پنجشنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Thu, Apr 28, 2005
گفت و گو
۳۱۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
پاى صحبت ديه گو مارادونا
«رافا بنيتز» مربى اسپانيايى ليورپول از امروز و فردا مى گويد
پاى صحبت ديه گو مارادونا
فوتبال حرفه اى دشوارتر شده است
208962.jpg
منبع: كلارين
مترجم: وصال روحانى

ديه گو مارادونا ابتداى بهار سال پيش تا يك قدمى مرگ پيش رفت
و كم مانده بود طى يك حمله قلبى و عفونت شديد سينه با دنيا وداع گويد.
كاپيتان سابق تيم ملى فوتبال آرژانتين زنده ماند اما از آن پس نيز لحظه اى از بيمارى ها
و دردسرهاى زندگى خصوصى اش رهايى نداشته و از اين كلينيك به آن كلينيك روان بوده
و ۴‎/۵ سال است كه به خرج فيدل كاسترو رهبر كوبا در هاوانا زندگى مى كند.
چاق شدن بيش از حد و بدل گشتن به يك بادكنك در آستانه تركيدن،
او را واداشت كه در اسفندماه سال پيش شكم عظيمش را بدست جراحان كلمبيايى بسپرد
تا آن را دوخت و دوز و كوچك كند و از اشتهايش بكاهد.
او كه اخيراً با بوكاجونيورز تيم محبوب و پيشين اش باب مشاوره و همكارى را گشوده است
و روزگارى مرد سرنوشت ساز و خيره كننده بارسلونا و ناپولى بود و آرژانتين را يك تنه فاتح جام جهانى ۱۹۸۶ كرد،
در بهار ۲۰۰۵ با شكمى كه فقط قدرى كوچك تر از گذشته است
و ريخت و قيافه اى كه تنها اندكى سروسامان يافته تر از قيافه دلقك وار سال هاى اخيراوست،
خبر از سلامتى خود مى دهد. او حرف هاى ديگرى را نيز براى گفتن دارد...

* چه خبر از جراحى شكم تان؟!
- عالى است. پزشكان روى لاغر شدن و كم كردن وزنم بسيار تأكيد كرده اند زيرا در غير اين صورت به قلبم فشار زيادى مى آيد و ماجراى سال پيش تكرار خواهد شد. من نيز تصميم گرفتم عمل جراحى اخير را در كارتاجناى كلمبيا پشت سر بگذارم و الآن وضعيت سلامتى ام بهتر از تمام سال هاى اخير است و هيچ وقت اين قدر سرحال نبوده ام.
* آيا تمرين هم مى كنيد؟
- بله، هرروز مى دوم و شنا مى كنم و تنفس ام بهتر شده است، وزنم نيز نه به اندازه اى كه پزشكان توصيه كرده اند، اما تا حدى پايين آمده است. از گلف نيز در تمام سال هاى اخير دور نبوده ام و اين، خودش يك نوع راهپيمايى است.
* اما انگار پزشكان معالج شما هنوز راضى نيستند؟
- شايد آنها به يك وضعيت ايده آل مى انديشند كه به زمان بيشترى نيازمند است. من وظيفه دارم از آنها و تمام مردمى كه طى سال هاى دشوار اخير ياورم بوده اند، تشكر كنم.
* همكارى تان با بوكاجونيورز به چه نحوى است؟
- من گفته بودم كه دوست دارم كارى اجرايى را در ارتباط با باشگاه محبوبم انجام بدهم و موريسيو ماكرى (رئيس بوكاجونيورز) پذيرفته است. رئوس كار و چگونگى وظايف نيز بايد طى صحبت هاى من با او مشخص شود. امكان ندارد بوكاجونيورز روزى مسابقه داشته باشد و من آن را تعقيب نكنم. اين تيم هميشه محبوب ترين باشگاه عمرم بوده است.
* بازيكن محبوب فعلى تان چه كسى است؟
- لوچانو فيگه را و خاوى ير ماكه رانو را در كشورم و وين رونى را در ميان ساير كشورها بسيار مى پسندم. به واقع اعتقاد دارم اگر ماكه رانو از توانايى هايش به درستى بهره گيرد، بهترين فوتباليست دنيا خواهد شد. «فيگه را» نيز گلزن چيره دستى است. در اروپا رونى انگليسى را بسيار مى پسندم. او به قدرى با استعداد است كه مى تواند انگليس را قهرمان جام جهانى ۲۰۰۶ كند اما شرطش اين است كه از «حاشيه» بپرهيزد و هرچه دارد روى فوتبال متمركز كند. قدرت بدنى و فنى او به حدى است كه مى تواند يك بابى چارلتون تازه براى انگليس باشد. البته دشوارى هاى فوتبال حرفه اى و حواشى آن بسيار زيادتر از گذشته و حتى زمانى شده است كه من به فوتبال مى پرداختم و اين چيزى است كه نسل جوان بايد آن را حل كند.
* حالا كه صحبت انگليس شد، بگوييد نظرتان درباره ديويد بكام چيست؟ از او در يكى دو سال اخير به خاطر نمايش هاى اغلب متوسط اش براى رئال مادريد و تيم ملى كشورش بسيار انتقاد شده است.
- بكام، هنوز بهترين بال راست دنيا است و عالى سانتر مى كند و پرتلاش هم هست، اما مسأله اين است كه مربيان قبل از وندرلى لوكزامبورگو او را در پست هافبك وسط رئال به كار مى گرفتند و اين از كارايى او مى كاست، مسأله ديگر ايرادات كلى در رئال مادريد است كه وى را نيز كم اثر ساخته است. در اين تيم همه ستاره اند و تيمى با چنين وصفى راه به جايى نمى برد، اگر اين تيم ۷ بازيكن دونده و كارگر و ۴ ستاره داشت، به نفعش بود و به خدمت گرفتن اين همه آدم اسم و رسم دار به طور همزمان آخر و عاقبت ندارد.
* از علاقه تان به كار در بوكا گفتيد. معلوم است از دنياى فوتبال جدايى نداريد؟
- بديهى است. من هميشه با فوتبال زندگى كرده ام و در آينده نيز همين طور است و هر روز حداقل ۲ بازى را از تلويزيون مى بينم. امكان ندارد تحول و رويدادى تازه در فوتبال شكل گيرد و من از آن بى خبر باشم.
* اما تلاش هاى محدود قبلى تان در زمينه مربى شدن در اين ورزش بى نتيجه ماند.
- با اين وجود كم و كاستى اى در اين رشته ندارم و كافى است فرصت مجددى در اختيارم گذاشته شود.
نمى دانم ديگر چه چيزى را بايد به اثبات برسانم. اگر من فهم فوتبال نداشته باشم، پس چه كسى دارد؟ اگر همين حالا يك باشگاه مطرح پيدا شود و از من بخواهد مربى اش شوم با اشتياق و شتاب قبول خواهم كرد.
نكند انتظار دارند پس از كسب اين همه افتخار و درجه و مقام به كلاس مربيگرى بروم و مدرك بگيرم؟
* آيا به جام جهانى ۲۰۰۶ خواهيد رفت. منظورمان براى تماشا و تفسير مسابقات براى شبكه هاى تلويزيونى است؟
- بله، فكر مى كنم سال بعد در آلمان باشم و آرژانتين را اميددار اصلى قهرمانى در آنجا مى دانم. اين را فقط بدين خاطر نمى گويم كه آنها هموطن من هستند. بلكه بدين سبب است كه در المپيك آتن با مشتى بازيكن جوان قهرمان شدند و همين بازيكنان با يكى دو سال مسن تر پخته تر شدن مى توانند جام جهانى را هم فتح كنند. البته اروپايى ها وقتى جام جهانى در خاك شان برگزار مى شود، معمولاً خوب نتيجه مى گيرند و اين بار نيز قاعدتاً چنين خواهدشد و در بين شان من انگليس را صاحب بخت قابل توجهى مى دانم. اين تيم هم تعدادى جوان مستعد دارد و هم اين جوانان به مرحله اى از كارايى و تجربه رسيده اند كه بتوانند در اين جام تا مرحله نهايى پيش بتازند.
* هنوز درباره گلى كه با دست به همين كشور (انگليس) در جام جهانى ۱۹۸۶ زديد، بحث جريان دارد و سرانجام خودتان نيز پذيرفته ايد كه آن كار خطا بود و ديگر از لفظ «دست خدا» براى توصيف آن گل استفاده نمى كنيد. آيا تقلب كار درستى در ورزش است؟
- من تقلب نكردم. يك ورزشكار هر كارى مى كند تا بتواند گل بزند و گاهى به طريقه و راه آن فكر نمى كند، متقلب كسانى هستند كه طى تمام آن سالها مى كوشيدند پاى مرا در ميدان بشكنند و يكى دوبار هم شكستند و بدترين خطاها را برروى من مرتكب مى شدند، چون مى ديدند به طرق قانونى و صحيح قادر به مهار من نيستند. بله، آنها ناصادق و متقلب هستند و نه من.
* يونان قهرمان جام ملتهاى اروپا ۲۰۰۴ شد، ولى قدرى كمتر از يك سال به سالگرد آن واقعه قدرت سابق را از خود بروز نمى دهد. آيا اين فقط يك اتفاق نبود؟
- نه، اتفاق نبود. درخشش تيم هاى موسوم به كوچك در جهان فوتبال و ورزش چندسالى است كه باب شده، چون هم آنها بيشتر از گذشته كار مى كنند و هم بزرگان تنبل تر و كم كارتر از گذشته شده اند. يونان با سلاح وحدت و تلاش به آن پيروزى رسيد و بهره هاى آن قهرمانى زياد بود زيرا به تمام تيم هاى مشابه اين اميد را بخشيد كه اگر تلاش كنند، آنها نيز به نتيجه خواهندرسيد. من از قهرمانى يونان بسيار خوشحال شدم زيرا يك تيم فاقد غرور و جنگنده بود و تيم هاى مغرور را از پاى درآورد و يك موج تازه را در فوتبال دنيا به وجود آورد.
* از ماندن طولانى مدت تان دركوبا بگوييد.
- آنجا بسيار راحت ام زيرا مردم و رسانه ها به اندازه بوينوس آيرس مزاحم من نمى شوند و زندگى كم دردسرى دارم. روزها، اغلب به گلف مى روم و ساعاتى را هم در كلينيك روحى - روانى بازپرورى معتادان مى گذرانم و دقايقى مى دوم و نرمش هاى ورزشى مى كنم. شب ها نيز با دوستانم پاى تلويزيون و تماشاى مسابقات مى نشينم. فيدل كاسترو دوست نزديك من و از با ارزش ترين چهره هاى سياسى دنيا است و من دولت كوبا و مردم آن را از آزاده ترين و مبارزترين ها در سطح دنيا مى شناسم كه جلوى زياده خواهى هاى آمريكا ايستاده اند. من عاشق اين كشور و ملت شده ام و اگر امكانپذير باشد تا پايان عمر در اينجا خواهم ماند.
* به رغم جدايى از همسرتان، او كمك زيادى به شما در ايام بيمارى تان طى سال پيش كرد. اينطور نيست؟
- بله، او هنوز دوست خوبى براى من است، اما امكان ادامه زندگى مشترك براى ما وجود نداشت. من دو دخترم را كه حالا براى خود خانم هايى بزرگ و برازنده شده اند، هر ماه حداقل يك بار مى بينم و يا آنها به هاوانا مى آيند و يا من به آرژانتين مى روم. آنها هنوز بزرگترين سرمايه ها و نور و روشنايى زندگى من هستند و اگر يك اتفاق در زندگى ام افتاده باشد كه بابت آن افسوس نخورم، ازدواج ام و به دنيا آمدن اين دو فرزند لايق است. گاهى وقتى فكر مى كنم با مشكلات و بيماريهاى چندسال اخيرم چقدر آنها را رنج داده ام، گريه ام مى گيرد.
«رافا بنيتز» مربى اسپانيايى ليورپول از امروز و فردا مى گويد
به آينده خوش بين هستم
208950.jpg
منبع: تايمز

رافا بنيتز اسپانيايى و ۴۵ساله تا به حال نتوانسته است ليورپول را به آرزويش كه كسب مجدد مقام قهرمانى ليگ فوتبال انگليس پس از ۱۵سال فترت است، برساند و بعيد است كه هرگز از عهده اين كار برآيد زيرا توان چلسى، آرسنال و منچستر يونايتد از او و تيمش بسيار بيشتر است و بنيتز با برخى «خريد»هاى مجهول اش و رويكرد بيش از حد به اسپانيايى ها نشان داده است كه فقط به كوتاه مدت و منافع خودش مى انديشد. اما رافا به عنوان مردى كه در سالهاى قبل از آمدنش به انفيلد بسيار موفق بود
و والنسيا را دوبار قهرمان ليگ اسپانيا و يك مرتبه فاتح جام يوفا كرد، حرفهاى زيادى براى گفتن دارد و ۷‎/۵ماه نخست كارش در ليورپول را چنين ارزيابى مى كند.

فصل نخست كارتان را در انفيلد چطور جمع بندى و توصيف مى كنيد؟
بارها گفته ام و امروز تكرار مى كنم كه شرايط را مساعد مى بينم و همه به كارشان مشغول اند وحتى اعضاى خانواده ام نيز از زندگى در اينجا راضى هستند. آينده براى ما از اين هم بهتر خواهد بود و من در اين خصوص خوشبين هستم.
چه چيزى در فوتبال انگليس شما را بيشتر از ساير مسائل شگفت زده كرده است؟
جالب ترين مسأله براى من طى اين مدت تماشاگران و بويژه هواداران تيم خودمان بوده اند. استاديوم ها و شور وغوغاى موجود در آن چيز ديگرى بوده اند و همه چيز متفاوت است و من اينها را بسيار پسنديده ام.
آيا تيم همان پيشرفتى را داشته است كه شما مى خواسته ايد؟
بله. فكر مى كنم كه هر روز بهتر مى شوند و شاگردانم بيش از پيش با ايده هاى من آشنا و مجرى آن مى شوند. ما در ماههاى اخير چه در خانه و چه در زمين حريفان پيروزيهاى جالبى داشته ايم و سطح كارمان دائماً رو به پيشرفت داشته و اين، اسباب اميدوارى است.
در اين ۷‎/۵ماه كدام واقعه و مسابقه خاص بيشتر در ذهن تان مانده است؟
فكر مى كنم هواداران بيشتر بازى مان با آرسنال و يا پيروزى مان در برابر المپياكوس را در ذهن دارند. آنها بهترين بودند.
ولى لابد هر برد براى شما روز خوبى بوده است.
بله، هر بردى شيرين است ولى بهترين رويداد آن است كه هم خوب و زيبا بازى كنيد و هم نتيجه بگيريد و اين كارى است كه ما سعى در انجام آن داشته ايم.
در اين ماهها بيشتر در رده هاى پنجم و ششم جدول رده بندى ليگ برتر انگليس چرخ خورده ايد، آيا اين را كافى مى دانيد؟
خب، ترجيح مى دادم كه اول باشيم اما فعلاً بالاتر از اين براى ما امكانپذير نيست. مهم اين است كه تداوم بيشترى يافته ايم و تعداد بردهاى ما نيز فزون تر شده است. بنابراين من به آينده خوشبين تر شده ام.
تعداد مصدومان در تيم شما طى ماههاى اخير زياد بوده است. با اين مسأله چطور كنار آمده ايد؟
بديهى است كه هر بازيكنى كه مصدوم مى شود به برنامه هاى تيم لطمه وارد مى گردد و ما از اين موارد زياد داشته ايم. سعى كرده ام با استفاده از نفرات ذخيره اين مشكل را حل كنم ولى جاى خالى مصدومان بسيار وسيع و محسوس بوده است.
شايد از همه بدتر غيبت ژابى الونسو (هافبك وسط اسپانيايى ليورپول) بوده باشد كه تقريباً تا آخر فصل از صحنه دور خواهد ماند. در غياب او چه كرده ايد؟
بله، او بازيكن بسيار مهمى براى ما بود و غيبت اش را حس كرده ايم. در عين حال سعى داشته ايم اطمينان لازم را به او بدهيم. او روحيه اى قوى دارد و بعد از عمل جراحى بر روى مچ پايش كار بازسازى عضلاتش را به آرامى و از نو شروع كرده است.
كريس كرك لند (دروازه بان جوان و انگليسى ليورپول ) هم كه مثل معمول مصدوم و غايب است.
به همين خاطر دروازه بان جوان و ذخيره تيم ليدز را خريديم. يعنى چاره اى نداشتيم. بايد ساير راهها و امكانات را بررسى مى كرديم. تنها مرد پرتجربه در ميان دروازه بانان ما يرزى دودك بوده است و ما بايد باز به دنبال عامل تجربه در اين نقطه باشيم. براى فصل آتى نيز دراين زمينه برنامه هايى را داريم.
چرا موريسيو پلگرينو (مدافع آرژانتينى ) رادر زمان نقل و انتقال هاى زمستانى خريديد؟ آن هم يك بازيكن ۳۴ ساله را.
برخلاف تصورتان او بازيكن بسيار خوبى است و روحيه مساعدى هم دارد و چون پيشتر با والنسيا موفق بوده به كار ما مى آيد.او به لحاظ تاكتيكى و جاى گرفتن در برنامه هاى تيمى و گروهى نيز بازيكن توانايى است و فكر مى كنم تجربه زيادش نيز براى ما مفيد خواهدبود. حسن ديگر استخدام او اين است كه مى توانيم به لطف وجوداو يك در ميان به هى پيا و كاراگر يعنى ساير مدافعان وسط خود استراحت بدهيم.
ولى او نتوانسته است در انگليس جا بيافتد و حتى خود طرفداران ليورپول او را مسخره مى كنند.
حسن پلگرينو اين است كه فقط به فوتبال فكر مى كند وقدرت تطابق پذيرى هم دارد و در همين ارتباط با كاراگر و جرارد به صحبت پرداخته تا كسب اطلاعات كند. شايد بازيهاى او تا به حال چشمگير نبوده باشد، اما بعد از اين خواهدشد.البته معترفم كه او بايد به لحاظ فيزيكى قوى تر و مهياى حضور در بازيهاى داخلى انگليس كه مبتنى بر قدرت جسمانى است ، شود.
فرناندو مورى ينتس نيز به رغم برخى گل هايى كه زده ، چيزى نبوده است كه تعريف و توصيف مى شد.
به او هم وقت بيشترى بايد داد.
بازى كردن در فوتبال سراسر قدرتى و مبتنى بر برخورد در انگليس كار آسانى نيست و هر كس به زمان به اندازه كافى براى اين مهم نياز دارد و اين شامل فرناندو هم مى شود. ولى من تاهمين جاى كار نيز از نحوه حضور و حاصل كار او راضى ام.
چرا استفان هن چوز(مدافع سوئيسى ) را جواب گفتيد؟
من مشكلى با او نداشتم اما چون آينده اى در تيم ما نداشت و نمى توانست ثابت بازى كند، به نفع خودش بود كه به تيم ديگرى بپيوندد و در جايى باشد كه به او بازى برسد.
اما دفاع ليورپول در غياب او نيز معيوب است و گلهاى فراوانى مى خورد و كاراگر به رغم تعريف هاى افراطى شما بازيكن پر اشتباهى است.
در انگليس نمى شود گل نخورد و اين يك حقيقت مسلم است، ولى سعى كرده ام با استفاده از تركيب هايى بين هى پيا، كاراگر و پلگرينو مشكل را حل كنم. من كاراگر را بهترين مدافع وسط فعلى انگليس مى دانم و فكر نمى كنم كه مشكل دفاعى ما وى باشد. گاهى اصول دفاعى به خوبى در تيم ما پياده نمى شود.
در هفته هاى اندك باقى مانده از فصل چه اهداف و برنامه هايى را براى تيم تان داريد؟
چاره اى نيست ، بايد با شرايط موجود ساخت و درديدارهاى باقى مانده مان در ليگ حداكثر امتيازات ممكن را بگيريم تا بتوانيم به رتبه چهارم ليگ برسيم و به تبع آن فصل بعد در دور مقدماتى جام قهرمانان اروپا حاضر باشيم. ما بازى به بازى پيش مى رويم و براى آن برنامه ريزى مى كنيم ، ضمن اين كه من از حالا براى درازمدت و فصل بعدى نيز برنامه هايى را طراحى مى كنم.
آيا فكر نمى كنيد حذف بسيار زود هنگام از جام حذفى انگليس يك نتيجه بسيار بد براى شما بوده و دستاوردهايتان طى فصل نخست هيچكس را دلگرم نكرده است؟
من هنوز در حال بررسى شرايط و وضعيت موجود هستم ونمى دانم حوادث بعدى چه چيزى را براى ما رقم خواهد زد. اما در مورد آن چه تا به حال براى ما روى داده است. مى توانم به شما بگويم كه با توجه به شرايط موجود بالاترين چيز قابل اكتساب بوده است.شايد اگر تمام نيروها و نفرات خود را در طول فصل در اختيار داشتيم، بهتر از اينها هم نتيجه مى گرفتيم، اما اينها فقط احتمالات و حرف ها است كه لزوماً مشكلى را از ما حل نمى كند. هفته هاى باقى مانده از فصل جارى به ما خواهد گفت كه كجا ايستاده ايم و چه بايد بكنيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |