|
راديو و جوانان صداى ما رااز تهران مى شنويد
|
|
|
اميد رضايى امروز - چهارم ارديبهشت - شصت و پنج سال از تأسيس راديو ايران مى گذرد . راديو در ايران فراز و نشيب هاى فراوانى داشته است كه جاى بررسى آن در صفحات ديگر است. در صفحه جوان امروز به سراغ شما آمده ايم تا ببينيم چقدر با اين ابزار قديمى ارتباطى ، در تماس هستيد. سهراب براى جواب دادن مكث نمى كند ، مى گويد: «برو بابا ، حالت خوشه ها.» او اين جواب را در پاسخ پرسشى مى دهد كه از او مى پرسم: چند ساعت در روز راديو گوش مى دهى ؟ سهراب بيست و دو ساله است و اين ترم كه به پايان برسد اگر فوق قبول نشود بايد برود خدمت. جوابى كه سهراب مى دهد را خيلى از هم سن و سال هاى ما به اين پرسش مى دهند چون به نظر مى رسد آنها با راديو بيگانه شده اند . شايد هم حق داشته باشند. در زمانه اى كه مى توانى روبه روى تلويزيون بنشينى و با يك دستگاه كوچك ريموت كنترل ، ثانيه به ثانيه مهمان رنگ و نور و صدا در نقاط مختلف دنيا شوى چه كسى مى آيد دلش را خوش كند به يك جعبه كوچك كه از تويش فقط صدا در مى آيد و قوه بينايى او را به كار نمى اندازد؟ مگر اينكه... بگذاريد مگر اينكه اش را كمى ديرتر جواب بدهيم. همين جعبه اى كه حالا جوان ها كمتر به سراغش مى روند . روزگارى نه چنان دور تنها سرگرمى جوان هاى دوره خودش بوده است . به سراغ آقاى مهدوى مى روم كه حالا بازنشسته سازمان تأمين اجتماعى است و سنى تقريباً برابر با راديو ايران دارد . ما كه سرگرمى ديگرى نداشتيم. يه محله بود و يه راديو مارك آندرياى خانه ما كه آنقدر بايد قربان صدقه اش مى رفتى تا لامپش روشن مى شد . ولى خداوكيلى صدا داشت . هر جايى كه اراده كنى رو مى گرفت. اون موقع ها برنامه هاى راديو خيلى سرگرم كننده و آموزنده بود. آقاى مهدوى از دورانى ياد مى كند كه نمايش هاى راديويى تنها دريچه اى بود كه مردم را با عنصر درام يا چنانكه او مى گويد با قصه هاى ماجراجويانه آشنا مى كرد . همچنين در دورانى كه چيزى به اسم CD و نوار و حتى صفحه وجود نداشت ، راديو وسيله اى بود براى پيوند مردم با موسيقى. (شايد شما هم اسم برنامه هاى ارزشمندى مثل گلهاى تازه، گلهاى رنگارنگ و گلهاى جاويدان را شنيده باشيد كه تهيه كنندگان آن پرچمداران بزرگ موسيقى اصيل ايرانى بوده اند .) آقاى مهدوى مى گويد: اون موقع ها اگر راديو داشتى يعنى چيز سرت مى شد . يعنى مى تونستى هر جايى كه مى شينى و پا مى شى بگى توى راديو شنيدم كه اين جورى يا اون جورى. حتى از نظر سياسى هم راديو خيلى مهم بود . يعنى وقتى خدا بيامرز مصدق روانداختن ، اولين كارى كه كردن اين بود كه برن راديو رو بگيرن. يعنى زاهدى هم اولين كارى كه كرد ، نرفت سر وقت مصدق ، رفت باصطلاح راديو رو گرفت كه از اونجا به مردم بگه مصدق رو بردم، شاه رو برگردوندم. برگرديم ؛ سراغ خودمان و در همين ارديبهشت ۸۴ سير كنيم و چرخى بزنيم توى كوچه هاى تهران همراه با آقا رضاى ۲۵ ساله. آقا رضا راننده تاكسى است . يعنى آنطور كه مى گويد تاكسى مال پدرش است . خودش فوق ديپلم فنى دارد و از زور ناچارى آمده سراغ اين كار . او حدود دوازده ساعت در روز كار مى كند و عين دوازده ساعت را راديو پيام گوش مى دهد: من ديگه همه چيز راديو رو حفظم. حتى ديگه مى تونم حدس بزنم كه الان چه آگهى رو پخش مى كنن. همه گوينده ها رو به اسم مى شناسم. بگن سلام، ايكى ثانيه واسط مى گم اسمش چيه، چى كاره اس. مى تونه حرف بزنه يا نه... او عاشق اجراى سهيل محمودى در راديو پيام است و مى گويد: من معمولاً شب ها كار نمى كنم، ولى شبهايى كه سهيل محمودى برنامه داشته باشه رو استثنائاً مى زنم بيرون. از آقا رضا مى پرسم: چرا راديو؟ چرا مثل خيلى هاى ديگر نوار نمى گذارى؟ حالا كه ديگه بازار cd player و changer هم گرمه... آقا رضا مى گويد: اونا دردسر داره. اولاً اينكه حوصله ات سر ميره. دوازده ساعت بشينى پشت فرمون بعد همه اش يه نفر بخواد بخونه، قاطى مى كنى. دوماً هم گفتم دردسر داره. يكى خوشش مياد، يكى خوشش نمياد. غيرمجاز بذارى، بعضى ها بدشون مياد مى زنن توى ذوق آدم مى گن كمش كن، مجاز بذارى يه جور ديگه. اول بايد كمش كنى بعد هم ثابت كنى كه به خدا مجازه ولى راديو ديگه اين دردسرها رو نداره. هر كى اعتراض كرد مى گم آقا راديويه. مال خودشونه. تازه اش هم اينكه دم به دم اخبار مى گه، ترافيك رو ميگه، آواز مى ذاره، متنوع ديگه... اما با اين حال آقا رضا وقتى پايش به خانه مى رسد، به سراغ راديو نمى رود بلكه ترجيح مى دهد بنشيند پاى تلويزيون يا : خدا بخواد اين ماه، گوش شيطون كر باشه، كامپيوتر مى خرم. اما همين كامپيوتر كه اسباب اوليه وصل شدن به اينترنت است خودش مى تواند ابزارى باشد براى پيوند: با راديوهاى دنيا. اگر اهل وب گردى باشيد به راحتى مى توانيد صد ها ايستگاه راديويى ريز و درشت به زبان هاى مختلف پيدا كنيد كه برايتان برنامه پخش مى كنند . تعدد اين سايت ها نشان مى دهد كه راديو هنوز مى تواند به عنوان يك وسيله ارتباطى مؤثر به كار گرفته شود وگرنه چه لزومى داشت كه اين همه راديو در دنيا باشد. وقتى در يك چت روم از يك دختر نوزده ساله ايرلندى همان سؤال اوليه اى كه از سهراب پرسيدم را مى پرسم او جواب مى دهد: من فقط راديوهاى جاز را گوش مى دهم. چون عاشق جاز هستم. شايد اگر ما هم راديوهايى تا اين حد تخصصى در كشورمان داشتيم، يا دست كم راديويى كه فقط مبتنى بر موسيقى اين عنصر محبوب جوانان باشد، پاسخ سهراب هم تغيير مى كرد . يكى از اشكالات راديو در ايران اين است كه هيچ ايستگاهى براى پخش موسيقى به ويژه موسيقى پاپ نداريم و كسى نمى داند چرا مسؤولين هيچگاه كاركرد چنين راديويى را كشف نكرده اند و هنوز نفهميده اند كه وجود چنين ايستگاهى كه موسيقى درست پخش كند مى تواند يك آنتى بادى باشد در مقابل صداهاى ناخوشايندى كه به اسم موسيقى از آن سوى آب مى آيد . شايد اين همان «مگر اينكه» اى باشد كه مى خواستيم درباره اش حرف بزنيم. براى پوشش رخدادها و اتفاقات هيچ وسيله سريع تر ، مطمئن تر و سهل تر از راديو وجود ندارد . روزنامه و مجله چاپ و كاغذ مى خواهند و تلويزيون دوربين و نور و امكانات ويژه. اما اگر در گوشه اى از شهر اتفاقى بيفتد بلافاصله يك خبرنگار مى تواند به آنجا برود و روايتگر آن اتفاق باشد . از اين منظر راديو درست شبيه يك پزشك عمومى است كه براى طبابت فقط به يك گوشى و يك دماسنج احتياج دارد و اگر نتواند درمان كند آنگاه كار را به يك پزشك متخصص مى سپارد كه دستگاه هاى پيشرفته تر دارد . برخورد اوليه با سهراب و بعدتر آقا رضا كه هر دو از جوان هاى هم سن و سال خودمان هستند باعث شد تا يكى از خبرنگاران صفحه جوان را به سراغ سى و چهار نفر جوان بين ۱۶ تا ۲۶ سال بفرستيم و چند سؤال درباره راديو از آنها بپرسيم. هيچ يك از آنها نمى دانستند كه امسال شصت و پنجمين سالگرد تأسيس راديو در ايران است . حتى هشت نفر آنها فكر مى كردند راديو در زمان ناصرالدين شاه تأسيس شده است! تقريباً سى نفر آنها اذعان مى كردند كه در يك ماه گذشته اصلاً راديو گوش نداده اند و سى و دو نفر آنها نمى دانستند كه در ايران چند ايستگاه راديويى وجود دارد . اما در كنار اين پرسش ها دو سه پرسش غيرمرتبط با راديو هم پرسيده بوديم كه جالب است بدانيد جواب هاى درست ترى در پاسخ آنها گرفتيم. از جمله اينكه بيست و پنج نفر مى دانستند كه نيكول كيدمن پيش از اين همسر تام كروز بوده است . بيست نفر مى دانستند كه پاپ جديد آلمانى است و فقط يك نفر نمى دانست كه ديويد بكهام در رئال مادريد توپ مى زند.
از سى و چهار جوان ۲۶ - ۱۶ سال پرسش هايى درباره راديو و سه چهار پرسش بى ارتباط با آن پرسيديم. عدد درج شده مقابل هر پرسش درصد پاسخ هاى درست را نشان مى دهد: ۱- راديو در ايران در چه سالى افتتاح شد ؟ صفر درصد ۲- راديو در زمان حكومت چه شخصى شروع به پخش برنامه كرد؟ ۱۵ درصد ۳- در حال حاضر چند ايستگاه راديويى در ايران وجود دارد؟ ۶ درصد ۴- در يك ماه گذشته چقدر به راديو گوش داده ايد؟ (۹۱ درصد گوش نداده اند) ۵- برنامه قصه شب چه ساعتى از راديو پخش مى شود؟ (۹درصد) ۶- نيكول كيدمن پيش از اين همسر چه كسى بود؟ (۷۶ درصد) ۷- پاپ جديد اهل كجاست؟ (۶۱ درصد) ۸- ديويد بكهام در كدام تيم توپ مى زند؟ (۹۷ درصد)
|