دوشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Mon, Apr 25, 2005
مهرگان
۳۱۱۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
درباره ناصر نوروز زاده چگينى
حمايت از
باستان شناسى
ناصر نوروز زاده چگينى
متولد ۱۳۳۲ - قزوين
۱۳۵۵ - كارشناس باستان شناسى از دانشگاه تهران
۱۳۵۶ - آغاز تحصيلات تكميلى در انگلستان
۱۳۵۹ - بازگشت به ايران
۱۳۶۱ - موزه دار بخش اسلامى موزه ملى
۱۳۷۳ - مدير پژوهشهاى باستان شناسى سازمان ميراث فرهنگى
مدرس گروه باستان شناسى دانشگاه تهران
انجام كاوشهاى باستان شناسى در نواحى باستانى كشور
208767.jpg
زهرا نعيمى : چگينى را در دفتر گروه باستان شناسى دانشگاه تهران ملاقات مى كنيم.
جايى كه اگر تمام ساعتهاى سپرى شده دوران زندگى اش را جمع بزنيم بيشترين آن را در اينجا بسر برده است . با اين حال دستانش با خاك و با لمس اشياى كهنه خفته در خاك هم بيگانه نيست اما عشق به آموزش و انتقال اندوخته هايش سالهاست كه مسير روزانه اش را به دانشگاه تهران و يا پژوهشكده هاى باستان شناسى ختم كرده است .
به خصوص در دوران انقلاب فرهنگى « تمام نيروى خود را به كار بستم تا در آن دوره سهم خود را در احياى امر آموزش باستانشناسى انجام دهم» و او به «آموزش» نه به عنوان تنها يكى از علايقش بلكه به عنوان يكى از وظايف مقدس و لذتبخش نگاه مى كند.
«لذت از اينكه آنچه به دست آورده ام را در اختيار ديگران نيز قرار دهم.»
چگينى در سال ۱۳۳۲ در قزوين متولد شد . پس از پايان تحصيلات ابتدايى و متوسطه در قزوين با قبولى در رشته باستان شناسى دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۰ به تهران آمد و در سال ۱۳۵۵ موفق به اخذ مدرك كارشناسى اين رشته شد .
در سال ۱۳۵۶ براى ادامه تحصيل در مدرسه مطالعات شرقى و آفريقايى وابسته به دانشگاه تهران به انگلستان رفت اما اوضاع سياسى ايران كه مصادف با پيروزى انقلاب بود، او را بر آن داشت تا به ميهن خويش بازگردد و در امر آموزش كشور خود سهيم باشد .
چگينى سال ۱۳۶۱ به استخدام موزه ملى به عنوان مسؤول بخش تاريخى و لرستان درآمد و پس از آن با عنوان موزه دار بخش تاريخى به مدت هشت سال به اين كار مشغول بود .
در سال ۱۳۷۳ به سمت مدير پژوهشهاى باستان شناسى سازمان ميراث فرهنگى منسوب شد و در پى آن با پژوهشكده شدن اين بخش در سازمان با همين سمت ادامه كار داد.
او اولين رئيس پژوهشكده باستان شناسى سازمان ميراث فرهنگى است كه تا اواخر سال ۷۹ اين سمت را برعهده داشت و همچنان نيز به عنوان كارشناس بخش تاريخى در اين بخش مسؤوليتهايى برعهده دارد . با اين حال او پس از سالها تدريس همچنان خود را در سطح ديگر اساتيد نمى داند .
«از ۱۳۶۰ به بعد با بازگشايى دانشگاهها به عنوان يكى از معلمين جزء به صورت حق التدريس مستمراً كار خودم را با گروه باستان شناسى دانشگاه تهران ادامه دادم.»
با آغاز دهه ۷۰ و بيشتر شدن مسؤوليتهاى ادارى هر چند كار آموزش را به صورت تدريس رها كرد اما همچنان راهنماى دانشجويان در پايان نامه هاى تحصيلى و مشاوره هاى آنان بود .
در حال حاضر اما تدريس بررسى هاى دوره اشكانى و ساسانى و مهر و سكه در مقاطع ليسانس و فوق ليسانس در دانشگاه هاى تهران ، الزهرا، هنر اصفهان و تربيت مدرس برعهده اوست .
«حالا چرا به سراغ من آمديد؟» چگينى اين را كه مى گويد:
گويى از مرور گذشته و تمامى آنچه در جهت پيشبرد آموزش باستان شناسى انجام داده است ، راضى نيست و شايد با خودش فكر مى كند عرصه پژوهش ميدانى را قربانى تدريس كرده است . اما او هنگامى كه در موزه ملى مشغول بود به انجام كارهاى ميدانى در نواحى مختلف نيز مى پرداخت .
او فصل بررسى شناسايى در شهرستان اليگودرز و پس از اتمام جنگ تحميلى در سال ۱۳۶۸ كار مطالعه آثار باستانى سه شهر جنگزده سرپل ذهاب ، قصر شيرين و گيلانغرب را برعهده داشت . از ديگر فعاليتهاى او مى توان به كار كاوش طى دو فصل در بناى معروف چهار قاپى در قصر شيرين ، سرپرست هيأت ايرانى پروژه مشترك ايران و آلمان در مطالعات باستان شناسى اريسمان نطنز در سالهاى ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ اشاره كرد ضمن اينكه مدت كوتاهى مسؤوليت بنياد تخت جمشيد برعهده او بوده است .
از كار در پروژه اريسمان سخن مى گويد كه تا چه حد چگونگى استعمال فلز ، كشف فلز ، تكنولوژى موجود و بهره مندى جوامع انسانى از اين ماده مورد علاقه اش بوده است .
كار در زيرساختهاى بنيادين فرهنگ ايرانى و بحثهاى راهبردى در روشن كردن گذشته انسانها از اهميت بسيارى برخوردار است و همواره از سوى مسؤولان و ديگر پژوهشگران بايد مورد توجه قرار گيرد .
توضيح مى دهد كه در اين حفاريها يك شهرك صنعتى متعلق به آغاز دوره شهرنشينى در فلات ايران يافت شد كه به توليد انبوه فلز مى پرداخته اند، بر اهميت بيشاپور به عنوان يكى از پروژه هاى اصلى باستان شناسى در كشور تأكيد مى كند و مى گويد: اگر نتوانيم از مطالعات باستان شناسى نگاهى به آينده داشته باشيم نتيجه اى نمى گيريم . بايد در اين راستا اطلاعات خود را در قالب ديدگاههاى كاربردى در اختيار ديگران قرار دهيم و تمامى باستان شناسان بايد بتوانند هر كدام به نوبه خود سهم راهبردى را در اعتلاى فرهنگ كشور داشته باشند .
پس از انقلاب در حاليكه چندين سال از راكد بودن پژوهشهاى ميدانى مى گذشت ، چگينى مديريت پژوهشهاى باستان شناسى را به عهده گرفت . تا به گفته خودش بتواند نقش تأثيرگذار در اين روند و رونق دوباره اين امر را داشته باشد .
208704.jpg
«در مقطع سالهاى ۷۳ به بعد امكانات مناسبى به وجود آمد تا بتوانيم مطالعات باستان شناسى را بار ديگر احيا كنيم.»
چگينى نقش عمده اى در آغاز بسيارى از فعاليتهاى مرتبط با باستان شناسى كشور طى سالهاى مديريت اش داشته است .
به جريان انداختن اعتبارات محوطه هاى كاوش شده قبل از انقلاب كه مدتها متوقف مانده بود و وارد كردن آنها در سيستم ادارى ، در پى آن حفارى محوطه هاى جديد باستانى ، گسترش استفاده از نيروى انسانى در كارها، دعوت از باستان شناسان برجسته خارج از ايران، امكان ارتباط با دانشگاه هاى داخلى و مراكز پژوهشى باستان شناسى در كشور و استفاده از نيروهاى دانشجويى در كاوشها از جمله اين فعاليتهاست .
در دوران مديريت او بود كه گروه هاى دانشجويى به صورت غير رسمى و رسمى وارد كارهاى ميدانى شدند و به اين ترتيب ارتباط بين دانشگاهها و سازمان ميراث فرهنگى در امر باستان شناسى شكل گرفت .
پيش از اين دانشجويان تنها در پروژه هاى دانشگاهى شركت كرده و تجربه كار ميدانى به صورت جدى را نداشتند .
با استفاده از نيروهاى بيرون سازمان و فراهم شدن امكانات اوليه براى همكارى هاى بين المللى با محققين خارج از كشور مكانهاى جديد بسيارى مورد حفارى قرار گرفت و چشم انداز جديدى از تاريخ ، فرهنگ و هنر ايران را بر روى همگان باز كرد . همچنان اين كاوشها ادامه دارد و هر روزه مسائل جديدى را در حوزه باستان شناسى مطرح مى كند .
اطلاعات تازه از تپه ازبكى ، شهر سوخته ، هفت تپه ، سيلك، بسطام، مسجد كبود ، بنديان دره گز ، قلعه هرمز ، جزيره هاى كيش و قشم ، بقعه شيخ صفى الدين اردبيلى ، تپه واوان ، قمرود ، ايذه ، نارنج قلعه همگى مرهون تلاش هاى باستان شناسانى برجسته است كه راه جديدى در اين خصوص آغاز كرده اند .
از اين سالها (دهه ۷۰) جهش در بخش ديدگاه و آموزش توسعه امكانات و بهره گيرى از نيروى انسانى متخصص همكارى با مؤسسات داخلى زير ساختى براى توسعه فعاليتهاى باستان شناسى بود .
چگينى مى گويد كار آموزش و همكارى آموزشى را به عنوان يك دين و وظيفه در هر جايى كه باشد همچنان ادامه خواهد داد.
به عنوان دانشگاه تهران و به عنوان دانشگاه مادر در حوزه باستان شناسى تعلق خاصى دارم و هيچگاه خدماتم را از آن دريغ نمى كنم.
به حوزه ميراث فرهنگى هم تعلق خاطر دارم و مسؤوليتهايم را ادامه خواهم داد .
مى گويد كه در حال برنامه ريزى چند ساله و جامع براى محوطه بيشاپور فارس است تا بتواند آن را به عنوان يكى از اصلى ترين برنامه هاى آتى اش ادامه دهد .
او از محضر اساتيدى چون دكتر نگهبان كه خود آن را ماندگارترين چهره باستان شناسى ايران مى داند ، دكتر پرويز ورجاوند، دكتر كيانى ، سيمين دانشور بهره برده و وجود اساتيدى مانند دكتر زرين كوب ،  پاليزى و ستوده را در انتخاب راه و روش تحصيل و زندگى اش بسيار تأثيرگذار مى داند.
خدماتش را بر تحصيلاتش ارجح مى داند و مى گويد كه از سهيم بودن در حوزه آموزش در كشورش بسيار خرسند و خوشحال است .
چگينى جزو تعداد افرادى است كه بنيانگذار مجله باستان شناسى تاريخ به مثابه اولين نشريه علمى در اين رشته از كشور است .
او عضو مكاتبه اى مؤسسه باستان شناسى آلمان نيز هست .
تمامى تحقيقات و حاصل مطالعات او در قالب مقاله هاى بسيار منتشر شده اما كتابى در اين خصوص تأليف نكرده است .
مى گويد كه «تا وقتى زنده ام تمام نيرويم را به جهت آموزش نيروهاى جوان كشور به خصوص در دانشگاه تهران به كار مى گيرم.»
و بعد تأكيد مى كند «اگر جوانهايى مطمئن ساختيم ، مى توانيم به آينده اى روشن دل ببينديم.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |