چهارشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Wed, Apr 27, 2005
زنان
۳۱۱۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
خبر
ميترا فرازنده شاعر و هنرمند معلول:
تهيه گزارش: فرزانه آسايش خواه
گفت وگو با دكتر «منظر اشترى » پژوهشگر ايرانى دانشگاه «اينشتين»
خبر
مادران باردار امگا -۳ ، بخورند
تحقيقات يك گروه از پژوهشگران در مركز پژوهش زيست - پزشكى پنينگتن در لوئيزيانا نشان داده كه مصرف اسيدهاى چرب موسوم به امگا - ۳ در دوران باردارى به وسيله پستانداران ماده، در جلوگيرى از ابتلاى نوزادان دختر  آنها به سرطان سينه نقش موثرى ايفا مى كند.
الين هاردمن و همكارانش در لوئيزيانا به تأثير رژيمهاى غذايى مادران موشهايى پرداختند كه با روشهاى ژنتيكى به گونه اى توليد شده بودند كه درمعرض ابتلا به سرطان سينه قرار داشتند.
در اين آزمايش مشاهده شد آن دسته از موشهاى ماده اى كه مادرانشان غذاهاى سرشار از اسيد چرب امگا - ۶مصرف مى كرده اند و خود آنها نيز پس از  آنكه از شير گرفته شده اند از همين نوع غذا مصرف كرده اند، همگى پس از شش ماه به سرطان سينه دچار شده اند.
در بسيارى از كشورها كه از رژيمهاى غذايى غربى استفاده مى كنند اسيدچرب امگا -۶ به مقدار زياد در مواد غذايى موجود است.
اما در ميان موشهاى ماده اى كه مادرانشان از اسيد چربى امگا-۳در رژيم غذايى خود استفاده مى كرده اند و خود آنها نيز از همين نوع اسيد چرب پس از گرفته شدن از شير تغذيه مى كرده اند، ميزان موارد ابتلا به سرطان، به ۶۰درصد تقليل پيدا كرد.
با توجه به اينكه همه اين موشها به نحوى توليد شده بودند كه مستعد ابتلا به سرطان سينه باشند، تأثير چربى امگا -۳ حائز اهميت است.
به نوشته هفته نامه علمى نيو ساينتيست اين تحقيق كه در هفته جارى در اتحاديه محققان سرطان در آمريكا ارائه شد مؤيد پژوشهاى ديگرى در همين زمينه است كه نشان مى دهد چربى امگا- ۳كه در روغن ماهى به مقدار فراوان يافت مى شود، مى تواند نقش مهمى در كاستن از خطر ابتلا به سرطان سينه بازى كند.
اما مقامات بهداشتى به منظور كاستن از خطر مسموميت ناشى از وجود جيوه در ماهى ها، به مادران جوان توصيه مى كنند مصرف ماهى را به دو نوبت در
  هفته محدود سازند يا آنكه از قرصهاى حاوى امگا -۳ استفاده كنند.
برخى از گياهان نيز حاوى روغن امگا -۳ هستند اما روشن نيست كه بدن تا چه اندازه قادر است چربى موجود در اين گياهان را به زنجيره هاى طولانى تر  امگا -۳ تبديل كند.
۴۰ درصدمادران ايرانى نحوه صحيح تغذيه كودكان خود را نمى دانند
۳۰ تا ۴۰ درصد مادران ايرانى نحوه صحيح تغذيه كودكان خود را نمى دانند.
دكتر مسعود كيمياگر در گفت وگو با ايسنا با تأكيد بر اين مطلب تصريح كرد: اگر مادران بدانند كه بدن كودكانشان به چه غذايى نياز دارد، در همين شرايط اقتصادى هم مى توانند تا حد زيادى نياز فرزند خود را تامين كنند.
وى با اشاره به اين كه كمبود آهن، ويتامين A و همچنين كمبود دريافت غذا در كودكان ايرانى مشاهده مى شود،  اظهار كرد:  ممكن است برخى از كودكان به مقدار كافى غذا مصرف كنند ولى ابتلا به انواع عفونت ها و اسهال هاى مكرر به بدن آنها فرصت نمى دهد كه استفاده لازم را ببرند.
اين عضوهيأت علمى دانشگاه همچنين گفت: كمبود ويتامين B، C و كمبود پروتيين در بزرگسالان كمتر ديده مى شود.
وى در ادامه با اشاره به اين كه ۳۰ درصد افراد كشور از كمبود دريافت مواد غذايى رنج مى برند، به ايسنا گفت:  حدود ۱۵ تا ۱۶ درصد كودكان ايرانى مبتلا به سوء تغذيه هستند و يا از رشد كافى و مطلوب بهره مند نيستند.
كيمياگر با بيان اين كه ۳۰ درصد افراد كشور بيش از نياز بدن خود مواد غذايى دريافت مى كنند،  تصريح كرد: ديابت، چاقى و بيماريهاى قلبى - عروقى از جمله بيماريهاى شايع ناشى از مصرف بيش از حد مواد غذايى است.
اين متخصص با بيان اينكه درصد بالايى از جامعه مبتلا به پرفشارى خون هستند،  خاطرنشان كرد:  اين بيماريها به علت تغيير در چهره زندگى در كشور ما نيز در حال افزايش هستند.
اين متخصص تغذيه با تأكيد بر اينكه بودجه بخش تغذيه در ايران ناكافى است، تأكيد كرد: اگر بخواهيم به كار اساسى و ساختار مناسب تغذيه اى در كشور دست يابيم، نيازمند برنامه ريزى دقيق و حساب شده  از جانب مسؤولان هستيم.
مصرف روغن سير در كاهش كلسترول خون در زنان مؤثر است
براساس يافته هاى يك پژوهش، مصرف روغن سير در زنان به افزايش HDL و كاهش كلسترول خون در زنان منجر مى شود در حالى كه تأثيرات متناقضى در مردان در پى دارد.
به گزارش ايسنا طالعه امين صالح پور از پژوهشگران دانشگاه علوم پزشكى اهوازبا عنوان «ارزيابى عملكرد اورگانوسولفورهاى سير و فرآورده هاى آن بر روند اختلالات قلبى عروقى» مى افزايد: مصرف سير اثرات مطلوبى را در بهبود پروفايلهاى ليپيد به دنبال دارد. سير حاوى مشتقات آليل آمينواسيد محلول در آب، سولفيدهاى آليل پايدار محلول در چربى، فلاوونوئيدها، ساپونين و برخى ريزمغزيها است.
در بخشى از اين پژوهش آمده است: از مهمترين اورگانوسولفورهاى سير مى توان از SAC نام برد كه فعاليت آنتى اكسيدانى بالقوه دارد.البته AGE به علت داشتن ديگر تركيبات سولفوردار علاوه بر SAC قدرت بيشترى در مهار سنتز كلسترول دارد.
نتايج اين تحقيق مى افزايد: اثر محافظتى سير بر روند  آترواسكلروز به علت حجم ليپيدها در ديواره شريانها است.
همچنين سير فعاليت آنزيم هاى ليپوژنيك و كلستروژنيك را كاهش مى دهد.
مصرف سير همچنين سبب كاهش فشار خون مى شود كه اين اثر، مشابه تأثير پروستاگلندين ها مى باشد.
به زعم اين پژوهشگر، علاوه بر سير ديگر فرآورده هاى سير نيز مانند روغن سير، پودر سير خشك شده و عصاره آبى يا الكلى سير سرخ شده نيز مؤثر هستند.
سير خام، روغن سير و پودر سير نيز مى توانند فعاليت فيبرينولتيك را افزايش دهند كه اين اثر و كاربرد آن در ايسكمى ها از اثرات ضد انعقادى سير نيز مطلوب تر است.
سير عملكرد فاكتورهاى انقباض و اتساع عروق مشتق از اندوتليوم را تعديل كرده و در برابر هيپوكسى ناشى از انقباض عروق ريوى مؤثر است.
ميترا فرازنده شاعر و هنرمند معلول:
رها در
كوچه پس كوچه هاى زندگى
تهيه گزارش: فرزانه آسايش خواه
208824.jpg
چقدر كوچكيم

در جاده اى رو به درختان سبز و پنجره اى روى به اميد، درسايه سار ترنم يك باران صداى دختركى مى آيد، دختركى كه مى خواند «من در كجاى اين دنياى پررمز و رازم؟» آنقدر كوچك است كه گاهى هم آواز پرندگان و گاهى در برگ هاى سفيد دفترش محسوس شود. وقتى كه چشم مى گشايد در امتداد نگاهش گلهاى قالى به گلهاى باغچه مى رسند، انگشتان هنرمندانه قاليباف با نقاش جهان هستى گره مى خورد. او درخيالش رؤيا مى بافد، رؤياهايى به رنگ سبز، خانه هايى پر از اميد با پنجره هاى روبه نور.
جهان كوچكش را شعر مى كند، ترانه مى گويد از عشق مى خواند و آواز پرندگانى كه در همان نزديكى مى خوانند نقاشى مى كند. دفترى پر از رنگ و شعر، دفترى پر از آرزوها و يك بغل اميد. وقتى كه باران مى بارد در حسرت خيس شدن، نفس هايش به شماره مى افتد. دلش مى خواهد مثل كودكى پرجنب و جوش پاهايش را در چاله چوله هاى پر از آب باران بكوبد، مثل ماهى ها شنا كند و در دوردست هاى ساحل، نگاهش غرق شود. غرق در آرزوها، مهربانى، عشق و اميد ...
دخترك نمى آيد چون نمى تواند دويدن، پريدن، خنديدن و .... واژه هايى هستند كه هيچگاه معنا نمى شوند. او بايد باحداقل هاى بودن، نفس بكشد. چقدر دنيا كوچك است به همان كوچكى كه من هستم به همان كوچكى كه او هست.
در امتداد نگاه دخترك، خورشيد طلوع مى كند بعد غروب، جوانه مى رويد، رشد و نمو مى كند. باران مى بارد. عطر گلها مشام او را سيراب مى كند. هوا گرم مى شود. جشنواره رنگ ها طبيعت را زيبا مى كند و دانه هاى ريز برف آرام آرام بر روى گونه هاى زمين مى نشيند و او با تمام ناتوانى دردهايش اين روزها را به تصوير مى كشد و به نظم و نثر درمى آورد.
مى خواهد تا روزى كه نفس دارد و قلب او مى تپد از زندگى، از مهربانى و جاده اى رو به افق بگويد و من و تو با تمام داشته هايمان سرگردانيم. حتى ناتوان تر از او، ناتوان از درك جهان هستى، ناتوان در مهرورزيدن، يگانگى، يكرنگى ... چقدر كوچكيم در مقابل دخترك چند سانتى جنگلهاى برافراشته شمال.
سين _ الف

آرام و بى صدا در كوچه زندگى گام برمى دارم. همه در تكاپوى زندگى حركت مى كنند. حتى خزه هاى كنار جوى آب نيز مى جنبند. صداى پاى زندگى در سرتاسر كوچه پيچيده و من در اين صبح روشن اميد با گامى استوارتر از ديروز قدم به قلب زندگى مى گذارم تا روحم را براى رسيدن به سرزمين خوشبختى به پرواز درآورم. خود را در كوچه پس كوچه هاى زندگى رها مى سازم تا ...
مى دانم آينده از آن من است. پس بايد برخيزم و از خود رها شوم حس شيرينى مرا به سوى آينده مى راند و من مانند كبوترى رها در آسمان زندگيم به سوى آينده اوج مى گيرم.
قصد داشتم براى مصاحبه اى كه با «ميترا فرازنده» انجام داده بودم، مقدمه اى بنويسم اما وقتى نوشته اين شاعر و هنرمند معلول را خواندم، نظرم برگشت و ترجيح دادم براى مقدمه مطلب قسمت هايى از نوشته هاى خود او را بياورم بايد اعتراف كنم در خود توان نوشتن چنين مقدمه شيوا و زيبايى را نديدم. پس از ديدن آثار او و خواندن اشعار و مطالب اين دختر معلول اندكى با خود انديشيدم چه نيكو گفت شاعر پارسى گوى: خدا گر زحكمت ببندد درى - به رحمت گشايد در ديگرى.
هرگز فراموش نمى كنم صحنه اى را كه وى در «همايش زن در آيينه قوم تالش» به صورت درازكش روى ميز دكلمه اى را براى حاضران خواند و دقايقى طولانى مورد تشويق و كف زدن هاى ممتد حضار قرار گرفت. به او نزديك شدم و قرار مصاحبه، گذاشتم. در روز مقرر بايد براى مصاحبه مى رفتم. براى پرسيدن و جواب گرفتم. اما به محض ورود به خانه او سلام و احوالپرسى محيط از حالت تهيه گزارش خارج شد و به صحبت دوستانه اى تبديل شد. پس از يك و نيم ساعت گفت وگوى صميمانه مهمترين چيزى كه در ذره ذره وجود او ديدم، اعتماد به نفس و اراده آهنين او بود. او شعر مى سرايد و با دست هاى فلجش نقاشى مى كند. آنچه در پى مى آيد گفت وگوى ما با ميترا فرازنده، هنرمند معلول تالشى است.
* براى آشنايى بيشتر خوانندگان از خودت بگو. از اينكه چند سال دارى و اهل كجا هستى؟
- من ميترا فرازنده، متولد خرداد سال ۱۳۵۵ اهل اكبر محله اسالم از شهرستان تالش هستم. ۷۵ سانتيمتر قد و حدود ۱۷ كيلوگرم وزن دارم.
* آيا بيمارى تو مادرزادى است؟
- نه من سالم دنيا آمدم و تا سه سالگى مانند بچه هاى ديگر بزرگ شدم اما بعد دچار نوعى تب و به دنبال آن بيمارى شديدى شدم. به ياد دارم دست و پاهايم به شدت درد گرفت و از آن پس زندگى ام ديگر به حالت سابق بازنگشت. دست ها و پاهايم را از دست دادم.
* آيا تصور مى كردى به حالت اوليه بازگردى و سلامتى ات را دوباره به دست آورى؟
- بله من هميشه با اميد زندگى كرده ام. در دوران كودكى فكر مى كردم روزى به حالت طبيعى بازخواهم گشت. بنابراين دردهاى شديد را تحمل مى كردم اما رفته رفته با واقعيت كنار آمدم. در تقدير الهى من سرنوشت پيچيده بود.
من اين حقيقت تلخ را پذيرفته ام كه از ديگران متفاوت هستم.
* در خانواده شما غير از تو كس ديگرى هم معلول است.
- خواهرم كه ۱۱ سال از من بزرگتر است، كر و لال است. من فكر مى كنم خدا ما را براى هم آفريده، او دست و پا دارد و من زبان و گوش پس همديگر را تكميل مى كنيم. حتى براى لحظه اى نمى توانم از او دور باشم. زندگى با داشتن او برايم لذت بخش است. او مرا در فرغون مى گذارد و در حياط مى گرداند. در واقع او نه تنها خواهر من بلكه بهترين دوست زندگى ام است.
* با اين شرايط چقدر درس خوانده اى؟
- اينجا بايد به نكته اى اشاره كنم. خانواده ام در تمام اين مدت كمك و ياورم بودند. آنها با صبر و تحمل فوق العاده اى كنارم ايستادند و ذره اى برايم كم نگذاشتند. كلاس اول ابتدايى را همراه برادرم شروع و خيلى سريع پيشرفت كردم. همان زمان خواهرم به من نقاشى كشيدن را آموخت. تا كلاس اول راهنمايى از طرف آموزش و پرورش به منزل ما مى آمدند و از من امتحان مى گرفتند اما بعد از آن كسى نيامد و من فراموش شدم. ديگران مرا فراموش كردند اما خودم، هرگز خودم را فراموش نكردم. سعى كردم با تمام سختى ها و مشكلات يك معلول كنار بيايم. من خودم را هرگز معلول حس نكردم و نمى خواهم ديگران به چشم يك معلول به من نگاه كنند.
* زندگى روزمره ات چگونه مى گذرد.
- من با خانواده اى كه محبت واقعى را نثارم مى كنند، زندگى مى كنم و در سرزمينى كه جز بهشت مثالى براى آن نيست و با مردمانى ساده، صبور و فداكار همدم هستم.
روزها كتاب مى خوانم، رنگ ها را به كمك مى گيرم تا خدايى ترين رنگ ها را بر صفحات دل آدم ها بزنم. باور كنيد زندگى سخت اما شيرين است. روزگار مى گذرد و خدا هر لحظه نزديكتر.
اميدوارم زندگى به هم ريخته اين عصر به اعتدال برسد و روزمرگى موجب نشود نشانه هاى خداوند را ناديده بگيريم.
208809.jpg
* از نشانه هاى خداوند حرف زديد، در زندگى چقدر به خدا اعتقاد داريد.
- خدا وقتى انسان را آفريد از روح خودش در جسم او دميد و اين روح خدا بسيار مهمتر از جسم است. جسم قالبى حافظ و نگهبان روح است حالا اين انسان چه زن باشد و چه مرد، بايد ظرفيت هاى وجودى خودش را بشناسد. زن و مرد تفاوت زيادى دارند و با اين همه در نقطه اى به تفاهم مى رسند. جايى كه ردپاى عشق و خدا را به وضوح مى بينى ما هيچ كدام تنها نيستيم. خدا دوست واقعى تك تك ماست و من وقتى اين را درك كردم زندگى را با نگاهى نو پذيرا شدم.
* علاوه بر معلوليت خود از مشكل ديگرى هم رنج مى برى؟
- كليه من ۸ سانتى متر است كه نيمى از آن از سنگ پر شده است. گاهى اوقات درد به حدى شديد مى شود كه جسم را فراموش مى كنم و تنها به روح مى انديشم. ديگر جسم همه چيز زندگى من نيست.
* سازمان بهزيستى يا ديگر ارگان هاى دولتى تا به حال كمكى به تو كرده اند؟
- در اين سال ها بهزيستى كه ادعا مى كند تنها ارگانى است كه معلولان را تحت پوشش قرار مى دهد، تنها به پرداخت حقوق ماهيانه (۱۵ هزار تومان) بسنده كرده است. مسؤولان اين سازمان هيچ وقت روى استعدادهاى من كار نكردند. آنها توانايى ها و استعدادهاى مرا ناديده گرفتند.
در اين بين دوستانم مرا به جامعه معرفى كردند و باعث شدند لذت زندگى را تجربه كنم. دوستانم نشانه لطف خدا به من هستند و من از همه سپاسگزارم.
* از مسؤولان چه انتظارى دارى؟
- از مسؤولان مى خواهم به حرف هايى كه مى زنند و قول هايى كه مى دهند، عمل كنند آنها به هيچ كدام از قول هاى خود عمل نكردند طورى كه از آنها دلسرد شده ام. هرچند من راه خودم را پيدا كرده ام. خانواده و دوستانم مرا تنها نمى گذارند اما بايد درنظر داشت همه اين امكانات را ندارند. چه قدر خوب بود مسؤولان سازمان بهزيستى كه به عنوان حافظ آسايش و آرامش معلولان شناخته مى شود، اندكى به وظايف خود آشنا بودند و حداقل سال نو را به ما تبريك مى گفتند.
گفت وگو با دكتر «منظر اشترى » پژوهشگر ايرانى دانشگاه «اينشتين»
تفاوت هاى ساختارى در مغز كودكان
208812.jpg
دانشيار ايرانى دانشگاه «آلبرت اينشتين» نيويورك در تحقيقات خود براى نخستين بار موفق به كشف وجود برخى تفاوتهاى ساختارى در مغز كودكان مبتلا به «اختلال بيش فعالى توأم با كاهش تمركز» (ADHD) شد.
به گزارش ايسنا ، دكتر اشترى در تحقيقات خود با استفاده از نوعى تكنيك پيشرفته تصويربردارى از مغز موسوم به(DTI (Diffusion Tensor Imaging براى نخستين بار دريافت كه مغز كودكان مبتلا به اين اختلال مغزى كه تاكنون به عنوان يك عدم تعادل شيميايى از آن ياد مى شد، تفاوتهاى فيزيكى و ساختارى نيز وجود دارد.
ADHD اختلالى است كه در حدود سه تا پنج درصد كودكان مشاهده مى شود به طورى كه تنها در آمريكا حدود دو ميليون كودك به اين عارضه مبتلا هستند. فراوانى اين بيمارى در پسران حدود سه برابر بيشتر از دختران گزارش شده است.
يافته هاى اين محقق ايرانى كه چندى پيش و براى نخستين بار در ششمين كنفرانس فيزيك پزشكى ايران در مشهد ارائه شد، پس از ارائه در اروپا و آمريكا بازتاب گسترده اى در مجامع پزشكى و روانشناسى داشت و مقاله اصلى مربوط به اين كشف نيز ماه گذشته (مارس ۲۰۰۵) در ژورنال بين المللى «روانشناسى بيولوژيك» منتشر شد.
دكتر منظر اشترى، اظهار داشت: در اين تحقيق با بهره گيرى از تكنيك  تصويربردارى مغزى DTI كه نوع پيشرفته اى از MRI بوده و با عكس بردارى از مولكول هاى آب موجود در مغز سيستم عصبى آن را به تصوير مى كشد، مغز كودكان مبتلا به ADHD را مورد بررسى قرار داديم.
وى خاطرنشان كرد : كودكان مبتلا به اين بيمارى قدرت تمركز كمترى داشته و از لحاظ رفتارى و تحصيلى دچار مشكل هستند مثلاً در كلاس درس نا آرام و شلوغند، توجهى به معلم و درس ندارند و اصطلاحاً بيش از حد شيطنت مى كنند.
اين قبيل كودكان كه قادر به تمركز در مطالب نبوده و رفتارهاى غيرارادى از خود نشان مى دهند معمولاً از جمع همسالان خود منزوى شده و به دليل رفتارهايشان از طرف معلمان و والدين به پزشك ارجاع داده شده و داروهايى براى آنها تجويز مى شود.
دكتر اشترى تصريح كرد: در اين تحقيق گروهى از كودكان مبتلا به اين اختلال را انتخاب كرده و از مغز آنها تصويربردارى كرديم و تصاوير حاصل را با تصاوير گرفته شده از مغز يك گروه از كودكان سالم به عنوان گروه كنترل كه از نظر جنسيت، سن و سطح خانواده و نوع تغذيه و ساير ويژگيها با آنها مشابه بودند، مقايسه كرديم.
بررسى و مقايسه تصاوير گرفته شده از مغز اين دو گروه نشان داد كه در مبتلايان به اين عارضه رشته هاى عصبى مربوط به يكى از مدارهاى انتقال پيام هاى مغزى كه مسئوليت ارتباط بين ناحيه جلوى مغز - بخش فرماندهى مغز - و مخچه را بر عهده دارد، دچار آسيب شده و در نتيجه روند انتقال پيام هاى عصبى با تداخل و اختلال مواجه مى شود.
وى خاطر نشان كرد: در رشته هاى عصبى مغز همانند سيم پيچ هاى برقى براى جلوگيرى از تماس رشته ها روكش هاى عايقى دور هر رشته را پوشانده كه در مغز كودكان مبتلا به اختلالات رفتارى در برخى از نقاط سيستم عصبى لايه عايق كه از جنس «ميلين» است از بين رفته يا نازكتر از ميزان طبيعى است و در نتيجه بين رشته هاى عصبى اصطلاحاً اتصالى ايجاد مى شود.
شناسايى اين نقاط در نتايج سيستم عصبى مغز كودكان بيمار كه براى نخستين بار به دست آمده با نتايج مطالعات قبلى بر روى مغز برخى حيوانات همخوانى دارد.
دكتر اشترى در عين حال با اشاره به پژوهشهاى وسيعى كه طى بيست سال اخير درباره كودكان مبتلا به ADHD انجام شده اظهار داشت: محققان آمريكايى در تحقيقات خود با اندازه گيرى قسمتهاى مختلف مغز اين كودكان و مقايسه آنها با كودكان سالم دريافتند كه بخشى از مغز اين كودكان كوچكتر از مقدار طبيعى است كه اين مسأله نيز با يافته هاى تحقيق اخير انطباق دارد.
دانشيار ايرانى دانشگاه «آلبرت اينشتين» همچنين با بيان اين كه تا پيش از اين انتشار يافته هاى اين تحقيق تصور مى شد كه منشاء بروز اختلالات روانى در اين گروه از كودكان توانايى مغزى كمتر آنها از لحاظ شيميايى است، بر ضرورت پيگيرى اين تحقيقات و تكرار آزمايشات انجام شده بر روى گروههاى ديگرى از كودكان در مراكز پژوهشى مختلف به منظور حصول اطمينان كامل و دستيابى به اطلاعات دقيقتر در اين زمينه تأكيد كرد.
وى در ادامه درباره منشاء بروز اين اختلال در برخى كودكان و امكان درمان آن به ايسنا گفت: اين عارضه همانند ساير مسائل روانكاوى علاوه بر جنبه ژنتيكى، جنبه محيطى نيز دارد به طورى كه اگر عوامل محيطى بروز اين عارضه وجود نداشته باشد چه بسا مبتلايان به اين عارضه همانند افراد عادى از زندگى آرام و طبيعى برخوردار شوند، ولى اگر همين بيماران در شرايط محيطى اجتماعى و حتى تغذيه اى خاصى قرار گيرند، زمينه هاى ژنتيكى اين عارضه در آنها تشديد شده و مشكلات زيادى در آنها بروز مى كند.
اين فوق دكتراى فيزيك پزشكى خاطر نشان كرد: در حال حاضر براى درمان اين قبيل كودكان داروهايى تجويز مى شود كه يكى از تحقيقات ما نيز تأثيرات مثبت اين داروها در بهبود وضعيت رفتارى بيماران نشان داده ولى از آنجا كه در اين تحقيقات تأثير داروها را در صرفاً يك گروه از بيماران بررسى كرده ايم و روند بهبود آنها را با شرايط عدم مصرف دارو توسط خود آنها مقايسه نكرده ايم، نمى توانم با اطمينان درباره ميزان تأثير اين داروها كه عوارضى نظير كاهش وزن را نيز به همراه دارند، اظهار نظر كنم.البته در يك مطالعه ديگر قصد داريم از مغز تعدادى از كودكان بيمار تصويربردارى كنيم و سپس در دوره اى يك ساله نيمى از آنها را با استفاده از اين داروها تحت درمان قرار دهيم و در پايان دوره مجدداً از مغز اين كودكان تصويربردارى كنيم، تا بدون دخالت هر گونه عامل مزاحم اثرات واقعى داروها را مورد بررسى قرار دهيم.
دانشيار و پژوهشگر ۵۴ ساله ايرانى دانشگاه آلبرت اينشتين كه تحصيلات خود را تا مقطع ليسانس فيزيك در ايران به پايان برده درباره روند تحصيلات و فعاليتهاى تحقيقاتى خود به ايسنا، گفت: من در سال ۱۳۵۴ پس از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه تهران با استفاده از بورس تحصيلى به دانشگاه MIT رفتم و پس از پايان تحصيلات فوق ليسانس در رشته مهندسى هسته اى به ايران برگشتم و در سازمان انرژى اتمى مشغول به كار شدم ولى به دلايل شرايط خاص كارى آن زمان نتوانستم زياد طاقت بياورم چون در آن زمان همه امور در اختيار كارشناسان آمريكايى، آلمانى و فرانسوى بود و به نظرات دانش آموختگانى نظير من كه مهندس هسته اى خوانده بودم توجه چندانى نمى شد.بنابراين تصميم گرفتم به آمريكا برگردم و تحصيلات دكترى خود را ادامه دهم.
دكتر اشترى اضافه كرد: در آن موقع سازمان انرژى اتمى و دانشگاه صنعتى (شريف) به من بورس تحصيلى دادند ولى من اين بورسها را نگرفتم و با هزينه شخصى به آمريكا آمدم و با قبولى در امتحان، تحصيلات دكترى خود را در دانشگاه MIT به پايان بردم و سپس فوق دكترى فيزيك پزشكى گرفتم و از آن زمان حدود بيست سال است كه با استفاده از تكنيك MRI در زمينه مغز مطالعه مى كنم.
دانشيار راديولوژى روانشناسى دانشگاه آلبرت اينشتين در پايان خاطرنشان كرد: در اين مدت در زمينه ساير اختلالات مغزى نيز مطالعات و تحقيقاتى داشته ام از جمله اينكه همين متد را در كودكان مبتلا به اسكيزوفرنيا استفاده كردم و نتايج آن كه حاكى از وجود تفاوتهاى ساختارى در مغز كودكان مبتلا به اسكيزوفرنيا بود در سال ۲۰۰۳ بازتاب زيادى در آمريكا داشت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |