ناصر فكوهى
متولد ۱۳۳۵ تهران
- تحصيلكرده دانشگاه پاريس در رشته جامعه شناسى و انسان شناسى سياسى
- اخذ دكتراى انسان شناسى از دانشگاه پاريس
- رئيس انجمن انسان شناسى ايران
- برنده جايزه پژوهش بين المللى برگزيده درسال ۱۳۷۷
- مدير گروه انسان شناسى دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران
- برخى از آثار او عبارتند از تأليف كتابهايى چون خشونت سياسى ، اسطوره شناسى سياسى ، تاريخ انديشه ها و نظريات انسان شناسى و ترجمه افسانه هاى شرقى اثر مارگارت يورسنار، زندگانى تولستوى اثر رومن رولان، امپراتورى نشانه ها اثر رولان بارت، قوم شناسى سياسى اثر رولان برتون، محكومان ، مبارزه طبقاتى در شوروى اثر شارل بتلهايم، انسان شناسى شهرى ، ملت و ملت گرايى، دولت ملى و آينده آن و...
ناصر فكوهى را مى توان در طبقه بندى زير مجموعه علوم انسانى، يك انسان شناس مدرن به حساب آورد. انسان شناسى جديديك حوزه علمى ذيل عنوان كلان آنتروپولوژى است كه علاوه بر تحقيق در موضوع هاى كلاسيك مردم شناسى، همچون زندگى عشاير، مطالعات روستايى وفولكلور ، شناخت آداب وآيين هاى كهن قوم ها ومليت ها، به حوزه شهرى و مليت انسان در نظام شهرنشينى نيز مى پردازد و به نوعى با تلفيق اين دو حوزه به يك ديدگاه نو و كاربردى دست يافته است.
«انسان شناسى شهرى» عنوان يكى از كتب مهم ومرجع ناصر فكوهى نيز هست. مطالعه انسان براساس محور به هم تنيده و پيچيده شهرى در اين كتاب تعريف كلى اين شاخه انسان شناسى شده است.
« انسان شناسى شهرى ، رويكردى جامع و كل گرا نسبت به شهر دارد كه آن را در همه ابعادش و به صورت تفكيك شده و در تركيبى پويا مورد مطالعه قرار مى دهد».
فكوهى ورودى هاى اصلى به موضوع شهر را در هفت محور كلى دراين كتاب تشريح مى كند «فضا، زمان ، اقتصاد، قدرت، فرهنگ ، نشانه ، بيان » و به حق كه جامع ترين ونخستين مرجع تمام عيار حوزه انسان شناسى شهرى را ناصر فكوهى با اين كتاب مهم رقم زده است...
ناصر فكوهى به سال ۱۳۳۵ در ميدان فلسطين (كاخ) خيابان مشتاق ديده به جهان گشود. پدرش تاجر، نيشابورى بود ومادرش تهرانى. زمزمه هاى طرح اصلاحات ارضى شنيده مى شد كه فكوهى وارد دبستان شد. او اين دبستان و راهنمايى را درمدرسه «بهشت» واقع در خيابان ابوريحان سپرى كرد. پس از آن دوره ديپلم خود را در مدرسه «هدف» درخيابان انقلاب گذراند. خانواده فكوهى هم مثل همه خانواده هاى يكى دونسل اخير، مى خواستند كه او در رشته علوم طبيعى تحصيل كند، او هم براى برآوردن خواسته شان راهى انگلستان شد اما اين راه رفته چندان به درازا نكشيد ؛ زيرا او به اين نتيجه رسيد كه علاقه اش در عرصه علوم اجتماعى است. «شايد به اين خاطر كه اين علوم آنچنان وسيع و مختلف است كه نمى توان درباره آن به مرزبندى دقيقى دست يافت» پس به فرانسه رفت تا در بسيارى از پايه هاى علوم انسانى ، رشته مورد علاقه اش را دنبال كند.
فكوهى ليسانس خود را درسال ۱۳۵۹ و فوق ليسانس را سال ۱۳۶۱ در رشته جامعه شناسى از دانشگاه پاريس اخذ كرد و اما پنج سالى طول كشيد تا تصميم به ادامه تحصيل و انتخاب تز دكترا بگيرد ونهايتاً سال ۱۳۶۶ تصميم گرفت تحصيلات خود را تا مقطع دكترا ادامه دهد. طبق اين هدف او در رشته اى مشابه به دو دوره گذشته يعنى جامعه شناسى و انسان شناسى مشغول به تحصيل شد و توانست دكتراى خود را با عنوان رساله «مفهوم سياست در مزد يسناى ساسانى» در سال ۱۳۷۳ كسب كند؛ رساله اى كه چهار سال بعد از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به عنوان برنده جايزه پژوهش هاى بين المللى سال شناخته شد.
فكوهى بعد از عزيمت به ايران (سال ۱۳۷۳ ) و قبل از تدريس در دانشگاه به عنوان مدير آگاه سازى پروژه هاى فرهنگى در قسمت معاونت امور انرژى وزارت نيرو مشغول به كار شد. همزمان با اين شغل به صورت حق التدريسى در دانشگاه هايى همچون آزاد، شهيد بهشتى ، علامه طباطبايى درس هايى نظير جامعه شناسى انقلاب، مقدمات جامعه شناسى ، جامعه شناسى جهان سوم و جامعه شناسى كار و مشاغل را ارائه داد.
از سال ۱۳۷۶ نيز پس از استخدام در دانشگاه تهران به تدريس تمام وقت در دانشكده علوم اجتماعى پرداخته و شاگردان بسيارى در اين حوزه تربيت كرده است.البته او به اين مرتبه نيز اكتفا نكرد؛ به گونه اى كه اخيراً پركارتر شده است و درس «انسان شناسى فرهنگى » را در مقطع دكترا در دانشگاه امام صادق (ع) تدريس مى كند.
با اين حال ناصر فكوهى فعاليت خود را فقط و فقط به عرصه دانشگاه محدود نكرده است. او همزمان با تدريس ، در نشريه هاى تخصصى و روزنامه ها قلم زد و مقالات بسيارى در زمينه انسان شناسى ، هنر و فرهنگ ارائه كرده است.
فكوهى در نشريه هايى نظير فرهنگ توسعه ، آفرينش و فرجام، معمارى و شهرسازى ، صنعت حمل و نقل ، گلستانه، لوح و روزنامه هايى چون جامعه ، اطلاعات، خرداد، همشهرى ، نوروز ، كتاب ماه، هنر و... مقالات قابل توجهى را نظير زيباشناسى فاشيسم ، انسان شناسى موسيقى ،نوروز، جشن ملت سازى، زن ايرانى، هويتى تعريف ناشده، اسطوره شناسى انقلاب ، روشنفكران در عصر فروپاشى قطعيت ها و... به نگارش درآورده و ديدگاه ها و نظراتش را خارج از حوزه دانشگاه به جريانهاى عمومى تر اجتماع نيز تعميم داده است.
او ديدگاههاى ويژه اى در حوزه هاى جامعه شناسى سياسى و ملت و ملت گرايى دارد. در سرزمينى مثل ايران كه دوره هاى زمانى - مكانى اقوام از همگرايى تاريخى برخوردار نيست، بحث درباره هويت ملى و مليت گرايى، از حساسيت ناشى از فهم و درك پيرامون حكايت مى كند. خصيصه اى كه در ناصر فكوهى به قوام و مشى پايدار رسيده است. او در گفت وگويى كه چندى پيش با يكى از سايت هاى خبرى انجام داده بود، به فقر استدلالهاى علمى در زمينه جامعه شناسى مليت اشاره زيركانه اى داشت «سؤال من اين است كه چه چيزى ثابت مى كند كه يك محل و يك زمان خاص را مى توان به كل نقاط و زمانهاى ديگر در يك محدوده سياسى يا فرهنگى تعميم داد. اين فقط يك گونه از تعميم دادن هاى كاملاً ضدعلمى است ومن اصطلاحاً به آن مى گويم «جامعه شناسى عاميانه». مثلاً مى گويند ايرانيان نخبه كش هستند و معلوم نيست كه اين تجربه تاريخى از كجا نتيجه گيرى شده است. درست است كه مى شود به تعدادى رويداد درباره نخبه كشى در ايران و در زمان و مكان خاصى اشاره كرد اما نمى شود همه اينها را كنار هم گذاشت و نتيجه گرفت كه ايرانيان نخبه كش هستند. سؤال اول اين است كه «ايرانى ها چه كسانى هستند؟ «ايرانى ها» از نظر ما از صدسال پيش در حال به وجود آمدن هستند و هنوز هم به وجود نيامده اند. مفهوم «ايرانى» از نظر ما در فرايند ساختن «ملت» معنى پيدا مى كند.»
در كنار همه بحث هاى نظرى و تدريس ناصر فكوهى عرصه مديريت هاى اجرايى در حوزه انسان شناسى را نيز خالى نگذاشته واكنون رياست پژوهشكده مردم شناسى ايران را نيز بر عهده دارد.
ايده تأسيس انجمن انسان شناسى توسط اساتيدى چون ناصر فكوهى، جلال الدين رفيع فر، ژاله آموزگار، جواد صفى نژاد، مرتضى فرهادى، يحيى مدرسى شكل گرفت؛ و در سال۱۳۸۰ پايه هاى اين انجمن ريخته شد و تاكنون فعاليت هايى چون انتشار مجله علمى - پژوهشى «نامه انسان شناسى» به سه زبان فارسى، انگليسى و فرانسوى و نيز همايش هاى مرتبط با انسان شناسى را ترتيب داده و برگزار كرده است. همچنين فكوهى در گروه انسان شناسى دانشكده علوم اجتماعى با ديگر همكارانش ۳۰درس در مقطع كارشناسى را بازنگرى كرده و در حال حاضر اين گروه با همكارى وى مشغول بازنگرى، حذف و اضافه درسهايى براى مقطع كارشناسى ارشد است. همچنين گروه انسان شناسى اين دانشكده، با توجه به سپرى شدن ۱۵دوره كارشناسى ارشد، در فكر تدوين دوره دكترا، براى رشته انسان شناسى است. فكوهى معتقد است با يك نگاه كلى شايد نتوان مرزى دقيق بين علم جامعه شناسى وانسان شناسى قائل شد. هر چند رشته انسان شناسى فرهنگى و جامعه شناسى فرهنگى ارتباط خيلى نزديك به يكديگر دارند ولى دورشته در چگونگى استفاده از روشها فرقى اساسى با هم دارند. جامعه شناسان از روشهاى كمى و پيمايشى براى گروههاى بزرگ و جوامع بزرگ استفاده مى كنند؛ در حالى كه انسان شناسان در جوامع كوچك و بر مبناى روشهاى كيفى وژرف عمل مى كنند. به نظر فكوهى تفكر انسان شناسى در قرون وسطى يعنى از زمان دانشمندانى نظير ابن خلدون، مسعودى، ابن فضلان، مقدسى و... شكل گرفت. همچنين در قرن اخير متفكرانى همچون صادق هدايت،محمد على جمال زاده، جلال آل احمد و... اين تفكر را به شكلى نو و تازه درآوردند. با اين حال اين رشته در كشور آمريكا به پيشرفتى گسترده وعميق دست يافته است. اين كشور در حال حاضر حدود ۱۱هزار عضو و ۳۰۰گروه آموزشى دارد. رده هاى بعدى اين رشته به كشورهاى فرانسه، انگلستان، هند، چين، سنگال و... اختصاص دارد.
پيچيده ترين و عميق ترين مقوله در حوزه اجتماع، فرهنگ و رفتارهاى فرهنگى است. اما اين مقوله با وجود تفكر اجتماعى به راه حلهاى اساسى منجر مى شود. ناصر فكوهى جزو آن دسته از متفكرانى است كه اصول تعيين كننده جوامع انسانى را جنبه هاى فرهنگى واجتماعى مى داند نه اصول تكنولوژيكى و كاربردى؛ زيرا تكنولوژى ها مى تواند تبلورى از مناسبت هاى پيچيده فرهنگى باشد.
او تفكر اجتماعى را در جوامع در حال توسعه مهجور وسطحى مى داند. اين كشورها تصور مى كنند، تغيير و نوآورى با اصول تكنولوژيكى دست يافتنى است؛ در صورتى كه نوآورى تكنولوژيكى بدون تحولات فرهنگى و تغييرات اجتماعى نه تنها به بهبودى اوضاع منجر نمى شود بلكه مشكلات دوچندانى را نيز در عرصه هاى مختلف اجتماعى سبب مى شود.
به نظر فكوهى علم انسان شناسى، انسان را در همه ابعاد و به خصوص بعد فرهنگى بررسى مى كند؛ به طبع تأكيد بر بعد فرهنگى باعث مى شود كه تنوع و پيچيدگى هاى فرهنگى شناسايى شود و به دنبال آن شكوفايى و خلق راه حلهاى ساده و سرنوشت ساز براى مشكلات اجتماعى، اقتصادى، سياسى و حتى تكنولوژيكى به وجود آيد.
كتاب «علوم انسانى، گستره شناخت» كه حاصل ترجمه دسته جمعى ناصر فكوهى به همراه اساتيدى ديگر چون مرتضى كتبى وجلال الدين رفيع فر است، امسال برنده كتاب سال دانشگاه تهران شد.
اين روزها فكوهى در آستانه ۵۰سالگى پرثمر خود، همچنان پركار و سرحال است. او كتابهايى چون «در هنر ارتوهاى نظم جهانى»، «گفتارهايى در مسائل توسعه فرهنگى و اقتصادى»، «نشانه شناسى سياسى مزديسناى ساسانى» و ترجمه آثارى نظير «امپراتورى نشانه ها» اثر رولان بارت، «درآمدى بر انسان شناسى تصويرى و فيلم اتنوگرافيك» را در دست انتشار دارد.