۵ دسى بل بيدار مى شود اما شخصى ديگر در ۹۰ دسى بل همچنان راحت مى خوابد و خم به ابرو نمى آورد.)
۶- مراحل خواب، اينكه ما اول خوابمان باشيم يا عميقاً خواب باشيم و هفت پادشاه را خواب ببينيم خيلى مهم است. قرار گرفتن شخص در مرحله عميق خواب نياز به شدت بيشترى از صوت براى بيدار شدن دارد.
- البته متغيرهاى ديگرى چون بالا رفتن سن هم مؤثر است. يك فرد جوان ممكن است به قول مادرش با صداى توپ و تانك هم بلند نشود اما يك پدربزرگ يا مادربزرگ با آهسته ترين صداى پاى نوه مچ او را مى گيرد!
- انگيزه براى بيدار شدن از خواب هم خود مهم است. روز كارى بيدار شدن و حضور در سر كار و كارت زدن آن هم ساعت ۸ صبح بسيار سخت تر از بيدار شدن از خواب در روز جمعه آن هم ساعت ۴‎/۵ صبح و حضور در كوهستان است.
- از طرف ديگر سازش با سروصدا هم فاكتور مهمى است بسيارى از مادران كودكان خود را با صداى راديو و تلويزيون مى خوابانند و تحريك پذيرى او در مقابل صدا كم مى شود. اما عده اى ديگر در زمان خواب كودك حتى در خانه قدم هم نمى زنند!
مقايسه شدت چند نوع صدا با يكديگر:
- صداهاى موجود در خانه اى ساكت نه آپارتمانى شلوغ db ۲۰
- صداى صحبت معمولى db ۴۰
- صداى زنگ تلفن db ۶۰
- صداى هواكش سالم نه خراب!! db ۷۵
- صداى حاصل از ترافيك سنگين db ۱۰۰
- صداى ناشى از موتور هواپيما db ۲۰۰-۱۰۰
اين هم چند نكته:
- اگر كار شما به گونه اى است كه بايد صدايى با شدت db75 را براى ۸ ساعت در روز تحمل كنيد مراقب گوش هاى خود باشيد و فكر اساسى كنيد.
- در صورتيكه مايل هستيد بدانيد سروصدا چه تأثيراتى بر سيستم هاى مختلف بدن شما دارد به كتاب (noise and health) توسط (Thomas H Fay) مراجعه كنيد.
- كشور سوئيس در حال حاضر تنها كشورى است كه بهترين تكنولوژى را براى كاستن سروصدا از محيط به كار مى گيرد.
- اگر مجبور هستيد براى صحبت كردن با كسى كه از شما دور است صدايتان را بلند كنيد. آگاه باشيد كه به دست خود محيطى ساخته ايد كه سلامتتان را به مخاطره مى اندازد.

Minoozabetian83@yahoo.com


|   شناسنامه   |   آرشيو   |