بخش چهازم
در آغاز اين گزارش نوشتيم كه در مذاكرات مصر و انگلستان به منظور استقلال مصرو مسأله سودان هميشه بحران آفرين بود و نيز انگيزه هاى دولت استعمارى بريتانيا را در حفظ مستعمره سودان برشمرديم و گفتيم كه نظارت بر مسير رود نيل كه از سودان مى گذرد براى انگلستان اهميت حياتى داشت و اين نكته را هم يادآور شديم كه دولت انگلستان تا زمانى كه سخن از استقلال مصر در ميان نبود ، حكومت مشترك مصر و انگلستان را بر سودان قبول داشت اما همين كه احساس كرد مصرى ها استقلال تام و تمام مى خواهند، حساب مصر و سودان را از هم جدا كرد.
در اين جا اين نكته را هم اضافه مى كنيم كه دولت انگلستان از زمانى كه به عنوان سهامدار كانال سوئز در سرزمين مصر حضور سياسى و نظامى پيدا كرد براى حفظ سودان هزينه هاى سنگينى را پرداخته و طى جنگهاى محلى با بوميان، بهترين افسران خود را از دست داده و هزاران سرباز انگليسى را به جنگهاى خونين كشانده بود كه آخرين آنها به طور مثال ماجراى خروج «مهدى سودانى» است كه در آن «ژنرال گوردون» كه از بى پرواترين صاحب منصبان انگليسى بود جان خود را از دست داد و ارتش انگلستان دچار خسارتهاى مالى و جانى فراوان شد.
سودان
سودان كه جغرافيدان هاى عرب آن را «بلاد السودان» مى نامند در قاره آفريقا در منطقه جنوبى «كوير صحرا» قرار دارد .
اين كشور از شمال به «مصر» و از سوى خاور به «درياى سرخ» و «حبشه (اتيوپى )» و از جنوب به «كنيا» ، «اوگاندا» و «زئير» و از سوى باختر به «جمهورى آفريقاى مركزى» و «چاد» و از شمال غربى به «ليبى» محدود است.
دوشاخه اصلى رود نيل يعنى «نيل آبى» و «نيل سفيد» در خاك سودان به هم مى پيوندند و در طول مسير اين رود بزرگ آبشارهاى نسبتاً بلندى وجود دارد . در ضمن سرزمين هاى ميان نيل سفيد و نيل آبى «جزيره» ناميده مى شود.
مصريان باستان تا آبشار چهارم رود نيل را در تصرف خود داشتند.
با فتح مصر به دست مسلمانان در سال ۲۰ هجرى اعراب مهاجر به اين منطقه راه يافتند و مردم سودان اسلام آوردند.
در ادامه تسلط حكومت خلفا، در زمان فرمانروايان بنى عباس به مناطق مركزى و جنوبى سودان لشگركشى هاى بى نتيجه اى شد (سال ۲۴۰ هجرى ).
بعد از آن با ظهور خلافت فاطمى در مصر (۳۵۸ هجرى ) سودان تحت نفوذ خلفاى فاطمى مصر قرار گرفت . با تضعيف حكومت فاطميان و آغاز سلطنت «صلاح الدين ايوبى» سياهان سودان شورش كردند و صلاح الدين اين شورش را فرو نشاند. با انقراض ايوبيان و قدرت گرفتن مماليك (۶۴۷ هجرى ) مماليك بر بخش هاى مهمى از سودان مسلط شدند و سرانجام با ظهور امپراتورى عثمانى سرزمين سودان نيز مورد هجوم تركان عثمانى قرار گرفت.
هنگامى كه محمدعلى پاشا بنيانگذار مصر جديد از سوى دولت عثمانى براى قطع نفوذ فرانسوى ها و قلع و قمع مماليك به مصر آمد سرزمين سودان به خاطر خروج يكى از مدعيان مهدويت به آشوب كشانده شد و محمدعلى پاشا با اعزام سپاهيان مصرى اين آشوب را فرو نشاند.
در سالهاى بعد كه محمدعلى به اوج قدرت رسيده بود براى ديدار و مذاكره با پادشاهان محلى به سودان جنوبى رفت و براى نخستين بار نيروى دريايى عثمانى وارد نيل سفيد شد.
سرانجام امپراتور عثمانى طى فرمانى در تاريخ ۲۱ ذيحجه ۱۲۵۶ (۱۳ فوريه ۱۸۴۱ ) حكومت ولايات «نوبه» ، «دارفور» ، «كردفان» و «سنار» را مادام العمر به محمدعلى پاشا واگذار كرد و بعد از آن تاريخ سودان جزيى از كشور مصر به شمار مى رفت.
بعد از تسلط بريتانيا به سرزمين مصر، سودان نيز عملاً مستعمره انگلستان شد ولى از سوى خديو مصر هميشه نماينده اى با عنوان حاكم يا استاندار در خرطوم مستقر بود.
شورش «مهدى سودانى»
محمدابن عبدالله معروف به مهدى سودانى در سال ۱۸۴۳ در سودان به دنيا آمدو در سال ۱۸۸۵ درگذشت.
«مهدى سودانى» يكى از مدعيان معروف مهدويت و پيشواى نهضت دينى و سياسى بزرگ سودان است. پدر او نجار كشتى ساز بود و خود مهدى نيز مدت زمانى به همين حرفه اشتغال داشت . مهدى سودانى تحصيلات ابتدايى را به روايتى در نزد پدرش فرا گرفت و چون از نوجوانى متمايل به زهد و تصوف بود در سال ۱۲۷۷ به يكى از فرقه هاى تصوف پيوست. بعد ازمدتى اقامت در شهر خرطوم به جزيره «ابا» واقع در نيل سفيد رفت و در آن جا براى خود خانقاهى ساخت.
مهدى ادعاى مهدويت مى كرد و در تعاليم دينى او تصوف مرتبه والايى داشت و پيروانش به هنگام نماز طبق دستور، نامش را در تشهد ذكر مى كردند.
طرفداران مهدى بيشتر از طبقه محروم اجتماع بودند و «دراويش» ناميده مى شدند. مهدى بعدها طرفداران خود را «انصار» ناميد.
مهدى در شعبان ۱۲۹۸ ه . ق دعوت خود را آشكار كرد و پيروان او آماده جهاد شدند.
«رؤوف پاشا» حاكم مصرى سودان براى مهاركردن شورش دراويش او را به خرطوم دعوت كرد، مهدى نپذيرفت و سپاهى را كه براى دستگيرى او فرستاده بودند شكست داد.
آن گاه دولت مصر سپاه مجهزى را به فرماندهى ژنرال «جيگلر jigler پاشا» به جنگ او فرستاد و جيگلر با ۵۰هزار سپاه سودانى، شكست خورد.
آنگاه سپاه ديگرى كه به فرماندهى ژنرال هيكس Hiks بر سر او رفته بود نيز منهزم شد . مهدى بعد از پيروزى هاى پياپى به شهر خرطوم حمله كرد و در اين حمله «ژنرال گوردون» حاكم انگليسى خرطوم كشته شد. بدين ترتيب مهدى بر سراسر سودان مسلط گرديد. فتح خرطوم در سال ۱۳۰۲ هجرى قمرى روى داد و اندكى بعد مهدى با بيمارى تيفوس يا آبله درگذشت.
همان طور كه گفته شد در اين جنگ خسارات مالى و جانى فراوانى به نيروى نظامى انگلستان وارد آمد.
«ژنرال گوردون» حاكم انگليسى سودان كه در اين جنگهاكشته شد از چنان موقعيتى برخوردار بود كه ملكه ويكتوريا برخلاف اصول دربار سلطنتى، دولت انگلستان را مستقيماً به خاطر عدم حفاظت از ژنرال گوردون سرزنش كرد.
«گوردون» يك صاحب منصب نابغه و استثنايى بود . ژنرال گوردون به خاطر خدماتى كه در چين و هندوستان و ايرلند و سودان به دولت پادشاهى انگلستان كرده بود يك قهرمان ملى محسوب مى شد.
«گوردون» از شجاعت و شهامت ديوانه وارى برخوردار بود. «ژنرال گوردون» يك مسيحى متعصب بود كه اعتقاد داشت كلمات انجيل حاوى پيش گويى هايى است كه به صورت رمز در آيات آن وجود دارد .
وى از آنجا كه يك مهندس ارتش بود در مأموريت فلسطين از آموخته هاى مهندسى خود براى بررسى دقيق اماكن مقدسه استفاده نمود.
از جمله اقدامات «گوردون» در مقام فرمانروايى سودان مبارزه با برده دارى بود. در حالى كه خود از عوامل طراز اول استعمار و برده دارى نوين بود.
براى اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به :
فرهنگ مصاحب و كتاب :
The Discovery of the nile Gianni Guadalupi
Nile - B.B.C - Marta Holmes - Gavin Maxwell and tim scoones