چهارشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Wed, Apr 27, 2005
جوان
۳۱۱۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
كار گروهى درنشريات دانشجويى
مبينا صبور
كار گروهى درنشريات دانشجويى
درمسير تجربه
208818.jpg
ساناز اقتصادنيا
مراحل انتشار تك برگ نسل سوم

۱- معمولاً انتشار تك برگ با خواب ديدن يكى از اعضاى نشريه بخصوص مدير مسؤول و سردبير شروع مى شود.
۲ - بايد در اعضاى هيأت تحريريه حس و هوس انتشار كردن ايجاد شود.
۳ - هنگامى كه احساسات درونى افراد شروع به جوشيدن كرد هر يك از افراد مقاله يا گزارشى را تنظيم مى كنند و استعداد و توانايى خودرا بروز مى دهند وهمچون آتشفشان فوران اطلاعات مى كنند.
۴ - بعد از نوشتن مطالب و ويراستارى توسط ويراستارهاى حرفه اى مطالب براى تايپ نزد تايپيست هاى حرفه اى تر از ويراستارها مى رود.
۵ - در مرحله تايپ كه معمولاً درخوابگاه انجام مى شود هر مطلب نزد يكى از اتاق ها فرستاده مى شود و با كامپيوترهاى كاملاً به روز شده تايپ مى شود.
۶ - ...
۷ - ...
۸ - ...
(برگرفته از مجله نسل سوم ـ شماره ۱۲)

همه چيز از چند برگ كاغذ مچاله شده كه گوشه حياط دانشگاه افتاده بود، آغاز شد. آن را برداشت و باز كرد. نشريه اى بود كه چند سال قبل در همان دانشگاه منتشر مى شد وهمان سال ها صاحبان آن، عطايش را به لقايش بخشيدند. كاغذها را برداشت و با خودش به خوابگاه برد. با بچه ها نشستند و درباره همان چند ورق، ساعتها صحبت كردند.
نتيجه اش ،چند برگ كاغذ ديگرى بود كه به اسم نشريه دانشجويى از ماه بعد و به همت همان دانشجوها منتشر شد.
چاپ نشريات دانشجويى هركدام حكايت خودش را دارد. شايد اينكه چطور انگيزه انتشار نشريه در ذهن يك دانشجو شكل گرفته، جذاب و خواندنى باشد اما مهم تر از آن همكارى گروهى چندين جوان هم سن و سال است كه نتيجه اش به صورت چند ورق كاغذ در قطع هاى مختلف منتشر مى شود.
يكى ماهنامه منتشر مى كند، ديگرى هفته نامه ،آن يكى دوهفته نامه و... اصلاً ماجراى چاپ مجله دانشجويى از همان ابتداى كار جذاب است.
بچه هايى كه انگيزه هاى مشابهى دارند، دريك كلاس خالى و بدون استاد جمع مى شوند و يكى يكى نام هاى پيشنهادى براى مجله را روى تخته مى نويسند، رأى مى گيرند و بعد درباره نوع مطالب با هم بحث مى كنند.
آنها قدم به قدم كوچه هاى تجربه را طى مى كنند و در تلاشند تا در برابر بادها و توفان مشكلات ايستادگى كنند.
مجله دانشجويى در هر دانشگاهى زياد منتشر و به سرعت تعطيل شده است. كم پيش مى آيد نشريه اى كه مجوز انتشار در دانشگاه بگيرد، تا چند سال بعد هم دوام بياورد. به دلايل مختلف كه مهم ترين آنها يكى هزينه زيادى است كه معمولاً دانشجوها از پس آن بر نمى آيند و ديگرى فارغ التحصيل شدن پايه گذاران نشريه است.
« نسل سوم» هفته نامه اى است كه دانشجوهاى دانشگاه علوم طباطبايى (دانشكده علوم اجتماعى) منتشر مى كنند. دانشجوهاى سال اولى رشته جامعه شناسى پايه گذار آن بوده اند و حالا كه دو سه ماهى از انتشار آن مى گذرد ، اميد زيادى به تداوم چاپ آن دارند. عماد برقعى، مدير مسؤول «نسل سوم» مى گويد: « ما بيشتر مشكلات را پشت سر گذاشته ايم. توفانها را گذرانده ايم و آمده ايم كه بمانيم».
«نسل سوم» تيراژ محدودى دارد. در دويست نسخه منتشر مى شود و بيشتر درآمدش را از طريق تك فروشى (پنجاه تومان)به دست مى آورد. فؤاد شمس، سردبير نسل سوم مى گويد: «مجله هزينه چندانى به غير از چاپ و تكثير ندارد. همه كارها را با كامپيوتر خودمان انجام مى دهيم. بقيه هزينه ها هم يا از طريق تك فروشى تأمين مى شود يا كمك دوستان و هم دانشگاهى ها».
ظاهراً اساتيد و دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه علامه براى چاپ مجله نسل سوم، كمك زيادى مى كنند. حتى خيلى از استادها از نظر مالى هم كمك مى كنند. شمس مى گويد: «خانم دكتر احمدى نيا، از ما خيلى حمايت مى كنند او حتى يك بار يكى از سؤالات امتحانى را از داخل مجله ما طراحى كرده بود».
بچه هاى نسل سوم هميشه جلساتى را قبل و بعد از چاپ مجله برگزار مى كنند. يك جلسه مربوط به هيأت تحريريه است كه با حضور چهار نفر برگزار مى شود. عماد برقعى، فؤاد شمس، سارا كريمى (دانشجوى رشته ارتباطات) و فرهنگ سلامى (دانشجوى رشته برنامه ريزى ) كه درباره موضوع مطالب شماره بعد و جزئيات آن صحبت مى كنند. جلسه ديگر هم به نقد و بررسى نشريه با حضور مخاطبان، اختصاص دارد.
برقعى درباره حمايت سايت هاى خبرى از نشريات دانشجويى از جمله نسل سوم مى گويد:« خيلى از سايت هاى خبرى به وبلاگ مجله ما اشاره مى كنند و همين باعث مى شود، مخاطبان بيشترى بانشريه ارتباط داشته باشند.
ما از اين طريق توانسته ايم مقالاتى از دانشجويان ايرانى مقيم قبرس، يا كشورهاى ديگر و حتى دانشجوهاى ساكن در ديگر شهرها مثل مشهد داشته باشيم».
معمولاً در اين قبيل نشريات، وظايف چندانى براى هر دانشجو تعيين نمى شود وهمه چيز بستگى به ميزان فعاليت اعضاى مجله دارد. يك نفر پيگيرى مطالب را انجام مى دهد، ديگرى با كامپيوتر كار مى كند، آن يكى مجله را توزيع مى كند و... بچه هاى نسل سوم معتقدندكه نشريه آنها طرفدار زيادى در دانشگاه دارد، طورى كه روزهاى فروش مجله، آنقدر اطراف ميز آنها شلوغ مى شود كه ديگر قادر نيستند حتى چهار قدم آن طرف تر شان را ببينند.
شمس مى گويد: «معمولاً يك نفر هم نمى تواند از صبح تا بعدازظهر پشت ميز بنشيند ومجله بفروشد، چون همه به هر حال كلاس داريم براى همين شيفتى كار مى كنيم».
از جو صميمانه دانشگاه مى گويند ودوستى كه ميان دانشجوها حاكم است. تعريف مى كنند كه چطور همه به آنها كمك مى كنند تا مجله به فروش برسد. چطور كنار ديوار مى ايستند و كاغذهاى داغ داغى راكه تازه از كپى بيرون آمده، داخل هم قرار مى دهند. چطور براى آنها تبليغ مى كنند و ازشان حمايت مى كنند.
دردانشگاه علامه طباطبايى نشريات ديگرى هم از جمله مچاله، چهار برگ بارقه، پويان و... منتشر مى شود.اما نكته جالب توجه اينجاست كه دانشجوهاى رشته ارتباطات (روزنامه نگارى) هيچ كدام فعاليت چشمگيرى در انتشار مجله دانشجويى ندارند.
اين موضوع در مورد بچه هاى دانشگاه تهران هم صادق است. بهروز كريمى دانشجوى رشته اقتصاد دانشگاه تهران كه سردبير نشريه دانشجويى «خاك » است هم درباره اين موضوع مى گويد:«دانشجوهاى رشته ارتباطات دانشگاه تهران، كمكى به ما نكرده اند. در واقع نتوانسته ايم با هم رابطه اى برقرار كنيم. آنها هم ما را در اين كار راهنمايى نكرده اند».
«خاك» مجله اى است كه دوازده شماره از انتشار آن مى گذرد و دانشجوهاى رشته هاى مختلف دانشگاه تهران (سينما ، اقتصاد، علوم اجتماعى و...) به خاطر فكر وانگيزه هاى مشتركشان در زمينه مسائل اجتماعى براى انتشار آن دور هم جمع شده اند.
اگرچه هيأت تحريريه آنها در ابتدا فقط شامل سه نفر بوداما پس از گذشت يكسال به پانزده نفر افزايش يافت؛ پانزده نفر در سطوح تحصيلى كارشناسى و كارشناسى ارشد. به قول خود كريمى زاده: «ما كم كم و به صورت تجربى پيشرفت كرديم». اين حرف را وقتى مى گويدكه درباره ميزان آگاهى آنها از كارهاى فنى نشريه مى پرسم.
«ما خيلى چيزها را درحين كار يادگرفتيم.مثلاً من خودم تا قبل از فعاليت در مجله، تايپ كردن بلد نبودم و درحين كار، حروفچينى ياد گرفتم. همه شماره هاى اول مجله را هم با دست صفحه بندى مى كرديم. هنوز هم جلدنشريه را با دست مى بنديم. چون كار گرافيكى چندانى بلد نيستم. اما الآن ديگر بيشتر كارها را با كامپيوتر انجام مى دهيم».
خاك هم مثل باقى نشريات ، از طريق تك فروشى (با تيراژ هزار وصد نسخه) و كمك هاى دانشجويان ادامه حيات مى دهد و بنابر گفته سردبير مجله : «تا به حال كمك هزينه اى كه به نشريات ديگر مى دهند، به خاك تعلق نگرفته است».
اين مجله دانشگاه تهران اما به غير از جلسه تحريريه كه بين خود اعضاى فعال نشريه برگزار مى شود، جلسه ديگرى براى تبادل نظر بين مؤسسان خاك و مخاطبان آن برگزار نمى كند ونقد و انتقادها به صورت شفاهى بين دانشجويان انتقال مى يابد.
دانشگاه تهران ، كه چهل و چهار هزار نفر دانشجو دارد به مثابه شهرى است فرهنگى كه تمام شهروندان آن تحصيل كرده اند و دراين شهر حدود بيست نشريه منتشر مى شود؛ نشرياتى كه هر كدام مخاطب خاص خودش را دارد و بسترى است براى تجربه و تبادل اطلاعات . اصلاً فعاليت در نشريات دانشجويى ، راهى است براى كسب تجربه و تمرين يك كار گروهى درست وحسابى.
آب و آتش هرگز !
مبينا صبور
208827.jpg
بعضى افراد ادعا مى كنند كه با يكى ، دومرتبه رفت وآمد با يك شخص غريبه مى توانند او را به خوبى بشناسندو به عبارتى از نظر آدم شناسى قوى هستند ،
بعضى ها هم معتقدند همين كه يك بار به صورت كسى نگاه كنندو با او هم كلام شوند
از آنچه در دل دارد باخبر مى شوند و كف بين ها هم كه سريع سراغ كف دست و خط و خطوط آن مى روند
و اگر خيلى حرفه اى باشند از اندازه كف دست و انگشتان فرد مورد بررسى،
خيلى چيزها را دريافت مى كنند.
اگر شما هم دوست داريد از اين روش اخير به اسرار درونى افراد پى ببريد
بايد با يكسرى اصول اوليه آشنايى داشته باشيد.

اندازه طبيعى كف دست چقدر است؟
اندازه طبيعى كف دست برابر است با فضاى اشغال شده بين پايين چانه تا بالاى ابروها! به اين معنى كه اگر كف دست خود را باز كنيم و لبه پايينى آن را به لبه انتهايى چانه تماس بدهيم در صورتى كه نوك انگشتان به زحمت به ابروها برسد دستهاى كوچكى داريم و اگر دست از ابرو بگذرد و نوك انگشت به منطقه رويش موى سر نزديك شود مى توان گفت كف دست بزرگ است.
اندازه طبيعى انگشت چقدر است؟
با روشى مشابه مى توان اندازه انگشتان را هم مشخص كرد، براى اين كار بايد از انگشت وسط كمك گرفت.
اگر پايين ترين نقطه انگشت ميانى يك دست را به پايين ترين نقطه كف دست ديگر متصل كرديد و اندازه آنها يكى بود ، شما انگشتان بلندى داريد و در غير اين صورت با كمتربودن اين اندازه به نسبت انگشتان شما هم كوتاهتر محسوب مى شوند.
و در نهايت با درنظرگرفتن كوتاهى و بلندى و شكل كف دست و انگشتان ، چهار نوع مختلف از دست را در نظر مى گيرند:
دست آتش ، دست هوا، دست آب ، دست زمين.
۱ - دست آتش : آتش گرمابخش و انرژى زاست و شعله هاى آن دائماً در حركت است. اين آتش پرانرژى مى تواند با حرارتى ملايم ، حيات بخش باشد و يا اينكه همه چيز را بسوزاند و تنها خاكستر بر جاى گذارد. بنابراين عقل سليم حكم مى كند با احتياط از آن استفاده كنيم. مهمترين مشخصه افرادى كه جزو گروه دارندگان دست آتش هستند: كف دست مستطيل شكل و انگشتان كوتاه آنها است. اين افراد خلاق ، مشتاق و تابع احساسات هستند. اندازه كوتاه انگشتان ايشان نشان مى دهد كه دارنده اين دست به جزئيات امور نمى پردازد. اما كف دست مستطيل شكل و بلند او نشانى از فراست و بصيرت است. اگر خواستيد به دارنده چنين شخصى هنر كف بينى خود را نشان دهيد بهتراست به موارد زير اشاره كنيد:
« شما بسيار خوش فكر هستيدو ايده ها و نظرات شگفت آور و خارق العاده اى داريد. نظرات منحصر به فرد شما در كنار اشتياق و هيجانى كه براى رسيدن به آن نظرات داريد (گرچه اين شور و هيجان چندان درازمدت نيست) برگ برنده شما در به اتمام رساندن امور است.
كنترل احساسات گاهى اوقات براى شمامشكل ايجاد مى كند اما اگر از آن به خوبى استفاده كنيد، ابزار باارزشى است. همانطور كه گفته شد شما علاقه اى به پرداختن به جزئيات امور نداريد و بيشتر اهداف كلى را در نظر مى گيريد و خود را درگير امور پيش پاافتاده و بيهوده نمى كنيد. بد نيست از خلاقيتى كه در درون خود داريد به خوبى استفاده كنيد و فراموش نكنيد رمز شاد زيستن و خوشبختى شما در : «سختكوشى ، فعاليت زياد و درگيرشدن در امور و جنبه  هاى مختلف زندگى است ، پس لحظه اى بيكار نباشيد تا مى توانيد سر خود را شلوغ كنيد و از اين زندگى پربرنامه، بهترين بهره را ببريد!»
۲ - دست هوا : هوا براى بقا و زندگى موجودات زنده لازم و ضرورى است . جزئى حياتى كه دائماً از آن استفاده مى كنيم و اغلب موارد نسبت به اين مصرف مداوم و وجودهوا در اطرافمان بى توجه هستيم ، مگر آنكه بادى بوزد و ما را به ياد اين عنصر حيات بخش بيندازد. از طرفى هوا براى ايجاد ارتباط هم مهم است وبه كمك آن امواج صوتى منتقل مى شوند. حيواناتى چون پرندگان و حشرات پرنده موجوداتى فعال و پرتحرك هستند . اما بشنويد از انسان هايى كه متعلق به اين گروه و صاحب دست هوا هستند.
اين اشخاص انگشتانى بلندو كف دستى مربع شكل دارند. آنها بيشتر از منطق خود استفاده مى كنند و اشخاصى تيزهوش هستند . آنها از ايجاد ارتباط با سايرين لذت مى برند و معمولاً به دنبال مشاغلى هستندكه به اين هنر نياز دارد(مردم دارى و روابط عمومى قوى)
اين افراد سعى مى كنند بيشتر براساس منطق كارها را پيش برند و كمتر نسبت به احساسات و عواطف خودو سايرين اعتماد مى كنند . به چنين شخصى بايد گفت:
«شما با هوش و خوش فكر هستيد. شما به ايجاد رابطه باسايرين توجه زيادى داريد. اما دراين ارتباط بيشتر از منطق و عقل استفاده مى كنيد تا احساس! فردى قابل اعتماد هستيد كه مى توان باخيال راحت كارها را به دست شما سپرد چون در به اتمام رساندن كارها بسيار موفق عمل مى كنيد. بدانيد كه براى زندگى همواره انگيزه هايى داريد كه تا به آنها مى پردازيد هرگز روزهاى يكنواخت و كسل كننده اى نخواهيد داشت.
۳ - دست آب : آب نيز نيازى ضرورى است كه براى ايجاد تغيير در شكل و ظاهر اين ماده نياز به كار روى آن هستيم. آب بى شكل است و به راحتى حركت مى كند و فضايى را كه در اختيارش مى گذاريم پرمى كند. ماه تأثير شديدى بر روى آن دارد و جزر و مد در اقيانوس ايجاد مى كند. افراد اين گروه دست مستطيل شكل با انگشتان بلند دارند. آنها معمولاً انسانهاى آگاه و مطلع هستند. اين افراد تغييرپذير ، تأثيرپذير و احساساتى هم هستند و به اين چنين فردى مى توان گفت:
شما زندگى پرمعنى اى داريد. قدرت تصور و خيال پردازى شما بالاست. اما از طرفى مى توانيد تحت تأثير سايرين قرار گيريد به همين جهت در نظرات خود انعطاف پذيرى نشان مى دهيد درك بالايى داريد ، احساساتى هستيد، اگر به كسى علاقه مند شويد از بودن با وى لذت مى بريد و عاشقش مى شويد. اما فراموش نكنيد نيازمند زمانى براى با خود بودن هم هستيد.
۴ - دست زمين : بخش خشك ، سخت و جامدى است. هرآنچه در زمين اتفاق مى افتد حاصل آهنگ طبيعى رويش، رشد، مرگ و نابودى است. زمين بى انتهاست و نشانگر نوعى ثبات است. اگرچه در زير پوسته ها و لايه هاى آن دائماً همه نوع تغييراتفاق مى افتد و منجر به زمين لرزه و ساير تحولات مى شود.
شخصى كه چنين دستى دارد اهل عمل است. او با كف دست مربعى شكل و انگشتان كوتاه از سايرين متمايز مى شود. دارنده چنين دستى واقع بين و اهل عمل و فعاليت است و حتى از انجام كارهاى تكرارى هم لذت مى برد. اودستانى قوى دارد و دوست دارد بر زندگى اش نظم حاكم باشد. محتاط و محافظه كار است و به آنچه دارد قانع است ،هرگز به زندگى ديگران حسادت نمى ورزد و چشم به آنها ندارد. گرچه نبايد فراموش كرد كه:
مانند زمين گاه خشمناك و پرخروش عمل مى كند به كسى با چنين دستى مى توان گفت: شما فردى سختكوش هستيد ، از انجام كارهاى جسمى لذت مى بريد ، دستان شما ابزارى مناسب براى كمك به موفقيت دركارها هستند. گاهى اوقات هم لجوج و كله شق هستيد و فكر و نظرتان به راحتى تغيير نمى كند. (برخلاف دارندگان دست آب ) . از حركت و تحرك لذت مى بريد، در پرداخت به جزئيات مسائل ضعيف عمل مى كنيد. از بودن در طبيعت و كار و تحرك لذت مى بريد و نهايتاً اينكه قابل اعتماد ، صادق ، فعال و قدرى كم حرف هستيد.
رابطه شكل دستها و سلامت شخص
معتقدين به كف بينى رابطه اى بين احتمال بروز بيماريها و شكل دستها مطرح مى كنند.
- دست زمين ، فرد را مستعد ابتلا به ناراحتى هاى روده اى و شكمى مى كند.
- دست هوا : زمينه مشكلات عصبى و ناراحتى ريه در چنين شخصى بيشتر است.
- دست آتش : شخص موردنظر بيشتر در معرض حوادث و سوانح و مشكلات قلبى است.
دست آب ، فرد را مستعد به آلرژى و مشكلات عصبى مى كند.
شكل دستها و علاقه به سفر
كسانى كه متعلق به گروه دست زمين هستند ترجيح مى دهند هميشه به جاهاى خاصى سفر كنند (مثلاً وقتى از آنها در مورد شهرهاى كشورمان سؤال شود تمام ايران را در ۳ - ۲ شهر شمالى مى بينند) دارندگان دست هوا، عاشق سفر هستند به همين خاطر بيشتر به دنبال مشاغلى هستندكه با سفركردن رابطه دارد.
دست آتشى ها عاشق سياحت و گشت و گذار نقاط جديد هستند و دراين سفرها بيشتر به دنبال ماجراجويى مى گردند.
دارندگان دست آب هم بيشتر ترجيح مى دهند به مكان هاى مقدس و روحانى سفر كنند.
ارتباط بين افراد گروههاى مختلف
- اگر «آتش و زمين » با هم باشند در رابطه اى كه ايجاد مى كنند اعتمادى وجودندارد چرا كه آتش زمين را مى سوزاند!
- « هوا و آتش » خوب با هم مى سازند اما «آب و آتش » هرگز همساز نيستند!
- « زمين و هوا» نيز بسيار خوب با هم كنار مى آيند و در كنار هم موفق هستند چرا كه هوا باعث سرسبزى زمين است! رابطه «آب و زمين » هم اين چنين است.
- و « هوا و آب » رابطه اى آرام و به دور از عيب و نقص با يكديگر دارند.
شكل دستها و دوران بازنشستگى
راه فرارى نيست ، سرانجام پايان شور و نشاط و طراوت جوانى، دوران بازنشستگى است. دورانى كه در آن بسيارى از پدران و مادران ما ، سرحال تر و شاداب تر از بسيارى از جوانان زندگى مى كنندو به راستى الگو هستند.
افرادى با دست زمين با دوران بازنشستگى به سختى كنار مى آيند آنها تا آن جايى كه ممكن است كار مى كنند و توقف يا استراحتى نمى بينند.
دارندگان دست هوا در اين دوران به كارهاى گروهى و فعاليت هاى بدنى مى پردازند.
دست آتشى ها عضو باشگاهها و انجمن ها مى شوند.
و گويا دست آبى ها در اين شرايط بيشترين لذت را مى برند. آنهاعاشق خوابيدن هستندو بيشترين فعاليتشان به مطالعه كردن و تلويزيون ديدن خلاصه مى شود و فعاليت بدنى آنها به كلى تعطيل مى شود!
منتظر شماره هاى بعدى باشيد با اين دستها خيلى كار داريم!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |