چهارشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Wed, Apr 27, 2005
گزارش
۳۱۱۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
گزارش «ايران» ازوعده هاى
نامزدان رياست جمهورى
معرفى كتاب
روش هاى ساده براى داشتن دختر توانمند

انتشارات پيك آوين كه پيش از اين كتاب «روش هاى ساده براى داشتن پسر توانمند» را از پرمود باترا به چاپ رسانده بود، اين بار كتابى تحت عنوان روش هاى ساده براى داشتن دختر توانمند منتشر كرده است. پرمود باترا در اين كتاب به يكى از دغدغه هاى هميشگى خانواده ها يعنى تربيت فرزند كه به ويژه در مورد دختران بيشتر ديده مى شود، پرداخته است. اين كتاب نه تنها بر مسؤوليت والدين در مورد تربيت دختر تأكيد دارد كه بر لزوم داشتن نوعى برخورد با فرزندان به صورتى كه براى آنها پذيرفتنى باشد، تكيه مى كند. زيرا پرورش انسان هايى متعادل و سازگار اصلى ترين وظيفه والدين است. كتاب «روش هاى ساده براى داشتن دختر توانمند» همان طور كه گفته شد در انتشارات پيك آوين به چاپ رسيده و با بهاى ۱۲۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان است.

هاشور

كتاب حاضر مجموعه اشعارى است از سهراب داور كه در قالب هاى غزل، قصيده، مخمس، مثنوى و دوبيتى سروده شده اند و زمينه اجتماعى، فرهنگى، ميهنى دارند. سبك شعرى سهراب داور در مجموعه شعر هاشور، تلفيقى از شعر كهن و نو است. اين كتاب در مؤسسه فرهنگى و انتشاراتى پازينه منتشر شده و با بهاى ۱۱۰۰ تومان در ويترين كتابفروشى ها قرار دارد. شعرى از اين مجموعه را بخوانيد: گر عاشق ليلايى، مانند مجنون باش ‎/ گر عشق خداخواهى از دايره بيرون باش ‎/ تو ماه شب تارى، من بدر تو را خواهم ‎/ شمع دل بيمارى، در نقطه كانون باش‎/ گر ساغر مينايى، با جرعه اى مستم كن ‎/ گر شاهد تنهايى، با اين دل محزون باش‎/ گر لاله غمگينى در باغ دلم مى باش ‎/ گر باور شيرينى اندر دل بيستون باش

آيه آيه تنهايى

كتاب آيه آيه تنهايى نخستين مجموعه شعر از فاطمه رحمانى، شاعر جوانى است كه تأثير پذيرى او از شعراى قديم در خلال نخستين مجموعه شعرش آشكار است. بخش اول كتاب قالبى كهن دارد و شاعر نام اين مجموعه را «آيه هاى داوودى» گذارده و بخش دوم حاوى اشعارى سپيد تحت عنوان «آيه هاى سپيد» است. «آيه آيه تنهايى» در انتشارات مهر جاويدان به چاپ رسيد.
و به بهاى هزار تومان در ويترين كتابفروشى ها جاى گرفته است. گوشه اى از شعرى از بخش دوم كتاب را مى خوانيد: قل هوالله احمد ‎/ آيه تنهايى است ‎/ آيه از پنجره آيد به دلم ‎/ راز تنهايى من فاش كند ‎/ من دگر مدهوشم ‎/ و در آن بى تابى ‎/ آيه نور به آواز بلند مى خوانم: ‎/ لا تذرنى فردا و انت خيرالوارثين ‎/ نور آن تنهايى است ‎/ كه به هر سوست وجود ‎/ و چنان نور دهد ‎/ كه دلى مى سوزد ‎/ و دلى خاموش است.

«چرا مبتلا به ايدز شدم»

نخستين جلد از كتابى است كه مجموعه اى از داستانهاى واقعى از مبتلايان به ايدز در ايران است. اين كتاب نوشته دكتر حسن بهرامى هنر است و انتشارات كوشيار آن را براى نخستين بار در ۵ هزار نسخه و با قيمت ۱۲۵۰۰ ريال به چاپ رسانده است.
اين كتاب در دو بخش به چاپ رسيده است: بخش نخست پنج داستان از زندگى افرادى را كه به ايدز مبتلا شده اند، بازگو مى كند و در بخش دوم آمار ايدز، راههاى پيشگيرى از اين بيمارى ذكر شده و به رفتارهاى مخاطره آميز و تبعيضى كه در جامعه براى مبتلايان به HIV وجود دارد، پرداخته شده است.
گزارش «ايران» ازوعده هاى
نامزدان رياست جمهورى
شعارشيك
واقعيت تلخ
208788.jpg
داوود پنهانى

بازار رقابت سياسى گرم شده است و تحرك در ميان نامزدهاى احتمالى براى تصدى كرسى رياست جمهورى افزون تر به چشم مى آيد. ولى براى مردمى كه در هر دوره انتخابات به پاى صندوق رأى رفته و آراى خود را براى انتخاب نامزد مورد علاقه خويش به صندوق انداخته اند، يك نكته بيش از ساير موضوعات در ذهن جا خوش كرده است.
اين نكته در تجربه كهنه شعارهايى خلاصه مى شود كه هر بار از سوى بسيارى از نامزدها سر داده مى شود. شعار در اين مرحله بخشى از ابزار كار انتخاباتى است، بنابراين به خودى خود امرى مذموم نيست. تبليغات انتخاباتى و استفاده درست از عنصر شور و شوق ايجاب مى كند كه نامزدها براى اعلام برنامه هاى خويش به استفاده و ابداع شعارهاى خاصى روى بياورند. استفاده درست از اين شعارها مى تواند برملا كننده نيت واقعى يك نامزد در انتخابات رياست جمهورى باشد. اين البته همه ماجرا نيست.
براى فهم درست اين موضوع كافى است نيم نگاهى به شعارهاى برخى از نامزدهاى احتمالى براى تصدى پست رياست جمهورى آينده داشته باشيم و از طريق اين نگاه به تحليل پديده شعار بپردازيم.
تمايل به استفاده از شعار درحالى در سطح وسيعى ميان افراد مورد نظر گسترش يافته كه در اين تمايل، رگه هاى پررنگى از بى توجهى به شعور مخاطب مشاهده مى شود. برخى از نامزدها هر يك در گفتارهاى روزمره خود با استفاده از روشهاى هيجانى به تشكيل و راه اندازى دولتهاى ايده آلى اشاره مى كنند كه از سطح اتوپيايى نيز فراتر مى روند. اين چنين برخوردى با شعور مخاطب به عنوان دريافت كننده پيامهاى مندرج در اين شعارهاى تبليغى در ميان برخى از نامزدها اشتباهى است كه كمترين نتيجه آن بى اعتمادى به سياستمداران در چارچوب نظم مسلط است. كدام نامزد به اين موضوع فكر مى كند؟
بازى سياست و رؤياى تبليغات
بازى سياست به مثابه بخشى از تحرك درونى حيات اجتماعى از رويارويى مهره هايى شكل مى گيرد كه به منظور اثبات توانايى به جدالى هنرمندانه با رقيب فرضى خويش مى پردازند. لطف بازى وقتى افزون مى شود كه نتيجه محتوم از سطح تمايلات شخصى يك فرد به معناى يك پاى بازى خارج شده به حساب جريان هاى پيدا و پنهان گذاشته مى شود.
اين جريان اگر بازى قدرت را منازعه اى ايدئولوژيك فرض كند، خاستگاه نهايى بازى را رسيدن به تمايلات برتر انديشه اى مى داند كه خود را براى اثبات برترى آن به آب و آتش زده است. طرفين منازعه در چارچوب تفكر ايدئولوژيك براى رسيدن به قدرت از دانش به عنوان ابزارى كليدى سود جسته در بازسنجى تحركات درونى و بيرونى رقيب به آن توسل مى جويند. اينجاست كه در گفتمان قدرت رقيب نهايى آن مبارز تنهاى سنتى در آوردگاه مبارزه نيست كه با شكست احتمالى او جريان بازى متوقف شده يا به نفع رقيب عوض شود و در نهايت به مغلوب شدن طرف ديگر بينجامد. در منازعه اى كه بر پايه دانش و آگاهى شكل گرفته باشد، فرصتها در تعريف بازى نقش تعيين كننده پيدا مى كنند. پس مى توان گفت كه هيچ شعار يا نوشته اى چيزى بيرون از تمايلات گروهى يك جريان نيست، در نتيجه هر فرد به عنوان قطعه اى بيرون از موزاييك قدرت قادر به تعيين مناسبات آن حوزه نيست. هر شعارى كه بر پيشانى نماينده يك جريان خورده مى شود، شعارى است كه از دل آن جريان برخاسته است.
با پذيرش اين گفته يك نكته ديگر در دل اين تحليل برجسته مى شود. اگر مى پذيريم كه بازى قدرت، بازى دلخواه افراد تك افتاده در ديار مبارزه نيست و بيشتر به ديالكتيك گونه اى در ميان جريان هاى گسترده تر شباهت دارد، استقلال در عرصه مبارزه به عنوان يك رويكرد شخصى در حركت نهايى به امرى بى معنا تبديل مى شود. پس آنجا كه استقلال شخصى در رقابت سياسى وجود نداشته باشد، مى توان ادعا كرد كه سر دادن هرگونه شعار به عنوان مبناى مستقل مبارزه و عمل سياسى بيرون از جريان و فراتر از تعلقات ايدئولوژيك در اردوگاه قدرت و خاستگاه نهايى مبارزه، امرى غيرمعمول و هيجانى كاذب لقب مى گيرد. توسل جويى به اين هيجان كاذب آنجا كه ابزارهاى قدرت و بازى رقابت از مبنايى فراتر از تمايلات توده مردم برخوردار باشد يا به دلزدگى مخاطبان مى انجامد يا در نهايت غيرواقعى بودن وسوسه هاى يك جريان سياسى را به نمايش مى گذارد. اين غيرواقعى بودن با چه هدفى صورت مى گيرد؟
در اين تمايل به غلوگويى اينگونه فرض مى شود كه غلو هر چقدر بزرگتر باشد، پذيرش آن براى مخاطب راحت تر است. اينجاست كه تمايل عقلانى به استفاده از پتانسيل هاى واقعى موجود براى پيشبرد برنامه هاى امروز و فردا جاى خود را به غلبه آنى بر احساسات مخاطب مى دهد. چه آنكه، تمايل به كسب پيروزى و چشيدن طعم ناشى از آن به هر قيمت خوشايندتر از اجراى هر برنامه اى در آينده است. در اينجا فقدان استفاده از روش هاى عقلانى جاى خود را به استفاده از وعده به عنوان رويكرد مصلحتى يا موقعيتى داده در نتيجه آن «تبليغ بزرگنمايى شده» و «تبليغ شيك» به گفتار كانديدا راه پيدا مى كند.
شعار شيك، واقعيت تلخ
تبليغ به عنوان يك ابزار ارتباطى با استفاده از شيوه هاى تهييج و ترغيب بستر لازم را براى پذيرش يك كالا از سوى مخاطب فراهم مى كند. استفاده از پتانسيل اين ابزار در عرصه سياست در جوامع امروز به اشكال مختلف قابل مشاهده است. يك استاد دانشگاه در رشته ارتباطات در اين باره مى گويد: «در اينجا آن بخش از تبليغات براى ما اهميت دارد كه در قالب شعارهاى زيبا و شيك و بسته  بندى شده از سوى گروه ها، جريان ها و افراد سياسى مورد استفاده قرار مى گيرد. سود نهايى از توسل جستن به شعارهاى شيك در نزد اين عده از نظر من دستيابى به قدرت در بستر نظم موجود است.»
وى با اشاره به اين ديدگاه ادامه مى دهد: «نامزدهاى انتخاباتى با آگاهى از شرايط جامعه به انتخاب شعارهايى مى پردازند كه چندان با پيشينه اجرايى شان همخوانى ندارد. به عبارتى انتخاب شعار آگاهانه و عمدى به گونه اى صورت گرفته تا شخص مورد نظر در قالبى جديد، شيك و متفاوت تر به جامعه عرضه شود. وى مى افزايد: دستيابى به اميد يا شادى يا رفاه بدون ارائه برنامه مشخص بيشتر به يك نوع شوخى شباهت دارد تا يك رهيافت. در ضمن چنين وعده هايى به خاطر ماهيت به شدت ذهنى شان امكان كاربرد عملى خود را در حيات اجتماعى ايران پيشاپيش از دست داده اند.»
يكى از « اميد» مى گويد وديگرى از «حذف بوروكراسى» . حاضر شدن در شهرهاى كوچك با اين بهانه كه با هدفى ديگر صورت گرفته، توجيه مى شود. «دولت رفاه» به ما وعده مى دهد كه «براى حل بحران بيكارى و ايجاد اشتغال جوانان از سرمايه گذارى داخلى و خارجى، حمايت مى كند.» بخشى از امنيت ملى «حفظ اعتماد بين طبيب و بيمار» قلمداد مى شود. «عدالت و پاكدامنى» محور پيشرفت قرار مى گيرد تا «صداقت و خدمت» به «رويكرد» عمده تبديل شود. ديگرى «دخالت دولت در امور اقتصادى» را به عنوان بهترين برنامه خود معرفى مى كند. «اعتراض» و «انتقاد» حق مردم، اعلام شده «افراط» و «تفريط» تعديل مى شود. كسى مى خواهد «شادابى» و «اميد» را به جامعه تزريق كند، كسى ديگر در فكر تشكيل دولت اسلامى است. «زدودن تملق» برنامه اجرايى يكى مى شود و از نظر آن ديگرى بخشى از مديران كشور «متأثر از تهاجم فرهنگى» قلمداد مى شوند. آنكه در «مسائل كارشناسى» و «برنامه ريزى» و «مديريت» خود را بى رقيب معرفى مى كند در فكر بازگرداندن «اختيارات رئيس جمهورى» به دولت است.
شعارهاى مورد نظر تنها بخشى از گفته هايى است كه طى چند هفته اخير بارها از پشت تريبون هاى مختلف از زبان بسيارى از نامزدهاى رياست جمهورى آينده به گوش رسيده است. در بسيارى از اين شعارها ذهنى بودن عناوين اتخاذ شده اجازه تصور هر گونه برنامه اجرايى احتمالى را از آدم مى گيرد. در نتيجه «امر شيك»، «امر شيك»  باقى مى ماند. تا وعده دست نيافتنى، همچنان دور از دست بماند. دور از دست بودن اين شعارهاى زيبا را مى توان با مشاهده ظرفيت موجود به خوبى تشخيص داد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |